:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103852

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    ◄ زمين و انسان
    موضوع


    چكيده:


    مشكلات موجود در زمينه محيط زيست جهاني از سه عامل عمده ناشي مي‌شود: رشد جمعيت، ميزان مصرف و فن‌آوري‌هاي نوين موجود. اگرچه ظرف سال‌هاي اخير كنفرانس‌هاي منطقه‌اي و جهاني فراواني براي حل بحران محيط زيست، برگزار شده و مي‌شود، اما نتايج عملي بسيار ناچيزي دارند. در هر حال، اگر اقدامي عاجل، موثر و فراگير صورت نگيرد بايد منتظر نتايج وخيم‌تري براي زمين و جوامع انساني بود.

     
     
       ● نويسنده: فريتز - ورهلز

    منبع: ماهنامه - سياحت غرب - 1382 - سال اول، شماره 7، دي

     
     

    هفت مرد قدرتمند دنيا پول زيادي در اختيار دارند، با اين حال آنها مجموعا‌ً تنها 350 ميليون دلار براي حل يك مشكل بزرگ گردهم آوردند. آنان همگي نگران جنگل‌هاي استوايي برزيل بودند و براي نجات جنگل‌هاي مذكور برنامه‌اي جديد و نوآورانه را ابداع نمودند. اين طرح كه PPG7 نام دارد، توسط سران كشورهاي صنعتي جهان ارائه شده است. هم‌اكنون اين احتمال وجود دارد كه جنگل‌هاي عظيم آمازون براي هميشه نابود و محو شوند. از يك سو، كارخانه‌هاي توليد چوب با سودجويي هرچه تمامتر درختان را قطع مي‌كنند، از سوي ديگر كشاورزان بي‌زمين در جنگ براي ادامه بقا ناچار به سوزاندن جنگل هستند و از سويي ديگر مالكان و صاحبان گله‌هاي گوسفند به صورتي بي‌رويه ذخاير آمازون را از ميان مي‌بردند. چنين وضعيتي در سال 1992 موجب شد تا مردان قدرتمند جهان به فكر چاره بيفتند. سرنوشت جنگل‌هاي استوايي در آن زمان موضوعي بود كه توجه زيادي را به خود برانگيخت.


    امروزه يعني با گذشت 9 سال از آن زمان، هنوز هم اوضاع در جنگل‌هاي استوايي برزيل بهبود نيافته است. اگرچه هر روز خبرهايي از موفقيت‌هاي به دست آمده در راه جلوگيري از نابودي اين جنگل‌ها در رسانه‌ها منتشر مي‌شود و مجلاتي مانند اكونوميست راه‌حل‌هايي ارائه مي‌دهند، اما در عمل تاكنون چندان پيشرفتي به چشم نمي‌خورد. اخيراً دولت برزيل طرحي را تحت عنوان «برزيل به جلو» ارائه داده كه در قالب آن، در رشته‌هاي زيربنايي سرمايه‌گذارهاي كلاني صورت خواهد گرفت. اين طرح اگرچه نام پرزرق و برق و جذابي دارد، اما با اجراي آن آسيب بزرگي به جنگل‌هاي آمازون وارد خواهد شد. شروع طرح مذكور به نابودي جنگل‌هاي مذكور شتاب بيشتري مي‌بخشد. دولت برزيل قصد دارد با اجراي طرح «برزيل به جلو» تا سال 2007 حدود 40 ميليارد دلار صرف ساخت جاده‌هاي جديد، خطوط راه‌آهن، سد و كانال‌هاي آب بنمايد. عده‌اي از دانشمندان به سرپرستي ويليام اف. لورنس از موسسه تحقيقات استواي اسميت سونيان، نتايج احتمالي حاصل از اجراي طرح ياد شده را محاسبه نموده‌اند. به گفته‌ي آنها در خوش‌بينانه‌ترين حالت، ظرف بيست سال آينده بيش از يك‌چهارم جنگل‌هاي آمازون از ميان رفته يا شديداً آسيب مي‌بينند؛ در بدترين حالت نيز حدود نيمي از اين گنجينه از ميان مي‌رود؛ گنجينه‌اي كه مجموعه‌ي منحصربه فرد از ذخاير گياهي و جانوري را در درون خود دارد.


    به زودي كارشناسان آب و هوا و مسوولان اين امر از بيش از 180 كشور جهان در بن گردهم مي‌آيند تا آن بخش‌هايي از پروتكل‌ كيوتو را كه قابل نجات دادن و حفظ شدن است، نجات دهند. البته آنها به تنهايي به يكي از ده‌ها مشكل موجود در اكولوژي جهان رسيدگي مي‌كنند و بقيه معضل‌هاي موجود، همچنان در انتظار رسيدگي بشر در آينده باقي خواهد ماند. هيچ گاه اصول زندگي بشر به اندازه‌اي كه اكنون و در آغاز هزاره‌ي سوم شاهد آن هستيم، مخرب و تهديد‌كننده‌ي زندگي وي نبوده‌اند. از سيدني تا نيويورك به صورتي پي‌درپي شاهد برگزاري گردهمايي‌هاي متفاوتي در اين زمينه هستيم، اما بايد گفت كه شركت در اين گردهمايي‌ها و جلسات، ديگر حالت مسافرت و مهماني رفتن را پيدا كرده‌اند و كمتر شاهد نتيجه‌اي عملي از آنها هستيم. صحراها گسترش مي‌يابند؛ آب آشاميدني كمتر مي‌شود و بشر با استفاده‌ي بيش از حد از انرژي و توليد گازهاي گلخانه‌اي، دماي كره‌ي زمين را بالا مي‌برد.


    آقاي ويل استفان، مدير برنامه‌ي بين‌المللي ژنوسفر ـ بيوسفر و يكي از برگزاركنندگان كنفرانس علمي ماموت‌ها در آمستردام، مي‌گويد: «معلوم نيست سياره‌ي ما با مجموعه‌اي جديد از آسيب‌هاي وارده به آن چه خواهد كرد. آيا تاب تحمل در مقابل آنها را خواهد داشت»؟ البته «جامعه‌ي علمي»، به پديده‌ي كنوني، برچسب بي‌خطر «تحول جهاني» مي‌زند و بدين ترتيب آن را بي‌ضرر به نظر مي‌نماياند، اما اين وضعيت به عقيده‌ي بسياري از كارشناسان، پيامدهاي سنگيني را براي جامعه‌ي بشري بر جاي خواهد گذاشت.


    نابودي محيط زيست ما تدريجي است. درست همان طور كه پوست تخم يك پرنده به تدريج نازك‌تر و نازك‌تر مي‌شود و بالاخره جوجه از آن سر بيرون مي‌آورد، محيط زيست ما هم تدريجاً در حال كم‌رنگ‌تر شدن است. ابتدا ددت در مواد غذايي پيدا شد، سپس نسل بسياري از پرندگان و ماهي‌ها از ميان رفت. بر اثر نابودي ماهي‌ها حدود 30 هزار ماهيگير كانادايي بيكار شدند. يكي از علل نابودي اين گونه‌هايي از پرندگان، خوردن گرد ددت توسط آنها بوده است. ددت به عنوان سم در مزارع استفاده مي‌گردد، پس از نشستن بر روي دانه‌هاي گياهان و خوردن اين دانه‌ها توسط پرندگان، وارد بدن آنان مي‌گردد. ورود ددت به بدن پرندگان موجب مي‌شود تا تخم‌هاي پرندگان پوسته‌اي نازك بيابند و مقاومت آنها در مقابل شكسته شدن كمتر گردد؛ لذا تعداد جوجه‌ها كاهش مي‌يابد و بدين ترتيب كم‌كم نسل اين جانورات از ميان مي‌رود. استفاده بيش از حد از جنگل‌هاي چين موجب شده تا ظرف سه سال گذشته طغيان‌هاي معمولي آب در رودخانه يانگ تسه كيانگ چنان مخرب گردند كه 3600 نفر بر اثر آنها كشته شده و 14 ميليون نفر بي‌خانمان گردند. حدود 30 هزار نفر هم بر اثر سيلاب در آمريكاي جنوبي جانشان به خطر افتاده؛ علت بروز اين سيلاب‌ها نابودي بي‌رويه‌ي جنگل است.


    حتي با آن كه به قول مجله‌ي تايم اكنون «درد زمين به درد بشريت» تبديل شده، باز هم اوضاع نسبت به سابق تغييري نكرده و بي‌توجهي نسبت به محيط زيست ادامه دارد. البته هشدارهاي دست‌اندركاران مربوطه همچنان ادامه مي‌يابد. امروز شاهد روز جهاني محيط زيست، تشكيل احزاب سبز، قوانين حفظ محيط زيست و اجلاس‌هايي نظير اجلاس سران جهان ـ كه در سال 1992 در ريودو ژانيرو برگزار شد ـ هستيم، اما چنين سياست‌هاي سمبليكي هرگز مانع از تداوم نابودي اكوسيستم نگرديده است.


    طبيعت كره‌ي زمين مي‌تواند بيش از 6 ميليارد انسان را از لحاظ مواد غذايي و امكانات مورد نياز، آن گونه كه بايد و شايد، تأمين نمايد و در عين حال رشد مداوم اقتصادي را تضمين كند. البته در اين ميان بانك جهاني و برنامه‌ي توسعه‌ي سازمان ملل متحد ـ دو نهاد اقتصادي بزرگ جهان ـ بيكار ننشسته‌اند. آنان از جمله ارگان‌هايي هستند كه در بزرگ‌ترين تحقيق صورت گرفته تاكنون درباره‌ي اكوسيستم‌ها حضور دارند. قرار است ظرف چهار سال تحقيق، پيش‌بيني دقيقي راجع به وضعيت آينده‌ي زمين صورت گيرد. اين تحقيق حدود 50 ميليون مارك هزينه خواهد داشت و 1500 دانشمند از سراسر دنيا در آن شركت دارند.


    امروز با دخالت بشر در اكوسيستم‌ها چرخه‌ي آب، كربن و مواد غذايي تغيير كرده است. در نتيجه‌ي اين امر، اكوسيستم‌ها به تدريج فرسوده شده و كارايي كمتري پيدا مي‌كنند. به عنوان مثال، هم‌اكنون يك قطره باران بيش از گذشته زمان نياز دارد تا به دريا برسد. علت نيز وجود سدها و انواع و اقسام بهره‌برداري‌هاي جديد از آب رودخانه‌هاست. با ورود آب رودخانه‌ها به درياها و اقيانوس‌ها مواد غذايي زيادي به همراه آنان وارد حوزه‌هاي دريايي مي‌گردد. اين مواد غذايي توسط كشاورزان براي بالا بردن محصول در مزارع پخش مي‌شوند و به همراه آب وارد دريا مي‌گردند. وضعيت ياد شده موجب مي‌شود تا تعداد جلبك‌ها افزايش يافته و به محيط زيست آسيب برسد. استفاده‌ي فزاينده از سوخت‌هاي فسيلي، هم‌چنان ميزان دي‌اكسيدكربن را در جو افزايش داده كه اين مقدار حداقل ظرف 420 هزار سال گذشته بي‌سابقه است.


    پيامدهاي ناخوشايند گرم شدن كره‌ي زمين از هم‌اكنون آشكار شده‌اند: باران‌هاي شديد و پي‌درپي، افزايش طوفان‌ها، سيلاب‌ها و قحطي‌ها و گسترش بيابان‌ها. البته هنوز مشخص نيست كه در نهايت اين روند چه نتيجه‌ي قطعي‌اي خواهد داشت. طي دهه‌ي هفتاد بيشترين نگراني‌ها به پايان يافتن ذخاير مواد خام معدني مربوط مي‌شد و گمان مي‌رفت كه اصلي‌ترين مانع رشد اقتصادي در ارتباط با اكوسيستم، منابعي هستند كه اگر درست از آنها استفاده مي‌شد، هميشه پابرجا بودند؛ منابعي مانند آب، زمين قابل كشت، جنگل‌ها و ماهي‌ها. هم‌اكنون 70 درصد ذخاير ماهي در درياهاي جهان مورد استفاده بيش از حد قرار گرفته‌اند. 16 درصد زمين‌هاي كشاورزي جهان هم چنان مورد بهره‌برداري بي‌رويه قرار دارند كه قدرت باروري خود را عملاً از دست داده‌اند و استفاده چنداني نمي‌توان از آنها كرد. حدود 40 درصد از مردم كره‌ي زمين هم از كمبود شديد آب رنج مي‌برند.


    در حالي كه تحقيقات ژنتيكي، روياي مديران صنعتي را برآورده مي‌كنند، به گفته‌ي برخي از كارشناسان، انسان به واسطه‌ي تغييراتي كه در محيط مي‌دهد، مقدمات تغيير خود را نيز فراهم مي‌نمايد؛ تغييراتي كه از عصر هوموساپين‌ها، ششمين مرحله‌ي تغيير تاكنون محسوب مي‌شوند. البته اين تحولات صرفاً محدود به كاهش گونه‌هاي جانوري و گياهي نمي‌شود. كاهش نوع گونه‌هاي حيات، آسيب‌هاي وارده به اكوسيستم را نيز افزايش مي‌دهد و بازده آن پايين مي‌آيد.


    اين نكته نياز به توضيح ندارد كه اقتصاد در كل 193 كشور كره‌ي زمين برمبناي صادرات كالا و خدمات با استفاده از اكوسيستم استوار است و لذا حيات انسان‌ها و اقتصاد متكي به كارايي اكوسيستم‌ها بوده و با آنها ارتباط مستقيم دارد. بشر بدون توجه به اين موضوع، همواره كوشيده است تا بالاترين سودجويي ممكن را در ارتباط با طبيعت داشته باشد. طبيعت، به خصوص در كشورهاي صنعتي، بيش از حد مورد استفاده قرار گرفته و ذخاير آن در حال نابودي است. شهرسازي در آمريكاي شمالي بخش اعظم طبيعت بكر اين ناحيه را دچار آسيب نموده است. البته يك نكته نيز گفتني است و آن اينكه با وجود تمامي اين آسيب‌ها، ايالات متحده‌ي آمريكا، قدرت شماره‌ي يك كشاورزي جهان است. در آمريكاي شمالي يعني محدوده‌ي كشورهاي كانادا و ايالات متحده‌ي آمريكا، به ازاي هر يك نفر جمعيت، نسبت به ساير جاها دو برابر زمين كشاورزي وجود دارد. كشورها چه كشاورزي پيشرفته‌اي داشته باشند و چه نسبتاً عقب‌مانده باشند، يك نكته مهم در مورد آنها صادق است و آن اين كه حيات آنها وابسته به روابط اكولوژيكي در نواحي آنان مي‌باشد. در اين ميان در حالي كه ما براي هر كدام از ساكنين كره‌ي زمين، نيازمند 85/2 هكتار زمين قابل باروري هستيم، اين رقم در حال حاضر به ازاي هر نفر حدود 2/2 هكتار است. اكنون مي‌توان گفت كه انسان‌ها به يك سياره‌ي ديگر غير از زمين هم نياز دارند، اما از آنجايي كه ما يك كره‌ي قابل زيست بيشتر نداريم، طبيعت بيش از ظرفيتش مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرد.


    البته هنوز مشكل خيلي جدي نشده است. شش ميليارد نفر هنوز هم رقمي نيست كه كره‌ي زمين در تأمين غلات، ماهي و سبزيجات براي آن دچار مشكل مهمي گردد.


    اگرچه در حال حاضر گرسنگان زيادي در سطح جهان وجود دارند، اما گره‌ي موجود در ميزان مواد غذايي نيست، بلكه در نحوه تقسيم آنهاست. تقسيم ناعادلانه‌ي مواد غذايي موجب شده تا گروهي بيش از حد بخورند و گروهي هم از گرسنگي رنج ببرند. با عادلانه نمودن سيستم تقسيم، مشكل قابل حل شدن است، اما در آينده اين گونه نخواهد بود. بعدها مشكل ما ميزان مواد غذايي هم خواهد گرديد. از يك سو جمعيت كره‌ي زمين روبه افزايش است و از سويي ديگر استفاده‌ي بيش از حد از منابع طبيعي در آينده بازده اكولوژي را پايين آورده و در دراز مدت، ميزان محصول‌ها را كاهش مي‌دهد. به عنوان مثال در حال حاضر درمقايسه با توان توليد ماهي در درياهاي جهان، ظرفيت ناوگان‌هاي ماهيگيري در سطح جهان 40 درصد بيش از مقدار صحيح آن است، لذا از يك سو قدرت اكوسيستم‌ها تحليل مي‌رود و از سويي ديگر تقاضا افزايش مي‌يابد. براساس تحقيقي كه اوايل دهه‌ي هفتاد توسط يك زوج زيست‌شناس، به نام‌هاي آنه و پاول اهرليش، صورت گرفت، مشخص شد كه مشكلات موجود در زمينه‌ي محيط زيست جهاني از سه عامل ناشي مي‌شود: رشد جمعيت، ميزان مصرف و فن‌آوري‌هاي موجود. اما اين كه براي كاهش اين مشكلات به كدام يك از اين عوامل مي‌توان توسل جست، سوالي است كه بايد بدان پاسخ مناسبي داده شود.


    هنگامي كه رود لابرز ـ مدير سابق بنياد جهاني طبيعت و نخست‌وزير پيشين هلند كه هم‌اكنون كميسر سازمان ملل در امور آوارگان است ـ سال گذشته گزارشي را تحت عنوان «گزارش سياره‌ي زنده» ارائه داد، نوعي تابو را در هم شكست. او در گزارش خود تصريح كرد كه جمعيت نامناسب كره‌ي زمين خود به تنهايي خطري بزرگ براي كره‌ي زمين محسوب مي‌شود. اگرچه به يمن رشد و رفاه و سياستمداران هوشمند در برخي كشورها، افزايش جمعيت به سرعت ده سال پيش صورت نمي‌گيرد، اما جمعيت كره‌ي زمين همچنان بيشتر مي‌شود. بنابر برآورد سازمان ملل تا سال 2020 ميلادي جمعيت كره‌ي زمين 5/1 ميليارد نفر افزايش خواهد يافت. اگر هر كدام از اين سكنه‌ي جديد زمين، سالانه تنها نيم تن دي‌اكسيدكربن ـ يعني حتي كمتر از مقدار شاخص آن در هلند ـ توليد كنند، در بهترين حالت هم آنچه كه در پروتكل كيوتو در مورد كاهش گاز دي‌اكسيدكربن در نظر گرفته شده، محقق نخواهد شد.


    در مورد ميزان مصرف انسان‌ها هم اميدواري چنداني وجود ندارد. برعكس هنوز هم حدود يك‌پنجم مردان جهان در فقر به سر مي‌برند و در انتظار خانه و غذاي مداوم و مناسب هستند. هركس استطاعت مالي مي‌يابد، يك ماشين قوي‌تر و يك ساختمان بزرگ‌تر مي‌خرد و بيشتر به مسافرت مي‌رود و در انتها هم زباله‌ي بيشتري را از خود به جاي مي‌گذارد. لذا كارشناسان سازمان توسعه و همكاري‌هاي اقتصادي در گزارشي كه اخيراً منتشر شده، رشد مصرف را در آينده موجب افزايش آسيب‌هاي وارده به محيط زيست دانسته‌اند و بسيار بعيد مي‌دانند كه بهبودي در زمينه‌ي مصرف در جهان حاصل شود.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 9 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ كاپيتاليسم يعنى مصرف
    موضوع

    ارسال كننده: مدير سايت

    منبع: روزنامه - شرق  - تاريخ شمسی نشر 17/06/1383 - به نقل از اكونوميست


     
     

    آيا با كاهش حرارت مصرف در ميان مصرف كنندگان آمريكايى، همتايان اروپايى، ژاپنى و چينى آنها بار مصرف را به دوش خواهند كشيد.


    سرمايه دارى چيزى جز كسب درآمد و خرج آن نيست. اما درباره آمريكا، سرزمينى كه بدهى خانواده ها از ۱۱۵ درصد درآمد خالص نيز فزونى گرفته است كفه خرج كردن سنگين تر از كسب درآمد است. طى ماه هاى اخير مصرف كنندگان آمريكايى ترديد بى سابقه اى از خود نشان داده اند. ميزان مصرف در ماه ژوئن ۷/۰ درصد نسبت به ماه قبل كاهش يافته است. تحقيقات دانشگاه شيكاگو نشان مى دهد شاخص اعتماد مصرف كنندگان نيز در ماه گذشته كاهش يافته است.


    اما همزمان با كاهش ميل به مصرف در ميان شهروندان آمريكايى، فرانسوى ها با حرارت در حال مصرف و خريد هستند. ميزان خريد كالاهاى توليدى در فرانسه و در ماه ژوئن ۲/۴ درصد نسبت به ماه قبل افزايش يافت كه اين ميزان بزرگ ترين جهش از اواسط دهه ۹۰ ميلادى است. در عين حال فرانسوى ها تمايل كمترى به پس انداز نشان داده اند به نحوى كه نرخ پس انداز خانوارها در سه ماهه نخست سال جارى به ۲/۱۵ درصد رسيد كه از نرخ ۸/۱۵ درصدى سال ۲۰۰۳ به مراتب كمتر است. دولت فرانسه كه به دخالت در اقتصاد به نفع شركت ها شهرت دارد به تازگى به نفع مشتريان وارد عمل شده و فروشگاه هاى بزرگ زنجيره اى را مجبور كرده قيمت اجناس خود را كاهش دهند.


    نيكلاس ساركوزى، وزير دارايى فرانسه، با اعمال فشار بر فروشگاه ها و همزمان حمايت از ارائه وام بدون ماليات به مصرف كنندگان تحرك جديدى در بازار مصرف اين كشور به وجود آورده است.


    با اين اوصاف به نظر مى رسد كاپيتاليسم فرانسوى، حداقل براى مدت زمانى كوتاه، چابك تر از همتاى آمريكايى خود است. براساس ارقام منتشر شده در ماه اوت سال جارى توليد ناخالص داخلى فرانسه در سه ماهه دوم سال ۲/۳ درصد رشد نشان مى دهد. در حالى كه GDP آمريكا طى همان دوره تنها ۳ درصد رشد كرده است. هرچند عملكرد اقتصاد فرانسه با ساير اعضاى اتحاديه اروپا مقايسه نشده است. آلمانى ها با رشد ۲ درصدى GDP ، افزايش محسوسى در شاخص مصرف تجربه نكردند، در ايتاليا اين شاخص كاهش يافت و در هلند نيز همانند ايتاليا شور و شوق مصرف كنندگان كاهش يافته است.


    احتمالاً رونق اقتصادى كه اروپا مدت ها در انتظار آن بود به اوج خود رسيده بدون آنكه كسى متوجه آن شده باشد. در اين ميان رونق مجدد اقتصاد ژاپن بيش از هر كشور ديگرى قابل توجه است. اما ممكن است اين كشور نيز اوج اين رونق را تجربه كرده باشد بدون آنكه بانك مركزى و وزارت اقتصاد اين كشور متوجه آن شوند. براساس آمارهايى كه در ماه اوت منتشر شده دومين اقتصاد بزرگ جهان در سه ماهه دوم سال جارى ۷/۱ درصد رشد داشت در حالى كه در سه ماهه اول اين رشد بيش از ۶/۶ درصد بود. در واقع كاهش قيمت ها موجب كاهش ارزش ين نيز شده است. البته ممكن است مصرف كنندگان ژاپنى مقصر اصلى در كاهش روند روبه رشد GDP در سه ماهه دوم سال جارى باشند. سامورايى ها در سه ماهه اول سال با حرارت وصف ناپذيرى به مصرف پرداختند در حالى كه در سه ماهه دوم اين روند كاهش يافت به نحوى كه شاخص مصرف در سه ماهه اول ۲/۴ درصد رشد داشت و در سه ماهه دوم نيز به ۵/۲ درصد كاهش يافت. ريچارد جرام از مك كواير بانك مى گويد: احتمالاً اين ارقام گمراه كننده اند. مقامات ژاپنى همواره در كاهش اثرات منفى انقباض اقتصادى با مشكلات عديده اى مواجه بوده اند. در نتيجه ارقام GDP منتشر شده از سوى دولت احتمالاً بيش از نرخ رشد واقعى در سه ماهه اول سال بوده و در سه ماهه دوم نيز كمتر از ارقام واقعى بوده است. در مورد شاخص هاى ديگر نيز اوضاع چندان مطلوب تر نيست.


    به عبارتى بايد گفت گزارش مربوط به شاخص مصرف كنندگان كه حتى ميزان مصرف نزديك به ۲۱ نوع ماهى در خانواده هاى ژاپنى را مدنظر قرار مى دهد بيش از آنكه شاخص صحيحى باشد، شاخصى پرزحمت و پيچيده است اما اين شاخص هر چقدر كه غير قابل اتكا باشد، باز قادر نيست اساسى ترين سئوال درباره رونق اقتصادى ژاپن را ناديده بگيرد: آيا رونق كنونى اقتصاد ژاپن قادر به تحمل روند روبه كاهش اقتصاد همسايه غربى خود خواهد بود و آيا ژاپنى ها، با توجه به كاهش رشد اقتصادى چين همچنان مى توانند به آينده خوش بين باشند؟ واقعيت اين است كه چينى ها در سال گذشته بيش از ۸۰ درصد از افزايش صادرات ژاپنى ها را جذب بازار خود كردند.


    اما چين در حال گرم شدن است ( Overheating ) و اين گرم شدن نه تنها در عرصه اقتصاد بلكه در تمام زمينه ها مشهود است.


    اداره هواشناسى چين اخيراً اعلام كرد كه دماى هواى اين كشور در سواحل جنوبى به ۴۰ درجه افزايش خواهد يافت. پنكه ها، دستگاه هاى تهويه و خنك كننده هاى صنعتى فشار غير قابل تحملى را بر مولدهاى الكتريكى چين تحميل مى كنند. افزايش مصرف برق و به موازات آن قطع جريان در كشور چين باعث شد فولكس واگن ظرف يك ماه ۲ بار كارخانه هاى خود را در شانگهاى تعطيل كند. اژدهاى در حال تورم در حال بازگشت است. شاخص قيمت مصرف كننده كه در بيشتر ماه هاى سال ۲۰۰۲ كاهش داشت طى ماه هاى منتهى به ژوئيه سال جارى تا ۳/۵ درصد افزايش يافت. سرمايه دارى چينى طى حيات كوتاه خود تنها درآمد و پس انداز بوده و نه چيز ديگر. چينى ها در سال گذشته نزديك به ۶۶۰ ميليارد دلار در حوزه دارايى هاى ثابت سرمايه گذارى كردند و سراسر خاك خود را با پارك هاى صنعتى، كارخانه هاى نورد فولاد و برج هاى ادارى نشانه گذارى كردند. كوهانگ بين، اقتصاددان HSBC مى گويد: نزديك به دويست ميليارد دلار از اين سرمايه گذارى ها غير ضرورى است، بنابراين مقامات چينى نبايد با تغيير جهت سرمايه از مصرف به پس انداز، موجبات مهار اقتصاد را فراهم كنند.


    سال گذشته، سرمايه گذارى نزديك به ۴۰ درصد از GDP چين را به خود اختصاص داد. اما آيا با سقوط سرمايه گذارى كه يكى از مهم ترين بخش هاى تقاضا در اقتصاد چين است، مصرف قادر به جايگزينى آن خواهد بود؟ اگر حتى پاسخ به اين سئوال مثبت باشد باز دليل چندانى براى خوشحالى ژاپن و ساير كشورهاى صادركننده به چين وجود نخواهد داشت. چينى ها بيشتر خريدار ماشين آلات و مواد خام هستند تا مصنوعات و كالاهاى توليدى. در حقيقت با چرخش رشد از سرمايه گذارى به سوى مصرف، تقاضا براى محصولات و توليدات ساير كشورها نيز كاهش خواهد يافت. حتى اگر كاهش رشد اقتصادى چندان قابل ملاحظه نباشد.


    چينى ها به سرمايه گذارى علاقه مند هستند و آمريكايى ها در پس انداز بسيار ضعيف، اما اروپايى ها و به ويژه آلمانى ها قادرند بيشتر خرج كنند. سرنوشت اقتصاد جهانى در سال آينده بيش از هر چيز به يافتن راه حل هايى براى برون رفت از اين عدم تعادل وابسته است.

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 9 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ كودكان؛ هدف تبليغات تجاري
    موضوع


    تبليغات تجاري، كودكان، نوجوانان و جوانان را به عنوان هدفي براي فروش هر چه بيشتر محصولات انتخاب كرده‌اند. طراحان تبليغات مي‌كوشند تا با جلب نظر كودكان ـ كه جذب آنها نسبت به بزرگسالان بسيار ساده‌تر است ـ آنها را به عنوان وسيله‌اي براي فروش محصولات خود مورد استفاده قرار دهند. مقاله‌ي حاضر، پرده از اين تجارت غيراخلاقي و سوءاستفاده از كودكان برمي‌دارد.

     
     
       ● نويسنده: نيك - كوهن

    ارسال كننده: مدير سايت

    منبع: ماهنامه - سياحت غرب - 1383 - سال دوم، شماره 15، مهر  - تاريخ شمسی نشر 13/07/1383

     
     

    در سال 1999، مستندسازان BBC گزارش ويژه‌اي تهيه نمودند و در اين گزارش، تعدادي از دست‌اندركاران تبليغات تجاري را متقاعد كردند كه در مقابل دوربين حاضر شده و گزارشي صادقانه از اين كه آنان چگونه كودكان را با استفاده از تبليغات تجاري فريب مي‌دهند، ارائه دهند. پيش از دهه‌ي 1990، متصديان تبليغلات وانمود مي‌كردند كه هيچ تأثيري بر روي جامعه ندارند و همه‌ي كاري كه آنان انجام مي‌دهند، تنها معرفي ماركي جديد و متقاعد نمودن مشتريان به خريد يك مارك تجاري به جاي مارك ديگر است. واضح است كه آنچه آنها مي‌گفتند، واقعيت نداشت؛ ولي با اين حال، اين مسأله را تأييد مي‌كرد كه اگر آگهي‌دهندگان به ظرافت‌هاي كار تبليغ توجه نكنند، از طرف رقبا تهديد خواهند شد.


    تا قبل از سال 1999، به نظر مي‌رسيد كه هيچ دانشمندي براي اقتصاد بازار باقي نمانده باشد. كمونيسم از بين رفته بود و سوسيال دموكراسي و محافظه‌كاري سنتي نيز رو به زوال بود. با گسترش باورنكردني «سراب شبكه جهاني اينترنت» و در حالي كه اقتصاد خام و ناآزموده‌ي سرمايه‌داري، جهان را به كلي فراگرفته بود، ديگر نيازي به ظاهرسازي نبود؛ تهيه‌كنندگان آگهي‌هاي بازرگاني مي‌توانستند آسوده باشند و به راحتي حقه‌هاي خود را بدون نگراني از انتقام توسط ديگران، به كار ببرند.


    براي فهميدن اين كه كدام نشان تجاري باعث مي‌شود كه يك كودك «داراي يك انتخاب درست» باشد، شركت S&S (ساعتچي و ساعتچي) همايشي تحت عنوان «بازاريابي براي كودكان» ترتيب داد كه شامل يك كارگاه تعاملي بود و در آن از كودكان استفاده مي‌شد. شركت‌هاي رقيب، كودكاني را در گروه‌هاي متمركزي قرار داده و محققان را به اتاق‌خواب‌ بچه‌ها مي‌فرستادند تا با آنها صحبت كنند.


    پيتر ميد رئيس شركت AMV اظهار مي‌دارد: «اين نسل از كودكان، بيش از هر نسل ديگري در طول تاريخ در معرض بمباران تبليغاتي قرار دارند». به طور متوسط، هر كودك در سال 000/18 آگهي تبليغاتي مي‌بيند. بودجه‌اي كه شركت‌ها براي يافتن راه‌هاي پرثمرتر جهت ترغيب كودكان به خريد خوراكي‌ها و اسباب‌بازي‌هاي مختلف صرف كرده‌اند، بيش از بودجه‌اي است كه كشور انگلستان براي يافتن راه‌هاي مفيدتر جهت آموزش خواندن و نوشتن به كودكان، صرف نموده است.


    زمان زيادي طول كشيد تا نتايج اين هجوم تبليغاتي به خوبي روشن شود. در دهه‌ي 1990، مطالعه‌كنندگان بازار دريافتند كه كودكان به بلوغ زودرس رسيده‌اند. دختران 7 ساله تقاضاي مواد آرايشي و سينه‌بندهايي كه البته در واقع نيازي هم به آن نداشتند، مي‌نمودند و پسران در سن 6 سالگي اسباب بازي لگو خود را كنار گذاشته و ديگر با آن بازي نمي‌كردند. مارتين فلس از شركت O&M مي‌گويد، بلوغ زودرس در انگلستان بسيار نگران‌كننده‌تر از ديگر كشورهاي پيشرفته است كه البته با توجه به روند لجام گسيخته تجاري‌سازي موجود، اين مسأله در مورد كودكان آنچنان هم تعجب‌آور نيست.


    علت به دست آمدن اين سود تجاري بالا از تبليغات بر روي كودكان، بسيار روشن است. كودكان زودباور و بسيار ساده و بي‌آلايش هستند. هر چه آنها بزرگ‌تر مي‌شوند، احتمال اينكه تحت تأثير تبليغات قرار بگيرند، كمتر مي‌شود و دليل اين امر كه مذاهب و نيز متصديان تبليغات بر مخاطب قرار دادن كودكان تأكيد دارند نيز همين است. ميد ادامه مي‌دهد:


    «چيزي كه در مورد كودكان فوق‌العاده است، اين است كه ذهن آنها تقريباً خالي است و لذا هر پيامي كه به ذهن آنها فرستاده شود، در حافظه‌شان مي‌ماند». كلگريو نيز گفتار او را تأييد مي‌كند و مي‌گويد: «كودكان بسيار راحت تحت تأثير تبليغات قرار مي‌گيرند. آنها به سرعت تبليغات را جذب مي‌كنند و ما اغلب مي‌توانيم از رابطه‌ي آنها با والدينشان استفاده كرده و كاري كنيم كه بچه‌ها با تكرار مكرر تبليغات، والدين خود را تحت تأثير قرار دهند.


    پس از پخش اين گزارش مستند، جنجال نسبتاً كوچكي به پا شد؛ ولي دست‌اندركاران تبليغات، با صحه گذاشتن بر آنچه مردم مي‌گفتند، همين شكايت‌هاي كم آنها را هم فرو نشاندند. عده‌ي كمي از والدين نگران استفاده‌ي ابزاري از كودكان‌شان به عنوان وسيله‌ي تكرار تبليغات تجاري بودند. با توجه به گزارش «انجمن مصرف‌كنندگان»، نيمي از والدين تصور مي‌كنند كه تبليغات بازرگاني باعث شده كه كودكان‌شان آن قدر غذا بخورند تا تشنه شوند و آنگاه بتوانند نوشابه بنوشند. مصرف نوشيدني‌هاي غيرالكلي از دهه‌ي 1950 تا كنون، 30 برابر شده است. مصرف شيريني‌جات نيز 25 برابر گشته است. از هر 4 كودك زير 4 سال، يك نفر اضافه وزن دارد من مي‌توانم موارد ديگري را هم ذكر كنم، ولي آيا گفتن همه چيز لازم است؟


    همه مي‌دانند كه ما با دادن زندگي‌اي پر از لذت‌هاي مختلف و متفاوت از زندگي والدين به كودكان، باعث نقص روند طبيعي رشد آنها شده‌ايم و تبليغات بازرگاني، تلويزيون، فروش زمين‌هاي بازي مدارس به سرمايه‌داران و ترس از جرم و جنايت كه همگي باعث شده‌اند كه كودكان درون خانه‌هايشان بمانند و كمتر بيرون بيايند، همگي به بر هم زدن اين روند طبيعي كمك مي‌كنند. اين خطر وجود دارد كه نسل بعدي، زندگي‌هاي توأم با بيماري و كوتاه‌تر از والدين‌شان داشته باشند.


    در اين شرايط، امتناع تزا جاول از ممنوع نمودن تبليغاتي كه هدف‌شان تأثيرگذاري بر كودكان است، كاپيتولاسيون ديگري در ايدئولوژي سرمايه‌داري است كه «هر محدوديتي را در بازار، زيان‌آور مي‌داند» و اين خود خيانتي ديگر است جاول 56 سال سن دارد و سياستمداري از حزب چپ ليبرال است. براي درك اين كه چرا او اين قانون را رد نمود، شما مي‌بايست نتايج تحول فكري بخش عظيمي از جناح چپ مربوط به نسل اول را مطالعه نماييد. وضعيت به وجود آمده، باعث شده است كه آنها حتي توان محافظت از فرزندان خود را نيز از دست داده‌اند.


    بسياري از اعضا بلندپايه‌ي حزب كارگر، رسانه‌هاي آزادي‌خواه (ليبرال) و بوروكراسي اداري، در دهه‌ي 60 و اوايل دهه‌ي 70 هنوز جوان و نوپا بودند. آنها شور انقلابي عصر خود را احساس كردند و خود نيز در مواردي در ايجاد اين شور سهيم بودند. هنگامي كه اين شور افول نمود و نارسايي‌هاي غيرقابل اجتناب، موفقيت‌هاي به دست آمده را تحت تأثير قرار داد، بسياري از مردم، تحت تأثير يك مردم‌گرايي ساختگي (دروغين) قرار گرفتند.


    در دانشگاه‌ها، يعني جايي كه بسياري از كودكان سال 1968 به آن پناه بردند، يك سازش آرام‌كننده با مصرف‌گرايي، شيوه و مد روز شده بود. اين آرامش اين گونه به وجود آمد: هنگامي كه ما جوان بوديم، تصور مي‌كرديم، علت اين كه توده‌هاي مردم هنگامي كه از آنها خواسته مي‌شد شورش كنند، از اين كار امتناع مي‌كردند، اين بود كه آنها توسط رسانه‌ها و تبليغ‌كنندگان به كلي شست‌وشوي مغزي شده و به اصطلاح ماركسيست‌ها، آنها «قرباني يك خودآگاهي كاذب» شده بودند. ما اكنون مي‌فهميم كه بسيار نخبه‌گرا بوده‌ايم. ولي آيا دموكرات‌تر و يا حتي راديكال‌تر نبوديم اگر اين گونه تصور مي‌كرديم كه توده‌ها از افراد هشياري تشكيل شده‌اند كه مي‌توانند انبوه تبليغات را ناديده گرفته و خود هر آنچه را مي‌خواهند از فروشگاه‌ها و شبكه‌هاي تلويزيوني انتخاب كرده و از آنها در جهت مقاصد ضد سيستم و مخرب خود استفاده كنند؟


    هنگامي كه اين بحث تازه شروع شده بود، مي‌توانستيم حرف‌هاي زيادي درباره‌ي آن بزنيم ولي اكنون مدت‌هاست كه اين بحث به شكل يك موضوع جزمي پذيرفته شده است. هفته‌ي گذشته كاتلين موران از مجله‌ي تايمز، با حالت شوخي اين موضوع را شرح مي‌داد كه چگونه يكي از دانشگاه‌هاي لندن كتاب محققانه‌اي! منتشر كرده بود تحت عنوان «سكس و شهر» كه شامل فصل‌هايي مثل «انزال و توانمندسازي: سكس و شهر و موج سوم فمنيسم» مي‌شد و در آن مطالبي از اين دست نوشته شده كه: «لباس‌هاي سامانتا بسيار تحريك‌كننده بوده و پوشيدن هر كفشي جذابيت و جلوه‌اي بهتر و تحريك‌كننده‌تر به او مي‌دهد »


    آنچه تايمز نگفته بود اين است كه مهملاتي از اين دست سال‌هاست كه توسط اساتيد دانشگاه‌ها نوشته مي‌شود. از زماني كه يك مفسر تلويزيوني نادان اعلام كرد كه حضرت مريم نيز يك فمنيست بزرگ بوده، معلمان نمي‌توانند اجازه دهند كودكان بدون مراقبت، در اين فرهنگ فاسد تربيت شوند. آنان به دنبال راه‌هايي جهت نشان دادن اثرات مخرب اين فرهنگ بوده‌اند.


    از ديگر سو آنها به همان جايي رسيده‌اند كه بازار آزاد جناح راست به آن رسيده است. از نظر جناح راست هميشه حق با مشتري است ولي از نظر جناح چپ، مشتري طغيان‌گر است و اين جناح هيچگاه نمي‌تواند يك مشتري خوب را چيزي غير از يك انسان تحت كنترل تصور نمايد. نتيجه اين مسأله به وجود آمدن تبعيض‌هاي مختلف است. به طور مثال شما فكر مي‌كنيد اين جملات را چه كسي مي‌گويد؟:


    «به خاطر خدا بياييد اين امر را فراموش كنيم كه چه كسي مالك چه چيزي است. چشم‌انداز آينده‌ي رسانه‌ها درباره‌ي نيروي زندگي‌ساز تصاوير و اطلاعات است؛ جايي كه ديگر هيچ كس يك تأمين‌كننده‌ي تنها (منحصر به فرد) نيست، زيرا تماشاگر متفكر، سخنگو و آزاد در فردگرايي مطلق خود تنها فرمانروا خواهد بود».


    اين سخنان مانند يك نطق آكادميك پست مدرن است كه پس از يك روز طولاتي تعريف و تمجيد از داستان‌هايي در مورد تجاوزكاري زنان همجنس‌باز ايراد شده باشد. او در واقع آندرو نايت است، هنگامي كه مدير اجرايي روزنامه‌ي رابرت ماردوخ بود. او در اين سخنان توضيح مي‌دهد كه چرا هيچ كس نبايد از اين كه كارفرماي او بر شبكه‌هاي تلويزيوني انگليس و بسياري ديگر از شبكه‌‌هاي تلويزيوني به دنيا آمده مسلط است، نگران باشد.


    در حالي كه كودكان هر روز چاق‌تر و كند ذهن‌تر مي‌شوند، چيزي كه هيچ يك از دو جناح نمي‌تواند بپذيرد اين است كه تبليغات تأثير خود را بر مخاطبين مي‌گذارد و لذا كودكان مي‌بايست در مقابل تبليغات محافظت شوند، درست به همان دليل كه مي‌بايست از آنها در مقابل سكس محافظت كرد. آنها آنقدر بزرگ نشده‌اند كه بتوانند برخورد درستي با تبليغات داشته باشند.


    در حالي كه حزب كارگر تلاش مي‌كند تا اوضاع خود را سروسامان دهد، بسياري از چهره‌هاي عاقل‌تر آن كم كم متوجه شده‌اند كه اين حزب، تنها اگر مسووليت مسائل كلاني را كه مردم در مورد تربيت فرزندان خود با آن مواجه هستند، بپذيرد، مي‌تواند به حزب ايده‌آل دولت تبديل شود.


    در قرن بيستم، ميزان رأي زنان به حزب محافظه‌كار بيشتر از مردان بود، چرا كه آنها فكر مي‌كردند كه حزب خانواده امنيت را براي آنان تأمين مي‌كند، اما در قرن بيست و يكم، حزب كارگر اگر بتواند خود را از زير جو فكري چپ‌گراي خود كه مي‌خواهد فرهنگ مبتذل خود را معقول و مردان تحت كنترل خود را انسان‌هايي متفكر جلوه دهد، رها سازد، مي‌تواند حزب مورد علاقه والدين شود.


    خارج شدن از زير اين جو، آن چنان هم مشكل نيست. آن چنان كه تجربه نشان مي‌دهد، هيچ كس سريع‌تر از پدران ليبرال آنها كه تأثيرات زيا‌ن‌بار ارزش‌هايي را كه آنها خود سال‌ها بر فرزندان‌شان تحميل كرده بودند مشاهده مي‌كنند، نمي‌تواند ذهنيت آنها را تغيير دهد.


     


    منبع: آبزرور The Observer ـ مارس 2004.

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 9 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ ما و ستاد فرماندهي جامعه‌ي مصرفي
    موضوع

     
    پيشنهادهايي براي مواجهه با رسانه‌هاي سرمايه‌داري


    نويسنده در اين مقاله ابتدا سعي كرده است تا تصويري از واقعيت فرهنگي غرب به دست بدهد. واقعيتي كه تحت تأثير رسانه‌ها و اقتضائات سرمايه‌داري پرسش‌ها و چالش‌هاي زيادي را براي زندگي انساني باقي گذاشته است. او با ترسيم راه‌هاي مختلف مواجهه با اين خلأ معنوي در نهايت رويكردي را پيشنهاد مي‌كند كه به نوعي تلفيق خودآگاهي و عدالت‌خواهي است. طرح ديدگاه‌هاي تومان شايد بهانه‌اي براي تأمل جدي‌تر در ديدگاه‌هايي باشد كه مي‌خواهند بدون يك ريشه‌يابي همه جانبه و فارغ از رويكرد اجتماعي به درمان دردها و خلأهاي معنوي بشر ـ حرف به مثابه فرد ـ بپردازند.
     
     
       ● نويسنده: اليزابت - تومان

    ارسال كننده: مدير سايت

    منبع: ماهنامه - سوره - 1383 - شماره 11، مهرماه  - تاريخ شمسی نشر 26/07/1383

     
     

    دهه 1950 سال‌هاي تبليغ رؤياي آمريكايي بود و من نيز مانند بيشتر كودكان طبقه متوسط آن سال‌ها با آرزوي تحقق چنين رؤياي بزرگ شدم. بعد از ظهرهاي شنبه كه مقابل تلويزيون مي‌نشستيم برنامه‌ي پر طرفداري به نام Industry on parade پخش مي‌شد كه با ديدن آن حيرت سراپاي وجودمان را فرامي‌گرفت. از ديدن اتومبيل‌هايي كه قطعه قطعه روي خط مونتاژ كامل مي‌شدند، سده‌هاي عظيمي كه رودخانه‌هاي خروشان را مطيع خود مي‌ساختند و لوازم خانگي شيك و چشم‌نوازي كه زندگي را براي مردم راحت‌تر مي‌كردند احساس غرور بر من مستولي مي‌شد و در انتظاري مشتاقانه فرو مي‌رفتم.


    آن روز كه رونالد ريگان با صداي گيرايش از برنامه‌ي Ge theater اعلام مي‌كرد پيشرفت، مهم‌ترين دست‌آورد ماست، به درستي درك نمي‌كردم جعبه جادو در اتاق نشيمن خانه صرفاً به سرگرم‌سازي اختصاص ندارد. در لايه‌هاي زيرين ادراك و ذهن من كم كم تصويري شكل مي‌گرفت كه مي‌گفت دنيا بايد چگونه كار كند: يعني هر چيزي كه نو باشد از كهنه بهتر است؛ علم و فن‌آوري بزرگ‌ترين ره‌آوردهاي بشري هستند و در آينده‌اي نزديك ـ به طور قطع زماني كه ديگر بزرگ شده‌ام ـ قدرت فن‌آوري براي مردم اين امكان را فراهم مي‌كند تا در دنيايي خالي از جنگ، فقر، جهل و كارهاي شاق زندگي كنند.


    من اين حرف‌ها را باور مي‌كردم زيرا مي‌توانستم تصوير آنها را ـ درست روي صفحه‌ي تلويزيون ـ ببينم. مع ذالك، ايده‌ي رؤياي آمريكايي به پيش از اختراع تلويزيون تعلق دارد. عده‌اي معتقدند ايده‌ي پيشرفت از زماني در ذهن بشر شكل گرفت كه انسان براي نخستين بار فهميد زمان يك پديده‌ي خطي است و نه دوري.


    ميراث اعتقادي يهوديان و مسيحيان به ظهور منجي‌اي كه انسان‌ها را به سرزمين موعود رهنمون مي‌سازد. به طور قطع الهام‌بخش ميليون‌ها انسان شد تا دنياي بهتري را براي نسل‌هاي پس از خود بسازد.


    در واقع، كساني مثل پيورتين‌ها در طلب سرزمين موعود به مستعمرات آمريكايي آمدند و دو قرن بعد واگن‌هاي سرپوشيده به همين نيت، مرغزارها را درمي‌نورديدند. آلكسيس دوتاكويل در سال 1835 گفت: آمريكاييان هيچ گاه از فكر كردن به چيزهاي خوبي كه به دست نياورده‌اند كوتاه نمي‌آيند و به همين دليل حتي در اوج خوشبختي نيز بي‌قراري مي‌كنند. سائق آنها به تحرك و پيشرفت از همان بي‌قراري مايه مي‌گيرد.


    قانون اساسي آمريكا هم تضمين نكرده تك تك ما خوشبختي را در آغوش گيريم فقط قول داده از تلاش و جست‌وجو براي حصول سعادت دست نكشد.


    ما در يك فرهنگ مصرفي غوطه‌وريم كه دائماً القا مي‌كند از آنچه كه اكنون داريم بيشتر بخواهيم. حال نكته اينجاست كه فرهنگ مصرف بدون اختراع دوربين و نهايتاً توليد انبوه تصاوير رسانه‌اي هرگز پا نمي‌گرفت.


     


    تكثير تصوير


    طبق توصيفي كه اوليور وندل هولمز در سال 1895 از عكاسي به عمل آورد اين اختراع قابل ملاحظه‌ترين دست‌آورد زمان خود است چرا كه به انسان امكان داد تجربه، تركيب، احساس يا شباهتي را از مكان و زمان خاصي منتزع نمايد و همچنان واقعي، قابل رؤيت و پايدار باشد. هولمز تعبير غلبه بر ماده را به كار مي‌برد و پيش‌بيني مي‌كند كه عكاسي: فيزيك ادراك را تغيير داده، نوع نگاه و درك مردم از دنياي پيرامون خود را الي الابد متحول كند. وي دقيقاً مي‌گويد ظهور اين فن‌آوري نو سرآغاز دوراني است كه اهميت تصوير مقدم بر موضوع (شي) شده و در واقع شي‌ء به امري دور انداختني تبديل مي‌شود. استوارت اوئن، تصوير با به پوست دنيا تعبير كرده كه عكاسي اين پوست را كنده و به قيمتي ناچيز به مردم مي‌فروشد.


    اما امواج پياپي فن‌آوري انجماد حقيقت ـ ابتدا عكس، سپس گرامافون و دوربين فيلمبرداري ـ تنها چند مورد از تحولات متعدد قرن نوزدهم است كه زمينه را براي فرهنگ تصويري امروزين دوران ما فراهم ساخت. چرخ‌هاي صنعت روز به روز سرعت توليد انبوه كالاهاي مصرفي را بالا برد و به طور هم‌زمان، اوقات فراغت موجود براي استفاده از آن فرآورده‌ها و درآمد قابل مصرف را ـ كه براي خريدن آن فرآورده‌ها ضروري بود ـ افزايش داد. طولي نكشيد كه سلامت اقتصاد به گسترش دائمي كالاها، فرآورده‌ها و خدمات وابسته شد. براي نمايش اين وفور نعمت جديد آمريكا فروشگاه‌ بزرگ راه انداختند و چنانچه تاد گيتلين، منتقد رسانه‌ها مي‌گويد: توليد، بسته‌بندي، بازاريابي، تبليغات و فروش با شروع قرن جديد عملاً از هم تفكيك‌ناپذير شدند.


    تصاوير تجاري با هجوم سيل‌آساي خود مصرف‌گرايي را ساده و راحت به موج مهاجران خارجي به آمريكا و هزاران روستايي كه با رؤياي ثروتمند شدن به شهر، مي‌آمدند آموزش مي‌داد. تبليغات روشي بود براي آشناسازي توده‌ها با چرخه‌ي بازار، مقتضيات كار در كارخانه و كار ماشيني. يعني به قول ادوارد اي فيلن، غول فروشگاه‌هاي بزرگ بوستون: به مردم مي‌آموختند در عصر ماشين چگونه مثل انسان رفتار كنند. در دنيايي كه تبحر در كار معنايش را از دست مي‌داد. اطاعت و توجه به ظواهر اهميت بيشتري مي‌يافت. شهرها پر از بيگانه شده‌اند پس تبليغات در مورد چگونه پوشيدن، چگونه رفتار كردن و چگونه ظاهر شدن در انظار ديگران براي كسب تأثير و پرهيز از طرد شدن در اجتماع دستورالعمل صادر مي‌كند.


    قبول داريم كه معيار زندگي آمريكايي به كارهاي سخت و شاق براي عده‌اي پايان داد اما به هر حال از همه بهايي را ستاند: مصرف‌گرايي. كار با جدا شدن از معيارهاي استادي و تبحر صرفاً به ابزاري براي پول درآوردن بدل شد تا كالا و سبك زندگي مقبول اجتماعي، احترام و حتي اعتبار خريداري شود. استورات اوئن مي‌گويد: در تبليغات مي‌بينيم كه از كيفيت كالاهاي مورد فروش حرفي به ميان نمي‌آيد و بيشتر درباره‌ي زندگي مردمي كه مخاطب آگهي‌ها هستند، سخن مي‌گويند.


    در سال 1934 كميسيون ارتباطات فدرال بر تبليغات به عنوان پايه و اساس اقتصادي سيستم خبرپراكني راديويي نوپاي كشور صحّه گذاشت و به اين ترتيب فاتحه همه چيز خوانده شد. گويندگان اوليه قول داده بودند براي برنامه‌هاي تربيتي، پوشش برنامه‌هاي مذهبي و اخبار وقت فراواني اختصاص دهند تا جايي كه عبارت معروف: منفعت، آسايش و ضرورت عمومي بر سر زبان‌ها افتاده بود اما طولي نكشيد كه صنعت پي برد وقت پول است و هر دقيقه را بايد به حساب آورد. از زماني كه حكم رقابت آزاد مبني بر اينكه كه بهتر است پول كسب شود تا از دست برود جاري شد سيستم خبرپراكني تجاري آمريكا پا به عرصه وجود گذاشت. ولي شكوفايي فرهنگ تصويري تا دهه‌ي 1950 طول كشيد و دليلش تلويزيون بود.


    تلويزيون در دهه‌ي 1930 اختراع شد اما تا سال‌ها كسي فايده كاربردي براي آنها تصور نمي‌كرد. همه راديو داشتند حتي دو يا سه تا كه اخبار، برنامه‌هاي ورزشي و سرگرمي‌هاي جالبي را در همه جاي منزل پخش مي‌كرد. در آخر اگر از معروف‌ترين و پرطرفدارترين برنامه‌هاي راديو نيز خسته و دل‌زده مي‌شديد سينما نزديكتان بود. اكثر مردم دست كم هفته‌اي يك مرتبه به سينما مي‌رفتند.


    پس چه كسي به تلويزيون احتياج داشت؟ در واقع هيچ كس. در سال 1950 اقتصاد بود كه حاجتش به تلويزيون افتاد و به اين اختراع دخيل بست. پس از جنگ جهاني دوم، اقتصاد كه مي‌خواست چهره و تصوير زندگي در جامعه‌ي مصرفي را نخست به آمريكاييان ـ و سپس به مابقي دنيا ـ نشان دهد دست به دامن تلويزيون شد. كسي اعتراض نكرد زيرا همه مي‌انديشيدند كه اين هم پيشرفت است.


     


    قيمت پيشرفت چند است؟


    كاله لاسن از بنيانگذاران مجله طرفدار محيط زيست و ناقد رسانه‌هاي كانادا موسوم به Adbusters است. وي درباره‌ي نحوه‌ي شروع وابستگي مردم به تلويزيون و استمرار آن تا امروز با هر بار روشن كردن گيرنده‌هايشان اين گونه توضيح مي‌دهد: ما حريم خانه‌هايمان با صنعت تبليغاتي تجاري در به يك معامله شيطاني مبادرت ورزيده‌ايم: سيل بي‌پايان از برنامه‌هاي رايگان را براي ما پخش مي‌كند و در عوض به اجازه و رضايت خود ما دوازده دقيه از هر يك ساعت را به تبليغ مصرف‌گرايي مي‌پردازد. آگهي‌هاي تبليغاتي روي اعصاب‌مان راه مي‌رفت اما در ازاي برنامه‌هاي مجاني كه تلويزيون برايمان مي‌ساخت و پخش مي‌كرد اين بهاي اندك قابل اغماض بود. اما در معامله‌ي خود با تبليغات‌چي‌ها از يك چيز غافل مانديم و آن اين بود كه برنامه‌ي كارشان نهايتاً در جان و روح تلويزيون حلول كرد. ما به قدرتمندترين ابزار ارتباطات كه تا به حال اختراع شده مجال داديم ستاد فرماندهي جامعه‌ي مصرفي ما شود و زندگي و فرهنگ را آن گونه كه روزگاري خانواده، جامعه و ارزش‌هاي معنوي تعريف مي‌كردند، تعريف كند.


    منظورم اين نيست كه به محض ديدن آگهي تبليغاتي يك دستمال توالت جديد مقدر است به فروشگاه هجوم برده و مارك جديدش را بخريم. آگهي‌هاي منفرد اكثراً چنين تأثير مستقيمي ندارند. چيزي كه رخ مي‌دهد يك تأثير تراكمي است. هر آگهي نقش خود را در فروش يك سبك زندگي مصرفي كامل ايفا مي‌كند. استيفن گري يك مجري تبليغاتي است. وي در شماره‌ي اخير آورده است: وقتي كه آگهي كاغذ توالت آميخته با ساير آگهي‌هاي تلويزيوني، تبليغات مجله‌اي، راديويي و تابلوهاي اعلانات براي مواد شوينده، شلوار جين، خودروهاي آخرين مدل، سيگار، نوشابه‌هاي غيرالكلي، غلات و رايانه به ما مي‌رسد تأثير جمعي آنها اين است كه همگي به ما خريدن را آموزش مي‌دهند. اين كه هميشه احساس نارضايتي و كمبود كنيم مگر آنكه جديدترين‌ها و بهترين‌ها را بخريم.


    ما همچون اسلافمان در آغاز قرن به سرعت ياد گرفتيم براي آنچه كه به دست نياورده‌ايم جوش بزنيم و هويت‌مان را نه از چيستي و كيستي يا نحوه‌ي تعامل‌مان با ديگران بلكه از دارايي و خريدهايمان اخذ كنيم. نسل‌هاي گذشته به انحاء مختلف ـ فتح اقيانوس‌ها، استقرار در زمين، ايجاد جامعه‌ي مدرن، حتي تفوق از طريق عقايد و اعمال مذهبي ـ در زندگي و عصر خود به دنبال معنا بودند و ما از طريق مصرف، از طريق افزودن بر خريدهايمان به آن جست‌وجو ادامه مي‌دهيم. ديگر روي كره زمين نقطه‌ي نامشكوف و نامفتوحي نمانده الا پهنه‌ي بي‌كران مركز خريد محله.


     


    غلبه بر مادي‌گرايي


    اين نقيضه‌ي مدرن باقي است: در حالي كه تعداد اندكي از ما ماشين رختشويي اتوماتيك خود را با يك تخته‌ي رخت‌سابي يا كامپيوتر را با يك خط‌كشي مهندسي تعويض مي‌كنيم، مع ذلك از هيچ كس نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم تصاوير گذشته تصوري از آينده به ما بدهند. ما بايد معامله‌اي را كه انجام داده‌ايم به رسميت شناخته و مسووليت جامعه‌اي را كه آفريده‌ايم بپذيريم.


    براي خيلي‌ها امروزه اسطوره‌ي پيشرفت لنگان لنگان رو به توقف مي‌رود. كند شدن اقتصاد يكي از نمونه‌هاي رنج بشر است. اقتصاد داراي چرخه‌هاي رونق و ورشكستگي (افت و فرود) است. اما حتي اگر يك فرمول جادويي بتواند رشد باثبات اقتصادي را تضمين كند ما ديگر بضاعتش را نداريم. محدوديت‌هاي مادي را كره زمين تعيين كرده است، لذا بهره‌برداري نامحدود به بهانه‌ي پيشرفت را ديگر نمي‌توان ادامه داد.


    پيشرفت واقعي، آن است كه به سوي يك سبك زندگي تجديدپذير مادي حركت كند، به طوري كه جوابگوي نيازهاي مادي، معنوي و عاطفي همه ـ و نه بعضي از ـ مردم جهان باشد و زيستن در صلح و آزادي را براي آنها ممكن سازد. مهم‌ترين هدف ارتباطات در چنين نظامي جمع كردن و آشتي دادن مردم است. بنابراين فروش تنها بخشي از كاركرد آن مي‌شود و نه كل آن.


    فجايعي مانند چرنوبيل و لكه‌ي نفتي آلاسكا سؤالات دشواري را درباره‌ي تأثيرات اجتماعي بلندمدت نوآوري‌هاي تكنولوژيكي مطرح مي‌كنند. آسيب‌هاي ناشي از مواد مخدر، جنايت و بي‌خانماني در آمريكا همان اصولي را تهديد مي‌كند كه جوامع انساني بر اساس آنها شكل گرفته و شكوفا مي‌شود.


    در عين حال، رويدادهاي جهاني سال 1919 ـ فروپاشي امپراتوري شوروي، مبارزه براي اثبات هويت ملي، حتي ظهور دولت‌هاي بنيادگرا در اكثر نقاط جهان سوم ـ شاهدي است بر علاقه‌ي روزافزون و روبه‌رشد به ارتباطات معنادار به علاوه‌ي پيشرفت مادي و سياسي.


    ما به هر ترتيب در دنيايي جديد زندگي مي‌كنيم كه در اطرافش چشمان گرسنه‌اي به دموكراسي‌هاي غربي دوخته شده كه مدت‌هاي درازي است قول آزادي و فراواني نعمت داده‌اند ـ وعده‌هايي كه رسانه‌ها به نحو وسوسه‌انگيزي دامن زده‌اند. اما پشت ويترين هوس‌انگيز فرهنگ رسانه‌اي يك شكاف رو به گسترش پنهان است. غرب يا شرق، شمال يا جنوب، تصوير چشمك‌زن و رقصان رسانه‌ها پنجره‌ي ما رو به دنيايند، اما با اوضاع زندگي روزمره‌ي ما هر روز كمتر از ديروز ارتباط دارند. واقعيت با تصوير هماهنگ نيست ولي فرهنگ تصويري هنوز استمرار دارد.


    ما هرگز زندگي در دنياي تصاوير را متوقف نخواهيم كرد اما مي‌توانيم وضعيت واقعي تصويري را تشخيص داده و با آن درآويزيم و اين ممكن است به عنوان نوعي بحران اواسط زندگي ـ بحران هويت ـ تعريف شود. در برابر چنين بحراني سه واكنش را مي‌توان پيش‌بيني كرد:


    1ـ انكار: اميد به اين كه اگر مسأله‌اي را ناديده بگيريم خود به خود حل خواهد شد يك واكنش طبيعي است. اما همه چيز روبه راه است! راه حل نيست.


    2ـ حذف: برخي از منتقدان معتقدند آنها مي‌توانند از كليدها و دكمه‌هاي تلويزيون خود براي حذف فرهنگ تصويري استفاده كنند و به ديگران توصيه مي‌كنند تلويزيون را خاموش نمايند. اما يك فرهنگ كامل و تمام عيار را نمي‌توان خاموش كرد.


    انسان تشنه‌ي معناست و زماني كه بين واقعيت و تصوير هم‌گرايي نباشد تشنگي او بيشتر مي‌شود. عده‌اي در مواجهه با چنين وضعيتي، بي‌ثمر مي‌كوشند تشنگي خود را مخفي كنند و براي اين كار با پناه بردن به مواد مخدر، الكل و اعتياد از هر نوعي كه باشد با خودشان تصفيه حساب احساسي مي‌كنند.


    3ـ مقاومت: يك ضدفرهنگ وجود دارد كه به طرز شگفت‌انگيزي فعال است و سخت مي‌كوشد خطرات اتكاي افراطي به فرهنگ تصويري را گوشزد كند. اما عيب‌جويي و انتقاد بدين شيوه بالذات منفي است و صداي اين منتقدان همچون فريادي است در برهوت.


    ما به جايگزيني مثبتي نيازمنديم. من نامش را گذاشته‌ام آگاهي رسانه‌اي ـ تشخيص و نقش رسانه‌ها در شكل دادن زندگي و عميق‌ترين احساسات و انديشه‌هاي ما ـ كه گام مهمي است. سه گام اول كه در بالا ذكر كردم براي آغاز كار در اين فرآيند ابزارهاي ساده اما مؤثري در اختيار مي‌گذارند. هر چند آنها اقداماتي مبنايي به نظر مي‌آيند اما ريشه‌ي آنها در ژرف‌ترين حالات انسان است كه بوديسم به آن مراقبه مي‌گويد: آگاهي، بررسي دقيق، پرسش و هوشياري حتي يك تلاش جزئي براي هوشياري مي‌تواند استفاده روزانه از رسانه‌ها را معنادارتر كند. هوشياري به ما امكان مي‌دهد لذت ناشي از يك آلبوم جديد را درك نموده و سپس آن را خاموش كنيم تا بر بالين خواب كودكمان برايش قصه بخوانيم.


    هوشياري يعني لذت بردن از سريال‌هاي خنده‌دار تلويزيوني هم‌زمان با به چالش كشيدن آگهي‌هايي كه ما را براي خريدن به تور مي‌اندازد.


    هوشياري به ما امكان مي‌دهد تا حتي رويدادهاي ورزشي پايان هفته را به يك اجتماع متشكل از چندين نسل تبديل كنيم. اما آگاهي رسانه‌اي در صورت تحقق هم فقط گام اول محسوب مي‌شود. سرانجام، هر تلاش معنادار حقيقي براي غلبه بر فرهنگ تصويري مؤيد اين خواهد بود كه اشيا مادي نمي‌توانند خلأ عاطفي و معنوي را پر كنند.


    جامعه، ما را متقاعد ساخته كه خوشبختي در آن سوي صندوق پول است و بدين طريق يك فرصت خريد به ما فروخته است. براي خنثي كردن توهماتي كه فرهنگ تصويري دامن مي‌زند بايد با سؤالات عميق‌تري كلنجار برويم: مرز دقيق خواسته‌ي من و آنچه كه همه بايد در جامعه داشته باشند كجاست؟ چه چيزي مصلحت عموم است؟


    يا به تعبير گاندي: چگونه‌اي جامعه‌اي بيافرينيم كه نياز همه‌ي انسان‌ها به قدر كافي برآورده شود و جايي براي حرص نباشد؟


    هزاران سال پيش فيلسوفي از يك غار توهم نوشت كه اسيران انساني در آنجا با سيلي از تصاويري كه پيش چشمانشان رژه مي‌رفتند مسحور مي‌شدند در حالي كه از واقعيت بيرون از غار در غفلت بودند. اين استعاره‌ي پيامبرگونه پاسخ را در دل خود داشت. ما را به يك بار ديگر به نور فرا مي‌خوانند.

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 9 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ وسواس و اسراف مدعيان دينداري در غير مال
    موضوع


     
     
       ● نويسنده: مهدي - امينيان

    منبع: روزنامه - رسالت  - تاريخ شمسی نشر 11/08/1387

     
     

    گفتيم كه از اساسي ترين احكام عقلي و مقولات و مفاهيم ديني مورد تاكيد ائمه اطهار (عليهم السلام) و مرشدان و هاديان ديني، حفظ و رعايت اعتدال و ميانه‌روي در تمامي امور و اجتناب شديد از افراط و تندروي يا تفريط و كندروي بوده است. نيز گريزي به بحث اسراف و زياده روي و بررسي معناي لغوي، حدود و عوامل اسراف پرداخته و سپس به بررسي و تبيين عوامل اسراف مبادرت ورزيديم. تاكنون چهار عامل خودنمايي، تربيت غلط خانوادگي، فساد اخلاقي و تقليد را مورد بررسي قرار داده و هم‌اينك به بررسي عامل پنجم يعني وسواس اقدام مي نماييم.


     


    وسواس


    حضرت امام خميني(ره) در كتاب چهل حديث خويش در بيست و پنجمين حديث به “ وسواس” و علاج اين حالت مي‌پردازند. ايشان، اين مبحث از چهل حديث را با روايتي از امام صادق (ع) چنين آغاز مي كند:


    عبدالله بن سنان مي گويد: ” براي امام صادق‌(ع) از مردي كه در وضو و نماز به وسواس مبتلا بود، ياد كردم و گفتم كه او مردعاقلي است، امام صادق(ع) فرمود: چه عقلي براي اوست و حال آن كه از شيطان پيروي مي كند؟ از آن حضرت پرسيدم كه چگونه شيطان را پيروي مي كند؟ حضرت فرمود: ” از او سوال كن اين حالت كه به او دست مي دهد از كجا مي آيد؟ خواهد گفت: [ اين حالت] از عمل شيطان است. ”‌


    وسواس يكي از شايع ترين اختلالات و بيماري‌هاي رواني است و متخصصان روان شناسي و روان پزشكان تعاريف گوناگوني را از اين بيماري ارائه داده اند. اين بيماري شامل فكر، احساس يا تصورات عود كننده و مزاحم براي شخص است كه در او ايجاد اضطراب مي كند. در نتيجه تعادل فرد به دنبال اين بيماري به هم مي خورد و او در سازگاري با محيط دچار مشكل مي شود. از نظر روانكاوان نيز وسواس يك بيماري ناخودآگاه است كه اختيار و آزادي را از فرد سلب مي كند و او را وامي دارد تا رفتاري را برخلاف ميل و خواسته اش انجام دهد. اگرچه اكثر بيماران به بيمارگونه بودن رفتارشان آگاهي دارند ولي قادر به رها شدن از آن نيستند. ‌


    علامت اساسي اختلال شخصيت وسواسي- جبري شامل نظم گرايي، كمال گرايي و كنترل رواني است. افراد مبتلا به اين اختلال تلاش مي كنند تا از طريق توجه دقيق به موازين، جزئيات ريز، فهرست‌ها و برنامه ها بر همه امور كنترل داشته باشند. آنها داراي دقت افراطي اند، كارها را تكرار مي كنند، به جزئيات توجه فوق العاده دارند و به طور مكرر اشتباه احتمالي را كنترل مي كنند. آنها نسبت به اين حقيقت كه اطرافيانشان در برابر تاخيرها و ناراحتي‌هايي كه از اين رفتار ناشي مي شود دلخور مي شوند، توجهي ندارند. مثلا وقتي چنين افرادي فهرستي از كارهايي را كه بايد انجام دهند گم مي كنند به جاي اين كه با كمك گرفتن از حافظه لحظاتي را صرف بازنويسي فهرست آن كارها كنند و به انجام آن كارها بپردازند، زمان زيادي را صرف جستجوي آن فهرست مي كنند. براي كارها زمان كافي تخصيص نمي دهند و مهمترين كارها براي لحظه آخر گذاشته مي شود. افراد مبتلا به اين اختلال به بهانه كنار گذاشتن فعاليت هاي تفريحي، اوقات خود را به طور مفرط وقف كار و بهره وري مي كنند، ممكن است تمركز زيادي بر كارهاي روزمره خانگي داشته باشند (مثلا تميز كردن مفرط و تكراري منزل.) اين افراد در مورد مسائل اخلاقي يا ارزش ها به طور افراطي وظيفه شناس، جدي و انعطاف ناپذير هستند و ممكن است خود و ديگران را مجبور كنند كه در عملكرد از اصول اخلاقي خشك و معيارهاي خيلي سخت پيروي كنند. آنها در مورد اشتباهات خود از خود به طور بي رحمانه انتقاد مي كنند. اين افراد گرفتار نظم افراط گونه اي هستند كه بر تمام روابطشان سايه مي اندازد. ‌


     


    القاي شيطان


    وسوسه و شك از القائات شيطان است، همان طور كه طمانينه و خلوص و ثبات از الطاف خداوند رحمان مي باشد.


    توضيح آنكه قلب انسان داراي دو وجه مي‌باشد: وجهي به دنيا مربوط است و وجهي به آخرت. هر گاه وجه دنيايي در قلب، نيرومند شد و يكسره به آباداني دنيا پرداخت و به لذت هاي دنيايي مشغول گرديد، القائاتي شيطاني در آن پيدا مي شود كه همه منشا خيال ها و گمان هاي باطل خواهند بود، دراين حالت اراده نيز تابع اين القائات مي شود و در ادامه، اعمال انسان نيز شيطاني مي شوند و طبعا وسوسه، شك، ترديد و خيال هاي باطل در بدن موثر واقع مي شوند. متقابلا هر گاه انسان متوجه آباداني امور آخرت گردد و به عالم غيب و ملكوت توجه نمايد، حالت استغاثه، اطمينان و طمانينه در قلب ايجاد مي شود و در نتيجه اعمال ظاهر و باطن بر موازين حكمت و عقل صورت خواهند گرفت. متناسب اين مقوله روايتي از امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا (ص) است: “ نيست مومني مگر اينكه براي قلبش دو گوش است، گوشي كه در آن فرشته مي‌دمد و گوشي كه در آن شيطان وسوسه كن مي دمد، خداوند مومن را به فرشته تائيد مي كند. ”


     


    مغايرت با احكام ديني


    وسوسه و وسواس از القائات و اعمال شيطان است، شاهد بر اين ادعا آن است كه اين كار با احكام دين و آثار و اخبار اهل بيت سلام الله عليهم اجمعين، مغايرت دارد.


    مثلا هنگامي كه كيفيت وضوي رسول خدا(ص) را در روايات مورد بررسي قرار داده، و اين نحوه وضو گرفتن را با وضو گرفتن افراد مبتلا به وسواس مقايسه كنيم، چگونه مي توان اين دو را منطبق نمود؟ وضوي افراد وسواسي بر فتواي كدام فقيه منطبق است؟


    نكته جالب اينكه بسياري از افراد وسواسي در امور دين و اعتقادات مذهبي، اين وسواس را تنها در امور غير مالي كه هيچ هزينه يا هزينه مستقيم براي ايشان ندارد اعمال نموده و در مسائلي چون خمس، زكات، ديات، كفارات و نذر ها و... بدون هيچ‌گونه وسواسي از پرداخت ريالي بيشتر امتناع ورزيده و مدعي شرع و عمل دقيق بدان مي‌شوند. !!!‌


    چگونه است كه افراد وسواسي از هر گونه طعامي استفاده كرده و در استفاده از طعام و طهارت و پاكي آن و شبهه ناك بودن يا نبودن آن دقت لازم را مبذول نمي‌كنند اما پس از خوردن غذا دست و دهان خود را به خاطر همان حالت وسواس آب مي‌كشند! اگر اهل طهارت واقعي هستند، چرا به حلال و حرام بودن غذا مقيد نيستند؟


    لذا همان‌طور كه گفته شد، وسواسي بودن از بيماريهاي رواني است كه اضافه بر هدر دادن عمر و فرسودن اعصاب و قواي روحي و جسمي، از موجبات و ريشه هاي اسراف محسوب مي شود.


    به عنوان نمونه، ممكن است كسي در موضوع ضيافت و پذيرايي از ميهمان، دچار وسواس باشد كه با وجود تهيه غذايي مناسب براي ميهمان، باز هم مرتب از اينكه نكند به طور شايسته از او پذيرايي به عمل نياورده باشد، دچار ناراحتي شود و به دنبال آن در جهت فراهم كردن سفره اي پر‌خرج و سنگين، به ورطه اسراف و تبذير درافتد.


    و نيز كسي كه در نوع پوشش، از كفش و لباس و يا وسايل و لوازم منزل دچار وسواس است، همواره در انديشه تعويض و تبديل به احسن به سر مي برد و با مشكل، از داشتن نوع معيني از لباس و يا وسيله زندگي راضي مي شود و هميشه فكر مي كند، آنچه دارد در خور او نيست و با شان او مناسبتي ندارد. اين گونه افراد، وقتي براي خريد هم به بازار مي روند، تا جان خود و همراهانشان را به لب نرسانند، به چيزي براي خريداري رضايت نمي دهند و مجبورند اوقاتي از عمر گرانبهاي خود را در پاساژها و مغازه ها و در حال خريد به سر ببرند و ناگفته پيداست كه در اين ميان چه بلايي بر سر اموال و سرمايه زندگي خويش وارد مي آورند.


    همين طور شخصي كه دروضو يا غسل گرفتار وسواس است، خيال مي كند با اين عمل وضو و غسلش بهتر و كامل تر انجام مي گيرد و چه بسا اعمال ديگران را نيز باطل فرض مي كند؛ ولي توجه ندارد كه خود اين عمل، مخالف سيره رسول اكرم است؛ زيرا بر طبق روايات معتبر، آن حضرت براي تمام اعمال وضو، تنها سه مشت آب به مصرف مي رسانيد. و نيز مفاد روايات درباره غسل، حاكي است كه صرف رسيدن آب و جريان آن بر پوست بدن كفايت مي كند. ولذا آنچه را وسواسي اعمال مي كند، چيزي جز اسراف و تبذير نخواهد بود و در حديثي حضرت امام صادق (ع) مي فرمايند:.


    خداوند فرشته اي دارد، كه اسراف در وضو را مانند دشمني با خدا ثبت مي نمايد. 


    و همچنين ممكن است، بعضي در مورد نظافت شخصي دچار اين عذاب روحي باشند و در حال استحمام و يا شستن لباس ها و ظروف غذا و مانند آن، گرفتار حالت وسواس باشند و بدين وسيله، اين نعمت عظيم خداوندي و مايه حيات را به نابودي بكشانند.


    بنابراين، اسراف و تبذير بخصوص در مصرف آب، كه امروزه صرفه جويي كامل در آن، از ضرورتهاي حيات انساني است، از ثمره هاي تلخ وسواس و از نتيجه هاي ناگوار آن به شمار مي آيد.



     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی یک شنبه 9 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :42
    •    
    •   
    • 20  
    • 21  
    • 22  
    • 23  
    • 24  
    • 25  
    • 26  
    • 27  
    • 28  
    • 29  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------