زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده

عتبات

جانشین ستاد بازسازی عتبات عالیات استان مرکزی به تسنیم خبر داد

جانشین ستاد بازسازی عتبات عالیات استان مرکزی گفت: پروژه ساخت درب حرم حضرت عباس(ع) در شهرستان ساوه دارای پیشرفت ۹۵ درصدی است که تا اربعین به بهره برداری می‌رسد.

خلیل نجفی‌نظام‌آبادی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در اراک، با اشاره به ستاد بازسازی‌عتبات‌عالیات در استان مرکزی اظهار کرد: در سال 91 در تمام شهرستان‌های استان مرکزی عتبات عالیات از حالت دفتری به حالت ستاد در آمده و به شکل ستادی کارشان را با اهداف عالی دنبال می‌کنند.

وی افزود: جمع‌آوری کمک و هدایای مردم و هدایت آنها در همان نذر و وقفی که بانی نذر می‌کند ستادبازسازی عتبات در راستای همین اهداف پروژه‌ای در سال 91 به اسم ساخت ضریح حضرت سیدابراهیم مجاب کار را شروع کرده‌اند. 

جانشین ستاد بازسازی عتبات عالیات استان مرکزی تصریح کرد: با کمک مردم استان توانستیم ظرف مدت 24 ماه این پروژه را به اتمام رسانده و اردیبهشت امسال نیز در کربلای معلی نصب و مورد بهره‌برداری زائرین حرم ائمه قرار گرفت.

نجفی نظام‌آبادی با اشاره به این پروژه گفت: پروژه‌ای که ستاد استان مرکزی در آن مشارکت و در حال ساخت آن است، پروژه باب رفع شریف در شهرستان ساوه که 95 درصدی است همه قطعات آماده شده فقط بحث آبکاری طلا و مونتاژ نهایی که به زودی تا اربعین‌حسینی(ع) رونمایی می‌شود و بعد از رونمایی شهرستان‌های‌تابع استان‌مرکزی می‌توانند میزبان این اثر ماندگار باشند. 

وی افزود: مشارکت در صحن حضرت فاطمه‌ زهرا(س) در جوار حرم حضرت علی(ع) در ضلع غربی این صحن به اسم "بانوی بی نشان فاطمه زهرا(س) "کلید خورده است.

جانشین ستاد بازسازی‌عتبات‌عالیات استان‌مرکزی تصریح کرد: صحن حضرت علی(ع) امام بزگ شیعیان کوچکترین صحن را در بین ائمه(ع) دارد که ابعاد آن فعلی 110 در 110 متر است این مهم سبب شد که صحن حضرت فاطمه به حرم حضرت علی(ع) اضافه شود.

نجفی‌نظام‌آبادی با اشاره به صحن حضرت فاطمه‌ زهرا(س) گفت: این صحن سومین بنای بزرگ اسلامی بعد از مسجدالنبی و مسجدالحرام در سطح جهان به شمار می‌آید که با مساحت بیش از 220 هزار متر مربع اضافه شده به حرم حضرت علی(ع) که قسمت‌های مختلف زیارتی، فرهنگی، زائرسرا و موزه را شامل می شود.

وی افزود: این صحن در چند طبقه مورد بهره‌برداری قرار گرفت که درحال حاضر در مرحله 50 یا 55 درصدی قرار دارد و با استان مرکزی به عنوان تامین کننده سنگ 604 عدد ستون از ستون‌های یک طبقه را عهده دار شده است.

جانشین ستاد بازسازی عتبات عالیات استان مرکزی تصریح کرد: صرف هزینه 120 میلیارد ریال که همگی از کمک‌های مردمی و مردم محلات واستان تامین شده با استفاده از منابع در داخل محلات این پروژه مسئله‌‌ای است که با مشارکت مردم و یاری ائمه به اتمام می‌رسد.

نجفی نظام‌آبادی با اشاره به حضور مردم اشاره کرد: حضور مردم در بازسازی حرم شریف ائمه مشهود است در کربلا و کاظمین، سامرا پروژه‌های مختلفی داریم که در حال حاضر تعویض، نوسازی و توسعه نیم ضریح‌های مقامات شریف خیمگاه در دستور کار ستاد بازسازی عتبات عالیات مرکزی که نظارت عالی فنی از لحاظ ابعادی و هنری استان مرکزی و معاونت فنی ستاد استان مرکزی عهده‌دار است.

وی افزود: در این راستا مخاطبان مختلفی از جامعه پزشکان و انجمن مهندسین به کار گرفته‌ایم که مجموعه‌ای به اسم مجمع خیران تشکیل داده و احساس مسئولیت‌کردند و در شهرستان‌های استان مرکزی همایشی را برگزار و از اقشار مختلف برای کمک به عتبات عالیات دعوت می‌کنند.

جانشین ستاد بازسازی عتبات عالیات استان مرکزی تصریح کرد: مبالغی که مسئولان بازسازی پیشنهادکردن و در قالب فرم به خیران توضیح شد انشاالله به مبلغ 50 میلیون تومان برسد.



یک شنبه 11 آبان 1393 

 

فرزند امير المؤمنين،برادر سيد الشهدا،فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسين«ع»در روز عاشورا .عباس در لغت،به معناى شير بيشه،شيرى كه شيران از او بگريزند است.(1)مادرش«فاطمه كلابيه»بود كه بعدها با كنيه«ام البنين»شهرت يافت.على«ع»پس ازشهادت فاطمه زهرا با ام البنين ازدواج كرد.عباس،ثمره اين ازدواج بود.ولادتش را در(2)شعبان سال 26 هجرى در مدينه نوشته‏اند و بزرگترين فرزند ام البنين بود و اين چهارفرزند رشيد،همه در كربلا در ركاب امام حسين«ع»به شهادت رسيدند.وقتى امير المؤمنين شهيد شد،عباس چهارده ساله بود و در كربلا 34 سال داشت.كنيه‏اش «ابو الفضل»و«ابو فاضل»بود و از معروفترين لقبهايش،قمر بنى هاشم،سقاء،صاحب لواء الحسين،علمدار،ابو القربه،عبد صالح،باب الحوايج و...است.

عباس با لبابه،دختر عبيد الله بن عباس(پسر عموى پدرش)ازدواج كرد و از اين ازدواج،دو پسر به نامهاى عبيد الله و فضل يافت.بعضى دو پسر ديگر براى او به نامهاى محمد و قاسم ذكر كرده‏اند.

آن حضرت،قامتى رشيد،چهره‏اى زيبا و شجاعتى كم نظير داشت و به خاطر سيماى جذابش او را«قمر بنى هاشم»مى‏گفتند.در حادثه كربلا،سمت پرچمدارى سپاه حسين«ع»و سقايى خيمه‏هاى اطفال و اهل بيت امام را داشت و در ركاب برادر،غير از تهيه آب،نگهبانى خيمه‏ها و امور مربوط به آسايش و امنيت خاندان حسين«ع»نير بر عهده او بود و تا زنده بود،دودمان امامت،آسايش و امنيت داشتند(3).

روز عاشورا،سه برادر ديگر عباس پيش از او به شهادت رسيدند.وقتى علمدار كربلا از امام حسين«ع»اذن ميدان طلبيد حضرت از او خواست كه براى كودكان تشنه و خيمه‏هاى بى‏آب،آب تهيه كند.ابو الفضل«ع»به فرات رفت و مشك آب را پر كرد و در بازگشت به خيمه‏ها با سپاه دشمن كه فرات را در محاصره داشتند درگير شد و دستهايش قطع گرديد و به شهادت رسيد.البته پيش از آن نيز چندين نوبت.همركاب با سيد الشهدا به ميدان رفته و با سپاه يزيد جنگيده بود .عباس،مظهر ايثار و وفادارى و گذشت بود.وقتى وارد فرات شد،با آنكه تشنه بود،اما بخاطر تشنگى برادرش حسين«ع»آب نخورد و خطاب به خويش چنين گفت:

يا نفس من بعد الحسين هونى‏

و بعده لا كنت ان تكونى‏

هذا الحسين وارد المنون‏

و تشربين بارد المعين‏

تالله ما هذا فعال دينى‏

 

و سوگند ياد كرد كه آب ننوشد.(4) وقتى دست راستش قطع شد،اين رجز را مى‏خواند :

و الله ان قطعتموا يمينى‏

انى احامى ابدا عن دينى‏

و عن امام صادق اليقين‏

نجل النبى الطاهر الأمين‏

 

و چون دست چپش قطع شد،چنين گفت:

يا نفس لا تخشى من الكفار

و ابشرى برحمة الجبار

مع النبى السيد المختار

قد قطعوا ببغيهم يسارى‏

فاصلهم يا رب حر النار

شهادت عباس،براى امام حسين بسيار ناگوار و شكننده بود.جمله پر سوز امام،وقتى كه به بالين عباس رسيد،اين بود:«الآن انكسر ظهرى و قلت حيلتى و شمت بى عدوى».(5) و پيكرش،كنار«نهر علقمه»ماند و سيد الشهدا به سوى خيمه آمد و شهادت او را به اهل بيت خبر داد.هنگام دفن شهداى كربلا نيز،در همان محل دفن شد.از اين رو امروز حرم ابا الفضل«ع»با حرم سيد الشهدا فاصله دارد.



 

1. قمر بنى‏هاشم
بهره‏ مندى بسيار عباس از جمال و جلال و سيماى سپيد و زيبا و سيرت سبز و نورانى، زمينه ‏ساز اين لقب است.

2. باب الحوائج
كريمى از دودمان كريمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواسته‏ هايش را برآورده مى‏سازد.

3. طيار
بيانگر مقام و عظمت‏ حضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.

4. الشهيد
شهادت، كه نشان نمايان ابوالفضل(ع) است و در چهره حيات او درخشندگى بسيار دارد، زمينه ‏ساز اين لقب است.

5.سقا
دلاورى عباس در صحنه هاى حيرت‏ آور آب‏رسانى به تشنگان، سبب اين لقب شد.

6. عبد صالح
لقبى كه حضرت صادق(ع) در زيارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد:
السلام عليك ايها العبد الصالح.? سلام بر تو، اى بنده صالح خدا.

7. سپه سالار
صاحب لواء يا سپه سالار لقب بزرگترين شخصيت نظامى است و عباس در روز عاشورا اين لقب را از آن خود ساخت.

8. پرچمدار و علمدار
يادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) اين لقب را برايش به ارمغان آورد.

9. ابوقربه (صاحب مشك)، عميد (ياور دين خدا)، سفير (نماينده حجت ‏خدا)، صابر (شكيبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات ديگران) و ... از ديگر لقبهاى ابوالفضل است.



امام سجاد (علیه اسلام) می فرمایند : خداوند رحمت کند عمویم عباس بن علی (علیه اسلام) را ، که به تحقیق ایثار و جانبازی کرد و جنگ نمایانی نمود و خود را فدای برادرش ساخت ، تا اینکه دستانش قطع شد و خداوند در مقابل ، بسان عمویش جعفر طیار ، دو بال به او عنایت کرد تا با آنها با ملائکه در بهشت پرواز نماید.و همانا عباس (علیه السلام) نزد خداوند تبارک و تعالی منزلتی دارد که جمیع شهدا در روز قیامت بر او غبطه خورند و تمنّای مقامش را نمایند. خصال شیخ صدوق ، جلد 1 صفحه 35 باب خصال دو گانه....




دشمن، ميان مختار وابراهيم اختلاف افكنده وبه تفرقه افكني پرداخت. اين حيله دشمن موجب شد كه ميان ابراهيم ومختار جدايي وفاصله ايجاد شده و گويا ابراهيم در ادامه كار از نهضت مختار كناره گرفته بود، از اين رو در پي حادثه حمله مصعب بن زبير در پيوستن به مختار تعلل و سستي مي ورزيد[9] و حتي گفته شده به نامه هاي مكرر و پشت سر هم مختار پس از شكست اوليه اش از قواي مصعب ، توجهي نكرده، نزد او باز نگشت [10]

همين كناره گيري او از مختار باعث شده بود كه بعد از شهادت مختار ، مصعب بن زبير از يك سو و عبدالملك مروان از سوي ديگر در او طمع ببندند تا ابراهيم را كه مردي پر نفوذ و مدير بود ، را با خود همراه سازند ؛ از اين رو مصعب نامه اي به ابراهيم نوشته به او وعده داد كه در صورتي كه حكومت ابن زبير را بپذيرد، امارت مناطق شمالي عراق را به او مي سپارد .[11] نامه ي مشابهي نيز از سوي عبدالملك مروان - خليفه اموي شام - به دست ابراهيم رسيد . ابراهيم با ياران و مشاورانش در اين باب به مشورت پرداخت و سرانجام تصميم گرفت با مصعب بن زبير همراه شود ، پس نامه اي به مصعب نوشت و با گروهي از ياران خود از موصل يا نصيبين - مقر حكومت خود - حركت كرد و به كوفه آمد و با مصعب ملاقات كرد .[12]



سه شنبه 6 آبان 1393 

ابراهیم فرزند برومند مالک اشتر یار صمیمی و صحابی خاص امیرالمؤمنین علی(ع) است. در کتب علما و نسب شناسان نسب کامل او را چنین بیان کرده اند: ابراهیم بن مالک اشتر بن حارث بن عبد یغوث بن سلمة بن ربیعة بن حارث بن جذیمة بن سعد بن مالک بن نخع بن مذحج.[1]
اوصاف ابراهیم
ابراهیم سرور قبیله نخع و یکه تاز آنان[2] از فرماندهان شریف و با سیادتی بود که به شجاعت و تدبیر مشهور بود.[3] بسیاری از مورخان او را در شجاعت ستوده اند.[4] و از قهرمانی ها و شجاعت هایش در میدان جنگ که به مانند صاعقه بی امان بر قلب دشمن می تاخت و از یمین و یسار از کشته پشته می ساخت با شگفتی یاد کرده سخن ها گفته اند.
از دیگر مواردی که مورخان در وصف شجاعتش گفته اند، حضور او در جنگ صفین است. او با وجود آن که نوجوانی کم سن و سال بود، در این جنگ حضور یافت و در کنار امیرالمؤمنین(ع) و پدرش مالک اشتر رشادت ها از خود نشان داد.[5]
نقل است که در یوم خازر،[6] عمیر بن حباب و فرات بن سالم از همراهان و یاران ابن زیاد بودند؛ اما در بین راه از لشکر شام جدا شده، به لشکر ابراهیم پیوستند آن دو هنگامی که به اردوگاه ابراهیم رسیدند، دیدند آتشی افروخته و ابراهیم در حالی که پیراهن زرد...



بسياري از علماي بزرگ   به تمرد و كوتاهي خواجه ربيع در حق امام حسين عليه السلام اشاره كرده اند چنانچه ميرزا عبدالله افندي در رياض العلماء و شيخ عباس قمي در سفينه البحار و سيد محسن امين در اعيان الشيعه و ... به اين مطلب اشاره كرده اند.( رياض العلماء، ج 2، ص 286 به بعد)
اين اقدام خواجه ربيع به همينجا ختم نشده است، چنانچه نقل شده كه وي در هنگام شنيدن خبر شهادت امام حسين عليه السلام تنها كلمه استرجاع (انا لله و انا اليه راجعون) را به زبان آورد و از اين كه يزيد و عاملان او را به سبب قتل امام حسين، مورد طعن و ملامت قرار دهد، خودداري كرد و به اصطلاح، درباره امور دنيوي سخن نگفت. شايد بر همين اساس باشد كه برخي از صاحبان انديشه مانند آيت الله خويي و شوشتري وي را فردي دانسته‏اند كه از عبادت‏هاي بسيار خود تنها به ظاهر آن توجه كرده و از عمق و حقيقت بندگي محروم بوده‌است.
البته اين اقدام خواجه ربيع سابقه نيز داشته است. چنانچه نقل شده وي ازجمله افرادي بود كه در هنگام جنگ صفين، اميرالمومنين علي عليه السلام را تنها گذاشته و براي اينكه به زعم خود درگير جنگ نشده و از صحنه كاملا دور شود، به ايران نقل مكان مي كند، در معجم رجال الحديث آمده است كه او علي (ع) را رها كرد و در جنگ با معاويه شك كرد و ما نمي توانيم حكم كنيم به اين كه او از تقواپيشه ها بود (معجم رجال الحديث، ج 7، ص 169. ) در اعيان الشيعه آمده است كه خواجه ربيع فهم و درك درست نداشت و در ولاي علي(ع) مقامي نداشت و به خاطر همين در حقانيت جنگ علي(ع) با معاويه به شك افتاد. بنابراين اين كه مي گويند او تقواپيشه بود، تقواي او مثل تقواي خوارج بود )اعيان الشيعه، ج 6، ص 453 به بعد(
البته در مورد خواجه ربيع نظرات مثبتي نيز وجود دارد كه قائلند وي يكي از زهاد هشتگانه زمان خود بوده است(چنانچه علامه حلي، محقق اردبيلي، ميرزا محمد استرآبادي و مامقاني به نقل از مرحوم كشي در رجالش وي را از زهاد زمان خود معرفي كرده اند) اما اين مطلب را كه وي از همراهي اميرالمومنين و امام حسين عليهما السلام تمرد كرد را هيچ كس رد نكرده و همانطور كه مرحوم سيد محسن امين هم در اعيان الشيعه ذكر مي كند به نظر مي رسد اين زهد و تقواي وي شبيه زهد خوارج بوده است. والله اعلم

 



سه شنبه 6 آبان 1393 

وي از بني‌رياح، تيره‌اي از «يَربُوع»، از شعبه‌هاي قبيله «تَميم»، از عرب عدناني[1] و از بزرگان قبيله خود بود.[2] كه در بين راه مكه به كوفه جلوي راه حضرت را گرفت و آن حضرت را وادار كرد تا در سرزمين كربلا فرود آيد. در منابع تاريخي و رجالي، هيچ‌گونه آگاهي و نام و نشاني از او پيش از حادثة كربلا در دست نيست.
روز عاشورا حرّ از طرف عمرسعد فرماندهي نيروهاي قبايل بني‌تَميم و همدان را برعهده گرفت.[3] و اين حاكي از اعتماد كامل حكومت اموي به اوست، اما چنان كه همه مي‌دانيم وي به سپاه امام حسين† پيوست و از گذشته توبه نمود و در راه خدا به شهادت رسيد.[4] و فاصله ميان دوزخ و بهشت را طي مدتي كوتاه، درنورديد و خود را از حضيض شقاوت به اوج قله سعادت رساند.

.[1] ر.ك: ابن‌حزم اندلسي، جمهرة‌انساب العرب، ص227.
[2]. سبط‌بن‌جوزي، تذكرة‌الخواص، ص251.
[3]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص422؛ ابن‌اثير، الكامل في التاريخ، ج2، ص560.
[4]. ابن‌سعد، الطبقات الكبري الطبقه الخامسه، ج1، ص469؛ ابن‌اعثم، كتاب الفتوح، ج5، ص101-102.

 



یک شنبه 4 آبان 1393 

گاه تاريخ تمامي ابعاد و زواياي يك واقعه را در اختيار ما نمي‌گذارد بلكه تنها به بيان برخي از آن‌ها مي پردازد كه با دقت نظر در آنها مي‌توان ساير موارد مشابه به آن را نيز حدس زد. اما در اين مورد خاص بايد به نكات زير اشاره نمود:
چون عبيدالله از مخفيگاه مسلم آگاه شد و درصدد دستگيري وي برآمد، مسلم ناچار شد نيروهاي خود را فراخوانده و همراه چهارهزار مرد مسلّح كه گرد او را گرفته بودند، به دارالاماره كوفه يورش ببرد. عبيدالله كه با پنجاه[1] يا دويست[2] نفر در قصر بود، به چاره‌انديشي پرداخت و مجموعه اقدامات‏ ذيل را براي پراكندن نيروهاي پيرامون مسلم و در نهايت دستگيري وي انجام داد:
1. به كثير بن‌شهاب كه از سران كوفه بود، دستور داد به داخل شهر برود و از طائفة مَذْحِج عدّه‏اي را كه مطيع ابن‏شهاب بودند، گرد آورد و به وسيلة آنان، در كوچه‏ها و خيابان‏هاي كوفه گردش كند و با سخنراني و تحريك احساسات عمومي برضدّ مسلم، مردم را از ياري مسلم برحذر دارد و از مخالفت و جنگ با حكومت، بترساند.[3]
2. به پنج نفر از افراد سرشناس كوفه از جمله «محمّد بن‌اشعث» و «شمر بن‌ذي‏الجوشن» دستور داد كه از قصر خارج شوند و هر يك، گروهي از مردم را كه فرمانبر آنان هستند، گرد آورده و هركدام از آنان در يك نقطه از شهر مستقر شود و در پناه نيروهاي گردآوري شده، پرچم‏هاي اماني را برافرازد و با سخنراني‏هاي خود به مردم گوشزد كند كه هر كس مي‏خواهد از مجازات حكومت در امان باشد، زير يكي از اين پرچم‏ها وارد شود، كه اين كار انجام شد.[4]
3. دو نفر از طرفداران مسلم كه مي‏خواستند به وي بپيوندند و يكي از آن دو، با گروهي از «بني‏فتيان» مي‏خواست مسلم را ياري كند، به وسيله كثير بن‌شهاب و محمّد بن‌اشعث دستگير و به فرمان عبيدالله زنداني شدند.[5] اين اقدام كه سبب پراكنده شدن جمعيّت بني‌فتيان شد، در مرعوب كردن طرفداران‏ مسلم، اثر بارزي گذاشته و باعث تضعيف روحية آنان شد.
4. پس از آن كه كثير بن‌شهاب و پنج نفري كه مأمور برافراشتن پرچم امان بودند، سخنراني‏هايي برضدّ مسلم و به نفع ابن‌زياد در داخل شهر كردند، سه نفر از آنان يعني كثير بن‌شهاب و محمّد بن‌اشعث و قَعْقاع بن‌شُور با افراد فراواني از پيروان خود از ناحية «دارالرّوميين» (خانه يا محلّه روميان) به قصر برگشته[6] و عبيدالله بن‌زياد را كه از كمي نيرو نگران بود، تقويّت كردند.
5. افزون بر اين، عبيدالله، اشراف كوفه را به قصر فراخوانده و به آنان گفت: «ميان مردم برويد و افراد فرمانبر را به افزايش حقوق و مقرّري و رعايت احترام‏شان نويد دهيد و افراد نافرمان را از محروميّت از مقرّري و مجازات، بترسانيد و به آنان اعلام كنيد كه لشكريان شام براي سركوبي آنان در راه هستند». در پي اين فرمان، كثير بن‌شهاب، سخنان تهديدآميزي برضدّ مسلم ايراد كرد.[7]
ديگر همكاران كثير نيز سخنراني‏هايي مشابه وي ايراد كردند. چون كوفيان گفته‏هاي اشراف را شنيدند، از گرد مسلم پراكنده شده و به خانه‏هاي‏شان بازگشتند.[8]
اقدامات عبيدالله با هم‏ياري و هم‏دستي اشراف، تأثير خود را به سرعت نشان داد و چرخ حوادث به سود عبيدالله چرخيد، تا آنجا كه هر زني نزد پسر و برادرش مي‌رفت و مي‌گفت: بازگرد، مردم جايت را پر مي‌كنند. و هر مردي نزد پسر و يا برادرش مي‌رفت و مي‌گفت: فردا سپاه شام مي‌آيند، در آن صورت با جنگ و شرّي كه روي خواهد داد، چه خواهي كرد؟ برگرد، و آنگاه او را با خود مي‌برد. پس مردم پيوسته پراكنده و از هم جدا شدند تا اينكه شب فرا رسيد و مسلم در حالي نماز مغرب را در مسجد جامع كوفه به جا آورد كه تنها سي نفر او را همراهي كردند و چون از مسجد خارج شد و به در خانه‌هاي قوم كِنْده رسيد، تنها ده نفر با او باقي مانده بودند و وقتي از آنجا خارج شد، ديگر هيچ كس او را همراهي نكرد!. مسلم در كوچه‏هاي كوفه تنها و سرگردان ماند و در نهايت به خانه زني به نام «طوعه» پناه برد...[9]
با توجه به طولاني شدن اين پاسخ و در صورت تمايل آماده پاسخگويي به ساير سوالات شما هستيم. موفق باشيد.

[1]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص369.
[2]. ابوحنيفه دِيْنَوَري، الاخبار الطِّوَال، ص352.
[3]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص369؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج‏2، ص52.
[4]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص369؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج‏2، ص53 ـ 52.
[5]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص370 ـ 369.
[6]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص370 ـ 369؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج‏2، ص53.
[7]. ابوالفرج اصفهاني، مَقاتل‌الطالبيين، ص101؛ طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص371 ـ 370.
[8].ابوالفرج اصفهاني، مَقاتل‌الطالبيين، ص101؛ طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص371؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج‏2، ص54.
[9]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص371؛ شيخ مفيد، الارشاد، ص54.

 



یک شنبه 4 آبان 1393 


1. شخصيت مختار
يكي از مردان نامي تاريخ اسلام بالاخص تاريخ شيعه كه به خاطر اقدام درست و خداپسندانه اش دل اهل بيت و خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را بعد از واقعة عاشورا شاد كرد مردي است از تبار ثقيف و از شيعيان آل علي ـ عليه السلام ـ كه در هميشة تاريخ جايگاه خاصي نزد علماي شيعه و مورخين دارد.
در منابع تاريخي شيعه در اكثر منابعي كه به واقعة عاشورا و تاريخ زندگاني امام حسين ـ عليه السلام ـ پرداخته به اقدام مختار هم اشاره شده است. نيز به جملاتي كه در تحسين عمل مختار از ائمة معصومين ـ عليهم السلام ـ وارد شده پرداخت گرديده است، كه اين خود شايسته ترين يادي است كه امام معصوم ـ عليه السلام ـ از يك شيعه خالص مي كند. از لابلاي روايات بسياري بر مي آيد كه امامان و پيشوايان مذهبي همواره نسبت به مختار اظهار علاقة فراوان مي كردند و از اقدام او در انتقام گرفتن از قاتلين امام حسين ـ عليه السلام ـ و اصحابش ـ عليهم السلام ـ مسرور بوده اند. امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند: «مختار را بد نگوئيد كه او دشمن ما را كشت و انتقام خون ما را...






( کل صفحات : 2 )    1   2   


 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين