هدیه مخابراتی به رزمندگان

یکی از راه های اتباطی رزمندگان با پشت جبهه در سالهای دفاع مقدس، ارسال تلگراف بود که در آن سالها هنوز رواج داشت. عکسی که می بینید، برگه ویژه ارسال تلگراف به صورت صلواتی است که از سوی موسسه کیهان در مقطعی در اختیار رزمندگان حاضر در مناطق جنگی قرار می گرفت.

این یادگاری تاریخی، یادآور حال و هوای روزهایی است که در اکثر خانه های تهران، تلفن وجود نداشت و گاهی ده ها نفر از رزمندگان در یک محل، به تلفن یک خانه یا مغازه زنگ می زدند تا صاحبخانه یا مغازه دار به خانه رزمنده رفته و آن ها را خبر کند تا بیایند و با عزیزشان مکالمه کنند. در چنین اوضاعی، تلگراف یک راه کم زحمت تر برای تماس با خانواده بود


هدیه
[ سه شنبه 29 مهر 1393  ] [ 1:55 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

شهیدی که جبهه را به تحصیلات‌عالیه ترجیح داد

خادم الشهداء؛ هرچه خانواده اسرار کردند او جبهه را برگزید و در جواب آنها گفت: جوانان این مملکت و دوستانم در جبهه ها هستند و از این کشور دفاع می کنند ، شایسته نیست من به دانشگاه بروم. حضرت امام ، جنگ را محور می داند و ما مطیع امر امام و رهبرمان هستیم.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 29 مهر 1393  ] [ 9:16 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

درسی از ایستادگی

زندگی نامه شهید بهنام محمدی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 29 مهر 1393  ] [ 9:13 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

"رییس جمهور" در کنار "رییس جمهور"

عکسی که می بینید در اواسط دهه ۶۰ و در قطعه ۲۴ از بهشت زهرای تهران گرفته شده است. در عکس، آیت الله خامنه ای، رییس جمهور وقت کشورمان در کنار مزار شهید "محمدعلی رجایی" رییس جمهور پیش از خود ایستاده اند.

"محمدعلی رجایی" در انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده در دوم مرداد ماه ۱۳۶۰ با کسب ۱۲ میلیون و ۷۷۰ هزار و ۵۰ رای، به رییاست جمهوری رسید. وی ۳۷ روز بعد، به دست گروهک تروریستی رجوی، به شهادت رسید. پس از آن، انتخابات ریاست در ۱۰ مهر ماه ۱۳۶۰ برگزار شد و "آیت الله سیدعلی خامنه ای" که هنوز از آثار جراحت عملیات تروریستی در "مسجد ابوذر" رنج می برد، با کسب ۱۵ میلیون و ۹۰۵ هزار و ۹۸۷ رای به عنوان سومین رییس جمهور اسلامی ایران انتخاب شد.


رهبرم
[ دوشنبه 28 مهر 1393  ] [ 7:44 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

توشه ی بهشت

به گزارش خادم الشهداء ، در سال های دفاع مقدس، بسیاری از جوانانِ ایرانی، ساک هایی خاک آلود و کوچک در اتاق های خود داشتند که در عرض کمتر از پنج دقیقه، پر می شد از چند تکه لباس زیر و جوراب و سجاده ای و کتاب دعایی و روی دوش هایی جا می گرفت که سنگین ترین مسئولیتِ تاریخ را بر دوش داشتند.

در سال های دفاع مقدس، بسیاری از جوانانِ ایرانی، ساک هایی خاک آلود و کوچک در اتاق های خود داشتند که در عرض کمتر از پنج دقیقه، پر می شد از چند تکه لباس زیر و جوراب و سجاده ای و کتاب دعایی، و روی دوش هایی جا می گرفت که سنگین ترین مسئولیتِ تاریخ را بر دوش داشتند.ساک هایی رنگ و رو رفته و وصله پینه دار، که بارها، به همراه پلاک و چند تکه لباسِ خاکی رنگ و آغشته شده به خون، به عنوان آخرین میراثِ یک رزمنده، به خانواده اش تحویل داده می شد تا با اشک چشم مادرانِ بی پسر شده و زنان بی همسر شده شسته شوند.

تصویر زیر، در اواسط دهه شصت شمسی و در حاشیه یک آیین اعزام رزمندگانِ داوطلب به جبهه ها، در تهران گرفته شده است. ساک های محقر و سبک بارِ پنج بسیجی، در کنار هم قرار گرفته و گل هایی که توسط مردمِ بدرقه کننده به صاحبان آنان اعطا شده است، رویشان خودنمایی می کند و کیسه نایلونی حاوی یک جفت پوتین و پرچمی سرخ(احتمالا منقش به ذکرِ شریف یا حسین شهید(ع)). این همه توشه ای است که فرزندان روح الله، برای سفری که به سوی بهشت در پیش دارند، با خود می برند.


توشه
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:49 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات1 ]

دوباره در شهر عطر علی آقا پیچیده

به گزارش خادم الشهداء ، به بهانه بیست و هفتمین یادواره سردار شهید علی چیت سازیان و 100 شهید واحد اطلاعات و عملیات لشگر 32 انصارالحسین ، ذکر یادی میکنیم از این سردار بی بدیل لشگر انصار الحسین :

شنیده بود که عده ای هوای شهر زده به سرشون. بلند شد و ایستاد مقابل جمع. کیپ تا کیپ توی سوله اطلاعات عملیات آدم نشسته بود.
ـ بچه ها حتماً می دونید که حکم اموال و اجناس وقفی چیه؟
ـ می دونید که یک قرآن، یه مهر، یه کتاب، یه سجاده که وقف یه مسجد یا حسینیه باشد، باید اون قدر اونجا بمونه یا لاشه اش را بیرون ببرند یا اصلاً گم بشه و…
ـ من و شما وقف جبهه هستیم. نائب امام زمان هم واقف ماست.
باید تا آخر عمر اینجا بمونیم که یا میون این بیابان ها گم بشیم و یا …
صورتا از اشک خیس شد. شده بود مجلس روضه امام حسین(ع).
دیگه لام تا کام، کسی از برگشتن به زندگی و شهر حرف نزد.

جلسه توجیهی برای شروع شناسایی توی روستای چنگوله تمام شد. همه را که توجیه کرد، از محل جلسه زد بیرون و رفت پشت دیوار. من هم کنجکاویم گل کرده بود. تعقیبش کردم، دیدم با خودش حرف می زند. نهیب می زند، کلنجار می رود و دعوا می کند.
صمیمیت با او، به من جسارت داد تا بپرسم: «علی آقا چیزی شده؟»
اولش طفره رفت و جواب نداد. صمٌ بکم نشسته بود و صورتش را میان دستانش پنهان کرد.
دوباره اصرار کردم: «چی شده علی؟»
با پافشاری من جواب داد: «گاهی آدم فکر می کنه کسی شده، شیطان هم همین را می خواد. توی جلسه شیطان داشت قلقلکم می داد! باید مراقبت کنیم؛ الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عیناً ابدا»

 

سروده ای در رثای علی چیت سازیان

 

ای علی ای آیت عشق و صفا
ای خلیل آسا تبر آهیخته
ای سمند عشق و تقوی کرده زین
هاله ی نوری که بر جانت نشست
مرد میدان حماسه، مرد دین
سبز پوش عرصه پیغمبری
سایه آسا در کمین بنشسته ای
آفتابی، شعله ی سوزنده ای
در تو پرواز کبوترها پراست
مست صهبای حقیقت بوده ای
شاهدی بر ما و چرخ روزگار
روزگاری جمع در روز تو بود
باغ هستی زیب از نام تو یافت
صبر بنیان ظفر بودی تو را

***

رهنورد خط سرخ کربلا
شعله بر بنیان بت ها ریخته
عازم رزم سپاه مشرکین
کشتی اصحاب تاریکی، شکست
باخته در مسلخ جان نرد دین
کرده ره جویان حق را رهبری
راه دزدان حقیقت بسته ای
همچو درس عشق آموزنده ای
جان تو عشاق را آبشخور است
کاین چنین سر بر در حق سوده ای؟
ما و ننگی ها و چرخ روزگار
شرمگین مهر از تب و سوز تو بود
مرد و مردی کام از جان تو یافت
در پناه او مفر بودی تو را

 

گرد راهت توتیای چشم ماست
شهر در هجران تو سوزد هنوز
شهر با بوی تو مستی می کند
شمع ها گریان آن پروانه اند
با جنون حق چه ننگت است عاقلی
با تو پیمان خدایی محکم است
گر چه از ما رخت غم بربسته ای
نور چشمی چشمه چشمان عشق
پرتوی از شمس حق چون با تو بود

 
  از غبار او ضیای چشم ماست
جامه از دیبای غم دوزد هنوز
در فراقت چیره دستی می کند
عاقلان مدهوش آن دیوانه اند
بر ندای عشق سنگ است عاقلی
آن یکی بی ادعایی محکم است
در حریم دیدگان نشسته ای
سرو آزادی ز شهرستان عشق
راز دالان های هستی می گشود

 


علی آقا
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:48 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

به مادرم گفتند به این بچه دل نبند

به گزارش خادم الشهداء ، شهید عباسعلی(سعید) مختاری، در سال 61 در مرحله مقدماتی عملیات رمضان در شرق بصره آسمانی شد و پیکرش سال‌ها به عنوان میهمان صحرا و ستاره‌های آسمان بود که نهایتا به تلاش‌های کمیته جستجوی مفقودین و تبادل شهدا به میهن اسلامی بازگشت.

 این شهید بزرگوار در 28 بهمن 87 طی مراسمی که مصادف با اربعین شهادت امام حسین(ع) بود به عنوان شهید گمنام تشییع در محوطه دانشگاه پیام نور تهران آرام گرفت و نهایتا با تلاش‌های مرکز تحقیقات ژنتیک نور دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) سپاه شناسایی و احراز هویت شد. جمشید مختاری برادر این شهید سرافراز در گفت و گو با خبرنگار ما به بخش‌های جالبی از زندگی برادر شهیدش اشاره کرد.

برادرم در روستای کرچگان از بخش باغ‌بهادران در شهرستان زرین شهر اصفهان به دنیا آمد. زندگی‌اش سرشار از جریان‌ها و حوادث مختلف بود. اصلا از همان روزی که سعید به دنیا آمد با همه متفاوت بود. در لحظه‌ای که متولد شده بود یک چیزی مانند نقاب پوستی روی صورتش  قرار داشت که دهان و بینی‌اش را پوشانده بود. ترس همه‌ی ما را برداشته بود. فکر می‌کردیم که بچه عیب و ایرادی دارد.

با حالت نگرانی که در خانواده به وجود آمده بود؛ دنبال پدر بزرگم فرستادیم. پدر بزرگم مرد فاضل و قرآن‌خوانی بود و معتمد روستا. زمانی که وارد خانه شد و صورت بچه را با همان وضع و حال دید، قنداق بچه را در بغلش گرفت و نقاب را از چانه‌اش بالا کشید و صورت بچه کاملا پیدا شد. ترس ما به امید بدل شد. بعد رو به مادرم گفت که به این بچه دل نبند چرا که در راه اسلام به شهادت می‌رسد.

دوران ابتدائی و راهنمایی را همانجا در روستای کرچگان خواند اما چون عمه‌ام ساکن آبادان بودند برای ادامه تحصیل پیش آنها رفت. در آبادان تا مقطع دیپلم ادامه تحصیل داد. از آنجایی که بازی فوتبالش خوب بود توانست در تمرینات تیم صنعت نفت آبادان شرکت کند و یکی از بازیکنان ثابت این تیم شد.

قبل از سال 56 فعالیت‌های سیاسی‌اش شدت گرفته  در همین زمان‌ها بود که اعلامیه امام(ره) را از قم و تهران به روستا می‌آورد و در میان مردم توزیع می‌کرد. ژاندارمری و نیروهای طاغوت به شدت دنبالش بودند که دستگیرش کنند اما زرنگ‌تر از این حرف‌ها بود و توانسته بود بارها از دست‌شان فرار کند.

 برای مثال یک بار از همان پاسگاه ژاندارمری کرچگان آمده بودند که دستگیرش کنند. پدرم مرد تنومندی بود و توانسته بود جلوی آنها را بگیرد و سد راهشان شود. هنگامی که مامورین وارد حیاط شدند پدرم با چشم به من اشاره کرد و من سریع به داخل اتاق سعید دویدم و دیدم که سعید مشغول جمع کردن اعلامیه‌ها و پنهان کردن آنهاست. به سرعت از روی پشت‌بام خودش را به داخل کوچه رساند و از آنجا به داخل مزرعه رفت تا دست نیروهای ژاندارمری بهش نرسد.

فعالیت‌های انقلابی سعید در همان روستا در حال شدت گرفتن بود تا اینکه در 22 بهمن ماه که انقلاب به پیروزی رسید. در همان شب 22 بهمن با یکی از دوستان شهیدش به نام جمشید غلامی، از همان بلند گوی مسجد روستا اعلام می‌کنند که انقلاب پیروز شده است و با فریادهای الله اکبر روستا را پر می‌کنند. کدخدای ده که آدم طاغوتی و شاه‌دوستی بود به داخل مسجد می‌رود و سعید و رفیقش را به باد کتک می‌گیرد.

سعید با فرمان امام(ره) مبنی بر تشکیل سپاه پاسداران به مسجد سید اصفهان می‌رود تا به عضویت سپاه دربیاید. از آنجایی که برادرم مشکل خدمت سربازی داشت عضویتش را قبول نمی‌کنند و سعید به ناچار مجبور می‌شود تا ابتدا به خدمت سربازی برود. به تهران می‌آید و از همانجا برای خدمت سربازی به ارتش معرفی ‌می‌شود و با اینکه دل‌خوشی از ارتش نداشت به ناچار اعزام را می‌پذیرد و برای آموزشی به پادگان شفیع‌خانی میاندوآب معرفی می‌شود.

بعد از پایان دوران آموزش برای خدمت به امیدیه اهواز می‌رود و در آنجا علی‌رغم روحیاتی که سعید از آن‌ها برخوردار بود او را نگهبان لوله‌های نفت آغاجاری می‌کنند اما زمانی که به مرخصی می‌آید از طریق چند تن از دوستانش و با بسیج مسجد سید اصفهان به لشگر 14 امام حسین(ع) می‌رود.

 سعید در جبهه فرمانده گروهان شهید خلیلی گردان امام سجاد(ع) می‌شود و در 15 خرداد 1361 پس از مجروحیت در عملیات بیت المقدس و سپس بهبودی نسبی در 23 تیر 1361 در مرحله اول عملیات رمضان در شرق بصره به شهادت می‌رسد و همان موقع به ما خبر می‌دهندکه مفقود شده و این انتظار ما 31 سال طول کشید تا اینکه هفته پیش خبر شناسایی‌شدنش را در یکی از دانشگاه‌های پیام نور تهران به ما ‌می‌دهند.

 


دل
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:48 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

اولین‌مسئول‌آموزش‌نظامی‌حزب الله

شهید ابوالقاسم کحالی متولد ۱۳۳۴در تهران است. سالهای پیش از انقلاب با آگاهی و بیداری به مبارزه با رژیم شاهنشاهی پرداخت و در راه اندازی مبارزات علیه شاه نقش به سزایی داشت.

پس از ورود حضرت امام(ره)به شهر قم بعنوان محافظ امام راحل در رکاب آن بزرگوار بود و همزمان با تشکیل سپاه پاسداران به عضویت آن درآمد.

پس از گذراندن دوره های مختلف به علت مهارت و تخصصش به عنوان مربی و مسؤل آموزش درضمینه تاکتیک جنگ های نامنظم و کلاسیک در دانشگاه امام حسین(ع)مشغول به خدمت شد, به طوری که تعداد زیادی از نیروهای موثر در حال خدمت کادر سپاه و رزمندگان از سراسر کشور توسط او آموزش داده شده اند.

شهید کحالی به علت جایگاه حساسش در امر آموزش در زمان عملیات خود را به مناطق عملیاتی جنوب و غرب می‌رساند تا در عمل نیز شاگردان خود را آزموده و خود نیز کنار آن‌ها درحفظ پدافند منطقه تلاش می‌نمود و بعد از انجام فعالیت میدانی مجدداً بر خلاف میل باطنی به دانشگاه امام حسین(ع) بر می‌گشت.

 


این شهید بزرگوار در عملیات‌هایی همچون بیت المقدس و فتح المبین و .... و مناطق عملیاتی همچون سر پل ذهاب - بازی دراز- گیلانغرب و.... شرکت داشت؛ به طوری که خاطرات زیادی از رشادت‌هایش در ذهن دوستانش نقش بسته.

وی درسال ۶۱ با توجه به فرمان حضرت امام (ره) تحت عنوان قوای محمد رسول الله(ص) به همراه جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان به لبنان رفته و اقدام به آموزش نظامی و...اولین نیروهای حزب الله لبنان برای مقابله با رژیم غاصب اسراییل می‌نماید که در طول این سال‌ها به فیض جانبازی نایل آمد.

در سالهای پس از جنگ به عنوان اولین افراد به همراه جناب آقای دکتر حسن کامران (نماینده محترم مردم شریف اصفهان در مجلس شورای اسلامی‌) به تحصیل در رشته جغرافیای سیاسی نظامی پرداخت وبا مسئولیت‌های گوناگونی از جمله مسئول آموزش نظامی و مسئول آموزش دانشکده علوم فنون و مسئول ایثارگران و معاونت مالی و اداری دانشکده جغرافیای سیاسی نظامی دانشگاه امام حسین(ع) و ... به انجام وظیفه پرداخت و نهایتا ماموریت در نیروی قدس را پذیرفت و این ماموریت سخت پلی شد تا ابولقاسم کحالی نیز به یاران دوران جنگ بپیوندد.

سردار شهید کحالی بعد از رشادت‌ها و ایثارگری های فراوان در ۲۳/۷/۷۳ در ایام شهادت حضرت زهرا(س) در محور عملیاتی مهاباد توسط افراد ناشناسی به فیض شهادت نایل آمد.

از این شهید بزرگوار دو فرزند به نام‌های محمد‌باقر و محمد‌جواد به یادگار مانده که هر دو در درس و زندگی موفق هستند.


حزب الله
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:38 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

پیشنهاد یک صاحب‌هنر به متولیان فرهنگی

"امیرحسین صاحب هنر" در اول فروردین ۱۳۴۶ در کاشان چشم به جهان گشود. مردم ایران به واسطه عکس زیبایی که از آخرین روزهای زندگی اش بجا مانده است، چهره او را به خوبی می شناسند.

"امیر حسین" در ۲۷ مرداد ۱۳۶۱ در شرق بصره شربت شهادت نوشید. از او وصیتنامه ای باقی مانده است که در بخشی از آن، درخواستی دلسوزانه از متولیان فرهنگی کرده است. درخواستی که نشان می دهد، علی رغم تصور غالب، در سالهای دهه ۶۰ نیز، آنگونه که باید و شاید، فضای فرهنگی حاکم بر شهرها، در شان یک جامعه انقلابی و مشغول به جهاد نبوده است. در وصیتنامه "امیرحسین صاحب هنر" که در ۲۵ رمضان به رشته تحریر درآمده است آمده:

"چرا هنوز دیوارهای شهر که هرجای آن از خون شهیدان رنگین است خالی است؟ چرا شما سخنان امام را نمی نویسید؟ چرا کوچه ها از سخنان امام و از عکس شهدا خالی است؟ مسئولیت شما سنگین است و باید این مسئولیت را به نحو احسن انجام دهید و نگذارید که دشمنان ما سوء استفاده کنند و از واحدهای فرهنگی سپاه و جهاد و ارگانهای دیگر تقاضا می کنم به عنوان یک برادر کوچکتر سخنم را گوش بگیرند و در ماه یا هفته یک روز را به عنوان تبلیغات در شهر اعلام کنید و از مردم تقاضا کنید که با رنگ زدن شهر حال تازه ای به شهر بدهند و چشم دشمنان اسلام را کور و روح شهدا را با این عمل خود شاد کنند.

من از روی دلسوزی به جامعه این ها را می نویسم و از شما می خواهم که هیچ وقت امام را تنها نگذارید و از پشتیبانی روحانیت اسلام دست برندارید که به والله مسئولید"


پیشنهاد
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:38 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

بازگشت شهید مستند ساز پس از ۲۸سال

یادواره شهدای قرآنی از اوایل سال ۱۳۹۲ با همت سازمان قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ آغاز و طی آن ۱۱۴ شهید قرآنی تهران بزرگ شناسایی و هیئات قرآنی دیدار با خانواده‌های معظم این عزیزان را آغاز کردند.

یکی از شهدای بزرگوار قرآنی تهران شهید «عباس نورایی» است. وی از معلمان قرآن آموزش و پرورش بود که در کنار تدریس قرآن در آموزش و پرورش جلسه‌ای هم برای تربیت جوانان و نوجوانان برگزار می‌کرد.

وی قاری و حافظ قرآن کریم بود و اکنون فرزندش هم حافظ کل قرآن است.

 


از جمله اقدامات ارزشمند این شهید والا مقام راه‌اندازی هیئت «مکتب قرآن و ولایت» است که هنوز هم توسط همرزمان و شاگردان وی برگزار می‌شود.

این شهید بزرگوار در ۲۷ بهمن‌ماه ۱۳۶۴ در عملیات والفجر هشت و در منطقه فاو برای شکستن محاصره گردان حمزه از دست دشمن وارد عمل شد و به شهادت رسید. پیکر مطهر ایشان پس از ۲۸ سال به میهن بازگشت.

در این گزارش فیلم مستند این شهید بزرگوار که با همت سازمان قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ تهیه و تولید شده را با هم می‌بینیم.


بازگشت
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:36 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

وصیت یک شهید به زنان خانواده‌اش

در ایام شهادت چهارمین شهید محراب، «آیت الله اشرفی اصفهانی» وصیت‌نامه این مرد الهی را مروری دوباره خواهیم داشت. بزرگمردی که امام راحل در وصف او فرمودند «شهید عزیز محراب این جمعه ما، از آن شخصیت‌هایی بود که اینجانب یکی از ارادتمندان این شخص والامقام بوده و هستم.»

وصیت‌نامه احقر عباد اله واحوجحم الی رحمت الله عطاء الله اشرفی اصفهانی

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد خاتم النبیین و علی الائمه المعصومین و علی جمیع الانبیاء والمرسلین والملائکه المقربین و الشهداء و الصالحین مادامت السماء والارض و لعنه الله علی اعداء محمد و آل محمد من الان الی یوم الدین و بعد فقد قال الله سبحانه و تعالی یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیر الوصیه للوالدین و الاقرین بالمعروف حقا علی المتقین.

برحسب وظیفه شرعیه که به عهده هر فرد مسلم و مؤمن و مسلمه و مؤمنه است که باید قبل از مرگ وصیت کند این چند جمله را این بنده عاصی و محتاج به رحمت خالق علام من باب وصیت در این ورقه ذکر می‌کنم، درحالت صحت و سلامتی بدن و عقل.

و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و هو حسبی و نعم الوکیل و انا اشهدا الله و اشهد جمیع انبیائه و رسله و ملائکته و جمیعه خلقه بانه عز اسمه و جل جلاله و عظمه شأنه لا اله الا هو الحی القیوم السمیع البصیر و ان محمداً صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و ان خاتم النبین و ان علیا امیرالمؤمنین و سید الوصیین و انه وصی رسول الله و وزیره و خلیفته من بعده و ان فاطمه الزهراء سید نساء العالمین و ان الائمه من ولدهما الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسین بن علی و الحجه بن الحسن المهدی الامام المنتظر علیهم سلام الله و برکاته و رحمته و رضوانه مادامت حیا و مادامت السموات و الارض هم ائمتی و سادتی و اشهدا ان الموت حق و الجنه حق و النار و ان الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور و امنت بجمیع انبیائه و رسله و کتبه و ملائکته.

اللهم صلی علی محمد و آله محمد یا من یقبل الیسیر و یعفو عن الکثیر اقبل متی الیسیر و اعف و عنی الکثیر انک انت الغفور الرحیم و اسئلک یا رب بمحمد و آله صلواتک علیه و علیهم و بدم الحسین ان تعفو عنی و تغفرلی و ترحمنی و تستر عیوبی فی الدنیا و الاخره یا کریم یا رحیم و یا رئوفاً بعباده المومنین.

و بعد، به سه نفر بنده‌زاده‌ها حاج آقا حسین و حاج آقا محمد و آقا احمد دو نفر صبیه‌ها عزت آغا و عصمت آغا وصیت می‌کنم به تقوی و پرهیز از گناه و عفت و پاکدامنی و مودت و دوستی با هم و حفظ کردن ناموس‌های آنها امر حجاب را و اقامه نماز در اوقات خود و سایر واجبات شرعیه و اینکه حقیر را در هر حالی از دعاهای خیر وطلب مغفرت ورحمت فراموش نکنند و آنها را به خدا می‌سپارم و دختر و عروس و نوه و همشیره‌های حقیر اگر رعایت حجاب اسلامی را نکنند مورد نفرین واقع می‌شوند در حال حیات و ممات و خداوند بصیر و خبیر است به اعمال ماها و مدفن این جانب در تخت فولاد اصفهان قراردهید ان شاء الله تعالی.

الاحقر عطاء الله اشرفی اصفهانی


شهیدمحراب
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:35 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

مواظب مادرت باش

دخترم: 
1- دخترم! باید با دیگران فرق داشته باشی، یعنی از نظر ادب، شخصیّت، متانت، معنویت و از نظر علمی به درجات عالی برسی. 
2- قرآن را از مادرت بیاموز. 
3- از همه مهم تر اینکه به مادرت احترام بگذار، زیرا مادرت در تمام سختی ها با تو بوده است؛ با گریه ات گریه و با خنده ات خنده می کرد. مواظب مادرت باش، من هم برای شما دعا می کنم.
قسمتی از وصیت نامه شهید سید محمود موسوی


دخترم
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:35 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

تنها

عکسی که می بینید، مزار سرباز شهیدی است از اهالی روستای قلعه جیق بزرگ از توابع شهرستان گمیشان از استان سرسبز گلستان. سرباز "دوردی کمی" معروف به "عزار محمدکمی"در روز ۲۲ تیرماه ۱۳۶۷، یعنی پنج روز پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به شهادت رسیده است. یعنی درست در پرالتهاب ترین روزهای دفاع مقدس که ارتش عراق، حمله سراسری را جدیدی را به مرزهای غربی و جنوبی کشور آغاز کرد.

تنهایی و غربت این مزار در آرامستان روستا، دقیقا یادآور تنهایی و غربت ایران اسلامی و رزمندگان در آخرین روزهای جنگ است. روزهایی که رژیم بعث عراق، با حمایت ده ها کشور و با پشتیبانی هر دو ابرقدرت شرق و غرب، حمله ای سنگین و سراسری را به ایران آغاز کرد.

آن روزها جبهه های جنگ به دلیل تحریم های ناجوانمردانه در غربت و کمبود بسیاری بسر می برد و تمامی کسانی که در آن روزها جبهه های جنگ را درک کرده اند، بر حال و هوای متفاوت و مظلومیت رزمندگان در جبهه ها اذعان دارند.

شادی روح این شهید مظلوم و غریب و دیگر شهدای "گمیشان" که کمتر از آنان یاد و نامی هست، صلوات


شهید
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:29 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

فرزند رییس پیشین مجلس خبرگان

آیت الله "علی‌اکبر فیض آلنی" که در میان ایرانیان به "آیت الله مشکینی" شهرت دارد، از معلمان اخلاق در حوزه علمیه قم و شاگردان شناخته شده حضرت امام خمینی بود که پیش از آیت الله"مهدوی کنی" ریاست مجلس خبرگان رهبری را بر عهده داشت.ایشان در مرداد 1386 پس از سال ها مبارزه در معارک جهاد اصغر و جهاد اکبر ، رخت از جهان بست و به دیار باقی شتافت.

کمتر کسی در ایران اطلاع دارد که آن روحانی مبارز و وارسته، فرزندی جانباز داشت که درست یک سال پس از وفات پدرش، بر اثر جراحات جنگ، شربت شهادت نوشید.

"جواد فیض مشکینی" در 16 سالگی، به عنوان بسیجی و داوطلبانه به جبهه های جنگ اعزام شد و در لشکر ۱۷ علی ابن ابی طالب (ع) به مجاهدت پرداخت. ایشان در جزیره مجنون از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به درجه جانبازی نائل گردید . وی مدت ها در آسایشگاه جانبازان امام خمینی(س) تهران بستری بود. مزار او که تصویر آن را می بینید، در گلزار شهدای شهر قم قرار دارد.

شادی روحش صلوات

ادامه مطلب
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:19 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

توبه‌نامه یک شهید

دستخط زیر از سردار شهید جواد عنایتی از دلاوران و مخلصان واحد اطلاعات و عملیات لشکر ۱۴ حضرت امام حسین علیه السلام هست که در حین عملیات کربلای پنج و بر اثر حملات شیمیائی دشمن به شهادت رسیدند.


توبه
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:17 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

مراقب خون شهدا باشیم

[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:16 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

چهار پسرم را دادم تا ...

[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:14 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

روایت شهادت نوعروسی با نارنجک

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دشمنان کشورمان همواره از روش‌های مختلف برای براندازی و ایجاد آشوب و ناامنی درون شهرها استفاده می‌کردن. یکی از این روش‌ها ترور شخصیت‌های تاثیر‌گذار انقلاب توسط منافقین بود.
 
این گروهک با شناسایی و زیر نظر گرفتن خانواده‌های انقلابی و ارسال نامه‌های تهدیدآمیز به درب منزل، از چهره‌های انقلابی می‌خواستند از فعالیت‌های خود در راستای پاسداری از انقلاب اسلامی دست بکشند،در غیر این صورت کشته شده و خانه‌شان به آتش کشیده خواهد شد. یکی از قربانیان ترور، شهیده «منیره سیف» نام دارد. او اول مهرماه سال 1338 در شهرستان «نهاوند»همدان متولد شد.
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی گروهی به جذب دختران انقلابی و آنهایی که برای به ثمر نشستن انقلاب فعالیتی انجام داده بودند پرداخت.از آن‌جایی که فعالیت‌های این گروه در راستای حمایت از امام خمینی (ره) و انجام فعالیت‌های عبادی و سیاسی بود،منافقین تاب تحمل حضور او را در این گروه نداشتند.برای همین منافقین کوردل با ارسال چند نامه تهدید به ترور کرده بودند و به او گفته بودند که «دست از حمایت امام و انقلاب بردار، و گرنه تو را ترور می‌کنیم.» که او توجه‌ای به نامه‌های تهدیدآمیز آن‌ها نکرد.
 
«حاج ابراهیم سیف» که خود یکی از رزمندگان افتخارآفرین هشت سال دفاع مقدس است، نحوه شهادت دخترش را این گونه روایت کرده است: «منیره، دختر نوعروسم که فقط 17 سال سن داشت، عاشق ولایت و حضرت امام خمینی (ره) بود و برای پیروزی انقلاب و ورود حضرت امام به ایران در روزهای قبل از انقلاب، روزه و خیرات نذر کرده بود و با پیروزی انقلاب، جذب کارهای فرهنگی، تربیتی و قرآنی در بسیج شد. منافقین کوردل او را به خاطر عقیده‌اش و حمایت از امام و انقلاب توسط آن‌ها با نارنجک ترور کردند.»
 
شهید منیره سیف، شب 12 شهریور ماه سال1360 در حالی که پدر و برادرش همراه یکدیگر در جبهه غرب مشغول مبارزه با دشمن بودند بر اثر پرتاب نارنجک به داخل حیاط منزلشان به شهادت رسید.
 
چگونگی لحظه شهادت:
 
«هنگامی که منافقین از حضور نداشتن مردی در منزل این شهید اطمینان پیدا می‌کنند،به درب منزل آنها می‌روند و پس از در زدن و باز شدن آن توسط این شهید، نارنجکی را به داخل حیاط پرت می‌کنند.شهید منیره سیف در پی این اقدام منافقین برای اینکه به دیگر اعضای خانواده که در منزل هستند آسیبی نرسد، با فداکاری خودش را روی نارنک می‌اندازد و پس از انفجار آن به فیض شهادت نائل می‌آید.»


شهیده
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:11 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

نوشته امام خمینی (ره) به یک شهید قبل از شهادت

حسین اسدی (برادر دو شهید) روز ۲۶ مهرماه سال ۱۳۸۸ درمنطقه «پیشین« از توابع زاهدان به همراه سردار نورعلی شوشتری به شهادت رسید.

منطقه کویر،سال ۶۳ تعدادی از خانواده‌های شهدای استان کرمان را برای دیدار با حضرت امام خمینی(ره) به تهران بردند. به خانواده‌ها اعلام شده بود که یک عکس از شهید خود را همراه بیاورند که حضرت امام امضا کنند.

حسین اسدی هم که از از اعضای خانواده‌های شهدا بودند نیز، در این دیدار حضور داشتند. ایشان یک عکس از خودشان را لا به لای عکس شهدا می‌گذارند و حضرت امام(ره) هنگام امضای عکس‌ها؛ به عکس حسین که می‌رسند با اینکه صاحب عکس را مقابل خود می‌بینند؛ روی عکس می‌نویسند: خداوند این شهید مسعود را رحمت فرماید.

حسین اسدی (برادر دو شهید) روز ۲۶ مهرماه سال ۱۳۸۸ درمنطقه «پیشین« از توابع زاهدان به همراه سردار نورعلی شوشتری به شهادت رسید.

حسین اسدی‌ خانوکی فرزند علی‌اکبر سومین شهید خانواده خانوکی است که در سال ۱۳۳۹ در شهر خانوک از توابع شهرستان زرند به دنیا آمد.

وی حضوری فعال در صحنه‌های مختلف و از جمله تظاهرات در دوره انقلاب اسلامی داشت و پس از پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی به میدان‌های نبرد حق علیه باطل عزیمت کرد و سپس در آبان ‌ماه سال ۱۳۶۰ عضو رسمی نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.

با عضویت در سپاه پس از مدتی عازم مناطق جنگی شد و با شروع عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس در عملیات‌های فتح‌المبین و بیت‌المقدس به همراه دو برادر شهیدش حضوری فعال داشت.

وی در مسئولیت‌های متعددی در ستاد «منطقه ۶» سابق سپاه و لشکر ۴۱ ثارالله در زمان جنگ و بعد از آن خالصانه خدمت کرد. از جمله مسئولیت‌های وی می‌توان به مسئول دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در لشکر ۴۱ ثارالله و همچنین مسئول دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در قرارگاه قدس و معاون تبلیغات و روابط عمومی قرارگاه قدس اشاره کرد و در این مدت به عنوان سرباز فداکار ولایت در عرصه‌های فرهنگی خدمات ارزشمندی از خود به جای گذاشت.

وی در کنار خدمت در سپاه به عنوان بسیجی فعال و مخلص با حوزه مقاومت خانوک و هیئت‌های مذهبی آن منطقه همکاری فعالی داشت و برگزاری چند همایش برای شهدای منطقه خانوک از اقدامات فرهنگی این سردار شهید سرافراز اسلام است.

با آغاز ناامنی‌ها در منطقه شرق کشور و شروع مأموریت قرارگاه قدس، حضور مشتاقانه وی در این مناطق برگ دیگری از دفتر زندگی وی به ثبت رسید و توانست با حضور خود و استقرار خانواده در شهر زاهدان به حمایت از انقلاب و ایجاد وحدت بین برادران شیعه و سنی گامی موثر برای دفاع از حکومت اسلامی بر دارد و تا اینکه در اوایل طلوع ۲۶ مهر ماه ۱۳۸۸ دعوت حق را لبیک گفت و به شرف شهادت نائل آمد.

در آستانه سالروز شهادت حسین اسدی خانوکی؛ یاد و خاطر ایشان را گرامی می‌داریم.


شهید اسدی
[ یک شنبه 27 مهر 1393  ] [ 7:10 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

گفتگوی منتشر نشده با یک شهید بعد از 30 سال

به گزارش خادم الشهداء ، آنچه می خوانید مصاحبه ی سردار شهید«محمد تیموریان» فرمانده گردان یارسول(ص) لشکر ویژه خط شکن 25 کربلااز شهرستان آمل است که در بهمن ماه سال 1362 توسط تبلیغات لشکر 25 کربلا تهیه شده است. این گفت و گو با ویرایش جزئی در ادامه می آید.
* ضمن معرفی خود بفرمائیداز کدام شهر اعزام شده اید و مسئولیت شما در اینجا چیست؟


ادامه مطلب