سلام بر ملّت رسول خدا
مينويسند حسين(عليهالسّلام) به ميدان رفت. و معمولاً امام حسين در روز عاشورا حملهاي ميكرد و بعد ميآمد و در يك بلندي ميايستاد و صدايش بلند ميشد به تكبير گفتن: «اَللهاَكبَر»؛ يا گاهي ميگفت، «لااِلهالّاالله»؛ و گاهي ميگفت: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». ميگويند اين ذكرها را براي اين ميگفت كه صدايش به خيام حرم برسد تا اين بيبيها و بچّهها دلشان آرام بگيرد و بدانند كه هنوز آقا زنده است. حسين(عليهالسّلام) خسته شد. «فَوَقَفَ سَاعَةً لِيَسْتَرِيح»؛ مقداري ايستاد كه استراحت كند، «إذْ أَتَاهُ حَجَراً فَوَقَعَ فِى جَبْهَتِه»؛ سنگي آمد و به پيشاني حسين(عليهالسّلام) اصابت كرد. خون از پيشاني سرازير شد و جلوي ديدگان حسين(عليهالسّلام) را گرفت، «فَأخَذَ قَميصَهُ لِيَمْسَحَ الدَّمَ عَنْ وَجْهِه»؛ دست برد و دامن پيراهن را بالا آورد، تا خون را از چهرة خود پاك كند، «إذْ أتَاهُ سَهْمٌ مَسمُومٌ لَهُ ثَلاثُ شُعَب»؛ تير مسموم سه شعبه آمد، «فَوَقَعَ فِى صَدْرِهِ أو فِى قَلْبِه»؛ به سينه يا قلب حسين(عليهالسّلام) اصابت كرد، «فَانقَلَبَ عَن فَرَسِه»؛ حسين(عليهالسّلام)، هرچه كرد نتوانست خود را بر روي مركب نگاه دارد؛ واژگون بهسوي زمين شد، «وَ قال بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه»...
مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی
ادامه مطلب
