به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

موحد در این ره به تقلید نیست

مجرد که باشد که تجرید نیست

تو صاحب وجودی وجود ای عزیز

مقلد به اطلاق و تقبید نیست

چنان غرقه شد قطره در بحر ما

که از ما یکی قطره وا دید نیست

مجدد نماید تو را در ظهور

ولی در بطون نام تجدید نیست

مرا عید و نوروز باشد به عشق

چه غم دارم ار عقل را عشق نیست

نه قرب و نه بعد و نه وصل و نه فصل

نشانی ز تقریب و تبعید نیست

موحد هم او و موحد هم او

جز او سید ملک توحید نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:18 PM

 

بحریست بحر دل که کرانش پدید نیست

راهیست راه جان که نشانش پدید نیست

علم بدیع ماست که از غایت شرف

دارد معانئی که بیانش پدید نیست

عشقست و هرچه هست و جز او نیست در وجود

در هر چه بنگری جز از آتش پدید نیست

عالم منور است از آن نور و نور او

از غایت ظهور عیانش پدید نیست

گفتم میان او به کنار آورم ولی

از بس که نازکست میانش پدید نیست

مجموع کاینات سراپردهٔ ویند

وین طرفه بین که هیچ مکانش پدید نیست

هر ذره که هست از آن نور روشن است

اینش بتر نماید و آنش پدید نیست

او جان عالمست و همه عالمش بدن

پیداست این تن وی و جانش پدید نیست

سودای عشق مایهٔ دکان سید است

خوش تاجری که سود و زیانش پدید نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:18 PM

 

غنچهٔ باغ غیر خندان نیست

بگذر از غیر او که چندان نیست

هر که نقش خیال غیری بست

نقشبندی او به سامان نیست

عاقلی کی چه عاشقی باشد

مست و مخمور هر دو یکسان نیست

در دل هر که گنج معرفت است

هست معمور و گنج ویران نیست

دردمندیم و درد می نوشیم

به از این درد ، درد درمان نیست

ای که گوئی که توبه از می کن

این چنین کار ، کار رندان نیست

عاشق رند و مست چون سید

در خرابات می پرستان نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:18 PM

 

هر کرا درد نیست درمان نیست

هر کرا کفر نیست ایمان نیست

بت پندار هر که او نشکست

نزد ما بندهٔ مسلمان نیست

هر که او جان فدای عشق نکرد

مرده می دان که در تنش جان نیست

در محیطی که ما در آن غرقیم

هیچ پایان مجو که پایان نیست

سر موئی نیابد از زلفش

هر که سرگشته و پریشان نیست

کُنج دل گنجخانهٔ عشق است

گنج اگر در ویست ویران نیست

در خرابات همچو سید ما

رند مستی میان رندان نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:18 PM

 

در دل هر که عشق جانان نیست

مرده دانش که در تنش جان نیست

عاشق زلف و روی معشوقم

التفاتم به کفر و ایمان نیست

در خرابات چون من سرمست

هیچ رندی میان رندان نیست

ای که درمان درد می جوئی

خوشتر از درد درد درمان نیست

حالتی دیگر است مستان را

تو ندانی اگر تو را آن نیست

نور چشم است و در نظر پیداست

روشنش را ببین که پنهان نیست

هر که کفران نعمت الله کرد

در همه مذهبی مسلمان نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:17 PM

 

شک به عدم نیست که او هیچ نیست

شک به وجود است و هم او هیچ نیست

نیست گمانم که جز او هیچ نیست

هست یقینم که جز او هیچ نیست

معنی هو با تو بگویم که چیست

اوست دگر این من و تو هیچ نیست

یک سخنی بشنو و یکرنگ باش

قول یکی گفتن و دو هیچ نیست

ما و منی را بگذار ای عزیز

کز من و ما یک سر مو هیچ نیست

غیر خدا هیچ بود هیچ هیچ

هیچ نه ای هیچ مجو هیچ نیست

نوش کن و باش خموش و برو

هیچ مگو گفت و مگو هیچ نیست

خم می آور چه کنم جام را

مست و خرابیم و سبو هیچ نیست

عاشق سید شو و معشوق او

باش بکی رو که دورو هیچ نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:17 PM

 

بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست

بی هوای دُرد دردش صاف درمان هیچ نیست

در خرابات مغان جام شرابی نوش کن

تا بدانی با وجودش کآب حیوان هیچ نیست

پیش از این در خلوت جان غیر جانان بارداشت

این زمان در خلوت جان غیر جانان هیچ نیست

دیدهٔ جانم به نور طلعت او روشنست

غیر نور روی او را دیدهٔ جان هیچ نیست

زلف و رویش را نگر از کفر و ایمان دم مزن

با وجود زلف و رویش کفر و ایمان هیچ نیست

ماسوی الله جز خیالی نیست ای یار عزیز

بگذر از نقش خیال غیر او کان هیچ نیست

همدم جام می و با نعمة اللهم حریف

زاهدی وقتی چنین در بزم رندان هیچ نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:16 PM

 

جان ما بی عشق جانان هیچ نیست

درد دل داریم و درمان هیچ نیست

در همه جان جز که هم جان هیچ نیست

تن چه باشد زانکه هم جان هیچ نیست

بگذر از دنیی و عقی باده نوش

جز می و ساقی رندان هیچ نیست

نزد مصری شهر بغداد است هیچ

کوبنان چبود که کرمان هیچ نیست

با سبک روحان نشین ای جان من

زانکه صحبت با گرانان هیچ نیست

غیر او هیچست اگر گوئی که هست

هرچه باشد غیر او آن هیچ نیست

ظاهر و باطن همه عین وی است

غیر او پیدا و پنهان هیچ نیست

دنیی و عقبی و جسم و جان همه

ای عزیزان نزد رندان هیچ نیست

هر چه هست از جزو و کل کاینات

بلکه این مجموع انسان هیچ نیست

با وجود سید هر دو سرا

بینوا چبود که سلطان هیچ نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:16 PM

 

موجود حقیقی به جز از ذات خدا نیست

مائیم صفات و صفت از ذات جدا نیست

جز عین یکی در دو جهان نیست حقیقت

گر هست تو را در نظرت غیر مرا نیست

عشق است مرا چاره و این چاره مرا هست

درد است دوای تو و این درد تو را نیست

هرجا که تو انگشت نهی عین حقست آن

زین نیست معین که کجا هست و کجا نیست

چون است بقای همه و باقی مطلق

چیزی که بود قابل تغییر و فنا نیست

آن دم که دمیدند دم آدم خاکی

بود آن دم ما زان همه دم جز دم ما نیست

سرمست شراب ازل و جام الستیم

در مجلس ما ساقی ما غیر خدا نیست

ما ماهی دریای محیطیم کماهی

ماهیت ما را تو نگر تا که که را نیست

سید چو همه طالب و مطلوب نمایند

عاشق نتوان گفت که معشوق نما نیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:16 PM

 

بندگی کن که کار نیک آن است

این چنین کار کار نیکان است

دل ما دلبری که می بیند

جان به او می دهد که جانان است

آفتابی به مه شده پیدا

گرچه او هم به ماه پنهان است

موج و بحر و حباب و قطرهٔ آب

نزد ما هر چهار یکسان است

کنج دل گنجخانهٔ عشق است

خانه بی گنج کُنج ویران است

زاهدان را مجال کی باشد

در مقامی که جای رندان است

بندهٔ سید خرابات است

نعمت الله که میر مستان است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 3:03 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5123093
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث