شبیهِ چشمِ شما چـشمهایِ تـر دارد
کَسی كه خاکِ حسینیه را به سر دارد
تو گریه كردی و شد سُرخ چهره فهمیدم
كه وقتِ روضهی تـو اشک هم جگر دارد
خدا به رویِ من و تـو حساب وا كـرده
كه گریـهای بكنیم و حـساب بـردارد
هـوای امشبمان فـرق میكند انـگار
نشسته مـادری و دست بـر كمـر دارد
حسین روز و شبـم را گرفته میدانم
بـرایِ عاشقیام عـقل دردسـر دارد
فقط به تـربتِ اربـاب سجده میچسبد
همیشه سجـدهی مـا مـزّهیِ دگر دارد
مـرا حوالـه نمودند خاکِ پـا ببـرم
هـزار شُكر كه ایـن خیمه رُفتگر دارد
میـانِ روضه نشستیم و عـاشقی میگفت
بـخوان دعای فـرج را دعـا اثر دارد
كسی كه داغِ بـرادر كشیـده میدانـد
كــه رویِ قـوَّتِ زانویِ او اثـر دارد
چـقـدر روضهی نـا گفته در گلو داریم
بیا بـه مجلسمان روضهیِ عمـو داریـم














