اکنون آراي مذاهب چهارگانه اهل سنت را پيرامون وقف پول مورد بررسي قرار ميدهيم
:
حنابله
زحيلي ضمن بيان نظريهي حنابله پيرامون آنچه وقف آن
جايز است، وقف درهم و دينار را در زمرهي موارد بطلان وقف نزد آنان ذکر کرده است و
مينويسد
:
«
قد وضع الحنابلة و غيرهم حنابطا لما يجوز وقفه و ما لا يجوز،
فقالوا: الذي يجوز وقفه هو کل ما جاز بيعه و جاز الانتفاع به مع بقاء عينه، و کان
أصلا يبقي بقاء متصلا کالعقار و الحيوانات و السلاح و الأثاث و أشباه ذلک
.
و
ما لا ينتفع به الا بالاتلاف مثل الدنانير و الدراهم (النقود) و ما ليس بحلي، و
المأکول و المشروب و الشمع و أشباهه، لا يصح وقفه في قول عامة الفقهاء؛ لأن الوقف
تحبيس الأصل و تسبيل الثمرة، و ما لا ينتفع به الا بالاتلاف لا يصح فيه الوقف؛ لأنه
لا يمکن الانتفاع به علي الدوام.» (الزحيلي، 1405 ق، 162/8
)
«
حنابله و ديگران
ضابطهاي را براي مال موقوف ذکر نمودهاند و ميگويند: وقف هر آنچه که بيع آن جايز
است و انتفاع از آن با بقاي متصل عين آن ممکن ميباشد مانند عقار و حيوان و سلاح و
اثاثيه و نظاير آن؛ صحيح است
.
اما آنچه که انتفاع از آن موجب اتلافش ميگردد
مانند نقود و خوردني و آشاميدني و شمع و نظاير آن، در نزد همهي فقها وقفش صحيح
نيست؛ زيرا وقف، تحبيس اصل و تسبيل ثمره است؛ لذا آنچه که انتفاع از آن موجب اتلافش
ميگردد، وقفش صحيح نيست، چون انتفاع دائمي از آن ممکن نيست
.»
ابنقدامه نيز در
مغني ذيل عبارت مختصر: «ما لا ينتفع به الا بالاتلاف مثل الذهب و الورق و المأکول و
المشروب فوقفه غير جائز.» (آنچه که انتفاع از آن موجب اتلاف آن ميگردد، مانند: طلا
(
دينار) و اسکناس و خوردني و نوشيدني، وقف آن جايز نيست.) مينويسد
:
«
و جملته
آن ما لا يمکن الانتفاع به مع بقاء عينه کالدنانير و الدراهم و المطعوم و المشروب و
الشمع و أشباهه لا يصح وقفه في قول عامة الفقهاء و أهل العلم
.»
«
آنچه که انتفاع
از آن با بقاي عين آن منافي است، مانند: دينار و درهم و خوردني و آشاميدني و شمع و
مانند آن، وقف آن نزد فريقين صحيح نيست
.»
آنگاه ميگويد
:
«
قيل في الدراهم
و الدنانير يصح وقفها علي قول من أجاز اجارتها، و لا يصح لأن تلک المنفعة ليست
المقصود الذي خلقت له الأثمان و لهذا لا تضمن في الغصب فلم يجز الوقف له کوقف الشجر
علي نشر الثياب و الغنم علي دوس الطين و الشمع ليتجمل به.» (ابنقدامة، 1414 ق،
262/8)
«
گفته شده وقف درهم و دينار بنابر اينکه اجارهي آن جايز باشد، صحيح
است؛ اما اين نظريه صحيح نيست؛ زيرا چنين منفعتي که درهم و دينار براي آن وقف
ميشود، در زمرهي انتفاعاتي که درهم و دينار براي آن وضع گرديده است، نيست و به
همين خاطر درهم و دينار غصب شده ضمان ندارد
.
بنابراين وقف درهم و دينار صحيح
نيست؛ زيرا همانند وقف درخت براي آويزان نمودن لباسهاي شسته شده و وقف چهارپا براي
لگد نمودن گل و وقف شمع براي زيبايي ميباشد [که اينها همه، مصاديقي از انتفاعات
غير مقصودند و وقف درهم و دينار نيز از اين قبيل است
].»
شمسالدين ابنقدامه در
شرح کبير نيز نظير همين عبارات را ذکر نموده است. (همان، 8/ 212 و 213
)






