به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

صبح روز پنجشنبه و در پی ایست قلبی علیرضا احمدزاده در سن 42 سالگي درگذشت.

علیرضا احمدزاده از اعضای با سابقه و قدیمی کانون ملی منتقدان تئاتر ایران صبح روز پنجشنه گذشته به دلیل ایست قلبی دارفانی را وداع گفت.
روابط عمومی کانون ملی منتقدان تئاتر ایران با اعلام این خبر افزود: مراسم وداع با پیکر زنده یاد علیرضا احمدزاده ، ساعت 8 صبح روز شنبه پنجم شهریورماه جاری از مقابل اداره کل ارشاد استان البرز – تالار استاد صابر واقع در کرج- خیابان مطهری- نرسیده به پل آزادگان انجام و از آنجا به سوی قطعه هنرمندان بهشت سکینه (س) کرج تشییع خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی کانون، رییس و اعضای هیات مدیره کانون ملی منتقدان تئاتر ایران با ابزار تاسف فراوان از فقدان این منتقد و مدرس ارزنده تئاتر کشور و عرض تسلیت به جامعه هنری ایران و خانواده و بازماندگان علیرضا احمدزاده از عموم فعالان حوزه تئاتر و سایرین برای شرکت در این مراسم دعوت به‌عمل می‌آورند.
گزارش روابط عمومی کانون ملی منتقدان تئاتر می افزاید:  زنده یاد علیرضا احمزاده منتقد، نويسنده و استاد دانشگاه(تئاتر و سينما)، متولد 1348 کرج و دارای مدارک تحصیلی كارشناسي سينما وكارشناسي ارشد نمايش از دانشكده سينما و تئاتر بود. برخی از فعالیت‌های وی در عرصه فرهنگی عبارتند از: نگارش نقد و مقاله از سال 1994 در روزنامه انگليسي زبان تهران تايمز، دبير سرويس تئاتر هفته نامه مهر و روزنامه‌های:  گزارش روز، مشاركت، روز هفتم؛ سردبير ماهنامه تخصصي نمايش”صحنه“؛1380 -1381، داور چند جشنواره استاني و دانشجويي فجر، منتقد و سخنران جشنواره‌هاي متعدد، نگارش كتا‌ب‌هاي: ”تدوين گران سينما“،‌ ”آهنگسازان فيلم“،، ”راشومون“،” "فرهنگ واژگان سینما""فرهنگ واژگان تیاتری"؛ عضو  پیوسته كانون ملي منتقدان تئاتر ،عضو کانون جهانی منتقدان تئاتر ،عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي كشور”خانه سينما“؛ چاپ نمايشنامه‌هاي: ”شبانه“، ”استخوان، فالخن و چيزهاي ديگر“،”فكر كردن ممنوع“؛  ،نمايشنامه‌هاي در دست چاپ: ”زني كه تصميم داشت شوهرش را بكشد“،”پنجره‌ها“،”چاي و روزنامه“، ”تراژدي سلطان گدايان تهرون“"پرده آخر"


ادامه مطلب
جمعه 4 شهریور 1390  - 7:49 PM

مشرق، تا چند دهه پیش، دخترها و پسرها چند سال بعد از سن بلوغ ازدواج می‌کردند و به خانه بخت می‌رفتند. اگرچه امکانات مثل حالا نبود، ولی با همان اوضاع، دل‌ها خوش بود و شرایط خانواده‌ها برای وصلت، شروع و ادامه زندگی خیلی ساده‌تر و کارسازتر از امروز. چند سالی که گذشت انگار دنیا زیر و رو شد و همه آداب، رسوم و روابط به هم ریخت؛ حالا بچه‌ها درس می‌خوانند، دانشگاه می‌روند و بعد دنبال کار می‌گردند تا شرایط و امکانات زندگی را فراهم کنند.

آمارها نشان می‌دهند سن ازدواج در دختران ۲۷ سال و در پسران ۲۸ سال است. به‌عبارتی در حال حاضر نیمی از مردان جوان و یک سوم زنان جوان مجردند. اتفاقی که تنها با اعداد و ارقام مرتبط نیست و پیامدهایی دارد که گاهی تاثیر آنها سرنوشت یک اجتماع و نه یک خانواده را دگرگون می‌کند.

معضلات بهداشتی‌
ازدواج در سنین بالا امکان باروری را در مردان و زنان کاهش می‌دهد و اگر دوران درمان را به آن اضافه کنیم، عملاً عده‌ای از دختران و پسران ما فرصت فرزنددارشدن را از دست می‌دهند.

همیشه این توصیه پزشکی را شنیده‌اید که زنان بعد از ۳۵سالگی از بارداری اجتناب کنند ولی به‌خصوص در شهرهای بزرگ این شانس برای خیلی از کودکان فراهم نیست و اغلب از مادران مسن به‌ دنیا می‌آیند. بعد از آن که مشخص است چه اتفاقی می‌افتد: والدین در زمان تولد فرزند دچار تنش‌های اساسی می‌شوند چرا که مسئولیت و محدودیت‌پذیری تحمیلی زن و مرد بعد از سال‌ها افزایش پیدا کرده و این خوشایند زن و مردی که به میانسالی نزدیک می‌شوند نیست! فاصله سنی والدین و کودک بیشتر و بیشتر می‌شود و در نتیجه فرهنگی بین این دو نسل آن‌قدر زیاد است که هیچ راهی را به‌سوی تفاهم و همدلی باز نمی‌گذارد.


پدر و مادر همیشه پیر
اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. فرزند شما از وقتی چشم باز می‌کند و خاطراتش را به یاد می‌آورد، پدر و مادری را می‌بیند که وارد فاز میانسالی، بیماری، خستگی و بی‌حوصلگی شده‌اند. او از یک طرف همیشه نسبت به والدینش حس ترحم دارد و از سویی دیگر به‌دلیل برآورده‌نشدن نیازهای اساسی‌اش مثل تبادلات عاطفی، خشم و ناکامی را تجربه می‌کند.


فقط کسانی این وضعیت را درک می‌کنند که خود دچار آن بوده یا در نزدیکان، این «حادثه» را تجربه کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد، در وضعیت فعلی اغلب والدین و بچه‌ها هر دو به‌طور همزمان بحران هویت را تجربه می‌کنند و در این زمان سوء‌تفاهم‌ها و تنش‌ها به حداکثر خود می‌رسد و امکان برخورد میان والدین میانسال و فرزندان نوجوان افزایش می‌یابد.

بنابراین، ازدواج اگرچه یک فرایند حساس است که برای وارد شدن به آن باید مقدمات لازم را کسب کرده باشید، اما در این بین شاید هیچ چیز به اندازه فاکتور سن، روی آینده زندگی شما، نسل بعد از خودتان و میزان رضایتی که از زندگی مشترک خواهید داشت، تاثیر نگذارد.

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 شهریور 1390  - 6:14 AM

آيت‌الله بهجت تاكيد دارند كه امام موسي صدر در شرايط حساس واقعه در منطقه بازخواهند گشت.

فارس ،سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در یادداشتی با عنوان «بازگشت امام صدر و خیر امت محمدیه» نوشت:

در نقلی که از آیت​الله بهجت مطرح گردیده ایشان به این نکته تاکید دارند که امام موسی صدر ذخیره​ای الهی است و در شرایط حساس واقعه در منطقه باز خواهند گشت و آنگونه که خواست خدا بر این قرار گرفته بر بسیاری از معادلات واقعه در جهان اسلام و منطقه تاثیر خواهند گذاشت.


ادامه مطلب
چهارشنبه 2 شهریور 1390  - 1:37 PM

«جریان اصلاح­طلبان» حتی شروطی را برای حضور سیاسی خود در انتخابات مجلس تعیین کرده است. «جریان انحرافی» نیز برای تصرّف دست­ کم دو سوم کرسی­های مجلس، چندی­ است که فعالیّت­ها و تحرکات انتخاباتی خود را آغاز کرده است.

 پايگاه اطلاع‌رساني برهان در تحليلي درباره انتخابات 90 نوشت: این یادداشت موجز به دنبال طراحی منطقی تکلیف انقلابی ما- به مثابه نیروهای انقلابی- در برابر انتخابات پیش­رو است. به همین سبب تلاش دارد تا با یک تحلیل و تأمل منطقی در قالب عرضه­ی سلسله گزاره­هایی به شناخت فضای سیاسی کشور بپردازد و از درون این شناخت، بایدها و نبایدهای سیاسی معطوف به نیروهای انقلابی را استنتاج کند.

گزاره­ی اول: دو انتخابات «مجلس» در اواخر سال جاری و انتخابات «ریاست جمهوری» در سال 92 پیش­روی ما است.
 
گزاره­ی دوم: نظام اسلامی تاکنون از «نفوذ نیروها و جریان­های سیاسی دگراندیش»، متحمل تهدیدها و آسیب­های بحران­زایی شده است.

«تکنوکرات­ها در دولت سازندگی»، «سکولارها در دولت اصلاحات و مجلس ششم» و «جریان انحرافی در دولت عدالت‌خواه»، از جمله مصادیق این واقعیّت در دوره­ی اخیر از حیات انقلاب هستند.
 
گزاره­ی سوم: بنابراین، نیروهای انقلابی اصیل باید با تمام توان از نفوذ نیروها و جریان­های سیاسی دگراندیش به درون نظام اسلامی جلوگیری کنند.

گزاره­ی چهارم: در حال حاضر، دو جریان­ سیاسی دگراندیش قصد ورود به درون بخش­هایی از نظام اسلامی (مجلس یا دولت) را دارند: «جریان اصلاح­طلبان» و «جریان انحرافی».

«جریان اصلاح­طلبان» حتی شروطی را برای حضور سیاسی خود در انتخابات مجلس تعیین کرده است. «جریان انحرافی» نیز برای تصرّف دست­ کم دو سوم کرسی­های مجلس، چندی­ است که فعالیّت­ها و تحرکات انتخاباتی خود را آغاز کرده است.

گزاره­ی پنجم: این دو جریان­ سیاسی دگراندیش از راه «تأثیرگذاری بر افکار عمومی» به دنبال «جذب آرا» هستند؛ چراکه برای نفوذ به درون نظام اسلامی، چاره­ای جز عبور از سد «انتخابات» را ندارند.

در حالی که اصلاح­طلبان دارای پایگاه اجتماعی به نسبت ثابتی هستند، جریان انحرافی از راه فعالیّت فرهنگی عامه­پسند و غربی، در تلاش برای جلب نظر قشر خاکستری است. ارتباط­­­­گیری با بازیگران سینما، استقبال از فعالیّت­های به اصطلاح هنری اباحی­گرانه، تأسیس روزنامه­ی «هفت صبح» و هفته­نامه­ی «یکشنبه»، راه­اندازی سایت­های خبری و تحلیلی متنوّع، مصادره­ی کامل روزنامه­ی «ایران» و خبرگزاری «جمهوری اسلامی ایران» و.... در این چارچوب معنادار است.
گزاره­ی ششم: بنابراین، نیروهای انقلابی اصیل باید «هدایت و تغذیه­ی افکار عمومی توده­های مردم» را به دست بگیرند تا آن­ها گرفتار حیله­های دو جریان یاد شده نشوند.

گزاره­ی هفتم: نیروهای انقلابی اصیل برای هدایت و تغذیه­ی افکار عمومی توده­های مردم، باید به تولید «تبیین» و ایجاد «بصیرت» بپردازند.

«بصیرت» از دل «تبیین صحیح» بر می­خیزد. تبیین یعنی تحلیل کردن شرایط سیاسی به منظور دست‌یابی به فهم و درک. کسی که تحلیل صحیح از فضای سیاسی داشته باشد، به بصیرت نیز دست یافته است.
 
گزاره­ی هشتم: دانش‌جویان متعهد به عنوان نیروهای انقلابی اصیل باید برای هدایت و تغذیه­ی افکار عمومی به ویژه در دانشگاه­ها، به تولید «تبیین» و ایجاد «بصیرت» بپردازند.

یک پرسش شایع این است که چرا «مقام معظم رهبری» درباره‌ی جریان انحرافی، دست به «افشاگری» و «روشنگری» نمی­زنند؟! پاسخ این است که چون «مفاسد» مترتب بر روشنگری مقام معظم رهبری بیش‌تر از «مصالح» آن است. این مفاسد مسلم، به شرح زیر است: سوء استفاده گسترده‌ی رسانه­های بیگانه با توجه به سرمایه­گذاری نظام اسلامی بر روی احمدی­نژاد، تضعیف شدن روحیه‌ی توده­های مردم در اثر مشاهده‌ی اختلاف در سطوح عالی کشور، جسارت یافتن بیش‌تر جریان انحرافی در ساختارشکنی و عبور از خطوط قرمز نظام، خارج شدن جامعه و دولت از مسیر جهاد اقتصادی و افکنده شدن به ورطه‌یآشوب سیاسی، صدمه خوردن انقلاب­های کشورهای اسلامی که از انقلاب اسلامی ایران الگو گرفته­اند، روشن نشدن ماهیّت حقیقی جریان انحرافی بر همگان و وجود برخی پندارهای مثبت درباره‌ی آن­ها، مسدود نکردن پل­های پشت سر احمدی­نژاد با توجه به وجود احتمال بازگشت وی. از این رو، ایشان روشنگری از جانب خودشان را مطابق مصالح کلی و اساسی کشور نمی­دانند و در این باره به بیان معیارها و اصول انقلاب و نظام بسنده می­کنند.

گزاره­ی نهم: سرفصل­های «اصلی» و «بنیادی» می­باید به عنوان خط و جهت­گیری تولید «تبیین» و ایجاد «بصیرت»درباره­ی دو جریان یاد شده در دانشگاه­ها انتخاب شوند.

سرفصل­هایی از این دست، به قرار زیر هستند:

الف) در حوزه­ی جریان اصلاح­طلبان: نقد تفکر سیاسی اصلاح­طلبان، نقد تفکر فرهنگی آن ها، علل و ریشه­های افول این جریان، زمینه­ها و سرچشمه­های دگردیسی (ریزش) ایدئولوژیک اصلاح­طلبان، تبیین فتنه‌ی سال 1388، حلقه­ی کیان؛ ماهیّت و غایات، دموکراسی غربی؛ ذات اصلاح­طلبی، اصلاح­طلبان و نقش‌آفرینی کنونی در فتنه­ی سال 88، تحلیل محتوای روزنامه­های زنجیره­ای، سرگردانی سیاست اقتصادی در دولت اصلاحات، انرژی هسته­ای و اصلاح­طلبان، تبیین فتنه­ی سال 78، نظام اسلامی و انقلاب­های رنگین، حدود و گستره­ی آزادی در جامعه­ی اسلامی، اصلاح­طلبان و سکولاریسم، علامه مصباح و اصلاح­طلبان، دین در دولت اصلاحات، تحلیل برنامه­ریزی 20 ساله برای ایجاد فتنه­ی سال 88، شهید لاجوردی و اصلاح­طلبان به مثابه منافقین انقلاب، از اصلاح­طلبان مشروطه­طلب تا اصلاح­طلبان دوم خردادی.

ب) در حوزه­ی جریان انحرافی: نقد تفکر سیاسی جریان انحرافی (ارتباط مستقیم با امام مهدی(عجل‌الله‌تعالی)، عدم موضوعیّت و ولایت فقیه در دوران ظهور صغری-تحسس-)، نقد تفکر فرهنگی جریان انحرافی (تساهل و تسامح، اباحی­گری اخلاقی، دولت بی­طرف در قلمرو فرهنگ، جذب مخالف)، فراماسونری و جریان انحرافی (فراماسونری در مشروطیّت، کلّیات تفکر فراماسون­ها، دلایل شباهت نظری جریان انحرافی با چارچوب فکری جریان فراماسونری)، معنا و مبنای پیروی مطلق از ولی فقیه، پایگاه اجتماعی حال و آینده­ی جریان انحرافی، ماهیّت و عملکرد جریان انحرافی، ناسیونالیسم، تکوّن­بخش هویّت ملی جامعه­ی معاصر ایران؛ باستان­گرایی یا دین­گرایی.
 
گزاره­ی دهم: درباره­ی جریان انحرافی با توجه به حساسیت­های خاص رییس جمهور، تولید «تبیین» و ایجاد «بصیرت» باید در چارچوب ملاحظه‌های خاصی صورت بپذیرد، که برجسته‌ترین آن­ها، القا نکردن وجود «حاکمیّت دوگانه» در کشور است.

مصداق «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور» واقع شدن یا نشدن روشنگری و تبیین، بستگی به «چگونگی روشنگری و تبیین» دارد. بنابراین، هر نوع روشنگری و تبیینی در این زمینه، مصداق «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور»نیست. آن نوع روشنگری و تبیینی که مصداق «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور» است، دارای خصوصیاتی از این قبیل است: تضعیف «کلیّت دولت»، یک‌دست دانستن «کلیّت دولت» با «جریان انحرافی»، اشاره‌ی صریح و بی­پرده به «اسامی اشخاص خاص»، «اهانت» و «فحاشی» به مقام‌های رسمی کشور و ... .

از سوی دیگر، «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور»، ملازمه­ای با «روشنگری» و «تبیین» ندارد! به بیان دیگر، نمی­توان ادعا کرد که هر نوع «روشنگری» و «تبیین» در عرصه­ی عمومی به «القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور» می­انجامد. می­توان از ماهیّت و اهداف «جریان انحرافی» سخن گفت و افکار عمومی را نسبت به آن «بیدار» و «پخته» کرد؛ اما در عین حال، با توجه به این­که عالم فرزانه و حکیمی چون «مقام معظم رهبری» در رأس نظام اسلامی قرار دارند؛ همه­ی چالش­ها و معضلات خرد و کلان را قابل رفع دانست. در سایه­ی اصل مترقی «ولایت فقیه»، جمهوری اسلامی با هیچ گونه «بحران علاج­ناپذیر» و «گره ناگشودنی» روبه‌رو نشده و نخواهد شد. نقطه‌ی اساسی ثبات و آرامش سیاسی کشور، «ولی فقیه» است که «مبدأ مشروعیّت نظام اسلامی» و «گرانیگاه وحدت­بخش» آن به شمار می­آید. یک انقلابی متعهد و زیرک می­داند که چگونه می­تواند هم حقیقت را بگوید و نگذارد «جریان انحرافی» جامعه را به خواب فرو ببرد و فریب بدهد و هم «بهانه» به دست دشمنان خارجی و فریب­خوردگان داخلی ندهد. چنان‌چه قیود یاد شده ملاحظه شود، «بهانه»ای در اختیار خرده­گیران و مغرضان قرار نخواهد گرفت.


ادامه مطلب
سه شنبه 1 شهریور 1390  - 10:54 PM

اشاره
درباره اهمیت قدس شریف و مسئلة فلسطین از دیدگاه امام خمینی،‌ هر چه بگوییم و بنویسیم باز هم حق مطلب را ادا نخواهیم کرد. یکی از محورهای اساسی و مداوم پیامهای امام خمینی مربوط به قدس و فلسطین و نیز غدة سرطانی اسرائیل است. امام، مسئله‌ فلسطین را نه تنها مسئله مسلمانان بلکه مسئله تمام آزادیخواهان و مستضعفان جهان می‌داند و روز قدس را نه فقط روز مسلمین بلکه روز همة مستضعفان و موحدان و مؤمنان همة اعصار اعلام می‌کند. حضرت امام، اسرائیل را مادة فسادی می‌داند که در برابر اسلام ایستاده و بایستی ریشه‌کن شود و از طرف دیگر روز قدس را روز احیاء اسلام اعلام می‌کند. این است که قدس و فلسطین تا نابودی اسرائیل و تمامی ستمگران عالم مسئله اصلی مسلمانان و مستضعفان و آزادیخواهان دنیاست. بر این اساس مجلة حضور یکی از مباحث عمدة خود را همین مقوله قرار داده است و از تمامی محققان و متفکران و نویسندگان در جهت هر چه پربارتر کردن و توسعه بیشتر ادبیات قدس و فلسطین یاری می‌طلبد.
* * *

بقيه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
سه شنبه 1 شهریور 1390  - 9:35 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 156

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6561227
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی