حضرت صاحب الشرف
 
او خواهد آمد...
 

 حضرت زهرا (س) چگونه به شهادت رسید؟!

شهادت حضرت زهرا (س) و وقایع پس از شهادت پیامبر (ص) نه تنها در منابع موثق شیعی که در منابع موثق اهل سنت آمده است.

آتش زدن درِ خانه حضرت فاطمه و سیلى زدن به آن حضرت در منابع تاریخى و روائى شیعه آمده است و براى آن کس که شیعه است، همین مآخذ کافى است. در منابع و مآخذ اهل سنّت نیز آمده است و سنّى ها مى توانند به آن معتقد باشند.

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 13 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

 علت شهادت حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه از تاریخ خودداری نموده اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می گوید: «جساراتی را که مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است .

در حالیکه ...



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 13 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

فرا رسيدن شهادت صديقه كبرى، فاطمه زهرا، پاره تن پيامبر صلى الله عليه وآله همسر امير مؤمنان على بن أبى طالب، و مادر امامان معصوم را به تمامى شيفتگان و دوستداران خاتم پيامبران و اهل بيت پاك و مطهر آن حضرت تسليت عرض نموده، اميد آن داريم كه در دنيا سعادت پيروى و زيارت اين بزرگواران را داشته باشيم، و در آخرت از شفاعتشان بهره‏مند گرديم، آمين ربّ العاليمن.

 





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

فاطمه زهراعليها السلام در روز بيستم جمادى الثاني، در سال پنجم بعثت در مكه مكرمه ديده به جهان گشود، پدر بزرگوارش خاتم الأنبياء حضرت محمد مصطفى‏ صلى الله عليه وآله و مادر گرامش خديجه كبرى‏ عليها السلام است، همان بانويى كه با تمام وجود از پيامبرصلى الله عليه وآله دفاع كرد و اول زنى بود كه به آن حضرت ايمان آورد.
 

ادامه مطلب



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

اعمال ماه جمادی الثانی

اعمال ماه جمادى الثانی:

سيّد ابن طاووس روايت كرده: مؤمن در اين ماه هرگاه كه خواهد، چهار ركعت نماز بجا آورد همراه با دو سلام كه در ركعت اول پس از سوره حمد يك مرتبه آية الكرسى و بيست و پنج مرتبه سوره قدر، و در ركعت دوم پس از سوره حمد يك مرتبه سوره الهيكم التكاثر و بيست و پنج مرتبه سوره توحيد و در دو ركعت بعد، در ركعت اول پس از سوره حمد يك مرتبه سوره كافرون و بيست و پنج مرتبه سوره فلق و در ركعت دوم پس از سوره حمد يك مرتبه سوره نصر و بيست و پنج مرتبه سوره ناس و پس از سلام، هفتاد مرتبه بگويد:

سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ

منزه است خدا و ستايش از آن اوست، معبودى جز او نيست، و خدا بزرگتر است

و هفتاد مرتبه:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا بر محمد و خاندان محمّد، درود فرست

آنگاه سه مرتبه بگويد:

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ

خدايا مردان و زنان با ايمان را بيامرز

پس سر به سجده نهاده و سه مرتبه بگويد:

يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

اى زنده، اى پاينده، اى داراى بزرگى و شكوه، اى خدا، اى بخشنده، اى مهربان، اى مهربان ترين مهربانان

سپس هر حاجت كه دارد از خدا بخواهد، هركه اين عمل را بجا آورد، خدا خود و مال و مال و زنال و فرزندان، و دين و دنيايش را تا سال آينده حفظ میكند، و اگر در اين سال از دنيا برود بر حال شهادت رفته است، يعنى ثواب شهيدان را دارا میباشد.





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

دومین نایب خاص حضرت مهدی علیه السلام محمدبن عثمان بود که پس از درگذشت پدرش، حضرت ضمن توقیعی به وی تسلیت گفت وپس از دعای خیر در حقش امور را به او واگذار کردند. او نیز همانند پدرش از نزدیکان وافراد مورد اعتماد امام عسکری بود، چنانکه ضمن روایت آن حضرت چنین آمده: العمری وابنه ثقتان، فما ادیا الیکه فعنی یؤدیان وما قالا لک فعنی یقولان، فاسمع لهما واطعهما فانهما ثقتان المامونان. عمری وپسرش هردو ثقه ومورد اعتمادند. هرچه رسانند از طرف من می رسانند وهرچه گویند از من است. به حرف آنان گوش بده واز آنان پیروی کن که آنان ثقه وامین منند. دستوری از امام عسکری علیه السلام به هیئت یمنی ها وجود دارد که حضرت به آنان فرمود: واشهدوا علی ان عثمان بن سعید وکیلی وان ابنه محمد وکیل ابنی مهدیکم. یعنی شاهد باشید که عثمان بن سعید وکیل من است وفرزندش محمد وکیل فرزندم مهدی شما است. بنا براین علاوه بردستور امام مهدی بروکالت محمد بن عثمان، این فرمایش امام عسکری هم وجود دارد که پیشاپیش سفارت و وکالت وی را اعلام می کند.

علی رغم مخالفت های که از ناحیه برخی غالیان با وی صورت گرفت، بیشتر شیعیان پیروی از او را گردن نهاده وهرگز در عدالت وی تردیدی به خود راه ندادند. او تاسال 305 هجری در قید حیات بود ورابط امام با شیعیان محسوب شده وکنترل وهدایت وکلای آن حضرت در بلاد اسلا را برعهده داشت. در طول مأموریت او توقیعاتی ناظر برتأیید سفارت وی از ناحیه مقدسه صادر گردید.1

در دوران حیات محمد بن عثمان، توقیعات فراوانی در امور مهم، به همان خطی از امام زمان که در زمان عثمان بن سعید صادر می شد، از ناحیه مقدسه بدست وی بیرون می آمد شیعیان در مسائل ومشکلات شان به ایشان مراجعه می نمودند.

چون تاریخ وفات پدر گرامی ایشان معلوم نیست، آغاز سفارت محمد بن عثمان هم معلوم نیست ولی همین اندازه مسلم است که قبل از سال 267 در این پست ومقام بوده است، زیرا ابن هلال کرخی که یکی از منحرفین بوده است، در زمان سفارت وی مورد طعن ولعن قرار گرفته است در حالیکه ابن هلال در 267 مرده است. بدین جهت شروع نیابت خاصه محمد بن عثمان باید قبل از 267 باشد بنا براین می توان چنین گفت که عثمان بن سعید حدود 5 تا 6 سال نیابت خاصه را عهده دار بوده است وفرزندش از 266 تاسال 305 یعنی حدود چهل سال به عنوان نایب خاص امام زمانش بوده است. بنا براین دوران سفارت ونیابت ایشان از همه سفرا طولانی تر بوده است واز این جهت از همه سفرای دیگر نقش مهم تر داشته است.

محمد بن عثمان با اشاره وراهنمایی امام مهدی علیه السلام وقت مرگ خود را می دانست از این رو برای خود قبری حفر کرده وبا چوب ساج پوشش نمود. راوی می گوید از وی پرسیدم چرا قبر را برای خود حفرکردی؟ گفت: هرکس اسباب و وسیله ای دارد، من مامورم کارهای خود را جمع کنم ودوماه بعد از دنیا خواهم رفت.

محمد بن عثمان طبق فرمان آقایش، جانشین خود را (سفیر سوم) حسین بن روح قرار داد ودرسال 304 یا 305 دار فانی را وداع گفت ودر بغداد به خاک سپرده شد.2

  • 1. رسول جعفریان، حیات فکری وسیاسی امامان شیعه علیهم السلام،انتشارات ، قم، چاپ ششم، 1381، ص 580
  • 2. سید محمد صدر، تاریخ غیبت صغری امام مهدی (ع)، مترجم محمد امامی، کیوان اصفهان، اصفهان، 1364، ص 50-52

 





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

 شاخه گلی که فراموشی می آورد

امام سجاد علیه السلام در حدیثی فرمودند: هنگامی که موقع مرگ بنده مؤمن فرا می رسد خداوند دو شاخه گل از بهشت برای مؤمن می فرستد...اینکه خدا صبر می کند و در لحظه جان دادن برای مؤمن، شاخه گل می فرستد برای این است که در آن شرایط هیچ چیز به اندازه این شاخه گل برای او مفید نیست.

خداوند برای مؤمنی که می خواهد جان بدهد دو شاخه گل می فرستد اما این دو شاخه گل، گلهای معمولی نیستند!

هر کدام از این شاخه گل ها اثر مخصوصی را دارد. مقداری فکر کن، هر انسانی در این دنیا وظیفه دارد برای گذران امور زندگی خود به تلاش و فعالیت اقتصادی بپردازد.

آری، کار و تلاش در اسلام به عنوان عبادت معرفی شده است و شخص مؤمن هم در راستای این دستور اسلامی، به کسب درآمد می پردازد.

