حضرت صاحب الشرف
 
او خواهد آمد...
 

عيد کمال دين . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت

امير المومنين عليه السلام

بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1395  توسط [ra:post_author_name]

چگونه «عقد اخوت» بخوانیم
عید غدیر خم، با نصب امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه‌السلام) به ولایت و امامت روز تکمیل دین اسلام و بزرگ‌ترین عید اسلامی است. اهمیت غدیر در روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به اندازه‌ای است که از آن به عیدالله الاکبر (عید بزرگتر الهی) یاد شده است. (نک: شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 3 ص 143).
این روز پرعظمت و مبارک دارای احکام استحبابی ویژه و فراوانی است که به نمونه‌هایی از آن‌ها همراه با برخی توضیحات می‌پردازیم.

ادامه مطلب



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1395  توسط [ra:post_author_name]

اعمال شب هيجدهم: شب عيد غدير و شب بسيار با شرافتى است، سيّد ابن طاووس در كتاب» اقبال «دوازده ركعت نماز با يك سلام به كيفيتى مخصوص براى اين شب همراه با دعاهايى روايت كرده است.
روز هيجدهم: روز عيد غدير، و «عيد اللّه اكبر» ، و عيد آل محمّد عليهم السّلام و عظيم ترين عيد است، و حق تعالى هيچ پيامبرى را مبعوث نفرموده جز آنكه اين روز را عيد كرده و حرمت آن را دانسته.
نام اين روز در آسمان روز «عهد معهود» و در زمين روز «ميثاق مأخوذ» و «جمع مشهود» است.
روايت شده كه از امام صادق عليه السّلام پرسيدند، آيا مسلمانان را غير از جمعه و قربان و فطر عيدی هست؟ فرمود: آرى عيدى است كه حرمتش از همه اعياد بيشتر است، راوى گفت: كدام عيد است؟ حضرت فرمود: روزى است كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله امير المؤمنين عليه السّلام را به جانشينى خود نصب فرمود، و اعلام كرد: هركه من مولا و آقاى اويم، پس على مولا و آقا و پيشواى اوست، و آن روز هيجدهم، ذو الحجّه است، راوى گفت: در آن روز چه كارى بايد انجام داد؟ فرمود بايد روزه بداريد، و عبادت كنيد، و محمّد و آل محمّد عليهم السّلام را ياد آريد، و بر ايشان صلوات فرستيد، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله امير المؤمنين عليه السّلام را وصيت كرد، كه اين روز را عيد گرداند، و هر پيامبرى به جانشينى خويش وصيت میكرد، كه اين روز را عيد كند.
در حديث ابن ابى نصر بزنطی از حضرت رضا عليه السّلام آمده: اى پسر ابى نصر هر كجا باشى، بكوش روز عيد غدير نزد قبر مطهّر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام حاضر شوى، به درستیكه در اين روز، خدا میآمرزد، از هر مرد و زن مؤمن گناه شصت سال ايشان را، و از آتش دوزخ آزاد میكند، دو برابر آنچه در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر آزاد كرده، و پرداخت يك درهم در اين روز به برادران مؤمن، برابر هزار درهم در اوقات ديگر است، و در اين روز به برادران مؤمن احسان كن، و هر مرد و زن مومن را شاد گردان، به خدا سوگند، اگر مردم فضيلت اين روز را چنان كه بايد بدانند، هرآينه هر روز فرشتگان با ايشان ده مرتبه مصافحه كنند.
در هر صورت بزرگداشت اين روز شريف لازم است، و اعمال آن چندچيز است: اوّل: روزه كه كفّاره شصت سال گناه است، و در حديثى است روزه اين روز برابر روزه تمامى عمر دنيا و معادل با صد حج و صد عمره است.
دوّم: غسل.
سوّم: زيارت امير مؤمنان عليه السّلام و شايسته است انسان هر كجا باشد، بكوشد كه خود را به قبر مطّهر آن حضرت برساند، و براى آن جناب در اين روز سه زيارت مخصوص روايت شده كه يكى از آنها زيارت معروف به «امين اللّه» است، كه هم از نزديك و هم از راه دور خوانده میشود، و آن از زيارات جامعه مطلقه است، و در باب زيارات ان شاء الله تعالى خواهد آمد.
چهارم: تعويذى [ذكر مربوط به پناه جستن به خدا از ناملايمات و شرور] را كه سيّد ابن طاووس در كتاب «اقبال» از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله روايت كرده بخواند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1395  توسط [ra:post_author_name]

 آداب و اعمال روز عید غدیر 

در تاریخ اسلام دو حادثه بسیار مهمّ و بزرگ اتفاق افتاده است که از یکی رسالت و از دیگری امامت به وجود آمده است. نخستین حادثه، نزول وحی بود که رسالت پیامبر گرامی اسلام(ص) را در برداشت و دومین حادثه نیز در هیجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت در مسیر بازگشت پیامبر گرامی اسلام از مراسم حجة الوداع اتفاق افتاد.

در این روز بزرگ، رسول گرامی اسلام(ص) به امر الهی در مسیر بازگشت از مراسم حج، در محلی به نام غدیر خم حضرت علی علیه السلام، را به عنوان وصی و جانشین بعد از خود به همگان معرفی نمودند. در حقیقت انتصاب حضرت علی(ع) به امامت در واقعه غدیر خم، ادامه رسالت مهم پیامبر گرامی اسلام بود. بنابراین روز غدیر و انتصاب امیرالمومنین(ع) به امامت به اندازه روز بعثت و رسالت نبی گرامی اسلام(ص) دارای اهمیت می باشد.

نقل شده است که امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند. امام علی علیه السلام با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند. و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود. لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.

پس شایسته است که به پاس قدردانی از این نعمت عظیم الهی و عرض ادب به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السلام، عید سعید غدیر را در خانواده و اجتماع باشکوه فراوان برگزار نماییم و از برکات معنوی این روز عزیز بهره مند شویم. آنچه در این مختصر تقدیم می گردد آدابی است که بزرگان دین به منظور گرامی داشت این روز عزیز تعلیم فرموده اند:

ادامه مطلب اعمال و آداب روز عید غدیر



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1395  توسط [ra:post_author_name]

اهمیت روزه در روز غدیر از دیدگاه اهل سنت

پرسش : نظر محدثین اهل سنتدر مورد روزهدر روز غدیر چیست؟ پاسخ اجمالی: خطیب بغدادی از ابوهریره نقل می کند: هر کس در این روز روزه بگیرد خداوند ثواب شصت ماه روزه را به او عطا مى کند؛ روزی که پیامبر(ص) دست علی(ع) را گرفت و فرمود: هرکه من مولاى او هستم این على مولاى اوست. سپس عمر به علی(ع) تبریک گفت و آیه اکمال نازل شد. همین مضمون را ابن عساکر و پانزده نفر از علمای اهل سنت با سندهای صحیح نقل کرده اند. پاسخ تفصیلی: خطیب بغدادى به سند صحیح از ابوهریرهنقل مى کند که گفت: «من صام یوم ثمان عشر من ذی الحجّه کتب له صیام ستین شهراً. وهو یوم غدیر خم، لمّا اخذ النبیّ(صلى اللهعلیه وآله) بید علی بن ابی طالب، فقال: الستولی المومنین؟ قالوا: بلى یا رسول الله(صلى اللهعلیه وآله)قال: من کنت مولاه فعلى مولاه. فقال عمر بن الخطّاب: بخّ بخّ یابن ابی طالب، اصبحت مولای و مولى کلّ مسلم. فانزل الله: «الْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ ...»»(1)؛ (هر کس روز هجدهم ذى حجه روز غدیر خمرا روزهبگیرد خداوند ثواب شصت ماه روزهرا به او عطا مى کند. روز غدیر روزى است که پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) دست على را گرفت و فرمود: آیا من ولىّ مومنین نیستم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! آن گاه فرمود: هر که من مولاى او هستم این على مولاى اوست. در این حال عمر بن خطّاب دو بار به على تبریک گفت و عرض کرد: اى پسر ابى طالب تو مولاى من و مولاى تمام مسلمانان گشتى، در این هنگام آیهفوق نازل شد). همین مضمون را ابن عساکر با چند سند صحیح دیگر(2) و همچنین بیش از پانزده نفر از علماى اهل سنتنیز نقل کرده اند.(3)

 پی نوشت:

 (1). تاریخ بغداد، ج 8، ص 290.

(2). ترجمه امام على(علیه السلام) از تاریخ دمشق، شماره 575 و 578 و 585.

(3). گردآوری از کتاب: دفاع از تشیع و پاسخ به شبهات، على اصغر رضوانى، انتشارات مسجد مقدس جمکران، ص 21.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1395  توسط [ra:post_author_name]

نفرین امام علی(ع) به کتمان کنندگان غدیر

: زید بن ارقم، عبد الرحمان بن ابى لیلى و عمیرة بن سعد، ابن قتیبه، ابو اسحاق به نقل از عمرو ذو مرّ، یزید بن یثیع، سعید بن وهب و هانى بن هانى، همچنین أنساب الأشراف به نقل از ابو وائل، و شقیق بن سلمه، روایاتی را با این مضمون نقل کرده اند که کسانی که ماجرای غدیر را کتمان کرده اند بخاطر نفرین علی(ع) از دنیا نرفتند مگر اینکه به بلایی گرفتار شدند. پاسخ تفصیلی: سماک بن عبید بن ولید عبسى می گوید: به نزد عبد الرحمان بن ابى لیلى رفتم. به من گفت که شاهد بوده است على(علیه السلام) در رُحبه فرموده است: «سوگند مى دهم هر کس را که شنیده و شاهد بوده است که پیامبر خدا روز غدیر خم چه گفته، برخیزد و کسى جز آن که او را دیده است، برنخیزد».
دوازده تن برخاستند و گفتند: ما دیدیم و شنیدیم که دست علی(علیه السلام) را گرفت و فرمودهرکه من مولاى اویم، پس على مولاى اوست. خدایا! دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار؛ یاورش را یارى ده و واگذارنده اش را وا گذار». همه برخاستند، جز سه نفر. على(علیه السلام) هم آن سه تن را نفرین کرد ، که نفرینش کارگر افتاد
. (1)
همچنین عمیره بن سعد مى گوید: شاهد بودم که على(علیه السلام) اصحاب پیامبر خدا را بر روى منبر، سوگند داد و ابو سعید و ابو هریره و انس بن مالک هم گرد منبر بودند. على(علیه السلام)بر بالاى منبر بود و دوازده مرد هم گرد منبر بودند که اینان در میان شان بودند.
على(علیه السلام) فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم! آیا شنیدید پیامبر خدا بفرماید: هرکه من مولاى اویم، پس على مولاى اوست؟».
همگى برخاستند و گفتند: به خدا، آرى! ولی انس بن مالک برنخاست.على(علیه السلام) فرمود: «چه چیز تو را از برخاستن بازداشت؟».
گفت: اى امیر مومنان! پیر و فراموشکار شده ام!
)
على(علیه السلام)( فرمود: «خدایا! اگر دروغ مى گوید، بر او بلایى نیکو نازل کن». آن مرد نمرد، تا آن که چنان پیسى و سفیدى اى در بین دو چشمش دیدیم که دستار (عمامه) هم آن را نمى پوشاند
. (2)
ابن قتیبه ـ درباره اَنَس بن مالک ـ می نویسد: صورتش پیسى داشت. و مردم می گفتند که على (علیه السلام) از او درباره گفته پیامبر: «خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار» پرسید. و او گفت: سالخورده شده ام و از یاد برده ام. على(علیه السلام)فرمود: «اگر دروغ مى گویى، خدا تو را به چنان پیسى اى مبتلا کند که دستار هم آن را نپوشانَد».(3)
همچنین اُسد الغابه ـ به نقل از ابو اسحاق ـ می نویسد: عدّه بى شمارى، از جمله: عمرو ذو مرّ، یزیدبن یثیع، سعید بن وهب و هانى بن هانى برایم نقل کرده اند که على(علیه السلام) مردم را در رحبه، سوگند داد که چه کسى شنیده است پیامبر خدا بگوید: «هرکه من مولاى اویم، پس على مولاى اوست. خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار».
پس، عدّه اى برخاستند و گواهى دادند که آن را از پیامبر(صلى الله علیه وآله) شنیده اند و گروهى هم کتمان کردند. این گروه از دنیا نرفتند، مگر آن که کور شدند و بلایى گریبانگیرشان شد. یزید بن ودیعه و عبد الرحمان بن مدلج، از آن جمله اند
. (4)
و نیز در انساب الاشراف ـ به نقل از ابو وایل، و شقیق بن سلمه ـ آمده: على(علیه السلام) بر منبر فرمود: «هر کسى را که شنیده است پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) در مورد من روز غدیر خم فرمود: خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار، سوگند مى دهم که برخیزد و گواهى دهد».
انس بن مالک، براء بن عازب و جریر بن عبد الله در پایین منبر بودند. على(علیه السلام) سخنش را تکرار کرد امّا پاسخش ندادند. پس فرمود: «خدایا! هر کس این مطلب را مى دانست و گواهى نداد، او را از دنیا مبر، تا آن که علامتى برایش قرار دهى که بدان شناخته شود». بعد ازآن انس، پیسى گرفت؛ و بَراء، کور شد؛ و جریر، پس از ایمان، به جاهلیّت بازگشت و به سَرات
(5) رفت و در خانه مادرش مُرد. (6)
زید بن ارقم نیز می گوید: على(علیه السلام) مردم را چنین سوگند داد: « هر کسى را که شنیده است پیامبر خدا فرمود: هر که من مولاى اویم، پس على مولاى اوست. خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار سوگند مى دهم که برخیزد». پس، دوازده بَدرى برخاستند و بدان گواهى دادند؛ و من در میان کسانى بودم که کتمان کردند. پس، بینایى ام از دست رفت
. (7)، (8)

  پی نوشت:

 (1). مسند ابن حنبل : ج 1 ص 253 ح 964؛ تاریخ دمشق : ج 42 ص 207 ح 8684؛ البدایة والنهایة : ج 5 ص 211 .

(2). حلیة الأولیاء : ج 5 ص 26 ؛ محاضرات الاُدباء : ج 2 ص 415 نحوه .

(3). المعارف لابن قتیبة : ص 580؛ الإرشاد : ج 1 ص 351؛ شرح الأخبار : ج 1 ص 232 ح 221؛ الخرائج والجرائح : ج 1 ص 207 ح 49 و الثلاثة الأخیرة عن طلحة بن عمیرة؛ إرشاد القلوب : ص 228 نحوه .

(4). اُسد الغابة : ج 3 ص 487 الرقم 3388 .

(5). سَرات، کوهى مشرِف بر عرفه است که تا صنعاء کشیده شده است (معجم البلدان : ج 3 ص 204) .

(6). أنساب الأشراف : ج 2 ص 386.

(7). المعجم الکبیر : ج 5 ص 175 ح 4996 و ص171 ح 4985 عن أبی سلیمان زید بن وهب عن زید بن أرقم وفیه «ستّة عشر رجلاً» بدل «اثنا عشر بدریّاً»، المناقب لابن المغازلی : ص 23 ح 33 و فیه «أبی سلیمان» ولیس فیه «فقام اثنا عشر بدریّاً فشهدوا بذلک»؛ الاحتجاج : ج 1 ص 184 ح 36، شرح الأخبار : ج 1 ص 100 ح 22 و فیه «ستّة عشر» بدل «اثنى عشر» و ص232 ح 222 و فیه «جماعة» بدل «اثنا عشر» وکلّها نحوه .

(8). گردآوری از کتاب: دانش نامه امیرالمومنین، محمد محمدی ری شهری، سازمان چاپ و نشر دار الحدیث، چاپ اوّل، ج2، ص 341.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1395  توسط [ra:post_author_name]

نقل اجمالى واقعه غدیر

پرسش : در غدیر خم چه اتّفاقى افتاد؟

طبق نقل بسیاری از صحابه و تابعین، پیامبر(ص) پس از حجة الوداع، در سرزمینى به نام غدیرخم توقف کرد تا پیام الهی در آیه تبلیغ را به مسلمانان برساند، سپس بر فراز منبر از مردم در مورد اصول سه گانه دین (توحید، نبوت و معاد) اعتراف گرفت و بعد دست على(ع) را گرفت و بالا برد و فرمود: من کنتُ مولاهُ فعلىٌ مولاه



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1395  توسط [ra:post_author_name]
عید سعید غدیر خم
در روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری قمری در بازگشت از حجه الوداع، واقعه غدیر خم به وقوع پیوست و طی سه روز کاروان صد و بیست هزار نفری حاجیان در غدیر خم توقف داشتند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بلندترین خطبه خود، علی بن ابی طالب علیه السلام و یازده امام بعد از او را به عنوان امامان مردم تا روز قیامت معرفی کردند و از همه آن جمعیت بیعت گرفتند.

ادامه مطلب



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1395  توسط [ra:post_author_name]

اليوم اكملت لكم دينكم
در روز غدير بانصب على ابن ابيطالب (علیه السلام) دين كامل شد زيرا رهبرى پيدا كرد كه هم دين شناس است و هم عادل و معصوم است و هم دين را در همه ابعاد زندگى فردى و اجتماعى اجرا مى‌كند. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: بنى الاسلام على خمسة اشياء على الصلاة و الزكاة و الحج و الصوم و الولاية. قال زراره و اىّ شى‌ء من ذلك افضل فقال: الولاية افضل، لانّها مفتاحهن و الوالى هو الدليل عليهنّ؛(1)

دين داراى پنج پايه است: 1- نماز 2- زكات 3- حج 4- روزه 5 - ولايت از آن حضرت سئوال شد كدام يك از اين پنج پايه ارزش مندتر است فرمود: ولايت با فضيلت‌ترين و با ارزش‌ترين آن هاست و براى اين كه كسى خيال نكند كه ولايتى كه افضل بناهاى اسلام است به معناى محبت و اعتقاد به حقانيت اهل بيت و يا ولايت تكوينى است فرمود: ولايت كليد و مفتاح همه آن‌ها و والى دليل بر آن‌ها ست.

يعنى ولايت به معناى حكومت و زعامت سياسى است و آن كه زعامت سياسى جامعه را برعهده دارد والى مسلمين است. او چون دين شناس و دين باور و متين و مفسّر دين و مجرى حدود آن و مدافع حريم است. كليد دين است. و اگر دين داراى ولى و قيمى با اوصاف گذشته باشد مقوّم دين و موجب كمال دين است، ناگفته نماند كه دين اسلام در زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) نيز كامل بود زيرا در آن زمان قيّم و شارح و مبيّن دين و عامل و مجرى حدود و مدافع آن شخص آن حضرت بوده است و بعد از ارتحال آن حضرت اين شئون برعهده خليفه آن حضرت است و اين خليفه بايد با مستخلف عنه سنخيّت و هماهنگى داشته باشد و لذا جانشين رسول خدا از مقام عصمت برخوردار بود تا بتواند با برخوردارى از اين ويژگى به تفسير معصومانه وحى و اجراى آن بپردازد.

مراد از كمال دين
واژه كمال در لغت مقابل نقص به كار مى‌رود و هنگامى چيزى بدان متصف شود كه هدف مورد نظر را بر آورده نمايد بنابراين تعيين (دقيق حد و مرز معناى آن وابسته به هدفى است كه از متعلق آن مد نظر است.

هنگامى كه اين واژه براى دين به كار مى‌رود اول بايد هدف آورنده آن را شناخت قدر جامع و مشترك همه اديان الهى كه همان دين پذيرفته شده در نزد خداى سبحان است، اسلام است، ان الدين عندالله الاسلام.(2)

و اگر كسى غير از آن دينى را انتخاب كند پذيرفته نخواهد شد و من يتبغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه ؛(3)

و معناى دين در واقع تسليم و انقياد و فرمان بردارى در برابر خداى سبحان و فرمان‌هاى اوست و به عبارت ديگر دين در لغت به معناى خضوع و انقياد در برابر برنامه و مقررات معيّن مى‌آيد و در قرآن به معناى مجموعه معارف و احكام و مقرراتى اطلاق شده كه از جانب خداى سبحان نازل گشته تا برنامه زندگى بندگان باشد و مردم نيز بايد در برابر آن مقررات و معارف تسليم و منقاد باشند و دين در قرآن به كمال وصف شده است و حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) نيز آن را به كمال وصف كرده است. از جمله در خطبه 86 فرمود :و انزل عليكم الكتاب تبيانا لكل شى‌ء و عمّر فيكم نبيّه ازماناً حتى اكمل له و لكم فيما انزل من كتابه دينه الذى رضى لنفسه و انهى اليكم على لسانه؛(4)

خداى سبحان كتاب و قرآن را بر شما نازل كرد كه بيان گر همه چيز است و تمام امورى كه به هدايت و سعادت و نجات انسان‌ها مربوط است در آن بيان شده است و پيامبر را آن مقدار در ميان شما عمر داده كه براى شما و او دينى را كه مورد رضاى اوست و در كتاب آسمانى اش نازل كرده كامل نمايد و برزبان پيامبرش اعمالى را كه بر شما لازم بود رسانده است.

بر اساس اين فراز از خطبه نهج البلاغه خداى سبحان به پيامبرش فرصت داده كه همه گفتنى‌ها را بگويد و دين و آيين خدا را كامل گرداند و آن چه كه هدف اصلى از بعثت آن حضرت است يعنى مسئله انسان سازى و سعادت بشر در تمام زمينه هاست در بردارد. از جمله مسئله رهبرى دين بعد از خودش را نيز معرفى كرده است. در خطبه 183 نيز فرمود: القرآن آمرزاجر و صامت ناطق حجة الله على خلقه اخذ عليه ميثاقهم و ارتهن عليهم انفسهم اتمّ نوره و اكمل به دينه .

قرآن امر كننده و باز دارنده است، خاموش گويا و حجت خدا بر خلق است، خداوند پيمان عمل به آن را از بندگانش گرفته و آنان را در گروه دستورات قرآن قرار داده است، نور خدا را در ميان بندگان به وسيله آن كامل ساخت و دين و آيينش را با آن به حد كمال رساند.
در خطبه 18 نيز در جواب كسانى كه آراى متفاوت ارائه مى‌نمايند فرمود: ام انزل الله ديناً تاما فقصّرالرسول عن تبليغه و ادائه و الله سبحانه يقول: ما فرطنا فى الكتاب من شى‌ء و فيه تبيان لكلّ شى‌ء.

آيا خدا دين كاملى نازل كرده است ولى پيامبر در تبليغ و اداء آن كوتاهى نموده است حال آ نكه خداى متعال مى‌فرمايد: ما چيزى در قرآن فروگذار نكرديم و در قرآن بيان همه چيز آمده است.

بديهى است هيچ مسلمانى اين احتمال را درباره پيامبر نمى‌دهد كه او در تبليغ و اداء رسالت خود كوتاهى كرده باشد چرا كه در تبليغ و اداى وحى معصوم است بنابراين در تبليغ رسالت و وحى الهى كوتاهى نكرده است.

با توجه به اين كه دين خدا كامل است و در روز غدير به كامل بودن خبر داده است لازم است بدانيم كه كمال دين تنها به بيان احكام الهى نيست بلكه اين دين به مبيّن و شارح معصوم و مجرى معصوم دارد كه هم دين را به طور صحيح بيان كند و هم از تحريف و ايجاد بدعت در دين جلوگيرى نمايد و هم آن را به طور صحيح و كامل اجراء نمايد و اين، تحقق پيدا نمى‌كند جز اين كه پيامبر مسئول اين وظيفه مهم را مشخص نمايد و از ين رو در روايات كمال دين را به ولايت اميرالمؤمنين (علیه السلام) مى‌داند و اين امر در روز عيد غدير خم تحقق پيدا كرده است. پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على ابن ابيطالب (علیه السلام) علماً لامتى يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتمّ على امتّى النعمة و رضى بهم الاسلام ديناً؛(5) روز غدير خم از با فضيلت‌ترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداى سبحان به من امر كرد تا برادرم على را به عنوان نشانه امتم منصوب كنم تا آنها بعد از من به وسيله وى هدايت شوند و اين روز همان است كه دين در آن كامل شده ونعمت بر امتم تمام گرديد. و اسلام به عنوان دين براى آنها پسنديده شده است» و در حديث ديگرى امام رضا(ع) فرمود: «و امرالامامة من تمام الدين؛(6) تمام و كمال دين به امر امامت است.» سرّ آن همان است كه گفته شد، امام هم اين را تبيين مى‌كند و هم از تحريف آن جلوگيرى مى‌نمايد و هم نمى‌گذارد در دين بدعت ايجاد شود و هم دين را درست اجرا مى‌كند.

و اتممت عليكم نعمتى
خدا در روز عيد غدير نعمت خود را بر امت مسلمان به اتمام رساند و آئين اسلام به تكامل نهايى خود رسيد. زيرا بدون تعيين جانشينى براى پيامبر و بدون روشن شدن وضع آينده مسلمانان اين آئين به تكامل نهايى نمى‌رسد.
براساس اين آيه دين نعمتى است كه روابط انسان را با خلق و خالق و نظام هستى تنظيم مى‌كند و زمينه عبادت و عبوديت را براى او فراهم مى‌سازد و با انتخاب جانشين براى پيامبر اين نعمت ويژه و مطلق الهى به مرحله پايانى خود مى‌رسد و با نصب على(علیه السلام) به عنوان جانشين، اسلام نيز به كمال لازم خود رسيده است.

و رضيت لكم الاسلام دينا
اسلام را به عنوان دين نهايى براى شما پذيرفتم يعنى روز غدير روزى بود كه اسلام با تكميل برنامه هايش به عنوان آيين نهايى از طرف خداوند پذيرفته شده است و با توجه به اين كه در اين روز على(علیه السلام) به عنوان جانشين پيامبر منصوب شد روشن مى‌شود كه نعمت الهى بدون جهت يافتن با رهبرى الهى تمام و مرضىّ خدا نيست.

خداى سبحان در سوره نور كه پيش از سوره مائده بر پيامبر نازل شده است فرمود: «وعدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنّهم فى الارض كمااستخلف الذين من قبلهم و ليمكنّن لهم دينهم الذى ارتضى لهم وليبدّلنّهم من بعد خوفهم امناً؛(7)

خدا به آنهايى كه ايمان آورده‌اند و عمل صالح انجام داده‌اند وعده داده است كه آنها را خليفه خدا در روى زمين قرار دهد، همان طور كه پيشينيان آنان را چنين كرد و نيز وعده داد آئينى را كه براى آن پسنديده است مستقر و مستحكم گرداند و بعد از ترس به آن‌ها آرامش بخشد.»
بر اساس اين آيه خداى متعال به مؤمنان و كسانى كه عمل صالح انجام دهند وعده داده است كه آئينى را كه پسنديده است در روى زمين مستقر مى‌سازد و زمانى اسلام در زمين مستقر و ريشه‌دار شد كه با ولايت توأم شده است.

اگر در اين آيه به مؤمنان وعده داده است كه سه ويژگى به افراد با ايمان اعطاء مى‌كند و آن خلافت در روى زمين و امنيت و آرامش براى پرستش پروردگار و استقرار دينى كه مورد رضاى خدا مى‌باشد با وعده‌ها در روز عيد غدير با نصب على (علیه السلام) و با نزول آيه اكمال دين جامه عمل پوشيده است زيرا در اين روز نمونه كامل فرد با ايمان و عمل صالح يعنى على ابن ابيطالب (علیه السلام) به جانشينى پيامبر مبعوث شده است.


نتيجه‌گيرى
با توجه به مجموع مطالبى كه در رابطه با آيه اكمال دين مطرح شده روشن مى‌شود كه امامت و ولايت از اركانى است كه با تحقق آن، هم كفار مأيوس مى‌شوند و هم دين كامل مى‌گردد و هم نعمت خدا به پايان مى‌رسد و هم دين اسلام به عنوان دين پسنديده مرضىّ خدا قرار مى‌گيرد. بنابراين پذيرش امامت و ولايت به عنوان امرى اعتقادى از اهميت فوق العاده‌اى برخوردار است كه همگان بايد آن را بپذيرند و به آن ايمان پيدا كنند.


پي‌نوشت‌ها:

1. اصول كافى، ج 2، ص 18.
2. سوره آل عمران، آيه 19.
3. همان، آيه 85.
4. نهج البلاغه، خطبه 86.
5. تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 589.
6. همان.
7. سوره نور، آيه 55.

-----------------------------------------------



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1395  توسط [ra:post_author_name]