انقلاب اسلامی ایران
 
 
 

 

شجاعت کمیته استقبال در برابر تهدید سران ارتش پهلوی

 

آیت‌الله مهدوی‌کنی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است؛ درباره روزهای ورود امام و شکل گیری کمیته استقبال می‌گوید:« امام پس از مدتی توقف در پاریس، عازم تهران شدند. دولت بختیار مانع ورود امام شد و فرودگاه‌ها را بست. به دنبال این اقدامات، آقایان علما از بلاد مختلف به تهران آمدند و در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند. بنده چون در کمیته استقبال بودم در آنجا تحصن دائم نداشتم عده‌ای شبانه روز در آنجا بودند و بعضی‌ها هم به آنجا رفت و آمد می‌کردند. بنده از آنهایی بودم که می‌رفتم و می‌آمدم، اما حضور دائم نداشتم. این تحصن به خاطر اعتراض به جلوگیری دولت از ورود امام بود. بنده چون عضو شورای انقلاب بودم کارهای مربوط به کمیته را زیر نظر داشتم و بعضی از کارها را نیز غیرمستقیم هدایت می‌کردم. در مدرسه رفاه تلفن‌ها را جواب می‌دادیم و برای تنظیم امور هم شرکت می‌کردیم.


 



ادامه مطلب
[یک شنبه 1 اسفند 1395 ]

 

تصمیم سرنوشت‌ساز امام/ شنود بیسیم‌ها و سقوط کلانتری‌ها

 

شهید شیخ فضل‌الله محلاتی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است؛ درباره وقایع شب پیروزی انقلاب و تصمیم سرنوشت‌ساز امام می‌گوید: « از جریانات تاریخی، همان جریان شب ۲۲ بهمن بود. وقتی که دولت بختیار آخرین رمق‌هایش را طی می‌کرد اینها تصمیم گرفتند که حکومت نظامی اعلام کنند و شب هر جوری که می‌توانند مردم را بزنند و بکشند آن شب دولت اعلام کرد، هرکس از ساعت چهار بعد از ظهر از منزل بیرون بیاید به او تیر می‌زنیم.

بعد از اعلام حکومت نظامی ما آمدیم به امام عرض کردیم: تکلیف چیست؟ بعضی از آقایان هم نظرشان این بود که فعلاً مردم بروند توی خانه و فردا صبح بیایند راهپیمایی کنند. امام فوری فرمودند: بروید با بلندگو توی خیابانها به مردم اعلام کنید تمام مردم باید ساعت چهار بعد از ظهر بیایند توی خیابا‌ن‌ها. این اعلام امام عجیب بود. عکس آن که حکومت نظامی اعلام کرده بود. از تصمیم‌های تاریخی و سرنوشت‌ساز امام همان تصمیم بود، اگر آن تصمیم نبود و آن شب حکومت نظامی بود، خدا می‌داند که چه می‌شد. بعدش ما هم رفتیم با بلندگو اعلام کردیم که امام می‌فرمایند که همه بیایند توی خیابانها، و همه آمدند توی خیابانها و آن شب غوغا بود.»


 



ادامه مطلب
[یک شنبه 1 اسفند 1395 ]

 

ماجرای سرود "خمینی ای امام" و نحوه ضبط و تکثیر آن

 

حمید سبزواری پدر شعر انقلاب و شاعر بسیاری از سرودهای دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است،درباره ماجرای سرود"خمینی ای امام" و نحوه ضبط و تکثیر آن می‌گوید: «سرود "خمینی ای امام" را من قبل از پیروزی انقلاب سرودم؛ یعنی وقتی که حضرت امام از نجف به پاریس رفتند. در آن موقع اعلامیه‌های حضرت امام به ایران می‌آمد، اگر خاطر دوستان باشد، اعلامیه‌ها وقتی می‌آمد مثل شبنامه تکثیر می‌شد، بچه‌ها شب‌ها آنها را در خانه‌های اطراف می‌انداختند و سخنرانی‌ها در نوار کاست ضبط می‌شد و کاستش دست به دست می‌چرخید. به هر صورت این اعلامیه‌ها و سخنرانی‌ها که کاست می‌شد یک روی نوار، خالی بود و عزیزانی که این نوارها را تکثیر می‌کردند، می‌آمدند و می‌گفتند یک شعری برای آن روی نوار بگو تا ضبط کنیم که فرمایشات حضرت امام که در یک روی نوار بود پوشش داده شود. من هم یکی دو تا شعر دادم یکی« با یاد عاشورا به پاخیزید»[1]، یکی هم «خمینی ای امام»[2] بود. که الان شعر « با یاد عاشورا بپاخیزید» را به یاد ندارم.



ادامه مطلب
[یک شنبه 1 اسفند 1395 ]

 

شورای انقلاب به روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

 

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شده است درباره ترکیب و وظایف شورای انقلاب در دوران مبارزه می‌گوید: « شورای انقلاب واژه‌ای است که در ادبیات آن روز در بین نیروهای انقلابی تعبیر خوبی بود از ساختار نهایی نیروهای انقلاب بود. من در ماه آذر 57 از زندان آزاد شدم، آذر تا بهمن فاصله چندانی ندارد. وقتی که من آمدم بیرون دیگر اوج مبارزات مردمی بود. دولت‌های شاه‌ساخته دیگر کاری از پیش نمی‌برد. درگیری‌ها خیلی جدی بود ما هم دیگر غرق در کارهای اجرائی مبارزه شدیم. 



ادامه مطلب
[یک شنبه 1 اسفند 1395 ]

 

ماجرای شعار مردم برای ملاقات با امام خمینی در مدرسه رفاه/شعرخوانی پیرمرد لرستانی برای امام

 

محسن رفیقدوست در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره دیدارهای مردمی امام در روزهای ابتدائی ورود به ایران می‌گوید: « از دیگر خاطرات مربوط به دیدار امام، آمدن پیرمردی لرستانی به دیدار حضرت امام بود. آن پیرمرد خیلی مسن بود و با این سن بالا، در جلوی مدرسه رفاه معرکه گرفته بود و مدام شعار می داد:« ما منتظر خمینی هستیم، هیچ جا نمی‌ریم همینجا هستیم» مردم هم دور او حلقه زده بودند و شعارهای او را تکرار می کردند. من وقتی این صحنه را دیدم بالای در رفتم و گفتم « پدر جان، امام ملاقات ندارند ». ایشان گفتند: نه! دارد. گفتم پدر جان مسئول ملاقات‌ها من هستم و می‌دانم که ملاقات ندارند، ولی دوباره شروع به شعار دادن کرد و مدام شعار می‌داد.



ادامه مطلب
[یک شنبه 1 اسفند 1395 ]

 

حال و هوای پرواز انقلاب / وقتی امام هیچ احساسی نداشت

 

حبیب‌الله عسگراولادی در کتاب خاطرات خود درباره هجرت سرنوشت‌ساز امام خمینی به ایران و حال و هوای پرواز انقلاب در 12 بهمن 57 می‌گوید:«حرکت امام به سمت ایران باید در روز پنجم بهمن صورت می‌گرفت ولی چون فرودگاه مهرآباد بسته بود، پرواز انجام نشد. امام در روز نهم فرمودند که ما به تهران می‌رویم. خدمت ایشان عرض کردند که آقا راه بسته است و ممکن است وقتی از مرز ایران وارد شدیم ما را بزنند، ولی امام مصمم بود که به ایران بازگردد. روز دهم دوستان تلاش کردند و دو هواپیما تهیه کردند. امام پرسیدند که مگر چه تعدادی هستیم، عرض کردیم تعدادمان از یک هواپیما بیشتر است و ناچار شدیم دو تا هواپیما بگیریم. امام فرمودند یک هواپیما کافی است، تعدادی را کم کنید.

 

 



ادامه مطلب
[یک شنبه 1 اسفند 1395 ]

 

خاطره خواندنی حجت‌الاسلام ناطق نوری از سوار شدن امام به هلی کوپتر در بهشت زهرا

 

حجت الاسلام ناطق‌نوری در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است؛ با اشاره به خاطرات روز 12بهمن درباره  نحوه خروج امام از بهشت زهرا می‌گوید: «سخنراني‌ امام‌ كه‌ تمام‌ شد به‌ آقايان‌ گفتم‌: «يك‌ دالان‌ درست‌ كنيد تا به‌ طرف‌ هلي‌كوپتر برويم‌.» هنوز به‌ هلي‌كوپتر نرسيده‌ بوديم‌ كه‌ هلي‌كوپتر بلند شد، اين‌جا نه‌ راه‌ پيش‌ داشتيم‌ و نه‌ راه‌ پس‌. در اثر كثرت‌ جمعيت‌ به‌ جايگاه‌ هم‌ نمي‌توانستيم‌ برگرديم‌. به‌ قول‌ معروف‌ جنگ‌ مغلوبه‌ شد، هر كس‌ زورش‌ بيشتر بود ديگري‌ را پرت‌ مي‌كرد. 

آقايان‌ مفتح‌ و انواري‌ حالشان‌ بد شد و افتادند. من‌ و حاج‌ احمدآقا مانديم‌. پهلوانان‌ زيادي‌ آن‌جا بودند، هر كدامشان‌ عباي‌ امام‌ را مي‌گرفتند و به‌ سمت‌ خودشان‌ مي‌كشيدند. عمامه‌ امام‌ از سرش‌ افتاد. يك‌ عكس‌ قشنگي‌ از امام‌ از اين‌جا گرفته‌ شد كه‌ چشم‌هاي‌ امام‌ به‌ طرف‌ آسمان‌ است‌ و بنده‌ مي‌فهمم‌ كه‌ امام‌ ديگر تسليم‌ حق‌ و تن‌ به‌ قضاي‌ الهي‌ داده‌بود. 



ادامه مطلب
[یک شنبه 1 اسفند 1395 ]

تعداد کل صفحات : 11 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >