مقتل گمنامی

باید شهید باشیم تا شهید بشویم...

باید شهید باشیم تا شهید بشویم...

همه پسران از پدرانشان ارث میبرند.

چون همه بندگان پسر معنوی امام حسین (علیه السلام)محسوب میشوند.

اما شهدا ارث خاصی دارند و آن شهادت است که از ابی عبدالله ارث برده اند.

شهدای گمنام ارث خاص الخاص تری هم دارند 

آن هم گمنامی است که از صدیقه طاهره(سلام الله علیها)ارث برده اند.

ارث شهدای گمنام گمنامیشان است

هر چه اخلاص بالاتر گمنامی بیشتر

السلام علی سیده الشهیده الجلیله الجمیله...

و المجهوله قدرها و المخفیه قبرها...

باید شهید باشیم تا شهید بشویم...

باید در زندگی گمنام بود تا بعد از زندگی هم...

السلام علیک یا ابا عبدالله

شفاعت ما را هم بکنید...

 


گمنامی
[ شنبه 12 مهر 1393  ] [ 9:31 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

بار دیگر حبیب

عکسی که می بینید، چندی قبل در کشور عراق گرفته شده است. این پیرمرد یکی از ده ها هزار داوطلب شیعه عراقی است که برای نبرد با مهاجمان تکفیری مهیا شده است. این عکس بسیار یادآورنده تصاویری از این دست در سال های دفاع مقدس در ایران است. پیرمردهایی که برای جنگ با متجاوزان بعثی لباس جنگ پوشیده و در خطوط مقدم نبرد حاضر شده بودند. هر کجا که فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) و سایه الطاف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) برقرار باشد،می توان چنین صحنه های باشکوهی را مشاهده کرد. روزی در قامت حضرت حبیب ابن مظاهر اسدی، روزی در قامت حاج بخشی و عمو حسن و روزی در قامت این پیرمرد شیعه عراقی.

 

حبیب
[ چهارشنبه 9 مهر 1393  ] [ 3:12 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

امر به معروف و نهی از منکر زبانی

[ سه شنبه 8 مهر 1393  ] [ 3:04 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

برخورد جالب قهرمان کشتی جهان با شهید خرازی

در روزهای ابتدایی ۶۱ جمعی از کشتی گیران و رزمی کاران اصفهانی که در بین آن ها چهره های سرشناسی حضور داشت، به طور دسته جمعی راهی جبهه های حق بر علیه بر علیه باطل شدند.

مراد علی شیرانی کشتی گیر فرنگی کار اصفهانی نیز که مدال برنز مسابقات جهانی را در کارنامه اش دارد و سرشناس ترین کشتی گیر فرنگی استان در سطح بین المللی به شمار می رود، نیز یکی از این افراد بود که خاطره برخورد جالب توجه وی با سردار سرافزار اسلام شهید حسین خرازی به خاطره ای شیرین برای همرزمانش تبدیل شده است.

حبیب الله ناظریان رئیس سابق فدراسیون کاراته که به همراه شهید نصر تمرینات رزمی برای رزمندگان لشگر۱۴ امام حسین(ع) برگزار می کرده، در گفتگویی به بیان این خاطره می پردازد و می گوید: مرادعلی شیرانی زمانی که در جبهه حضور داشت، قهرمان سرشناسی بود و اکثرا او را میشناختند از جمله شهید خرازی اما شیرانی نمیدانست که شهید خرازی فرمانده لشگر است.

قبل از عملیات بیت المقدس دور هم بودیم که شهید خرازی نزدیک ما شده و با شیرانی احوالپرسی کرده و گفت: آقا مراد شما اینجا چه کار میکنید، شیرانی هم جواب شهید خرازی را داد و متقابلا گفت تو اینجا چه کار میکنی؟

هر چه من و بقیه به شیرانی اشاره میکردیم که متوجه شود شهید خرازی فرمانده لشگر است، متوجه نمی شد. شهید خرازی فوق العاده انسان با تواضع و خاکی بود و در جواب گفت: من هم مثل بقیه به جبهه آمده ام.

شیرانی روی حساب آشنایی قبلی با شهید خرازی به وی گفت: تو جثه ضعیفی داری و مواظب خودت باش. شهید خرازی هم پاسخ داد: اگر نتوانم کار زیادی انجام بدهم در تدارکات که میتوانم کمک حال بچه ها باشم و در پایان هم به شیرانی گفت یک روز بیا با هم بیشتر صحبت کنیم.

وقتی شهید خرازی از کنارما دور شد، به شیرانی گفتیم حاج حسین را نشناختی؟! فرمانده لشگر امام حسین(ع) است. تازه شیرانی طلبکار ما شده بود که چرا زودتر نگفتید، در صورتی که او متوجه اشاره های ما نشده بود.

گفتنی است مراد علی شیرانی که در عملیات آزاد سازی خرمشهر به افتخار جانبازی نائل گردید، در کارنامه کاری خود سابقه ریاست فدراسیون کشتی و فدراسیون ورزش کارگری را دارد.

 


شهیدخرازی
[ سه شنبه 8 مهر 1393  ] [ 3:02 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

عکس یادگاری افسر ایرانی با افسر عراقی در میدان جنگ

عکسی که می بینید در گرماگرم مرحله دوم عملیات "الی بیت المقدس" و در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ گرفته شده است. در عکس،سرهنگ "حسین حسیبی" فرماندهی وقت تیپ ۴ لشگر ۹۲ زرهی اهواز (نفر اول از چپ) دیده می شود. شخصی که با درجه سرتیپی کنار او نشسته است(نفر وسط)،فرمانده یک تیپ پیاده عراقی که در این عملیات به همراه تمامی نفراتش به اسارت رزمندگان لشکر ۹۲ زرهی درآمده است. کنار او نیز یک افسر عراقی دیگر دیده می شود. سرهنگ حسیبی، امروز با ۷۲ ماه سابقه حضور در جبهه های جنگ، دوران بازنشستگی خود را سپری می کند. خداوند به سلامتش دارد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 مهر 1393  ] [ 7:52 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

راز شهید ۱۴ ساله

خادم الشهداء؛ استاد حوزه و دانشگاه گفت: مادر یک شهید راز آرزوی فرزندش برای شهادت قبل از ۱۴ سالگی را بیان کرد.

حجت‌الاسلام پناهیان تشریح کرد
خادم الشهداء؛ استاد حوزه و دانشگاه گفت: مادر یک شهید راز آرزوی فرزندش برای شهادت قبل از ۱۴ سالگی را بیان کرد.

به گزارش خادم الشهداء ، ظهر امروز همزمان با هفته دفاع مقدس، مراسم اجتماع پرشکوه فضلا، مدیران، اساتید و طلاب حوزه علمیه استان تهران با موضوع شهدای روحانی و طلبه در سالن دعای ندبه بهشت زهرا (س) تهران برگزار شد.

حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در جمع باشکوه طلاب، فضلا و علمای و اساتید حوزه‌های علمیه استان تهران با بیان خاطراتی از شهدای جنگ تحمیلی، گفت: طلاب با مدد گرفتن از شهدا نسبت به روشنگری در اجتماع فعال باشند.

وی خاطرنشان کرد: پس از انقلاب و فتنه‌هایی که در کردستان رخ داد و مقرر شد افرادی که خدمت سربازی رفتند و آموزش نظامی دیده‌اند به آن منطقه اعزام شوند.

 این استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: در مسجد درحال ثبت‌نام بودم که یک نوجوان از من خواست او را ثبت نام و اعزام کنم که با مخالفت بنده روبرو شد.

وی عنوان داشت: مادر این نوجوان بعد از شهادت وی در عملیات فتح‌المبین در خاطره‌ای گفت که روزی محسن از من خواست که دعا کنم، او قبل از ۱۴ سالگی بمیرد که نکند گناه و معصیت پرونده اعمال وی را آلوده کند.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه این خاطره بیان کرد: من و محسن و فرد دیگری به نام ابوالفضل با یکدیگر دوستان صمیمی بودیم و ضمن فعالیت در بسیج، دروس حوزوی را با هم شروع کردیم.

وی عنوان داشت: روزی در محل پایگاه بسیج مشغول مرور کتاب جامع المقدمات بودیم که صدای مهیبی که ناشی از حمله هوایی بود شنیده شد و آن روز آغاز دوران هشت ساله دفاع مقدس بود.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه این دو در عملیات فتح‌المبین شهید شدند، گفت: پدر محسن نیز همزمان با سالگرد فرزند شهیدش در جبهه به مقام رفیع شهادت نائل شد و وقتی من درباره احوالات پدر محسن از همسر وی می‌پرسیدم او گفت پدر محسن با توصیه و درخواست محسن به جبهه رفت.

پناهیان با اشاره به اینکه نامه‌ محسن با دست خط خودش که از جبهه برای من فرستاده، هنوز نیز موجود است، گفت: محسن در فرازی از آن نامه برایم نوشته است من اگر سال‌ها در تهران می‌ماندم و در حوزه‌های علمیه درس می‌خواندم آن‌قدر که در اینجا (جبهه) رشد کردم و به خدا و امام زمانم نزدیک شدم در آنجا رشد نمی‌کردم.

وی، بخش دوم سخنان خود را با این خاطره شروع کرد که روزی در ایام دفاع مقدس برای دعوت از دانش‌آموزان یکی از مدارس که شنیده بودم توسط مسئولان مدرسه از اعزام به جبهه منع می‌شوند به آن مدرسه رفتم و سخنان خود را حول محور این روایت که می‌فرماید «جهاد دری است از درهای بهشت که خدا این درب را روی همه باز نمی‌کند مگر متقین و افراد خاص» بیان کردم، اما هنگام خروج از نمازخانه مدرسه دیدم ناظم آن مدرسه پشت میکروفن روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) بیان کرد که مومن در بستر هم بمیرد شهید است و افزود: امروزه آنان که قصد عناد و دشمنی دارند زیرکانه و با حربه‌های دینی اقدام می‌کنند.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه چنین توضیح داد: بعضاً دیده می‌شود برخی افراد که جز نام و نظریات ملحدان غربی کسی را نمی‌شناسند، به لسان علما و بزرگان دین، مطالبی را بیان می‌کنند و به نفع خود حرف می‌زنند که موجب تعجب است.

پناهیان با اشاره به نقش طلاب و علما و روحانیون در دفاع مقدس، تشریح کرد: آرزوی موفقیت برای همه طلاب در عرصه‌های مختلف و برای همه عاشقان راه ایثار و شهادت را دارم.

به گزارش فارس، محمد صمیمی، مدیر کل بنیاد شهید استان تهران نیز طی سخنانی با اشاره به اهمیت ترویج فرهنگ دفاع مقدس و نشر آن، گفت: در پنج حوزه فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی، انتقادی و علمی در حوزه دفاع مقدس مشغول به فعالیت هستیم.

حسین یکتا، یادگار هشت سال دفاع مقدس در ادامه این مراسم با بیان خاطراتی از هشت سال دفاع مقدس به تبیین روحیه ایثار و شهادت، از خودگذشتگی و تواضع رزمندگان در دوران دفاع مقدس پرداخت.

گفتنی است، در پایان این مراسم طلاب با حضور بر مزار شهدای هشت سال دفاع مقدس و اهدای شاخه‌های گل به مقام والای این شهدا ادای احترام کردند.

این مراسم با شکوه که با حضور بیش از ۲ هزار نفر از طلاب، علما، اساتید حوزه‌های علمیه استان تهران در سالن دعای ندبه گلزار شهدای بهشت زهرا (س)  برگزار شد.

منبع: فارس نیوز

 


14
[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 3:42 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات1 ]

جمله یک مادر که امام را منقلب کرد

خادم الشهداء؛ وقتی در مقابل دو لشکر و نیم عراقی در غرب اهواز ما فقط یک تیپ داشتیم، آن هم یک تیپی که استعدادش به قدر یک گردان هم نبود! عراقی‌ها از ترس این تیپ جلو نمی‌آمدند.

ادامه مطلب
[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 3:41 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

رفتار ناشایست دختر بی حیا با محمود!

خادم الشهداء؛ محمود گفت: ما با شما معامله نمی کنیم، پرسید: چرا؟ گفت: چون پول شما خیر و برکت نداره. دختر با عصبانیت گفت: حسابت رو می رسم ها! محمود هم خیلی محکم گفت: هر غلطی می خواهی بکنی، بکن.

خادم الشهداء؛ محمود گفت: ما با شما معامله نمی کنیم، پرسید: چرا؟ گفت: چون پول شما خیر و برکت نداره. دختر با عصبانیت گفت: حسابت رو می رسم ها! محمود هم خیلی محکم گفت: هر غلطی می خواهی بکنی، بکن.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 3:36 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

گزارش مختصري از اقدامات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در هفته اول جنگ

برگرفته از سخنراني و مصاحبه هاي امام خامنه اي حفظه الله

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 3:35 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

شما اجازه ندارید بخورید!

خادم الشهداء؛ شب بود و من هنوز فرصت خريد نان را نكرده بودم. به مهدی گفتم:«خودت بخر بياور»

خادم الشهداء؛ شب بود و من هنوز فرصت خريد نان را نكرده بودم. به مهدی گفتم:«خودت بخر بياور»

به گزارش خادم الشهداء ، آنچه می خوانید خاطره ای است از زندگی شهید مهدی باکری:

در منزل جلسه داشتند؛ با چند نفر از فرماندهان.

شب بود و من هنوز فرصت خريد نان را نكرده بودم. به مهدي گفتم:«خودت بخر بياور.»

طبق معمول يادش رفته بود؛ دير هم به خانه آمد.

تماس گرفت از لشكر عاشورا مقداري نان آوردنـد. خوشـحال شـده بودند كه مهدي چيزي از آنها خواسته است.

به اندازة مهمان ها نان برداشت؛ بقيه را برگرداند.

نان ها را به دست من داد و گفت: «شما اجازه نداريد بخوريد.» گفتم: «چرا؟»

گفت: «اين مال رزمندگان اسـت. مـردم ايـن هـا را بـراي رزمنـدگان فرستاده اند، شما حق استفاده نداريد.»

به شوخي گفتم: «خوب من هم زن رزمنده هستم.»

خنديد و گفت: «باشد، اما شما استفاده نكنيد.» من هـم از نان خورده ها استفاده كردم.

 


شهید باکری
[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 3:34 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

آنقدر در جبهه می‌مانم تا بشوی پدر شهید

 رو کرد به پدرش و گفت: «دعا کن پایم به جبهه باز شود، آن‌قدر آنجا می‌مانم تا بشوی پدر شهید.»

به مناسبت هفته دفاع مقدس، پای خاطرات شنیدنی حبیبه علی‌نیا، مادر «شهید محمداسماعیل اجاقی» از لشکر ویژه و خط‌شکن ۲۵ کربلا نشستیم، این شهید بزرگوار در روز هفدهم اردیبهشت ۱۳۶۶ در سن ۱۷ سالگی در جبهه کردستان به شهادت رسید.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 3:33 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

خاطره يك «دعاي توسل» از زبان شهيد سپهبد علي صياد شيرازي

سپهبد علي صياد شيرازي در خاطره‌اي از برپايي دعاي توسل براي خروج از بن‌بست يك عمليات مي‌گفت: در سمت فرماندهي نيروي زميني ارتش، اولين عملياتي كه انجام داديم «عمليات طريق‌القدس بود». هدف هم اين بود كه بتوانيم در تنگ چزابه، بين نيروي دشمن در خاك خودش و بخشي از نيروهايش كه در داخل سرزمين ما بود، شكاف بياندازيم.

عمليات به ياري خداوند متعال و همت رزمندگان اسلام به خوبي انجام شد و بخش عمده‌اي از منطقه در همان شب اول آزاد شد. اما وضعيت بسيار نگران كننده بود، تلفات سنگيني بر ما متحمل شده و نيرويي كه بخواهد جايگزين اين برادران اعم از ارتشي و سپاهي بشود، وجود نداشت. شايد به خاطر زير آتش بودن در آن محور، ما بيشتر از 1800 نفر شهيد داديم فقط براي اينكه خط را نگه داريم. براي رهايي از اين بن بست، شب قرار گذاشتيم كه يك جلسه فوق‌العاده بين ارتش و سپاه يعني قرارگاه خودمان در سوسنگرد داشته باشيم.

بيش از سه چهار ساعت بحث ادامه پيدا كرد ولي هيچ نتيجه مثبتي از بحث‌ها گرفته نشد. شهيد غيرتمندي داشتيم كه طلبه جواني بود به نام «مصطفي رداني پور». او گفت: برادرها، شما حرف‌هايتان را زديد، ديگر فكر نمي‌كنم چيز جديدي داشته باشيد اگر موافق باشيد به يك دعاي توسل بنشينيم. باز هم همان كساني كه در نزد خدا آبرويي و عزتي دارند مثل ائمه اطهار(ع) هستند كه بايد دستمان را بگيرند. چراغ‌ها خاموش شد، خود شهيد رداني‌پور دعا را شروع كرد، همه به شدت برانگيخته شده بودند و دلشان شكسته بود. متوجه شدم پشت سرم يكي بيشتر از همه با شدت گريه مي‌كند. سرتيپ شهيد نياكي فرمانده لشكر 92 زرهي ارتش بود كه 54 سال داشت. آن موقع چند سال اضافه بر خدمت متعارف 30 ساله، خدمت كرده و به خوبي پا بر جا مانده بود. ديدم دستمال بزرگي را روي صورتش گذاشته و چنان گريه مي‌كند كه من در خودم احساس حقارت كردم. به خودم گفتم: خوش به حال اين افراد. اينها وضعشان خيلي بهتر از ماست! خاطره اين دعاي توسل در ذهنم مانده بود. مدتي بعد به تهران آمدم، فرصت شد كه به طور خصوصي در خدمت امام(ره) برسم، اين خاطره را به محضر ايشان تعريف كردم. امام(ره) حرف بنده را قطع كردند و مطلبي فرمودند كه هيچ وقت از ذهن و قلبم پاك نمي‌شود. فرمودند: "اين اصل رجعت انسان است به فطرتش."

بخش فرهنگ پايداري تبيان


صیاد دلها
[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 3:28 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

به این میگن بسیجی

[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 3:27 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

سفره افطار علمداران

عکسی که می بینید در تیرماه ۱۳۶۲، در حدفاصل عملیات والفجر۳ و عملیات والفجر۴ ، در مقر ریاست جمهوری گرفته شده است. فرماندهان سپاه، پس از برگزاری سمینار فرماندهان، به دیدار رییس جمهور وقت، حضرت "آیت الله خامنه ای" رفته اند و افطار را در خدمت ایشان هستند.

در عکس علاوه بر فرماندهان شهید، حسین خرازی و مهدی باکری، فرمانده فعلی نیروی قدس سپاه"حاج قاسم سلیمانی" و فرمانده وقت سپاه "حاج محسن رضایی" و جانشین فرماندهی سپاه "حاج رحیم صفوی" نیز دیده می شوند.


افطار
[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 10:39 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

یار رهبر انقلاب در مبارزات مشهد که بود؟

به مناسبت سالروز درگذشت مبارزی فاضل و خستگی‌ناپذیر؛
یار رهبر انقلاب در مبارزات مشهد که بود؟
یکی از محورهای اصلی فعالیت‌های این شهید بزرگوار بعد از انقلاب، افشاگری خیانت­های منافقین و بنی‌صدر بود. همین عامل، اسباب کینه و دشمنی منافقین نسبت به وی را ایجاد کرد و باعث گردید تا منافقین نقشه‌ی ترور او را طراحی کنند.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 10:37 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

دیروز و امروز فرماندهان در قاب تصویر

[ دوشنبه 7 مهر 1393  ] [ 8:22 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

بالاترین مرتبه عشق

بالاترین مرتبه اثبات عشق به دیگری ، جان دادن به خاطر آرامش ، لبخند و امنیت اوست...

برای خود دنیاییست معشوق شهدا بودن....

و این تنها عشق واقعی دنیاست.


عشق
[ یک شنبه 6 مهر 1393  ] [ 7:52 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات1 ]

امید دلها

[ یک شنبه 6 مهر 1393  ] [ 7:51 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

نشانی

[ یک شنبه 6 مهر 1393  ] [ 7:43 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]