امروزه پيشرفت روزافزون فن آوري ارتباطات، سازمان ها را به رقابت سخت و آگاهانه دعوت مي کند و به جرات مي توان گفت سازمان هايي در اين رقابت کمي و کيفي پيروز هستند که مديران آن ها، سازمان خود را با شرايط محيطي وفق داده و شرايط داخلي را بهبود بخشند. از طرفي، سودآوري يک شرکت که بقاي آن را تضمين مي کند، به طراحي برنامه مديريت بازار صحيح براساس ارضاي نيازهاي مشتريان وابسته است. بازاريابي کوششي است درجهت کاهش مخاطرات داخلي و خارجي شرکت، که با به کارگيري روش هاي اقتضايي، موقعيت ها را ارزيابي کرده و واکنش سازمان ها را در برابر آن ها تضمين مي کند.
اهميت برنامه ريزي براي بازاريابي در چند سال اخير رشد فزاينده اي داشته است. در بازاريابي ابتدا بايد هويت هر مشتري را مشخص نموده و خصوصيات هر يک از آنها را بطور مجزا مورد بررسي قرار داد. هرچه ميزان ارتباط برقرارشده ميان سازمان و مشتريان نزديکتر و صميمي تر باشد به همان نسبت مي توان آن ها را به سازمان نزديکتر ساخت .
برقراري اين ارتباط صميمي نيازمند کسب اطلاعات دقيق از مشتريان مي باشد. بازاريابي الکترونيک امکانات و تسهيلات جديدي را براي رسيدن به اين هدف فراهم آورده است. در اين مقاله به تشريح بازاريابي الکترونيکي و چالش هاي آن در بازار ديجيتالي حاضر پرداخته شده و با تاکيد بر نقش کليدي آن براي موفقيت در بازار رقابتي ، استراتژي هايي براي سازماندهي و اداره ارتباط با مشتريان از اين طريق ارائه شده است .
ادامه مطلب
سيدحسين ميرمعزى
مقدمه
بانك به شكل سنتى آن مولود نظام سرمايه دارى(1) است و در اين نظام جايگاه تعريف شده اى دارد. اهداف و وظايف بانك ها متناسب با مبانى و اصول اين نظام شكل گرفته و به عنوان جزئى از نظام, با ديگر اجزا همخوانى دارد.
گرچه مشخصه بارز بانك ها بهره است و اسلام بهره و ربا را حرام دانسته, لكن براى استفاده از بانك در نظام اقتصادى اسلام, حذف بهره به تنهايى كافى نيست, بلكه ابتدا بايد جايگاه بانك را در نظام اقتصاد سرمايه دارى بيابيم و روشن سازيم كه بانك ها چه خلايى را در اين نظام پركرده و چه اهدافى را تعقيب مى كنند سپس به مطالعه نظام اقتصادى اسلام پرداخته و به دنبال اين باشيم كه اصولا آيا خلا مزبور در اين نظام نيز وجود دارد؟ و اگر جواب مثبت است چگونه اين خلا پر مى شود؟ و با توجه به جايگاه بانك در نظام اقتصادى اسلام الگوى مناسب بانكدارى چيست؟
ادامه مطلب
احمدعلي يوسفي
مقدّمه
دگرگونيهاي سريع اقتصاد و ماهيّت اعتباري پول، باعث شده است تا ارزش پول، پيوسته سير نزولي داشته باشد و اين روند با ورود پول كاغذي و تحريري، شدّت بيشتري يافته است. در قراردادهاي بلند مدّت، ارزش پول به صورت چشمگيري كاهش يافته، نگرانيها و نابسامانيهاي فراواني براي افرادي چون صاحبان درآمد ثابت، صاحبان پسانداز، و طلبكاران ايجاد ميكند؛ براي مثال، اگر شخصي ده سال پيش، از ديگري دههزار تومان طلب داشته و در اين مدّت، تورّم سالانه به طور متوسّط 30 درصد باشد، اگر بخواهد طلب خود را به گونهاي دريافت كند كه قدرت خريد پولش محفوظ بماند، بايد به جاي دههزار تومان، مبلغ 137858 تومان دريافت كند. به عبارت ديگر، ارزش حال دههزار تومان وي، پس از ده سال با تورّم پيشگفته، برابر با 725 تومان خواهد بود و اين امر باعث شده كه اقتصاددانان به جبران كاهش ارزش پول توجّه كنند و در دهههاي اخير، فقيهان و اقتصاددانان اسلامي، عنايت خاصّي به آن داشته باشند.
اين بحث از اوايل قرن هجدهم مرتّب بين اقتصاددانان مورد گفتوگو بوده و از طرف آنها سفارشها و پيشنهادهايي ارائه ميشد؛ براي مثال در سال 1882 ميلادي ژوزف لوي در پرداخت مزد، و اجاره زمين و سندهاي با مدّت طولاني، پيشنهاد داد كه پرداختها با قدرت خريد پول هماهنگ باشد.
ادامه مطلب
در گفت و گو با پروفسور شاپور رواساني عنوان شد ؛
جواد صبوحي
اشاره
پروفسور دكتر شاپور رواساني، نه از آن جهت كه كرسي استادي دانشگاه ادنبورگ آلمان را دارد و به همين مناسبت او را بدين عنوان مي شناسند و نه از آن حيث كه تلاشهاي او براي احياي آثار نهضت جنگل براي برخي شناخته شده تر است، بلكه از آن حيث كه سعي و تلاش او در ميان بسياري ديگر از عمق بيشتري برخوردار بوده، مخاطب ما قرار گرفته است.
اين غور و ژرف انديشي وي را مي توان در تمامي آثارش ديد. چپاول ، نظريه دو دنيا ، جامعه بزرگ شرق ، زمينه هاي اجتماعي هويت ملي و ... هر يك به شكلي و از زاويه اي نو، مفاهيم مختلف را مورد بررسي قرار داده اند.
پروفسور رواسانيِ ، با اين شرط انجام گفت و گو با ما را پذيرفت كه سؤالي در خصوص فعاليتهاي غيرعلمي اش مطرح نشود. آنچه از او مي دانيم آن است كه در سال 1983 كتابي با عنوان now is how منتشر مي شود كه به بررسي زندگي علمي پاره اي از دانشمندان بزرگ دنيا مي پردازد و نام رواساني نيز در رديف نخستين دانشمندان جاي گرفته است. دانشمندان آلماني در سال 1990 نام او را در فهرست بهترين دانشمندان آلمان جاي داده اند و ...
او خود مي گويد: تمام تلاش من اين است كه اينجا (در ايران) بمانم، فارسي بنويسم و تلاش كنم تا جامعه خود را آن طور كه هست به ديگران بشناسانم و در اين راه دانش آموزي بيش نيستم ... .
ملاقات با پروفسور رواساني در يك روز سرد برفي انجام مي پذيرد. آنچه نمي توان در ضمن پاسخهاي او به پرسشهايمان به آن اشاره كرد، لبخند زيبايي است كه هر از چندي بر لبانش نقش مي بندد و آرامشي است كه در رفتارش به وضوح نمايان است و شايد همه اينهاست كه وقتي مي شنوي بيش از 76 سال از حياتش مي گذرد، نمي تواني به راحتي آن را قبول كني!
يك معرفي كوتاه از خودتان ...
ادامه مطلب
محمد فولادى
مقدمه
موضوع جامعه مدنى و طرح مسائل مربوط به آن، مدتى است كه از جمله مباحث پرمناقشه جامعه اسلامى ماست. هر چند اين الفاظ در جامعه ما نوظهور است، اما در ديار غرب، بسامد بيش ترى داشته و فراز و نشيب هاى فراوانى به خود ديده است. نقطه ابهام اين اصطلاحات در جامعه ما در اين جاست كه چرا، جامعه اسلامى را با شكل حكومت، بنيان مستحكم، اصول و ايدئولوژى خاص خود و با قدمتى بيش از هزار ساله رها كرده ايم و در پى تحقق حكومت در جامه جامعه مدنى هستيم؟
سؤال اصلى اين مقاله آن است كه آيا چنين جامعه اى برازنده حكومت و جامعه دينى هست؟ به عبارت ديگر، آيا مى توان به تحقق عينى «جامعه مدنى دينى» اقدام نمود؟ اين ابهام زمينه تصارب جدّى آراء را در عرصه جامعه فرهنگى ما پديد آورده است. برخى به عدم امكان تحقق جامعه مدنى دينى نظر داده و برخى نيز بر تحقق جامعه مدنى دينى اصرار مىورزند. اين مقال در تلاش است تا دلايل موافقان و مخالفان تحقق جامعه مدنى دينى را طرح و سپس به داورى بنشيند. طبعاً بررسى شاخص هاى عمده جامعه مدنى و بيان چالش ها و موانعى كه ممكن است در اين ميان وجود داشته باشد، از جمله قدم هاى بعدى است.
مفهوم جامعه مدنى
پيش از ورود به بحث، تذكر اين نكته ضرورى است كه آنچه محل نزاع و تضارب آراء است و تحقق يا عدم تحقق آن مورد شك و ترديد و بحث و مناقشه قرار گرفته جامعه مدنى به عنوان فرايندى خاص است كه در جوامع غربى به وقوع پيوسته و جامعه اى با اصول و بنيان هاى خاص خود و داراى معنا و مفهوم و قالب حكومتى خاص است. اما در اصطلاحى ديگر و در معنايى عام، بدون ترديد، هر جامعه دينى، جامعه اى مدنى است. بنابراين، اگر جامعه مدنى را به مفهوم عام آن در نظر بگيريم و آن را به هر جامعه متمدن; قانون مدار و قانون گرا; داراى فرهنگ، آداب، رسوم، هنجارها، ارزش هاى خاص خود و جامعه اى مردم سالار كه در آن امكان مشاركت آزادانه شهروندان در تعيين سرنوشت و نحوه اداره امور و شؤونات زندگى اجتماعى خويش و نيز امكان تشكيل انجمن ها، احزاب و تشكّل هاى سياسى، صنفى، شغلى و فعاليت آزادانه و ضابطه مند آن در عرصه فعاليت هاى سياسى، اجتماعى، فرهنگى وجود دارد، تعريف كنيم، البته جامعه دينى هيچ تعارضى با جامعه مدنى بدين معنا نخواهد داشت; زيرا جامعه دينى جامعه اى است داراى فرهنگ، آداب، رسوم، ارزش ها، هنجارها و... و به طور كلى، جامعه اى قانون مدار و قانون گرا كه در آن گروه ها، احزاب، انجمن ها و در مجموع، تشكل هاى سياسى در قالب قانون، آزادانه فعاليت مى كنند. بنابراين، آنچه محل نزاع است اين معنا از جامعه مدنى نيست، بلكه جامعه مدنى به اصطلاح خاص است.
جامعه مدنى در اصطلاح خاص نيز فراز و نشيب هاى فراوانى به خود ديده است. براى اجتناب از اطاله كلام، در اين جا فقط، به چند تعريف از جامعه مدنى اشاره مى شود:
ادامه مطلب
در مورد سازمان اصناف ايران در دوره قاجار اسناد بسيار كمي در دست است. شايد اغراق باشد، اگر گفته شود كه ما درباره اين موضوع در تاريكي محض قرار داريم و تقريبا در مقايسه با مطالب بسياري كه درباره سازمان اصناف مصر و تركيه موجود است، مدارك ما درباره تشكيلات اصناف ايران هيچ است.
انتخاب شغل در دوره قاجار آزاد بود. فقط به خانواده و يا ملاحظات مالي محدود ميشد و در واقع خانوادههاي زيادي بر حسب سنت مشاغل خاصي را ادامه ميدادند. اما اين امر به علت يك اجبار صنفي به مفهوم اروپايي كلمه نبود. عضويت در صنف اجباري بود و براي آن عده از ايرانياني كه ميخواستند با پرداختن به كسب يا حرفهاي امرار معاش كنند، مشكلي ايجاد نميكرد. اصل كار اين بود كه استادي پيدا كرده به استخدام او درآيند. لازمه پرداختن به هر كاري عضويت در صنف بود. براي پذيرفته شدن در يك صنف معيارهاي خاصي به كار گرفته ميشد.
هر صنف به دستور حكومت يك طبقه مالياتي تشكيل ميداد. بنابراين هيچ كاسب يا پيشهوري اجازه نداشت كه در خارج صنف كار كند. اين قانون پيوسته اجرا ميشد. حكومت ايران براي وصول ماليات ميخواست، خردهفروشان اروپايي را كه در ايران كار ميكردند، داخل اصناف كند. با اينكه اجبار صنفي وجود نداشت، بسياري از تازهواردان به اصناف البته فرزندان يا خويشان اعضاي اصناف بودند، كه توسط اقوام خود تربيت شده بودند تا مآلاً جاي آنها را اشغال كنند. در نتيجه سنت ادامه يك كسب يا يك صنعت در برخي خانوادهها شيوع يافت. و اين امر وقتي بيشتر شايع ميشد، كه يك صنعتگر، استطاعت خريد ابزار و وسايل جديد را نداشت تا فرزندش را در حرفهاي جز حرفه خودش به كار گمارد.
ادامه مطلب
جامعهي اطلاعاتي، جامعهي پساصنعتي، جامعهي دانش محور، جامعهي فكري، جامعهي كامپيوتري: همهي اين اصطلاحات برچسبهايي هستند براي درك دگرگوني ژرف جوامع صنعتي در بخش پاياني قرن بيستم. صرف نظر از برچسبي كه به كار ميرود، تأكيد اصلي همواره بر اين نكته است كه جوامع صنعتي دارند به شكل تازهاي تكامل مييابند كه در آنها تكنولوژي نقش محوري دارد.
با اين همه، برچسبها به جاي اين كه مسأله را روشن كنند ممكن است موجب سردرگمي شوند. به رغم اين واقعيت كه دربارهي اين دگرگوني اخير جامعه در سي سال گذشته بسيار گفته و نوشتهاند، اصطلاحاتي مانند «جامعهي اطلاعاتي» اكنون بخشي از واژگان رايج به شمار ميرود، هنوز هم اغلب چندان روشن نيست كه اين گونه برچسبهاي آسانياب عملاً چه معنايي دارند.
به نظر من، «جامعهي پساصنعتي»، اصطلاح و مفهومي كه خود من به كار ميبردم، مناسبترين اصطلاح است، نه به اين دليل كه برچسب راحتي است بلكه به اين دليل كه ابزاري است كه به عقيدهي من ميتوان به كمك آن درك بهتري از عصر ما به دست آورد. من در كتاب ظهور جامعهي پساصنعتي كه نخستين بار در سال 1973 منتشر شد، ويژگيهاي جامعهي پساصنعتي را برشمردهام، امروز، پس از گذشت بيش از 25 سال، تقريباً با يقين ميگويم كه بيشتر تحليلها و پيشبينيهايم درست بوده است.
در اين كتاب كمتر وارد جزئيات شده و خواهم كوشيد ويژگيهاي عمدهي جامعهي پساصنعتي را به گونهاي ارائه دهم كه خوانندهي متون تجاري را در دست زدن به قضاوتهاي منطقي و تشخيص صحيح كه از اركان موفقيت تجاري است ياري رساند. هر گاه كه خطر «اضافه بار اطلاعاتي» پديدار ميشود يا هر گاه كه تازهترين نظريهي مديريت «معجزهآسا» به بازار ميآيد. اين اصول را به ياد بياوريد.
ادامه مطلب
فرصتهاي از دست رفته : آيا موفقيت آدمي را كور ميكند؟
البته وقتي ميتوان از فرصتها استفاده كرد كه افراد مناسب در وقت مناسب آنها را دريابند. بسياري از شركتها دقيقاً به اين دليل مضمحل ميشوند كه نميتوانند پيش از رقباي خود تغييرات بنيادين را درك يا از فرصتهاي جديد استفاده كنند. موفقيت چشم بسياري از شركتها كه از ديرباز بر حوزهي فعاليت خود سلطه داشتهاند كور كرده و آنها را از تشخيص اهميت تكنولوژيهايي كه در آغاز راه خود هستند ناتوان ساخته است.
ديگر نمونهي كلاسيك آن، سرگذشت توليدكنندگان آمريكايي پيشرو در ساخت لامپهاي خلأ است كه در كامپيوترهاي اوليه از آن استفاده ميشد. حتي يكي از اين توليدكنندگان لامپهاي خلأ در تكنولوژي ترانزيستور كه كامپيوتر را يك سره دگرگون ساخت، پيشرو بازار نشد. تكنولوژي جديد و كارآمدتر را شركتهاي ديگري ابداع كردند، در حالي كه شركتهايي كه امكان «جهش» كامپيوترهاي اوليه را فراهم كردند فرصتي طلايي را از دست دادند.
ديگر نمونهي بارز فرصتهاي از دست رفته، پيشرفتهاي چشمگير آي بي ام و اقمار آن در 15 سال گذشته است. در ادبيات تجاري به اين نكته كه آي بي ام در آستانهي اضمحلال قرار گرفته بود، به دفعات اشاره شده است؛ زيرا اين مسأله آشكارا نشان ميدهد كه چگونه ناتواني حتي شركتهاي بزرگ و ريشهدار از درك تكنولوژيها و فرصتهاي جديد ممكن است آنها را تا لبهي پرتگاه بكشاند.
ادامه مطلب
• تهيه و تنظيم : ملا عاشور قاضي
در اين مقاله صرفاً به معرفي ديدگاههاي مختلف در زمينه ي توسعه و توسعه روستايي با استناد به منابع آن ها مي پردازيم و جنبه ارزشي و قضاوت نهايي را به عهده خوانندگان فهيم و صاحبنظران صائب نظر واگذار مي كنيم .
اين مقاله درسه قسمت اصلي تدوين يافته است كه در قسمت اول به «تعاريف توسعه » و در قسمت دوم به «سير تحول ديدگاهها و استراتژي هاي توسعه» و در قسمت سوم به موضوع «جست و جوي راهبردي براي توسعه روستايي» پرداخته شده است.
1. تعاريف توسعه
«توسعه» مي تواند در حوزه هاي مختلف اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي ، علمي - فرهنگي و ... باشد و صاحبنظران و اهل فن ، آثار مختلفي در موضوعات توسعه اقتصادي ، توسعه سياسي ، توسعه اجتماعي ، توسعه علمي - فرهنگي و ... آفريده اند.
تعريف واحدي از توسعه وجود ندارد و تعاريف متعددي از آن ارائه شده است. عده اي معتقدند «توسعه عبارت است از رشد به علاوه تحول در ارزش ها ، بينش ها و رفتارها. رشد بيشتر يك مفهوم كمي دارد كه گسترش در سطح را نشان مي دهد. رشد اقتصادي به افزايش توليد ناخالص يك كشور و افزايش درآمد سرانه ظرف مدت معين اطلاق مي شود (مهندس سيد مرتضي نبوي ، 1383 : 114) .
در مقاله ي «محسن ميرزايي» با عنوان «سواد و توسعه» در جواب به سؤال «توسعه چيست ؟» مطالب زير را مي خوانيم. از توسعه تعاريف متعددي ارايه شده است. توسعه را فرآيندي مي دانند كه فقر را برطرف مي كند و يا فرآيندي است كه طي زمان هاي مشخص توليد ملي را افزايش مي بخشد و يا علاوه بر توليد ملي ، درآمد سرانه و بازدهي سرانه را نيز افزايش مي دهد و به باور ما ، اين ها همه آثار توسعه است و توسعه مفهومي عميق تر از آثار آن است .
ادامه مطلب
(كليه حقوق مادي و معنوي اين سند, كه بخشي از يك گزارش مفصل مي باشد, متعلق به سازمان همياري اشتغال فارغ التحصيلان مي باشد)
مقدمه
از ساليان بسيار دور, با افزايش سطح دانش و فهم بشر, كيفيت و وضعيت زندگي او همواره در حال بهبود و ارتقا بوده است. بعد از انقلاب فرهنگي-اجتماعي اروپا (رنسانس) و متعاقب آن انقلاب صنعتي, موج پيشرفت هاي شتابان كشورهاي غربي آغاز گرديد. تنها كشور آسيايي كه تا حدي با جريان رشد قرن هاي نوزده و اوايل قرن بيستم ميلادي غرب همراه گرديد كشور ژاپن بود. بعد از رنسانس كه انقلابي فكري در اروپا رخ داد, پتانسيل هاي فراوان اين ملل, شكوفا و متجلي گرديد اما متاسفانه در همين دوران, كشورهاي شرقي روند روبه رشدي را تجربه نكرده و بعضاً سيري نزولي طي نمودند. البته بعضاً حركت هاي مقطعي و موردي در اين كشورها صورت گرفت اما از آنجاييكه با كليت جامعه و فرهنگ عمومي تناسب كافي را نداشت و مورد حمايت واقع نگرديد, به سرعت مزمحل گرديد. محمدتقي خان اميركبير در ايران, نمونه اي از اين دست است.
مباحث توسعه اقتصادي از قرن هفدهم و هجدهم ميلادي در كشورهاي اروپايي مطرح گرديد. فشار صنعتي شدن و رشد فناوري در اين كشورها توام با تصاحب بازار كشورهاي ضعيف مستعمراتي باعث شد تا در زماني كوتاه, شكاف بين دو قطب پيشرفته و عقب مانده عميق شده و دو طيف از كشورها در جهان شكل گيرد: كشورهاي پيشرفته (يا توسعه يافته) و كشورهاي عقب مانده (يا توسعه نيافته).
با خاموش شدن آتش جنگ جهاني دوم و شكل گيري نظمي عمومي در جهان (در كنار به استقلال رسيدن بسياري از كشورهاي مستعمره اي), اين شكاف به خوبي نمايان شد و ملل مختلف جهان را با اين سوال اساسي مواجه ساخت كه چرا بعضي از مردم جهان در فقر و گرسنگي مطلق به سر مي برند و بعضي در رفاه كامل؟ . از همين دوران انديشه ها و نظريه هاي توسعه در جهان شكل گرفت. پس در واقع نظريات توسعه بعد از نظريات توسعه اقتصادي متولد گرديد.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


