نان به دلیل اینكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار می رود و 70درصد انرژی مورد نیاز روزانه خود را از این ناحیه تامین می سازند، از اهمیت- حساسیت و جایگاه والایی برخوردار است. به طوری كه هر اروپایی در سال حدود 70كیلوگرم نان مصرف می نماید درحالی كه هر ایرانی در سال 210 كیلوگرم نان مصرف می كند یعنی 3 برابر.
نان به دلیل اینكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار می رود و 70درصد انرژی مورد نیاز روزانه خود را از این ناحیه تامین می سازند، از اهمیت- حساسیت و جایگاه والایی برخوردار است. به طوری كه هر اروپایی در سال حدود 70كیلوگرم نان مصرف می نماید درحالی كه هر ایرانی در سال 210 كیلوگرم نان مصرف می كند یعنی 3 برابر؟! لذا شایسته است نان های تولیدی نیز از كیفیت و ارزش غذایی بالایی برخوردار باشند ولی آیا چنین است؟ 65درصد نان های تولیدی در كشور از نوع مسطح (40درصد لواش و 25درصد تافتون) می باشند كه به دلیل نامرغوبی آرد، نواقص فرآیند پخت، نارضایتی نانوایان و تصمیمات نادرست و سلیقه ای برخی دست اندركاران عمدتا با افت كیفیت مواجه است. 60درصد نان های تولیدی در كشور را سنگك تشكیل می دهد كه هر چند تخمیر چند ساعته را طی می كنند ولی به دلیل استفاده از آردهای سبوس گیری شده (حدود 12درصد) و عدم استفاده از مخمر در تركیب خمیر فاقد پوكی، ماندگاری و ارزش غذایی لازم است. 29% باقیمانده نیز 25درصد مربوط به بربری و 4درصد متعلق به نان های فانتزی یا حجیم می باشد كه آنها نیز علی رغم رعایت تخمیر كامل به دلیل استفاده از آرد سفید (حدود 18درصد سبوس گیری شده اند) و حذف فیبر و بخش زیادی از املاح (آهن- كلسیم- روی- منیزیم- فسفر و...) حیاتی گندم در جریان آسیابانی ارزش چندانی ندارد. كه براساس تحقیقات به عمل آمده مصرف مداوم آن در ابتلابه بیماری های غیرواگیر به ویژه دیابت- چاقی- چربی خون و بیماری های قلبی- عروقی سهم به سزایی دارند. با توجه به آمار بالای ضایعات نان های مسطح (لواش- تافتون- ماشینی) و افت كیفی نان های نیمه حجیم (بربری- سنگك) و استقبال كم از نان حجیم (فانتزی- باگت- فرانسوی و...)، طرحی ارائه نمودیم كه تلفیقی است از الگوی نان های مسطح با حجیم و تركیبی است از آمیزه های سنتی (تنورهای گلی) با دستاوردهای صنعتی (ماشین های صنعتی) و نه تنها با ذائقه و سلیقه ملی همخوانی دارد بلكه از دستاوردهای علمی روز نیز جهت ارتقاء كیفی خود بهره گرفته است.
هدف اصلی طرح فوق بهینه سازی و اصلاح كیفی نان های سنتی مسطح می باشد كه در حال حاضر 65درصد نان های سنتی را در بر می گیرد. بیشترین تولید را دارد و كمترین كیفیت را. و روز به روز نیز سیر قهقرائی دارد. به طوری كه رئیس پژوهشكده غله كشور می گوید: مردم هر چه نان نخورند سالم ترند.
متاسفانه در جامعه ما، فرهنگ غلطي در مورد مصرف جا افتاده است.به اين صورتك كه هر چه بيشتر يعني بدون حساب و كتاب و در هر مورد مصرف كنيم نشانه تمول بيشتر، بلندي طبع و بي اهميتي به ماديات تلقي مي شود. به يقين هر جامعه اي بايد پيامدهاي خود را بپذيرد و اين باور براي جامعه ما، اسراف را به دنبال دارد. آيا هنگام آن نرسيده است كه پرونده باورهاي خود را دوباره ارزيابي كنيم؟
حتماً اصطلاح بهره وري را شنيده ايد و مي دانيد كه در كشور ما نيز مانند بسياري از كشورهاي جهان سازمان ملي بهره وري به وجود آمده است كه كار آن تلاش در جهت گسترش فرهنگ بهره وري به معناي استفاده حداكثر از امكانات موجود مي باشد. اين امكانات مي تواند امكانات ملي، نيروي انساني، امكانات طبيعي و غيره باشد. به عبارت ديگر كشورهاي پيشرفته تري توسعه يافته تر است كه قادر باشد از كليه منابع موجود خود به بهترين شكل و براي رفاه حال همه مردم خود استفاده كند.
آمار بعضي از كشورهاي صنعتي نشان مي دهند مردمي كه در دهه 90 زندگي مي كنند، چهار و نيم برابر از اجداد خود در شروع اين قرن ثروتمند ترند.ولي آيا چهارونيم برابرنيز خوشحال ترند؟ شواهد روانشناختي نشان مي دهد كه رابطه بين مصرف و خشنودي يك رابطه ضعيف است.بدتر از آن اين است كه ظاهراً در جريان هجوم به سمت دو چشمه اصلي رضايت خاطر بشر يعني روابط اجتماعي و اوقات فراغت مي خشكد يا راكد مي ماند.بنابراين بسياري از ما، در جوامع مصرفي چنين احساس مي كنيم كه دنياي پرنعمت ما به گونه اي خالي است و ما فريفته فرهنگ مصرفي بيهوده سعي مي كنيم كه با ماديات براي خود خشنودي فراهم كنيم.
نگراني تمام والدين، زندگي بهتر براي فرزندان است.اما زندگي بهتر به ازاي داشتن اتومبيل، وسايل لوكس، غذاي يخ زده بيشتر و مراكز خريد بزرگتر نيست. فرزندان ما بايد وارث دنيايي باشند كه نياز همگان به غذا، آموزش، كار، سرپناه و بهداشت مناسب را برآورد. اين مهم فقط زماني امكان پذير است كه مردم جوامع مصرفي در شيوه زندگي خود تجديد نظر كنند، زيرا كره زمينه ديگر توان پاسخگويي به اين مصرف روزافزون را ندارد.
رشد بي رويه جمعيت تغييرات فن آوري و مصرف گرايي سه آفت عمده حفظ سلامت كره زمين براي نسلهاي آينده است ولي مصرف گرايي هميشه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.براي مردم جوامع مصرفي هر روز روشن تر مي شود كه مصرف بيش از حد متعادل به معني موفقيت و خوشبختي بيشتر نيست. خشنودي واقعي را بايد در چهار عامل: زندگي خانوادگي(ازدواج)، رضايت از كار، داشتن اوقات فراغت به منظور پيشبرد استعدادها و روابط دوستي جستجو نمود. حال بهتر است با هم پيشنهادهايي را در مورد تغيير روش مصرف بررسي كنيم.
