http://mahmoodzadeh.blogfa.com/
http://mahmoodzadeh.blogfa.com/
|
فروزش : اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ سازی و تدوین قوانین است
ایران صدا:
راه ابریشم ـ رادیوتجارت
نایب رییس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت: اصلاح و تغییر الگوی مصرف از دو طریق ایجاد زیر ساخت های فرهنگی و تدوین قوانین و مقررات امکان پذیر است.
پیمان فروزش نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: با توجه به منویات مقام معظم رهبری که هر ساله پیامی را برای ملت اعلام می کنند امسال هم به درستی به موضوع مهمی اشاره فرمودند مبنی بر این که اصلاح الگوی مصرف در همه زمینه ها از جمله در زندگی مردم، در دولت و حاکمیت انجام شود.
وی گفت: اگر به اقتصاد کشور در سطوح تولید ، توزیع و مصرف نگاه کنیم پی خواهیم برد که بین مصارف و منابع همخوانی وجود ندارد و این در حالی است که اسراف طبق دستورات صریح دین منع شده است.
فروزش افزود: در اصلاح الگوی مصرف باید به مساله فرهنگی در تمام سطوح که مقام معظم رهبری هم بر آنها اشاره فرمودند توجه کرد از این رو باید زیر ساخت های آن را ایجاد نمود.
وی گفت: علاوه بر مساله فرهنگی باید در حوزه قوانین و مقررات با تدوین مقررات و دستورالعمل هایی که در حوزه دولت و مجلس برای رسیدن به سطح مصرف بهینه ایجاد می شود همه ما مصمم به اجرای این قوانین شویم تا بتوانیم به این مهم دست یابیم چرا که در غیر این صورت مساله اصلاح الگوی مصرف اجرایی نخواهد شد و در حد شعار باقی خواهد خواهد ماند./سرویس خبر. بشنوید...
به نظر شما راهکار اجرای منویات مقام معظم رهبری در زمینه اصلاح الگوی مصرف چیست؟
سال موسوم به اصلاح الگوی مصرف در حالی رو به اتمام است که جز کاهش ۳۰ درصدی مصرف بنزین شاهد تغییرو اصلاحی در الگوی مصرف نبودیم ،گرچه نفس توجه یافتن به این معضل خود توفیقی ست .شاید اگر دستگاههای دخیل در فرهنگ سازی به وظیفه خود توجه می کردند در حوزه های جزئی و کلی محلهای اقدام خودرانشان می داد.ازجاهایی که مغفول واقع شد وفور تعطیلات به عنوان محل مصرف بی رویه عمر ملی بود.وباز طبق معمول در تعیین مخاطب این شعار مسئولان خودشان را کنارکشیدند و مردم را نشان دادند.ممکن بود که مسئولان عالی این دستگاهها از ارائه کنندگان طرحهایشان پیوستهای مربوطه را مطالبه و انان را به تحقق عملیاتی این شعار ملزم کنند.اگر چنین مراقبه ای در طول سالهای گذشته واقع شده بود امروز نباید شاهد افزایش چندصددر صدی واردات می بودیم.
شما اگر نگاه كنيد به تشريفات ازدواج در ميان اقوام مختلف، خواهيد ديد در اسلام تشريفات ازدواج ساده است. البته جشن و سرور و اينها عيبي ندارد، هركس هر مقداري كه مايل است، اما اينها جزو دين و تشريفات رسمي و ديني ازدواج نيست. هر كس خواست ميتواند انجام دهد، هركس نخواست، نه. اينكه حتما بايد بروند در يك معبدي و زانو بزنند جلوي كسي و چه بكنند و مراسمي كه در جاهاي ديگر وجود دارد، در اسلام نيست. در اسلام، يك صيغهاي است شرعي كه بايد خوانده شود. الته در اسلام براي معاملات گوناگون، معاملاتي كه اهميتش كمتر از ازدواج است، شاهد ميگيرند ... حالا هم كه مقررات ثبت است و درج در محاكم. مراكز ثبت رسمي است و هيچ تشريفاتي ندارد؛ ميتوانند خيلي راحت و بدون تشريفات اين ازدواج را انجام دهند.
این برنامه : اصلاح الگوی مصرف
صبح دانش
کاری از گروه دانش رادیو جوان
تاریخ برنامه 22/1/88
- گفتگو با آقای دکترمیرمحمدی رئیس دانشگاه علوم پزشکی یزد پیرامون نقش دانشگاه ها در زمینه اصلاح الگوی مصرف
هفته نامه سليم ، يكشنبه 24 خرداد 1388 شماره 306
![]() یکی از دلایل این روند، فرهنگسازیای است که طی این سالها انجام شده است. صداوسیما طی این سالها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرفگرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر میرسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهتگیریهای خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون LCD و ویلای شمال و... رقم میزند، ترویج مصرفگرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداختها در ساخت فیلمها و سریالها هم اغلب در همین راستاست منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروتهای آن کشور به شمار میآید. بهاین معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بیتفاوت باشد، در واقع نسبت به داراییها و ثروتش بیتفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرفگرایی در آن توجیه و تبلیغ میشود، نمیتواند برای رشد کشور و توسعه زیرساختهای اقتصادی آن هزینه شود. این درآمدها نیز خواه، ناخواه هزینه مصرف بیرویه و غیراصولی در سطح کشور خواهد شد. واقعیت آن است که طی سالهای دولت سازندگی و بعد از آن، مصرفگرایی به شدت در جامعه ما ترویج شد. آمار و ارقام نگران کنندهای وجود دارد که این مصرف بیرویه را نشان می دهد. مثلاً در خصوص انرژی. برای مقایسه مصرف انرژی از معیار "شدت انرژی" استفاده میشود که برابر نسبت مصرف انرژی به تولید ناخالص داخلی است. مطابق آمارها، ایران در کل جهان بالاترین میزان "شدت انرژی" را به خود اختصاص داده است! این معیار برای ایران 17 برابر کشوری مثل ژاپن، 5/8 برابر اروپا، 1/2 برابر چین و 8/2 برابر کشورهای آسیای شرقی است. این آمار میزان مصرف بیرویه انرژی را در ایران نشان میدهد. در واقع، مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت 750 میلیون نفر است! رقمی که تصور آن چندان آسان نیست. در مورد سایر منابع نیز وضعیتی مشابه حاکم است. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف میشود! از نظر مصرف برق، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست. باید چاره جدی برای وضعیت موجود اندیشید. یکی از دلایل این روند، فرهنگسازیای است که طی این سالها انجام شده است. صداوسیما طی این سالها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرفگرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر میرسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهتگیریهای خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون LCD و ویلای شمال و... رقم میزند، ترویج مصرفگرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداختها در ساخت فیلمها و سریالها هم اغلب در همین راستاست. دلیل دیگر این روند، به نوع سیاستگذاریهای قوه مجریه در کشور بازمیگردد. وقتی میان آب شرب و آبی که برای استحمام، شستوشوی لباس، شستن حیاط، پر کردن استخر و... مصرف میشود، تفاوتی باشد، طبیعی است که میزان مصرف بسیار بیش از حد انتظار خواهد بود. دلیل سوم، پایین بودن قیمت برخی منابع، بهخاطر یارانههایی است که به آنها تعلق میگیرد. برخی از این یارانهها در کل دنیا بیسابقه است. مثلاً در هیچ کشوری به برق یارانه تعلق نمیگیرد. در حالی که در ایران، یارانه بالایی برای این حامل انرژی لحاظ میشود و این به خودی خود، افزایش مصرف آن را رقم میزند. محمد رضا خباز، مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس در این خصوص معتقد است: «هرکسی که اندکی با اقتصاد کشور آشنا باشد، میداند پرداخت یارانه با روش موجود، بدترین شکل هدردادن منابع است.» ستاریفر رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت اصلاحات نیز با اشاره به طرح هدفمند کردن یارانهها میگوید: «من معتقدم که وضع موجود مصرف انرژی در ایران قابل قبول نیست و هر کار اصلاحی به نفع کشور است.» در واقع یکی از ضرورتهایی که صاحب نظران را نسبت به اجرایی کردن طرح هدفمند کردن یارانهها مصمم می سازد، وضعیت نامطلوب توزیع و مصرف یارانهها و نیز پیامدهای این نوع توزیع است. در خصوص هدر رفتن منابع، همه صاحبنظران و اقتصاد دانان نظری مشابه دارند. مهدی هاشمی رفسنجانی در این خصوص می گوید: «در سال 1382 معیارهای مصرف انرژی کشور در بخش های نفت، ساختمان، حمل و نقل و لوازم خانگی به ترتیب 2، 5/2، 2/2، 7/1 برابر استانداردهای جهانی بوده است. مصرف انرژی جهت گرمایش ساختمان در ایران حدود 2،6 برابر مصرف جهانی است. مصرف انرژی برای تولید یک تن سیمان در ایران نیز 1،3 برابر مصرف دنیاست. وضع انرژی مصرفی برای تولید آجر نیز در این مورد خیلی خوشایند نیست و 5،5 برابر مقدار جهانی است، همچنین فولاد 1،5، قند و شکر 1،64 و کاغذ 1،7 برابر مقدار جهانی است. به طور کلی در صنایع ذکر شده شاخص وزنی به طور متوسط در ایران 8،1 برابر بالاتر از مصرف جهانی انرژی است که در کل صنایع کشور این رقم حدود 2 برابر در نظر گرفته می شود.» او همچنین بر غیر قابل تحمل بودن وضعیت موجود و بدتر شدن آن در سال های آتی در صورت عدم اقدام درخور تأکید دارد: «مطابق با بررسی های به عمل آمده در سال 1382 میزان مصرف انرژی در ایران معادل 20 میلیارد دلار می باشد که چنانچه روند انرژی به همین گونه ادامه یابد، در 20 سال آینده حدود 680 میلیارد دلار انرژی مصرف خواهیم کرد!» روند افزایشی مصرف انرژی در کشور طی سالهای آتی بیش از هر زمان کشور را با کمبود بودجه برای تأمین هزینههای تولید انرژی مواجه خواهد کرد. رئیس کمیسیون انرژی مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری در این خصوص میگوید: «سال 85 مصرف انرژی نسبت به سال پیش از آن حدود 8،9 درصد رشد داشت و در سال 86، این میزان به 9،9 درصد بالغ شد. پیامد روند مصرف انرژی آن است که تا 10 سال دیگر قادر به صدور نفت نخواهیم بود، این در حالی است که منابع بودجه کشور 70 درصد از طریق نفت تأمین می شود.» امروز دیگر همه صاحب نظران بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف اتفاق نظر دارند، اما متأسفانه هنوز مردم با بسیاری از واقعیت ها آشنا نیستند. برای ایجاد یک تحول اساسی در اقتصاد بیش از هر چیز نیازمند توجه همه جانبه دلسوزان و ایجاد یک عزم ملی برای تغییر هستیم. نامگذاری مدبرانه رهبر انقلاب بر سالها طی 11 سال اخیر، برکات غیرقابل انکاری داشته و حتی در برخی موارد به گفتمانسازی و تسری آن به بدنه اجتماعی منجر شده است. سلسله نامگذاریهای سال امیرالمؤمنین، سال امام خمینی، سال نهضت حسینی، سال پاسخگویی سران قوا منجر به شکلگیری جنبش عدالتخواهی شد. عزم ملی مورد اشاره برای تغییر و اصلاح الگوی مصرف نیز اگر بناست، شکل بگیرد، بهترین محرک برای آن، فراخوان رهبری و ریلگذاری ایشان است. پیام دیگر این نامگذاری نیز برای قوه مقننه است. مجلس اگرچه در لایحه بودجه 88 بند مربوط به هدفمند کردن یارانهها را حذف و لایحه بودجه را با تغییرات عمده عملاً به طرح تبدیل کرد اما با این فراخوان بزرگ رهبر انقلاب، هرگونه تعلل در انسداد زمینههای اسراف و ادامه این مصرف مسرفانه در بخش انرژی پذیرفته نیست. |
مصرف لامپ های معمولی 5 برابر لامپ های کم مصرف است.
* مصرف تلویزیون رنگی 20اینچ بیشتر از یک لامپ معمولی 100 وات است.
*مصرف جاروبرقی 10 برابر مصرف یک لامپ معمولی 100وات است.
*مصرف سشوار دستی 5 برابر مصرف یک لامپ معمولی 100 وات است.
*مصرف کولر آبی 5 برابر مصرف یک لامپ معمولی 100 وات است.
*مصرف کولر گازی 10 برابر مصرف یک لامپ معمولی 100 وات است.
*مصرف اتوی برقی 10 برابر مصرف یک لامپ معمولی 100 وات است.
* مصرف سماور برقی 10 برابر مصرف یک لامپ معمولی 100 وات است.
* مصرف بخاری برقی 20 برابر مصرف یک لامپ معمولی 100 وات است.
*در دوش گرفتن به طور متوسط به مدت 6 دقیقه حدود 60لیتر آب مصرف می شود .
*شیرهای آبی که چکه می کنند سالانه 6000 لیتر آب را هدر می دهند .
*در توالت وحمام حدود 75 درصد آب منزل مصرف می شود .
*90% آب کشور صرف کشاورزی می شود .
* در هنگام مسواک زدن وباز کردن شیر آب در هردقیقه 10 لیتر آب هدر می رود.
*برای شستن ظروف با مایع ظرفشویی غلیظ آب زیادی مصرف می گردد.
*یک ساعت آبیاری باغچه می تواند مصرف روزانه یک خانواده 4 نفری را تامین کند.
پس از ایران، اسپانیا با مصرف سالانه 145 میلیون تن انرژی در رتبه چهاردهم و مکزیک با 144 میلیون تن در رتبه پانزدهم قرار گرفتهاند. مصرف سالانه انرژی در برخی دیگر کشورها همچون عربستان 137 میلیون تن، استرالیا 119 میلیون تن، اندونزی 109 میلیون تن، هلند 95 میلیون تن، ترکیه 85 میلیون تن، مصر 53 میلیون تن، سوئد 48 میلیون تن، نروژ 39 میلیون تن، اتریش 33 میلیون تن و سوئیس 29 میلیون تن است.
منبع :روزنامه همشهری
اصلاح الگوی مصرف در مدارس
جام جم آنلاین: رهبر معظم انقلاب سال 1388 خورشیدی را سال حركت مردم و مسوولان به سوی اصلاح الگوی مصرف نامگذاری كردند و ایشان در سخنرانی خود تاكید داشتند مساله صرفهجویی و اجتناب از اسراف فقط یك مساله اقتصادی نیست، بلكه هم اقتصادی است هم اجتماعی و هم فرهنگی و آینده كشور را تهدید میكند.
از آنجا كه میان فرهنگسازی در اصلاح الگوی مصرف، امری حیاتی و ضروری به نظر میرسد، برخی كارشناسان معتقدند، الگوی مصرف را باید از كل به جزء اصلاح كنیم. یعنی ابتدا باید زیرساختها را فراهم كنیم، به آموزشهای لازم و تبلیغات صحیح بپردازیم.
با توجه به این كه وزارت آموزش و پرورش نقش بسزایی در نهادینه كردن اصلاح الگوی مصرف دارد، اجرای دقیق و همهجانبه این شعار در این وزارتخانه منجر به بهینهسازی و بهینهگرایی در سطوح خرد و كلان جامعه برای اقشار مختلف میشود.
این سازمان دولتی بستر مناسبی برای پرورش نسل نواندیش و آشنا كردن آنها با محدودیتهای موجود اعم از محدودیتهای زمانی، منابع موجود و... و همچنین تغییر رویه از كمیتگرایی به سوی كیفیتگرایی است.
اصلاح الگوی مصرف در گام اول به اصلاح رفتار نیاز دارد و اصلاح رفتار نیز نیازمند تغییر وسیع برنامهها و استراتژی هاست. این وزارتخانه به منظور نهادینه كردن این فرهنگ باید نسلی را تربیت كند كه محدودیتهای موجود زمان خویش را بشناسد.
گفتنی است برای تداومبخشی به این اصل باید از افراط خودداری كرد تا كارایی و اثربخشی لازم را در تمام جهات موردنظر بوضوح ببینیم و زمینه انگیزش را برای جامعه آماری بزرگی كه درگیر آن است (از نظر پرسنل و دانشآموختگان و خانواده ایشان) فراهم آوریم.
راهكارهای عملی برای تحقق اصلاح الگوی مصرف و اسرافزدایی در وزارت آموزش و پرورش كه تنها با مدیریت مستمر و نظارت دقیق اثر خود را طی زمان بر جای میگذارند،میتواند شامل موارد زیر باشد:
1- ثبتنام اینترنتی دانشآموختگان كه در این صورت از اتلاف وقت افراد بیشماری جلوگیری به عمل میآید.
2- حذف كاغذبازی مرسوم در آموزش و پرورش به كمك ابزارهای الكترونیكی موجود.
به طور متوسط روزانه 5 برگ كاغذ4A به مدارس ارسال میشود. در شهر كوچكی كه دارای 100 مدرسه است، خود میشود به عبارت 500 برگه در روز، 3 هزار برگه در هفته، 75 هزار برگه در ماه، 900 هزار برگه در سال و با احتساب هزینه خود كاغذ و چاپ آن و به ازای هر برگه 10 تومان ، مبلغی در حدود 9 میلیون تومان در سال، آن هم تنها برای ارسال بخشنامه و دستورالعملهایی كه گاهی تكرار میشود، هزینه میشود.
حال در سطح یك استان و در نهایت كشور محاسبه كنید. حتما متوجه میشوید كه این كار چه هزینه گزافی بر آموزش و پرورش بحران زده (از نظر بودجهای) تحمیل میكند.
لذا مزایای این كار و میزان صرفهجویی حاصل از اجرای این كار در موارد زیر خلاصه میشود:
- صرفهجویی مبلغی میلیاردی در سطح كشور و جلوگیری از واردات بیش از اندازه كاغذ به كشور .
- صرفهجویی در نیروی انسانی، چرا كه با اجرای این طرح تنها نیاز به كاربری است كه این بخشنامهها را در اینترنت یا شبكه قرار دهد و دیگر نیازی به قسمتهایی چون بایگانی و دبیرخانه و نامهرسان در ادارات نیست، چون خود همان رایانه براحتی در نقش هر كدام از افراد بالا ایفای نقش میكند.
- جلوگیری از سفرهای زائد درونشهری توسط مدیران مدارس یا نامهرسانها به ادارات یا مدارس برای آوردن بخشنامههای كاغذی و به تبع این كم شدن سفرهای زائد، آلودگی هوای شهرها نیز كاهش مییابد.
- صرفهجویی در وقت كه همیشه طلایی ناب و باارزش بوده و هست، چرا كه دیگر نیازی به ثبت این نامهها در دفاتر مختلف برای بایگانی نیست، دسترسی به آنها به تبع استفاده از رایانه در هر زمان و مكان بسیار راحت بوده و اطلاعرسانی به این شیوه در كسری از ثانیه انجام میگیرد.
- استفاده از تختههای سفید به جای تختههای سبز برای جلوگیری از مصرف بیرویه قلمهای گچی .
3- در زمینه منابع انرژی: ایزوله كردن، 2 جداره كردن و استفاده از سامانه گرمایشی و سرمایشی استاندارد و همچنین قرار دادن لامپهای كممصرف در قسمتهای مورد نیاز.
4- با تعریف و اجرای برنامهها و استراتژیهای كارآمد، استفاده چند باره از كتابهای درسی چاپ شده را متداول كنیم كه با این تدابیر، بسیاری از هزینهها كاهش پیدا كرده و از اتلاف اعتبارات كلان جلوگیری میشود.
5- آموزش به دانشآموختگان در زمینه مصرف مواد غذایی (شیر و نان) كه با صرف هزینههای بالا اعم از هزینه تولید، توزیع و... در دسترسشان قرار میگیرد كه به این وسیله از هدر رفتن منابع غذایی به طور چشمگیری جلوگیری میشود.
http://eslah-olgo-masraf.mihanblog.com
دبیر شورای عالی فنآوری اطلاعات الگوی مصرف را مصرف به اندازه نیاز دانست و گفت: باید بتوانیم در تمام زمینههای تحصیلی، كاری و به طور كل تمام مراحل زندگی تشخیص دهیم چه چیز را چهقدر مصرف كنیم تا با الگوی صحیح، مصرف كنیم.
با اشاره به نامگذاری سال 88 به اصلاح الگوی مصرف اظهار كرد: متاسفانه در تمام حوزهها به این دلیل كه نیازهای اصلی را نمیشناسیم و یا نمیدانیم كجا، از چه چیز و به چه میزان باید استفاده كرد، اصل الگوی صحیح مصرف رعایت نمیشود و این امر نیاز اساسی به اصلاح الگوی مصرف را مشخص میكند.
http://eslah-olgo-masraf.mihanblog.com
چيستي مصرف
مصرف كه واژه اي عربي و از آن در زبان فارسي , به هزينه و تعبير consume و consumption در زبان انگليسي به مي شود , مصدر ميمي و اسم زمان و مكان است . از اين رو بايد آن را به معناي خرج كردن و زمان ومكان خرج نمودن دانست , ولي عرب زبانان براي رساندن اين مقصود , بيشتر از تعبير « استهلاك » استفاده مي كنند.
و در اصطلاح اقتصادي , مصرف عبارت است از ارزش پولي كالاها و خدماتي كه توسط افراد خريداري وتهيه مي شود8. البته مقصود ما از مصرف در اين تحقيق , معنايي عام تر وشامل تخصيص بودجه و هزينه كردن امكانات و درآمدهاي عمومي از سوي دولت نيز مي شود.
برخي ديگر براي تبيين مقوله مصرف گفته اند : ثروت , منبع درآمد است و درآمد خالص (در آمد منهاي استهلاك ) به دو منظور استفاده مي شود. بخشي از آن , به انباشتن ثروت و پس انداز اختصاص مي يابد و بخش ديگر , صرف تحصيل لذت مي شود. آن قسمت از درآمد كه صرف به دست آوردن لذت مي گردد , مصرف ناميده مي شود1.
بر اين اساس پس انداز , مبلغي از درآمد است كه به مصرف نمي رسد و مصرف به علاوه پس انداز , مساوي درآمد خواهد بود2.
به هر حال در دانش اقتصاد , مصرف , شامل دو گروه عمده خوراكي ها و غير خوراكي ها است . خوراكي ها , شامل آشاميدني ها , دخانيات , انواع نان , برنج , گوشت , لبنيات , روغن , ميوه و سبزي و غير خوراكي ها , شامل گروه هاي پوشاك و كفش , مسكن , اثاثيه منزل , بهداشت و درمان , حمل و نقل و ارتباطات , تفريحات و سرگرمي ها , خدمات فرهنگي و كالاها و خدمات متفرقه است 3.
گفتني است از نگاه اقتصاد دانان , مهم ترين عامل تعيين كننده مصرف , در آمد است . اهميت اين امر , به حدي است كه از نگاه آنان , مصرف تابع در آمد است , به گونه اي كه هر چه درآمد بيشتر باشد , مصرف بيشتر خواهد بود و برعكس 12.
عوامل تعيين كننده ديگر عبارتند از : داراييها , ماليات , قابل دسترس بودن و هزينه تحصيل اعتبار , انتظارات از آينده در مورد قيمت ها و در آمد4.
از نظر ما , بايد اعتقادات و باورهاي ديني و به طور كلي سطح فكري و فرهنگي آحاد جامعه را نيز از عوامل تعيين كننده مصرف دانست و اين مهم با توضيحات بعدي روشن تر خواهد بود.
همراه با مردم (گندم خانه مرا) روز به روز خريداري كن ! و افزود : قوت خانه مرا , نيمي از جو و نيمي از گندم قرار بده , خداوند مي داند كه من ميتوانم نان خانه خود را از گندم تامين كنم ولي دوست دارم خداوند مرا در حالي ببيند كه در معيشت خود , حسن تقدير دارم
http://www.tebyan.net
سالهاي اخير بحث ضايعات نان از مهمترين دغدغههاي مسئولان و حتي مصرف كنندگان بوده است زيرا گفته ميشود
ضايعات نان سنتي در كشور بيش از 30 درصد است.
محمدرضا رحيمي معاون اول رئيس جمهور معتقد است قيمت نان در كشور ارزان است و همين امر باعث شده قيمت ضايعات آن به 250 ميليارد تومان برسد كه با احتساب يارانهها هزينه زيادي از بيتالمال بابت اين قضيه پرداخت ميشود.
در اينكه متأسفانه در كشور ما با وجود تمام توصيههايي كه در دين اسلام به دليل حفظ حرمت نان و جلوگيري از اسراف شده است ما به درستي از نان استفاده نميكنيم شكي نيست اما بايد به ياد داشته باشيم روش پخت صحيح نان در نانواييها نيز كه فعاليت آنان زير نظر مسئولان صورت ميگيرد اغلب روش درست و اصولي نيست و به عبارتي بخش زيادي از آنان پس از پخت غير قابل مصرف ميشود. به عنوان مثال در يكي از مناطق شهر بعد از اذان مغرب قصد خريد نان از يك نانوايي باسابقه را داشتم. موقع جمع كردن متوجه شدم لبههاي نان همه خمير است. وقتي به شاطر اعتراض كردم گفت: مقصر من هستم كه پخت ميكنم، حالا اگر نميخواي نگير همين است كه هست؟!!
يا يك نانوايي كه شاطر ندارد و يك كارگر ناوارد كار پخت نان را به عهده دارد چه مقدار در ايجاد ضايعات نان مؤثر است. البته نانواييهاي بسياري در سطح شهرها وجود دارند كه دچار چنين مشكلاتي ميباشند كه فقط علت پخت نان غير مرغوب توسط آنها متفاوت است.
حال آيا واقعاً افزايش قيمت نان ميتواند تأثيري در نوع پخت داشته باشد و اگر دارد سهم آن چند درصد است؟ با نگاهي به پخت نانهاي محلي كه پخت اين نانها با آرد مرغوبتر و شايد هم روش اصوليتر صورت ميگيرد كمترين ضايعات در آن مشاهده نميشود زيرا هم كيفيت بهتري دارد و هم ماندگاري بيشتري.
به هر حال اين درست نيست كه براي اصلاح الگوي مصرف هر چيزي در كشور افزايش قيمت را تنها راه حل بدانيم بلكه ابتدا بايد نسبت به شناسايي و رفع مشكلات از ريشه اقدام گردد و اگر نتيجه نداد گران كردن را به عنوان آخرين راه حل انتخاب نماييم. ضمن اينكه بايد در نظر داشت نان در سفره مردم نقش مهمي دارد و افزايش بيضابطه آن ميتواند مشكلاتي را براي قشر مستضعف ايجاد نمايد.
اصلاح در حوزه رفتار مصرف
این گونه است که آیات قرآنی سرشار از آموزه ها و گزاره هایی است که از انسان می خواهد تا شناختی کامل نسبت به امور و چیزهای دنیا پیدا کرده و راه درست و مناسب استفاده از آن ها را بیاموزد. از این رو می توان گفت که مجموعه ای از آموزه های دستوری دین و قرآن به ویژه بخش حلال و حرام آن که از آن به شریعت یاد می شود در حقیقت همان تبیین و معرفی درست مصرف است. به این معنا که به انسان می آموزد که چگونه از چیزهایی دنیا استفاده کرده و آن رادر مسیر بهره مندی خویش به کار گیرند.
به سخن دیگر ، آموزه های وحیانی قرآن حاوی مجموعه ای کامل از روش ها و راهکارهای بهره مندی و مصرف درست چیزها در راستای دست یابی انسان به کمال در دنیا و آخرت و رشدو بالندگی در مسیر شدن وخلافت الهی است که از آن به عبودیت ربوبی تعبیر و تفسیر می شود.
در برخی از آیات و آموزه های وحیانی اسلام از اموری بازداشته شده است؛ زیرا بهره مندی و مصرف هر یک از آن ها و استفاده نادرست استفاده از آن امور و چیزها ، می تواند آدمی را از کمال دور سازد.
بنابراین می توان گفت که بخش اعظم شریعت ناظر به اصلاح در حوزه رفتاری انسان در چگونگی مصرف و بهره گیری از چیزهاست؛ زیرا بی اصلاح در چگونگی شیوه ها مصرف نمی توان به هدف و مقصد اصلی دست یافت. ریشه این مطلب را می بایست در این گرایش ذاتی انسان جست که هماره موجود ظلوم وجهول است و هرگز در حدی نمی ماند و به اصطلاح عرفانی موجودی است که حد یقف ندارد. ظلوم به معنا تجاوز از حد و حدود است و جهول به معنای نادانی بسیاری می باشد. عدم احاطه کامل علمی و شناخت جامع نسبت به نیازهای واقعی خود و ظرفیت های هر چیزی می تواند در شیوه درست و مناسب مصرف آدمی خلل وارد سازد. از سویی عدم قرار گرفتن در حد ومرزی نیز انسان را به سوی افراط و تفریط سوق می دهد. از این رو نمی تواند از هر چیزی به مقدار نیاز و یا به طریق درست بهره گیرد. از این روست که نیازمند آموزه هایی است تا وی را در مصرف درست و مناسب یاری رساند.پ
از این رو می توان گفت که شریعت و آموزه های دستوری آن ، تنها در راستای ایجاد شناخت درست و رهایی بشر از ظرفیت های خود و هر چیز دیگری که برای وی در زمین ساخته شده و نیز تبیین شیوه های درست و مناسب مصرف آن وارد شده است.
فقهیان و دانشمندان علم اصول فقه اسلامی بارها و بارها بر این نکته تاکید داشته اند که احکام و قوانین اسلامی که به اشکال پنج گانه واجب و حرام و مستحب و مکروه و مباح بیان شده است تنها برای اصلاح درست رفتار آدمی و بهره گیری و مصرف درست هر چیزی در زندگی می باشد. تاکید بر این که هر حکمی دارای مصالح و مفاسدی است که برخی از آن ها به شکل بیان علت حکم و بخشی دیگر به عنوان بیان فلسفه و حکمت حکمی بیان شده است تا آدمی دریابد که همه این آموزه ها و احکام و قوانین تنها در راستای دست یابی انسان به کمال است؛ زیرا برخی از چیزها به شکل خاصی قابلیت مصرف نداشته و یا می تواند مصرف آن زیانبار باشد.
بنابراین می توان گفت که آموزه های وحیانی، اصلاح حوزه رفتاری انسان در مصرف و بهره گیری از امور و چیزها می باشد. این مساله ای است که برای تبیین فلسفه آموزه ها و قوانین شریعت می بایست هماره در نظر داشته شود.
اسوه های اصلاح و تغییر
انسان به عنوان موجودی که بسیاری از مسایل را از طریق تقلید می آموزد و به دیگری منتقل می کند ، نیازمند چیزی است که از آن به عنوان اسوه و الگو یاد می کنند. الگو و اسوه، به چیزی گفته می شود که می تواند آدمی را در مسیر کمالی خویش یاری رساند و قابلیت عمل را به شیوه ملموس و محسوس بنمایاند.
بسیاری از مطالب را انسان از راه تقلید می آموزد. همین تقلید پذیری است که مساله الگوها و اسوه ها را سبب شده است و نیازمندی آدمی را الگو و اسوه به اثبات رسانده است.
برای الگوسازی هر چیزی و یا هرکسی، نیاز به آن داریم تا آن چیز یا آن کس از طرق گوناگون به عنوان چیزی مهم و اساسی شناخته و معرفی شود. ازاین روست که تبلیغ به معنای ارایه شناخت کامل و درست برای مهم سازی ، اهمیت و ارزش خاصی می یابد، زیرا با شناخت است که شخص و یا چیزی برای انسان اهمیت و ارزش پیدا می کند و در پی آن می رود.
انسان ها در طول مدتی به امری عادت می کنند و این در حالی است که جامعه و انسان ها و نیز نیازهای آنان تغییر می یابد. بنابراین تغییر دایم شرایط و مقتضیات ، مقتضی تغییر دایم و اصلاح وضعیت است. این گونه است که اصلاحات دایمی و تغییر در امور متناسب با تغییر شرایط و مقتضیات ، امری ضروری و بایسته است و گریزی از آن نیست.
ناگفته نماند که نیازها و امور هستی به دو دسته ثابت و متغیر دسته بندی می شود. برخی از امور هماره ثابت است و نیازها و پاسخ های ثابتی را می طلبد ولی برخی دیگر از امور هماره در حال تغییر می باشد و نیازهای نوشونده و پاسخ های نو و تازه ای می طلبد. این بخش دوم است که لزوم اصلاح دایمی و تغییر متناسب را می طلبد تا نوعی هماهنگی و سزاواری در میان آن ها تحقق یابد.
