ای حسینی كه جهان در محنت خون گرید
آسمان بر تو و قبر و وطنت خون گرید
گلشن عشق بود كرببلایت اما
عوض خنده گل این چمنت خون گرید
بود آخر سخنت زمزمۀ واعطشا
دل هر سوخته بر آن سخنت خون گرید
جامه پوشید تو را زینب و هنگام وداع
دید بر پیكر تو پیرهنت خون گرید
بس كه با نیزه و شمشیر به جانت زده اند
هر سر موی تو بر زخم تنت خون گرید
شد كفن كهنه حصیری به تن صد چاكت
زخم های بدنت بر كفنت خون گرید
همه از داغ تو گریند ولی باز حسین
دیدۀ تو به یتیم حسنت خون گرید
در شب یازدهم انجمنی بود تو را
دل ما از غم آن انجمنت خون گرید
نیمی از راه بلا را تو به سر پیمودی
عالمی بر سرِ دور از بدنت خون گرید
ز غمت بس كه دل ما و "موید" خون است
دل آن سوخته چون چشم منت خون گرید
تاريخ : سه شنبه 2 آذر 1395 | 11:59 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0