خوب این بنده خدا، یک عمر زحمت کشیده است، خانه و ماشین و دیگر وسائل زندگی را فراهم نموده است و معلوم است که به آن علاقمند است و شاید دل کندن از آن برای او سخت باشد.

آیا می دانی نام یکی از آن شاخه گلها، «مُسیخه» می باشد؟

مُسیخه به معنای «بی خیال کننده» می باشد، مؤمن چون این شاخه گل را می بوید قلبش از دلبستگی به مال دنیا بی خیال می شود، با بوییدن این شاخه گل، دیگر هیچ علاقه ای به مال دنیا در دل مؤمن باقی نمی ماند.

اکنون دیگر مؤمن، هیچ علاقه ای به اموال و دارایی خود ندارد، اصلًا به آنها فکر نمی کند، تمام اموالش برای او بی ارزش می شود.

آیا می دانی نام آن گل دیگر چیست؟

امام سجاد علیه السلام نام آن را «مُنسیه» معرفی می کند.

منسیه، یعنی «فراموشی آور»!

آیا دیده ای افرادی دچار بیماری فراموشی شده اند و دیگر هیچ چیز را به یاد نمی آورند.

مؤمن با بوییدن این شاخه گل دوم، به یک فراموشی مبتلا می شود.

البته نه اینکه مؤمن همه چیز را فراموش کند، نه، بلکه او هر چه رنگ و بوی دنیا را دارد فراموش می کند.

خانه من، ماشین من، شهرت من، ریاست من، فرزند من، همسر من!

مؤمن همه اینها را فراموش می کند.

اکنون او دیگر به یاد ندارد که خانه و زندگی داشته است!

حالا شیطان دیگر چه می تواند بکند؟

حتماً شنیده ای که شیطان در آن لحظه های آخر عمر، به سراغ انسان می آید و چون می داند او به اموال و دارایی خود محبّت دارد تلاش می کند تا انسان را به گمراهی بکشاند مثلًا به او می گوید اگر دست از خداپرستی برنداری خانه تو را آتش می زنم، ماشین تو را آتش می زنم و..

آن لحظه، لحظه بسیار حساسی است، چه بسا افرادی بوده اند که در آن لحظه به دنبال وسوسه شیطان، عاقبت به خیر نشده اند.

اما خداوند در آن لحظه های حساس، با فرستادن دو شاخه گل، بنده مؤمن خود را یاری می کند.

مؤمن چون آن دو شاخه گل را می بوید حافظه اش از مال دنیا و هر آنچه رنگ دنیایی دارد خالی می شود، دیگر شیطان هیچ کاری نمی تواند بکند، اگر بخواهد به مؤمن بگوید که اگر «شهادتین» بگویی خانه تو را آتش می زنم، مؤمن اصلًا یادش نمی آید که خانه ای داشته است!

و به این ترتیب تلاش شیطان بی نتیجه می شود و مؤمن با راحتی و آسودگی تمام به سوی دیار باقی می شتابد و مرگ در کام او شیرین جلوه می کند.[1]

پی نوشت

[1] . عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال: «قال علي بن الحسين زين العابدين عليه السلام: قال اللَّه عزّ وجلّ: ما من شي‏ء أتردّد عنه تردّدي عن قبض روح المؤمن، يكره الموت وأنا أكره مساءته، فإذا حضره أجله الذي لا يؤخّر فيه بعثت إليه بريحانتين من الجنّة، تُسمّى إحداهما المسخية، والأُخرى المنسية، فأمّا المسخية فتسخيه عن ماله، وأمّا المنسية فتنسيه أمر الدنيا»: الأمالي للطوسي ص 414، بحار الأنوار ج 6 ص 152. عن أبي محمّد الأنصاري- وكان خيّراً- عن عمّار الأسدي، عن أبي عبد اللَّه عليه السلام، قال: «قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم: لو أنّ مؤمناً أقسم على ربّه عزّ وجلّ أن لا يميته ما أماته أبداً، ولكن إذا حضر أجله بعث اللَّه عزّ وجلّ إليه ريحين: ريحاً يُقال له: المنسية، وريحاً يُقال له: المسخية، فأمّا المنسية فإنّها تنسيه أهله وماله، فأمّا المسخية فإنّها تسخي نفسه عن الدنيا حتّى يختار ما عند اللَّه تبارك وتعالى»: كافي ج 2 ص 127، معاني الاخبار ص 142.





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 8 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

امام مهدی (علیه السلام)

 وجود من برای اهل زمین موجب امان است ،همان گونه که ستارگان برای اهل آسمانها موجب امان هستند .





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 8 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]