اقتصاد كشور در مقطعی حساس و سرنوشت ساز از دوران حیات خویش قرار دارد. لزوم كاهش هزینههای هنگفت اداری-مصرفی در كشور و توجه به منافع نسلهای آینده از آنچه كه ما امروز هزینه میكنیم به یك چ الش اساسی برای تمام مسوولان و دلسوزان تبدیل شده و توجه همه مدیران دیروز و امروز كشور به این واقعیت معطوف شده كه منابع و ثروتهای اقتصادی نامحدود و پایانناپذیر نیستند.
رهبر فرزانه انقلاب با عنایت به همین ملاحظات مهم و تعیینكننده سال 1388 را سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری نمودند و از همه دستگاههای اجرایی كشور خواستند با رعایت صرفه جویی در تمام هزینهها و «استفاده از منابع كشور به بهترین وجه» تحقق اهداف نظام مقدس اسلامیدر عدالت محوری و آینده نگری را امكانپذیرتر سازند. بیگمان یكی از مهمترین مجموعههای اقتصادی كشور كه میتواند نقشی مهم و تاثیرگذار در رعایت الگوی مصرف در كشور داشته باشد، سیستم بانكی و به ویژه بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران است. طی سالهای اخیر همواره بر این موضوع تاكید شده كه هزینههای سنگین چاپ اسكناسهای جدید و جمعآوری و امحای اسكناسهای فرسوده (بیش از 120 میلیارد ریال طی سنوات اخیر) یكی از عوامل اصلی افزایش قابل توجه هزینههای بانك مركزی بوده است، هزینههایی كه نسبت به سایر كشورهای جهان بسیار هنگفت و روند صعودی آن نگرانكننده است. تحمیل این هزینه به بیتالمال در حالی صورت میگیرد كه كیفیت چاپ اسكناس در ایران، استاندارد بوده و همواره بر این واقعیت تاكید شده كه مشكل، فرهنگ نادرست استفاده و نگهداری از پول است، مشكلی كه طی ماههای اخیر وجهه تازهای نیز یافته است.
مسوولان بانك مركزی طی ماههای اخیر بارها اعلام كرده اند كه بانكهای كشور باید نسبت به جمعآوری و از گردش خارج نمودن تمام اسكناسهایی كه نوشته یا مهر روی آنها درج شده اقدام كرده و این اسكناسها را به بانك مركزی ارسال نمایند. بدیهی است كه با توجه به شرایط كلی حاكم بر اقتصاد كشور، بانك مركزی ناگزیر از انتشار حداقل همین مقدار اسكناس و چك پول در مقطع كنونی برای مقابله با مشكل كمبود نقدینگی در شعب بانكها است، امری كه بار دیگر حكایت تلخ هزینههای مستقیم و سربار چاپ و توزیع اسكناس در كشور را یادآوری میكند.
نكته مهمی كه به نظر میرسد در این میان از نگاه مسوولان بانك مركزی مغفول مانده فرهنگ كهنه پیامنویسی روی اسكناس حتی از سالهای پیش از انقلاب است. هرچند وقایع اخیر باعث شده تا موضوع شعارنویسی روی اسكناس
(با كمك بزرگنمایی رسانههای خارجی) پررنگ تر از گذشته جلوه كند؛ اما نباید از یاد ببریم كه مشكل وجود اسكناسهای مخدوش در دست مردم نیست، بلكه وجود فرهنگی است كه افراد اسكناس را مایملك شخصیشان دانسته و این اجازه را به خود میدهند كه بر روی كاغذ ارزشمندی كه هزینه هنگفتی از جیب دیگر هموطنان برای چاپ و توزیع آن صرف شده برای نوشتن شماره حساب، شعار، شعر و ... استفاده كرده و حتی اسكناس را ممهور به نمادها و تصاویر مذهبی كنند.
بیتردید جمعآوری اسكناسهای مخدوش و ورود اسكناسهای جدید به چرخه نقدینگی در كشور نه تنها هیچ ضمانتی برای سلامت اسكناسها در آینده ایجاد نمیكند، بلكه ممكن است نتیجه معكوس به بار آورده و افرادی را كه از روی ناآگاهی بر هزینههای كشور میافزایند بیش از گذشته تحریك كند. هرچند پیامنویسی روی اسكناس تقریبا در هیچ كشوری مرسوم نیست، ولی هیچ دلیل اقتصادی و قانعكنندهای وجود ندارد كه اسكناس را به این دلیل مخدوش اعلام كرده و هزینههای هنگفت جمعآوری، امحاء و چاپ مجدد را متحمل شویم. این اقدام قطعا در راستای حركت به سمت اصلاح الگوی مصرف، كاهش هزینهها و استفاده بهینه از منابع كشور نیست.
همچون بسیاری از مشكلات دیگر در اقتصاد ملی، حل معضل شعارنویسی روی اسكناس نیز راه حل فرهنگی-آموزشی دارد. بانك مركزی به عنوان متولی اصلی انتشار اسكناس و اوراق بهادار در كشور باید با استفاده از ابزارهای مناسب رسانهای – و به دور از هرگونه شائبه سیاسی – این پیام را به اقشار مختلف مردم منتقل سازد كه وظیفه ملی ایرانیان جلوگیری از به هدر رفتن منابع كشور در روندهایی است كه هیچ تاثیری در افزایش توان اقتصادی كشور ندارند، بلكه تنها موجب آن میشوند كه هزینه ارائه خدمات بانكها افزایش یافته و مالیاتی كه برای ارتقای سطح رفاه و امنیتمان میپردازیم در مسیرهای نادرست صرف شود.
www.magiran.com
صرفه جويي در وقت
از يكديگر ياد بگيريم چگونه كارهاي وقت گير و يا كارهايي را كه علاقه نداريم، سريعتر انجام دهيم. برنامه ريزي زمان در هر خانواده بايد طوري باشد كه مدتي براي تفريح و تمدد اعصاب بخصوص در آغوش كوهستان و جنگل باقي بماند در اينصورت زندگي ما كارآمدتر است.
درست است كه خانم ها چه شاغل باشند و چه خانه دار وظايف مختلف را بر عهده دارند ولي برنامه ريزي بايد به صورتي باشد كه زماني براي ورزش به منظور داشتن جسمي سالم و روحيه اي شاداب و نيز مطالعه براي بالا بردن سطح آگاهي و بينش هر فرد اختصاص يابد.
به اميد اينكه بتوانيم از تجارب يكديگر استفاده نموده و با به كارگيري رهنمودها، زندگي پر بار و بدون دغدغه خاطر براي خانواده خود فراهم كنيم. اين رهنمودها مي تواند در حكم كفش هايي باشد كه بتوانيم آنها را بيازماييم و مناسب ترين را براي طي اين راه به پا كنيم. ما زنان با به دست آوردن آگاهي مي توانيم ادعا كنيم كه: ما مي ايستيم و مي سازيم دنيايي را كه بشر، به بلنداي روزگار آرزو كرده است.
خريد مواد غذايي
براي آنكه نشان دهيم انسانهايي موقعيت شناس و حساس نسبت به مسائل جهان خود هستيم، روشي در زندگي اتخاذ كنيم تا به محيط زندگي خود آسيبي نرسانيم. به عنوان مثال:
1- 1- با مصرف كمتر، زباله خانگي را تا آنجا كه مقدور است كاهش دهيم.
2- 2- زباله هاي خشك مانند كاغذ و مقوا ،شيشه، پلاستيك و فلزات را جداگانه جمع آوري و به مراكز بازيافت تحويل دهيم.
3- 3- از دستمالهاي پارچه اي به جاي كلينكس و از كيسه هاي پارچه اي براي خريد استفاده كنيم و كيسه نايلوني كمتر به منزل بياوريم.
4- 4- در صورت امكان ياد بگيريم از مواد غذايي زائد، كمپوست يا كود گياهي تهيه نموده و در باغچه گلدان يا ظرفهاي يكبار مصرف سبزيكاري كنيم.
5- 5- قبل از آنكه هر چيزي دور انداخته شود، فكر كنيم چگونه مي توان آن را به يك شي قابل استفاده تبديل نمود.مثل تهيه كاور لباس از ملحفه هاي كهنه، استفاده از شيشه هاي دهانه گشاد براي نگهداري شكر، برنج، آرد و ...
6- 6- اگر براي تغذيه كودكان در مدرسه به جاي استفاده از كيسه نايلوني از كيسه هاي پارچه اي كه خود تهيه كرده ايم استفاده كنيم روزانه فقط در تهران 4 ميليون كيسه فريزر كمتر مصرف خواهد شد.
صرفه جويي در انرژي سوخت
اگر قطعات بزرگي از مقوا را با لايه اي از ورقه هاي آلومينيوم بپوشانيم و آن را در پشت رادياتورهاي شوفاژ قرار دهيم مقدار زيادي حرارت كه قبلاً جذب ديوار شده و به هدر مي رفت با اين ابتكار ساده به داخل اتاق منعكس مي شود.
اگر براي پنجره ها و درها از نوار درزگير استفاده شود نه تنها مبادله حرارتي با هواي بيرون كمتر صورت مي گيرد بلكه از آلودگي صوتي نيز در امان خواهيم بود.
بهتر است گرماي خانه در زمستان آنقدر نباشد كه ما به صورت تابستاني لباس بپوشيم. پوشيدن يك ژاكت در منزل به صرفه جويي در سوخت كمك مي كند.
نظافت منزل
خريد وسايل منزل
يك ضرب المثل انگليسي مي گويد: ” من هنوز آنقدر ثروتمند نشده ام كه جنس ارزان بخرم“ . در اين زمينه لازم است با كمك دولت، صنايع و كارخانجات ضمن استفاده از تكنولوژي جديد مواردي را مورد استفاده قرار دهند كه محصولات حاصل از آنها عمر طولاني تري داشته باشندو مجدداً قابل استفاده باشنديا بتوان آنها را مرمت، بازسازي و تعمير نمود.در اين مورد شهروندان با ترغيب به خريد اجناس با دوام مي توانند نقش مهمي داشته باشند.
هر وسيله اي كه براي منزل خريده مي شود يك دفترچه راهنما و يا برچسب روش استفاده از آن را در راهنما به همراه دارد.مسلماً سازنده هر وسيله يا ماده اي، بهترين روش استفاده از آن را در راهنما توضيح داده است. پس ابتدا راهنما را مطالعه نموده و از آن پيروي مي كنيم. چه بسا شنيده شده در اثر استفاده نادرست از يك وسيله، جان افراد خانواده به خطر افتاده است.
در 40 سال گذشته تبليغات يكي از سريع الرشدترين صنايع جهان بوده است. ما در مدت شبانه روز دائماً با تبليغات فريبنده مبتني بر روانشناسي و جامعه شناسي رو به رو هستيم. اين تبليغات مي تواند افراد سطحي و ظاهربين را به خريدهاي نامناسب ترغيب كند. براي خنثي كردن اثر تبليغ مي توان خانواده را قانع كرد كه جنس خوب نياز به تبليغ ندارد. پس براي اين تبليغ و هزينه اي كه براي پخش آن صرف مي كنند، منظوري گمراه كننده وجود دارد.
ما ايراني ها مهماني رفتن و مهماني دادن را دوست داريم. اما اگر قرار باشد در منزل هر كدام از ما وسايل پذيرايي براي حداقل 30 نفر مهمان وجود داشته باشد، چه سرمايه بزرگي براي موارد خاص كنار گذاشته مي شود. يك راه حل اين مساله اين است كه خانواده هاي نزديك به هم در فاميل سرويسهاي ظروف پذيرايي يكسان تهيه كنند و در مهماني هاي بزرگ از ظروف يك شكل استفاده نمايند و البته براي سالم ماندن آنها،اجازه شستن ظرفها را به مهمانها ندهند تا مبادا ظروف چيني لب پر شوند!
نامگذارى سال 1388 به عنوان سال «اصلاح الگوى مصرف»، نشانه رویكرد و عزم جدى كشورمان براى تحولات اساسى در حوزه منابع الهى در جهت هدف نهایى نظام یعنى استقرار عدالت است.
نامگذارى سال 1388 به عنوان سال «اصلاح الگوى مصرف»، نشانه رویكرد و عزم جدى كشورمان براى تحولات اساسى در حوزه منابع الهى در جهت هدف نهایى نظام یعنى استقرار عدالت است. در این یادداشت سعى ما بر این است كه فلسفه این نامگذارى را در دو حوزه اخلاق و اقتصاد مورد بحث قرار دهیم؛ دو حوزه اى كه مطالعه رابطه آنها مى تواند چهره واقعى بسیارى از روش هاى اقتصادى كه بدون ملاحظات اخلاقى و فرهنگى به كار گرفته مى شوند را نمایان سازد. گرچه ممكن است از دیدگاه اقتصاد مدرن بحث از اخلاق، جایگاهى نداشته باشد اما مهم این است كه در نظام اقتصادى كشورمان، قوانین اسلامى جایگاه ویژه اى یافته است و ملاحظات اخلاقى كاملاً عجین با روش هاى اقتصادى بوده و نامگذارى سال اصلاح الگوى مصرف مدعاى این دلیل است.
بند ششم اصل 43 قانون اساسى مبنى بر «منع اسراف و تبذیر در همه شئون مربوط به اقتصاد، اعم از مصرف، سرمایه گذارى، تولید، توزیع و خدمات» به عنوان یكى از ضوابط مهم پایه اقتصاد كشور براى تأمین استقلال اقتصادى جامعه و ریشه كن كردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهاى انسان در جریان رشد، با حفظ آزادگى او (انسان) ذكر شده است و قانونگذار با بیان این بند در كنار هشت بند دیگر یعنى: «اـ تأمین نیازهاى اساسى 2ـ تأمین شرایط و امكانات كار براى همه 3ـ تنظیم برنامه اقتصادى كشور 4ـ رعایت آزادى انتخاب شغل 5ـ منع اضرار به غیر و انحصار و احتكار و ربا و دیگر معاملات باطل و حرام 6 ـ استفاده از علوم و فنون و تربیت افراد ماهر 7ـ جلوگیرى از سلطه اقتصادى بیگانه بر اقتصاد كشور 8 ـ تأكید بر افزایش تولیدات كشاورزى، دامى و صنعتى» برآن بوده است كه تأثیرگذارى جلوگیرى از اسراف را بیان نماید زیرا هم به لحاظ شرعى و هم از نظر تئورى هاى پیشرفته، انسان كنونى به این نتیجه رسیده است كه مصرف گرایى حاكم بر زندگى انسان امروز علاوه بر اینكه انسان را از چارچوب هاى اقتصاد معیشتى دور ساخته، عرصه هایى را مقابل او گشوده است كه فضاى تقابل انسان را با ارزش هاى انسانى فراهم آورده و به عبارت دیگر انسان در مقابل ما به ازاى خود و هویت خود قرار گرفته است. از این رو از دیدگاه اقتصاد اسلامى، حتى با حق اینكه هر فردى با جهت گیرى هاى مثبت و موافق اسلام توانسته شرایط مكتسبه اى را براى خود فراهم آورد اما حق ندارد كه آن را معدوم كرده یا در جهت نامشروع مصرف نماید. چرا كه اسراف و تبذیر و هرگونه استفاده نامشروع از اموال، ممنوع است و این موضوع از آن زمینه ناشى مى شود كه منشأ افعال انسان، خداوند متعال است و انسان قائم به ذات نیست و مخلوقى است كه به اذن خداوند متعال، حق تصرف در اموال تحت مالكیت خود را دارد و به لحاظ عقلى حتى اگر انسان، رأساً توانایى خلق اموال و محصولات خود را دارا بود نیز حق اسراف و تبذیر را نداشت.
همچنین در تعالیم اسلامى بر این نكته تأكید شده است كه انسان نباید عمر و مال خود را صرف خیالات باطل و شیطانى نماید زیرا مُبذِّران و مُسرفان، برادران شیطانند و شیطان است كه سخت كفران نعمت پروردگار خود را كرد. (سوره مباركه اسراء ـ آیه شریفه 27) و از این منظر، نعمت، به چیزى اطلاق مى شود كه انسان را براى نیل به سعادت یارى رسانده و مسیر زندگى را هموار سازد و ضمن فراهم آوردن موجبات آسایش و آرامش، موانع و مشكلات را از پیش پاى آدمى بردارد. زیرا گام نهادن انسان در این مسیر، همانا رنگ خدایى یافتن و تشكر از خالق یكتا، آدمى را در شمار پویندگان واقعى قرار مى دهد.
بدین جهت پروردگار متعال در سوره مباركه ابراهیم آیه شریفه ?? مى فرماید: وَ إِن تَعدُّوا نَعمتَ اللهِ لاتُحصُوها یعنى اگر نعمت هاى بى شمار خداوند را بخواهید بشمارید، هرگز حساب آن نتوانید كرد. بنابراین در فرهنگ اسلامى ارائه یك برنامه عادلانه و جلوگیرى از اسراف به عنوان مبناى صحیحى از شكرگزارى در مقابل پروردگار متعال به حساب مى آید و هر انسانى مكلف است خود را از مظاهر اسراف و تبذیر دور كند.
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: نشانه مسرف چهار چیز است: 1- بالیدن به باطل ?- خوراك آنچه در خور او نیست ?- بى رغبتى به كار خیر ?- انكار هر كه سودش نرساند (تحف العقول ص ??) و امیرالمؤمنین على علیه السلام نیز تصریح مى كند: تدبیر با كفاف روزى، بهتر است از بسیار با اسراف. (تحف العقول ص ??) و فرهنگ مصرف در اسلام مبتنى بر رعایت اعتدال و دورى از اسراف است زیرا اسراف، انسان را از خط انصاف دور مى كند و زمینه هاى بى میلى به كار خیر و جانبدارى از ظالمان را فراهم مى آورد. از این رو در جامعه مصرف گرا كه نمونه اى از جامعه اسراف زده است و مانور تجمل و مصرف در آن رواج دارد شاهد تبعیض ها و نابرابرى هایى هستیم كه افراد برخوردار، بدون توجه به آسیب هایى كه به طبقات دیگر وارد مى كنند منشأ و الگوى ترویج ظلم هایى هستند كه دیگران را حریص به «منكر» مى نمایند و این موضوع نشان مى دهد كه مصرف زدگى و اسراف علاوه بر تبعات اقتصادى، پیامدهاى منفى فرهنگى را نیز به همراه دارد. در جامعه مصرف گرا «خرید كالا» به عنوان یك ارزش تلقى مى شود و هر كه خریدهاى بیشتر و متنوع ترى داشته باشد، الگو قرار گرفته و گرامى داشته مى شود و البته در جوامع پیشرفته مصرف زده، مصرف گرایى «یك فعالیت اصلى اجتماعى» به شمار مى آید. براى خرید و مصرف وقت بسیار و انرژى و پول و نوآورى هاى فنى صرف مى شود و حتى از اینكه راهكارهاى پیشرفته ترى براى مصرف گرایى خلق شود، مطالعات بسیارى صورت مى گیرد زیرا در جامعه مصرف زده، خط تولید و توزیع مى بایست مبتنى بر مصرف بیشتر، فعالیت كند.
در جامعه مصرف گرا، هر كه پول بیشترى دارد، افزون تر خرج مى كند و هر كه ندارد بایستى در حسرت هزینه ها بماند و این مدل مصرف، نشانه آسیب ها و نابرابرى هاى اجتماعى نیز هست. البته در كشورمان تا كنون برنامه هاى مختلفى در جهت توسعه و رشد اقتصادى و اجتماعى ارائه شده كه تأثیرات آن نیز تا كنون در حوزه گسست هاى اجتماعى نمایان شده و این موضوع، على رغم تأكیدات مكررى است كه از سوى علماو دانشمندان این عرصه بیان شده است. در بند ششم خط مشى هاى اساسى و رهنمودهاى مقام معظم رهبرى به دولت آقاى هاشمى رفسنجانى جهت تدوین برنامه دوم پنج ساله آمده است:«جهت دادن به كلیه فعالیت هاى اجرایى و تبلیغى به سمت رشد معنویت و فضیلت اخلاقى در جامعه تعمیق و گسترش حساسیت ها و باور دینى، گسترش ارزشهاى انقلابى، حفظ كرامت انسانى، ایجاد نظم و قانون پذیرى و روحیه كار و تلاش و خوداتكایى و قناعت و جلوگیرى از اسراف و مصرف گرایى و پرداختن به زوائد.» و متأسفانه آنچه تاكنون طراحان برنامه هاى توسعه ارائه كرده اند، نتوانسته است خط مشى یادشده را تحقق بخشد و تأكید معظم له مبنى بر نامگذارى سال ???? به عنوان سال اصلاح الگوى مصرف بیانگر این نكته مهم است كه اعلام یك سرى خطوط تئوریك در برنامه هاى توسعه، صرفاً متضمن اجراى آنها در راستاى تحقق عدالت به معناى جلوگیرى از ترویج مصرف زدگى نیست و آنچه تاكنون تحت عنوان مانور تجمل از سوى برخى داعیه داران كار و اعتدال و سازندگى و اصلاحات صورت گرفته، ابتناى بر تأكیدات اسلام نداشته و راهبردهاى كشور را تأمین نمى كند. چنانچه در چهار دوره ریاست جمهورى پس از پایان دفاع مقدس، ملت ما شاهد رشد فزاینده سیاست هایى بوده اند كه تبلیغات مصرف گرایى در رسانه هاى بزرگ و در و دیوار شهرها و بدنه اتوبوسها و تغییر ذائقه ها از قناعت به مصرف و از مصرف به اسراف، تبلور این سیاست ها به شمار مى آید.
همین روند نیز قبلاً در جوامع غربى تجربه شده است. گسترش زندگى شهرنشینى و دورى از زندگى روستایى مبتنى بر تولید، زمینه مصرف گرایى را به عنوان یك روش رسمى زندگى فراهم آورد و ظهور طبقه متوسط و بالا، تأسیس فروشگاه هاى بزرگ كه انبوهى از كالاهاى غیرضرورى و لوكس را در خود جاى داده بود و ترویج شعار «تا مى توانى بخر و هرچه بیشتر مصرف كن» این روند را تشدید كرده و «مسابقه مصرف» یك پرستیژ به شمار آمد و با این وصف، این زنجیره ویرانگر توسط تبلیغات كالاها در وسایل ارتباط جمعى تكمیل شد و دو نوع ابزار مصرف گرایى یعنى حراج كالاها و اشاعه كارت هاى اعتبارى به كمك این روند آمد و مردم در فروشگاه ها و حراجى هاى بزرگ در معرض كالاهاى متنوع و احساس نیازهاى كاذب قرار گرفتند. مشترى، جنسى را كه در حراجى مى بیند، احساس مى كند كه نیاز دارد و از طرف دیگر مشترى بایستى احساس كند كه همیشه پول براى خریدكردن دارد و از اینجا موضوع كارت هاى اعتبارى شكل گرفت (در ایران قبل از ظهور كارت هاى اعتبارى، تبلیغ فروش كالا از طریق چك هاى كارمندى بسیار شایع شده بود) درحالى كه تعداد قابل توجهى از كالاهاى خریدارى شده از فروشگاه هاى بزرگ یا حراجى ها در خانه ها مصرف نمى شوند و با وجود آپارتمان هاى كوچك و عدم توانایى نگهدارى كالاهاى بلامصرف، چرخه مصرف گرایى با ظهور كارخانه هاى بازیافت و افراد دوره گردى كه كالاهاى دست دوم را مى خرند به گردش درآمده و این داستان، بار دیگر از ابتدا تكرار مى شود و ما ناخواسته مدلى از سرمایه دارى را تجربه مى كنیم كه به قول ماكس وبر، جامعه شناس غربى، مبتنى بر تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه گذارى بیشتر و مجدداً تولید بیشتر است. این فاجعه، هنگامى گسترش مى یابد كه بدانیم پدیده چند شغلى كارمندان در ایران از رهگذار فرهنگ مصرف گرایى شكل گرفته است، زیرا اغلب حقوق بگیران، ناتوان از ادامه این مسابقه اند و براى باقى ماندن در این چرخه مى بایست كار و تلاش بیشترى را از خود به نمایش بگذارند (البته پرداختن به پیامدهاى روانى مصرف زدگى و پدیده چندشغلى و استرس هاى ناشى از آن در حوصله این بحث نمى گنجد، اما ناگفته نماند كه تحقیقات نشان داده است چندشغلى ها نمى توانند به خوبى از عهده وظایف خود برآیند و موضوع مصرف زدگى از این زاویه نیز آسیب هاى دیگرى را در پى دارد.)
ممكن است برخى از افراد و دست اندركاران مدعى شوند كه طى برنامه هاى توسعه و در دولت هاى قبلى طرح هایى را براى اصلاح الگوى مصرف ارائه داده اند، اما شواهد موجود و تأكید مقام معظم رهبرى در سال ?? گویاى فقدان تأثیر این طرح ها و به عبارت بهتر ناكافى بودن اقدامات انجام شده است. مطمئناً برنامه ها و طرح هایى مى بایست در این زمینه مورد عنایت قرار گیرد كه بتواند همه طبقات جامعه اعم از برخوردار و فقیر را به یك الگوى واحد مصرف نزدیك كند تا نمونه عینى یك روش اجرایى براى استقرار عدالت پدید آید. از سوى دیگر استفاده از برنامه صحیح براى اجراى الگوى مصرف، نشانه اعتقاد به وجود ملاحظات اخلاقى در فرهنگ مصرف و اقتصاد است و الگوى واقعى، رشد اقتصادى صحیحى را در پى خواهد داشت، همچنان كه این الگو مى تواند دو وجه اصلى بازار یعنى مصرف كننده و تولید كننده را با یك روش متحد منطبق نماید و هدف از تولید بیشتر را مصرف بیشتر قرار ندهد و مسلماً اجراى یك الگوى دقیق، نیازمند شجاعت و تدبیر خردمندانه اى است كه كشورمان را در جهت كاهش وابستگى در منابع تعریف شده به كشورهاى دیگر قرار مى دهد و آنچه در این مسیر از همه بیشتر تأثیرگذار است، الگویى است كه حضرت امام (ره) و پیروان راستین آن حضرت به عنوان «ساده زیستى» در زندگى خود پیاده كرده اند و در همین راستا مؤثرترین افراد براى اصلاح الگوى مصرف، مسئولین نظام در هر رده اى هستند. همان طور كه مقام معظم رهبرى نیز تأكید كرده اند باید مسئولان كشور راه صرفه جویى و مقابله با اسراف را به مردم یاد بدهند. خود مسئولان دولتى هم باید اسراف نكنند. اسراف مسئولان دولتى از اسراف مردم عادى مضرتر است، زیرا كه اسراف در بیت المال است.
در اینجا بایستى سخنى از حضرت على علیه السلام را یادآور شویم كه خطاب به كارگزاران خود مى فرمود: «نوك قلم هایتان را نازك كنید كه مركب بیت المال كمتر مصرف شود.» و در جاى دیگر: «هرگاه به اصلاح نفس خود راغب بودى، بر تو باد كه اقتصاد و قناعت و پرهیزكارى را پیشه كنى.» چرا كه قطعاً اسلام نه با اسراف (خروج از خط اعتدال) موافق است و نه تبذیر (تضییع مال) را براى تدبیر زندگى مناسب مى داند. آیا عقلانى است در كشورى كه مى خواهد روى پاى خودش باقى بماند مطابق برخى آمارها سالانه بیش از ? میلیون تن نان ضایع شود یا سرانه مصرف آب بیشتر از همه كشورها باشد قطعاً جلوگیرى از اتلاف منابع انرژى كه مصرف آن در ایران چند برابر متوسط جهانى است یكى از راه هاى دستیابى به شكوفایى اقتصادى در هر كشورى است ولى چرا تاكنون اقدامات جدى و مؤثر در جریان برنامه هاى اجرایى صورت نگرفته بودند چرا سهمیه بندى و اصلاح الگوى مصرف بنزین كه توسط دولت نهم به اجرا درآمد دولتمردان قبلى اجراى آن را به مصلحت نمى دیدند. چرا طرح هدفمند كردن یارانه ها به مذبح مصلحت سپرده شد آیا مصلحتى بالاتر از این وجود دارد كه سرمایه هاى اصلى كشور در معرض نابودى قرار دارند و متأسفانه از كلمه «مصلحت» تاكنون برداشت هاى نادرستى شده است كه گویى عده اى نان خود را فقط از این راه درمى آورند و به تعبیر دكتر على شریعتى «همیشه مصلحت، روپوش دروغین زیبایى بوده است تا دشمنان حقیقت، حقیقت را درونش مدفون كنند (زیرا) مصلحت، همیشه مونتاژ دین و دنیا بوده است.// و تشیع مصلحت، نابودكننده تشیع حقیقت است (مجموعه آثار، شماره،? مسئولیت شیعه بودن) و مطمئناً نامگذارى سال ?? به عنوان اصلاح الگوى مصرف، تدبیرى شجاعانه براى شكستن تابوى مصلحت هایى است كه همواره مانع از پیشرفت كشورمان شده اند. اگر مجلس شوراى اسلامى راه اجراى طرح تحول اقتصادى دولت را مسدود كرد اما مقام معظم رهبرى با این نامگذارى، فراخوانى عمومى و مردمى را براى این مسیر برگزیدند و راه تحول و اصلاح را باز كردند.
از این رو نباید بیش از این، فرصت ها را از دست بدهیم و با تلاش مستمر و برنامه هاى مؤثر و عملى و آموزش هاى كارآمد و با استفاده از رسانه هاى بزرگ مى بایست سازوكار مصرف در كشورمان را به گونه اى طراحى كنیم كه ابتدا فرد و بخصوص كودكان در معرض این الگوها قرار گیرند و با برنامه ریزى صحیح در حوزه تبلیغات كلان و رسانه اى و نظارت بر كالاهاى وارداتى و فروشگاه هاى بزرگ و نیز جلوگیرى از تولیدات غیراستاندارد و مصرفى مانع از تضییع سرمایه هاى گرانقدر كشورمان شویم.
به نقل از خبرگزاری فارس
بحث اصلاح الگوی مصرف در حوزه محیطزیست بسیار موضوعیت دارد و بحثی جدی است. محیطزیست انسانمحور است و دقیقاً با چگونگی رفتار و نوع تعامل انسان ارتباط دارد. محیطزیست برای رفاه و آسایش مردم منبعی غنی به شمار میرود و متأسفانه انسانها آنقدر این منابع را در تصرف آوردهاند که به تخریب محیطزیست روی آوردهاند و به همین دلیل ضرورت دارد اصلاح الگوی مصرف در بستر محیطزیست رخ دهد.
بعضیها فکر میکنند، صرفهجویی یعنی؛ توی تاریکی بنشینیم و لامپ را روشن نکنیم!
یا دو هفته یکبار حمام برویم، تا آب کمتری مصرف شود.
یا مثلا در زمستانها، از سرما قندیل ببندیم و مثل بید بلرزیم ولی بخاری را روشن نکنیم!
بعضیها هم اصلاً باورشان نمیشود که بشود صرفهجویی کرد.
و میگویند: «یعنی اگر شیر آب چکه نکند، یا یک لامپ اضافه خاموش شود، دیگر برق نمیرود؟ دیگر کمبود آب نداریم؟»
ولی راستش «بله اگر حتی 1 لامپ اضافه خاموش شود و انرژی برق هدر نرود، باعث صرفهجویی در برق میشود و خاموشی و قطع برق کمتر اتفاق میافتد.»
صرفهجویی کار سخت و عجیبی نیست. اگر ما به اندازهی نیاز و درست از منابع انرژی مثل آب و برق و گاز و... استفاده کنیم، صرفهجویی کردهایم.
گفته، استفاده نکردن از نعمتهای ارزشمندی که خدا در اختیارمان قرار داده، یعنی صرفهجویی؟
اتفاقاً صرفهجویی یعنی «از نعمتهای خدادادی خوب و درست و به جا و به اندازه استفاده کنیم و مواظب باشیم حتی ذرهای از آن هدر نرود».
به نظر من صرفهجویی یعنی: «خدایا شکرت که به ما اینهمه نعمت دادی.»
توسعه شهرها، افزايش جمعيت و تغييرات شيوه هاي زندگي از جمله الگوهاي مصرف مشكلات و معضلات متعدد و متنوعي ايجاد نموده كه چاره انديشي و تلاش براي مقابله با آنها اجتناب ناپذير است و سهم كلان شهرها از تبعات زندگي شهري بيش از روستاها و شهرهاي كوچك مي باشد.
كلان شهر تهران نيز با گسترش جغرافيايي و افزايش جمعيت، معضلات فراواني را پيش رو دارد و از اهم آنها مي توان به رشد روز افزون توليد زباله اشاره نمود، مشكلي كه گاه به شكل يك تهديد جدي، سلامت جامعه را به خطر انداخته و در صورت مسامحه و عدم توجه دست اندركاران امور شهري، فجايع زيست محيطي جبران ناپذيري در پي خواهد داشت.
اگر چه در اين زمينه، تدبير، راه كاريابي و اجراي شيوه هاي نوين از وظايف مديريت شهري بوده و ما را ملزم مي نمايد تا با تلاش مسئولانه و بي وقفه در جهت حفظ بهداشت و سلامت جامعه در انجام وظايف خود بكوشيم ليكن مشاركت شهروندان نيز در امور شهري بسيار حايز اهميت و ضروري است.
از اين روي برآنيم تا با آشنا نمودن عموم شهروندان با معضلات و مشكلات زيست محيطي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ناشي از توليد زباله و دفع نامناسب آن، مشاركت بيش از پيش شهروندان را جلب نماييم تا در ساختن شهري عاري از هرگونه آلودگي از همكاري آنها بهره مند باشيم و در پرتو تعامل سازنــده، فرداي روشني براي فرزندان اين مرز و بوم ترسيم نماييم.
پس از چند دهه عملكرد سنتيدر زمينه دفع زباله در ايران به ويژه دفن زباله در اطراف شهرها، براي اولين بار در سال 1346 اولين واحد توليد كمپوست از زباله توسط بخش خصوصي و به صورت نيمه صنعتي در شهر اصفهان احداث گرديد و درپي آن در سال 1348 شهرداري تهران طي قراردادي با يك شركت انگليسي كارخانه كمپوست تهران را در صالح آباد، محلي در جنوب شهر تهران، احداث نمود تا بخش عمده زباله شهر تهران به كود گياهي تبديل گرديده تا علاو ه بر جلوگيري از انتشار آلودگي ناشي از زباله در محيط زيست، كود توليد شده نيز در كشاورزي مورد استفاده قرار گيرد.
در اين راستا اداره كل كود گياهي شهرداري تهران تشكيل و مسئوليت راهبري كارخانه كمپوست به اين اداره محول گرديد.
پس از انقلاب شكوهمند اسلامي و با توجه به گسترش شهر تهران و افزايش جمعيت به منظور نظارت عاليه بر كليه امور و فعاليت هاي مرتبط با دفع زباله، اداره كل كود گياهي به سازمان بازيافت و تبديل مواد تغيير نام يافته و در سال 1370 با تصويب وزارت كشور به عنوان متولي مديريت مواد زايد جامد شهر تهران شناخته شد.
اين سازمان در مسير رشد و توسعه در سال هاي گذشته همگام با انجام مطالعات گسترده و بهره برداري از منابع علمي و تجارب كشـورهاي ديگر در زمينه دفع و پردازش زباله، طرح ها و شيــوه هاي نوين دفع بهينه و بازيافــت مواد را به اجــرا در آورده كه اهم آنها عبارتند از احداث كارخانه هاي كمپوست، كارخانه هاي بازيافت كاغذ و پلاستيك، اجراي شيوه هاي بهداشتي دفن زباله، استحصال گاز متان از مركز دفن زباله و ساير طرح ها و پروژه هايي كه به آنها اشاره خواهد شد.
و اكـنون پس از سال ها تلاش كارشناسـان اين سازمان و كسب تجارب بسيار ارزنده كه مــي توانـــد در زمينـه هاي حفـظ محيــط زيســت، ارتقــاء سطـح بهـداشت جامعــه و بهره برداري مناسب از منابع و كسب در آمد، مورد استفاده كليه شهرهاي كشور قرار گيرد تا با به كارگيري روش هاي بهينه مديريت مواد زائد جامد، در سراسر كشور شاهد شكوفايي و بالندگي باشيم.
پسماند يا زباله به مواد جامد، مايع و گاز( غير از فاضلاب) گفته مي شود كه بطور مستقيم يا غير مستقيم حاصل فعاليت انسان بوده و از نظر توليد كنــنده زايد تلقي مي گردد.
پسماندها به پنج گروه تقسيم مي شوند:
1- پسماندهاي عادي: به پسماندهايي گفته مي شود كه به صورت معمول از فعاليت هاي روزمره انسان ها در شهرها، روستاها و خارج از آْنها توليد مي شود. از قبيل زباله هاي خانگي و نخاله هاي ساختماني.
2- پسماندهاي پزشكي : به كليه پسماندهاي عفوني و زيان آور ناشي از بيمارستانها، مراكز بهداشتي، درماني، آزمايشگاههاي تخصصي طبي و ساير مراكز مشابه گفته مي شود.
3- پسماندهاي ويژه: به كليه پسماندهايي گفته مي شود كه به دليل بالا بودن حداقل يكي از خواص خطرناك از قبيل سمي بودن، بيماري زايي، قابليت انفجار يا اشتعال، خورندگي و مشابه آن به مراقبت ويژه نياز داشته باشد.
4- پسماندهاي كشاورزي: به پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي توليدي در بخش كشاورزي گفته مي شود از قبيل فضولات، لاشه حيوانات، محصولات كشاورزي فاسد يا غير قابل مصرف.
5- پسماندهاي صنعتي: به كليه پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي صنعتي و معدني، پسماندهاي پالايشگاهي، صنايع گاز، نفت و پتروشيمي و نيروگاهي و امثال آن گفته مي شود از قبيل براده ها، سرريزها و لجن هاي صنعتي.
1- كاهش توليد زبالــــــه
2- بازيافت و استفاده مجدد از پسمانـــــــدها
3- دفع اصولي و همگن با محيط زيست
عدم كنترل زباله هاي شهري و روستايي، اعم از مواد زايد انساني، حيواني و گياهي در محيط، به علت وجود انواع مختلف پسماندهاي غذايي با رطوبت و حرارت مناسب و پناهگاه هايي كه همواره در توده هاي زباله وجود دارد، از عوامل اصلي و مولد بسياري از بيماري هاي انسان و حيوانات است.
انتشار زباله هاي بيمارستاني در محيط و پراكندگي مواد زايد خانگي و صنعتي از يك سو و تداوم فصول گرم سال با توجه به كثرت بيماري هاي عفوني و طولاني شدن زمان برداشت زباله از معابر و اماكن عمومي از سوي ديگر، از جمله عواملي هستند كه محيط مناسبي را براي تكثير و رشد سريع بسياري از باكتريها، انگل ها و ... فراهم مي آورند.
به عنوان مثال مگس با انتقال فيزيكي بسياري از باكتري ها و انگل ها موجب ابتـلاي انسـان به تراخـم، اسهـال و بيماريهاي قارچي و مسموميت غذايي و ... مي شود. همچنين گربه ها و سگ هاي ولگرد كه همچون موش و مگس از سفره رنگين غذايي و پسماندهاي زباله هاي شهري تغذيه مي كنند، نيز عوامل بسياري از بيماريهاي عفوني و انگلي هستند كه البته با برنامه ريزي صحيح و قابل كنترل مي باشند. طبق گزارش محافل بهداشتي، بيش از 118 نوع از عوامل بيماريهاي ويروسي، انگلي و ميكروبي كه در انسان شناخته شده است كه به حيوانات از جمله سگ نسبت داده مي شود. علاوه بر بيماريهاي مذكور، عدم كنترل زباله هاي شهري در حد بسيار وسيعي موجب آلودگي آب، خاك و هوا مي شود.
مضرات بهداشتي حاصل از عدم كنترل زباله هاي شهري و عكس العمل هاي سوء آن در جوامع بشري، بخش مهمي از بيماريها را به خود اختصاص داده است. وجود مواد غذايي، پناهگاه هاي مناسب، رطوبت و شرايط زيست مساعد در زباله هاي شهري، امكان تكثير و رشد سريع حشرات و موجودات موذي را به وجود مي آورد كه مقابله با آنها بسيار مشكل است. همچنين انتشار آلودگي يا انتقال بسياري از بيماري هاي مهلك در جامعه ما موجب گرديده است كه كشور ما در زمره مصرف كننده اصلي داروها قلمداد شده و آلودگي شيميايي بر آلودگي هاي محيط ما اضافه گردد.
زباله، مخصوصا پسماندهاي غذايي و بخش فساد پذير آن، هنگامي مي تواند مفيد واقع شود كه با روش هاي مناسب توسط انسان كنترل شده و يا به وسيله بازيافت بهداشتي قسمت هايي از مواد آن مورد استفاده مجدد قرارگيرد. اين مواد هنگـامي براي آدمـي مضرنــد كه خـارج از اصـول بهداشتي، ذخيـره سازي، جمع آوري، بازيافت و يا دفع شوند. در اين صورت با انتشار زباله ها در محيط و يا تلنبار آن در حواشي شهرها، محيط مناسب براي توليد ، رشد و نمو حشرات، جوندگان و ديگر موجودات موذي به وجود آيد كه به علل مختلف موجب آلودگي محيط و انتشار بيماريهاي مختلف در آن مي گردند. علي الاصول در راستاي پيشگيري از حوادث، ناشي از دفع غير بهداشتي اين مواد، لزوم شناخت متدهاي جمع آوري و دفع زباله و از همه مهمتر آشنايي با خطرات و بيماري هاي ناشي از آنها اهميت خاصي دارد.
"بخوريد، بياشاميد ولي اسراف نكنيد. ( قران كريم )"
در جوامعي كه مصرف كالاها ارزش تلقي مي گردد، ارائه تبليغات تجاري و آموزه هاي نادرست، ميزان مصرف مواد و كالا از حد معقول و ضروري فراتر رفته و نتيجتا پسماند يا زباله بيشتري توليد مي گردد كه معضلات و مشكلات خاص خود را در پي دارد.
در فرهنگ اسلامي، بر پايه و اساس موازين شرعي، اخلاقي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از مناظر گوناگون بر پرهيز از اسراف تاكيد گرديده و حفظ منابع و موهبت هاي خداوند همواره مورد توجه قرار گرفته است.
با عنايت به موارد فوق ضرورت دارد در شيوه هاي تهيه و مصرف كالا و مواد تجديد نظر نموده و با رعايت اصول به اصلاح الگوي مصرف بپردازيم تا در گام اول توليد زباله، تفاوتها و تاثيرات چشمگير و بسيار قابل ملاحظه اي را شاهد باشيم .
مهم ترين نكاتي كه در زمينه اصلاح الگوي مصرف قابل ذكر و تاكيد مي باشند عبارتند از:
1- خريد كالا و مواد غذايي در حد نياز و نگهداري و مصرف در كوتاه مدت
2- توليد (پخت) غذا به اندازه مصرف در وعده غذايي به ميزان افراد
3- خريد و استفاده از لوازم و وسايل با عمر طولاني
4- عدم استفاده از كالاهاي يك بار مصرف و مشابه
ضرورت زندگي سالم اقتضاء مي كند به صورت مستمر روش هاي مديريت شهري و اجتماعي خود را بهبود بخشيم. به اين منظور سازمان بازيافت با استفاده از تجربيات گذشته و دانش روز اقدام به تدوين طرح تفكيك و جمعآوري پسماندها به روش "تر و خشك" نموده و قصد دارد با كمك و همكاري شهروندان نسبت به اجراي آن اقدام نمايد تا انشاا... بتوانيم با رسيدن به اهداف طرح، محيط زيست شهري خود را سالم تر ساخته و در پرتو آن زندگي بهتري داشته باشيم.
1- بهبود روش ذخيره سازي، جمع آوري و بازيافت پسماندها
2- خالص سازي پسماندهاي تر براي توليد كمپوست مرغوب
3- خالص سازي پسماندهاي خشك (مواد مصنوعي) براي بازيافت و بازگشت بهينه اين گونه مواد به چرخه توليد
4- جلوگيري از هدر رفتن سرمايه هاي ملي و كمك به اقتصاد كلان كشور
5- به حداقل رساندن دفن پسماند و حذف آن در آينده
6- ارتقاء سطح كيفيت خدمات شهري
7- حفظ محيط زيست و جلوگيري از توليد و انتشار آلودگي ها
8- ارتقاء سطح فرهنگ عمومي در برخورد با پسماندها
پسماندهاي تر:
پسماندهاي غذايي: برنج، انواع خورشت، گوشت، مرغ، ماهي، روغن هاي خوراكي سوخته و فاسد شده و ...
سبزي و ميوه: پسماند ميوه، سبزي و ميوه فاسد شده، تفاله چاي و ...
كاغذ و مقوا: انواع روزنامه، مجله، كتاب، دستمال كاغذي، عكس، ظروف كاغذي شيرو آبليمو، جعبه هاي شيريني، كفش، لباس، شانه تخم مرغ و ...
پلاستيك: انواع ظروف پلاستيكي، روكش ها و كيسه هاي پلاستيكي، طناب هاي پلاستيكي، اسباب بازي هاي پلاستيكي، فيلم هاي عكاسي، انواع ابر و اسفنج و ...
فلزات: انواع قوطي فلزي كمپوت، كنسرو، نوشابه، رب، وسايل فلزي آشپزخانه، شيرآلات ، لوله ها و توري هاي فلزي، ظروف و لوله هاي مسي، چدني، آهني، فويلهاي آلومينيومي، رادياتور و ...
شيشه: انواع ظروف شيشه اي، لامپهاي ساده و فلورسنت، آيينه ، سراميك، چيني، بلور و ...
منسوجات و چرم: انواع لباس هاي كهنه و پارچه هاي مستعمل، حوله، انواع وسايل پارچه اي، انواع كيف و كفش، البسه و وسايل چرمي و ...
چوب: انواع جعبه هاي چوبي، سرشاخه، برگ درخت، مبل، ميز، وسايل چوبي آشپزخانه و ...
لوازم الكتريكي و الكترونيكي: سيم، كابل، پريز، ديسكت، سي دي، نواركاست، ماشيــن حساب، ساعت، لوازم كامپيوتر، چراغ قوه، انواع باطري، تلفــن، تلويزيون و ...
- لازم است زباله هاي پزشكي ( بيمارستاني ) و ويژه نيز كه در منــازل توليد مي شود مورد توجه شهروندان قرار گرفته و به صورت جداگانه با رعايت اصول بهداشتي دفع گردد.
در اين روش، پسماندها در محل توليد به دو دسته تر و خشك تفكيك شده و به صورت جداگانه در دو مخزن نگهداري مي گردد.
پسماندهاي تر طبق روال هر شب و ترجيحا راس ساعت 21 در مخازن ويژه پسماندهاي تر تخليه گرديده و پسماندهاي خشك پس از فشرده سازي در مخازن ويژه و يا كيسه نايلون آبي رنگ كه در اختيار شما قرار مي گيرد، ذخيره و در ساعتي از روزهاي هفته كه از طرف شهرداري اعلام خواهد شد، تحويل پيمانكاران مربوطه مي گردد.
تفكيك پسماندها به دو دسته تر و خشك در مبداء توليد از آلودگي ناشي از مخلوط شدن و فعل و انفعالات شيميايي و توليد شيرابه پيش گيري مي نمايد و تبديل مواد به محصولات جديد و قابل استفاده را در بردارد.
پسماندهاي خشك به ويژه كاغذ، مقوا، پلاستيك، فلزات و شيشه از ارزش اقتصادي و زيست محيطي برخوردار بوده و در صورت تفكيك، در واحدها و كارخانـجات بازيافت به محصـولاتي با كاربـردهاي مشـابه و يا جديـد تبـديـل مي شوند تا از اتلاف منابع و سرمايه هاي ملي جلوگيري به عمل آيد.
تفكيك كامل زباله هاي تر از زباله هاي خشك نيز بهبود كيفيت و خلوص كود كمپوست را در پي دارد و با توجه به اينكه نزديك به 70% زباله هاي شهر تهران از نوع زباله تر ( پسماند مواد غذايي، ميوه و سبزي و ...) مي باشد و اين پسماندها طي فرايندي به كود گياهي (كمپوست) تبديل مي شوند كه مورد استفاده امور زراعي و باغباني خواهد بود.
همچنين بازيافت و استفاده مجدد از مواد و كالاهاي معرفي موجب جلوگيري از دفن زباله و آلودگي زمين و آب هاي سطحي مي گردد.