خواستن توانستن است موضوع:ازدواج
ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند.
موضوعات
کدهای کاربر
تماس با ما

 ..

كدهای جاوا وبلاگ




كدهای جاوا وبلاگ





ازدواج از دیدگاه معصومین (ع)

 

هم‌چنان که قرآن، کتاب هدایت بشر است، مفسران قرآن نیز که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) هستند، برای هدایت انسان‌ها فرستاده شده‌اند.
اینک به دیدگاه پیشوایان دین اسلام به ویژه مذهب تشیع درباره هدف، فلسفه و ملاک های ازدواج می‌پردازیم. خوشبختانه روایت‌های بسیاری درباره ازدواج وجود دارد و هیچ زاویه‌ای از زوایای پیچیده این سنت الهی از چشمان تیزبین ائمه(علیهم‌السلام) و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) پنهان نمانده است.
امام صادق(علیه‌السلام) در حدیثی می‌فرمایند:
دوست داشتن زنان از اخلاق پیامبران(علیهم‌السلام) است.[1]
پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) فرموده است:
من از دنیای شما تنها از زن و بوی خوش، بهره برده‌ام.[2]
هم چنین در حدیث دیگری از ایشان می‌خوانیم:
نور چشمانم در نماز است و لذت من در زنان.[3]
از این احادیث درمی‌یابیم که دیدگاه معصومین(علیهم‌السلام) درباره زن با دیگر دیدگاه‌ها چه تفاوتی دارد. دیگر دیدگاه‌ها زن را موجودی شرور و شری ضروری و مایه بلای مرد می‌دانست و حتی مقام او را تا سطح حیوان و کالا پایین می‌آورد. در مقابل، این دیدگاه، به زن نگاهی آسمانی دارد. نکته اصلی در این روایت، پرهیز از افراط و تفریط درباره ابراز علاقه به زن است؛ زیرا روایت‌هایی در دست داریم که مسلمانان را از زیاده‌روی در دوست داشتن زنان، نهی می‌کند.
با توجه به این دیدگاه معتدل درباره زن، برخی موضوع‌های مربوط به ازدواج را از لابه‌لای احادیث معصومین (علیهم‌السلام) می‌آوریم.
تشویق به ازدواج ، فضیلت متأهل ، پافشاری بر هویت دینی ازدواج ، نکوهش دیر شدن ازدواج ، تشویق به ازدواج برای افزایش نسل ، ازدواج، مایه افزایش روزی و برکت ، تشویق به میانجیگری در ازدواج ، آزادی در همسر گزینی

تشویق به ازدواج


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 28 فروردین 1390 6:47 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

راه انتخاب همسر در اديان و مكاتبى كه رنگ و بوى وحى را از دست داده اند، يا از ابتدا از ويژگى آسمانى بودن محروم بودند، با راه انتخاب همسر در فضاى ملكوتى اسلام فرق مى كند.
اسلام به مرد مسلمان و انسان مؤمن اجازه انتخاب هر زنى را كه بخواهد نمى دهد، چنانكه به زن مسلمان و بانوى مؤمنه اجازه اختيار هر شوهرى كه بخواهد نمى دهد، چرا كه در انتخاب و اختيار همسر بايد خير دنيا و آخرت، و سعادت امروز و فرداى انسان ملاحظه شود، و پاك ماندن انسان از آلودگيها و پاكيزه ماندن زندگى از برنامه هاى شيطانى لحاظ گردد، زيرا در بناى ازدواج در اسلام فقط شهوت و تمتع و لذت بدنى و مادى منظور نيست، بلكه هدف اسلام از مسئله ازدواج حفظ دين زنان و مردان، و ساخته شدن خانه اى الهى، و بوجود آمدن فرزندانى شايسته، و تأمين رضايت حق است، به همين خاطر در چنين چهارچوبى اصل ازدواج، آئين همسردارى، عشقورزى به زن شرعى، تأمين نياز جنسى به هر اندازه اى كه مزاج مرد و زن اقتضا كند، رعايت حقوق، فرزنددار شدن، تربيت اولاد، و به عهده داشتن وظايف لازم، و كار و كوشش و كسب براى تأمين مسكن و لباس و تغذيه زن و بچه به عنوان عبادت خدا شناخته شده، و براى هر قدمى كه انسان در اين زمينه برمى دارد اجر عظيم و ثواب زياد منظور شده است.
اينجاست كه معجزه اسلام در اصرار به مسئله كفويّت روشن مى شود، و انسان در برابر شرايط الهى ازدواج كه در اسلام مطرح است با تمام وجود به خضوع وادار مى شود، كه اگر آن شرايط الهى و معنوى لحاظ نشود، از سر و روى زندگى شرّ و فتنه برخواهد خاست، و فضاى خانه به فضائى پر از عذاب و رنج، و درد و محنت، و تأسف و غصّه تبديل خواهد شد، و كار به طلاق و جدائى يا تلخى هميشگى و يا اگر ظرفيتى در كار نباشد به جنون و ديوانگى و يا خودكشى يكى از طرفين منجرّ خواهد گشت.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 28 فروردین 1390 5:20 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ناقص از رحمت حق محروم است

در يك روايت بسيار مهم از ناحيه رسول باكرامت اسلام آمده:
النّاقِصُ مَلْعُونٌ.
ناقص رانده شده از رحمت حق است.
بدون ترديد، ناقص كسى نيست كه بدون چشم، يا دست و پا، يا نقص ديگر جسمى از مادر به دنيا آمده باشد، ناقص كسى است كه به كسب معرفت، و متخلّق شدن به اخلاق حسنه، و آراسته شدن به اعمال صالحه اقدام ننمايد، و جز از راه خورد و خواب و لذت و شهوت به خود نرسد.
آرى انسان زمينه رسيدن به تمام كمالات و حقايق و واقعيّات را دارد، و بايد در اين زمينه بكوشد، و جنب و جوش از خود نشان دهد، و تا زنده است به رفع نقايص فكرى و روحى و باطنى خود برخيزد، و از توقف و سكون، و تعطيل حركت و خيزش بپرهيزد، كه اگر در مقام رفع نقص برنيايد، و چون آب راكد كه عاقبت بدبو و فاسد مى شود، معطل بماند ملعون و از رحمت حضرت محبوب رانده مى شود.
متأسفانه عده اى عمر خود را در سنين هفتاد و هشتاد مى گذرانند ولى هنوز از نظر عقلى و فكرى كودك يك ساله، و از نظر عمل و اخلاق همچون طفل پنج ساله اند. اينان در گذرگاه حيات، از مواهب معنوى حق همچون كتب آسمانى نبوت انبياء امامت امامان و عرفان عارفان واقعى و حكمت حكيمان الهى استفاده نكردند، و چون حيوانات به فربهى خود، و اضافه كردن طول و عرض و حجم بدن پرداختند، و نطفه چند گرمى وجود خود را با خورد و خوراك باد كرده، به وزن هشتاد، نود كيلو رسانده اند!!
اينان مى توانستند نهال وجود خود را، تبديل به شجره طيبه كنند، و از خويشتن خويش منبعى از كمالات و حقايق بسازند، ولى به امور مادى محض مغرور شده جز به ساختن بدن حيوانى به كار ديگر مشغول نشدند، و همچون روز اول ناقص و ندار و فقير ماندند.
كسب و تجارت مادى دارند، شاغل ميز و صندلى هستند، داراى مال و منال و زن و فرزند ولى ناقص اند.
به علت ناقص ماندن، مضرّند، اهل هر نوع گناه و معصيت هستند، به حقوق ديگران تجاوز مى كنند، از ظلم و ستم پرهيز ندارند، با كمال بى شرمى از سفره گسترده نعمت حق بهره مى برند، ولى با دشمنان خدا يعنى شياطين جنّى و انسى در تمام زمينه ها همكارى مى نمايند.
در روايت ديگرى از قول امام هفتم حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) مى خوانيم:
مَنِ اسْتَوى يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ، وَ مَنْ كانَ آخِرُ يَوْمَيْهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلْعُونٌ، وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الزِّيادَةَ فى نَفْسِهِ فَهُوَ فى نُقْصان، وَ مَنْ كانَ اِلَى النُّقْصانِ فَالْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْحَياةِ. [157]
آن كه دو روزش مساوى باشد، دچار غبن و خسارت شده، و كسى كه پايان دو روزش بدترين زمان آن دو روزش باشد ملعون است، و آن كسى كه در وجود خود اضافه اى از واقعيات و كمالات در گذر عمر نبيند ناقص است، و آن كه بسوى نقصان روى دارد، مرگ براى او از زندگى بهتر است!!


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 28 فروردین 1390 5:16 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

در معارف الهى آمده فرزند امانت خدا و نعمت حق و احسان پروردگار به انسان است.
حفظ امانت حق به اين است كه به تربيت دينى و اخلاقى او توجه شود، و به هنگام ازدواج براى او همسر پاك و پاكيزه اى انتخاب شود.
دخترى كه به خانه شوهر مى رود تحت تأثير خانه و خانواده شوهر و خود شوهر قرار مى گيرد، و در هر صورت در آن محيط برنامه هائى به وسيله شوهر از او خواسته مى شود، بايد به آن خانه اى كه مى رود خانه اى الهى و خانواده اى مؤمن باشد، و همسرش از حسنات باطنى و ظاهرى در حدّ استعداد و طاقتش برخوردار باشد، به اين خاطر آئين الهى از شوهر دادن دختر به افرادى كه واجد شرايط الهى و اسلامى نيستند منع اكيد فرموده در روايتى از قول رسول حق آمده:
اِنَّمَا النِّكاحُ رِقٌّ فَاِذا اَنْكَحَ اَحَدَكُمْ وَليدَةً فَقَدْ اَرَقَّها فَلْيَنْظُرْ اَحَدُكُمْ لِمَنْ يُرِقُّ كَريمَتَهُ. [142]
نكاح يك نوع بندگى و اطاعت است، فردى از شما وقتى دخترش را شوهر مى دهد، او را در مدار طاعت و بندگى شوهر درمى آورد، لازم است هر يك از شما دقت كند، كه دخترش را در اختيار چه كسى قرار مى دهد.
شوهر دادن دختر به كسى كه پاى بند به دين و فرائض الهى و عقايد حقّه نيست و به تعبير كتاب خدا فاسق است جايز نيست.
شوهر دادن دختر به مرد بداخلاق كه آلوده به كبر، فخر، حسادت، حرص، طمع، بخل و بدزبانى است، ممنوع است.
شوهردادن دختر به مرد نادان و سفيه و كم عقل كه قدرت اداره زندگى را ندارد،و چيزى براى زن جز مشكلات بوجود نمى آورد كارى خلاف شرع و دور ازانسانيت است.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 28 فروردین 1390 5:12 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى فرمايد:
الْمُؤْمِنُ دَأْبُهُ زَهادَتُهُ، وَ هَمُّهُ دِيانَتُهُ، وَ عِزُّهُ قَناعَتُهُ، وَ جِدُّهُ لاِخِرَتِهِ، قَدْ كَثُرَتْ حَسَناتُهُ، وَ عَلَتْ دَرَجاتُهُ، وَ شارَفَ خَلاصُهُ وَ نَجاتُهُ. [126]
عادت و خوى مؤمن بى رغبتى او به امور مادى است، و همّتش ديندارى، و عزتش قناعت، و فعاليتش براى آخرت است. زياد شده خوبيهايش، و بالا رفته درجاتش، و نزديك شده به آزادى و نجاتش.
و نيز آن حضرت فرمود:
الْمؤْمِنُ دائِمُ الذِّكْرِ، كَثيرُ الْفِكْرِ، عَلَى النَّعْماءِ شاكِرٌ، وَ فِى الْبَلاءِ صابِرٌ. [127]
مؤمن بطور دائم و هميشگى متذكّر حقائق و بخصوص حضرت حق است، انديشه اش بسيار، و شاكر تمام نعمت هاى الهى و صابر در بلاء است.
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
اَلْمُؤْمِنُ مَنْ طابَ مَكْسَبُهُ، وَ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ، وَ صَحَّتْ سَريرَتُهُ، وَ اَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ، وَ اَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ كَلامِهِ. [128]
مؤمن كسى است كه آنچه كسب مى كند پاكيزه است، و طبيعتش نيكوست، و پنهانش صحيح است، اضافه مالش را انفاق مى كند، و از اضافه سخنش خوددارى مى نمايد.
در رابطه با ارزش مؤمن در روايات آمده:
از حضرت صادق(عليه السلام) نقل شده:
اَلْمُؤْمِنُ اَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ. [129]
احترام و حرمت مؤمن از كعبه عظيم تر است.
امام پنجم(عليه السلام) فرمود:
اِنَّ الْمُؤْمِنَ يُعْرَفُ فِى السَّماءِ كَما يَعْرِفُ الرَّجُلُ اَهْلَهُ وَ وَلَدَهُ وَ اِنَّهُ لاََكْرَمُ عَلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ مَلَك مُقَرَّب. [130]
مؤمن در آسمان معروف است، چنانكه مرد همسر و اولادش را مى شناسد، و هر آينه مؤمن در پيشگاه حق از ملك مقرب گرامى تر است.
رسول حق فرمود:
اِنَّ اللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ يَقُولُ: وَ عِزَّتى وَ جَلالى ما خَلَقْتُ مِنْ خَلْقى خَلْقاً أَحَبَّ اِلَيَّ مِنْ عَبْديَ الْمُؤْمِنِ. [131]
خداوند جل ثناءه مى فرمايد: به عزت و جلالم قسم آفريده اى را در آفريدگانم در نزد خود محبوب تر از مؤمن نيافريده ام.

هم كفوى


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 28 فروردین 1390 5:07 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

اگر لازم باشد كه انسان، براي رسيدن به كمال از يك نردبان چند پله اي صعود كند، به طور حتم اولين پله اين نردبان تشكيل خانواده است.

در محيط خانواده اي كه براساس معيارهاي اسلامي تشكيل شده باشد، آرامش و آسايش جسم و جان انسان تأمين مي گردد و در صفا و صميميت و همفكري و همدردي و هماهنگي آن، زنگارهاي پريشاني و خستگي هاي عصبي و جسمي زدوده مي شود و دو انسان مي توانند با تعاون و تعاضد و يكي شدن، نيرومند تر و مستحكم تر شوند.

انسان نياز دارد كه خود را از تهاجم شهوات و آلودگي ها و هرزگي ها حفظ كند و براي رفع نياز جنسي به انحراف و فساد كشانده نشود و عمري را با پاكدامني و عفت سپري سازد.

زن و مرد طوري آفريده شده اند كه بايد در حوزه جذب و انجذاب يكديگر قرار گيرند و عميقاً مجذوب يكديگر شوند و تمام عمر را در كنار هم بگذرانند و هيچ عاملي نتواند آنها را از يكديگر جدا گرداند.

سعادت زن و مرد، در اين است كه از سنت هاي آفرينش خارج نشوند و تحت تأثير جذبه هاي سطحي و زودگذر قرار نگيرند و در پي آن گونه جاذبه اي باشند كه تمام وجود آنها را به يكديگر پيوند دهد و آنها را در اعماق جان و دل، متحد سازد.

زن و مرد، طالب اين هستند كه با مشاهده ثمره وجود خويش، خود را بر مسند پر افتخار مادري و پدري بنگرند و مسؤوليت تربيت انسان هايي صالح و ارزشمند را بر عهده گيرند و از اين رهگذر، به وجود خويشتن، امتداد بخشند.

فرزند، جلوه وحدت پدر و مادر است. زن و مرد بايد بدانند كه با ازدواج، داراي روح واحدي شده اند در دو پيكر! درست است كه ژن هاي والدين، بعضي به صورت (بارز) اثر خود را بيشتر نشان مي دهند و بعضي به صورت (مكتوم) اثر خود را كمتر، ولي به هر حال، فرزند، آميزه اي است كه پاره تن هر دوي آنهاست و زمينه هاي وجودي آنها را در خود ذخيره دارد و از هيچ يك جدا نيست.

عاشقان دلداده اي كه در ادبيات نظم و نثر ما جايي براي خود باز كرده اند، از اين جهت روشنگري هاي بسيار كرده اند؛ به عنوان نمونه، مجنون مي گويد:.

من كيم ليلي و ليلي كيست من هر دو يك روحيم، اندر دو بدن!. ظاهراً اينها را ديوانه مي نامند، اما فرق است ميان ديوانه عشق و ديوانه هاي ديگر!.

لاف خرد مزن بر ديوانه اي حكيم ديوانگان وادي عشقند موشكاف. چنين جاذبه عميقي است كه نه تنها زن و شوهر را در فراز و نشيب زندگي و حوادث و مصايب، از خطر طلاق و جدايي و متاركه، حفظ مي كند، بلكه همواره بر استحكام رشته وحدت آنها مي افزايد و اگر روزي به مقتضاي سنت غير قابل تغيير آفرينش، دست اجل ميان جسم آنها جدايي افكند، باز پيوند روحي آنها استوار مي ماند و در نتيجه، مسؤوليت هاي مشترك را ديگري (يك تنه) بر عهده مي گيرد و اين جاست كه فرزندان از يتيمى، چندان لطمه اي نمي بينند و آن گونه كه بايد و شايد، از رشد و تعليم و تربيت، برخوردار مي شوند.

سيّد رضي كه يكي از علما و ادباي بزرگ و گردآورنده سخنان مولا در نهج البلاغه است، در سنين كودكي يتيم شد، اما مادر، چنان در تعليم و تربيت او و برادرِ بزرگوارش سيد مرتضي همت گماشت كه هر دو سرآمد علماي عصر خود شدند و به همين جهت در رثاي وي گفت:.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 25 فروردین 1390 5:11 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

مقدّمه
یکی از مباحث پیرامون شخصیّت حضرت مهدی (عج)، زندگی شخصی و خانوادگی آن حضرت است، سخن از ازدواج یا عدم آن و داشتن فرزند و مکان زندگی و وضعیّت زندگی اولاد او و کیفیّت زندگی آن حضرت از بحثهای جذّابی است که احیاناً در اذهان بسیاری از معتقدان به او ابهاماتی وجود دارد که معمولا با جوابهای ضدّ و نقیضی نیز مواجه می‌شوند.

اساساً غیبت طولانی آن حضرت از نگاه زندگانی شخصی و خصوصی وی این سؤال را به وجود می‌آورد که آیا در این مدّت، حضرت مهدی(علیه السلام)ازدواج کرده است یا خیر؟

برخی این سؤال را به صورت اشکال مطرح کرده و می‌گویند: اگر ازدواج کرده و همسر دارد، لازمه‌اش داشتن فرزند است و لازمه این نیز فاش شدن اسرار و شناسایی آن حضرت است که با حکمت و فلسفه غیبت منافات دارد و اگر ازدواج نکرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و به امر شرعی مستحب عمل نکرده است که این هم با مقام و شأن آن حضرت نمی‌سازد، زیرا وی رهبر دینی مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، باید پیشقدم باشد و فرضِ وجود امامی که مستحب مؤکّد شرعی را ترک کند و در واقع عمل مکروهی را انجام دهد بسیار مشکل و جای استبعاد دارد.

پس اگر ازدواج نکرده باشد اشکال ترک مستحبّ از طرف معصوم و اگر ازدواج کرده باشد، اشکال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غیبت پیش می آید و چون طرفین قضیّه با اشکال مواجه است، عدّه‌ای چنین نتیجه‌گیری می‌کنند که اصلا آن حضرت وجود ندارد.

نکته‌ی دیگر این که اصل ازدواج یا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نیست، بلکه از مسائل شخصی است که در روایات نیز به آن تصریح نشده و مورد بحث امامان قبلی نیز نبوده است و کسانی هم که در دوران غیبت توفیق درک حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشکلات در ذهنشان بوده است که به اینگونه سؤالات نرسیده‌اند.

در دوران غیبت صغری نیز از نائبان خاصّ، در این زمینه سخنی شنیده نشده است. از سوی دیگر ذهن انسان در کنار سؤال از ازدواج حضرت مهدی(علیه السلام)، سؤالات دیگری نیز می‌سازد از جمله این که: آیا امام مهدی(علیه السلام) دارای فرزند است؟ آیا مکان خاصّی برای زندگی وی و فرزندانش وجود دارد؟ آیا فرض وجود فرزند و همسر برای آن حضرت با حکمت و فلسفه غیبت سازگاری دارد؟ و در صورت ازدواج نکردن، آیا بر خلاف سنّت و دستور پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) عمل نکرده است؟ و سؤالات دیگری که این مقاله در صدد جواب دادن به بعضی از آنهاست.

بنابراین، پس از طرح سؤال اصلی و بیان دیدگاههای متفاوت و دلائل آنها و نیز بررسی دلائل، سعی می‌شود تا به نتیجه‌ای مناسب و جامع برسیم.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 25 فروردین 1390 3:59 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ازدواج‏هاى پيامبر ( ص )

محمد محمدى اشتهاردى‏

 

فلسفه تعدّد ازدواج‏هاى پيامبر اعظم(ص )

معاندين اسلام از قديم و نديم خواسته‏اند با طرح تعدّد ازدواج‏هاى پيامبر اسلام (ص) آن را دستاويز شديدترين حملات مغرضانه، و تهمت‏هاى ناروا قرار دهند، و از آن با آب و تاب و رنگ و لعاب افسانه‏ها بسازند، و به پندار خود با اين گونه ترفندها و شگردها، به اسلام ضربه بزنند، و گاهى بى شرمى را به جايى رسانده‏اند كه آن حضرت را داراى حرم سرا با زن‏هاى متعدد دانسته و وانمود كنند كه آن بزرگوار به امور جنسى اهميت بسيار مى‏داد، و بخشى از زندگيش در اين راستا خلاصه مى‏شد. و با القاء چنين شبهه‏اى حريم پاك‏ترين و زاهدترين و كامل‏ترين انسان‏ها را لكه دار سازند، با اين كه خانه‏هاى محقر گلين، و غالباً اجاره‏اى و غير قابل سكونت، به هيچ وجه به شيوه حرم سرايى اين سازگار نخواهد بود، در اينجا با تبيين و تشريح گوشه هايى از فلسفه تعدد ازدواج‏هاى پيامبر(ص) نظر شما را به بى اساسى اين شبهه و مغرضانه بودن آن از سوى دشمنان جلب مى‏كنيم.

 

ازدواج در بيست و پنج سالگى با بيوه‏اى چهل ساله

پيامبر اكرم (ص) در ميان قوم خود و مردم جزيرة العرب، زيباترين، با وقارترين، پاك‏ترين و خوش قامت‏ترين انسان‏ها بود، چنان كه پدرش عبدالله و مادرش آمنه، از نظر جمال و كمال زبانزد همه مردم بودند. آن حضرت پانزده سال قبل از هجرت در حالى كه بيست و پنج سال از عمرش گذشته بود، با بانويى بيوه به نام خديجه (س) كه بنا به مشهور قبلاً دو شوهر كرده، و از دنيا رفته بودند، و چهل سال از عمرش مى‏گذشت ازدواج كرد، و با توجه به اين كه حضرت خديجه (س) در سال دهم بعثت در شصت و پنج سالگى از دنيا رفت، پيامبر (ص) بيست و پنج سال با او زندگى كرد، و تا او بود با هيچ زنى ازدواج نكرد.(1)

تاريخ نويسانى مانند: كلبى، واقدى، ابن سعد، يعقوبى، سبط بن جوزى و... بر اين مطلب اتفاق نظر دارند.(2)

توضيح اين كه آن حضرت در عنفوان جوانى (از پانزده سالگى تا بيست و پنج سالگى) ازدواج نكرد، و از 25 سالگى با يك زن بيوه، حضرت خديجه (س) زندگى را ادامه داد، بنابراين تا پنجاه سالگى تنها يك زن داشت. با توجه به اين كه از نظر كمال و جمال‏و قبيله در سطحى بود، كه مى‏توانست بازيباترين و ثروتمندترين دوشيزگان ازدواج نمايد. حتى مشركان به ويژه از قبيله قريش عالى‏ترين پيشنهادها را كه جنبه مادى از زرق و برق دنيا داشت توسط ابوطالب عموى پيامبر (ص) به پيامبر(ص) نمودند، مشروط به اين كه پيامبر(ص) دست از مبارزه با بت‏پرستى و... بردارد، اما پيامبر(ص) در عنفوان جوانى در برابر اين پيشنهادها فرمود:

«اى عمو! اگر مشركان خورشيد را در كف راستم و ماه را در كف چپم بگذارند كه دست از كارم بردارم دست بر نخواهم برداشت، تا اين كه خداوند آن را پيروز سازد، يا در اين راه كشته شوم.»(3)

به راستى كسى كه تا اين اندازه در راه پيشرفت اسلام، آرمانى فكر كند، آيا مى‏توان به ساحت مقدس چنين كسى نسبت داشتن حرم سرا، و توجه به امور شهوانى و جنسى داد؟!

 

تعدّد همسران پيامبر(ص )

قبل از آن كه به پاسخ شبهه مذكور بپردازيم، شايسته است به طور خلاصه به تعدد ازدواج‏هاى پيامبر (ص) اشاره كنيم. چنان كه گفتيم آن حضرت در 25 سالگى با زنى چهل ساله به نام خديجه(س) ازدواج كرد، و زندگى اين دو تا 25 سال ادامه يافت، و پيامبر (ص) در پنجاه سالگى با وفات خديجه (س) روبرو شد، بنابراين تا اين هنگام اصلاً ازدواج با زنى ديگر نكرد. پس از وفات خديجه (س) كه در سال دهم بعثت رخ داد، با اين كه مى‏توانست در عصر خديجه (س) و بعد از او تا يك سال ازدواج كند، و هيچ مانعى سر راه آن حضرت براى ازدواج مجدّد نبود. آيا به راستى شخصى كه با وجود امكانات، سى پنج سال از شادمانى عمرش را (از 15 تا 50 سالگى) اين گونه بگذراند، مى‏توان به ساحت اقدس او نسبت نارواى شهوت خواهى را روا داشت، زهى بى‏انصافى.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 25 فروردین 1390 2:02 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ازدواج از دیدگاه روایت‌های معصومین(علیهم‌السلام)

ازدواج

هم‌چنان که قرآن، کتاب هدایت بشر است، مفسران قرآن نیز که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) هستند، برای هدایت انسان‌ها فرستاده شده‌اند.

 

 

اینک به دیدگاه پیشوایان دین اسلام به ویژه مذهب تشیع درباره هدف، فلسفه و ملاک های ازدواج می‌پردازیم. خوشبختانه روایت‌های بسیاری درباره ازدواج وجود دارد و هیچ زاویه‌ای از زوایای پیچیده این سنت الهی از چشمان تیزبین ائمه(علیهم‌السلام) و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) پنهان نمانده است.

امام صادق(علیه‌السلام) در حدیثی می‌فرماید:

دوست داشتن زنان از اخلاق پیامبران(علیهم‌السلام) است.[1]

پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) فرموده است:

من از دنیای شما تنها از زن و بوی خوش، بهره برده‌ام.[2]

هم چنین در حدیث دیگری از ایشان می‌خوانیم:

نور چشمانم در نماز است و لذت من در زنان.[3]

از این احادیث درمی‌یابیم که دیدگاه معصومین(علیهم‌السلام) درباره زن با دیگر دیدگاه‌ها چه تفاوتی دارد. دیگر دیدگاه‌ها زن را موجودی شرور و شری ضروری و مایه بلای مرد می‌دانست و حتی مقام او را تا سطح حیوان و کالا پایین می‌آورد. در مقابل، این دیدگاه، به زن نگاهی آسمانی دارد. نکته اصلی در این روایت، پرهیز از افراط و تفریط درباره ابراز علاقه به زن است؛ زیرا روایت‌هایی در دست داریم که مسلمانان را از زیاده‌روی در دوست داشتن زنان، نهی می‌کند.

با توجه به این دیدگاه معتدل درباره زن، برخی موضوع‌های مربوط به ازدواج را از لابه‌لای احادیث معصومین(علیهم‌السلام) می‌آوریم.

 

 

تشویق به ازدواج

فضیلت متأهل

پافشاری بر هویت دینی ازدواج

 نکوهش دیر شدن ازدواج

تشویق به ازدواج برای افزایش نسل

 ازدواج، مایه افزایش روزی و برکت

تشویق به میانجیگری در ازدواج

آزادی در همسر گزینی

 

 

 

تشویق به ازدواج


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 25 فروردین 1390 1:15 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

شیعه نیوز - آیا حضرت مهدی(علیه السلام) ازدواج كرده و دارای فرزند می‌باشد؟ در پاسخ به این پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادی مانند: حكمت یا فلسفه غیبت و نیز مسائل فقهی همچون استحباب شرعی ازدواج و متونی كه مستقیم یا غیر مستقیم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظریّه وجود دارد:

ـ نظریّه أوّل: عدّه‌ای معتقدند كه حضرت مهدی(علیه السلام) ازدواج كرده است و برای اثبات این نظریّه به دلائل ذیل استناد جسته‌اند.

الف: استحباب ازدواج:ازدواج و نكاح در اسلام مستحبّ مؤكّد و سنّتی نبوی است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترویج آن تأكید داشته و امّت خود را به این امر تشویق و ترغیب می‌كردند و بارها فرموده‌اند: «نكاح كنید و با تشكیل خانواده بر تعداد خود بیافزایید، كه من در روز قیامت به شما اگر چه فرزندی سقط شده باشد مباهات می‌كنم»([1]).

در احكام دین ازدواج سنّتی حسنه و مورد تأیید و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مكروه است. ازطرفی ازدواج نكردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) است، چرا كه آن حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود: «نكاح سنّت من است، و هر كس از آن اعراض كند (روی برگرداند و ازدواج نكند) از من نیست.»([2])

اكنون كه سالیان متمادی از عمر حضرت مهدی(علیه السلام) می‌گذرد، آیا می توان گفت: او مستحبّ مؤكّد را ترك، و مرتكب مكروه شده است؟ هرگز نمی‌توان اینگونه نتیجه گرفت، چرا كه او امام است و در عمل به مستحبّات شرعی از همه مردم سزاوارتر است، پس او ازدواج كرده و دارای همسر می‌باشد.

در كتاب «النجم الثاقب» در پاسخ منكرین وجود اهل و عیال برای امام مهدی(علیه السلام) چنین آمده است: «چگونه ترك خواهند كرد، چنین سنّت عظیمه جدّ اكرم خود را با آن همه ترغیب و تحریص كه در فعل آن و تهدید و تخویف در ترك آن شده و سزاوارترین امّت در اخذ به سنّت پیغمبر، امام هر عصر است و تاكنون كسی ترك آن سنّت را از خصائص آن حضرت نشمرده است.»([3])

و نیز در كتاب «الشموس المضیئة» آمده است: «اگر در این زمینه (داشتن همسر و خانواده) هیچ نقل روایی وجود نداشت و فقط همین مطلبی كه آن حضرت با وجود سنّ زیاد از نظر جسمی جوانی قویّ البنیه است... و نیز می‌دانیم كه آن حضرت به سنّت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) عمل می‌كند، در قبول این مطلب كه آن جناب همسر و فرزندانی دارد كافی بود»([4]).

ـ نقد و بررسی:دلیل مزبور شامل دو قسمت است. قسمت اوّل: ازدواج سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و امری نیكو و مستحبّ شرعی است. قسمت دوّم: امام زمان(علیه السلام) لزوماً به این سنّت و امر شرعی عمل می‌كند. هر دو مقدّمه نیازمند بررسی و تأمّل است.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 25 فروردین 1390 12:45 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

یکی از مباحث پیرامون شخصیّت حضرت مهدی (عج)، زندگی شخصی و خانوادگی آن حضرت است، سخن از ازدواج یا عدم آن و داشتن فرزند و مکان زندگی و وضعیّت زندگی اولاد او و کیفیّت زندگی آن حضرت از بحثهای جذّابی است که احیاناً در اذهان بسیاری از معتقدان به او ابهاماتی وجود دارد که معمولا با جوابهای ضدّ و نقیضی نیز مواجه می‌شوند. 
مقدّمه

اساساً غیبت طولانی آن حضرت از نگاه زندگانی شخصی و خصوصی وی این سؤال را به وجود می‌آورد که آیا در این مدّت، حضرت مهدی(عج)ازدواج کرده است یا خیر؟
برخی این سؤال را به صورت اشکال مطرح کرده و می‌گویند: اگر ازدواج کرده و همسر دارد، لازمه‌اش داشتن فرزند است و لازمه این نیز فاش شدن اسرار و شناسایی آن حضرت است که با حکمت و فلسفه غیبت منافات دارد و اگر ازدواج نکرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و به امر شرعی مستحب عمل نکرده است که این هم با مقام و شأن آن حضرت نمی‌سازد، زیرا وی رهبر دینی مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، باید پیشقدم باشد و فرضِ وجود امامی که مستحب مؤکّد شرعی را ترک کند و در واقع عمل مکروهی را انجام دهد بسیار مشکل و جای استبعاد دارد.
پس اگر ازدواج نکرده باشد اشکال ترک مستحبّ از طرف معصوم و اگر ازدواج کرده باشد، اشکال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غیبت پیش می آید و چون طرفین قضیّه با اشکال مواجه است، عدّه‌ای چنین نتیجه‌گیری می‌کنند که اصلا آن حضرت وجود ندارد.
نکته‌ی دیگر این که اصل ازدواج یا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نیست، بلکه از مسائل شخصی است که در روایات نیز به آن تصریح نشده و مورد بحث امامان قبلی نیز نبوده است و کسانی هم که در دوران غیبت توفیق درک حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشکلات در ذهنشان بوده است که به اینگونه سؤالات نرسیده‌اند.
در دوران غیبت صغری نیز از نائبان خاصّ، در این زمینه سخنی شنیده نشده است. از سوی دیگر ذهن انسان در کنار سؤال از ازدواج حضرت مهد(عج)، سؤالات دیگری نیز می‌سازد از جمله این که: آیا امام مهدی(عج) دارای فرزند است؟ آیا مکان خاصّی برای زندگی وی و فرزندانش وجود دارد؟ آیا فرض وجود فرزند و همسر برای آن حضرت با حکمت و فلسفه غیبت سازگاری دارد؟ و در صورت ازدواج نکردن، آیا بر خلاف سنّت و دستور پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) عمل نکرده است؟ و سؤالات دیگری که این مقاله در صدد جواب دادن به بعضی از آنهاست.
بنابراین، پس از طرح سؤال اصلی و بیان دیدگاههای متفاوت و دلائل آنها و نیز بررسی دلائل، سعی می‌شود تا به نتیجه‌ای مناسب و جامع برسیم.
آیا حضرت مهدی(عج) ازدواج کرده و دارای فرزند می‌باشد؟
در پاسخ به این پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادی مانند: حکمت یا فلسفه غیبت و نیز مسائل فقهی همچون استحباب شرعی ازدواج و متونی که مستقیم یا غیر مستقیم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظریّه وجود دارد:  ـ نظریّه أوّل: عدّه‌ای معتقدند که حضرت مهدی(عج) ازدواج کرده است و برای اثبات این نظریّه به دلائل ذیل استناد جسته‌اند:الف: استحباب ازدواج


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 25 فروردین 1390 12:35 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ازدواج امام زمان(عليه السلام)

 

مقدّمه

 

يكى از مباحث پيرامون شخصيّت حضرت مهدى (عج)، زندگى شخصى و خانوادگى آن حضرت است، سخن از ازدواج يا عدم آن و داشتن فرزند و مكان زندگى و وضعيّت زندگى اولاد او و كيفيّت زندگى آن حضرت از بحثهاى جذّابى است كه احياناً در اذهان بسيارى از معتقدان به او ابهاماتى وجود دارد، كه معمولا با جوابهاى ضدّ و نقيضى نيز مواجه ميشوند.

اساساً غيبت طولانى آن حضرت از نگاه زندگانى شخصى و خصوصى وى اين سؤال را بوجود ميآورد كه آيا در اين مدّت، حضرت مهدى(عليه السلام)ازدواج كرده است يا خير؟

برخى اين سؤال را به صورت اشكال مطرح كرده و ميگويند: اگر ازدواج كرده و همسر دارد، لازمهاش داشتن فرزند است، و لازمه اين نيز فاش شدن اسرار و شناسايى آن حضرت است، كه با حكمت و فلسفه غيبت منافات دارد.

و اگر ازدواج نكرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و به امر شرعى مستحب عمل نكرده است، كه اينهم با مقام و شأن آن حضرت نميسازد، زيرا وى رهبر دينى مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، بايد پيشقدم باشد، و فرضِ وجود امامي كه مستحب مؤكّد شرعى را ترك كند، و در واقع عمل مكروهى را انجام دهد بسيار مشكل، و جاى استبعاد دارد.

پس اگر ازدواج نكرده باشد اشكال ترك مستحبّ از طرف معصوم، و اگر ازدواج كرده باشد اشكال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غيبت پيش مي آيد، و چون طرفين قضيّه با اشكال مواجه است، عدّهاى چنين نتيجهگيرى ميكنند كه اصلا آن حضرت وجود ندارد.

نكتهى ديگر اين كه اصل ازدواج يا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نيست، بلكه از مسائل شخصى است كه در روايات نيز به آن تصريح نشده، و مورد بحث امامان قبلى نيز نبوده است، و كسانى هم كه در دوران غيبت توفيق درك حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشكلات در ذهنشان بوده است كه به اينگونه سؤالات نرسيدهاند.

در دوران غيبت صغرى نيز از نائبان خاصّ، در اين زمينه سخنى شنيده نشده است.

از سوى ديگر ذهن انسان در كنار سؤال از ازدواج حضرت مهدى(عليه السلام)، سؤالات ديگرى نيز ميسازد از جمله اين كه:

آيا امام مهدى(عليه السلام) داراى فرزند است؟

آيا مكان خاصّى براى زندگى وى و فرزندانش وجود دارد؟

آيا فرض وجود فرزند و همسر براى آن حضرت با حكمت و فلسفه غيبت سازگارى دارد؟

و در صورت ازدواج نكردن، آيا بر خلاف سنّت و دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عمل نكرده است؟

و سؤالات ديگرى كه اين مقاله در صدد جواب دادن به بعضى از آنهاست.

بنابراين، پس از طرح سؤال اصلى و بيان ديدگاههاى متفاوت و دلائل آنها، و نيز بررسى دلائل، سعى ميشود تا به نتيجهاى مناسب و جامع برسيم.

آيا حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده و داراى فرزند ميباشد؟

در پاسخ به اين پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادى مانند: حكمت يا فلسفه غيبت، و نيز مسائل فقهى همچون استحباب شرعى ازدواج، و متونى كه مستقيم يا غير مستقيم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظريّه وجود دارد:

ـ نظريّه أوّل: عدّهاى معتقدند كه حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده است، و براى اثبات اين نظريّه به دلائل ذيل استناد جستهاند.

الف: استحباب ازدواج:

ازدواج و نكاح در اسلام مستحبّ مؤكّد و سنّتى نبوى است، پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترويج آن تأكيد داشته، و امّت خود را به اين امر تشويق و ترغيب ميكردند، و بارها فرمودهاند: «نكاح كنيد و با تشكيل خانواده بر تعداد خود بيافزاييد، كه من در روز قيامت به شما اگر چه فرزندى سقط شده باشد مباهات ميكنم»([1]).

در احكام دين ازدواج سنّتى حسنه و مورد تأييد، و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مكروه است.

و ازطرفى ازدواج نكردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) است، چرا كه آن حضرت(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «نكاح سنّت من است، و هر كس از آن اعراض كند (روى برگرداند و ازدواج نكند) از من نيست.»([2])

اكنون كه ساليان متمادى از عمر حضرت مهدى(عليه السلام) ميگذرد، آيا مي توان گفت: او مستحبّ مؤكّد را ترك، و مرتكب مكروه شده است؟


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 فروردین 1390 10:41 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

پرده‌ي اول؛ علي: دل من

تصميم به ازدواج گرفته بودم ولي جرأت نمي‌کردم اين مطلب را به سرورم بگويم، اما شب و روز در فکر آينده‌ي خود بودم، تا اينکه يك روز كه پيش حبيبم بودم به من گفت: علي جان! با ازدواج چطوري؟ من كه سرم پايين بود، زير چشمي مي‌ديدم كه پيامبر چه لذت پدرانه‌اي مي‌برند از اينكه به دامادي من فكر مي كند. با خجالت، آهسته گفتم: رسول خدا خود داناتر است.  اما دلم عين سير و سركه مي‌جوشيد، نگران بودم. آخر من دلم را به ناز دلبري باخته بود و مي‌ترسيدم كه حضرت كسي ديگري را به من پيشنهاد دهد. در قبيله ما، قريش، دختر كم نبود، اما آنكه دل مرا برده بود از آنان نبود. نگران بودم.

پرده‌ي دوم؛ باز هم علي: خبر آمد خبري در راه است

نفهميدم چه شده بود که گفتند حبيبت با تو كار دارد.  او جان من بود كه تا ندايش به گوش مي‌رسيد لبيك من به سوي او پرّان مي‌شد. اما اينبار دلم كمي مي‌لرزيد انگار چيزي فهميده بود. خودم را به خانه امّ‌سلمه رساندم ، تا چشم پيامبر به من افتاد از جا كنده شده و دستهايش را گشود به سوي من آمد. من كه بهتم برده بود. چقدر پيامبر خوشحال بود! چشمانش برق مي زد و چنان مي‌خنديد كه دندانهاي نازش پيدا بود، و من همچنان بهت زده بودم كه گفت: علي جانم! مژده بده! مژده! . گفتم سرورم خير است انشاالله، اول بگوييد چه شده! همچنانكه مرا به سينه‌ي خود فشار مي‌داد و مي‌خنديد گفت: خدا ازدواج تو را که فکر مرا مشغول کرده بود خود به عهده گرفت.

مرا مي‌گويي! پاهايم سست شد! پر از شور و تشويش. ديگر صبر نداشتم. ماجرا چيست؟ من بي دلم.

پرده‌ي سوم؛ حبيب خدا:  در آسمان


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 21 فروردین 1390 8:12 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 2 1 2
درباره وبلاگ

پاک و پاکيزه ماندن يک جوان ازدواج نکرده از فساد و افساد، امري غير ممکن به نظر مى رسد.ازدواج، اين حقيقت الهى و طبيعى، آسان کننده پاره اى از مشکلات و عاملى براى تداوم پاکى جوانان، و حفظ عفت و تقواى آنان است دراین وبلاگ سعی برشناخت ازدواج وآشنایی جوانان جهت چگونگی تنظیم اقتصادمالی وبررسی مشگلات جوانان پایه گذاری شده است امیدواریم بازدیدکننده گان محترم بامنعکس نمودن نظرات خودماراارشادفرمایند باتشکر
آمار و بازدید ها
کل بازدید:298108

تعداد کل مطالب : 417

تعداد کل نظرات : 29

تاریخ آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 14 تیر 1396 

تاریخ ایجاد بلاگ : یک شنبه 21 فروردین 1390