به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

فانی دردیم و فانی از فنا

باقی عشقیم و باقی از بقا

نه اثر ما را ز ذات و از صفت

نه خبر از مبتدا وز منتهی

نه امید وصل و نه بیم فراق

نه غم درد و نه شادی دوا

در محیط عشق او مستغرقیم

بر کجائی ای برادر بر کجا

از وجود و از عدم آسوده ایم

حق و باطل دعوی و معنی تو را

عاشق و معشوق پیش ما یکیست

جز یکی خود نیست در هر دو سرا

نعمت اللهم به هر جا که روم

با خدایم با خدایم با خدا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

 

مبتلائی دیدمش خوش در بلا

گفتمش خواهی بلا گفتا بلی

از بلا چون کار ما بالا گرفت

جان ما جوید بلا از مبتلا

بینوایان را نوائی دیگر است

خوش نوائی می طلب از بینوا

آبرو جوئی درین دریا بجو

عین ما می جو به عین ما چو ما

دُرد دردش عاشقانه نوش کن

تا ز دُرد درد دل یابی دوا

در محیط بیکران افتاده ایم

نیست ما را ابتدا و انتها

نعمت الله ساقی و ما رند مست

با حریفان در خرابات فنا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

 

نعمت الله است دایم با خدا

نعمت از الله کی باشد جدا

در دل و دیده ندیدم جز یکی

گرچه گردیدم بسی در دو سرا

میل ساحل کی کند بحری چو شد

غرقه در دریای بی پایان ما

ما نوا از بی نوائی یافتیم

گر نوا جوئی بجو از بینوا

از خدا بیگانه ای دیدیم نه

هر که باشد هست با او آشنا

سروری خواهی برآ بر دار عشق

کز سردار فنا یابی بقا

سید سرمست اگر جوئی حریف

خیز مستانه به میخانه درآ

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

 

رند مستی چو دمی با او برآ

از در میخانهٔ ما خوش درآ

مجلس ما را غنیمت می شمُر

زانکه اینجا خوشتر از هر دو سرا

جام می بستان و مستانه بنوش

قول ما می گو سرودی می سرا

خوش خراباتی و خم می سبیل

ما چنین مستیم و مخموری چرا

آب چشم ما روان بر روی ماست

باز می گویند با هم ماجرا

ماه من امشب بر آمد خوش خوشی

تو بیا تا روز امشب خوش برآ

نعمت دنیی و عقبی آن تو

نعمت الله از همه عالم مرا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

 

هر که آمد بر سر دار فنا

یابد از دار فنا دار بقا

خدمت منصور از آن سردار شد

ذوق سرداری اگر داری بیا

قل هو الله احد می خوان مدام

چون موحد در خلا و در ملا

ما درین دریا خوشی افتاده ایم

ما ز دریائیم و دریا عین ما

دردمندی را که باشد درد دل

دُرد درد دل بود او را دوا

بر در خلوتسرای می فروش

ساکنیم و فارغ از هر دو سرا

سیدیم و بندهٔ سلطان خود

ما جَمیم و جام ما گیتی نما

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

 

یار من بی یار کی ماند مرا

خسته و بیمار کی ماند مرا

گر چه بیمارم ولی دارم امید

کو چنین بیمار کی ماند مرا

شادمانم گرچه غمها می خورم

غمخورم غمخوار کی ماند مرا

من چنین مخمور و او مست و خراب

بر در خمّار کی ماند مرا

کار بیکاریست کار عاشقان

عشق او بیکار کی ماند مرا

سر پر از سودا و هم کیسه تهی

بر سر بازار کی ماند مرا

گر نباشد صدق من صدیق وار

سیدم در غار کی ماند مرا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

 

ای یار دل یار به دست آر خدا را

زین بیش دل خسته میازار خدا را

مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم

ای عقل رها کن من و دلدار خدا را

خوش آب حیاتیست اگر تشنه آبی

جامی ز می عشق به دست آر خدا را

گر یک سر موئیست حجاب تو در این ره

بردار حجاب خود و مگذار خدا را

هر چیز که داری به امانت به تو دادند

تو نیز امینا نه نگهدار خدا را

عشق آمد و گفتا که دهم کام تو گفتم

تاخیر مکن باز در این کار خدا را

گر جان عزیزت طلبد سید مستان

شکرانه بنه بر سر و بسپار خدا را

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

 

همه عالم تو را و او ما را

طلب او کن و بجو ما را

سر زلفش به دست ما افتاد

می نمایند مو به مو ما را

غرق بحریم تا نپنداری

تشنه جویای آب جو ما را

ما خراباتیان سر مستیم

جام می آن تو سبو ما را

نعمت الله رند سرمست است

می کشد باز سو به سو ما را

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

بیا ای ساقی مستان خدا را

که مشتاقند سر مستان خدا را

اگر خرقه نمی گیری گروگان

بده جامی به درویشان خدا را

طبیب دردمندانی نظر کن

که دارم درد بی درمان خدا را

برو ای عقل سودائی چه جوئی

ز جان بی سر و سامان خدا را

ز سر مستان گلشن ذوق ما جو

که کم دانند هشیاران خدا را

خراباتست و ما مست و خرابیم

حریف مست می خواران خدا را

نباشم یک دمی بی نعمت الله

که پیدا دیدم و پنهان خدا را

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

 

نور تجلی او ساخت منور مرا

صورت او شد پدید کرد مصور مرا

پیر خرابات عشق داد مرا جام می

ساقی رندان خود کرد مقرر مرا

عقل دمی دور شو از بر رندان عشق

مستم و تو هشیار نیست تو در خور مرا

مجلس تو آن تو مجمع من آن من

فکر پریشان تو را زلف معنبر مرا

عاشق و معشوق و عشق هر سه بر ما یکیست

در دو جهان هست نیست جز یک دیگر مرا

ذات ز روی صفات گشته به من آشکار

عشق برای ظهور ساخته مظهر مرا

بندهٔ هر سیدم سید هر بنده ام

حکم خرابات داد خواجهٔ قنبر مرا

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 1:38 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5125515
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث