OnlineUser
 
سیدالشهدا
إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المۆمنین لا تبرد أبدا
درباره وبلاگ


این وبلاگ، جهت آشنایی بیشتر با زندگانی و سیره امام حسین (ع) و یاران ایشان، در ایام نزدیک به ماه سوگواری حضرت ایجاد شده است و استفاده از مطالب آن، با فرستادن یک صلوات، مجاز است.

نويسنده
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 165133
  • تعداد کل نظرات : 98
  • تعداد کل پست ها : 327
  • آخرين بروز رساني :
    جمعه 24 آذر 1396 
نوای وبلاگ

    Flash Required

    Flash is required to view this media. Download Here.

    شنبه 15 آذر 1393 

    چشم ها غرق تماشا، که نیامد عباس
    نگران بر لب دریا،که نیامد عباس
     
    اشک ها همسفرِ آه، در آن لحظه ی تلخ
    خسته از دیدن صحرا که، نیامد عباس
     
    کودکان منتظر او که مگر برگردد
    آه از این شوق تماشا، که نیامد عباس؟!
     
    بانگی از دور که در حنجره زخمی دارد
    می کند فاش سخن را: که نیامد عباس
     
    کودکی از دل خیمه، به پدر می گوید:
    تو ندیدیش؟ بگو، یا که نیامد عباس!


    حاج آقا پناهیان:
     
    آن لحظه‌ای که محبت به حسین (ع) در دل ما آتشی به پا می‌کند یک‌دفعه‌ای در کنارش می‌بینی هیچ محبت دیگری نیست، حتی خودت هم دیگر نیستی یعنی حب نفس هم کنار می‌رود لذا وقتی حاجت هم داشته باشی و به مجلس امام حسین (ع) بروی در اوج روضه که قرار می‌گیری، دیگر حاجت خودت را هم فراموش می‌کنی.
     
    اصلاً خودت را هم فراموش می‌کنی و این یک تجربۀ رایگان عاشقی است که خدا به هر کسی داده است. این حسین (ع) که دلت را این‌طور آتش می‌زند خودش عبد خداست، حالا حساب کن اگر عاشق خدای حسین (ع) بشوی این عشق با دلت چکار خواهد کرد؟
     
    لذا امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «حُبُ‏ اللَّهِ‏ نَارٌ لَا تَمُرُّ عَلَى‏ شَیْ‏ءٍ إِلَّا احْتَرَق
    محبت خدا آتشی است که در هر چه بیفتد، بسوزاند.‏» (مصباح الشریعه/ص192) 
     


    جمعه 14 آذر 1393 

    ◄ حاج اکبر ناظم، مداح هیأت بود. 
     
    روز تاسوعا، قبل از اینکه شروع کند به خواندن روضه آقا ابالفـــضل علیه السلام،
     
    خبر آوردند که فرزند کوچکت از دنیا رفت. 
     
    خبر آنقدر سنگین بود که دل پدر را به درد آورد 
     
    اما نباید باعث می شد تا مصیبت از دست دادن فرزند، 
     
    مجلس روضه ی ارباب را بهم بزند. 
     
    گفت: 


    جمعه 14 آذر 1393 



     
    میگُفت : یک مَسیجی دیدَمــ
     
    گُفتَمــ : شُمآ کُجآ وَ بینُ الحَرمین کُجآ ؟؟
     
    اون مَسیحی گُفتهـ بوده :
     
    پیغَمبرمون فَرق میکُنهـ
     
    امآ .....
     
    اِمآمــ حُسین مون کهـ یکیه !!!!


    خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست

    اصلی ترین ستون خیام حرم شکست

    فریاد های «انکسری» بی دلیل نیست

    در اوج درد تکیه گه آخرم شکست



    یک شنبه 9 آذر 1393 
     
    من کشته ی اشکم که تو را یار بسازم
    تا گریه کنی واژه ی غمخوار بسازم
     
    از کرب و بلایم نکند دور بمانی    
    من کشته شدم این همه زوار، بسازم
    http://www.ayehayeentezar.com/add/moharam.gif
     
    شش گوشه بنا شد که خدا رحم نماید  
    تا عبد مطیعی زگنه کار، بسازم
     
    من خون خدا بودم و خون دل من شد      
    تا با دل زینب، غم خون بار بسازم
    http://www.ayehayeentezar.com/add/moharam.gif
    بقیه در ادامه مطلب...





    ( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7