به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

نقد گنج کنت کنزا را طلب

گوهر دُر یتیم از ما طلب

عاشقانه خم می را نوش کن

جرعه ای بود بیا دریا طلب

از دوئی بگذر که تا یابی یکی

از همه یکتای بی همتا طلب

عارفانه دولت خود را بگیر

آنچه گم کردی همه آنجا طلب

چشم عالم روشنست از نور او

نور او در دیدهٔ بینا طلب

نعمت الله است و عالم سر به سر

نعمتی خوش از همه اشیا طلب

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

دردمندانه بیا ما را طلب

درد دل جانا ز بودردا طلب

در چنین دریای بی پایان درآ

عین ما را هم ز عین ما طلب

طالب و مطلوب را با هم نگر

جای آن بی جای ما هر جا طلب

چشم ما روشن به نور روی اوست

نور او در دیدهٔ بینا طلب

هر کجا کنجیست گنجی در ویست

گنج اسما در همه اشیا طلب

عارفانه دامن هر یک بگیر

حضرت یکتای بی همتا طلب

در خرابات مغان مستانه رو

نعمت الله را در آنجا وا طلب

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

 

در دل ما نقد گنج ما طلب

گوهر ار جوئی از این دریا طلب

یک زمان در بحر ما با ما نشین

عین ما را هم به عین ما طلب

عشق را جائی معین هست نیست

جای آن بی جای ما هر جا طلب

نور او در جمله اشیا می نگر

یک مسمی از همه اسما طلب

دنیی و عقبی به این و آن گذار

نصرت یکتای بی همتا طلب

طالب و مطلوب را با هم ببین

این نظر از دیدهٔ بینا طلب

نعمت الله را اگر جوئی بیا

ما به دست آور ز ما ، ما را طلب

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

 

در عین حباب آب دریاب

آن آب در این حباب دریاب

نقشی است خیال عالم ای یار

خوابی است و هم به خواب دریاب

مستیم و خراب در خرابات

این مست خوش خراب دریاب

مجموع حروف نقطه‌ای دان

مجموعهٔ آن کتاب دریاب

آئینه به نور او است روشن

مه بنگر و آفتاب دریاب

با ما بنشین خوشی در این بحر

ما را بنگر حجاب دریاب

پرسی تو ز ذوق نعمت الله

گفتیم تو را جواب دریاب

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

 

عین ما جو و در این بحر به جز ما مطلب

غرق دریا شو و جز ما تو ز دریا مطلب

ما حبابیم زده خیمه‌ای از باد بر آب

به از این در دو سراخانه و مأوا مطلب

غیر ما را نتوان یافت در این بحر مجو

عین ما جو و به جز ما دگر از ما مطلب

مرده‌ دل از دم ما زنده شود هر نفسی

این چنین دم طلب و جز ز مسیحا مطلب

مائی ما چو بشستیم به آب دیده

ما نه مائیم ز ما مائی ما ار مطلب

ساقی و جام و می و رند حریفیم مدام

غیر ما همدم ما یک نفس اینجا مطلب

نعمت‌الله طلب و صورت و معنی دریاب

ور دگر می‌طلبی رو طلبش ما مطلب

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

 

فلولاه و لولانا لما کان الذی کانا

اگر نه ما و او بودی نبودی این و آن جانا

و اما عینه فاعلم اذا ما قلت انسانا

یکی عین است و دو نامش یکی موج و یکی دریا

فانا عبده حقا و ان الله مولانا

حقیقت بندهٔ اوئیم و سلطان است او ما را

فلا تحجب بانسان فقد اعطاک برهانا

برون آ از حجاب خود نگر برهان ما پیدا

فاعطیناه ما یبدی به فینا و اعطانا

عطا کردیم سر او و شداین مشکلَت حلا

قضا رالامر مقسوما بایاه و ایانا

به هم پیوسته می باید که تا پیدا شود آنها

فاحیاه الذی یدری بقلبی حین احیانا

چه خوش حبی که می بخشد حیات او حیات ما

و کنافیه اکوانا و اعیانا و ازمانا

همه بودیم در ذاتش که پیدا گشته ایم اینجا

و لیس دائم فینا و لیکن ذاک احیانا

نباشد حال ما دایم بود حق دایما با ما

به نور مهر و مه بنگر که هر دو نعمت اللهند

ز هر روز و ز شب روشن ببین در دیدهٔ بینا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

 

گر بیازارد مرا موری نیازارم ورا

خود کجا آزار مردم ای برادر من کجا

نزد ما زاری به از آزار ، بی زاری مباش

تا نگیرد بر سر بازار آزاری تو را

در طریقت هر چه فرمائی به جان منت بریم

ماجرا بگذار با ما ماجرا آخر چرا

کفر باشد در طریق عاشقان آزار دل

گر مسلمانی چرا آزار می داری روا

درجهان بیخودی من نعمت الله یافتم

گفت فانی شو که یابی سید ملک بقا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

 

گر بیازارد مرا موری نیازارم ورا

خود کجا آزار مردم ای برادر من کجا

نزد ما زاری به از آزار ، بی زاری مباش

تا نگیرد بر سر بازار آزاری تو را

در طریقت هر چه فرمائی به جان منت بریم

ماجرا بگذار با ما ماجرا آخر چرا

کفر باشد در طریق عاشقان آزار دل

گر مسلمانی چرا آزار می داری روا

درجهان بیخودی من نعمت الله یافتم

گفت فانی شو که یابی سید ملک بقا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

 

صوفی صافی است در عین صفا

می نماید نور او او را به ما

ذره ای از آفتاب نور او

نیست خالی در همه ارض و سما

نقطه نقطه دایره پیموده است

جمع کرده ابتدا و انتها

سید مست است و جام می به دست

گر تو رندی باده می نوشی بیا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

 

ظهور سلطنت عشق اوست در دو سرا

درین سرا قدمی نه در آن سرا به سرآ

چو اوست در دو سرا غیر او نمی بینم

منم که از دل و جان عاشقم به هر دو سرا

جمال اوست که در آینه نموده روی

نظر به دیدهٔ ما کن ببین به هر دو سرا

مدام همدم جام شراب خوش می باش

بیا و همدم ما شو دمی به ذوق و بیا

دلم به گوشهٔ میخانه می کشد دیگر

چنانکه خاطر زاهد به جنت المأوا

به سوی ما نظری کن به چشم ما بنگر

که عین ماست که او آبرو دهد بر ما

به نور دیدهٔ سید کسی که او را دید

به هر چه می نگرد نور او بود پیدا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:46 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5125519
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث