حماسه اقتصادي

نویسنده: مرتضی غضنفرنژاد

یکی از مسائلی که در باب تحریم باید به آن پاسخ داد آن است که وظیفه‌ی مردم در قبال تحریم‌ها چیست و این تحریم‌ها چه اثراتی در زندگی فردی و اجتماعی مردم دارد؟ آیا تحریم تنها یک مرحله و یک فشار است که مردم و انقلاب اسلامی باید آن‌ها را تحمل کنند یا آنکه گامی در جهت تحقق اهداف انقلاب اسلامی است. به عبارت دیگر، ثمرات حقیقی تحریم‌ها و تحمل آن‌ها برای کشور چیست؟

 

بقيه در ادامه مطلب...



نویسنده: مهیار حبیبیان

خودکفایی به حالتی اشاره دارد که به هیچ کمک خارجی، حمایت یا تعاملی برای بقا نیاز نباشد. بنابراین خودکفایی نوعی از خودمختاری شخصی یا جمعی است. خودکفایی در مفهومی ‌که به‌ کار برده می‌شود، به این معناست که درهای اقتصاد را ببندیم و آنچه مورد نیاز مردم در کشور است خود تولید کرده و مصرف کنیم.

خودکفایی به عنوان یک هدف، در زمان مرکانتالیست‌ها در سده‌های 17 و 18 میلادی مورد توجه بود و با ظهور علم اقتصاد و پیدایش اقتصاددانان کلاسیک، به حاشیه رفت. کسانی چون ریکاردو اثبات کردند که تجارت و دادوستد، باعث افزایش رفاه برای هر دو سو خواهد شد. موضوع جالب این بود که آن‌ها نشان دادند حتی اگر در کشوری امکان تولید ارزان‌تر همه‌ی کالاها نسبت به کشور دیگری وجود داشته باشد، باز هم همچنان امکان رسیدن به رفاه بیشتر برای آن‌ها ممکن است.بنا به باور شماری از کارشناسان، حداقل در خصوص برخی «کالاهای استراتژیک»، رسیدن به خودکفایی و قطع وابستگی به دیگران اهمیت بسیاری دارد و اقتدار ملی را برای آن کشور به ارمغان می‌آورد. از نظر دین مبین اسلام هم وابستگی نظام اسلامی به بیگانگان مذموم است.

کشورهایی چون الجزایر و هند پس از استقلال و بسیاری از کشورهای دیگر و حتی ایران پس از انقلاب، در این راه گام برداشتند. مابه‌ازای سیاسی چنین روندی، انزواگرایی است که‏ معمولاً با تبلیغ و اشاعه‌ی فکر زیربنایی نظام در خارج و تنقید از دیگر نظام‌های جهان همراه است.

از مهم‌ترین نکاتی که در مورد خودکفایی باید بدان توجه کرد، تکنولوژی و منابع مالی است. در خصوص تکنولوژی باید گفت کشوری که می‌خواهد سیاست خودکفایی را دنبال کند، باید از صنایع مادر و بالادستی قوی برخوردار باشد تا بتواند کالاهای سرمایه‌ای و استراتژیک را تولید کند و از طرفی هم باید دانش فنی ساخت انواع کالاهای مورد نیاز جامعه را در اختیار داشته باشد که بر اساس مشاهدات، باید گفت بیشتر کشورهایی که در مسیر خودکفایی گام برداشته‌اند، در این زمینه موفقیت چندانی به دست نیاورده‌اند. در صورت فقدان دانش فنی لازم، پیگیری سیاست خودکفایی با چالش جدی روبه‌رو می‌گردد. حتی اگر این کشورها بتوانند حداقل کالاهای مورد نیاز خود را با کیفیت پایین تولید کنند، کیفت پایین محصولات اجازه‌ی رقابت با کالاها در سطح بین‌المللی را به آن‌ها نمی‌دهد که نتیجه‌ی آن عدم توانایی ارزآوری تولیدات داخلی است.

اما مشکلات عامل سرمایه، در کشورهایی که به دنبال خودکفایی هستند (چون این کشورها عموماً کشورهای توسعه‌یافته‌ای نیستند)، از جمله مشکلات بخش مالی اقتصاد توسعه‌نیافته است و همین امر باعث می‌شود که بخش مالی نتواند منابع مالی را به طور مناسب به بخش صنعت (که برای اجری سیاست خودکفایی به شدت به آن نیاز دارد) برساند. از سوی دیگر، مشکلی که شاید مقدم بر مطلب فوق باشد، این است که اساساً در این کشور‌ها، منابع مالی چندانی نیز وجود ندارد که در صورت وجود بخش مالی توسعه‌یافته، بتواند به بخش صنعت منتقل شود. البته این امر برای کشورهایی که صادرات قابل توجهی از مواد خام، از قبیل نفت را دارند، درجه‌ی اهمیت کمتری دارد.

 مسئله‌ی دیگری که پیرامون موضوع خودکفایی وجود دارد، اقبال عمومی یک ملت به کالاهای تولیدشده‌ی داخلی است. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد برای اجرایی شدن سیاست خودکفایی، نیاز به مشارکت و حمایت حداکثری مردم یک جامعه است؛ چرا که همان طور که گفته شد، معمولاً تولیدات کشورهایی که به دنبال خودکفایی هستند، از کیفیت بالایی برخوردار نیست و اگر مردم بخواهند در برابر پولی که می‌پردازند بهترین کالاها را (که عموماً از تولیدات خارجی هستند) استفاده کنند، یقیناً سیاست خودکفایی راه به جایی نخواهد برد.

البته شاید برخی معتقد باشند که می‌توان مرزها را به طور کامل بست و از ورود کالاهایی که مشابه داخلی دارند جلوگیری کرد که در این صورت، مطلب فوق منتفی خواهد بود؛ اما مطلب قابل توجه این است که در دنیای کنونی، با توجه به گستره‌ی روابط تجاری و بین‌المللی، چنین امری میسر نخواهد بود. بنابراین یکی از اصلی‌ترین مؤلفه‌های تحقق خودکفایی، مشارکت و حمایت مردم است.

 

چگونگی تحقق خودکفایی

برای تحقق خودکفایی چه موضوعی اولویت دارد؟ برای شروع پروسه‌ی خودکفایی از کجا باید شروع کرد؟ بخش مالی، دانش فنی یا... کدام مورد است که می‌تواند به مثابه‌ی یک نیروی محرکه، خودکفایی را به پیش براند؟

در پاسخ به پرسش فوق، باید گفت که اولویت در اجرای سیاست خودکفایی، حمایت همه‌جانبه از تولید ملی است؛ چرا که اگر برای مثال، شما منابع مالی فراوانی را به سمت تولیدات داخلی روانه کنید، تا زمانی که تولید داخلی به شدت درگیر قوانین دست‌وپاگیر است، نتیجه‌ی مناسبی حاصل نخواهد شد. همین مطلب را می‌توان برای تکنولوژی و دانش فنی هم مطرح کرد. در واقع حمایت از تولیدات داخلی، یک مفهوم بسیار گسترده‌ای است که می‌توان آن را به موارد متعددی، از جمله حمایت‌های قانونی، مثل معافیت‌های مالیاتی، وضع تعرفه‌های بالا بر کالاهای خارجی، دادن تضمین خرید (به ویژه در مورد محصولات کشاورزی) و... حمایت‌های مالی همچون اعطای تسهیلات ارزان، پرداخت یارانه‌های مستقیم و غیرمستقیم (مانند یارانه‌ی انرژی)، تخصیص ارز ترجیحی و... و حمایت از مصرف کالاهای داخلی که می‌توان از راه‌های مختلفی همچون توزیع بن برای کالاهای داخلی، تشویق به استفاده از کالاهای داخلی توسط رسانه‌ها و... آن را دنبال کرد، تعمیم داد.

در خصوص حمایت‌ قانون از تولید ملی، مطلب مهم دیگری که علاوه بر محتوای قانون مطرح می‌شود، پایداری قوانین است؛ یعنی اینکه مفاد قانون هر لحظه و هر روز عوض نشود و حالت پایدار داشته‏ باشد. دیگر اینکه اصول روابط اقتصادی در قوانین مصوبه باید روشن و مشخص باشد و بخشنامه‏هایی که‏ پیرامون آن صادر می‏شود، تکلیف همه‌ی‏ مرتبطین با آن را به طور قطعی روشن کند و در عین حال، جای تخلف از مفاد آن را برای‏ کسی باقی نگذارد.

با توجه به مطالب فوق، می‌توان گفت که تحقق خودکفایی (که شکوفایی تولید ملی بخشی از آن است) یک فرآیند بلندمدت و زمان‌بر است. البته این‌ بدین معنا نیست که باید از زمان کنونی غفلت ورزید، بلکه ضرورت سیاست‌های کوتاه‌مدت در کنار برنامه‌های بلندمدت، امری بدیهی به نظر می‌رسد. برای نمونه، می‌توان به وضعیت به‌وجود‌آمده به دلیل تحریم‌ها در کشور اشاره کرد. درست است که یک‌شبه نمی‌توان مشکلات به‌وجودآمده را مرتفع ساخت و تمام نیازهای داخلی را در داخل تولید کرد، اما پیگیری راهبردهای کوتاه‌مدت مثل تهیه‌ی کالاهای اساسی از واسطه‌های بین‌المللی، امری ضروری است؛ اما در همین شرایط هم باید به دنبال تحقق خودکفایی بود که برای مثال، می‌توان به سیاست تسهیل شرایط سرمایه‌گذاری، تشویق به مصرف کالاهای داخلی و دیگر مواردی که در شرایط کنونی امکان‌پذیر است اشاره کرد.

برای رسیدن به خودکفایی، باید از تمام ظرفیت‌های موجود در اقتصاد، به ویژه سرمایه و دانش فنی، استفاده کرد؛ چرا که هر چه بیشتر از پتانسیل‌های موجود استفاده شود (به این معنی که بهره‌وری افزایش یابد)، هم در کمیّت تولید و هم در کیفیت تولید مؤثر خواهد بود و موجب می‌شود ما هر چه بیشتر به خودکفایی نزدیک شویم. اگر ما در مسیر خودکفایی از تمام دانش فنی موجود در دانشگاه‌ها استفاده کنیم، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که پس از گذشت زمانی، بتوانیم تغییر محسوسی در کیفیت کالاها ایجاد کنیم.

برای سرمایه هم همین موضوع مطرح است. اگر بتوان با سیاست‌های درست از تمام سرمایه‌هایی که در موارد غیرمولدی همچون طلا، زمین و دیگر دارایی‌های حقیقی (که ذره‌ای به تولید و درآمد ملی اضافه نمی‌کنند) انباشته شده‌اند، در راستای تحقق خودکفایی استفاده کرد، می‌توان شاهد ایجاد سرمایه‌های عظیم بود که می‌تواند تولید ملی را رونق بخشیده و زمینه‌ساز هر چه بیشتر تحقق خودکفایی گردد.

 

خودکفایی و اقتصاد مقاومتی

حال اگر بخواهیم به بررسی رابطه‌ی خودکفایی با اقتصاد مقاومتی بپردازیم، باید بگوییم هنگامی که مسئله‌ی مقاومت اقتصادی مطرح می‌شود، اولین مطلبی که به ذهن متبادر می‌شود این است که شرایط این اقتصاد یک شرایط ویژه‌ای است و این شرایط ویژه را نمی‌توان صرفاً با نظریه‌ی مزیت نسبی مورد تحلیل قرار داد؛ چرا که این شرایط بر اثر اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک به‌وجودآمده و در این وضعیت، الزاماً همه به دنبال حداکثر کردن سود اقتصادی نیستند و منافع و اهداف دیگری را دنبال می‌کنند. بنابراین نمی‌توان با تحلیل‌های صرفاً اقتصادی، پیگیری سیاست خودکفایی را امری نادرست تلقی کرد، بلکه با بررسی شرایط تحریم می‌توان دریافت که یا باید در تولید کالاهای اساسی خودکفا شد یا اینکه دست از اهداف غیراقتصادی و ایدئولوژیک برداشت که این مستلزم یک قضاوت ارزشی است و با توجه به ارزش‌های انقلاب اسلامی، باید گفت که راه دوم راه قابل قبولی نیست.

حال که اهمیت و جایگاه خودکفایی روشن گردید، لازم است تا به وسیله‌ی یک مدیریت جامع، از تمام ظرفیت­ها و منابع فراوان موجود در کشور استفاده کرد تا بتوان زمینه را برای تحقق خودکفایی و سربلندی هر چه بیشتر جمهوری اسلامی ایران فراهم نمود.

منبع: برهان



نویسنده: محمدسجاد ابراهیمی

اقتصاد مقاومتی بُعدی از اقتصاد است که درباره‌ی مواجهه با تهدیدهای بیرونی یک کشور در حوزه‌ی اقتصاد یا مؤثر در اقتصاد، مطرح می‌شود.

امروزه در فضای جهانی، دیگر جنگ‌های مستقیم برای در هم شکستن یک کشور کمتر استفاده می‌شود و عموماً برای از پا درآوردن کشورهای مقتدر، از جنگ نرم یا فشار فرسایشی استفاده می‌شود تا کشور در طول زمان از درون سست و در نهایت متلاشی شود. یکی از بهترین ابزارها در جنگ نرم، موضوعات اقتصادی است. از آنجایی که ارتباطات و تعاملات کشورها در سطوح وسیع و در موضوعات گوناگون در دهکده‌ی جهانی انجام می‌شود، به راحتی می‌توان یک کشور را در موضوعاتی تحت فشار قرار داد.

فضای جامعه‌ی جهانی امروز به گونه‌ای است که توان به رسمیت شناختن ایران را به عنوان یک کشور مقتدر و قدرتمند و تأثیرگذار در سطح بین‌المللی ندارد و برای مقابله با این اندیشه، به اعمال فشارهای همه‌جانبه رو آورده است. عمده‌ی این فشارها به شکل تحریم‌های اقتصادی بوده است و اهدافشان سست کردن اعتقاد و پایبندی مردم کشور است. در این فضا، رهبری انقلاب با بینشی عمیق و با افق دیدی بلند، موضوع اقتصاد مقاومتی را مطرح نموده‌اند. ایشان در مقام رهبری، راهبردهای لازم را بیان کرده‌اند و حال نوبت اندیشمندان است تا بتوانند این راهبردها را تشریح کرده و به برنامه‌های عملیاتی کوتاه‌مدت تا بلندمدت تبدیل نمایند تا در نهایت، توسط مسئولین اجرایی کشور به مرحله‌ی انجام برسد تا بتوان در این جنگ نرم، با اقتدار به پیروزی رسید و عزت و اعتلای اسلام به جهانیان ثابت شود.

 بعد از بیان اقتصاد مقاومتی توسط رهبر معظم انقلاب، جامعه‌ی علمی توجه ویژه‌ای به این امر نموده و تلاش زیادی کرده‌اند تا بتوانند مبانی تئوریک و نظری آن را تبیین نمایند. در مقالات زیادی سعی در بررسی الگوی ساختار اقتصاد مقاومتی شده است.

 

بقيه در ادامه مطلب...



نویسنده: حجت‌الاسلام سيد يدالله شيرمردي

ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی توسط رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (مدظله العالی) و استقبال سران سه‌قوه نوید بخش فصل نوینی از روند پیشرفت و حرکت رو به جلو ملت ایران است که می‌تواند ضمن الگوسازی به نوزایی اقتصادی در کشورهای حوزه غرب آسیا، شمال آفریقا و سایر ممالک مسلمان منجر گردد.

ایران اگر چه به لحاظ وسعت سرزمینی یک درصد مساحت کل جهان را پوشش می‌دهد و یک درصد جمعیت جهان در آن ساکن هستند اما در عین حال  9‌درصد کل ذخایر نفت جهان،  16 درصد کل ذخایر گاز جهان، 3 درصد منابع معدني جهان (6 درصد منابع مس، 3.5 درصد منابع سرب و روي، 10.5 درصد منابع زغال سنگ و 2 درصد منابع سنگ آهن جهان و...) را در خود جای داده است. نیاکان ما بخش اندکی از این ظرفیت عظیم و کم‌نظیر را به قدر بضاعت علمی خود در قرون گذشته در راستای این حدیث شریف پیامبر اعظم (صلّی الله علیه وآله وسلم) که  «اگر علم آویخته به ستاره ثریا باشد مردانی از فارس- ایران- آن را به دست می آورند» به ثروت تبدیل کرده اند.

 

بقيه در ادامه مطلب...



پس از ابلاغ سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی اكنون نوبت آن است كه مسئولان نظام در قوای سه‌گانه و سایر نهادها و سازمان‌های حكومتی و عمومی وظایف خود را نسبت به اجرایی شدن این سند به انجام برسانند.

 

تفاهم بر معانی كلمات موجود در سند و گفتمان‌سازی و فرهنگ‌سازی آن، از الزامات عملیاتی‌ شدن ابلاغیه است. از آسیب‌‌هایی كه معمولا در این رابطه رخ می‌دهد، برداشت‌های معارض از معانی كلمات است. لذا جهت ارائه تصویری صحیح، جامع و متناسب با منظومه گفتمان انقلاب اسلامی؛ مفاهیم كلیدی سند «ابلاغیه اقتصاد مقاومتی» كه پیش از این مورد تشریح و تبیین رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفته‌‌اند را ارایه می‌نماییم.

 

بقيه در ادامه مطلب...




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |