به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

درايت و هوشمندي ولي‌فقيه مانع‌از توطئه جريان انحرافي در به‌دست گيري ارگان‌هاي امنيتي نظام براي اهداف بعدي و بحران‌سازي در نظام شد.


جوان نوشت: حوادث چند روز گذشته كه با بركناري وزير اطلاعات آغاز شد و تحولاتي را رقم زد كه گاه براي نظام اسلامي تلخ بود، داراي بركاتي براي جمهوري اسلامي است كه شايد هم اكنون بسياري از ابعاد آن براي ما كشف نشده باشد.

اولين نتيجه اين رويداد اين بود كه ماهيت جرياني كه مي‌خواست با بازي دوگانه آينده سياسي خود را تضمين كند از هم اكنون فاش شده و برخي از نيات پشت پرده آنان در ماه‌ها و سال‌هاي آينده از هم اكنون رو شود و با تيزهوشي مسئولان و امت حزب‌الله، سناريوهاي آنان از همين الان ناكام بماند.

جريان انحرافي كه با علمداري چهره جنجالي خزيده در دولت خدمتگذار شناخته مي‌شود، سعي مي‌كند طي يك پروسه چند بعدي و البته به طور آهسته و آرام فضاي اجتماع را براي گفتمان مدنظر خود حاضر و بستر را براي پيروزي اين جريان ابتدا در انتخابات مجلس و بعد از آن انتخابات يازدهم رياست جمهوري آماده سازد.

* تفاوت گفتمان احمدي‌ن‍ژاد با جريان انحرافي

گفتمان جريان انحرافي بر خلاف ادعاهاي مطرح شده توسط برخي سياسيون كه گفتمان احمدي‌نژاد با سردمدار اين جريان را از يك سنخ مي‌دانند، هيچ شباهتي با رئيس دولت مكتبي ندارد. اسلام‌محوري، خدمت، استكبارستيزي، ساده‌‌زيستي، عدالت‌محوري، اولويت دادن به مستضعفان و محرومان جامعه و مبارزه با فقر، فساد و تبعيض به عنوان مطالبه بحق حاميان و صاحبان اصلي انقلاب از مهم‌ترين محورهاي گفتماني است كه با رأي قاطع ملت پيروز دو انتخابات گذشته رياست جمهوري بوده است، اما براي كساني كه دستي در سياست دارند پر واضح است كه براي جريان انحرافي هيچ كدام از اين گفتمان‌ها در اولويت نيست و اگر گاه حرفي از اين نوع بر زبانشان جاري شود، براي فريب افكار عمومي و خود را همراه رئيس‌جمهور مردمي نشان دادن، است. در نگاه اين جريان نه خبري از محرومان و مستضعفان است و نه امت حزب‌الله و بسيج توده‌ها جايگاه دارند. مخاطب اين جريان نخبگان، ليبرال‌مسلكان، هنرمندان زاويه‌دار با نظام و ايرانيان خارج از كشور هستند. نه تنها استكبارستيز نيستند بلكه ولع خاصي براي بهبود رابطه ايران با غرب و امريكا ‌دارند. نه كاري با عدالت دارند و نه دغدغه حفظ ارزش‌هاي انقلاب را دارند. در مقابل اسلام ناب، مكتب ايراني را جايگزين مي‌سازند و با تبحر خاص اين دو گفتمان را يكي مي‌دانند تا مخالفت‌ها عليه آنان شدت نيابد.

* راهبردهاي جريان انحرافي براي غلبه گفتماني

همانطور كه در بالا ذكر شد، اصول گفتماني جريان انحرافي به رهبري آقاي خاص نه تنها با گفتمان رياست دولت حداقل تاكنون يكي نبوده، بلكه گاه در تعارض جدي نيز با اين گفتمان است، از اين رو جريان فوق درصدد برآمد تا با اتخاذ چند راهبرد، گفتمان خود را در جامعه رايج سازد و با كادرسازي و تشكيل شبكه‌اي قوي در فضاي سياسي جامعه به سود خود، لوازم اوليه را براي معرفي خود به عنوان يك جريان مستقل از اصولگرا و اصلاح‌طلب در جامعه مهيا كند.

اين جريان با اين تصور كه گفتمان اصلاح‌طلبي به طور مستقل حرف زيادي براي انتخابات ندارد و از طرفي گفتمان مدنظر وي خاستگاهي در ميان اصولگرايان ندارد با اتخاذ روش‌هاي «رقيب‌تراشي» درصدد است تا روز به روز فاصله خود را با اصولگرايان بيشتر سازد و به عنوان رقيب اصلي آنان وارد عرصه انتخابات شود اما اشتباهاتي كه اين جريان مرتكب شد و در چند روز اخير نمونه‌اي از آن را شاهد بوديم عملاً شيرازه آنان را از هم پاشيد كه اين اشتباهات را مي‌توان در موارد زير خلاصه كرد: ‌

1- يارگيري ناشيانه
اين جريان براي مشروعيت بخشيدن به خويش ناچار است از گفتمان‌هاي مختلف در جامعه و خصوصاً بدنه اصولگرايان يار بگيرد، اما به دليل ماهيت مبهم اين جريان و عدم اقبال بدنه اصولگرايان به اين جريان آنان محبورند از افراد دست چندم در اين باره كمك بگيرند، مثال واضح آن جامعه روحانيت است. جريان انحرافي براي يارگيري از اين اجتماع، فرد و گروهي را برگزيده كه تاكنون كسي اين افراد را نمي‌شناخته و اين نوكيسگان سياسي از آنجا كه تجربه‌اي در اين امر ندارند با اقدامات نسنجيده رسوايي خود را رقم مي‌زنند، كما اينكه سردسته اين جريان اكنون در بازداشت است.

2- انتخاب غلط مخاطبان
همان اشتباه محاسبه‌اي كه جريان اصلاحات در انتخاب مخاطب خود مرتكب شد، اين گروه به‌رغم داشتن اين الگو همان اشتباه را مرتكب مي‌شود. جريان انحرافي به جاي انتخاب توده مردمي به عنوان گفتمان غالب جامعه ايراني نظام نخبگاني را مخاطب خويش مي‌بيند و خود را از ارتباط با توده‌ها بي‌نياز مي‌پندارد، از اين رو با تمام تلاش‌هايي كه انجام مي‌دهند، براي توده‌هاي مردمي ناشناخته‌اند.

3- فضاي مجازي را جايگزين فضاي واقعي قراردادن
يكي از محاسبات غلط اين گروه اين است كه فكر مي‌كردند اگر فضاي مجازي رسانه‌اي را در دست بگيرند و با سايت‌هاي خلق‌الساعه و حمايت آنها از يكديگر هر روزه به مدح جريان مدنظر خود و ليدرشان بپردازند پس از چندي اين گفتمان را مي‌توانند به راحتي در جامعه رواج دهند، اما اين افراد اين محاسبه را نكرده بودند كه مخاطب گفتمان آنان در فضاي مجازي كمتر از 10 درصد جامعه است و نام اكثر سايت‌هاي آنان را مردم عادي نشنيده‌اند.

4- تصور غلط از مواضع رهبري
حمايت عام رهبر بصير انقلاب از همه دولت‌ها از جمله دولت كنوني و عدم انتقاد علني از برخي انحرافات كوچك و كوتاهي‌هاي دولت‌ها و همچنين سابقه بركناري متكي از وزارت خارجه كه به دليل حفظ مصالح عاليه نظام، رهبري و شخصيت‌ها‌ي موجه از موضع صريح در اين باره خودداري كردند، جريان انحرافي را دچار اين تصور كرد كه در سايه احمدي‌نژاد تا مدت‌ها مي‌توانند منويات خود را پياده سازند و در اين مرحله به دست‌گيري ارگان‌هاي امنيتي نظام را براي اهداف بعدي و بحران‌سازي در نظام مدنظر داشتند كه با درايت ولي فقيه، اين توطئه خنثي شد و به رغم دسيسه‌هاي گوناگون آنان براي تحميل نظر خود به رهبري نتوانستند از اين مرحله عبوركنند.
ادامه مطلب
یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  - 4:24 PM

شهيد آيت الله محمدباقر صدر معتقد بودند:«آقاي‌ مطهري‌ عالمي‌ دردمند و از جمله‌ چهره‌هايي‌ است‌ كه‌ حوزه‌ در دوران‌ معاصر، پنج‌ نفر مانند او تربيت‌ نكرده‌ است. به‌‌رغم‌ اين‌كه‌ ايشان‌ الان‌ در تهران‌ هستند اما بزودي‌ انديشه‌هاي‌ او در حوزه‌ و دانشگاه‌ گل‌ خواهد كرد و به‌ يك‌ مكتب‌ مبدل‌ خواهد شد.»


اشاره:
«شايد ديگراني‌ كه‌ از نزديك‌ و در محضر شهيد مطهري، به تلمّذ نشسته‌اند و بنمايه فكري و اعتقادي خود را از او گرفته‌اند، مورد اين‌ شك‌ و شبهه‌ قرار گيرند كه‌ نسبت‌ به‌ استاد، تعصبي‌ عطوفت‌آميز دارند، اما او كه‌ در آن‌ سوي‌ جهان، به‌ مدد كتابها و مقاله‌هاي‌ استاد توانست‌ در مقابل‌ جريانات‌ فكري‌ التقاطي‌ بايستد، بيش‌ از هر كسي‌ مي‌داند كه‌ احترام‌ به‌ شهيد مطهري‌ و تعلق‌خاطر به‌ تفكر و انديشه‌ او، مبتني‌ بر مباني‌ محكم‌ و منطقي‌ است‌ و برخورد احساسي‌ با شخصيت‌ آن‌ استاد گرانمايه، پيوسته‌ در سايه‌ انسجام‌ و انتظام‌ و قدرت‌ فكري‌ او قرار مي‌گيرد.»
دكتر صادق طباطبايي در اين گفت و گو به نظر امام موسي صدر درباره شهيد مطهري نيز مي پردازد.


بقيه در ادامه

 

ادامه مطلب
یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  - 4:21 PM

برخي ديپلمات‌ها در وين از احتمال ارجاع پرونده هسته‌اي سوريه به شوراي امنيت سازمان ملل خبر مي‌دهند.


به نقل از سايت ايران هسته‌اي، پرونده هسته‌اي سوريه حدود 2 سال است كه در دستور كار شوراي حكام آژانس قرار دارد و تاكنون چند قطعنامه هم درباره آن صادر شده اما اخيرا ديپلمات‌ها در وين گفته‌اند آژانس در حال آماده كردن گزارشي است كه در آن گفته شده رآكتور ديرالزور كه در سال 2008 مورد حمله قرار گرفت يك «تاسيسات هسته‌اي سري» بوده است. ديپلمات‌ها مي‌گويند اين گزارش مقدمات ارجاع پرونده سوريه به شوراي امنيت را فراهم خواهد كرد.

سوريه گفته است اين تاسيسات كه عمليات ساختماني‌اش تقريباً پايان يافته بود هيچگونه كاربرد هسته‌اي نداشت. دمشق يك بار در سال 2008 اجازه داد بازرسان آژانس از اين محل ديدن كنند اما پس از آن درخواست‌ها براي تكرار بازرسي‌ها را رد كرده است.
آژانس ادعا مي‌كند در آن بازديد نشانه‌هايي از فعاليت‌هاي هسته‌اي احتمالي در اين محل كشف كرده است.

جرج جان در گزارشي براي آسوشيتدپرس از وين در تاريخ 10 ارديبهشت 1390 نوشته است: «سه ديپلمات و يك مقام ارشد سازمان ملل در مصاحبه‌هايي كه هفته گذشته انجام دادند گفتند يك ارزيابي كه توسط يوكيا آمانو رئيس آژانس انجام شده است مبناي يك قطعنامه تحت حمايت كشورهاي غربي در نشست 35 عضوي حكام آژانس خواهد بود. اين قطعنامه امتناع سوريه را از همكاري با آژانس محكوم مي‌كند و موضوع را به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع مي‌دهد. اين افراد گفتند ارجاع سوريه به شوراي امنيت احتمالا در نشست ماه ژوئن شوراي حكام و قطعا زودتر از ماه نوامبر انجام خواهد شد. تمامي اين افراد به علت حساسيت موضوع خواستار آن شدند كه هويتشان فاش نشود».

آنچه اين گزارش آسوشيتدپرس را تأييد مي‌كند اين است كه آمانو هفته گذشته براي نخستين بار و در اظهارنظري عجيب تأييد كرده اولا اين اسراييل بوده كه تاسيسات ديرالزور را بمباران كرده و ثانيا اين تاسيسات يك راكتور هسته‌اي بوده است. خبرگزاري شين هوا روز 8 ارديبهشت 1390 از پاريس گزارش داد: «آمانو در كنفرانسي مطبوعاتي در پاريس در مقر سازمان توسعه و همكاري اقتصادي گفت: تاسيساتي كه توسط اسرائيل منهدم شد يك راكتور هسته‌اي در حال ساخت بود. با اين حال ما هم اكنون بايد تجريه و تحليل بيشتري در خصوص اين مسئله صورت دهيم».

اسراييل هرگز اين موضوع را كه ديرالزور را بمباران كرده نپذيرفته و در مقابل تمامي گزارش‌هاي رسمي در اين باره سكوت كرده است. آژانس يك روز پس از اين اظهارنظر آمانو با صدور بيانيه‌اي تلاش كرد اظهارات او را تصحيح كند. در بيانيه آژانس آمده است: «آمانو نگفت كه آژانس به اين نتيجه رسيده است كه اين محل قطعا يك راكتور هسته‌اي بوده است». جالب است يادآوري شود آمانو در فوريه 2011 در گزارشي اعلام كرده بود فقط ظاهر ساختمان بمباران شده مشابه با چيزهايي است كه شايد در راكتورهاي هسته‌اي پيدا شود.

با اين وجود تحليلگران عقيده دارند غرب به چند علت در ارجاع پرونده سوريه به شوراي امنيت با احتياط رفتار خواهد كرد.

1- نخستين علت اين است كه غربي‌ها مي‌دانند اگر هم چيزي به نام برنامه هسته‌اي در سوريه وجود داشته با بمباران راكتور ديرالزور خاتمه يافته و برنامه سوريه داراي ابعادي آنچنان وسيع نيست كه بتوان دمشق را به نقض گسترده تعاهداتش طبق ان پي تي متهم كرد.

2- علت دوم اين نگراني غربي‌هاست كه ارجاع پرونده سوريه به شوراي امنيت باعث سرسخت‌تر شدن اسد در مقابل درخواست‌هاي غرب بويژه درباره مسئله صلح اعراب و اسراييل خواهد شد.

3- سومين علت اين است كه غربي‌ها نگران هستند باز شدن پرونده سوريه در شوراي امنيت روسيه و چين را كه هم اكنون بر سر موضوع ليبي با غرب درگير هستند، هر چه بيشتر به مقابله جويي با غرب بكشاند.

4- علت بعدي اين است كه برخي تحليلگران در غرب مي‌گويند ارجاع پرونده سوريه به شوراي امنيت توجهات را از مسئله ايران منحرف خواهد كرد.

بنابر اين علل، كارشناسان مي‌گويند طرح موضوع احتمال ارجاع پرونده سوريه به شوراي امنيت احتمالا بيش از آنكه واقعيت داشته باشد اهرمي براي هر چه بيشتر كردن فشار بر سوريه و كشاندن آن به مرحله‌اي است كه درباره موضوع ايران و محور مقاومت امتيازهايي به غرب واگذار كند. اين موضوع با راهبرد كلان غرب در مورد سوريه هم كه بيشتر در پي تضعيف اسد و امتياز گرفتن از اوست تا براندازي آن، سازگار است. اخيرا هم اتحاديه اروپا نام 14 نفر از اعضاي هيئت حاكمه سوريه را در فهرست تحريم‌هاي خود قرار داد اما از گنجاندن نام اسد در اين فهرست خودداري كرد. برخي تحليلگران مي‌گويند علت اين است كه غرب همچنان به ايجاد شكاف ميان اسد و اطرافيانش اميدوار است.
ادامه مطلب
یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  - 4:14 PM

مصلحت نظام از اموري است كه امام خميني قدس سره بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، هم در دوره تبيين و طراحي تفكر انقلاب و هم در دوره معماري و پيروزي آن بارها و بارها آن را يادكرده و با اهميت دانسته، بلكه آن را مقدم بر همه چيز معرفي كرده است .


طلاب عزيز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها و راديو و تلويزيون بايد براي مردم اين قضيه ساده را روشن كنند كه در اسلام مصلحت نظام از مسايلي است كه مقدم بر همه چيز است و همه بايد تابع آن باشيم. (امام خميني قدس سره )

بقيه در ادامه


ادامه مطلب
یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  - 4:12 PM

بسياري از مهاجرين به كشورهاي غربي در صدد يافتن شغلي آبرومند به اين كشورها سفر مي‌كنند؛ حتي برخي از دانشجويان به‎اميد آنكه پس از پايان تحصيلات بتوانند در كشورهاي محل تحصيل خود شغلي در خور تحصيل خود پيدا كنند راهي اروپا مي‌شوند.


  تصور "يافتن شغلي آبرومند " در كشورهاي غربي بسياري از جوانان كشورهاي شرقي را به سوي اروپا مي‌كشاند. اگرچه در اين خصوص برخي موفق مي‌شوند با طي مراحل بالاي تحصيلي و محاسبه‌اي بسيار صحيح و ظريف و دورانديشانه به موفقيتهايي دست پيدا كنند، اما اينكه "غرب خود بستر لازم براي رشد متناسب با استعدادها و تحصيلات انسانها را فراهم مي كند " تصوري باطل است.

اثبات اين ادعا چندان سخت به نظر نمي رسد. سوئد از جمله كشورهايي است كه مهاجريان زيادي در آن سكونت دارند و تعداد زيادي از دانشجويان خارجي نيز در دانشگاههاي اين كشور مشغول تحصيل هستند. از اين رو مطالعه اي مستند بر آنچه در سوئد مي گذرد مي تواند در حل مسئله موثر باشد.

اخيرا موسسه تحقيقاتي "Jusek "در سوئد مطالعات دقيقي را بر روي وضعيت كار نيروهاي خارجي در سوئد انجام داده است. نتايج اين تحقيقات نشان مي دهد كه دو سوم افرادي كه در دوران دانشجويي خود در مشاغلي غير تخصصي و غير مرتبط با رشته تحصيلي خود مشغول به كار مي‌شوند پس از مدتي به اين نتيجه مي رسند كه كار غير تخصصي خود را ادامه داده و زندگي خود را بر اساس ادامه همين شغل ترسيم كنند.

اين در حالي است كه بسياري از دانشجويان خارجي در راستاي گذران مخارج تحصيلي خود وارد مشاغلي مي شوند كه اساسا ارتباطي با نوع رشته تحصيلي آنها ندارد. در اين ميان مهاجرين و حتي دانشجوياني كه زبان سوئدي يا انگليسي را به خوبي نمي دانند در معرض آسيب بيشتري قرار دارند.

"جوزفين كلاسن "، كارشناس موسسه "Jusek " در اين خصوص به راديوي سوئد (SR)مي‌گويد: "اين ريسك به طور كامل وجود دارد كه مهاجرين در شغلي كه انتخاب مي‌كنند باقي بمانند و به همان شغل ادامه دهند. "

تحقيقات اين موسسه نشان مي دهد افرادي كه از كشورهاي انگليسي زبان به سوئد آمده‌اند بخت و اقبال بيشتري نسبت به ديگر مهاجرين در خصوص يافتن شغلي مناسب دارند. "گالينا " يك شهروند روسي است كه در يكي از دانشگاههاي مسكو فارغ التحصيل شده است. او سه سال و نيم است كه به سوئد مهاجرت كرده است و به عنوان يك منشي در يك اداره مشغول به كار است.او در اين خصوص مي گويد: "من به سختي مي توانم شغل مورد علاقه خود را در سوئد پيدا كنم. فكر مي كنم دليل اصلي اين مسئله عدم آشنايي كامل من با زبان سوئدي است. "

عدم تسلط كامل بر زبان سوئدي و انگليسي مسئله‌اي است كه بسياري از مهاجرين با آن مواجه هستند. حتي بسياري از دانشجويان علي رغم تسلط به زبان انگليسي نمي توانند آن را مانند زبان مادري خود صحبت كرده و از اين طريق با جامعه كاري سوئد يا هر كشور اروپايي ديگر ارتباط برقرار كنند. اين مسئله در خصوص مهاجرين پررنگ تر است.

نكته ديگري كه در تحقيقات موسسه "Jusek "به آن اشاره شده است نحوه برخورد كارفرمايان با كارگران است. بر اين اساس تنها 10 درصد مهاجريني كه در سوئد مشغول به كار مي شوند از سوي كارفرمايان خود مورد تشويق قرار مي گيرند و در اكثر موارد رابطه ميان كارگر و كارفرما بسيار رسمي و خشك است.

با اين حال موسسه مذكور به مهاجرين پيشنهاد كرده است كه در صورت داشتن پيشنهاد كار، حتي در شغلهاي غير حرفه‌اي آن را رد نكنند و موقعيتها را از دست ندهند.

همچنين در اين مطالعه اين ادعا كه مهاجرين خارجي به محض رسيدن به خاك سوئد داراي شغل مي‌شوند را رد كرده است. بر اين اساس طي دو سال نخست حضور مهاجرين در سوئد معمولا كاري به آنها پيشنهاد نمي‌شود و كمتر كسي است كه در طول مدتي اندك پس از حضور در سوئد بتواند شغلي درآمدزا پيدا كند.

نتايج تحقيقات صورت گرفته توسط موسسه "Jusek " به ساير نقاط اروپا قابل تعميم است. نكته قابل تامل اينكه سوئد به نسبت بسياري از كشورهاي اروپايي زمينه‌هاي كاري بهتري براي مهاجرين دارد و اساسا يكي از رموز تمايل بسياري از مهاجرين جهت حضور در اين كشور همين نكته است. با اين وجود تحقيقات صورت گرفته توسط اين موسسه نشان مي‌دهد كه حتي در بهترين كشورهاي اروپايي (به لحاظ پذيرش مهاجرين) نيز محدوديتهاي پررنگي در زمينه يافتن شغل تخصصي وجود دارد. دانشجويان نيز عملا با چنين مشكلاتي مواجه هستند. بسياري از دانشجويان پس از حضور در شغلي غير مرتبط با رشته تحصيلي خود ترجيح مي‌دهند كه در آن شغل باقي مانده و ريسك خروج از آن شغل و يافتن شغلي جديد را نپذيرند.

هم اكنون با وقوع بحرانهاي اقتصادي در غرب نتايج تحقيقات موسسه هايي مانند "Jusek " بيشتر ملموس است. در حال حاضر سياست اصلي دولتهاي اروپايي رسيدگي به وضعيت اتباع خود با استناد به طرح رياضت اقتصادي است. بديهي است كه اين رياضت اقتصادي نه تنها مهاجرين و دانشجويان را به لحاظ مالي تحت فشار قرار خواهد داد، بلكه به لحاظ اجتماعي نيز فاصله ميان مهاجريان و اتباع خارجي را با اتباع و شهروندان كشورهاي اروپايي پررنگ تر مي كند. همچنين قواعد و مقرراتي كه ميان اعضاي منطقه يورو وضع شده است نيز در اين وضعيت نمي تواند بي تاثير باشد.

وضع شهريه هاي كلان در برخي از دانشگاههاي اروپايي براي دانشجوياني كه از اتباع 27 كشور عضو اتحاديه اروپا به شمار نمي آيند و همچنين تسهيلاتي كه در غرب براي اتباع كشورهاي عضو اتحاديه اروپا در نظر گرفته شده است به طور طبيعي و خودكار وضعيت مهاجرين و دانشجويان كشورهاي ديگر را در اروپا سخت تر خواهد كرد.
ادامه مطلب
یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  - 3:45 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 156

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6562631
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی