آیة الله حاج شیخ عبدالقائم شوشتری از قول استاد بزرگوارشان عالم عارف حضرت حاج سید ابوالحسن حافظیان قدس الله سره می فرمودند:
جناب حافظ یک سفر به مشهد مقدس به پابوسی حضرت امام رضا صلوات الله علیه داشته اند، و در آن سفر یک اربعین در دارالتوحید معتکف شدند. بعد از یک اربعین اعتکاف غزل ذیل را سرودند:
ای دل! غلام شاه جهان باش و شاه باش
پیوسته در حمایت لطف اله باش
از خارجی، هزار به یک جو نمیخرند
گو: کوه تا به کوه، منافق سپاه باش
چون احمدم شفیع بود روز رستاخیز
گو این تن بلاکش من، پر گناه باش
آن را که دوستی علی نیست، کافر است
گو زاهد زمانه و گو شیخ راه باش
امروز زنده ام، به ولای تو یا علی!
فردا، به روح پاک امامان، گواه باش
قبر امام هشتم، سلطان دین، رضا
از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش
دستت نمیرسد، که بچینی گلی ز شاخ
باری، به پای گلبن ایشان، گیاه باش
مرد خدا شناس، که تقوی طلب کند
خواهی سفید جامه و خواهی سیاه باش
حافظ! طریق بندگی شاه پیشه کن
و آنگاه در طریق، چو مردان راه باش
مرحوم علامه طباطبایی رحمة الله هم فرموده بودند: «بنده گمان نمی کردم این غزل از خواجه باشد، ولی کنار مزارش که رفتم بر من ثابت شد که این غزل از وی است.» مرحوم آیةالله سعادت پرور رحمة الله مرقوم فرموده اند: «البته علامه نفرمودند از چه طریق ثابت شد.»
http://alef.ir/vdchqmni-23nzwd.tft2.html?215976