آرایشگاه فرشتگان آسمانی

[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 1:32 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

اگر در این راه کشته شوم

[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 1:31 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

با آزمایش‌های ژنتیکی/هویت گمنامی دیگر شناسایی شد

پیکر پاک شهید بزرگوار «علی فرج‌پور حقه» از طریق آزمایش DNA شناسایی شد.

 به گزارش پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی مفقودین و شهدای گمنام، پیکر پاک شهید «علی فرج‌پور حقه» فرزند اسدالله از طریق آزمایش DNA شناسایی شد.
این شهید بزرگوار فروردین سال 44 در تبریز متولد شد و پس از عضویت در بسیج، از طریق لشکر 31 عاشورا به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل اعزام گشت که طی آن در اسفندماه سال 62 در عملیات خیبر در جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
پیکر شهید فرج‌پور پس از سال‌ها با همت گروه‌های تفحص شهدا کشف و در آذرماه سال 91 مصادف با 28 محرم به عنوان شهید گمنام در دانشگاه علوم پزشکی همدان تشییع و به خاک سپرده شد. اکنون هویت این شهید معظم با تلاش پژوهشگران ژنتیک شناسایی و به خانواده او اعلام شده است.
طبق برنامه اعلام‌شده، خانواده شهید گرانقدر «علی فرج‌پور» در هشتم مهر ماه برای نخستین‌بار بر سر گلزار او حاضر خواهند شد.

 

علی فرج‌پور حقه


شهید گمنام
[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 1:09 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

منتخبی از دست نوشته های دانش آموزان در راهیان نور

قسمتي از دل نوشته فرزانه باباقسمي از دبيرستان شفق

سلام به شهدا، سلام به شلمچه و سلام به فكه آمده ام تا شهداي به خون غلتيده را ببينم .. نمي داني چه دنيايي است، تا اشكهايت به تصاوير گره نخورد نمي تواني نسيم معطرشان را حس كني كسي نيست كه يا مقلب القلوب و الابصار را به همراه شهدا روي مجنون ترين خاك زمين بخواند و چشمانش روشن نشود. نخسين روزهاي بهار همنفس شديم با عطر شهداء تا تدبير كارهايمان درست شود و درآسمان زلالشان پرواز كنيم تا متحول شويم كه اين همان احسن الحال است.

قسمتي از دل نوشته كبري بندي از دبيرستان توحيد

نجواي ذره ذره هاي خاك شلمچه ،چزابه ،طلائيه ، فكه و ديگر جاهها در گوشم است ... اينجا متفاوت از هركجايي بود كه ديده بودم همه مي گويند ما ميهمانيم و و شهدا ميزبانند مگر مي شود كسي در ميهماني خودش نباشد مگر مي شود ميزبان چيزي را كه از او مي خواهيم ندهد محال است . اي شهدا با شما پيمان مي بندم كه راهتان را ادامه دهم اما در سنگري ديگر كه در وصيت خويش نگاشته بوديد كه : خدايا جسم را به خاك و روح را به تو و آيندگان مي سپارم ، اي شهيد تورا دوست دارم به خاطر همه ساده زيستن ها و ايثارت و به خاطر گمناميت به خاطر تن بي سرت كه آن را فداي اعتقادت كردي به اميد آن روزي كه دوباره در شلمچه با توتجديد پيمان كنم

قسمتي از دل نوشته خديجه سليماني از دبيرستان فجر

سلام بر نخل هاي بي سر ،سلام بر شهداي كربلاي ايران ، شهدا آمده ام كه چگونه زيستن را بياموزم آمده ام كه از مظلوميت و رشادهايتان بشنوم آمده ام تا مكاني كه خونهاي پاك و مطهرتان در آن جا جاري شده ببينم آمدهام تا ببينم كه كربلاي ايران همان كربلاي حسيني است ... وقتي كه با پاي برهنه برخاك طلايي طلائيه قدم نهادم و با شما درد و دل كردم احساس خوبي داشتم وقتي از رشادتها و دليري شما شنيدم احساس شرم كردم نمي دانم ميهمان خوبي بودم يا نه ولي اين را مي دانم كه شما ميزبان خوبي بوديد ولي وقتي گفتند كه شما دعوت شدگان شهداء هستيد احساس غرور كردم و با خودم گفتم آيا واقعاً من لياقت ديدار شهداء را دارم ؟. وقتي كه دستان خود را روي خاك شلمچه و طلائيه قرار دادم با خود عهد بستم كه اي شهيد سرخي خونت را با سياهي چادرم حفظ خواهم كرد.

قسمتي از دل نوشته سولماز صالحي از دبيرستان فجر

سلام به خون شهيدي كه براي في سيبل الله به روي اين خاك ها ريخته شده ... مي دانم كه لايق اين سفر نبودم اما شما مرا دعوت كرديد و مي دانم كه خود عازم اين سفر نشدم و شما مرا طلبيديد... جنگ شما بخاطر كشور عزيمان و مردمانش بود بخاطر دين و ناموس بود و سربلندي ايران ، شما رفته ايد و ما نسل هاي امروز و فردا مانده ايم مي خواهم اين را بگويم كه امروز جنگ ما با عراق و ساير كشورها نيست جنگ ما جنگ اعتقاد است جنگ ارزشهاي ديني است و جنگ حجاب و عفاف كه بايد از آنها دافع كنيم.

فقط اين را مي توانيم بگوييم كه ما دانش آموزان امروزي ادامه دهنده راهتان هستيم و امروزه اين موفقيت ها را كه در كشور داشته ايم فقط ذره اي از شجاعت و دليري شما را توانسته ايم جبران كنيم و هنوز شرمنده شما هستيم و خواهيم بود

قسمتي از دل نوشته افسانه شاهمحمدي از دبيرستان شفق

سلام به نخل هاي بي سر و سلام به قطره قطره خون شهداء كه اين خاك ها را متبرك كرده است و سلام به گل هاي پرپر شده كربلاي ايران زمين ، شهداء شما راه زندگي كردن را به ما آموختيد ... قطره قطره خونتان بوي صداقت و جوانمردي مي دهد و اين قطرات خون است كه خاك مرده را زنده كرده . رمز عمليات را به نام معصومين«ع» نام گذاري كرديد ؛يا فاطمه الزهراء ، يا رسول الله ، يا صاحب الزمان ،... و با قلبهاي عاشق خود بر اين باور بوديد كه آنان به شما كمك مي كنند و حقيقت هم همين بود ... مزار شريف شما عطر كربلا مي دهد و شهداي كربلا . وقتي پا به خاك شلمچه كه قطعه اي از بهشت است مي گذاري و يا به طلائيه يا فكه و هويزه آثاري از مظلوميت ،شهامت ،شجاعت و ايثار به چشم مي خورد و برايم نمايان مي شد... قلب هاي شما پاك و زلال است مثل آب ،لطيف است مثل گل ،مقاوم است مثل صخره و نورانيت از چهرهايتان پيداست و خنده هميشه بر چهراهايتان است و به اين خاطر است كه مي گويند شهيدان زنده اند. برايمان دعا كنيد و شفيع روز قيامتمان باشيد اميدوارم كه سال آينده نيز ار زائرانتان باشم .

قسمتي از دل نوشته افسانه محمدي از دبيرستان فجر

من آمده ام به اينجا كه بگويم شما با ريختن خونهاي پاكتان يك چيز به من مي خواهيد بگوييد كه خواهرم سرخي خونم با سياهي چادر تو بايد حفظ شود پس محافظ خوبي باش . وقتي پا روي خاكهاي مقدس مناطق مختلف جنگي مي گذاشتم احساس خوبي به من دست داد زيرا فكر مي كنم همان جايي كه ايستاده ام شايد خون پاك شهيدي به زمين ريخته شده است.

اي شهيد فقط يك خواسته از تو دارم و آن اين است كه در قيامت و در پيشگاه خداوند در حالي كه عرق شرم بر تنم جاريست شفاعتم كنيد... مي دانم كه در بهشت جاودانه ي خدا جاودان هستي و مي دانم كه لايق ديدار با شما نيستم ولي مي خواهم كه بار ديگر دعوتم كني و برايم دعوت نامه بفرستي تا فكه سرزمين رمل هاي روان و يادمان شهيد آويني و يا اروند هميشه خروشان و يادمان شهداي هويزه را و دهلاويه و يا طلائيه را بار ديگر ببينم . به اميد ديدار

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 11:50 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

شلمچه حال و هوای کربلا دارد

به گزارش خادم الشهدا ، "نورعلی ثابتی" یکی از زائران راهیان نور اظهار داشت: در کربلا دلها هم کربلای می شود، وقتی وارد شلمچه می شویم حال و هوای کربلا پیدا می کنیم.

وی ادامه داد : وقتی وارد هویزه می‌شویم وآن قبور مطهر را می‌بینیم به یاد بقیع و قبورمظلوم ائمه می‌افتیم.

ثابتی شهدا را نمونه بارز اخلاص دانست و گفت: وقتی استخوان‌های مبارک شهدا بر می‌گردد باید دانست که بدن مطهرشان هنوز در مناطق جا مانده است.

این زائر یاسوجی از شهدا شفاعت خواست و افزود: شهدا دست ما را بگیرند زیرا اگر دست گیر ما نباشند عاقبت به خیر نخواهیم شد.

ثابتی در ادامه توصیه اصلی شهدا را اطاعت بی‌ چون و چرا از ولایت فقیه بیان کرد و گفت: انشاالله بتوانیم قدر شهدا را بدانیم، تا روز قیامت شرمنده شهدا نباشیم.


شلمچه
[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 11:48 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

خادمی را با چیزی عوض نکن

[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 11:45 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

روستایی با 52 همکلاسی شهید

روستایی که شهیدآباد نام گرفت

روستای شهیدآباد (تروجن) یکی از روستاهای توابع بهشهر است که از ابتدای انقلاب تاکنون 52 شهید گرانقدر از نوجوان 14 ساله تا 57 ساله تقدیم انقلاب کرده است.



ادامه مطلب
[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 11:36 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

مردان آمده‌اند جان بدهند به جانان

خادم الشهداء | در میان آن باد و خاک، هوا تیره و تار بود اما یقیناً استتار خوبی بود برای رزمندگان، در دو طرف جاده اهواز به خرمشهر دشت همواری است وسیع، طاق و طوق توپخانه به گوش می رسید از کمی آن طرف تر میدان جنگ و شهادت نزدیک است مردان آمده اند جان بدهند به جانان.

گومرگ بیا همنشین من باش تنها مانع من این سر است، سر قابل نباشد اگر جان رسد به جانان، به نخلستان های بی سر بگویید امروز نخل های سرفراز آمده اند سر بدهند.

کاروان به نزدیکی خرمشهر رسید در دشتی وسیع اردو زدیم چند روزی آنجا بودیم یک روز همه فرماندهان گردان تا رده دسته رفتیم پاسگاه زید شناسایی توی خط مقدم درون سنگر دیدبانی، یکی یکی می رفتیم نگاه می کردیم اولی و دومی رفتن نگاه کردند.

نفر سوم تک تیرانداز شروع کرد به شلیک برای سرها، فاصله با دشمن کم بود با چشم غیر مسلح سنگرهای دشمن را می شد دید، شعبان و من توی سنگر دیدبانی بودیم، گفتم شعبان سرت را بیار پایین که صدای وز وز عبور گلوله را شنیدیم؛ آمدیم پایین، غلامرضا ابراهیمی پایین سنگر دیدبانی شوخی می کرد سنگ ریزه پرتاب می کرد؛ می گفت «بچه ها خمپاره»، با شروع تیراندازی تک تیرانداز، خمپاره 60 هم شروع کرده بود؛ صدای پرتاب خمپاره شنیده می شد، اولی و دومی کمی دورتر خوردند.

ما 3-2 متر فاصله گرفتیم خمپاره 60 که صوت ندارد صدای انفجار کوچکی خورد نزدیک سنگر دید بانی؛ دویدیم حسن رضوانی فرمانده گردان بد طور خورده بود، روبالا افتاده بود رنگش سفید شده بود به سختی نفس می کشید.

ابراهیمی گفت «بچه ها بیاید کمک»، گفتم الان وقت شوخی نیست پایش را نشان داد راست می گفت ترکش ریزی خورده بود کمی خون ریزی داشت، بچه ها کمی مبهوت بودند به سرعت دست کردم تو جیب حسن رضوانی کلید لندکروز را بیرون آوردم بچه ها او را انداختن بالا همگی سوار شدند با سرعت به طرف اورژانس خط حرکت کردیم.

روح الله پاپی از بچه های لرستان خدایش بیامرزد از دوستان شعبان بود که در خیبر شهید شد مداحی می کرد و بچه ها همراهی می کردند حال خوبی دست داده بود خدایشان بیامرزد نمی دانم چند تا از آنها یا نیستند یا جوانان آن روز و مردان جا افتاده امروزند.

*مخلصین از مرز ایثار جان و مال براحتی گذشته اند

نشانه مخلصین این است هرکاری را می کنند برای رضای خداست چه مطلوب طبع آنان باشد یا نباشد، و در راه اطاعت خدا هیچ وابستگی و دل بستگی مانع آنان نمی شود، اندوه آنان وقتی است که نافرمانی خدا صورت گیرد و شادترین روزشان وقت اطاعت خداست.

مظلوم نواز و ظالم ستیزند، از دنیا جز به اندازه ادامه حیاط بهره نمی برند، همیشه از عدالت خدا هراسان و به بخشش حضرتش امید وارند، زخم های درون آنان از زخم های بیشمار که در جبهه ظاهری خورده اند دردناکتر و عمیق تر است.

چشم توقعی جز به یاری خدا ندارند اما خود با جان دل به یاری نیازمندان می شتابند،نیات و اعمالشان تبلور توحید است زیرا که خدا را مالک و خود را مملوک می دانند.

خدا را حاکم دو جهان و خود را محکوم جانان می داند، جسم و جان خود را امانتی از پروردگار می دانند که باید در راه او بکار رود، نسبت به هیچ کس نه رئیس است نه مرئوس، نه ارباب است نه رعیت بلکه دوست و برادر است برای همه، خیر دنیا و آخرت را برای همه می خواهد، ساحت مقدس مخلصین از مال اندوزی به دور است از مرز ایثار جان و مال براحتی گذشته اند و بی شمار صفات حسنه. فتح الله بهاروند

 


جان
[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 11:33 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

شهید چمران

[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 10:09 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

تشیع پنج شهید مدافع حرم در قم

[ یک شنبه 20 مهر 1393  ] [ 10:08 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

اولین عکسی که‌ازجنگ تحمیلی‌ثبت‌شد

تصویر پیش رو اولین عکس ثبت شده از جنگ تحمیلی است که توسط عباس فتحی به ثبت رسیده است. وی که متولد سال ۱۳۱۶ است عکاسی را از سال ۱۳۳۵ در روزنامه کیهان آغاز کرد. فتحی عکس‌های متعددی از دوران جنگ تحمیلی انداخته است که شاید این عکس به لحاظ سندیت تاریخی جالب تر باشد.


جنگ
[ شنبه 19 مهر 1393  ] [ 3:33 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

فیلم منتشر نشده از مراسم حنابندان رزمنده‌ها در شب عملیات

فیلم منتشر نشده از مراسم حنابندان رزمنده‌ها در شب عملیات

کلیک کنید


حنابندان
[ شنبه 19 مهر 1393  ] [ 2:00 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

از آب مضایقه نکردیم

در طول جنگ تحمیلی، رزمندگان اسلام موفق به اسارت گروه زیادی از بعثی ها شدند و این موضوع در اواخر جنگ، به نگرانی مهمی برای عراقی ها تبدیل شده بود. رزمندگان بر اساس فرامین دین مبین، رفتاری کاملا انسانی و اسلامی با اسرای عراقی داشتند. آنچه می بینید، فقط چند قاب از این رفتار انساندوستانه است...


ادامه مطلب
[ شنبه 19 مهر 1393  ] [ 7:37 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات2 ]

مردان دولت در خط آتش

عکسی که می بینید، احتمالا در اوایل سال 1360 گرفته شده است. نخست وزیر وقت، شهید محمدعلی رجایی، به همراه مرحوم استاد سیدعلی اکبر پرورش، وزیر وقت آموزش و پرورش و شهید حجت الاسلام محمد منتظری، نماینده وقت مردم نجف آباد در مجلس شورای اسلامی، در پشت یکی از خاکریزهای مناطق عملیاتی جنوب، یا مسئول محور مزبور، مشغول گفتگو و ارزیابی وضعیت عمومی نیروهای خودی و دشمن هستند. تنها چند ماه پس از گرفته شدن این عکس، محمدعلی رجایی و محمد منتظری در جریان دو جنایت تروریستی به شهادت می رسند. استاد پرورش نیز در سال 1392 یه رحمت ایزدی پیوست.
این سه تن، از جمله سیاستمدارانی بودند که علاوه بر اشتغالات دولتی، تا زمانی که در قید حیات بودند، همواره توجه جدی به جبهه های جنگ و وضعیت رزمندگان در خطوط نبرد داشتند و از محبوبیت فراوانی هم در میان بسیجیان و پاسداران حاضر در میدان جنگ برخوردار بودند.
شادی روحشان صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 19 مهر 1393  ] [ 7:33 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

عکسی از یک جنایت

شهید سعید جان‌بزرگی در دوازدهم اسفندماه سال ۱۳۴۴ در شهرری متولد شد. وی در سال ۱۳۶۲ به عضویت سپاه پاسداران درآمد و در واحد تبلیغات جنگ مشغول به خدمت شد. او در سال ۱۳۶۲ در عملیات «بدر» بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی مجروح شد و چند ماه بعد و پس از کسب بهبودی نسبی، به جبهه باز گشت. جان‌بزرگی در عملیات کربلای ۵ گلوله‌ای از کنار سرش عبور کرد و او به طور معجزه‌آسایی زنده ماند.

وی در عملیات والفجر۱۰ در منطقه حلبچه شرکت کرد و در روز بیست و هفتم اسفند ماه ۱۳۶۶ در حالی که در زیر بمباران شیمیایی در شهر مشغول عکس‌برداری از وقابع و فجایع روی داده بود، خود نیز تحت تاثیر همان گازهای شیمیایی قرار گرفت.

عکس‌های سعید جان بزرگی از حلبچه، یکی از تلخ‌ترین تصویرهای جنایات جنگی است. جان‌بزرگی از لحظات اولیه بمباران شیمیایی حلبچه عکس‌های بدیعی گرفت و خودش هم شیمیایی شد.

او در خاطراتش می‌نویسد: با خودم می‌گفتم، لحظات ثبت شده توسط دوربین من باعث خواهد شد تا مردم دور دست در مورد مردانی که سال‌های جوانی‌شان را دستخوش شعله‌های نبرد سنگین زرهی کرده‌اند، بیندیشند و به این باور رسیدم که آدم‌های درون قاب تصویر من هرگز نخواهند مرد و من به آنان عمر جاودان خواهم بخشید.

سعید جان‌بزرگی بعد از اتمام جنگ، تحصیلات خود را ادامه داد و در سال ۱۳۷۵ ضمن کسب عنوان دانشجوی نمونه سال، در رشته عکاسی فارغ التحصیل شد.

سعید جان‌بزرگی روز به روز ضعیف‌تر و رنجورتر می‌شد و اثرات مخرب گازهای شیمیایی، آشکار شده بود. سرانجام بعد از چهار مرتبه عمل جراحی در روز بیست و دوم تیرماه سال ۱۳۸۱ در حالی که معاونت فرهنگی لشگر ۲۷ محمدرسول (ص) را بر عهده داشت در بیمارستان شهید مصطفی خمینی، دار فانی را وداع گفت. پیکر پاک شهید سعید جان‌بزرگی در قطعه ۲۹ بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.

بمباران شیمیایی حلبچه در سال ۱۳۶۶


جنایت
[ چهارشنبه 16 مهر 1393  ] [ 3:31 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

پوستر

[ چهارشنبه 16 مهر 1393  ] [ 6:54 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

تصاویر از شهید جاوید الاثر ابراهیم هادی(2)

[ سه شنبه 15 مهر 1393  ] [ 2:25 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

تصاویر از شهید جاوید الاثر ابراهیم هادی

[ سه شنبه 15 مهر 1393  ] [ 2:16 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

لحظه شهادت

عکسی که مشاهده می فرمایید آخرین عکس شهید ابراهیم هادی است که از تلویزیون عراق پخش شده است


شهادت
[ سه شنبه 15 مهر 1393  ] [ 2:13 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]