به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

فانی‌، کز زادن چنو سخن آرای

مادر ایام شد عقیم و سترون

خوشا زبن چامهٔ بدیع که باشد

باغی پریاسمین و خیری و سوسن

هر ورقی راکزو دو بیت نگاری

گردد بیغارهٔ پرند ملوّن

دیدم ازبن یک قصیده پاکی طبعش

دید توان نور آفتاب ز روزن

لیک من و فانی‌ایم بندهٔ ناصر

آنکه سروده است این چکامهٔ متقن

«‌دیر بماندم در این سرای کهن من‌»

«‌تاکهنم کرد صحبت دی و بهمن‌»

ادامه مطلب
جمعه 18 تیر 1395  - 4:38 PM

دربغ و دردکه ازکید چرخ و فتنه دهر

بشد صبوری و ازکف ربود صبر جهان

دربغ از آن دل دانا که از جفای سپهر

گزید خاک سیه را ز بهر خویش مکان

صبوری آن ملک شاعران طوس برفت

بجای ماند همه ملک شعر بی‌سلطان

شد از میانه ادیبی که ملک دانش را

حیات بود بدو چون حیات جسم به جان

شد از میانه یکی فاضلی معانی‌سنج

که داشت نامهٔ دانش بنام او عنوان

دگر نیابد گیتی شبیهش از اشباه

دگر نیارد دوران قرینش از اقران

بغیر طبع و دل راد او ندیده کسی

نهفته گردد در خاک‌، قلزم و عمان

بغیر رای رزینش کسی ندارد یاد

که آفتاب شود زیر خاک تیره نهان

چو بود گنج خرد در زمین نهان گردید

بلی هماره بود گنج در زمین پنهان

شکست رونق بازار فضل ازین سودا

ببست دکهٔ علم و هنر ازبن خسران

به سوگواری او بین به نامه و خامه

یکی دریده قبا و یکی بریده زبان

نبود در سر او جز هوای آل رسول

نبود در دل او جز محبت اینان

ز دار فانی بگرفت ره سوی باقی

که گفته است خدا « کل من علیها فان‌»

ادامه مطلب
جمعه 18 تیر 1395  - 4:38 PM

هست صوتی بس مهیب و خوفناک

بانگ توپ و نعرهٔ فرماندهان

سخت‌تر زانست بانگ صاعقه

کاندر آید نیم شب از آسمان

هست از آن بسیار هول‌انگیزتر

غرٌش طوفان به بحر بی‌کران

باشد از آشوب طوفان سخت‌تر

نعره‌های موحش آتش‌فشان

هست از اینها جمله خوف‌انگیزتر

نالهٔ یک ملت بی‌خانمان

ادامه مطلب
جمعه 18 تیر 1395  - 4:38 PM

مگِری سردار، زان که گریه و زاری

سود ندارد در این زمانهٔ ریمن

رفته‌، به زاری وگریه باز نگردد

جز که‌ بخوشد دو چشم‌ و خسته‌ شود تن

مادر پرهیزگارت ار ز میان رفت

عز تو پاینده باد و بخت تو روشن

ور ز میان رفت مهر سلطنت تو

زنده به مانند ایلخانی و بهمن

ما همه ماندیم و آن عزیزان رفتند

درکنف رحمت خدای میهن

یکسره بایست راند تا سر منزل

هرکه ز من زودتر رسید به ازمن

ور غم هجران دل تو را بشکافد

مرهمی از صبر بر جریحه برافکن

گر به دل از صبر مرهمی ننهادی

کی ز بن چه برآمدی تن بیژن

جامه ی نیلی برآور از تن و درپوش

بر تنت از صبر و بردباری‌، جوشن

کسوت مردان مرد پوش و قوی باش

پیش بلیات این جهان کم از زن

گوش ندارد فلک به گریه و زاری

هیچ نیرزد جهان به ناله و شیون

 

ادامه مطلب
جمعه 18 تیر 1395  - 4:38 PM

گیو تاجر نموده این اوقات

چارقی چند وارد از لندن

مورد آزمون هر نادان

مایه امتحان هر چلمن

رویه‌اش وصله‌ای ز چکمه زال

زیره‌اش تخت چارق بهمن

سپر طوس بوده کز دم تیغ

رفته ازکار، روز جنگ پشن

نوک آن تیز همچو نیزهٔ گیو

دهنش باز چون چه بیژن

رنگ آن همچو چهرهٔ عفریت

پوزه‌اش همچو پوز اهریمن

شوم‌چون کفش شرحبیل عرب

کهنه چون موزهٔ اویس قرن

مایهٔ نقرس و کفیدن پای

همچو کفشی که باشد از آهن

درخور پوشش حسن ...

کج و معوج چو اصل پای حسن

هر که آن را بدید و خنده نکرد

یا بود کور یا بود کودن

وآنگه آن را خرند وکریه نکرد

یا ز سنگ است پاش یا ز چدن

و آنکه پوشید و پای او نشکست

هرچه دارد گنه به گردن من

ادامه مطلب
جمعه 18 تیر 1395  - 4:38 PM

گفتند فروتن شو تا زر به کف آری

زرگرد شود چون که شود مرد فروتن

گفتم که فروتن نشود مرد جوانمرد

ننهد ز پی مال به بدنامی گردن

زان مال عزیز است کزان عزت زاید

عزت را با ذلت حاصل نکنم من

نزدیک فقیرانم خوشخوار چو حلوا

نزدیک امیرانم دشخوار چو آهن

گر دوست ندارند مرا دولتمندان

بهتر که تهیدستان دارندم دشمن

ادامه مطلب
جمعه 18 تیر 1395  - 4:38 PM

دیده‌ای کس درون خلد مقیم

خاطرش بستهٔ عذاب الیم

منم اندر سویس جسته مقام

دل به تهران و امجدیه مقیم

عقل گوید که در بهشت بپای

عشق گوبد برو به‌سوی جحیم

من نخواهم بهشت بی‌احباب

دوست بهتر زکوثر و تسنیم

ادامه مطلب
جمعه 18 تیر 1395  - 4:38 PM

تبارک الله از این فرخ آستان که بود

به پاس درگه او آسمان همیشه مقیم

حریم زادهٔ موسی که چون دم عیسی

روان فزاید خاک درش به عظم رمیم

به چشم زایر این آستان بود روشن

هرآنچه گشت به سینا نهان ز چشم کلیم

به است فرش ره او ز مرغزار بهشت

چنان که خاک در او زکوثر و تسنیم

چراست پشت سپهر این چنین خمیده و گوژ

اگر ندارد پیش درش سر تعظیم

زهی بر آن که نهد روی دل بر این درگاه

برای صافی و دین درست و قلب سلیم

چنان که خادم این در، بهار مدح‌سرای

که هست بندهٔ دیرین و خاکسار قدیم

کمینه چاکر این آستان که از ره عجز

نهاده است به کوی رضا سر تسلیم

مگر ستاند روزی ز خاک این درگاه

دوای جان علیل و شفای قلب سقیم

ز پاک یزدان بادا دمی هزار درود

بر این‌ حریم و خداوند این‌ خجسته حریم

ادامه مطلب
جمعه 18 تیر 1395  - 4:38 PM

چندکار سخت و مشکل را برایت بشمرم

بشمر ار مشکل‌تر از این پنج داری‌، ای حکیم

اولا از شهر تهران تا لب بحر خزر

کندن از توچال شمران شاهراهی مستقیم

ثانیا ازکوه شمران بی‌وجود تکیه‌گاه

پل کشیدن تا به کوه حضرت عبدالعظیم

ثالثا بی‌زحمت غواص از بحر خزر

صید با کج بیل کردن نیمه‌شب‌، دُرّ یتیم

رابعاً از روی چالاکی به یک‌دم ساختن

قلهٔ هیمالیا را با دم چاقو دو نیم

خامسا در قعر دریا آتشی افروختن

وز شرارش آسمان را با زمین کردن لحیم

صعب‌تر زین پنج دانی چیست‌؟ از روی طمع

آش کشکی سور بگرفتن از آقای قویم

هست ممکن فرض هر معدوم‌،‌ لیک این فرض سور

در جهان باشد عدیم اندر عدیم اندر عدیم‌!

ادامه مطلب
جمعه 18 تیر 1395  - 4:38 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4968322
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث