جمعه 3 تیر 1390  ساعت 3:39 AM
خدايا !

من از آن زمان كه شنيده ام :

))
 محبوبمان ناشناس در ميان ما ميگرددو در همين فضا تنفس ميكند و وقتي ظهور كند ، همگان مي گويند كه ما پيش از اين او راديده ايم((

به همه احترام ميكنم و اگر شد سلام ..

شايد كه لااقلپاسخي هر چند به ناشناس از او بشنوم .

تا كي ما او را نشناسيم و تا كي اوناشناس باقي خواهد ماند ؟




جمعه 27 خرداد 1390  ساعت 2:25 PM

یوسف زمان ما ، مهدی آل فاطمه همانند یوسف یعقوب غیبتی در حضور دارد.یوسف مدتها با برادران خود زندگی کرده بود اما برادران او را نشناختند . مدت زمان غیبت همه چیز را از یاد برادران برد ، یوسف زهرا هم غایب است ولی در کنار ماست و در میان ما . چه تلخ و دردناک است که با بی تفاوتی از کنار مولا و محبوبمان بگذریم بدون اینکه بشناسیم او قطب عالم امکان و هستی است .

ایشان نیز همانند یوسف در کودکی از کنار قوم خویش غایب شد . کودکی در غایت زیبایی . آن یوسف زیبا مورد حسادت برادران قرار گرفت و یوسف زهرا مورد حسادت مظلوم نمایان غاصب .

برادران یوسف خواهان مرگ او شدند اما دیگران او را بسیار دوست داشتند و عزیز مصرش کردند حضرت مهدی هم چه بسیار مورد جفای دوستان قرار خواهد گرفت همان افرادی که امروز منتظرش هستند اما طردش میکنند و نمی توانند تمام الگوی محبت و عشق را تحمل کنند اما چه بسیار افراد و نا آشنایان که مجذوب عشق او شده و باورش خواهند کرد .بیایید با خلوص دل همرنگ شویم و یک صدا فریاد کنیم یوسف زهرا بیا که صادقانه دوستت داریم و یعقوب وار منتظرت هستیم . همانند حضرت یعقوب شویم که عشق یوسف را و بازگشتش را باور داشت و اهمیتی به سرزنش کنندگان نمی کرد و درخت ناامیدی را از قلب های فرزندان نیز قطع می کرد

ما همیشه درخواندن تاریخ گناه برادران یوسف را نمی بخشیم اما حداقل نیاز به آذوقه و مادیات موجب کشش برادران یوسف سوی او شد ولی گناه خویش را در تاریخ به راحتی می بخشیم که با اینهمه نیاز به سوی حضرتش ، دستی بسوی او دراز نمی کنیم تا پرده های محکم غیبت را کنار زنیم که جمال دلربایش همانند جمال یوسف عیان شود .

برادران یوسف فهمیدند که او تنها راه است و طولانی بودن مسیر را به جان خریدند  ما هم میدانیم که یوسف زهرا تنها راه است ولی در مسیر دل قرار نمی گیریم ، نباشد همانند برادران یوسف او را بخواهیم ،بلکه بیایید یعقوب وار برای یوسف زهرا دلدادگی کنیم . از خدای متعال ظهورش را بخواهیم نه برای اینکه عدالت را به ارمغان بیاورد و ظلم را بر چیند و احیای دین کند ، بیاید برای اینکه دوستش داریم . دستها را به آسمان دل پل زنیم و بگوییم مهدی بیا چون دوستت داریم .

 

امام صادق در فرازی از دعای ندبه : « بِنَفسِی أنت مِن مُغیّب لَم یَخلُ مِنّا ، بنَفسی أنتَ مِن نازِحٍ ما نَزَحَ عنّا » بحار الانوار ، ج 36 ،ص296

Imam Sadeq (peacebe upon him) in a phrase of nodbeh supplication " 

 

my life is sacrified for you ! oh the absent who is not away from us ! my life is sacrified for you! oh you who is away from you home but not away from us” 
 





جمعه 27 خرداد 1390  ساعت 2:24 PM

چندگاهیست وقتی می گویم: «اللهم کل لولیک الحجة بن الحسن»با آمدن نام دلربایت دلم نمی لرزد.

چندگاهیست وقتی می گویم: «صلواتک علیه و علی آبائه» به یاد مصیبتهای اهل بیتت اشک ماتم نمی ریزم.

چندگاهیست وقتی می گویم: «فی هذه الساعة» دگر به این نمی اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته ای.

چندگاهیست وقتی می گویم: «و فی کل الساعة» دلم نمی سوزد که همه ساعاتم از آن تو نیست.

چندگاهیست وقتی می گویم: «ولیا و حافظا» احساس نمی کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است.

چندگاهیست وقتی می گویم: «و قائدا و ناصرا» به یاد پیروزی لشکرت، در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمی زند.

چندگاهیست وقتی می گویم: «و دلیلا و عینا» یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی.

چندگاهیست وقتی می گویم: «حتی تسکنه أرضک طوعا» یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین، من هم شاهد مدینه فاضله ات باشم.

چندگاهیست وقتی می گویم: «و تمتعه فیها طویلا» به حال آنانی که در زمان دراز حکومت شیرین تو طعم عدالت را می چشند غبطه نمی خورم...

اما چندگاهیست دعای فرج را چند بار می خوانم تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد، هم اشکم بریزد، هم در جست و جویت باشم، هم سرپرستم باشی، هم به حال مردمان
عصر ظهور غبطه بخورم و هم احساس کنم خدا در نزدیکی من است و تو ذخیرۀ خدایی که همیشه با منی...


اللهم عجل لولیک الفرج





جمعه 27 خرداد 1390  ساعت 2:23 PM

دوباره نم نم باران برایم یاد آور اشک هایست که از غم هایم بر کویر گونه هایم باریدن می گیرد صدای شرشر باران بر ناودان خانه می آید . خوب گوش بده ؛ می شنوی ؟ مژده آمدنبهاررا می دهد،بهاری جاوید،مژده آمدن موعود .

 نگاه کن به خیابان باران زمین را می شوید و جاده ها را برای آمدن موعود غبار روبی می کند آسمان چقدر با انتظار اشک می ریزد ،دلم یادغروب های جعمه ، غروب های انتظار،غروب های پر از سکوت فریاد می افتد

 

 

                در غم هجر جمالش کرده دلبر مبتلایش گه به دنبالش مدینه گه نجف گه کربلایش





جمعه 27 خرداد 1390  ساعت 2:22 PM

ای  یوسـف زهرا  در دل های ما نه هفت سال ، که عمـری است خشک سالی می راند. در این دل های خشکیده ، نه گل محبتی می روید ، نه شکوفه حضوری به بار می نشیند و نه شقایق وصالی می شکفد. آن چه این دل قحطی زده را از نعمـت و خـرمی ، سرشار میـکند ، سرانگشت تدبیر شماست . بـیا و بر دل های مـا حکومت کن ، که این دیار جز به تـدبیر شما به سـامان نمیرسد . خوشا حال آنانکه چشم به راه خوبی ها نشسته اند ! چه بزرگ است پاداش آنان که به انتظار موعود جهانی روزگار می گذرانند و چه شکوهمند است رتبه و مقام آنان که منتظر حقیقی قائم آل محمد (ص ) هستند .

 

پروردگارا ! مهر یوسف را در دل عزیز مصر و همسرش نشاندی ، مهر یوسف زهرایت را نیز تو در دل ما بنشان .عشقی ده جانسوز که از سوز آن ، جهانی بسوزد و از آن سوزش ،شعله ای فراهم آید تا چراغ راه مشتاقان گردد. آمین.





جمعه 27 خرداد 1390  ساعت 2:21 PM

 برای فرجم دعا کنید 

شب ولادت امام رضا(ع) یک دعایی دیدم که ابتدای آن نوشته بود:هرکس این دعا را بخواند امام زمان (عج)را در خواب خواهد دید،من نیز چون شب ولادت بود با خود اندیشیدم که آنرا میخوانم وشاید شب ولات سعادتی نصیبم شود ودیدار روی محبوبم را عیدی بگیرم ،پس خواندم وخوابیدم.

شب در خواب رخسار شریف امام عصر را دیدم که از نور بود،ایشان فرمودند))برای فرجم دعا کنید اگر دعا کنید فرج من به اندازه(سپس چشمان مبارکشان را بستند وباز کردند)چشم برهم زدنی  میرسد))

چقدر ما انسانها در غفلت وستم به آقایمان هستیم که یک چشم بر هم زدن را تبدیل به 1170سال کرده ایم





جمعه 27 خرداد 1390  ساعت 2:18 PM

هو المحبوب ...

 

ما خود را از یاران و منتظران حضرت به حساب آورده ایم و جای حرفی باقی نگذاشته ایم ،در حالی که حرف ها بسیار است .جا دارد خود را دوباره ارزیـابـی کنیم و در فصـل سنگ پـزان تـاریـخ به باز خوانی دوباره بپردازیم ،تا آنجا که تند بادهای شبهات و جام های شهوت و حلاوت بدعت ها ما را از مهدی فاطمه (عج) جدا نکند.
دورهآخـرالـزمـان ، برگ آخر تاریخ و فصل سنگ پزان تـاریـخ دیـنـی است .این فصل ،سنگین ترین فصلی است که بر اهل اعتقاد میگذرد. در این فصل فقط ، میوه هایی که  سنگین و سنگی هستند ، می پزند و می رسند .در این مـصـاف نـا برابر ، پیروزی از آن کسی است که با بـنیان هـای فکـری در برابر شبـهات و با عشـق بـزرگ تر در برابر شهوات و بدعت ها و تفسیر به رای ها ، خود را مجهز نماید.

 

کو ر است چشمی که او را نبیند و ضرورت وجودش را که کلید معنای هستی است ، نیابد . آن جا که تو نیستی ، تاریخ هم رنگ می بازد...

 

به امید آن که روزی انسان ، کاسه گدایی به بارگاه کسی برد و بر آستان کسی سر بساید که او منجی واقعی است ... آمین .

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه

 

                                                                         





جمعه 27 خرداد 1390  ساعت 2:16 PM

زمزمه های عارفانه ...

خداوندا! ندبه های هر آدینه ام عشق من به مهدی موعودت می باشد ، پس مگـذار گرد غـربت سال های انتظارم را تیره و تار سازد و بخواه که آفتاب وجود آن تک سوار عشق مرا نیز در یابد و از بی قراری لحظه های سخت روزگار برهاند و به آرامش شکیبایان مهـرجویت بـراند .کاش میدانستم صاحب لحظه های انتظار در کدام آدینه ظهور میکند ، کاش آن جمعه که می آید پذیرای نگاه مهربان و تبسم دلنشین مهدی موعودت باشم و کاش آن وعده محترم نزدیک باشد تا در پرتو پرچم هدایتش به عشق الهی تو نائل شویم و به آرامش جاودانه برسیم .

 

الهی! عقوبتم را با جرم های سنگینم مسنج . از هر رحمتی دری به رویم بگشا ...

بقیه الله

(اللهم اعنا علی تادیة حقوقه الیه)

 «خدایا! ما را در ادای حقوقی كه امام زمان علیه السلام  بر ما دارد یاری فرما»   





جمعه 27 خرداد 1390  ساعت 2:13 PM

اللهم عجل لوليک الفرج

من ظهور تو را از خدا ميخواهم اي جانان من

به اميد  آمدنت شبهاي جمعه مي گريم

و مي گويم که فردا روزظهور است

ولي جمعه هاي سوت و کور مي ايد ميرود ولي من همچنان منتظر روي تو ام

تا کي بايد ازديدن روي خورشيد دور بمانم

آيا وقت آن نرسيده که رو سياهي مثل من , روي ماه تو را ببيند

تا کي بايد منتظر بمانم که تو را بينم

تا کي بايد شبهاي چهار شنبه در مسجد مقدس خودت تنها بمانم

آيا وقت آن نرسده که شبي در کنار تو باش

نه .....من لياقت ديدن  روي را ندارم

زيرا روي شما  زيبا تر از آن است که من درکش کنم

ولي من با تمام فراق دو ري شما

دوستتان دارم اي جانان من

ولي من باز هم مي آيم و ميدانم که روي تو را خواهم ديد

و روزي مي آيي

ودلم را شاد مي گرداني

وقبر مادرت را نشان خواهي

و باز هم در فراق شنا ميگريم






Powered By Rasekhoon.net