حضرت صاحب الشرف
 
او خواهد آمد...
 

روز اول محرم - غزوه ذات الرقاع

 

این غزوه در سال چهارم یا پنجم هجری به وقوع پیوسته است. و هدف از آن خفه كردن جنب و جوش هائی بود كه از دو تیره " بنی محارب" و "بنی ثعلبه" ، از غطفان بر ضد اسلام در حال انجام گرفتن بود.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]

وقتی قریش نتوانستند یاران پیامبر صلی الله علیه و آله را از حبشه باز گردانند و دیدند که اسلام به خارج از حجاز هم نفوذ کرده با هم مشورت کردند تا راهی برای تسلیم شدن پیامبر و یارانش پیدا کنند. لذا قرار شد عهدنامه ای امضاء کنند که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و یاران و خاندانش را در محاصره قرار دهند. بدین ترتیب که احدی حق نداشته باشد با آنان رفت و آمد کند. قریش این عهد نامه را در صندوقچه ای درون کعبه گذاشتند.

از آن پس ناگزیر پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش در بیرون مکه در درّه ای بنام «شعب ابی طالب» به سر می بردند، و زندگی آنان در کمال سختی و ناراحتی می گذشت، و با وجود این هرچه دشمن به پیامبر پیشنهاد می داد که از دعوت خود دست بردارد تا او را آزاد کنند، او نمی پذیرفت و تسلیم آنان نمی شد. آن همه فشارها و سختی ها که بر او و امت او گذشت و حتی گرسنگی و محرومیت و خطر دشمنان، او را از پای در نیاورد. او همچنان به آینده انسانها و نجات ملت ها می اندیشید و به یاران خود نوید پیروزی می داد.

تا اینکه سه سال از این ماجرا گذشت و پیامبر از جانب خداوند آگاه شد که موریانه، عهدنامه قریش را خورده و جزء نام خدا از آن چیزی نمانده است. ابوطالب این مطلب را در جمع قریش اعلام کرد و آنان قول دادند که اگر گفتار پیامبر راست باشد، دست از محاصره بردارند. سپس به درون کعبه رفتند، دیدند که سخن پیامبر درست بوده و عهدنامه از بین رفته است. ناگزیر پیامبر و یارانش را آزاد کردند تا به مکه بازگردند.

اما طولی نکشید که دو حامی وفادار پیامبر صلی الله علیه و آله یعنی عمویش ابوطالب و همسرش خدیجه از دنیا رفتند و آزار قریش از سر گرفته شد و مسلمانان بار دیگر گرفتار آزار و شکنجه شدند.

1 - خلاصه تاریخ انبیاء، درودگر، ص 138 و 139؛ قصه های قرآن، آزرمی، ص 494 و 495؛ منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ص 72.





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]
اگر قرار از سخن راندن درباره یار و یاوری باشد می بایست ابتداً به معنای یار توجه نمود . و بارز ترین معنا ، وجود عینی یاور است . یاورانی که در تاریخ ثبت نشدند بلکه تاریخ ساز شدند .
اصحاب شهادت طلب و با وفاى سید الشهداء « ع » ، نمونه بارز آگاهى،ايمان،شجاعت و فداكارى بودند و فضيلت آنان بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد. رواياتى در فضيلت ياران امام وارد شده است.(1) خصوصيات آنان نيز در برخى كتب آمده است.(2)


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 14 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]
وجود مقدس حضرت بقية الله الاعظم ، اروحناله الفداء، در معارف به عنوان «خون خواه كشته كربلا» (1) شناخته شده و شيعيان هم راهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسين(علیه السلام) و يارانش را يكى از آرزوهاى بزرگ خود مى دانند.

(2) تا جايى كه در هر عاشورا به يك ديگر اين گونه سر سلامتى مى دهند:

«اعظم الله اجورنا بمصابنا
بالحسين(علیه السلام)و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدى من آل محمد:» (3)
خداوند پاداش ما را در عزاى مصيبت
حسين(علیه السلام) بزرگ گرداند و او شما را از جمله كسانى كه به همراه ولی اش امام مهدى از آل محمد: به خون خواهى او برمى خيزند قرار دهد.
 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 13 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]
الحمد لله و الصلوة على سيدنا و نبينا ابى‏القاسم محمد صلى‏الله عليه و على اهل بيته الطيبين الطاهرين المعصومين.
 
امام و اهتمام به عاشورا
قال الله العظيم فى كتابه «لله العزة و لرسوله و للمؤمنين‏» (2)
يكى از افتخارات بزرگ ملت ايران اين است كه داراى عواطف روحانى و معنوى نسبت به اهل بيت رسول اكرمند و قرن‏ ها است كه عزادارى عاشورا را احترام كرده‏ اند. پدران و مادران و اجداد و گذشتگان شما، همگى يك چنين روزى را بسيار احترام مى‏ كردند. پس از انقلاب اسلامى، بر اين احترام افزوده شد؛ براى اين كه رهبر كبير انقلاب، امام راحل سفارش كردند كه مردم به عزادارى بيشتر اهميت بدهند.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 13 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]
در بررسی علل قيام امام حسین عليه السلام چند عامل را بايد بررسي کرد :

الف - از
امام حسین براى خلافت يزيد بيعت و امضا مى خواستند. آثار و لوازم اين بيعت و امضا چه قدر بود؟ و چه قدر تفاوت بود ميان بيعت با ابوبكر يا عمر يا عثمان و صلح با معاويه و ميان بيعت با يزيد. به قول عقاد اولين اثر اين بيعت امضا سب و لعن على عليه السلام بود كه در زمان معاويه شروع شده بود، و هم امضا ولايت عهد و وراثت خلافت بود.
ب - خودش مى فرمايد: اصلى در اسلام است كه در مقابل ظلم و فساد نبايد سكوت كرد، اصل امر به معروف و نهى از منكر.
 
 


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 13 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]
بسيارى از مردم ما صرفا بر مظلوميت ابا عبدالله (ع) و بى جرمى و بى دخالتى آن حضرت مى گريند، و تاسفشان از اين است كه امام حسين (ع) مانند كودكى كه قربانى هوس يك جاه طلب مى شود نفله شد و خونش هدر رفت . در صورتى كه اگر اين چنين باشد آن حضرت مظلوم و بى تقصير هست، هم چنان كه همه قربانيان آن گونه جنايات مظلوم و بى تقصيرند، ولى ديگر شهيد نيست تا چه رسد كه سيدالشهداء باشد.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 13 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]
علت و انگیزه اصلی قیام امام حسین یک چیز بوده است و بقیه چیزهایی که گفته می شود به منزله شاخه ها و زیر مجموعه آن علت اصلی می باشند.
و آن عبارت ست از پاس داری از آیین اسلام و ترویج و گسترش آن در جامعه و تبیین و توضیح معارف آن برای مردم، و چون دین در واقع باز نمود فطرت و سرشت انسان است پس می توان از این هدف تعبیر به «بیداری و آگاهاندن مردم» نمود. چنان که در زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) می خوانیم: (خدایا من شهادت می دهم که امام حسین) خون پاکش را در راه تو به خاک ریخت تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد[1].

و از این جا می توانیم رابطه تنگاتنگ قیام
امام حسین (علیه السلام) و قیام حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را درک کنیم. که در واقع ظهور امام زمان (عجل الله فرج) و حکومت آن حضرت مکمل قیام امام حسین (علیه السلام) است.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]

السلام عليك يااباصالح المهدى عج الله تعالي فرجه السلام عليك ياامين الله فى ارض وحجته على عباده،ياصاحب الزمان آجرک الله ،

ماه محرم الحرام بر عاشقان ودلسوختگان امام حسين عليه السلام تسليت باد.





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 مهر 1396  توسط [ra:post_author_name]

امام حسين (عليه السلام)

 

اين امام همام در سوم شعبان سال چهارم هجرت در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر بزرگوار ايشان امير المؤمنين على(عليه السلام) و مادر ايشان حضرت فاطمه(عليها السلام) سيد زنان اهل عالم است. پس از آن كه عالم وجود به وجود ذى وجود ايشان منوّر شد پيامبر اكرم به على(عليه السلام) فرمود: چه نامى بر اين فرزندم نهادى. ايشان عرض كرد ما در نام گذارى اين فرزند بر شما پيشى نمى گيريم. پيامبر فرمود: من نيز در اين نام گذارى بر خداوند سبقت نمى گيرم. پس از مدتى جبرئيل بر پيامبر نازل شد و عرضه داشت يا رسول الله خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرمايد نسبت على به تو بمانند نسبت هارون به موسى است پس فرزندت را به نام فرزند هارون بنام. پيامبر فرمود نام فرزند هارون چه بود جبرئيل عرض كرد «شبير» پيامبر فرمود: زبان ما عربى است او را به عربى چه بنامم و جبرئيل گفت او را حسين بنام.
 

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  توسط [ra:post_author_name]