:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اسفند 1389
    اردیبهشت 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103874

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    ◄ در مسير خودكفايي با نفي مصرف زدگي
    موضوع


     
     

    منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی  - تاريخ شمسی نشر 02/03/1388

     
     

    تاملي در ديدگاه امام خميني درباره خطرات مصرفي شدن جامعه و ضرورت تلاش مستمر براي دست يابي به خودكفايي

    اصلاح الگوي مصرف جامعه به برنامه ريزي اشتراك مساعي هماهنگي و حركت هدفمند نيازمند است. اگر اين شاخص ها از فضاي ذهن و فكر به حيطه عمل در آينده مي توان اميدوار بود كه مصرف صحيح در همه چيز به نحو مطلوب و شايسته چهره ظاهر كند و جامعه و كشور را از رنج اسراف و آفات و زيان هاي آن مصون دارد.

    اصلاح الگوي مصرف در سطح كلان به «خودكفايي» منتهي مي شود و كشور را بر بلنداي قلل اقتدار و عزت و استقلال اقتصادي مي نشاند.

    ترديدي وجود ندارد كه جامعه و كشور مصرف زده و فاقد هرگونه فكر و عمل براي نيل به خودكفايي همواره در «وابستگي» به سر خواهد برد و روي بي نيازي را نخواهد ديد و چشمش به دست بيگانگان است تا نيازهاي روزمره او را تامين نمايند.

    بديهي است خودكفايي «جامعه» با اصلاح الگوي مصرف نه امري يكباره است كه سريع ظهور نمايد و نه هدفي است كه بدون حضور هر «فرد» و تلاش و حركت او امكان پذير مي باشد.

    به ديگر سخن اصلاح الگوي مصرف به تدبير و زمان نياز دارد و سريع و شتاب آلود نمي توان به آن دست يافت. همچنين تمام افراد جامعه بايد در اين حركت حاضر و فعال باشند زيرا جامعه از مجموعه افراد به وجود مي آيد و چنانچه هر كس و در هر موقعيت و شغل ـ و حتي افراد درون خانه ها ـ به مصرف صحيح روي آورند از مجموعه به هم پيوسته افراد جامعه تشكيل مي شود و الگوي صحيح مصرف به وجود خواهد آمد.

    در نقطه مقابل خودكفايي و استقلال اقتصادي وابستگي و طفيلي گري قرار دارد كه به هيچ وجه شايسته جامعه و كشور اسلامي نمي باشد. زيرا وابستگي در تامين نيازهاي روزمره از جمله مواد غذايي همواره اهرمي در دست قدرت هاي استكباري به منظور مهيا ساختن زمينه هاي استعمار سياسي بوده است و كم بوده اند سرزمين هايي كه در عين نيازمندي به قدرت ها و وابستگي اقتصادي به آنها در برابر استعمار سياسي مقاومت كرده و استقلال كشور خود را صيانت نموده اند.

    ترديدي وجود ندارد كه وابستگي اقتصادي آرام آرام و به مرور به وجود مي آيد و از عوامل مهم و به وجود آورنده آن مصرف ناصحيح و فقدان يك الگوي جامع و سالم در بهره وري از امكانات و نعمت ها مي باشد.

    اگر جوامع تحت سلطه قدرت ها و يا كشورهاي به استقلال رسيده و به مرور ذوب شده در نظام هاي استكباري و تبدل يافته به طفيلي گري و وابستگي شديد اقتصادي و پس از آن وابستگي سياسي از ابتدا از ضايع كردن نعمت ها و امكانات خود اجتناب مي ورزيدند و به الگوي مصرف صحيح مي رسيدند هرگز در دام فقر اقتصادي گرفتار نمي شدند كه در پي آن مجبور به پذيرش سلطه سياسي كشورهاي استكباري شوند.

    اين كلام عميق اميرمومنان (ع) كه مي فرمايد: «سبب الفقر الاسراف....»: «علت اصلي فقر اسراف و ضايع كردن نعمت هاست» (1) به وضوح نشان مي دهد كه اگر ملت ها از نعمت ها به نحو صحيح استفاده نكنند فقر اقتصادي توليد مي شود و اين مقدمه اي است براي دست نياز به سوي قدرت هاي استعماري دراز كردن.

    و نيز اين سخن ژرف حضرت علي (ع) كه مي فرمايد: «لا غني مع الاسراف»: «با اسراف كاري ها توانگري و قدرت اقتصادي به وجود نمي آيد.» (2) همه ملت ها و دولت ها را به بيداري و بينش فرامي خواند كه حركت هاي مبتني بر تجمل گرايي اشرافي گري ميهماني هاي پر خرج و كلان و مصارف زايد ديگر كه از مصاديق بارز اسراف مي باشند نه تنها دليلي بر توانايي و قدرت اقتصادي نيست كه موجب فقر كشور و وابستگي به بيگانگان مي گردد و به دنبال اين وابستگي است كه دولت ها و ملت هاي گرفتار در دام هاي گوناگون قدرت هاي سيطره جوي جهاني به اجبار بازار مصرف كالاهاي آنها مي شوند و آنچه باقي مي ماند سلطه پذيري و مصرفي شدن و از بين رفتن خودباوري و در پي آن ناتواني در مسير نيل به خودكفايي و توسعه است.

    حضرت امام خميني هم در جايگاه رفيع يك اسلام شناس جامع نگر و هم در مسئوليت يك مصلح و رهبر بيدار و سياستمدار هوشيار و آگاه به سياست جهاني و استراتژي و تاكتيك هاي حاكم بر نظام هاي حكومتي دنياي استعمار به موضوع «مصرف» و نقش آن در رشد و پيشرفت جوامع و كشورها و نيز نقشه هاي دشمنان بشريت براي تخريب الگوي صحيح مصرف در ميان ملت ها و دولت ها ديدگاه هاي روشن و راهگشايي دارند كه بايد به تبيين و تشريح درآيند.


    عقب ماندگي و مصرف زدگي

    امام خميني انحراف ملت ها و دولت ها از الگوي صحيح مصرف را ناشي از تحركات مخرب و نقشه هاي ضد انساني قدرت هاي بيگانه مي دانند كه با ترفندهاي خود شرايط خاصي را به وجود مي آورند كه در نهايت موجب حفظ مطامع و گسترش منافع ضد انساني آنها خواهد شد.

    امام خميني اعلام مي كنند: قدرت هاي استكباري ملت هاي ستمديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگه داشته و كشورهايي «مصرفي» بار آورده اند و به قدري ما را از پيشرفت هاي خود و قدرت هاي شيطانيشان ترسانده اند كه جرات دست زدن به هيچ ابتكاري نداريم و همه چيز خود را تسليم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاي خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطيع فرمان هستيم. (3)

    امام خميني با درايت و روشن بيني هر چه تمامتر در اين رهنمود به سه موضوع مهم اشاره مي نمايند.

    موضوع اول اين است كه قدرت هاي استكباري ابتدا به «عقب مانده» نگاه داشتن كشورهاي جهان سوم مي پردازند. اين حيله و نقشه استعماري سابقه اي طولاني در تاريخ سياسي جهان دارد و جاي پاي آن را در كشورهاي زير سلطه مي توان مشاهده نمود.

    در تاريخ بشريت نمي توان سراغ گرفت مصاديق و نمونه هايي را كه قدرت هاي استعماري براي سرزمين ها و ملل جهان سوم از جمله سرزمين هاي اسلامي دلسوزي نموده و در صدد رفع تنگناها و موانع و مهيا نمودن زمينه هاي رشد و پيشرفت آنها در ابعاد سياسي اقتصادي فرهنگي و نظامي باشند.

    موضوع دوم «مصرفي» كردن دولت ها و ملت هاست. بديهي است عقب مانده كردن كشورها تمهيد و مقدمه اي براي مصرفي كردن آنهاست. زيرا وقتي دولت ها و ملت ها در ابعاد مختلف توسعه به هيچ رشد و پيشرفتي نائل نيامدند و در همه چيز در ركود و سكون باقي ماندند چاره اي جز گشودن دست نياز به سوي كشورهاي سلطه جو ندارند و از همين جاست كه كالاهاي متعدد به وفور و پي در پي به ممالك توسعه نايافته و عقب مانده سرازير مي شوند و جامعه و كشور به طور كامل مصرف زده و وابسته به بيگانگان مي گردد.

    موضوع سوم القائات استعماري است كه توسط عوامل و ايادي قدرت هاي سلطه جو در فرهنگ عمومي جامعه راه پيدا مي كند و دولت و ملت را در احساس ضعف و ناتواني فرو مي برد و به گونه اي به هراس و ترس مي افكند كه قدرت هر ابتكاري در اقتصاد و صنعت از آنان سلب مي شود و به اين ترتيب سرنوشت خويش را به دست بيگانگان مي سپرند و خود در تسليم و اطاعت كامل درمي آيند.


    وابستگي و خودكفايي

    مصرفي شدن جوامع و كشورها با نقشه هاي شوم و ضد انساني قدرت هاي استكباري آفت و خطر بزرگ «وابستگي» را به صورت سرنوشت محتوم كشورهاي عقب مانده و توسعه نايافته رقم مي زند و آنان را از حركت و تلاش براي دست يابي به «خودكفايي» بازمي دارد.

    القائات استعماري در پي تثبيت عقب ماندگي و خودداري از حركت در مسير ارتقاي فكري و پيشرفت اقتصادي و ادامه حيات تحت نظارت و سيطره قدرت هاي جهاني مي باشد و به تعبير امام خميني آنان «با القاي تفكرات و تحقيقات خودساخته به توده هاي محروم باورانده اند كه بايد تحت نفوذ ما زندگي كرده والا راهي براي ادامه حيات پابرهنه ها جز تن دادن به فقر باقي نمانده است.» (4)

    اين القائات براي دولتمردان و زمامداران متزلزل جهان سوم و ملت هاي تابع آنان كاربرد دارد و تداوم دهنده راه سلطه قدرت هاي استعماري مي باشد لكن براي حضرت امام خميني كه مصلح و انقلابگر و رهبر حركت مقدسي است كه در طول حركت پيامبر اسلام و ائمه اطهار(ع) قرار دارد پشيزي ارزش و اعتبار ندارد كه او با خروش سهمگين خود اركان سيطره قدرت ها و چارچوب ها و داربست هاي حكومت كافران را لرزاند و طبيعي است كه نه تنها اين القائات را برنمي تابد كه با نفي وابستگي در مسير خودكفايي ملت و دولت حركت مي نمايد.

    در نگاه حضرت امام خميني پيروزي انقلاب اسلامي ايران نقطه آغاز تلاش و فعاليت براي رهايي از مصرف زدگي ناشي از سياست هاي رژيم ستمشاهي بود كه نظريه پردازان غربي آن در صدد پيمودن آخرين گام ها براي نابودي و انهدام كامل استقلال و هويت مردم مسلمان و وابسته و مصرفي كردن آن به طور مطلق بودند.

    به سخنان امام خميني بنگريد و بينديشيد كه اين پيشواي بصير و همه سو نگر چند ماه پس از پيروزي انقلاب چگونه به مذمت وابستگي اقتصادي و ترغيب و تشويق به حركت در مسير نيل به خودكفايي در توليد مواد غذايي مورد نياز و رهايي از وابستگي و مصرف زدگي مي پردازد:

    «يك كشوري كه الان مال خودتان شده است آن كشور به دست خودتان اداره بشود.... يكي از اموري كه براي ما الان لازم است اين «زراعت» است.... اين زراعت را كوشش كنند كه به طور شايسته انجام دهند. ما اگر چنانچه زراعت خودمان كشاورزي خودمان نتواند كفاف براي خودمان باشد و دستمان دراز باشد پيش آمريكا و امثال آمريكا براي ارزاقمان خوب ما وابسته خواهيم بود نمي توانيم كاري انجام دهيم آن وقت در جهات سياسي هم بايد وابسته بشويم... كشاورزي ـ كه يكي از امور مهمه مملكت ماست و ما بايد صادر كنيم محصولات خودمان را به خارج ـ اين طور نباشد كه ما باز هم گرفتار باشيم و دستمان پيش خارجي ها دراز باشد براي اين كه نان به ما بدهيد! اين براي يك مملكتي اولا يك مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا كه شما نان ما را بدهيد حالا بفروشيد به ما! اين يك عاري است براي ما. ما بايد خودكفا بشويم در همه چيز... چرا بايد ايران محتاج باشد به غير اين ها اين كار را كردند به اسم «اصلاحات ارضي» به كلي كشاورزي را از بين بردند و مملكت را به تباهي كشيدند.» (5)

    حضرت امام خميني در اين رهنمودها وابستگي و مصرف زدگي را براي جامعه و كشوري كه از بندهاي اسارت استعمار خارجي و استبداد داخلي رسته است ننگ و عامل ذلت و خواري مي دانند و در نقطه مقابل آغاز حركت براي نيل به خودكفايي را يك ارزش و مايه عزت جامعه اسلامي معرفي مي كنند. نگاه امام خميني به خودكفايي و وابستگي مبنايي و ريشه گرفته از فرهنگ جامع و زندگي ساز اسلامي مي باشد همان فرهنگي كه عزت و سرافرازي را از مشخصه هاي اصلي اهل ايمان مي شمرد(6) و بيزاري جستن از ذلت و حقارت را از بزرگترين فضايل مي داند(7) و به جامعه مسلمانان تفهيم مي كند كه اگر بخواهيد از بردگي و اسارت رهايي يابيد و به آزادگي برسيد بايد سختي هاي اين راه را كه طبيعي و اجتناب ناپذير است بپذيريد تا در پرتو رنج تلاش در مسير نفي وابستگي و مصرف زدگي به گنج خودكفايي و استقلال اقتصادي نائل آئيد. (8

    افق ديد امام خميني در موضوع خودكفايي بسيار وسيع است به گونه اي كه معتقدند بايد به گونه اي در نفي مصرف زدگي و نيل به خودكفاي بكوشيم كه علاوه بر بي نيازي از قدرتهاي استكباري به صدور محصولات خويش به خارج توفيق حاصل كنيم.

    اين آرزو اگر چه دست يافتني است و در مواردي نيز ـ همچون خودكفايي در خريد گندم از خارج ـ محقق گرديده است لكن نياز به زمان دارد و با پشتوانه طرح و برنامه و كار و تلاش قابل تحقق مي باشد و قبل از همه بايد الگوي مصرف جامعه اصلاح شود.

    امام خميني به واقعيت تلخ اصلاحات راضي در رژيم ستمشاهي اشاره مي كنند كه چگونه كشاورزي ايران را نابود كرد و كشور را به تباهي كشاند.

    براي نسل جوان امروز ما رويكرد تاريخي به اين واقعه بسيار ضروري مي باشد و بايد اين رخداد را در مسير كسب بينش هاي لازم نسبت به ماهيت رژيم پهلوي به مطالعه و بررسي گذارند.

    در اين رويكرد تاريخي مشخص خواهد شد كه طرح اصلاحات ارضي يك طرح آمريكايي براي از بين بردن كشاورزي و تبديل ايران به بازار مصرف كالاهاي آمريكايي بود و اين طرح به مرور و در مراحل مختلف مردم ايران را به دام هاي پيدا و پنهان مصرف زدگي ـ آن هم از نوع غربي و آمريكايي ـ گرفتار ساخت و اين روند تا امروز تداوم داشته است و آنچه تحت عنوان ضرورت اصلاح الگوي مصرف مطرح مي باشد يافتن راهكارهاي رفع همان مشكلات و موانع است كه جامعه ما را هم اينك نيز به بيراهه مي برد و همچنان در دام اقتصاد و مصرف غربي و آمريكايي اسير مي كند.

    واقعه از اين قرار بود كه «جان. اف. كندي» رئيس جمهور وقت آمريكا در پيام خويش به كنگره آمريكا (1961 ميلادي 1340 هجري شمسي) به صراحت اعلام نمود كه تنها پيمان هاي نظامي و ايجاد پايگاه در كشورهاي كم توسعه براي مقابله با مخالفان موثر نمي باشد بلكه بايدبه اصلاحات اقتصادي و اجتماعي متوسل شويم تا به اين وسيله كشورهاي مزبور به ويژه آنان را كه تبديل به ميدان مبارزه عليه ما شده اند در دست داشته باشيم. ما با اين كار مي توانيم در اين جوامع اميد به وجود آوريم و از اين طريق به اهدافمان برسيم. (9)

    ايران يكي از كشورهاي مورد نظر و طمع آمريكا بود و به همين منظور مقدمات اجراي طرح آمريكا آماده گرديد. شاه به عنوان حلقه اي از زنجيره توطئه هاي مرموز آمريكائيان با برنامه اي از قبل تنظيم شده به آمريكا رفت و با جان اف كندي ديدار نمود و پس از گرفتن دستورات لازم به ايران بازگشت.

    مطبوعات ايران در 26 فروردين 1341 اعلام كردند:

    «شاهنشاه اطمينان يافتند كه آمريكا پشتيباني سياسي و نظامي خود را از ايران ادامه خواهد داد. دستگاه دولتي آمريكا نيز به نوبه خود اطمينان يافت كه شاهنشاه يك متحد استوار است كه تصميم قاطع به اصلاحات اقتصادي و اجتماعي دارند.» (10)

    اصلاحات اقتصادي و اجتماعي مورد نظر آمريكا تحت عنوان «اصلاحات ارضي» و با شعارهاي «الغاي رژيم ارباب ـ رعيتي» «تقسيم اراضي» و به همراه امور اجتماعي و اصلاحات مربوط به آن و تحت عنوان «انقلاب سفيد» توسط محمد رضا شاه به اجرا درآمد.

    در بخش اقتصادي و امور كشاورزي اين طرح آمريكا عملا كشاورزي ايران را نابود كرد و طبق نقشه قبلي كشور ما به بازار مصرف آمريكائيان تبديل گشت و گندم و ساير غلات و حبوبات از آمريكا وارد شد!

    در بخش اجتماعي آزادي هاي غربي و آمريكايي و مصرف كالاهاي تجملي و تزئيني و پوشاك و وسايل آرايش بازار ايران را به محاصره درآورد و اين گونه بود كه در دوران سلطنت محمد رضا به روش استعمار نو ـ كه ديكته شده جان. اف. كندي بودـ علاوه بر مسدود شدن راه هاي رشد و پيشرفت و توسعه الگوي مصرف مردم ايران كاملا غربي و آمريكايي شد.

    به دليل خزنده و نامرئي بودن استعمار نو آفات و آسيب هاي ناشي از آن در فرهنگ و اقتصاد مستمر است و از همين روست كه شرايط تلخ و آسيب زاي امروز در «مصرف» ارمغان غرب و آمريكا و از پي آمدهاي شوم حكومت دست نشانده پهلوي مي باشد و راه رفع آنها تا امروز كه سه دهه از عمر انقلاب و نظام اسلامي مي گذرد صاف و هموار نگرديده است ! به ويژه آن كه جريان هاي فكري و فرهنگي و اقتصادي سرچشمه يافته از مكاتب فكري و فلسفي غرب امروز ـ و بيش از ديروز ـ در حال تحرك و فعاليت هاي پيدا و پنهان مي باشند و شگفت انگيز اين كه جاي پاي اين جريان ها و عناصر نفوذي آنها را در تشكيلات نظام و مراكز فرهنگي و هنري و رسانه اي و از جمله برخي از نشريات و روزنامه هاي داخلي مي توان مشاهده نمود و بسي جاي تاسف است كه بعضي از نيروهاي خودي به سهولت خود را به تغافل مي زنند و ديده ها را نديده مي پندارند!

    با اين وصف راه ما دراز و سخت و طولاني است و تنها كساني تا آخر با ما هستند و در ميادين مبارزه عليه استعمار در جلوه هاي فرهنگي و اقتصادي و سياسي آن شانه خالي نمي كنند و پرچم پرافتخار اسلام ناب محمدي (ص) را كه امام خميني به دست آنان سپرد در اهتزاز نگه مي دارند و با اسلام شاهنشاهي و اسلام غربي و آمريكايي به شدت مي ستيزند كه از پشتوانه هاي مستحكم معرفتي برخوردار مي باشند و به شناخت هاي جامع و كامل از دين مبين حق نائل آمده اند.


    پاورقي:

    1 ـ غررالحكم تنظيم موضوعي ج 1 ص 521

    2 ـ همان منبع ص 522

    3 ـ وصيت نامه الهي ـ سياسي امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 37

    4 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 20 ص 339

    5 ـ همان منبع ج 10 ص 366

    6 ـ قرآن كريم سوره منافقون (63) آيه 8

    7 ـ غررالحكم ج 1 ص 431

    8 ـ همان منبع ص 229

    9 ـ رجوع شود به كتاب نهضت امام خميني تاليف سيد حميد روحاني بخش مربوط به انقلاب سفيد و اصلاحات ارضي و موضع گيريهاي حضرت امام خميني ص 260 ـ 139

    10 ـ زندگينامه سياسي امام خميني محمد حسن رجبي ص 183


     






    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی سه شنبه 11 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ مصرف گرایی و آسیب‌های آن
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 17/03/1388 - به نقل از nasirboushehr.com

     
     

    مصرف گرایی یکی از پدیده‌های اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد. از جمله عوارض این پدیده می‌توان به تحدید منابع، آلودگی‌های محیط زیست و فاصله‌ی اجتماعی و تشدید رفتارهای غلط فردی و اجتماعی چون "اسراف" اشاره کرد. سؤال اساسی این است که چرا جامعه‌ی ما گرایش به مصرف‌گرایی دارد؟ چرا مصرف‌گرایی برای عده‌ای نوعی افتخار محسوب می‌شود؟ آیا میان مصرف‌گرایی و توسعه نیافتگی اقتصادی رابطه‌ای وجود دارد؟ چگونه می‌توان گرایش به مصرف‌گرایی را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه می‌توان مردم را در مسیر درست مصرف کردن هدایت کرد؟ چه موانعی معضل مصرف گرایی را تشدید می‌کند؟

    هنگامی که زیر بنای مناسب تولید و در‌آمدی وجود نداشته باشد و در عین حال بر مصرف تأکید شود، آسیب‌های متعددی در جامعه بروز می‌کند. در شرایط رونق اقتصادی و بالا ‌رفتن قدرت خرید مردم، مصرف‌گرایی رواج می‌یابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، ارائه‌ی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه‌ی مناسب جهت فعالیت اقتصادی‌ست. در جامعه‌ی ایران پس از انقلاب به رغم ماهیت و جهت‌گیری معنوی انقلاب، به علل مختلف ارزش‌های مادی رواج یافت و ارزش‌های معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرف‌گرایی به صورت اخص آن در بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه عمدتاً بعد از جنگ رواج پیدا کرد. دولت و صاحبان صنایع ابتدا در کشورهای صنعتی و بعد در کشورهای در حال توسعه، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مد نظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. بنابراین مصرف‌گرایی، ضامن چیزی جز نیاز‌های کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحت‌طلبی، تجمل‌پرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکاف بین خود و سایر گروه‌های جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. از آنجا که مصرف‌گرایی، برداشت بیش از اندازه‌ی هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد. مصرف‌گرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایه‌گذاری جهت طرح و اجرای زیر‌ساخت‌های توسعه می‌شود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه‌ی راحت‌طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. انسان‌هایی که کمتر اعتماد به نفس داشته و کمتر در مورد نقش‌شان در درون جامعه تفکر می‌کنند، سهل‌تر پذیرای روحیه‌ی مصرف‌گرایی در جامعه هستند. اگر بتوانیم آگاهی و سطح فرهنگ عام را افزایش دهیم قادر خواهیم بود هم بهره‌وری تولید را افزایش داده و هم از مصرف‌گرایی جلوگیری کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همین امر، منابع را به حد وفور برای گسترش ظرفیت‌های تولیدی در اختیار خواهد گذاشت. همان‌طور که بیان شد، مصرف‌گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه‌ی مصرف‌گرایی رواج و گسترش سریع‌تری در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسی برای روحیه‌ی مصرف‌گرایی خواهد بود. بدین صورت در‌آمدهای کلان که از طریق کسب رانت‌های مختلف حاصل شده باشد به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمی‌شود، روحیه‌ی مصرف گرایی را نیز سریع‌تر رواج می‌دهد. بنابراین هر گاه دگرگونی‌های اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروت‌های بی‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرایی کاسته خواهد شد. از طرفی تکنولوژی جدید نیازهای جدید خلق کرده است. نظام سرمایه‌داری بدون مصرف گرایی قادر به ادامه‌ی حیات

    نخواهد بود، لذا جست و جوی بازارهای مصرف در کشورهای دیگر را در دستور کار قرار داده است. بخشی از وظائف حاکمیت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعی‌ست و با این وجود هیچ تلاشی برای آموزش این مسئله در کتب درسی یا فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی مشاهده نشده، به این ترتیب ضعف آموزش، تشدید روحیه‌ی تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی توسط طبقه دلال و غیر مولد جامعه را به وجود آورده است. تولید در جامعه و شکل گرفتن طبقات اجتماعی،

    به اضافه حضور فعال بخش‌های دلال و واسطه گر اقتصادی در جامعه‌ی ما شرایطی به وجود آورده است که حتی نظام اقتصادی را در مقابله با مفاسدی نظیر سرمایه گذاری‌های غیر تولیدی با مشکل مواجه کرده است. در این صورت اگر سیستم بتواند سمت و سوی تولید جامعه را تعیین کند و جامعه نیز از تحرک طبقاتی بازماند، قاعدتاً می‌توان انتظار داشت که الگوی مصرف در جامعه تصحیح شود و با تولید بالقوه منطبق گردد. هر گونه اصلاح در نظام مصرف باید مبتنی بر زیر ساخت تولیدی جامعه باشد و امکانی را فراهم آورد که الگوی مصرف با پشتوانه‌ی تولید تجهیز شود. مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمی‌توان صرفاً یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. بنابراین اگر خانواده در ابداع الگوی مصرف جمع در جامعه باز می‌ماند به معنی آن است که نظام تولیدی مناسبی وجود ندارد که خانواده بتواند متناسب با آن به جامعه‌پذیری نقش‌های مصرفی در بین اعضای خود بپردازد.

    از طرفی اگر پدران و مادران در نسل گذشته نسبت به فراگیری الگوهای مصرف، توفیقی نداشتند چگونه می‌توان انتظار داشت که بتوانند نسل آینده را از این فرآیند مطلع کنند و به شکل منطقی موجبات اصلاح الگوهای مصرف را فراهم آورند. بنابراین نقطه‌ی عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ‌ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجه‌ی همگامی ساختار و ‌کارکرد‌های اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرف‌گرایی باز کنند.





    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی سه شنبه 11 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    افزایش بهره‌وری در خانواده
    موضوع


    افزایش بهره‌وری در خانواده

    نويسنده: دکتر زهرا افشاری
    بهره‌وری را در خانواده چگونه افزایش دهیم ؟
    آشنائی با اصول اقتصاد خانواده...
    صرف‌نظر از این که درآمد خانواده‌ها چه مقدار باشد، خانواده غنی باشد یا فقیر، درآمد خانواده‌ها صرف خرید تعدادی کالا (نه یک کالا) می‌شود. یعنی خانواده درآمد خود را صرف خرید فقط یک کالا مثل گوشت، سیب‌زمینی و... نمی‌کند و آن را به انواع کالاها، غذا، پوشاک، مسکن و... اختصاص می‌دهد. حتی برای تهیه یک نوع غذا هم به تعداد زیادی از مواد نیاز دارد.
    از آن‌جا که رضایت خاطر در افراد و خانواده‌های مختلف با مصرف کالاهای گوناگون به‌دست می‌آید، هر خانواده مجبور به انتخاب مستقل است. بنابراین، یک انتخاب واحد برای تمامی خانواده‌ها وجود ندارد.
    باید توجه داشت که مطلوبیت (رضایت) خانواده را نمی‌توان با ماشین حساب تعیین و یا به دقت اندازه‌گیری کرد. مطلوبیت با احساس و برداشت، محاسبه می‌شود. همان‌طور که پروانه بدون آموزش پرواز می‌کند، خانواده هم حتی بدون خواندن این فصل می‌تواند تصمیم عقلانی بگیرد.
    ● چه مقدار از یک کالا مصرف کنیم؟
    فرض کنید که در یک روز گرم تابستان، پس از ساعت‌ها تحمل گرما به‌خانه می‌آیید. نوشیدن آب گوارا یا شربت خنک، برای شما لذت زیادی دارد. مادر دومین لیوان آب را به شما می‌دهد دومین لیوان آب را می‌خورید و لذت می‌برید. ولی واضح است که لذت لیوان اول بسیار بیش از لذت لیوان دوم است. اگر مادر مرتب لیوان سوم و چهارم و... را به شما بدهد، رفته‌رفته لیوان بعدی لذت کمتری از لیوان قبلی ایجاد می‌کند تا جائی می‌رسد که نه تنها از خوردن نوشیدنی لذت نمی‌برید بلکه با عدم لذت هم مواجه می‌شوید. به عبارت دیگر، اگر شما یک لیوان نوشابه را با لذت بخورید می‌توان گفت مطلوبیت مثبت دارد. نوشابه اول لذت بسیار بالائی دارد. ولی با خوردن نوشابه‌های بعدی لذت، کمتر و کمتر می‌شود و به‌صفر می‌رسد و در نهایت با عدم لذت مواجه می‌شویم.
    ● چگونه مصارف مختلف را با یکدیگر جایگزین کنیم؟
    اگر گفته شود که افراد در دور افتاده‌ترین و فقیرترین نقاط فقط به فکر سیر کردن شکم خود هستند، دور از واقعیت است. آنها بنابر طبیعت انسانی، به غیر از غذا به سایر کالاها و خدمات نیز نیاز دارند.
    از آن‌جا که درآمد برخی خانواده‌ها به مقداری نیست تا هر اندازه که تمایل دارند که کالاها و خدمات استفاده کنند، از این رو مجبورند که از مصرف یک یا چند نوع کالا بکاهند.
    برای این منظور، خانواده به چند مورد توجه می‌کند:
    ▪ اول: خانواده به درآمد خود توجه می‌کند. هرچه درآمد بالاتر باشد، خرید تعداد بیشتری از کالاها و تهیه خدمات امکان‌پذیر است.
    ▪ دوم: کالاها را می‌توان به دو گروه ضروری و غیر ضروری تقسیم کرد، بدیهی است اولویت را باید به گروه کالاهای ضروری داد.
    ▪ سوم: بعضی از کالاها هستند که می‌توانند جانشین یکدیگر شوند. برای مثال در زمینه مواد غذائی می‌توان انواع مختلف گوشت را جایگزین یکدیگر کرد، برای بدست آوردن پروتئین مورد نیاز می‌توان از انواع تأمین کننده‌های پروتئین استفاده کرد و یا انواع مختلف نان، برنج و سیب‌زمینی جانشین همدیگر هستند. این کالاها راکالاهای جانشین می‌گویند.
    ▪ چهارم: بعضی از کالاها از قبیل گوشت، کفش دست‌دوز و... را کالای مرغوب می‌گویند. منظور از مرغوب، کیفیت کالا نیست. بلکه قیمت آن است. برخی از کالاها مثل سیب‌زمینی (در مقابل برنج) را نیز کالای نامرغوب می‌گویند.
    خانواده‌ها با افزایش درآمد، سعی می‌کنند کالای مرغوب را جایگزین کالای نامرغوب کنند. ینی با افزایش درآمد، مردم سعی می‌کنند غذای مرغوب‌تر، کفش مرغوب‌تر، اتومبیل مرغوب‌تر و... خریداری کنند.
    ▪ پنجم: همه ما وقتی به خرید می‌رویم، قبل از هر چیز به قیمت کالاها نگاه می‌کنیم. برای مثال، در ابتدای فصل بهار، به سبب آنکه قیمت هندوانه گران است، خانواده‌های دارا هم مقدار کمتری از آن را خریداری می‌کنند، ولی در فصل تابستان که قیمت هندوانه ارزان‌تر است، مقدار بیشتری توسط طبقات مختلف خریداری می‌شود.
    ● تفاوت در سلیقه و ترجیحات خانواده‌ها
    هرچند که رفتار انسان‌ها شباهت بسیاری به هم دارد، ولی خصوصیات هیچ دو فردی با هم یکسان نیست. این تفاوت در خصوصیات فراتر از اختلاف‌های ناشی از استعداد، شخصیت، ظاهر و مسوولیت افراد است. همواره ما شاهد هستیم که سلیقه و تمایلات افراد، مورد پرسش دیگران قرار می‌گیرد و گاهی اوقات به شکل ناپسندی در جامعه روز می‌کند. مثلاً این چه رنگ لباسی است که فلانی پوشیده است؟ این چه غذائی است؟
    ارزش‌ها حتی اگر برای عده‌ای از افراد یکسان باشد، برای گروهی از اشخاص در مقایسه با دسته‌ای دیگر متفاو است.
    هم‌چنان که رفتار غذائی در خانواده‌های مختلف در یک شهر و یا در نقاط مختلف کشور متفاوت بوده و رفتار غذائی یک خانواده مورد پسند خانواده دیگر قرار نمی‌گیرد، این تفاوت سلیقه در مورد تمامی کالاهای مصرفی خانواده اعم از پوشاک، مسکن تزئین خانه و... نیز مشاهده می‌شود. البته بعضی از این تفاوت‌ها جنبه فرهنگی و سنتی دارد و برخی دیگر کاملاً فردی است.
    تمایلات و ترجیحات افراد، متفاوت است. از این رو هیچ دو خانواده‌ای را نمی‌توان یافت که با دو سبد یکسان از فروشگاه خارج شوند. تنوع ترجیحات افراد یکی از مهمترین حقایق زندگی بشر است. لذت (مطلوبیت) به ترجیحات درونی بستگی دارد و مستقل از درآمد و یا قیمت است. به‌همین، دلیل انواع کالاها در اقتصاد تولید می‌شود و افراد با انواع ترجیحات و سلیقه‌ها کالاهای مختلف را انتخاب می‌کنند.
    ● تمرین
    خانواده‌ای که در ماه ۲۴۰ هزار تومان درآمد دارد، به دو نوع ماده غذائی و غیر غذائی نیازمند است. قیمت خرید یک واحد ماده غذائی و غیر غذائی به ترتیب ۴۰۰۰۰ و ۶۰۰۰۰ هزار تومان است. شیوه‌های مختلفی برای انتخاب این خانواده وجود دارد.
    اگر خانواده فوق تمام درآمد خود را به مواد غذائی اختصاص دهد، ۶ واحد موادغذائی به‌دست می‌آورد، ولی مواد غیر غذائی نمی‌تواند تهیه کند. مسلماً این ترکیب را انتخاب نمی‌کند، چون خانواده به کالاهای دیگر هم نیازمند است.
    هم‌چنین اگر تمام درآمد را به مواد غیر غذائی اختصاص دهد، ۴ واحد مواد غیر غذائی می‌تواند مصرف کند. آیا خانواده این ترکیب را انتخاب می‌کند؟ مسلماً خیر!
    پس چه ترکیبی از مواد غذائی ـ غیر غذائی را انتخاب می‌کند؟ قطعاً همه خانواده‌های با درآمد ۲۴۰ هزار تومان یکسان عمل نمی‌کنند. با توجه به سلیقه، وضعیت خانواده، سن، تعداد فرزندان و... هر خانواده ترکیبی از دو گروه کالاها را انتخاب می‌کند که بالاترین لذت (مطلوبیت) را فراهم می‌کند.
    چگونه درآمد خود را بین مخارج مختلف خانواده تقسیم کنیم؟
    درآمد خانواده از دو منبع اساسی تأمین می‌شود:
    ▪ درآمد حاصله از کار
    ▪ درآمد حاصله از سرمایه
    بخش عمده درآمد خانواده‌ها از محل کار به‌دست می‌آید و درآمد حاصل از سرمایه، درصد کمی از درآمد خانواده‌های متوسط را در بردارد. علاوه بر این، بعضی از خانواده‌ها از ثروت، کسب درآمد می‌کنند و یا تحت پوشش نهادهای مختلف مثل بهزیستی، کمیته امداد امام و...هستند. خانواده‌ها، خریدهای خود را با توجه به‌درآمد انجام می‌دهند. انتخاب در بسیاری از موارد، با توجه به سطح پائین درآمد، بسیار مشکل است. گاهی اوقات خانواده برای اینکه بتواند نیازهای خود را تأمین کند زیر بار قرض می‌رود، ولی قرض باید پرداخته شود.
    با ساعات کار بیشتر و یا با افزایش تعداد شاغلین یک خانواده، درآمد خانواده افزایش می‌یابد، ولی راه‌های افزایش درآمد نیز محدودیت‌های خود را دارد و زندگی خانوادگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین یکی از تصمیمات، انتخاب بین ساعت کار و ساعت فراغت هر یک از افراد خانواده است. هم چنین اینکه چه کسی باید کار کند؟ کجا کار کند؟ چند ساعت کار کند؟ و... از دیگر تصمیماتی است که در خانواده باید اتخاذ شود. بدیهی است که با توجه به ترجیحات هر یک از افراد خانواده، تصمیم‌های متفاوتی می‌توان گرفت. همچنین تصمیم‌های دیگر مانند این که یک فرد در خانواده چند سال درس بخواند، چه رشته‌ای بخواند، چه مقدار از درآمد را صرف آموزش کند.
    اگرچه ممکن است تصمیم‌گیری در مورد فردآسان باشد، ولی در مورد تمام افراد خانواده کاری بس مشکل است. بنابراین، با توجه به شرایط هر فرد و ترجیحات افراد خانواده، تصمیم‌گیری متفاوتی اتخاذ می‌شود.
    مدیریت‌ دارائی‌های خانواده نیز با توجه به ترجیحات فرد و خانواده تعیین می‌شود. دارائی‌ها را می‌توان به شکل‌های مختلف نگهداری کرد. سهام، اوراق مشارکت و... سایر کالاهای با ارزش از این رو انتخاب‌های مختلفی برای خانواده وجود دارد که باید برای آن تصمیم‌گیری شود.
    ● چگونه هزینه خانواده را به حداقل مقدار ممکن برسانیم؟
    همان‌طور که گفتیم، هیچ انسانی نیست که بتواند به تمام خواسته‌های خود و به هر اندازه که می‌خواهد دست یابد. با توجه به محدودیت‌ها و امکانات خانواده، تصمیم‌گیری صحیح بسیار مهم است. از این رو باید در انجام تمامی کارها و در تمام انتخاب‌ها، روشی را انتخاب کنیم که به خواست خود به کمترین هزینه دست یابیم. پس تنها برای بالا بودن مطلوبیت، کسب درآمد بیشتر لازم نیست. می‌توان با اتخاذ روش‌های علمی که هزینه را کاهش می‌دهد مطلوبیت خانواده را بالا برد. کم کردن هزینه به معنی بدتر زندگی کردن نیست.
    ● بهره‌وری را در خانواده چگونه افزایش دهیم؟
    فرض کنید برای پخت برنج می‌توانید از برق، گاز و... استفاده کنید. اما از کدام یک استفاده می‌کنید؟ بدیهی است که بدون توجه به قیمت نفت و برق و گاز نمی‌توانید به این پرسش پاسخ دهید.
    بنابراین، اگر خانم‌ خانه‌دار از وسایل گازسوز برای طبخ غذا استفاده کند، بدون این که کیفیت غذا تغییر کند، صرفه‌جوئی بیشتری در هزینه‌های خانواده انجام می‌شود. اگرچه در کسب درآمد این خانواده هیچ تغییری حاصل نشده است، ولی خانواده می‌تواند خواسته‌های بیشتری را تأمین کند.
    برای کاهش هزینه خانواده، قبل از استفاده از هر روشی، قیمت روش‌های مختلف را با هم مقایسه کنید. آن‌گاه از روشی استفاده کنید که پائین‌ترین هزینه را برای خانواده داشته باشد.
    در انتخاب وسایل زندگی با توجه به قیمت نفت، گاز برق، آن وسیله‌ای را انتخاب کنید که بتوانید به خواست خود به کمترین هزینه دست یابید. اگر گاز ارزان است، از استفاده کالاهای برقی برای سوخت خودداری کنید و سعی کنید وسایل را گازسوز کنید.
    ● چگونه درآمد را به مصارف مختلف تخصیص دهیم؟
    انتخابی را انجام دهید که:
    ۱) بین درآمد و هزینه تعادل برقرار باشد.
    ۲) با توجه به تفاوت در ترجیحات، سلیقه، فرهنگ حاکم در جامعه و خانواده، انتخابی را انجام دهید که وقتی به آن انتخاب دست یافتید به منظور تغییر آن، تلاش مجددی صورت نگیرد.
    ● اقتصاد خانواده از چه طریق با سایر واحدهای اقتصادی رابطه برقرار می‌کند؟
    خانواده‌ها یکی از مهمترین تصمیم گیرندگان اقتصادی کشور هستند که رفتار آنها بر عملکرد کل اقتصاد اثر می‌گذارد. خانواده‌ها با بازارهای مختلف در ارتباط هستند. افراد خانواده در بازار کار می‌کنند و در ازای کار، دستمزد دریافت می‌کنند. بخشی از ثروت (پس‌انداز) خود را صرف خرید سهام و... می‌کنند. بنابراین، با بازار سرمایه مرتبط هستند و از آنها دستمزد و بهره دریافت می‌کنند. درآمد کسب شده از دو بازار کار و سرمایه، درآمد خانواده را تشکیل می‌دهد. بخشی از این درآمد صرف خرید کالاها و خدمات می‌شود. خانواده به بازار محصول و خدمات مراجعه و با پرداخت بخشی از درآمد خود، از کالاها و خدمات استفاده و بخشی دیگر از درآمد را پس‌انداز می‌کند.
    رابطه بین خانواده و بازار از طریق سه بازار تأمین می‌شود:
    ۱) بازار عوامل تولید:
    خانواده، کار و سرمایه و پس‌انداز خود را به آن عرضه می‌کند. بنگاه‌ها خریدار آن هستند و در عوض به خانواده سود (دستمزد) می‌دهند.
    ۲) بازار کالاهای مصرفی:
    خانواده، کالاهای مورد نیاز را با صرف بخشی از درآمد خریداری می‌کند. همچنین خدمات مورد نیاز مثل آموزش، بهداشت، حمل و نقل، ایاب و ذهاب و... از این بازار تأمین می‌شود.
    ۳) بازار مالی:
    خانواده پس‌انداز خود را صرف خرید سهام، اوراق قرضه و یا سپرده‌گذاری می‌کند.
    بنابراین، خانواده‌ها تنها منبع عرضه کننده نیروی کار جامعه هستند. لذا یکی از مهمترین عوامل تولید جامعه، یعنی نیروی انسانی را فراهم می‌کنند. هم‌چنین خانواده‌ها می‌توانند بخش مهمی از سرمایه فیزیکی اقتصاد را از طریق سپرده‌گذاری، خرید اوراق مشارکت، اوراق سهام و... فراهم کنند و یا سرمایه خود را در راه تولید و کسب و کار صرف کنند.
    از طرفی، خانواده مصرف کننده کالاها و خدمات تولید شده در جامعه است. بنابراین استفاده صحیح از این کالاها می‌تواند صرفه‌جوئی زیادی در منابع جامعه ایجاد کند. با توجه به اهمیت این موضوع، می‌توان گفت: مهمترین تصمیم‌گیری‌ها که آینده کشور و توسعه جامعه را به‌دنبال دارد، در خانواده اتخاذ می‌شود.

    منبع: ماهنامه اقتصاد خانواده الف



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی سه شنبه 11 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ اعتدال در بيم و اميد
    موضوع


     
     
       ● نويسنده: مهدي - امينيان

    منبع: روزنامه - رسالت  - تاريخ شمسی نشر 21/10/1387

     
     

     


    يكي از دستورات اكيد دين مبين اسلام به پيروان راستين خود، رعايت اعتدال در خوف از خدا و اميدواري به رحمت اوست. چرا كه اگر تشويق و اميد از حد بگذرد، باعث غفلت و جرات است و اگر بيم و انذار بيش از اندازه باشد، نتيجه‌اش ياس و نااميدي است. اميد بيش از حد مايه سهل‌انگاري مي‌گردد، همان‌گونه كه فرزندان بني‌اسرائيل به خاطر اميد فزون از حد، راه طغيان و تجاوز را در پيش گرفتند و خود را ملت برگزيده انگاشتند و از هر نوع فساد، به اميد مغفرت خودداري نكردند و شعار آنان اين بود كه: “ما جز ايام اندكي به آتش دوزخ مبتلا نخواهيم بود”(بقره/80.) همچنان كه بيم تنها كارساز نيست و چه بسا مايه ياس و نوميدي گردد. اسلام خواهان آن‌است كه انسانها از امدادهاي الهي در ابتلائات و گرفتاريهاي دنيا نااميد نبوده، خداوند را همواره يار و مددكار خويش در مصائب و مشكلات دنيوي بدانند.

    انسان‌هايي كه اولا معرفت و درك دقيقي از رحمت واسعه الهي ندارند و ثانيا ممارست لازم روحي و جسمي را بر خود روا نداشته و نفس خويش را در كوره مصائب و آزمون‌ها پرورش نداده‌اند، بلافاصله بعد از مواجه‌شدن با مشكلات به شدت از سرانجام كار خويش خوفناك شده و به كلي نااميد از گشايش در كار و موفقيت در آن مي‌گردند. چنين افرادي پس از مواجهه با گرفتاري‌ها، همچون فردي كه دست و پاي او بسته، و چشم و گوش او مستور شده و توان انجام هيچ‌گونه عملي در راستاي مرتفع نمودن مشكل خويش را ندارد، تنها و تنها متضرع خداوند گشته و خواهان رفع گرفتاري از سوي او مي‌باشند. جالب آنكه اين دسته افراد در عين تضرع به درگاه الهي و اعتقاد به اينكه خداوند يگانه مرجع حل مشكلات است، پس از برطرف شدن ناملايمات، حضرت حق را فراموش كرده، از ياد او غفلت مي‌نمايند. خداوند در وصف اين افراد مي‌فرمايد: “و اذا مس الناس ضر دعوا ربهم منيبين اليه ثم اذا اذاقهم منه رحمه اذا فريق منهم بربهم يشركون؛ هنگامي كه رنج و زياني به مردم برسد خداوند را به وسيله دعا مي‌خوانند و با تضرع به درگاه خداوند روي مي‌آورند و هنگامي (كه) خداوند به آنها رحمت خودش را بچشاند (به مجرد اينكه از سختي نجات پيدا كردند) گروهي از آنها به خداي خود مشرك مي‌شوند و شروع به طغيان و سركشي مي‌كنند، تا آنجا كه ديگر نه خدا را و نه هيچ كس ديگر را به جا نمي‌آورند” (روم/33.)

    خداوند حكيم يكي از علل ابتلاء بندگان به بيماري “غفلت” را، گرفتار‌آمدن در غفلت و كفران نسبت به نعمتي مي‌داند كه به آنها عطا شده است: “ و اذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما فلما كشفنا عنه ضره مر كان لم يدعنا الي ضر مسه كذلك زين للمسرفين ما كانوا يعملون؛ و هر زمان كه آدمي به رنج و زيان مي‌افتد، همان لحظه به هر حالتي كه باشد، نشسته باشد يا خوابيده و يا ايستاده، فورا ما را به دعا مي‌خواند، اما هنگامي كه رنج و ناراحتي او را برطرف كرديم چنان (به حال غفلت و غرور) باز مي‌گردد كه گويي هرگز ما را براي دفع ضرر و رنج خود نخوانده است وهمين كفران و غفلت است كه اعمال زشت تبهكاران را در نظرشان زيبا نموده است”(يونس/12.)

    از آنجا كه معرفت اين افراد از خداوند و ابعاد رحمت واسعه وي، معرفتي سطحي و در حد برطرف شدن نيازها و حوايج دنيوي و مادي است، لذا پس از مرتفع شدن مصائب و گرفتاريها، مبتلا به نسيان و غفلت از نعمات الهي مي‌گردند. اين غفلت از منشا و سرچشمه نعمات و مواهب، زمينه بسيار مساعدي را براي كفران نعمت و ناسپاسي از عطايا و بخشش‌هاي الهي فراهم مي‌آورد. كفران و ناشكري همانا، غفلت از خداوند متعال و به تبع آن ارتكاب گناهان و تعدي به حدود الهي است. اميرالمومنين (ع) در تبيين كفران نعمت مي‌فرمايند: “كسي كه با نعمت خدا گناه مي‌كند، كفران نعمت و ناسپاسي مي‌كند”(مستدرك‌الوسائل، ج11، ص353.) آن حضرت در روايت ديگري، ضمن تاكيد بر اهميت شاكر بودن و تحسين آن و مذمت شديد ناسپاسي، به بيان شكر و ناشكري عملي پرداخته، مي‌فرمايند: “محبوب‌ترين مردم نزد خداوند، بندگان شاكري هستند كه با استفاده درست و خداپسندانه از نعمتهاي خدا، شكر آن را به جا مي‌آورند، و مبغوض‌ترين مردم نزد خدا، مردمي هستند كه با استفاده نامشروع از نعمتهاي خدا، كفران نعمت و ناسپاسي مي‌كنند”(همان.)

    يكي از ويژگي‌هاي بارز افراد فوق الذكر، همانا ياس از رحمت الهي در صورت ارتكاب گناهان است. اين افراد خصوصا بعد از مبتلا شدن به معاصي از رحمت الهي مايوس شده، هيچ اميدي به بخشش از سوي خداوند ندارند. خداي سبحان در وصف اين افراد مي‌فرمايد: “و اذا ادقنا الناس رحمه فرحوا بها و ان تصبهم سيئه بما قدمت ايديهم اذا هم يقنطون؛ و هنگامي كه رحمتي به مردم بچشانيم شاد مي‌شوند و هرگاه رنج و بلايي، به سبب اعمالي كه انجام داده‌اند، به آنان برسد در آن حالت نااميد مي‌شوند”(روم/36.) اين درحالي است كه اسلام صريحا دستور عدم ياس از مغفرت و رحمت الهي، صادر نموده و ياس را، گناه كبيره مي‌داند؛ زيراكه سبب نااميدي از پروردگار عالم و عدم اعتقاد به قدرت، كرم و رحمت بي‌پايان اوست. صفت ياس، در قرآن مجيد از صفات كفار قرار داده شده است.

     پس از شرك، هيچ گناهي بزرگتر از نااميدي و ياس نمي‌باشد، چراكه هر گناهي كه از شخص سر مي‌زند تا وقتي كه مايوس نباشد ممكن است در صدد توبه برآمده و با استغفار آمرزيده شود، ولي شخص مايوس آمرزيده شدني نيست، زيرا اميدي به آمرزش و مغفرت خدا ندارد تا توبه نمايد. خداوند در قرآن مي‌فرمايد: “به بندگانم كه بر نفس خود اسراف كرده‌اند بگو: هرگز از رحمت خدا نااميد مباشيد، البته خدا همه بندگان گنهكار را (زماني كه توبه كنند) خواهد بخشيد كه او خدايي بسيار آمرزنده و مهربان است و به درگاه خداي خود به توبه و انابه باز گرديد و تسليم امر او شويد، پيش از آن كه عذاب خدا فرا رسد و در آن زمان هيچ نصرت و نجاتي نيابيد و از بهترين دستور، از كتابي كه از جانب خدا بر شما نازل شده است پيروي كنيد، پيش از آنكه عذاب قهر حق، به كيفر، ناگهان بر شما فرو آيد و شما (از فرط جهل و غفلت) آگاه نباشيد”(زمر/59-53.)

     

     
     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی سه شنبه 11 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    نقش تغذیه در بهره وری كاركنان و تغذیه در محیط کار(Nutrition in organization - nutrition in work)
    موضوع


    نقش تغذیه در بهره وری كاركنان و تغذیه در محیط کار(Nutrition in organization - nutrition in work)

    شاید روزگاری تغذیه را فقط برای برآوردن نیازهای طبیعی فیزیولوژیک افراد در نظر می‌گرفتند؛ اما امروزه نه تنها تغذیه یک ضرورت زندگی محسوب می‌شود، بلکه الگوی غذایی سالم، برای پیشرفت جوامع و ارتقای سطح تولید و بهره‌وری در کشورها عامل مهمی برشمرده می‌شود. مشخص شده است کارگرانی که به صورت شیفتی کار می‌کنند، دچار مشکلات گوارشی نظیر زخم‌های گوارشی، یبوست ، اسهال، سوزش سردل (HEART BURN) و کاهش اشتها شده و نیازمند ایجاد تغییراتی در برنامه‌ی غذایی روزانه و زمان صرف غذا هستند.
    بدن انسان به طور طبیعی دارای یک نظم بیولوژیک است که با خواب شبانه تنظیم می‌شود. به هم خوردن این نظم طبیعی موجب بروز اختلالاتی در دستگاه گوارش و دیگر دستگاه‌های بدن می‌گردد.
    هم‌چنین استفاده زیاد از قهوه‌(کافئین) برای بیدار ماندن در شب، خوردن غذای چرب یا حجیم در بعد از ظهر یا شب، با عجله غذا خوردن و کمی تحرک بدنی ، همگی در تشدید اختلالات یاد شده تأثیر بارزی دارند.
    در مراکزی که چند نوبت (شیفت) کاری دارند، نظیر کارخانه‌ها، بیمارستان‌ها، فرودگاه‌ها و ادارات پلیس، نظم در برنامه‌ی غذایی روزانه، توزیع متناسب انرژی در وعده‌های غذایی، تنوع غذایی، توجه به زمان مصرف مواد غذایی پرکربوهیدرات و پرپروتئین و تنظیم زمان خواب در کاهش خستگی و بهبود عملکرد کارکنان و افزایش رضایت‌مندی آنان مؤثر است.

    ● لزوم ایجاد تغییرات در برنامه‌ی غذایی کارکنان

    تحقیقات پیشرفته در دو دهه‌ی اخیر نشان داده است که با مصرف غذاهای پرکربوهیدرات (نشاسته‌ای و قندی)، تولید یکی از ناقل‌های عصبی در مغز به نام سروتونین افزایش یافته و علاوه بر بهبود خلق و خو، زمان و عمق خواب نیز بهتر می‌شود. بنابراین توصیه‌ به مصرف این گونه مواد غذایی قبل از خواب در افزایش خواب و استراحت افراد نقش سودمندی دارد.
    از سوی دیگرمصرف مواد غذایی پروتئینی، با افزایش تولید ناقل‌های شیمیایی به نام کاتکول آمین‌ها در مغز(نظیر نوراپی نفرین)، سبب افزایش هوشیاری و رفع خواب‌آلودگی در فرد می‌گردد. با این توضیح ساده می‌توان یک برنامه‌ی غذایی مناسب را برای بیداری یا خواب افراد نوبت کار(شیفتی) تنظیم کرد. در این جا لازم به یادآوری است که غذاهای نشاسته‌ای و پرکربوهیدرات در عین حال می‌توانند پرحجم نیز باشند، از این رو باید حجم غذای مصرفی و امکان بروز خستگی پس از آن را در نظر داشت. خوردن بیسکوییت یا کیک یا یک لیوان شیر در بهبود خواب موثر است. غذاهای حاوی هورمون ملاتونین نظیر ذرت ، گوجه‌فرنگی ، برنج، جو و موز نیز به خواب منظم کمک می‌نمایند.
    از سوی دیگر غذاهای پروتئینی نظیر پنیر کم‌چرب، گوشت‌ها و تخم‌مرغ آب‌پز نیز باعث ارتقای سطح هوشیاری می‌شوند.
    در برخی منابع نیز به تأثیر سودمند ویتامین‌های گروه B و C در کاهش فشارهای کاری و استرس اشاره شده است.
    پیش‌گیری از افت قندخون در زمان کار، به حفظ هوشیاری کمک می‌کند. از این رو افزایش تعداد و کاهش حجم وعده‌های غذایی به حفظ قندخون کمک خواهد کرد. هم‌چنین در بسیاری از پژوهش‌ها ذکر شده است که مصرف صبحانه برای حفظ هوشیاری در روز و بهبود عمل کرد مغزی و ذهنی نقش چشم‌گیری دارد.
    از مصرف چای یا قهوه باید خودداری کرد، زیرا الگوی خواب را دچار وقفه می کنند.

    ● توصیه‌های تغذیه‌ای

    ۱- به افرادی که نوبت‌های شب کاری دارند توصیه می‌شود که یک وعده اصلی در بعد از ظهر و یک وعده اصلی در نیمه‌ی زمان شیفت مصرف کنند. وعده‌های غذایی سنگین سبب خواب‌آلودگی و افت کار‌ایی می‌شود.
    ۲- اصل تعادل و تنوع در مصرف غذا در این جا نیز کاربرد دارد، بدین معنی که تمام گروه‌های غذایی اصلی در طی روز خورده شوند.
    ۳- فاصله بین وعده‌ها نباید بیش از ۵-۴ ساعت باشد.
    ۴- در نوبت‌های کاری بعدازظهر لازم است که وعده‌ی اصلی در ظهر باشد و طی شیفت مصرف نشود. غذاهایی نظیر گوشت کم‌چربی، سبزی‌های تازه، پنیر رنده شده، جوجه‌ی بدون استخوان و پوست، ماکارونی، سالاد فصل، لوبیای کنسرو شده و تخم‌مرغ آب‌پز جهت شیفت کاران توصیه می‌شود.
    ۵- بهتر است کارکنان، غذا را با خود به محل کار ببرند و متکی به غذای بیرون نباشند.
    ۶- هر روز صبح، صبحانه‌ی کامل میل شود. در ضمن آب پرتقال فراموش نگردد.
    ۷- وعده‌های سبک، متعدد و حاوی نشاسته انتخاب شوند.
    ۸- از افزودن چاشنی‌ها، ادویه و روغن اضافی به غذا پرهیز شود.
    ۹- قندهای ساده باعث افزایش و افت قند خون متعاقب آن می‌گردند؛ از این رو بهتر است محدود شوند.
    ۱۰- خانم های شیفت کار که تحرک کمی دارند نیاز به املاحی نظیر کلسیم دارند. ولی از سوی دیگر توصیه می‌شود که انرژی دریافتی خود را محدود کنند.
    ۱۱- در محیط‌ های گرم، به دلیل تعریق، امکان بروز سردرد و خشکی پوست، ابتلا به بیماری و تضعیف سیستم ایمنی بدن بیش‌تر می‌شود. به همین دلیل مصرف مایعات در حین کار الزامی است. هم‌چنین کارفرمایان جهت بهبود بهره‌وری لازم است که امکان ورزش روزانه‌ی کارکنان را فراهم آورند؛ زیرا ورزش علاوه بر افزایش تندرستی جسم، در بهبود خلق و خوی افراد نیز تأثیر چشم‌گیری دارد.
    ● نتیجه‌گیری:
    کارکنان سازمان‌ها و ادارات برای عملکرد بهتر، نیازمند داشتن یک الگوی تغذیه‌ای صحیح و مناسب هستند و تنظیم یک برنامه‌ی غذایی متنوع و سالم علاوه بر ارتقای رضایت‌مندی آنان، در بهبود هوشیاری و خلق و خو در محیط کار و نیز منزل، تأثیر بارزی خواهد داشت.
    رعایت اصول یک تغذیه‌ی متعادل نظیر مصرف تمام گروه‌های غذایی سالم و ترجیحاً طبیعی، مصرف ۸- ۶ لیوان مایعات در روز؛ مصرف حداقل ۵۰۰ گرم سبزی‌ها و میوه‌های تازه؛ پرهیز از غذاهای پرچاشنی و پرچرب و شور؛ صرف غذا به ‌آرامی و بدون عجله؛ صرف صبحانه و محدود کردن غذاهای خیلی شیرین و شیرینی‌های ساده، در افزایش کارآیی افراد مؤثر است.


     
    ارسال اين مقاله براي دوستان:
      آدرس پست الکترونيکي
      



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی سه شنبه 11 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :42
    •    
    •   
    • 20  
    • 21  
    • 22  
    • 23  
    • 24  
    • 25  
    • 26  
    • 27  
    • 28  
    • 29  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------