زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده

زیارت اول روایت حسن عسکری: «علامات المؤمنین خمس: صلاةُ الإحدی و الخمسین، و زیارةُ الاربعین، والتـَختم فی الیَمین، و تـَعفیرُ الجبین، و الجهر بِبِسم الله الرحمن الرحیم: علامات مؤمن پنج چیز است: اقامه پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز (هفده رکعت واجب و سی و چهار رکعت نافله)، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، جبین را در سجده بر خاک گذاشتن، در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.» که شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاحکام[۷]و شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه[۸] این روایت را آورده‌اند. این روایت، اهمیت زیارت اربعین را آن هم در کنار اقامه نماز به عنوان یکی از نشانه‌های مؤمن یا ایمان بیان می‌کند و اگر لفظ مؤمن به معنی شیعه باشد، زیارت اربعین هم از نشانه‌های شیعه بودن خواهد بود. همانطور که سجده بر خاک داشتن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز هم تقریباً از مختصات شیعیان است.[نیازمند منبع]

در این گزارش به متن خاصی برای زیارت اربعین اشاره نشده و می‌توان اینطور برداشت کرد که مطلق زیارت به معنای عرفیِ آن، در روز اربعین دارای این ویژگی است که زائر را دارای نشان ایمان می‌نماید. خصوصاً با ضمیمه روایات دیگر که زیارت اباعبدالله را مختص به حضور در کربلا ندانسته و بر سلام از راه دور هم زیارت اطلاق کرده‌اند.[۹] برای نمونه: «قال اباعبدالله : إصعد فوق سطحک، ثم التفت یمنة و یسرة، ثم ترفع رأسک إلی السماء، ثم تنحو نحو القبر فتقول: السلام علیک یاأباعبدالله السلام علیک ورحمة الله وبرکاته، تکتب لک زورة، والزورة حجة وعمرة»[۱۰]پس می‌توان این نتیجه را گرفت که سلام و درودی که در روز اربعین به سمت حضرت صادر شود، إن شاء الله گوینده را مزین به زینت و علامت ایمان می‌گرداند. البته ممکن است گفته شود ذکر حضرت عسکری از لفظ اربعین در این سخن، اشاره به سخن جدّش جعفر صادق باشد که زیارتی را تعلیم صفوان کرده‌اند. آن همان متن معروف زیارت اربعین در مفاتیح الجنان است و در روایت سوم خواهد آمد. در نتیجه خواندن این زیارت از نشانه‌های ایمان خواهد بود. لکن این احتمال بعید به نظر می‌رسد چراکه القای خطاب حضرت عسکری لزوماً به آگاهان از روایت جعفر صادق نبوده است، لذا این روایت، سخن و بیان جدیدی دانسته می‌شود. لکن این نیز پذیرفته است که متیقن از روایت حسن عسکری ، زیارت زائر در کربلا نزد قبر حسین و به لفظ تعلیمی از جعفر صادق است.[نیازمند منبع]

دوم: زیارتی است که از جابر بن عبدالله انصاری، اولین یا از اولین زائران حسین بن علی در اربعین نقل شده است. در این گزارش آمده است که وقتی جابر به غاضریه رسید در آب فرات غسل کرد، پیراهن پاکیزه‌ای پوشید، آنگاه قدری از بوی خوش بر سر و بدن پاشید و پابرهنه روانه شد تا نزد سر مبارک امام حسین علیه السّلام ایستاد و سه مرتبه اللّه اکبر گفت. پس افتاد و بیهوش شد، چون به هوش آمد می‌گفت: «السّلام علیکم یا ال اللّه...» جملات جابر در اینجا تقریبا همان زیارت حضرت سیدالشهدا در نیمه رجب است و جز در چند کلمه تفاوت ندارد، که احتمالاً ناشی از اختلاف نسخه هاست. متن کامل این زیارت را علامه مجلسی در بحارالانوار آورده‌اند.[۱۱]

سوم: این زیارت در کتاب تهذیب الاحکام و ... آمده که صفوان از جعفر صادق نقل می‌کند و می‌گوید: «مولایم امام صادق علیه السّلام درباره زیارت اربعین به من فرمود: هنگامی‌که قسمت قابل توجهی از روز برآمده، این زیارت را بخوان...»[۱۲] و این همان زیارت معروف اربعین است. متن این زیارت در ویکی نبشته آمده است.



پنج شنبه 29 آبان 1393 

درباره وجه استحباب زيارت اربعين، دو امر بيان شده است:
يكي روايت امام عسكري† است كه در آن زيارت اربعين، يكي از علائم مؤمن دانسته شده است و ديگري تعليم زيارت اربعين به صفوان‌ بن‌مهران جمّال توسط امام صادق عليه السلام†.
پرسشي كه در اين باره مطرح است آن است كه آيا وجه و انگيزه استحباب مي‎تواند تنها حضور يك صحابي بر سر قبر امام حسين† عليه السلام در روز اربعين باشد؟ يا در اين روز بايد وقايع مهّم ديگري نيز اتفاق افتاده باشد. بنابراين الحاق سرِ مطهر امام حسين† به بدن و حضور اهل‌بيت‰ ـ كه در ميان آنان امام معصوم يعني امام سجاد† حضور داشت ـ جهت الحاق سر به بدن و زيارت قبر حضرت تنها مي‎تواند وجه استحباب زيارت اربعين را توجيه ‎كند، چنان كه بر اساس گزارش ابن‌شهرآشوب، شيخ طوسي وجه توصية امامان‰ به زيارت اربعين را، مسألة الحاق سر به بدن دانسته است(1)، و مجلسي نيز به نقل از مشهور يكي از وجوه محتمل استحباب زيارت اربعين را همين موارد، بيان كرده است. (2)
منابع
1. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابي‎طالب، ج4، ص85 .
2. مجلسي، بِحار الانوار، ج98، ص 334.





در زيارت عاشورا به امام حسين عليه‌‌السلام اين‌‌گونه خطاب مي‌‌كنيم: «و الوتر الموتور». وتر، به معناي «تنها و يكتا» و موتور، «تنها شده» است. يك احتمال درباره اين معنا، يگانگي، منحصر به فرد بودن و بي‌‌بديل بودن است. احتمال ديگر اين است كه آن حضرت تنهاست و در اين تنهايي، «موتور» است؛ يعني حضرت با نقشه و برنامه‌‌ريزي، تنها شده است؛ به خصوص اگر توجه داشته باشيم كه درگيري سيدالشّهدا عليه‌‌السلام، مخفيانه نبود كه مسلمانان از آن بي‌‌خبر باشند. يزيد بعد از مرگ معاويه، به استاندار مدينه نامه نوشت كه بايد از حسين، بيعت بگيري و الاّ او را بكش و سرش را بفرست. حضرت بيعت نكرد و با تدبير از مدينه خارج شد و در مكه براي مسلمانان دعوت‌‌نامه نوشت و آنها را مطلّع كرد و علاوه بر اين، مكه، محل رفت و آمد مسلمانان بود و اخبار از آن جا منتشر مي‌‌شد و بعد هم يزيد، عده‌‌اي را فرستاد تا حضرت را در مكه ترور كنند و توصيه كرد كه حتّي اگر دست حضرت به پرده كعبه بود، او را بكشيد. از اين رو، آن حضرت در 8 ذي‌‌الحجّه در حالي‌‌كه همه مُحرِم مي‌‌شدند، كاملاً با سر و صدا و با حالتي كه همه متوجه باشند، از مكه خارج شد و با صراحت اعلام كرد: كسي كه حاضر است خون دلش را در راه ما بدهد و خودش را مهياي لقاي خدا كرده است، همراه ما كوچ كرده، همسفر شود.1
از آن طرف، مردم كوفه هم از خروج امام از مدينه و حركت به سوي مكه، مطّلع شدند؛ نامه نوشتند و حضرت را دعوت كردند. حضرت نيز سفير فرستاد؛ پس به گونه‏اي نبود كه مردم مطّلع نباشند؛ هم مردم حجاز، مدينه، بصره و هم مردم كوفه، مطّلع بودند و کم و بيش، تمام مناطق اسلامي مطّلع شده بودند كه چنين حادثه‌‌اي در شرف اتّفاق است و امام با يزيد، بيعت نكرد...


عوامل تنهايي ولي خدا:

1. شبهه‌‌ها و فتنه‌‌ها

2. جعل شخصيت در مقابل اهل بيت عليهم‌‌السلام

3. بالا بودن هدف در دستگاه اولياي الهي.
4. نبود تزوير در منطق اولياي الهي5. رنگين‌‌تر بودن سفره جبهه مقابل

5.علاقه به دنيا

6.جمع بين دنيا و آخرت

که در ادامه مطلب بطور مفصل توزیح داده شده است...

 



جلوه‏ اي زيبايي و نمادهي جمال در آينه كربلا بسيار است كه به برخي از آنها اشاره ميشود:

1. تجلي كمال آدم‏
اينكه انسان تا كجا ميتواند اوج بگيرد، و خدايي گردد و فاني در او، در «ميدان عمل» روشن ميشود. كربلا نشان داد كه سقف تعالي انسان و آستانه رفعت روحي و تصعيد وجودي و ظرفيت كمال جويي و كمال يابي او تا كجا است. پرونده آن حماسه نشان داد «كه تا چه حد است مقام آدميت». اين نكته بري جويندگان ارزش‏ها بسي زيبا است و معيار!


2. تجلي رضا به قضا
در مقامات و مراحل عرفاني و سلوك، رسيدن به مقام «رضا» بسي دشوار و ارجمند است. اگر حضرت زينب، حادثه كربلا را زيبا ميبيند، به دليل بروز اين شاخصه متعالي در عملكرد ولي خدا سيدالشهدا(ع) و ياران و دودمانش است.
به راستي كه حسين بن علي(ع) در ميان آنان - كه يكي به درد يا درمان و يكي به وصل يا هجران ميانديشيد و آن را ميپسنديد - «آنچه را جانان پسندد» ميپسنديد. كربلا تجليگاه رضي انسان به قضي خدا بود. آن حضرت در واپسين لحظات حيات در قتلگاه، چنين زمزمه ميكرد:
«الهي رضي بقضائك». خواهر خويش را نيز به همين نكته توصيه كرده بود: «ارضي بقضاء الله».
اين مرحله از عرفان؛ يعني
...

بقیه در ادامه مطلب...



 

دين حق در انزوا مي ماند اگر زينب نبود *** پرچم ناحق به پا مي ماند اگر زينب نبود

برد پيغام حسين از كربلا تا شام شوم *** كربلا در كربلا مي ماند اگر زينب نبود

از گلستان حسيني از هجوم زاغها *** صد چمن گل زير پا مي ماند اگر زينب نبود

با نوايش نينوا را زنده و جاويد كرد *** نينوا هم بي نوا مي ماند اگر زينب نبود

گر چه تاريخ از صداي كربلا بيدار شد *** كربلا هم بي صدا مي ماند اگر زينب نبود

زينت اشعار سائل نام نيك زينب است *** شعر او بي محتوا مي ماند اگر زينب نبود[35]

خطبه غرٌاي حضرت زينب (سلام الله عليها) در كوفه، آن چنان مردم را منقلب و يزيديان را رسوا كرد كه تا چند لحظه ديگر ادامه مي يافت مردم عليه ابن زياد قيام مي كردند. اين گزارشي است كه مأموران اطلاعات ابن زياد داده اند.

راوي گويد: بعد از خطبه حضرت زينب (سلام الله عليها) مردم كوفه را ديدم كه حيرت زده دستان خود را به دندان مي گزند. پيرمرد سالخورده اي چنان مي گريست كه محاسن سفيدش از اشك تر شده بود و دست به آسمان برداشته بود و مي گفت: «پدر و مادرم فداي شما باد...»[36]

مجموع اين امور باعث شد كه يزيد از داستان كربلا به ظاهر اظهار ندامت كند و تقصير را به گردن ابن زياد و امثال آن بيندازد، با اينكه بعد از قضيه عاشورا ابن زياد وقتي به شام آمد يزيد، مال فراوان به او بخشيد و وي را نزد خود نشانيد و به حرمسراي خود برد و با هم شراب خوردند. وي در حال مستي، اين اشعار را مي خواند:

اسقني شربة تروي مشاشي ***** ثم مل فاسق مثلها ابن زياد

صاحب السرّ و الامانة عندي ***** و لشديد مغنمي و جهادي

قاتل الخارجي اعني حسيناً ***** و مبيد الاعداء و الاضداد

به من شراب بنوشان تا درونم را سيراب كند. آن گاه روي گردان و مانند آن به ابن زياد بنوشان

ابن زيادي كه صاحب اسرار و امانت من است، براي اين كه پيروزي و جهادم كامل شود.

كشنده مرد خارجي يعني حسين [عليه السلام] و نابود كننده دشمنان و مخالفان من.

ولي عوامل پيش گفته، يزيد را وادار كرد كه برعكس حالت مستي خويش اظهار پشيماني كند و لعن و نفرين نثار ابن زياد كند. اكنون به نمونه هايي در اين باره توجه شود::

1. طبري مي نويسد: «فسرّ بقتلهم أوّلاً و حسنت بذلك منزلة عبيد الله عنده ثمّ لم يثبت إلاّ قليلاً حتي ندم علي قتل الحسين»؛ در مرحله اول، يزيد از كشته شدن حسين [عليه السلام] و يارانش خوشحال شد و منزلت و مقام عبيد الله نزد او بالا رفت؛ ولي مدّت كمي نگذشت كه از قتل حسين [عليه السلام] پشيمان شد و آه و نفرين را متوجه ابن زياد كرد: «لعن الله ابن مرجانة فبغّضني إلي المسلمين و زرع لي في قلوبهم العداوة فبغضني البَرّ و الفاجر بما استعظم الناس من قتلي حسيناً»ُ[[38؛ خدا لعنت كند فرزند مرجانه (ابن زياد) را كه من را نزد مسلمانان مبغوض كرد و دشمني با من را در دلهاي آنها كاشت تا آنجا كه نيك و بد، من را به علت بزرگ شمردن (گناه) قتل حسين [عليه السلام] مبغوض (و دشمن) مي دارند.

2. سيوطي مي نويسد: «فسرّ بقتلهم اوّلاً ثمّ ندمّ لمّا مقته المسلمون علي ذلك و ابغضه الناس و حقّ لهم أن يبغضوه»[39]؛ اوّلاً (يزيد) با كشتن حسين [عليه السلام] و يارانش خوشحال شد، ولي وقتي مسلمانان به سبب اين قتل با او بد شدند و از وي نفرت پيدا كردند پشيمان شد، البته حق مسلمانان بود كه به دليل اين جنايت بزرگ او را مبغوض و منفور بدانند.»

3. فرهاد ميرزا مي نويسد: «چون سر امام حسين (عليه السلام) را به شام آوردند نخست يزيد شاد شد و از كار ابن زياد اظهار خشنودي كرد و براي وي جوايز و هدايايي فرستاد. اندكي كه از ماجرا گذشت. نفرت و خشم مردم را از اين عمل زشت احساس كرد و ديد كه مردم به او دشنام مي دهند؛ در نتيجه از كرده و گفته خود پشيمان شد و مي گفت: «خداوند پسر مرجانه را لعنت كند كه كار را آن چنان بر حسين [عليه السلام] سخت گرفت كه راه مرگ را آسان تر شمرد و شهيد شد.»[40]

و مي گفت: «مگر در ميانه من و ابن زياد چه بود كه مرا چنين مورد خشم مردم قرار داد و تخم دشمني مرا در دل نيكوكار و بزهكار كاشت؟!»

از نمونه هاي فوق، اين نكات به دست مي آيد:

1. يزيد به قتل حسين و ياران او كاملاً راضي بوده است؛ از اين رو به ابن زياد جوايز فراوان داد و وي را تشويق كرد.

2. عواملي در كار بود كه مردم را آگاه كرد و نفرت يزيد و يزيديان را در قلب آنان كاشت.

3. يزيد بعد از اين تحول، اظهار پشيماني كرد، آن هم نه واقعاً و از ته دل بلكه در واقع، اظهار ندامت، جنبه سياسي داشت؛ يعني تلاش كرد جلو نفرت مردم و رسوايي خود را بگيرد.

[35]. شاه رجبيان.

[36]. الاحتجاج، طبرسي، انتشارات اسوه، قم، ج 2، ص 109.

[37]. تذكره الخواص، سبط بن الجوزي، مؤسسه آل البيت، ص 146.

[38]. تاريخ طبري، همان، ج 5، ص 255.

[39]. تاريخ الخلفاء، همان، ص 208.

[40]. قمقام زخّار، فرهاد ميرزا، انتشارات اسلامية، تهران، ص 577.

 



کتاب لهوف سيد بن طاووس
مستندترين مقتل امام حسين عليه السلام

کتاب مقتل لهوف
سيد بن طاووس
ترجمه فارسي
 

دانلود



دوشنبه 26 آبان 1393 

بسم رب الشهداء و الصديقين

السلام عليک يا اباعبدالله الحسين

حسين(ع) زيباترين واژه هستی

حسين(ع) خون خدا و پسر خون خدا

حسين(ع) يعنی عشق، عشق به همه خوبی ها

حسين(ع) شخصيتی است که خداوند در روز عرفه نخست به زائران سيدالشهداء نظر می کند بعد به زائران خانه خودش

حسين(ع) شخصيتی است که خداوند ثواب زيارت قبر شش گوشه او را از زيارت خانه خودش بيشتر و افزونتر قرار داده است.

  حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.

چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:

 اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.

دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.

سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.

چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد.

   برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.

   با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.

   برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد.

  دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از :

1.  زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.

2. ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی)

3. علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.

    چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.

   مطوئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دلت را پاک کنی تا جواب سلام امام را بشنوی و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد.

  >>> ائمه و زيارت عاشورا :

"   امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زيارت عاشورا رابخوان. هنگامی که اين زيارت را خواندی در حقيقت او را به چيزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زيارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نويسد و از تو هزار هزار سيئه محو می نمايد و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد و همانند کسانی می باشی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسيدند. حتی در درجات آنها هم شريک می شوی. " (کامل الزيارات- ص 74)

"   امام صادق(ع) به صفوان می فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده     آن تضمين می کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند     بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد." (بحارالانوار-جلد 98-ص 300)

"    در روايت ديگر می خوانيم: اگر مردم می دانستند زيارت امام حسين(ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می مردند و      حسرترسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می کرد." (بحارالانوار-جلد 101 –ص 18)

>>> در احاديث ديگرز از معصومين تأکيد بر زيارت امام حسين(ع) کرده اند که نمونه ای ازآنها ذکر می گردد:

- زيارت امام حسين(ع) مثل زيارت خدا در عرش اوست.

- زيارت امام حسين(ع) بر هر مؤمنی که اقرار به امامت ايشان داشته باشد، واجب است.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 69)

- کسی که امام حسين(ع) را تنها برای رضا و خوشنودی پروردگار، و نه برای کسب شهرت زيارت کند، خداوند تمامی گناهان او را پاک می کند.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

- اگرکسی بدون عذر موجه امام حسين(ع)  را زيارت نکند، از اهل آتش خواهد بود.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

- کسی که امام حسين(ع) را زيارت نکند شيعه اهل بيت نيست.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)



.به عقيده ما با بسته شدن آب ياران حضرت به تقلا افتادند تا مقدار محدودي آب تهيه و آن را در اختيار امام قرار دهند اين تلاش‌ها تا شب عاشورا ادامه داشت لذا وجود مقدار اندكي آب تا صبح عاشورا در خيمه هاي اباعبدالله الحسين مطلبي نو يافته يا كشفي تازه و عجيب نيست بلكه منابع كهن و معتبر تاريخي اشاره به آوردن آب طي روزهاي هفتم تا دهم به خيمه‌هاي اباعبدالله الحسين توسط حضرت عباس و علي اكبر دارد . براي توضيح بيشتر بايد به مطالب زير اشاره نمود:

زمان دستور منع آب، سه روز پيش از عاشورا، يعني روز هفتم يا حداكثر هشتم محرّم بوده است. اهداف دشمن از اين اقدام را مي‏توان اين گونه بيان كرد كه اوّلاً اردوي امام با مشكل دسترسي به آب روبرو ‏شود و مبارزه، براي او سخت‏تر ‏گردد. دوّم اينكه اين حربه مي‏توانست اطفال و زنان را بيشتر بيازارد و چه بسا دشمن تصوّر مي‏كرد بتواند به اين وسيله راهي براي فشار داخلي بر امام بيابد و مثلاً كودكان و زنان، آن حضرت را ناچار به تسليم كنند كه البتّه ‏چنين نشد.
امّا اينكه آيا امام در اين مدّت به آب دسترسي داشته است يا نه، بايد گفت برخي شواهد نشان مي‌دهد كه امام تا صبح عاشورا (البتّه به سختي) توانسته است در حدّ محدود، و به مقدار نياز، آب تهيه كند. بنابراين به نظر مي‌رسد در خيمه‌گاه امام تا روزهاي آخر، آب وجود داشته است. چنانكه گفته شده است حضرت ابوالفضل‏ با گروهي از ياران امام، بيست مشك آب براي اردوگاه تهيه كرده بود و احتمالاً هنوز چيزي از آن باقي بود. به گزارش ابي‌مِخْنَف امام حسين در آخرين لحظات به فرات نزديك شد، امّا پيش از آنكه آب بردارد دشمن او را مجروح كرد. آنچه گفته شد به معناي نفي اصل جريان تشنگي در كربلا، نيست؛ بلكه مقصود اين است كه، آنچه مربوط به كمبود آب و تشنگي است مربوط به روز عاشورا است و همين اندازه هم مصيبت كمي نيست؛ زيرا:
1. قطعا مي‌دانيد كه جراحت و خونريزي زياد باعث ايجاد تشنگي در فرد مي‌شود و اين مسئله از لحاظ علمي امري مسلم است. از امام صادق نقل شده كه حضرت فرمود: تعداد زخم‎هاي امام، 33 زخم نيزه و 34 ضربة شمشير و در روايت ديگري از ايشان، 33 زخم نيزه و 44 زخم شمشير و تير بوده است. وضعيت برخي اصحاب نيز چيزي شبيه امام بوده است.
2. گرماي سرزمين عراق (در مهر ماه) را با گرماي موجود در سرزمين خود مقايسه نكنيم. بدين منظور مي‌توانيد از كساني كه در اين ماه از سال به كربلا مشرف شده‌اند سوال كنيد و يا به درجه حرارت موجود در شهرهايي همچون اهواز و بندرعباس كه تقريبا دمايي شبيه به كربلا دارند در اين ماه توجه فرماييد.
3. تقلا، زد و خورد، جنگ و درگيري موجود در ميدان نبرد را كه از صبح عاشورا تا عصر (و نه يكي دو ساعت) ادامه داشته را در نظر داشته باشيم.
4. سخت‌گيري دشمن در دسترسي امام و يارانش به آب، براي كودكان و زنان شرايط بسيار سختي را بوجود آورده بود. دشمن پيوسته با سخناني اهانت‌آميز در صدد ايجاد جنگي رواني برضد امام و اردوگاه او بوده است.
5. بدليل كمبود آب (نه نبود آب) اصحاب آب كمتري مصرف مي كردند تا آب براي امام و بني‌هاشم كم نيايد. امام و بني هاشم نيز از آب به ميزان رفع ضرورت استفاده مي‌كردند تا آب براي كودكان و زنان كم نيايد. زنان نيز به نوبه خود به مقدار ضرورت استفاده مي‌كردند تا كودكان بهانه نگيرند لذا نمي‌گوييم آب نبوده ولي مي‌گوييم كم بوده و سلسله مراتب تشنگي درميان امام و اصحاب به ترتيبي كه بيان شد وجود داشته است.
لازم به ذكر است مسئله غسل شب عاشورا مورد تاييد نمي‌باشد. تحقيقات اخير نشان مي‌دهد بحث غسل امري است كه به صورت اشتباه وارد منابع شده.

 



 اين نحوه عزاداري با تاسي از ائمه اطهار عليهم السلام انجام مي شود و آن بزرگواران نيز از ابتداي محرم شروع به عزاداري مي كردند چنانكه امام رضا (ع) مي فرمايند: كان أبي إذا دخل شهر المحرم لا يري ضاحكا و كانت الكآبة تغلب عليه حتي يمضي منه عشرة أيام فإذا كان يوم العاشر كان ذلك اليوم يوم مصيبته وحزنه وبكائه ويقول: هو اليوم الذي قتل فيه الحسين صلي الله عليه.
يعني: وقتي ماه محرم فرا مي رسيد در پدرم امام كاظم عليه السلام آثار شادي ديده نمي شد و همواره غمگين بودند ، روز دهم ، روز مصيبت و اندوه و گريه او بود و مي فرمود : در اين روز بود كه حسين عليه السلام را به شهادت رساندند. (امالي صدوق، ص 78 و بحار الانوار، ج 44 ص 284.)
ثانيا: اينگونه نيست كه بعد از عاشورا وشهادت امام حسين (ع) عزاداري نشود يا كمتر شود بلكه اين عزاداري ها نه تنها تا آخر محرم بلكه تا اربعين امام حسين(ع) نيز ادامه دارد و در اربعين به اوج شكوه و عظمت خود مي رسد به طوري كه حتي گاها عزاداريهاي اربعين از ايام محرم هم بيشتر مي باشد. تا آنجا كه زيارت امام حسين (ع) در اربعين واقامه عزا در كنار آن حضرت جزو نشانه هاي يك شيعه واقعي لقب مي گيرد. چنانكه در روايتي امام حسن عسكري (ع) بدان اشاره كرده و مي فرمايد: «علامات المؤمنين خمس: صلاةُ الإحدي و الخمسين، و زيارةُ الاربعين، والتـَختم في اليَمين، و تـَعفيرُ الجبين، و الجهر بِبِسم الله الرحمن الرحيم: علامات مؤمن پنج چيز است: اقامه پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز (هفده ركعت واجب و سي و چهار ركعت نافله)، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست كردن، جبين را در سجده بر خاك گذاشتن، در نماز بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن.»( تهذيب الاحكام، شيخ طوسي، ج۶، ص۵۲؛وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج۱۰، ص۳۷۳، ح1)
از آنجايي كه مصيبت سيد الشهدا از اعظم مصائب است لذا توصيه شده تا اربعين آن حضرت عزاداري شود چنانكه در روايتي از حضرت امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: يا زُرارَة! إِنَّ السَّماءَ بَكَتْ عَلي الْحُسَينِ عَلَيهِ السَّلام اَرْبَعِينَ صَباحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَكَتْ أرْبَعينَ صَباحاً بِالسَّواءِ وَ إِنًّ الشَّمْسَ بَكَتْ اَرْبَعِينَ صَباحاً بِالْكُسُوفِ وَ الْحَمْرَةَ... وَ إِنَّ الْمَلائكَةَ بَكَتْ اَرْبَعِينَ صَباحاً عَلَي الْحُسَينِ(ع)؛اي زراره، آسمان چهل روز بر حسين(ع) خون گريه كرد و زمين چهل روز براي عزاي آن حضرت گريست به تيره و تار شدن و خورشيد با كسوف و سرخي خود چهل روز گريست... و ملائكه الهي براي آن حضرت چهل روز گريستند».(مستدرك الوسائل/ج10/ص314؛ كامل الزياره، ص 81 و مستدرك الوسائل، ج 2، ص 215)
از اين حديث شريف كه در يكي از كتب معتبر حديث شيعه كامل الزياره نقل شده استفاده مي شود كه بكاء آسمان و زمين و ملائكه و آفتاب بر سيدالشهدا تا چهل روز طول كشيده است.

 



شفقنا ( پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)؛ در اقدامی که در نوع خود در عراق اولین محسوب می شود، سازمان عتبات عالیات این کشور اعلام کرد که در نظر دارد صحنی زیر زمینی با عنوان « سرداب امام الجواد علیه السلام»؛ در مرقد حضرت ابوالفضل العباس تاسیس کنند.
بر اساس گزارش شفقنا عراق؛ از آن جا که عتبات کربلای مقدس سالانه بیش از سایر عتبات شاهد میلیون ها زایر از داخل و خارج عراق است، بنابراین ساخت این صحن و تکمیل آن یک  موفقیت بزرگ محسوب می شود.
تا قبل از این ساخت صحنی ویژه برای زنانی که به زیارت حضرت ابالفضل العباس می آیند به نوعی دور از ذهن به نظر می آمد و به رویا شباهت داشت اما امروز شکل عملی به خود گرفته و با ساخت صحن زیر زمینی ، زایران زن نیز می توانند قداست نماز و سایر اعمال عبادی را به طور کامل حفظ کنند .
این طرح توسط شرکت ساختمانی « ارض القدس» که تا قبل از این طرح های زیادی در عتبات مقدس حسینی و عباسیه اجرا کرده بود، عملی خواهد شد.
منبع: شفقنا عراق






( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين