اربعین آمد، دلم را غم گرفت
بهر زینب عالمی ماتم گرفت
سوز اهل آسمان آید بگوش
ناله صاحب زمان آید بگوش
جان اهل بیت عصمت بر لب است
كاروان سالار آنها زینب است
جمله مستان سوی ساقی آمدند
مستِ مست از جام باقی آمدند
سینه هـــــا آماج رگــــبار بلا
جـای زخـــم ریسـمان بر دستها
هوش از ســر رفته و دل باخته
جسم خود را بر زمین انداخته
هـر یكی در جستجوی تربتی
بر لب هر یك كلامی صحبتی
قلبها پـــر شِكوه از بیداد بود
آشنای قبرها سجاد بود
رهبــــر زینب امام راستین
حجت حق بود زین العابدین
با كلامش عمه را مغموم كرد
تا كه قبر یار را معلوم كرد
آمده همراه دخت بوتراب
بر سر آن قبر كلثوم و رباب
زخمهای این سفر سر باز كرد
هر كسی درد دلی آغاز كرد
شاعر: مهدی محمدی
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395 | 6:58 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0














