زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده
سه شنبه 15 دی 1394 
 

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/
بی نهایت خسته و افسرده ام/
تا میان گور رفتم دل گرفت/
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/
روی من خروارها از خاک بود/
وای، قبر من چه وحشتناک بود!
بالش زیر سرم از سنگ بود/
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/
هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/
خسته بودم هیچ کس یارم نشد/
زان میان یک تن خریدارم نشد/
نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/
ترس بود و وحشت و دلواپسی/
ناله می کردم ولیکن بی جواب/
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب/
آمدند از راه نزدم دو ملک/
تیره شد در پیش چشمانم فلک/
یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/
لرزه بر اندام من افتاده بود/
هر چه کردم سعی تا گویم جواب/
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب/
از سکوتم آن دو گشته خشمگین/
رفت بالا گرزهای آتشین/
قبر من پر گشته بود از نار و دود/
بار دیگر با غضب پرسش نمود:
ای گنه کار سیه دل، بسته پر/
نام اربابان خود یک یک ببر/
گوئیا لب ها به هم چسبیده بود/
گوش گویا نامشان نشنیده بود/
نامهای خوبشان از یاد رفت/
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت/
چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد/
بار دیگر بر سرم فریاد کرد:
در میان عمر خود کن جستجو/
کارهای نیک و زشتت را بگو/
هر چه می کردم به اعمالم نگاه/
کوله بارم بود مملو از گناه/
کارهای زشت من بسیار بود/
بر زبان آوردنش دشوار بود/
چاره ای جز لب فرو بستن نبود/
گرز آتش بر سرم آمد فرود/
عمق جانم از حرارت آب شد/
روحم از فرط الم بی تاب شد/
چون ملائک نا امید از من شدند/
حرف آخر را چنین با من زدند:
عمر خود را ای جوان کردی تباه/
نامه اعمال تو باشد سیاه/
ما که ماموران حق داوریم/
پس تو را سوی جهنم می بریم/
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود/
دست و پایم بسته در زنجیر بود/
نا امید از هرکجا و دل فکار/
می کشیدندم به خِفّت سوی نار/
ناگهان الطاف حق آغاز شد/
از جنان درهای رحمت باز شد/
مردی آمد از تبار آسمان/
دیگران چون نجم و او چون کهکشان/
صورتش خورشید بود و غرق نور/
جام چشمانش پر از خمر طهور/
چشمهایش زندگانی می سرود/
درد را از قلب انسان می زدود/
بر سر خود شال سبزی بسته بود/
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود/
کِی به زیبائی او گل می رسید/
پیش او یوسف خجالت می کشید/
دو ملک سر را به زیر انداختند/
بال خود را فرش راهش ساختند/
غرق حیرت داشتند این زمزمه/
آمده اینجا حسین فاطمه؟!
صاحب روز قیامت آمده/
گوئیا بهر شفاعت آمده/
سوی من آمد مرا شرمنده کرد/
مهربانانه به رویم خنده کرد/
گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)/
من کجا و دیدن روی حسین (ع)/
گفت: آزادش کنید این بنده را/
خانه آبادش کنید این بنده را/
اینکه این جا این چنین تنها شده/
کام او با تربت من وا شده/
مادرش او را به عشقم زاده است/
گریه کرده بعد شیرش داده است/
خویش را در سوز عشقم آب کرد/
عکس من را بر دل خود قاب کرد/
بارها بر من محبت کرده است/
سینه اش را وقف هیئت کرده است/
سینه چاک آل زهرا بوده است/
چای ریز مجلس ما بوده است/
اسم من راز و نیازش بوده است/
تربتم مهر نمازش بوده است/
پرچم من را به دوشش می کشید/
پا برهنه در عزایم می دوید/
بهر عباسم به تن کرده کفن/
روز تاسوعا شده سقای من/
اقتدا بر خواهرم زینب نمود/
گاه میشد صورتش بهرم کبود/
تا به دنیا بود از من دم زده/
او غذای روضه ام را هم زده/
قلب او از حب ما لبریز بود/
پیش چشمش غیر ما ناچیز بود/
با ادب در مجلس ما می نشست/
قلب او با روضه ی من می شکست/
حرمت ما را به دنیا پاس داشت/
ارتباطی تنگ با عباس داشت/
اشک او با نام من می شد روان/
گریه در روضه نمی دادش امان/
بارها لعن امیه کرده است/
خویش را نذر رقیه کرده است/
گریه کرده چون برای اکبرم/
با خود او را نزد زهرا (س) می برم/
هرچه باشد او برایم بنده است/
او بسوزد، صاحبش شرمنده است/
در مرامم نیست او تنها شود/
باعث خوشحالی اعدا شود/
گرچه در ظاهر گنه کار است و بد/
قلب او بوی محبت میدهد/
سختی جان کندن و هول جواب/
بس بود بهرش به عنوان عقاب/
در قیامت عطر و بویش می دهم/
پیش مردم آبرویش می دهم/
آری آری، هرکه پا بست من است/
نامه ی اعمال او دست من است/
ناگهان بیدار گردیدم زخواب/
از خجالت گشته بودم خیس آب/
دارم اربابی به این خوبی ولی/
می کنم در طاعت او تنبلی؟
من که قلبم جایگاه عشق اوست/
پس چرا با معصیت گردیده دوست؟
من که گِریَم بهر او شام و پگاه/
پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟



پنج شنبه 29 آبان 1393 

 


فکری برای زخم چشمان ترم کن

فکری به حالِ حالِ از بد بدترم کن

اینگونه میمیرم بدون شک! بیا و ...

فکری برای عاشق دور از حرم کن

بال و پری ده تا بیایم تا تو و بعد ...

... وقتی نشستم روی بامت بی پرم کن

عمری به سر خاک عزایت ریختم من

پس داخل قبرم "تو" خاکی بر سرم کن



 

اي اتصال نوري ما تا خدا حسين

بي تو نبود خلقت ما كيميا حسين

اي نور تو امانت اصلاب شامخه

گشتي شهود خلق وعيان شدخدا حسين

دنيا و آخرت به جمالت جلا گرفت

عالم حجاب محض و تو بدر الدجا حسين

روشن تر از درخشش خورشيد مشرقين

در جان ماست نور جمال شما حسين

تسليم عشق هول قيامت نمي چشد

اي سايه ي ولاي تو تاييد ما حسين

بي تو بشر قابل ذكر و ثنا نبود

تو آمدي و شد گل ما بر ملا حسين

خيل ملك به طينت ما سجده كرد وگفت

مسجود ماست آيه اي از هل اتا حسين

هر جا كه هست نور خدا سجده واجب است

آري به پيشگاه خدا سجده واجب است

بي تو اله نور پرستش نمي شود

رب جلي بدون تو كرنش نمي شود

اي باطن حقايق واسرار لو كشف

در ذات دين بجز تو سفارش نمي شود

دستي نمي رسد به تو الا المطهرون

بي دست تو تكامل و جوشش نمي شود

عشق حقيقي دل مومن ولاي تست

با تو خيال عشق مشوش نمي شود

اي صورت گذشته و آينده دست تو

بي پاسخت ز نزد تو پرسش نمي شود

هرگز پيمبري به مقام پيمبري

بي اشك روضه ي تو پذيرش نمي شود

اي ساقي سبوي شهادت اراده كن

جان را اراده كن كه به كوشش نمي شود

آن ساغري كه پرده ي پندار مي درد

ما را ز خويش تا به سر دار مي برد

دل را شعاع جلوه ي جانان عوض كند

غم را نگاه مست طبيبان عوض كند

مستي كجا و باده ي هجده عيار عشق

جان را پي امام شهيدان عوض كند

عشقت چو پيش دوزخيان عرضه ميشود

صدها زهير خيمه به رضوان عوض كند

اي از نسيم يكدم تو نو بهار ها

نامت مسير گردش طوفان عوض كند

ما از ره تراجمه الوحي مي رويم

دل را صداي ناطق قرآن عوض كند

آن را كه از مسير تو بيرون نهد قدم

هر روز رنگ چهره ي ايمان عوض كند

باور نمي كنيم به جز بِر والدين

نيكي به تو مسير گناهان عوض كند

رفتار تو معلم رفتار انبياست

گفتار تو ملين دلهاي اولياست

اي گاهواره ي تو همان كشتي نجات

ما را رسان به ساحل سرخابي فرات

جبريل در ترنم لالايي تو ديد

مادر گرفته بود به نجواي كربلات

قامت بلند از چه به كوته ترين زمان

طاقت نداشتي به رحم مادرت فدات

از بس نواي العطش تو بلند بود

خشكيده شير مادر مظلومه ات برات

گفتا مرا به تشنه جگر حاجتي نبود

گفتند اين گلوست همان چشمه ي حيات

گفتا مگر كه گريه كني دارد اين پسر

گفتند تا قيام قيامت چو امهات

گويا ز راز سينه ي مادر شنيده اي

سازم نثار، كودك شش ماهه اي به پات

مهدي بيايد و تو خطاب از حرم كني

رجعت بيايد و تو علي را علم كني

اي خوي تو به نرمي احساس فاطمه

وي لهجه ات ز گرمي انفاس فاطمه

اي وارث شجاعت وجود پيمبري

دست كرامتت گل احساس فاطمه

آن صورتت كه صورت تمثيلي خداست

يك جلوه است از دل حساس فاطمه

اي سرو ناز باغ علي زودتر ببال

شايد كمك شوي تو به دستاس فاطمه

چندان مجال نيست به اين روز هاي خوش

واي از هجوم دشمن خناس فاطمه

بعد از عروج فاطمه نيلي شوند باز

باغ شكوفه هاي گل ياس فاطمه

روز ي كه خون زاده اي ام البنين چكد

عباس اوست حضرت عباس فاطمه

با عاشقان سخن زجدايي ملال نيست

تا عصر كوفه فاصله بيش از هلال نيست

 



به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی، این مرجع تقلید جدیدترین سروده خود را در مدح و ثنای امام حسین(ع) تقدیم اباعبدالله(ع) کرده است.
متن کامل این سروده به این شرح است:
روان عالم امکان حسین(ع) است
جهان بینش و عرفان حسین(ع) است
جمال الله و اسم الله اعظم ظهور اسم «الرّحمان» حسین(ع) است
به ابراهیم و موسی و مسیحا ولی صاحب الاحسان حسین(ع) است
به زهرا و علی نور دو عین است به ختم انبیاء جانان حسین(ع) است
ابوالاحرار و آقای شهیدان ولیّ اعظم یزدان حسین(ع) است
ز بحر قدرت بی‌انتهایی فروزان گوهر رخشان حسین(ع) است
به مُلک عشق و تجرید و توکّل ولیّ مطلق و سلطان حسین(ع) است
خدا را فیض اکمل نور سرمد دلیل و حجت و برهان حسین(ع) است

 



خواب ديدم خواب اينكه مرده ام

خواب ديدم خسته و افسرده ام

روي من خروارها از خاك بود

واي قبر من چه وحشتناك بود

تا ميان گور رفتم دل گرفت

قبر كن سنگ لحد را گل گرفت

ناله مي كردم وليكن بي جواب

تشنه بودم تشنه يك جرعه آب

بالش زير سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و كور و تنگ بود

خسته بودم هيچ كس يارم نشد

....

بقیه در ادامه مطلب...









 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين