زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده

زخم‎هاي بدن امام†
مورخان، تعداد زخم‏هاي بدن امام حسين عليه السلام را گوناگون نوشته‎اند.
1ـ از امام صادق عليه السلام نقل شده كه تعداد زخم‎هاي امام، 33 زخم نيزه و 34 ضربة شمشير[1] و در روايت ديگري از ايشان، 33 زخم نيزه و 44 زخم شمشير و تير [2] و در روايت سوم از امام صادق ع بيش از ‎هفتاد ضربة شمشير[3] بوده است.
2ـ در روايتي، از امام باقر عليه السلام، تعداد جراحات وارده، بيش از320[4] و در خبر ديگري از آن حضرت، 63 ضربة شمشير يا نيزه و يا تير نقل شده است.[5]
3ـ در روايتي از امام سجاد عليه السلام تعداد جراحات، 40 ضربه شمشير و زخم نيزه نقل شده است.[6]
4ـ برخي منابع، بيش از 110 زخم در اثر اصابت تير، نيزه و ضربة شمشير در بدن يا پارگي در لبا‎س حضرت نوشته‎اند.[7]
5ـ برخي ديگر، 120 ضربه شمشير، 6 سنگ نوشته‎اند.[8]
6ـ ابن‌سعد (مورخ مشهور اهل‌سنت)، 33 زخم، نوشته است.[9]
7ـ علي‌بن‌محمد عمري و ابن‌عنبه (م 828 ق) دو تن ديگر از مورخان و دانشمندان قرون گذشته، 70ت زخم[10] نوشته‎اند.
8 ـ سيد‌بن‌طاووس (عالم و دانشمند بزرگ شيعه)، براي امام در حال مبارزه، 72 زخم[11] و بعد از شهادت امام، نزديك به 180 زخم[12] نيزه، تير، شمشير و سنگ را گزارش كرده است. گزارش‎ها در اين مورد، آن قدر متفاوت است كه به آساني نمي‎توان يكي را ترجيح داد ‌. به نظر مي‎رسد كه تعداد جراحات، بيش از 100 زخم بوده است، و شايد برخي از ارقام ناظر به كثرت جراحات امام بوده است، نه رقم دقيق، چنان‌كه در برخي گزارش‎ها اين امر چنين تأييد شده است كه آن قدر تير بر بدن امام† اصابت كرده بود كه بدنش پوشيده از تير شده بود.[13]
-------------------------------------------------------
[1] . طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص453.
[2] . قاضي نعمان مغربي، شرح الاخبار، ج3، ص164 .

[3] . شيخ طوسي، الامالي، ص677، مجلس37، ح 10. [4] . شيخ صدوق، الامالي، مجلس31، ح1، ص228؛ ابن‌فتال
[5] . مجلسي، بِحار الانوار، ج 45، ص 92، ح 36.
[6] . قاضي نعمان مغربي، دعائم الاسلام، ج2، ص 154.
[7] . قاضي نعمان، شرح الاخبار، ج3، ص 164؛ طبري، دلائل‌الامامة، ص72 .
[8] . حميد‌بن‌احمد مُحَلّيٰ، الحدائق الْوَردِيَّة، ج1، ص 213.

[9] . ترجمة‌الحسين و مقتله، فصلنامه تراثنا،‌ شماره10، ص 184.
[10] . محمد‌بن‌علي‌ علوي (عمري)، اَلْمُجْدِي في انساب الطالبيين، ص194-195.
[11] . اَلْمَلْهُوف عَليٰ قَتْلَي الطُّفُوف، ص172.
[12] . سعد السعود، ص136 .
[13] . ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابي‌طالب، ج4، ص120.

 



پنج شنبه 15 آبان 1393 
چرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا با توجه به نزديكي به آب از حفر چاه براي رفع تشنگي خودو ياران و اهل حرم خودداري كردند؟

پاسخ: موضوع تشنگى و عطش امام حسين(ع) و اصحابشان در كربلا حقيقتي است كه نه تنها مورخان[1] از آن ياد كرده اند بلكه امام زمان (عج) نيز در زيارت ناحيه مقدسه به آن اشاره نموده، مي‌فرمايند:«فَمَنَعُوكَ الماءَ وَ وُرُودَه»«پس آب و ورود بر آن را بر تو ممنوع كردند». براى كسى كه اندكى در منابع تاريخى و ادبى سير كند، ترديدى باقى نمى‏ماند كه يكى از ويژگى‏هاى واقعه عاشورا، محدوديت آب براى اهل بيت(ع) بوده است. مدّت زمان محاصره و قطع راه ارتباط با آب از روز هفتم محرم بوده است؛ و در اين فاصله امام حسين(ع) به طرق گوناگون آب مورد نياز اردوي خويش را تامين مي كرده است. بنابر روايت ابن اعثم و ابن شهراشوب، امام حسين(ع) در جلوي خيمه چاهي حفر كرد كه آب گوارايي داشت. ابن اعثم در اين باره اظهار مي دارد كه: «چون عطش بر ايشان غالب گشت حسين(ع) تبري برگرفت و از سمت خيمه زنان نوزده گام به سوي قبله رفت، و زمين را كند. چشمه آبي ظاهر شد، ‌آبي گوارا و شيرين. سپس به اصحابش دستور داد آب بخورند و مشك‌ها را پر كنند».[2]
حفر چاه با آبي گوارا به دست مبارك امام با توجه به مقام امامت آن حضرت امري طبيعي بود؛ زيرا بنابر رواياتي، مردم آن عصر بين آن حضرت و گوارايي و بركت آب، ارتباطي معنادار قايل بودند. بنابر روايت ابن عساكر امام حسين هنگامي كه از مدينه به مكه مي‌رفتند با عبدالله بن مطيع برخورد كردند كه در حال حفر چاهي بود. ابن مطيع به امام عرض كرد: «اين چاه را من به آب رسانده ام و امروز ابتداي آب دهي آن است كه با دَلْو خارج مي‌شود پي اي كاش براي ما در آن از خدا بركت مي‌خواستي». امام فرمودند: «‌از آب آن بياور»‌ وي نيز چنين كرد و آن حضرت آشاميد و مضمضه نمود سپس آب را به چاه برگرداند. پس آب چاه گوارا و زياد شد.[3]
نتيجه اينكه: امام حسين وقتي كه مشاهده كرد كه دشمن بين او و آب حايل شده است آب مورد نياز اردوي خود را از طريق حفر چاه تامين نمود. و اين مطلب‌ از گزارشي كه براي عبيدالله بن زياد فرستاده اند به خوبي معلوم مي‌شود. او طي نامه اي به عمر سعد مي نويسد: «اما بعد به من چنان رسانيده اند كه حسين و ياران او چاه كنده و آب بر مي‌دارند، لذا آنان را هيچ فروماندگي نيست. چون بر مضمون نامه وقوف يابي بايد كه حسين و ياران او را از كندن چاه منع كني و نگذاري كه به آب دست يابند».[4]
براي ما به درستي معلوم نيست كه سرنوشت چاه چه شده است. اما با توجه به اينكه امام حسين(ع) 30 تن از سواران و 20 تن از پيادگان سپاه خود را به فرماندهي برادرش حضرت عباس(ع) جهت آوردن آب به سوي فرات فرستاده و آن‌ها با درگيري با محافظانِ شريعه فرات موفق شدند 20 مشك آب براي امام و يارانش بياورند مي توان به اين نتايج رسيد:
1- امكان استفاده از چاه (حفر شده توسط امام) وجود نداشته و الا معنا نداشت كه امام ياران خود را براي آوردن تنها 20 مشك آب به سوي فرات بفرستد.
2- از اينكه 50 تن از ياران امام به سمت فرات حمله مي‌كنند و حتي با لشكر دشمن درگير مي‌شوند، اما اقدام به كندن چاه نمي‌كنند مي‌توان استفاده نمود كه امكان حفر مجدد چاه هم وجود نداشته، زيرا اگر چنين امكاني وجود داشت ياران امام به جاي درگيري با لشكر دشمن در شريعه فرات براي حفر چاه با آنان درگير مي‌شدند.
3- با رسيدن نامه عبيدالله مبني بر منع امام حسين از حفر چاه آنان با حساسيت ويژه‌اي تكرار نشدن اين عمل را به هر قيمت ممكن دنبال مي‌كردند تا آنجا كه اصحاب امام به شريعه فرات دست يافته آب بر مي‌دارند اما ديگر سخني از حفر چاه در تاريخ نمي‌آيد.



پنج شنبه 15 آبان 1393 

هيچ روايتي درباره طبل زدن در ايام محرم وجود ندارد.

براي رسيدن به علت شيوع اين مسئله در مراسم عزاداري بايد به مطالب زير توجه نمود:
عزاداري در عصر آل‌بويه
يكي از مهم‌ترين مراحل عزاداري امام حسين ـ ع ـ ، دورة قدرت يافتن سلسلة آل‌بويه در قرن چهارم هجري مي‌باشد؛ كه اوج گسترش تشيّع است. در اين قرن حكومت‌هاي شيعي چون: زيديان يمن، حمدانيان در شمال عراق، فاطميان در مصر و آل‌بويه در عراق به روي كار آمدند. عزاداري امام حسين ـ ع ـ براي نخستين بار در اين قرن، در قلمروي حكومت آل‌بويه و تحت حمايت آنان به صورت علني و عمومي در كوچه و بازار برگزار شد. با توجه به نظامي بودن آل بويه آنان براي خبر كردن مردم و جمع كردن آنان از طبل كه وسيله شايع ميان لشكرها براي جمع نمودن سربازان بود، استفاده كردند.مورّخان اسلامي به خصوص مورّخاني كه وقايع را به ترتيب سنواتي نوشته‌اند، از جمله: ابن‌جوزي،[1] ابن‌كثير،[2] ابن‌اثير،[3] يافعي[4] و ذهبي[5] در ضمن وقايع سال 352 ق و سال‌هاي بعد از آن، چگونگي عزاداري شيعه را در روز عاشورا نوشته‌اند.
دسته‌هاي سينه‌زني شكل جديد عزاداري بود كه در عصر آل‌بويه به مراسم سوگواري امام حسين ـ ع ـ افزوده شد. معزّ‌الدوله در سال 352 ق دستور داد، روز عاشورا تعطيل شود. آن روز شيعيان به صورت دسته جمعي با حالت غم و اندوه به سر و روي خويش كاه و خاكستر مي‌پاشيدند و به سر و سينه مي‌زدند و اشعاري در عزاي امام حسين مي‌خواندند و خيابانهاي شهرها را مي‌گشتند. همچنين در اين روز مردم از تهية غذا براي خويش خودداري مي‌كردند. از اين رو نيكوكاران، احسان و اطعام مي‌دادند. تنها آلتي كه از آن در اين نوع دسته‌ها نام برده شده طبل است.

[1] ـ ابن‌جوزي، اَلْمُنْتَظِم في تاريخ الامم، ج14، ص150.
[2] ـ ابن‌كثير، البداية و النهاية، ج11، ص276.
[3] ـ ابن‌اثير، الكامل في التاريخ، ج5، ص331.
[4] ـ يافعي، مِرآةُالجِنَان، ج2، ص347.
[5] ـ ذهبي، تاريخ‌الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، ج27 (حوادث و وفيات 380ـ 351)، ص11.

 



به حق میتوان زيارت عاشورا را بيانگر روح «تولى و تبرى» دانست و اوج اشتياق به ولايت و نفرت از ستمكاران و غاصبان و خيانتكاران برشمرد، روح زيارت عاشورا، روح حاكميت اخلاق، پاكى و بندگى خداست و سراسر آن بيانگر مقام و جايگاه انسان آرمانى و حقيقت طلب است، جرأت و جسارت در بيان عواطف و احساسات پاك قلبى كه انبوهى از انديشه ناب در وراى آن است جز به ايمان و اعتقاد كامل ميسور نيست و هنگامى كه انسان اين واژگان بلند را سر مى‏دهد بايد در هر زمان و مكان از هر شخصيت حسينى حمايت نمايد و از هر ستمگر يزيدى نفرت بجويد.
در بخش اول كه بيان اوج محبت و عشق و دوستى نسبت به خاندان طهارت است به امام چنين خطاب مى‏شود ؛ سلام بر تو كه خون تو خون خداست و از ظلم و ستمى كه بر تو روا داشته‏اند خداوند دادخواهى مى‏كند. و بعد از آن به ياران فداكار حضرت تا كه زمان و زمين جريان دارد سلام مى‏دهد.
اين سلام گوياى نگاهى زيبا به حادثه عاشورا است، حسين عليه‏السلام مظهر حق و حقيقت و دفاع از اسلام عزيز است و در راه خداوند از تمام هستى خويش گذشت و ذره‏اى در اين راه فروگذار نكرد.
«اگر دين محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم جز به كشته شدن من پايدار نمى‏ماند، پس اى شمشيرها، مرا در برگيريد» .
اگر انسان خويشتن را، از غير خدا رها سازد و تمام انديشه و انگيزه و رفتار خويش را براى خداوند سبحان خالص گرداند، تمام اعضا و جوارح او خدايى مى‏شود. به تعبير زيباى روايت كه پروردگار متعال مى‏فرمايد: «پس هنگامى كه او را دوست بدارم گوش او مى‏شوم همان گوشى كه با آن مى‏شنود و چشم او مى‏شوم همان چشمى كه با آن مى‏بيند و زبانش مى‏شوم همان زبانى كه با آن سخن مى‏گويد و دست او مى‏گردم همان دستى كه با آن بگيرد اگر دعا كند اجابتش كنم و اگر از من خواهش نمايد به او عطا كنم» .
در يك نگاه مى‏توان زيارت عاشورا را برخوردار از دو آموزه بزرگ در زندگى دانست: الف. ولايت، ب. برأئت.
ولايت با حق‏جويان و حق‏مداران و رهبران راه حق و حقيقت.
برائت از باطل و ستمگران و جنايتكاران و نفاق پيشه‏گان و كفرانديشان.
سراسر اين زيارت بزرگ و سراسر فرازهاى آن، برآمده از اين دو آموزه و معرفى پيروان و رهبران در اين دو مسيراست. گويا، هر انسان آزاده‏اى در مقابل اين دو جريان، هر لحظه بايد تصميم‏گيرى نمايد يا راه حق، شرافت و عزت را بپذيرد و يا جريان پليدى و تباهى و ذلت را برگزيند. از آغاز زندگانى فرزندان آدم عليه‏السلام، اين تقابل شكل پذيرفته و تا زمان و زمين استمرار و استقرار دارد اين مقابله ماندگار است.
امام حسين عليه‏السلام نماد، انسانى خداخواه و حق‏محور و دين‏دار است كه در مقابل جريانى فاسد، بى‏دين و باطل ايستادگى كرد و آموخت كه در شرايطى چنين، بايد چنان عزت‏مندانه ايستاد.

 




 

 
11 معجزه ی باورنکردنی در روز عاشورا (عکس)
در روایات و كتب اهل شیعه و سنی آمده است كه بعد از شهادت سالار شهیدان كربلا 11 اتفاق باورنكردنی رخ داده كه در نوع خود معجزات شهادت امام حسین(ع) محسوب می شود.به گزارش ایران ناز معتبرترین كتابها، احادیث و روایات معجزاتی را از سالار شهیدان كربلا منعكس كرده اند تا حجت بر آنانیكه راه انكار را بر واقعه كربلا پیش گرفته اند به یقین تاریخی ترین حادثه عالم خلقت پی ببرند. معجزاتی كه حتی در كتاب اهل سنت هم به آن اشاره شده است.
 

1. برخورد ستارگان آسمان با یکدیگر

عن عیسى بن الحارث الكندی می گوید: هنگامی حسین بن على (علیه السلام) را شهید كردند، تا هفت روز ، هر گاه که نماز عصر را می خواندیم می دیدیم آفتابی كه بر دیوارهاى خانه ها می تابید به قدری قرمز بود که گویا چادر های سرخ است که بر آن  کشیده اند ، و می دیدیم که برخی از ستارگان همدیگر را می زدند (با یکدیگر برخورد می کردند).منبع: تهذیب الكمال، المزی، ج 6، ص 432 – 433 و تاریخ الإسلام، الذهبی، ج 5 ، ص 15 و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 312 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .

2 . آسمان خون گریه کرد

نضره ازدیه گوید: هنگامى كه حسین بن علی (علیهما السّلام) شهید شدند، آسمان...

جهت خواندن بیشتر به ادامه مطلب بروید...

 







۱. حرکت کاروان اسرا از کربلا

عمر بن سعد در روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند و بر کشتگان سپاه خود نماز گزارد و آنان را به خاک سپرد.

وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا بانوان خاندان پیامبر(ص) را بر شتران بی‌جهاز سوار کردند و حضرت سجاد(ع) را نیز با زنجیر مخصوصی بسته و بر شتر سوار کردند. هنگامی که آنان را مانند اسیران می‌بردند و از قتلگاه عبور دادند، نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین(ع) افتاد و لطمه‌ها بر صورت زدند و صدا به فریاد و ندبه برداشتند.

حضرت زینب کبری(ع) نعش برادر را به سینه خود چسبانید و با صوتی حزین گفت:

«یا محمداه (ص) این حسین توست که با اعضای پاره پاره در خون خویش آغشته است، این‌ها دختران تواند که اسیر شده‌اند، این حسین توست که بدنش بر روی خاک افتاده. پدرم فدای کسی باد که جراحتش دوا نپذیرد، پدرم فدای کسی باد که با غصه از دنیا رفت، پدرم فدای کسی باد که لب تشنه شهید شد».

حضرت سکینه(ع) نیز جسد پدر را در بر گرفت، ناله زد و عرض کرد:

پدر جان، قتل تو چشم دشمنان را روشن و دل‌شان را شاد کرد، پدر جان بنی امیه مرا در کوچکی یتیم کردند... .

۲. تشکیل مجلس ابن زیاد

روز یازدهم عمربن سعد به کوفه آمد. ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین (ع) را نزد او گذاشتند و او به آن نگاه و تبسم ‌کرده و با چوبی که در دست داشت به آن جسارت می‌کرد.

۳. حرکت اهل بیت امام حسین(ع) به سوی کوفه

عصر روز یازدهم اهل بیت(ع) را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند. نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند. بنابراین آن بزرگواران داغدار و مصیبت زده را تا صبح پشت دروازه‌های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر بن سعد مانند فرماندهی که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.
د

منبع : ایسنا


پنج شنبه 8 آبان 1393 


در این روز که مطابق با روز یکشنبه بوده است، عبیدالله بن زیاد مرادى را به دنبال شبث بن ربعى(41) فرستاد که در دارالاماره حضور یابد، شبث بن ربعى خود را به بیمارى زده بود و مى‏خواست که ابن زیاد او را از رفتن به کربلا معاف دارد، ولى عبیدالله بن زیاد براى او پیغام فرستاد که: مبادا از کسانى باشى که خداوند در قرآن فرموده است: «چون به مؤمنین رسند گویند: از ایمان آورندگانیم، و هنگامى که به نزد یاران خود - که همان شیاطینند - روند، اظهار دارند: ما با شماییم و مؤمنین را به سخره مى‏گیریم»(42)، و به او خاطر نشان ساخت که اگر بر فرمان ما گردن مى‏نهى و در اطاعت مائى، در نزد ما باید حاضر شوى.
شبث بن ربعى، شبانگاه نزد عبیدالله آمد تا رنگ گونه او را نتوان به خوبى تشخیص داد! ابن زیاد به او مرحبا گفته و در نزد خود نشاند و گفت: باید به کربلا روى، پس شبث قبول کرد و عبیدالله او را به همراه هزار سوار به سوى کربلا گسیل داشت.(43)
در تعداد کل لشکریانى که به همراه عمربن سعد در کربلا حضور پیدا کردند تا با امام حسین علیه‏السلام بجنگند، اختلاف است، ولى نکته‏اى که نباید فراموش کرد این است که تعداد نظامیان جیره‌خوارى که از حکومت وقت، حقوق و لباس و سلاح و لوازم جنگى دریافت مى‏کردند سى هزار نفر بوده است.سپس عبیدالله بن زیاد به شخصى به نام زحر بن قیس با پانصد سوار مأموریت داد که بر جسر صراه(44) ایستاده و از حرکت کسانى که به عزم یارى امام حسین از کوفه خارج مى‏شوند، جلوگیرى کند، فردى به نام عامر بن ابى سلامه که عازم بود براى پیوستن به امام حسین علیه‏السلام از برابر زحربن قیس و سپاهیانش گذشت، زحر بن قیس به او گفت: من از تصمیم تو آگاهم که مى‏خواهى حسین را یارى کنى، باز گرد! ولى عامر بن ابى سلامه بر زحرى بن قیس و سپاهش حمله ور شد و از میان سپاهیان گذشت و کسى جرأت نکرد تا او را دنبال کند. عامر خود را به کربلا رساند و به امام حسین علیه‏السلام ملحق شد تا به درجه رفیع شهادت نائل آمد، او از اصحاب امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه‏السلام بود که در چندین جنگ در رکاب آن حضرت شمشیر زده است.(45)

تعداد لشکر عمر بن سعد
در تعداد کل لشکریانى که به همراه عمربن سعد در کربلا حضور پیدا کردند تا با امام حسین علیه‏السلام بجنگند، اختلاف است، ولى نکته‏اى که نباید فراموش کرد این است که تعداد نظامیان جیره خوارى که از حکومت وقت، حقوق و لباس و سلاح و لوازم جنگى دریافت مى‏کردند سى هزار نفر بوده است.(46) و (47)



آیت الله بروجردی عزاداری خامس آل عبا و سایر ائمه اطهار (علیهم السلام) را هر سال در خانه خودشان برگزار میکردند ، در بروجرد هم این وضع برقرار بوده است ، در تمام ایام مصیبت و سوگواری ائمه (ع) متاثر و منقلب بودند.هنگامی که وُعاظ و سخنوران دینی موعظه میکردند یا مصیبت میخواندند به دقت گوش می دادند و زود منقلب شده اشک از دیدگان فرو می ریختند ، در این حالت

.....



یعقوب بن سلیمان گوید : شبی با چند تن از یاران گفتگو داشتیم و سخن از شهادت امام حسین (ع) به میان آمد ، یک تن از یاران گفت : هیچ کدام یک از کسانی که در   به شهادت رساندن حسین (ع) شرکت داشتند باقی نماندند جز اینکه به بلایی در فرزندش و یا مال و جانش گرفتار شد ، پیرمردی در آنجا بود سوگند یاد کرد که من در به شهادت رساندن حسین (ع) شرکت کردم و تا کنون هیچ گونه

....






( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين