سه شنبه 31 خرداد 1390 ساعت 8:48 PM
باز این چه شورش است كه در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
سرهاى قدسیان همه بر زانوى غم است
گویا عزاى اشرف اولاد آدم است
هنوز نامت از زبانم جارى نشده كه اشك از چشمانم جارى مى شود ، مگر تو در نماز عشق چه خوانده اى كه سالهاست نامت بر زبانها جارى است و پیامت همچنان منزل به منزل مى رود و از ما مى گذرد تا كجا تا به آنجا كه ندا رسد ، هذا طالب بدم مقتول به كربلا . حسین نامت چه زیباست ، چقدر با این نام آشنایم ، كدام چشم با شنیدن نامت غرق در اشك نشده ، انگار همین امروز خون پاك تورا كه خون خدا لقب گرفت، بر زمین تفتیده نینوا ریختند و هر روز از آن خون حماسه، شرف، شجاعت ، آگاهى ، ظلمستیزى ، عدالت خواهى و احیاء دین مى روید. هر قطره خون آن گلوى بریده امروز شعورى را ایجاد كرده كه كاخ هاى ستمگران را به لرزه درآورده است.
