به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

نعمت الله مظهر ذات و صفات

گه صفاتش می نماید گاه ذات

عارفی چون او در این عالم که دید

جمع کرده ممکنات و واجبات

او به او باقی و ما باقی به او

عمر جاوید است او را این حیات

او یک است و گر یکی گوید که دو

تو یکی می گو مگو آن تُرَهات

دُرد دردش دردمندانه بنوش

زانکه درد او تو را باشد دوات

می کنم علم معانی را عمل

کی پرستم صورت لات و منات

سالها باید که تا پیدا شود

همچو سید سیدی در کاینات

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 7:02 PM

 

مائیم و می صحبت رندان خرابات

سرگشته در آن کوچه چو رندان خرابات

میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندان

جاوید به فرمودهٔ سلطان خرابات

مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم

دل داده و جان نیز به جانان خرابات

خوانی است خرابات نهاده بر رندان

خوردیم بسی نعمت از این خوان خرابات

جمعی ز سر زلف بتی گشته پریشان

جمعیت از آن یافت پریشان خرابات

ذوقی که دلم راست به عالم نتوان گفت

این ذوق طلب کن تو ز یاران خرابات

در کوی خرابات نشستیم به عشرت

با سید سرمست و حریفان خرابات

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 7:02 PM

 

هرگز نبود عاشقی و راه سلامت

رندان نگریزند ز مستان به ملامت

تو میر خراباتی و من مست خرابم

رندانه درین هفته بیابیم به سلامت

سر در قدمت بازم و پای تو ببوسم

دست من و دامان تو تا روز قیامت

در خاک درت هر که نشنید بتوان یافت

در صدر خرابات به صد عجز و کرامت

گر دل نفسی نقش خیال دیگری دید

جان پیشکشت می کنم اینک به غرامت

از خال نهی دانه و از زلف کشی دام

مرغ دل خلقی همه افتاده به دامت

می نوش کن ای سید رندان خرابات

شادی حریفان که جهان باد به کامت

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 7:02 PM

 

رفتی به سلامت به سلامت به سلامت

امید که آئی و من آیم به سلامت

سر در قدمت بازم و جان را بسپارم

دست من و دامان تو تا روز قیامت

از روی کرم یاد کن این بندهٔ خود را

ای جان به فدای تو و آن نامه و نامت

دل زنده شود چون برسد از تو پیامی

یابیم حیات ابدی ما ز پیامت

هرچند ملامت که کند عقل ز عشقت

عاشق نرود از سر کویت به ملامت

آمد دل و در دام سر زلف تو افتاد

مرغیست مبارک که فتادست به دامت

جانا نظری کن که منم بندهٔ سید

تو شاه جهانی و جهان باد به کامت

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 7:02 PM

 

در کوی خرابات نشستم به سلامت

سر حلقهٔ رندانم و فارغ ز ملامت

خوش خانهٔ امنی است بیائید و ببینید

مستان همه خوش ایمن و یاران به سلامت

زین خلوت میخانه به جائی نتوان رفت

نه یک دو سه روزی نروم تا به قیامت

هر کس که ازین مجلس ما روی بتابد

جاوید ندیمش نبود غیر ندامت

گر زاهد مخمور مرا قدر نداند

بسیار عزیزم بر رندان به کرامت

هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

روشن نتوان دید نظر کن به تمامت

خوش جام حبابیست که پرآب حیاتست

می نوش و غنیمت شمر آن جام مدامت

اعیان چو همه صورت اسمای الهند

نامی طلب ای خواجه که نامی است به نامت

گر بنده سید شوی و یار حریفان

سلطان جهان یار شود بلکه غلامت

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 7:02 PM

 

چون من ز ولای تو رسیدم به ولایت

تا جان بودم روی نتابم ز ولایت

ای یار بلای تو مرا راحت جان است

جان را چه کنم گر نبود ذوق بلایت

عمریست که ما منتظر دولت وصلیم

با من نظری کن ز سر لطف و عنایت

سریست مرا با تو که با کس نتوان گفت

رازیست که پیدا نتوان کرد بدایت

ای عقل برو از بر من ، هرزه چه گوئی

ترک می و ساقی نکنم من به حکایت

عشقست مرا مَحرم و عشقی به کمال است

درد است مرا همدم و دردیست به غایت

در کوی خرابات مغان مست و خرابم

هم صحبت من سید رندان ولایت

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 4:06 PM

 

هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبت

ور کسی نیکو نشد بد باز گردد عاقبت

گرچه بی ساز است ساز مطرب عشاق ما

گر نوازد ساز ما با ساز گردد عاقبت

همدم جامیم و با ساقی حریفی می کنیم

خوش بود گر همدمی دمساز گردد عاقبت

عاشقی گر پیش معشوقی نیازی می کند

آن نیاز عاشقان با ناز گردد عاقبت

هر که او در سایهٔ فَر هُما مأوا گرفت

گرچه گنجشکی بود شهباز گردد عاقبت

عقل مخمور است دردسر به رندان می دهد

بی غمی داند که او غمساز گردد عاقبت

سید از بنده تمیزی گر کند صاحبدلی

در میان عاشقان ممتاز گردد عاقبت

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 4:06 PM

 

دُرد دردش نوش کن گر صاف درمان بایدت

جان فدا کن همچو ما گر وصل جانان بایدت

گر عطای شاه می خواهی گدائی کن چو ما

بندگی کن بر درش گر قرب سلطان بایدت

در سواد کفر زلفش نور ایمان رو نمود

ظلمت کفرش بجو گر نور ایمان بایدت

بایدت چون گوی گردیدن به سر در کوی دوست

گر ز دست پادشه انعام چوگان بایدت

آرزوی باده داری ساقی مستی طلب

با خضر همراه شو گر آب حیوان بایدت

گر هوای کعبه داری از بیابان رو متاب

رنج باید برد اگر گنج فراوان بایدت

جام جم شادی روی نعمت الله نوش کن

همدم ما شو دمی گر ذوق رندان بایدت

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 4:06 PM

 

معنی او نمود در صورت

نه به یک صورتی به هر صورت

چشم ما تا جمال معنی دید

معنئی بیند و دگر صورت

ذره ذره چو نور می بینم

آفتابی بود قمر صورت

باده می نوش و جام را دریاب

معنئی بین و مینگر صورت

هر چه بینیم صورت عشق است

لاجرم عاشقیم بر صورت

چون که معنی ماست صورت او

نور چشمست و در نظر صورت

جام گیتی نماست سید ما

نعمت الله نموده در صورت

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 4:04 PM

 

عشق سلطان ما جهان بگرفت

تخت دل ملک جاودان بگرفت

بگرفت آتشی و در ما زد

سوخته بودیم و در زمان بگرفت

آفتابش چو برکشید عَلم

چتر عالم به سایه بان بگرفت

عشق صاحبقران جهانگیر است

شاه صاحبقران جهان بگرفت

صورت او نشان معنی داد

حکم معنی از آن نشان بگرفت

نعمت الله به ذوق گویا شد

سخنش ملک جاودان بگرفت

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 4:03 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122414
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث