طلوع فجر انقلاب
Slideshow Image 1
Slideshow Image 2
Slideshow Image 3
Slideshow Image 4
Slideshow Image 5
Slideshow Image 6
Slideshow Image 7
درباره وبلاگ


با سلام هم اینک 35سال پیروزی انقلاب فرار رسید ،خوشحال که در 35سال بهار انقلاب شاهد 35طلوع فجر انقلاب بودیم .امسال با تهدید های زیاد آمریکا واستکبارستیزارن غربی روبه رو هستیم ،گزینه روی میز 75میلیون ایرانی راهپیمایی 22بهمن 1392هست تا ثابت کنیم ما گزینه روی میزمان وحدت هست ،پس بیاید تا همچون بهمن57حماسه سیاسی دیگری را در سال حماسه سیاسی رقم بزنیم

نويسنده

امام خمینی (ره) با اینکه اسلام عزیز را در تحصیل و تدریس و مطالعه و تحقیق و توفیق خود و عنایات ویژه ربانی می شناخت و با تمام وجود اعتقاد به اسلام را در اصول و فروع و اخلاق باور جدی داشت، ولی سعی بلیغ می نمود که اندیشه و گفتار و عمل و موضع گیرها را بر اساس کتاب خدا و سنت رسول (ص) و سیره آن حضرت و ائمه هدی (ع) تنظیم نماید.و این تعبیر که از معظم له به یادگار مانده است، تاییدی بر این باور جدی و عمیق در وجود ایشان است: «ما که از خودمان چیزی نداریم، هرچه می گوئیم قال الله است.قال رسول الله است و قال ابو عبد الله است » .

امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) شناختی روشن از جهان را از محتوای اسلام درک کرده بود که همه چیز در جهان اعم از خرد و کلان، از روی حکمت و منظم و هدفدار و مرتبط با مجموعه آفریده شده اند و در عین تعدد و تکثر، یک واقعیت بهم مرتبط هستند. درباره فقه اسلام نیز این باور را به صورتهای گوناگون از خود بیادگار گذاشته اند که «فقه اسلام، فقهی حکومتی است » .و در عین اینکه بخشی از فقه مسائل عبادی و معرفتی است، ولی بخشهای دیگری از احکام معاملاتی و اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی، سیاسی و مدیریتی را بهمراه خود دارد.فقه اسلام مجموعه ای دارای تنوع و تعدد و تکثر فراوان ولی در عین حال در مجموع، یک واقعیت مرتبط با هم و دارای نظم دقیق است که زندگی بشر را به صورتهای فردی، خانوادگی، اجتماعی، امتی و جهانی در برنامه های خرد و کلان خود جا داده است و آنچه را که ما ناقص می بینیم به علت شناخت محدود و ناچیز ما از فقه اسلام عزیز است.

امام بزرگوار اسلام را در قالب یک نظام منسجم و کامل و رشد یابنده به جهان باوراند.نظامی با ابعاد اعتقادی و عبادی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، زیرا ذات اقدس حق جل جلاله در آیه کریمه ای در قرآن عظیم فرموده است: الیوم اکملت لکم دینکم...

معظم له ضعف ملل اسلامی را در اثر انحراف از فقه حکومتی می دانستند و به صورتهای مناسب در هر مجال ارشاد می فرمودند: که اگر مسلمین جهان فقه را حکومتی و کامل بدانند، ناگزیر از پذیرش آن خواهند بود که اعرف، افقه، اعدل و اتقی باید فقه را در حکومت پیاده کند.

ایشان این باروها را از روزهای اول نهضت اسلامی بعد از رحلت مرحوم آیة الله العظمی بروجردی، شخصا یا توسط اسلام شناسان تربیت شده و همراه خود به صورتها و عبارتهای گوناگون ارائه می کردند که برخی از آنها را مرور می کنیم:

1- اسلام نظام حکومتی منسجم و مرتبط و کامل دارد.

2- نظام حکومتی اسلام در کشورمان قابل پیاده شدن است.

3- حکومت اسلامی می تواند مردم را در امور دنیا و آخرت موفق و سعادتمند کند.

4- امامت و ولایت در اسلام افزون بر مدیریت جامع الاطراف، خطرات و تهاجمات و فتنه ها را در پیشگیری و علاج می کند و امامت، مردم پراکنده را یگانه، متحد و قدرتمند می سازد.

5- فراگیر بودن محتوای حکومت اسلامی قابلیت گسترش جهانی و ابدی شدن را دارد.ارائه این آموزشها از یک باور اصیل و عمیق و صادقانه حکایت داشت که مردم خوب ما به ویژه علماء و طلاب و فرهنگیان و دانشگاهیان حقجو و اسلامخواه را متعهد می کرد وهمراه می ساخت.ایشان اعتقاد داشتند که اگر مردم دریابند وظیفه حکومتی دارند و اسلام نیز از آنها خواسته است و درست هم حرکت کنند، گرفتن حکومت از ید غاصبان آسان است و شاید مناسبت دارد که یک عبارت یادگاری از روزهای اول انقلاب اسلامی را از ایشان مرور کنیم: «بعضی از آقایان قبل از انقلاب می گفتند که گرفتن حکومت مشکل است و من در جواب می گفتم حکومت گرفتن آسان است ولی حکومت کردن مشکل است » .

امام (قدس سره الشریف) این اعتقاد را هم ترویج می کردند که مردم ما نمونه خوبی از مردم معاصر و حتی در تاریخ ثبت شده جهان هستند.ایشان مردم شناسی را وظیفه هر رهبر در جامعه می دانستند.اینجانب می توانم بطور قطع بگویم که آن حضرت در دوران خودشان در زمره معدود مردم شناسان معاصر بلکه در بین آنها مردم شناس ترین بودند.

ایشان با شناخت خوبی که از مردم خوبمان داشتند و اعلام می فرمودند که: «در زمان هیچ پیغمبری حتی پیغمبر خاتم (ص) و در زمان هیچ وصی و امامی حتی امیر مؤمنان علی (ع)، آن بزرگواران از چنین مردم خوبی برخوردار نبوده اند «و این شناخت و ارزیابی سبب این بود که ایشان مردم را بدرستی باور کنند و به آنها اعتماد نمایند.

نمونه ای از مردم دوستی ایشان را مرور کنیم.در روزهای نخستین سال 1342 پس از تهاجم وحشیانه جلادان رژیم سفاک به مدرسه فیضیه قم، مرحوم آیت الله العظمی حکیم (رضوان الله تعالی علیه) با ابراز تاسف از بی حرمتی ها و تجاوز به حریم حوزه های علمیه و مراجع تقلید و علماء و طلاب علوم دینیه، از تمامی مراجع عظام تقلید و علماء بزرگ دیگر خواستند که به عنوان اعتراض، به نجف اشرف هجرت نمایند و هر کدام از مراجع و علماء در پاسخ نوعی عذر خواستند.امام راحل قدس سره پاسخی ارسال داشتند که حدودا مضمون آن چنین بود: «ضمن تشکر از عنایت و ابراز تسلیت و همدردی با اینکه اینجانب مشتاق زیارت اجداد بزرگوارمان هستیم و اشتیاق دیدار شما بزرگان را هم دارم ولی چون مردم ما زیر چکمه و شلاق هستند من در کنار این مردم خوب می مانم تا اگر پیروز شوند در جشن آنها شرکت داشته باشم و اگر سیلی خوردند من هم در کنار آنها سیلی بخورم » .

فکر می کنم شایسته است که نمونه هائی از اندیشه های ویژه معظم له را مرور داشته باشیم.می توان چنین تعبیر کرد که عناصر فرهنگی نشئت گرفته از اندیشه های تابناک مکتب توحید به ویژه اسلام عزیز که در طول قرون و اعصار توسط مغرضین یا معاندین یا کج اندیشان منحرف شده یا از واقعیت کارساز تهی شده یا مسخ شده بودند، ایشان آنها را شناسائی و اصلاح و مناسب روحیه مردم زمان بازسازی و از طریق وسائل و امکانات ممکن به مردم ارائه می کردند که در این فرصت محدود به برخی از آنها اشاره ای گذرا خواهیم داشت.

اول: اندیشه پیروزی حق که عنصر فرهنگی کارسازی می توانست باشد، ولی در جامعه شکل عرضه کردن و جریان داشتن آن در فرهنگی که حاکم بر اکثریت مردم بود، از محتوای حرکت آفرین و کارساز تهی شده بود و بصورت شایع در زبان حق جویان این چنین جریان داشت که حق پیروز است.

ناگفته پیداست که چنین اندیشه ای در فرهنگ عمومی حق جویان، می بایست انگیزه اشتیاق به پیروز شدن حق قرار می گرفت. زیرا پیروزی حق، خود بخود حتمی جلوه می کرد و تنها حق جویان می بایست اشتیاق پیروز شدن حق را ابراز کنند و حد اکثر در دعاهایشان استدعا کنند.امام (رضوان الله تعالی علیه) شناسایی و کامل کردن، جهت دار نمودن و حرکت آفرین ساختن و خلاصه کارساز کردن این اندیشه را در فرهنگ عمومی وجه همت خود قرار دادند و در بیانات خودشان در مقدمه شروع درس و حث حوزه ای و در اختتامیه های هر دوره دروس حوزوی زمینه ای فراهم می فرمودند و خودشان و اسلام شناسان تربیت شده همراهشان در بحثها و سخنرانیها و بیانیه ها یا اعلامیه ها، این اندیشه را بصورت ضمنی چنین همراهشان در بحثها و سخنرانیها و بیانیه ها یا اعلامیه ها، این اندیشه را بصورت ضمنی چنین بیان می فرمودند: «حق پیروز شدنی است و این اهل حق هستند که باید در راه پیروزی آن جهاد و مبارزه و فداکاری و استقامت کنند تا حق پیروز شود» .

نسل جوان ما اگر دقت اندکی در این همت امام و همراهان ایشان داشته باشند، در می یابند که چه حرکت زیر بنائی صورت گرفته و چه تغییر فرهنگی کارساز در پیروز ساختن حق، پدید آورده است.

دوم: اندیشه جهانی شدن مکتب توحیدی اسلام که بی شک اندیشه ای تابناک و محرک و سازنده و راهگشا بوده و هست، ولی در جامعه بصورتی جلوه گر شده بود که اکثریت مردم را منتظر حاکمیت خود بخودی اسلام عزیز می ساخت و تصور اغلب اهل ایمان این شده بود که بالاخره اسلام بر جهان حاکم خواهد شد و امام (قدس سره الشریف) و همراهان اسلام شناس معظم له با تلاشها و همتها و آموزشها به متن مردم رساندند و فرهنگ کردند که اسلام محتوای جهانی شدن، و قدرت چیره شدن بر تمامی ادیان و مکاتب را داراست و این اهل ایمان و اسلامخواهان هستند که در مسیر جهانی ساختن و قدرت چیرگی آن باید تلاش و مجاهده و استقامت مناسب داشته باشند.نباید تردید داشت که بازسازی و کامل کردن این اندیشه در فرهنگ عمومی، کارسازی در سامان جدی مردم داشت که قابل پیش بینی نبود.

سوم: اندیشه انتظار فرج و قطعی بودن ظهور منجی بشریت (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) که جای تردید نبوده و نیست که انتظار فرج سبب امید کار سازی می شود و قطعا منتظر فرج از نومیدی و یاس دور می گردد و اگر انتظار واقعی فرج در جامعه ای فرهنگ باشد، شیطان و شیطنت ها نه تنها نمی توانند برای تسلط خودشان بر آن جامعه بذر یاس بپاشند، بلکه جامعه منتظر واقعی فرج می تواند سبب ریشه کن شدن یاس در دیگر جوامع هم باشد.

ولی از جمله انحرافهای ایجاد شده در فرهنگ عمومی در این زمینه این بود که اهل ایمان یعنی مدعیان انتظار فرج، در اثر تلقین ها و بد آموزی ها باورشان شده بود که باید در انتظار باشند که حضرت مهدی (سلام الله علیه) بیایند، هم فسق ها و فجورها را ریشه کن کنند و هم کارها را اصلاح کنند، تا عدالت در رفتار اشخاص و عدالت اجتماعی در جامعه برقرار شود.چنین باوری نه تنها سبب مبارزه با ظلم و جور و فساد و تباهی نمی شد، بلکه سوء استفاده گرانی ترویج می کردند که هر چه فسق و فجور و جور بیشتر شود، سبب تعجیل در ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) می گردد و امام راحل (نور الله مضجعه الشریف) و برجستگان اسلام شناس مجاهد همراهش با جدیت تمام سعی کردند که این انحراف را با بهره گیری از متون اسلامی اصیل به مردم خدا جوی و منتظر فرج معلوم دارند و معنای قابل قبول انتظار فرج را در فرهنگ عمومی اهل ایمان جایگزین کنند و بصورتهای ممکن در درس و بحث و منبر و خطبه و جزوه ها و کتابها بیان کردند که: انتظار فرج واقعی همراه فراهم کردن مقدمات ترویج و آماده کردن لوازم ظهور منجی، قابل قبول شرع انور بوده و معقول است و در قرآن و سنت و سیره پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) انتظار فرج بدون تهیه مقدمات امکان ندارد و قابل قبول نیست.زیرا قرآن کریم هدایت می فرماید:

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم...

مروری بر یک یادگاری یعنی توفیق زیارت امام راحل (ع) را در اواخر سال 1341 در این زمینه مناسب است که تعدادی از برادران در محضرشان در منزلشان موفق شدیم و صبح جمعه بود و در جمع برادران، معظم له بیاناتی نزدیک به این مضمون فرمودند:

«امروز جمعه است و روز مبارکی است و به امام زمان (ع) نسبت دارد و اهل ایمان انتظار دارند که در مثل امروزی آن حضرت ظاهر شوند و در زیارتنامه امروز می خوانیم:

«هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک...»

و در مثل امروز اهل ایمان در جلسات خودشان در مساجد و اماکن متبرکه و هیئت ها و حسینیه ها ضمن شنیدن معارف و وعظ توسلاتی دارند و توسل هم به آن حضرت دارند و هم رو به قبله می ایستند و با توجه به سینه های خود می زنند و با هم می خوانند: یا حجة بن الحسن (ع)، عجل علی ظهورک.

چه شعر جالب و چه شعار پسندیده ای و در چه روز مناسب، ولی افسوس که این شعار و این حال فقط در همان جلسات نورانیت و روحانیت خاص خود را دارد و اهل ایمان وقتی از آن جلسات خارج می شوند، گویی شعارها را فراموش کرده اند.در صورتیکه منتظر قدوم مبارک منجی که می داند آن حضرت (ع) آن همه دشمن دارد و در مسیر حاکم شدنش آن همه مشکلات وجود دارد، نباید فقط با شعار و سینه زدن انتظار خود را ثابت کند، بلکه در زندگی شخصی و خانوادگی و اجتماعی باید با برنامه ریزیهای مناسب مقدمات ظهور منجی را فراهم و با تمام وجود و امکانات حالت منتظران واقعی را داشته باشد» .

امام راحل در موارد متعددی به عبارات متنوعی، این مطلب را در سالهای آغازین نهضت اسلامی اعلام می فرمودند:

«ما برای فراهم کردن ظهور حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، موظف هستیم »

منابع مقاله: جرعه جاری، عسگر اولادی، حبیب الله



ادامه مطلب
شنبه 18 بهمن 1393 

 

بدون تردید، فدائیان اسلام نخستین جنبش مسلحانه در تاریخ معاصر ایران است. گرچه این جنبش مسلحانه در عرصه فرهنگی و اجتماعی و سیاسی نیز کارنامه قابل توجهی دارد، ولی مبارزات مسلحانه آن ها چنان برجسته و چشمگیر است که سایر فعالیت های این جنبش را تحت الشعاع قرار داده است.

اتخاذ مشی مسلحانه از سوی جنبش فدائیان اسلام متکی بر مجموعه ای از علل و عوامل تاریخی، سیاسی، مذهبی و ... می باشد.

درباره علل تاریخی مشی مسلحانه فدائیان اسلام باید به این نکته اشاره کرد که بلافاصله پس از پیروزی کامل مشروطه خواهان در تابستان 1288 شمسی، جوّ ترور و خشونت بی سابقه ای علیه جامعه مذهبی ایران آغاز شد و این جو، هر روز شدت بیشتری یافت. در این فضا بود که افراد مذهبی، حتی علمای بزرگی مثل آیت الله شهید شیخ فضل الله نوری، مورد آزار و کشتار قرار گرفتند. جو خشونت و ترور که عامل آن غرب گرایان بودند، تا زمان رضاخان بر دوش جامعه متدین و افراد مذهبی بود اما با تغییر رژیم حاکم بر جامعه، مردم ایران نه تنها از فشار و اختناق و کشتار رهایی نیافتند بلکه فضای خشونت، بسیار شدیدتر و گسترده تر شد و تمام ابعاد جامعه مذهبی را فرا گرفت.

رضاخان که چهره دیگری از غرب گرایان بود، خشونت و فشار علیه جامعه مذهبی را چنان فراگیر کرد که حتی لباس و حجاب زنان مسلمان نیز از تعرض بسیار خشونت بار او رهایی نیافت. گرچه جامعه مذهبی ایران بیش از سه دهه فضای کشتار و اختناق غرب گرایان را مظلومانه تحمل کرد و زیان های مادی، معنوی، انسانی و روحی فراوانی را به جان خرید، ولی هر فرد آگاهی می دانست که بالاخره صبر جامعه مذهبی ایران زمانی به سر خواهد رسید و برای حفظ کیان و حیثیت مذهبی خود در برابر هجوم ها و کشتارها و اختناق های غرب گرایان، ناگزیر خواهد شد که مقابله به مثل کند و دست به سلاح ببرد.

بعد از سقوط استبداد رضاخانی در شهریور 1320 شمسی، بار دیگر گروهی از غرب گرایان به سرکردگی پسر رضاخان درصدد برآمدند همان مشی خشونت بار را دنبال کنند و همچنان جامعه مذهبی ایران را تحت فشار و کشتار قرار دهند و بی رحمانه تر از گذشته با جامعه مذهبی برخورد نمایند. همان طور که حدود ده- دوازده سال بعد با به دست آوردن فرصت و قدرت، همان روش را آغاز کردند.

در چنین فضایی بود که جنبش فدائیان اسلام شکل گرفت تا به ناگزیر، جواب خشونت وحشیانه غرب گرایان را که قرار بود همچنان ادامه یابد، به سبک خود آن ها بدهد و بدین وسیله از استمرار خشونت علیه جامعه مذهبی جلوگیری نماید. بنابراین، از نظر تاریخی، مشی مسلحانه فدائیان اسلام، زاییده فضا و وضعیتی بود که غرب گرایان و دشمنان دین و ملت به وجود آورده بودند. به عبارت دیگر، غرب گرایان و دشمنان دین و ملت، با خشونت دیرین و مستمر خود، برای جامعه و افراد مذهبی راهی غیر از این باقی نگذاشته بودند که برای دفاع از دین و کیان خود، سلاح به دست بگیرند و با بانیان مشی کشتار و ترور، به همان روشی سخن بگویند که متوجه می شوند.

اگر بخواهیم در این زمینه مثال روشن و محسوس بیاوریم باید به انتفاضه شکوهمند مردم مسلمان فلسطین اشاره کنیم. به این معنی که آدم کشان وحشی صهیونیست با خشونت و کشتار مستمر مردم، برای فلسطینیان راهی غیر از این باقی نگذاشته اند که برای احقاق حقوق خود دست به سلاح ببرند و جواب آدم کشان را به شیوه خودشان بدهند تا بتوانند به اهداف مقدس خود دست یابند.

فدائیان اسلام نیز با چنین وضعی مواجه بودند و در آن زمان برای دفاع از اسلام و جامعه مذهبی راهی غیر از سلاح جواب نمی داد. راهی که تعالیم و فرهنگ اسلامی نیز در شرایط و اوضاع خاص و با رعایت جوانب مصالح اسلام و مسلمانان، آن را مجاز می داند.

مسلماً در این جا مجالی نیست تا درباره همه مواردی که فدائیان اسلام دست به اقدامات مسلحانه زدند، گفت و گو شود و ثابت گردد که در آن شرایط، هیچ راهی غیر از مشی مسلحانه نمی توانسته است دشمنان دین و میهن را بر سرجایشان بنشاند و از آسیب های عظیمی که قرار بود بر سر کشور و دین بیاید، جلوگیری نماید. بنابراین، تنها درباره نخستین اقدام مسلحانه جنبش فدائیان اسلام، به طور اختصار سخن می گوئیم.

نخستین اقدام مسلحانه فدائیان اسلام علیه احمد کسروی صورت گرفت. احمد کسروی شخصی بود که ویژگی های فکری و رفتاری او را در موارد ذیل می توان خلاصه کرد. نخست این که احمد کسروی از نظر روحی کاملاً با مشکلات عجیب و غریب رو به رو بود به طوری که دوستان و یاران او نیز به آن اعتراف می کردند. آشفتگی روحی کسروی و میل شدید او به شهرت طلبی و .... سبب شده بود که به عاملی بسیار مفید برای فراماسونری تبدیل شود و دشمنان داخلی و خارجی اسلام از او به عنوان ابزاری بسیار مناسب استفاده کنند. کسروی به عنوان کسی که از سوی سازمان های مرموزی مثل فراماسونری و ... برانگیخته شده بود، شدیدترین و غیر منطقی ترین و کودکانه ترین حملات را علیه اسلام و قرآن و رسول اکرم و امامان معصوم(ع) و ... آغاز کرد. او به جای این که نظرات خود را منطقی و مستدل بیان کند، با گستاخی تمام به سوزاندن قرآن و مفاتیح الجنان و سایر کتب مذهبی اقدام کرد و حتی بعضی از روزهای سال را به عنوان عید کتاب سوزی معرفی نمود.

او در این روزها، انواع کتاب های مذهبی را جمع می کرد و به کمک دوستان و پیروانش به آتش می کشید. علاوه بر این، او به جای بحث های منطقی، درباره رسول اکرم و امامان شیعه، ناسزاها و سخنان رکیکی به زبان می آورد که قلم از بیانش شرم دارد. کسروی علناً اظهار می کرد که قرآن کلام خدا نیست، حضرت رسول پیامبر نبوده است، اسلام مایه گمراهی است، آمدن فرشتگان نزد حضرت رسول چیزی غیر از افسانه نیست و ...

کسروی در حالی چنین هتاکی هایی می کرد که خودش را پیامبر و فرستاده خدا می دانست و اعلام می کرد دینی به نام پاکدینی آورده است و مردم باید از دین او پیروی کنند تا به سعادت برسند. او حتی برای خود سالروز برانگیختگی (بعثت) نیز تعیین کرده بود و اول آذرماه 1312 را روز برانگیختگی خود می دانست، همچنان که اول دی ماه هر سال را نیز روز جشن کتاب سوزان اعلام کرده بود. به هر حال، کسروی که محصول دین ستیزی های دوره مشروطه و دوره رضاخان بود به طور علنی اظهار می کرد که پیامبر است و باید پاکدینی به جای اسلام بنشیند( پیرامون اسلام، نوشته کسروی، ص94)

هنگامی که نواب صفوی با چنین چهره مرموز و کینه توزی مواجه شد، پیش از هر چیز تصمیم گرفت با او گفتگو کند. نواب صفوی می خواست بداند آیا کسروی یک فرد جاهل و نادان است یا این که مأمور دشمنان دین و استعمارگران می باشد و آگاهانه با دین ستیز می کند. به همین سبب بود که ابتدا با کسروی جلسات مباحثه و گفت و گو برقرار کرد. طی این جلسات، مشخص شد که احمد کسروی هرگز اصل منطق و استدلال نیست و با این که در بحث ها و مناظرات، کاملاً شکست می خورد و نمی تواند از نظرات خود دفاع کند، ولی همچنان به شیوه خود ادامه می دهد. برای نواب صفوی مسجل شد که احمد کسروی مأمور است و به چیزی غیر از انجام مأموریت خود نمی اندیشد.

کسروی ابتدا فکر می کرد می تواند در جریان بحث ها بر نواب صفوی غالب شود، ولی بعد از جلساتی متوجه شد حتی پیروان او نیز به دلیل استدلال های بسیار متین نواب صفوی و روشنگری های اصولی او، از پیرامونش پراکنده می شوند. به همین دلیل بود که دیگر حاضر نشد با نواب صفوی بحث کند و به پیروانش نیز دستور داد به نواب صفوی اجازه ورود به جلساتش را ندهند و با خشونت در برابر او ایستادگی کنند.

بالاخره، شهید نواب صفوی بعد از طی مراحل مختلف و ناامید شدن از تأثیرگذاری از طرق دیگر، تصمیم گرفت با ضرب سلاح، عنصر کثیف و متعفنی به نام کسروی را که عامل دشمنان دین بود و همه مقدسات را به بازی گرفته بود، از میان بردارد.

به هر حال، مبارزه مسلحانه، مشی ناگزیر زمان فدائیان اسلام بود و چه بسا اگر این مشی اتخاذ نمی شد، آن هایی که در طول چند دهه در مبارزه با اسلام و بنیان های دین، گستاخ شده بودند، به یک باره دفتر دین و دینداری را در میهن ما می بستند و افکار مغشوش خود و مظاهر و عناصر فرهنگ غرب را به عنوان دین و آئین جدید در میان مردم جا می انداختند.

شهید نواب صفوی پس از یک دهه مبارزه تمام عیار با دشمنان دین، در آذرماه 1334 شمسی دستگیر شد.

او در بیدادگاه شاه از تمام عقاید و رفتارهای فدائیان اسلام به طور قاطع و شجاعانه دفاع کرد و اظهار نمود که مردان سلحشور فدائیان اسلام تروریست نیستند، بلکه طبق موازین شرعی، مهاجمان به اسلام و نوامیس مسلمانان را به مجازات رسانده اند. سرانجام، در روز 27 دی 1334 شهید نواب صفوی و یارانش به دستور مستقیم محمدرضا خان به شهادت رسیدند.



ادامه مطلب
جمعه 17 بهمن 1393 

دوشنبه، 16 بهمن 1357- روزنامه اطلاعات

واشنگتن_ آسوشیتدپرس- دریا سالار استانسفیلد ترنر رئیس سازمان جاسوسی امریکا (سیا) در مصاحبه با تلویزیون ان بی سی گفته است که این سازمان در پیش‌بینی بحران سیاسی ایران بطور جدی ناکام بوده است، اما اضافه کرد که سازمان‌های جاسوسی سایر کشورهای دنیا، هم در این زمینه بهتر از سیا نبوده‌اند.

ترنر گفته است: بدیهی است ما می‌خواهیم بهترین سازمان را داشته باشیم، اما باید بگویم پیش‌بینی بحران‌های عظیم سیاسی و کودتاهای نظامی و نتایج غیرمنتظره انتخابات از دشوارترین وظایف سازمان‌های اطلاعاتی است اینها به‌مراتب از پیش‌بینی اوضاع نظامی، اجتماعی و اقتصادی یک کشور دشوارترند.

ترنر گفت: تا آنجا که او می‌داند هیچ یک دیگر از سازمان‌های جاسوسی دنیا هم اوضاع کنونی ایران را پیش‌بینی نکرده بودند. وی اضافه کرد: روزنامه‌نگاران و صاحب نظران سیاسی هم این امر را پیش‌بینی نکرده بودند که شاه مجبور به ترک ایران گردد.

ترنر گفته است اکنون که گزارش‌های تابستان و پاییز گذشته را مجدداً بررسی می‌کنیم در می‌یابیم که در ایران نارضایتی‌های زیادی وجود داشته است و این نارضایتی‌ها دلایل دینی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی داشته‌اند و اوضاع ایران درست مانند یک رشته آتشفشان جوشان بود، اما وضع این دهانه‌های آتشفشان طوری است که هیچ‌یک به تنهایی آنقدر فوران نکرده‌اند که دولت از کنترل آنها عاجز بماند و آنچه ما نتوانستیم پیش‌بینی کنیم این بود که تنها یک مرد 78 ساله روحانی که 14سال در تبعید بود، عامل گردآوردن همه این عوامل بشود و ناگهان با یک آتشفشان عظیم در حال فوران و یک انقلاب ملی روبرو شویم و این به آن معناست که ما باید از این پس به رویدادهای اجتماعی و اقتصادی کشورها توجه بیشتری داشته باشیم و این کار ساده‌ای نیست، اما ما بر شدت فعالیت خود می‌افزاییم.

ترنر اضافه کرد: انتقاد کارتر از سیا در مورد ناقص بودن اطلاعات این سازمان در مورد ایران وی را ناراحت نکرده است. شخص باید خوشحال باشد که مافوق او به او بگوید که چگونه بهتر می‌تواند کار کند.



ادامه مطلب
پنج شنبه 16 بهمن 1393 

 

پنج شنبه،19 بهمن 1357- روزنامه کیهان

با وجودیکه اعلام شده بود آیت‌الله‌العظمی امام خمینی بعلت برنامه راهپیمایی امروز برنامه دیدارهای خویش را لغو کرده‌اند، معذالک امروز هزاران تن از افراد نیروهای مسلح در خیابان ایران و اقامتگاه آیت‌الله‌العظمی امام خمینی به طرفداری از مهندس بازرگان رژه رفتند.

در این مراسم از همه نیروها و هم‌چنین همافران شرکت داشتند و مراسم ابراز وفاداری بصورت رژه انجام گرفت و اصلاً شعاری داده نشد.

نیروهای مسلح در این رژه عکس‌های امام خمینی و مهندس بازرگان را در دست داشتند و پلا کاردهایی که نشاندهنده رسته و نیروی مربوطه بود حمل می‌کردند.



ادامه مطلب
پنج شنبه 16 بهمن 1393 

 

چهار شنبه، 25 بهمن – روزنامه اطلاعات

دیروز عصر یکبار دیگر خبر اطلاعات صددرصد درست از آب درآمد، و نام وزرای کابینه انقلاب که در ساعت 1 بعدازظهر در اطلاعات چاپ شده بود به همانگونه توسط دکتر صالح خو، مسئوول کمیته ارتباط با مطبوعات در ستاد روحانیت ساعت 5 بعدازظهر برای خبرنگاران گفته شد.

مهندس بازرگان نخست وزیر در ساعت ده صبح از نخست وزیری به محل ستاد روحانیت رفت و در آنجا در یک جلسه محرمانه نام هفت وزیر منتخب را برگزید. خبرنگار سیاسی اطلاعات بلافاصله توانست در جریان انتخاب وزرا قرار گیرد. مهندس بازرگان در ساعت سه بعدازظهر بحضور امام خمینی رفت و وزرا را معرفی نمود و یکساعت بعد دکتر صالح خو سخنگوی کمیته ارتباط با مطبوعات وابسته به کمیته انقلاب در جمع خبرنگاران حاضر شد. وی پس از اعلام اساسی وزرا اشاره به موقت بودن انتصابات کرد و گفت در آینده تغییراتی در این سمت ها داده می شود. وی گفت چون معلوم نیست چند وزارتخانه داشته باشیم نمیتوانم بگویم واقعاً چند وزیر دیگر معرفی می شوند. ولی براساس نیازهای انقلابی ملت وزرا تعیین خواهند شد.

دکتر صالح خو در پاسخ یکی از خبرنگاران که پیرامون مشورت مهندس بازرگان در تعیین وزرا سوال کرد گفت: بازرگان دیکتاتور نیست و مسلماً مشورتهایی کرده است. وی گفت اعتصابات خیلی زود پایان خواهد گرفت. وی در باره باز شدن فرودگاه نیز نظر مشابهی ارائه داد. درباره دستگیری بختیار مسوول کمیته ارتباط توضیح داد که از نخست وزیر سابق، بازجوئی خواهد شد، و در صورت بی گناهی بلافاصله آزاد میشود. وزرای معرفی شده، آقایان: دکتر کریم سنجابی وزیر امور خارجه. دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور. مهندس مصطفی کتیرائی مهندس یوسف طاهری قزوینی وزیر راه و ترابری. علی اکبر معینی فر وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه دکتر کاظم سامی وزیر بهداری و بهزیستی. داریوش فروهر وزیر کار و امور اجتماعی.



ادامه مطلب
پنج شنبه 16 بهمن 1393 



( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8112807018/u.jpg

آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 79022
  • تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 21 بهمن 1392 
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 176
  • آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات جانبي