موضوع : حمایت از کار
دیدگاه ما نسبت به محیط کار در وهلهء اول بر اساس الگوهای مردانه شکل می گیرد. به عنوان مثال، تصور می کنیم که مدیران به طور عادی مرد هستند. معمولا «کار» و «شغل» را فعالیتی روزانه می دانیم که فرد برای انجام آن بیرون از خانه می رود، حقوق و دستمزد معین ماهانه دارد، تمام وقت کار می کند، تا آخر عمر آن را ادامه می دهد و آن را قطع نمی کند اما این الگوی کار مردانه است. معیار قرار گرفتن کار مردانه و رفتارهای ناشی از آن موانع متعددی پیش روی زنان می گذارد. دیدگاه های بدون تغییر زنانگی و مردانگی با تضاد و دوگانگی تعریف خانه و محیط کار پیوند نزدیک دارد. از آنجا که کار و خانه در تضاد با یکدیگر قرار می گیرند، کار خانه معمولا به معنای بیکاری و کار دستمزدی زنان، کاری حاشیه ای و موقت تلقی می شود و زنان و مادران شاغل «مساله آفرین» می شوند.
هنگامی که بیرون رفتن مردان از خانه و ماندن زنان در آن، رفتارهای عادی تلقی می شود همین رفتارها موانعی بزرگ در مقابل کار زنان پدید می آورد. هیچ کس مقبولیت این دیدگاه ها را زیر سوال نمی برد و تبعیض نهفته در آن کم تر مورد توجه قرار می گیرد.الگویی که بتواند کار زنان را به طرز شایسته ای تعریف بکند، با الگوی مردانه تفاوت دارد. این الگو باید بر اساس کار زن در خانه و بیرون از آن تعریف شود. نمی توان کار دستمزدی زن در خارج از خانه را از کار خانهء او تفکیک کرد. کار دستمزدی زنان بی ارتباط با سایر بخش های زندگی آن ها نیست. زنان در سراسر جهان مسوولیت اولیهء خود را رسیدگی به امور غیرمادی خانواده هایشان می دانند. این در مورد برخی از مردان نیز صدق می کند.
لينک مطلب