خواستن توانستن است موضوع:ازدواج
ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند.
موضوعات
کدهای کاربر
تماس با ما

 ..

كدهای جاوا وبلاگ




كدهای جاوا وبلاگ





1. حفظ نسب:

 

 

در اسلام، حفظ نسب*، پایه احكام و حقوقِ فراوانى است. بعضى از احكام فقهى، بر شناخت رابطه فرزند* با پدر و مادر یا بر شناخت نسبت‌هاى فامیلى دیگر، مبتنى است. تبعیّت فرزند از پدر و مادر در كفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگى و حریّت، جواز ربا بین پدر و فرزند، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضدّ پدر، وجوبِ قضاى نمازهاى میّت بر پسر بزرگ‌تر، مسائل ارث، حبوه (اموالى از تركه میت كه اختصاص به پسر بزرگ‌تر دارد مانند قرآن، انگشتر، شمشیر و لباس)،[80] نظر به محارم و ازدواج با آنان، دیه قتل خطایى كه بر عاقله (خویشان پدرى قاتل، مانند برادران، عموها و فرزندان آن‌ها)[81] واجب است، ولایت پدر و جدّ، حقوق طرفینى مانند حقّ حضانت و نفقات، عقوق والدین و اطاعت از آن‌ها و مسائل اخلاقى مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقیقه فرزند و مسائل فراوان دیگرى، بر حفظ انساب متوقّف است.[82] عدّه زن بین دو ازدواج و انتظار براى ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدّت 4 ماه و 10 روز (بقره/2، 234)، عدّه زن به مدّت سه دوره پاكى پس از طلاق (بقره/2، 228) و انتظار زن باردار براى ازدواج مجدّد تا هنگام وضع حمل (طلاق/65، 4)، همه این مقرّرات گویاى اهمّیّت حفظ نسب است. حرمت ازدواج با زن شوهردار (نساء/4، 24)، و حرمت زنا (اسراء/17،32) نیز بر پایه حكمت حفظ نسب قرار داده شده است.[83] (=>‌احصان; زنا)

2. برخوردارى از سكون و آرامش:

نیاز روح به آرامش، با اهمّیّت‌تر از نیاز جنسى است. همسر شایسته در پیش‌آمدهاى زندگى، راه وصول به آرامش* و سعادت را نزدیك مى‌كند: «و‌مِن ءایتِهِ اَن خَلَقَ لَكُم مِن اَنفُسِكُم اَزوجًا لِتَسكُنوا اِلیها‌...» (روم/30، 21)، «...‌و‌جَعَل مِنها زَوجَها لِیَسكُنَ اِلیها‌...». (اعراف/7، 189) برخى مفسّران،[84] مقصود از لباس را در آیه‌187 بقره/2، سكون و آرامش دانسته‌اند; همان‌گونه كه خدا، شب را لباس (مایه آرامش و سكون) دانسته:«و‌جَعَلنا الَّیلَ لِباسًا» (نبأ/78، 10); بنابراین، آیه‌187 بقره/2 (هُنَّ لِباسٌ لَكُم و اَنتُم لِباسٌ لَهُنّ) نیز به سكون و آرامشى كه با همسر حاصل مى‌شود، اشاره خواهد داشت.

3. حفظ نوع بشر:



ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 2 اردیبهشت 1390 11:18 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

بسم الله الرحمن الرحيم
كتاب النكاح

خلاصه جلسات قبل و اين جلسه :

در جلسات قبل گفتيم: مرد مى تواند به زنى كه مى خواهد با او ازدواج كند نگاه كند، دليلش رواياتى بود كه به مردى كه «يريد ان يتزوج المرأة» اجازه نگاه كردن داده بود، گفته شده هر چند ظاهر ابتدائى «يريد» اراده فعلى است، اما تعليلى كه در روايت آمده ظهور در اراده تعليقى دارد و ظهور تعليلى مقدم است.
در اين جلسه به
نقد اين مطلب مى پردازيم.

 


كلام در اين بود كه آيا جائز است مرد به زنى كه قصد ازدواج با او را دارد نگاه كند؟

از روايات متعددى جواز نظر استفاده مى شود.
در اين روايت آمده بود كه
«الرجل يريد ان يتزوج المرأة أينظر اليها؟ قال: نعم، انما يشتريها باغلى الثمن» (جامع

احاديث الشيعه ج 20 باب 6 ابواب التزويج كتاب النكاح) «يريد» ظهور در اراده فعلى دارد، «الرجل يريد أن يتزوج المرأة»، يعنى كسى است كه مى خواهد ازدواج كند و شمول آن بر كسى كه هنوز تصميم به ازدواج نگرفته و شايد در آينده تصميمى بگيرد، خلاف ظاهر است.

بنابر اين روايات دو مورد را شامل مى شود:
1- كسى كه تصميم قطعى دارد كه با فرد معيّنى ازدواج كند، خواه زيبايى ظاهرى
داشته باشد يا نه.
2- كسى كه مقدمات ازدواجش فراهم شده ولى ازدواجش مشروط بر جمال ظاهرى فرد مورد نظرش مى باشد، و مطمئن است كه اين فرد، شرط را داراست.
و چند مورد را شامل نمى شود:
1 - مردى كه مى خواهد ازدواج كند مى بيند كه شرايط همسرى در مورد فردى
جمع است فقط از جمال ظاهرى او خبر ندارد، و در صورتى تصميم قطعى مى گيرد كه از اين جهت نيز مطمئن شود.
2 - كسى كه مى خواهد ازدواج كند و از شرائط او جمال ظاهرى همسرش مى باشد و نسبت به فردى معين مى داند كه اين شرط را ندارد.
3 - مردى كه نسبت به اصل ازدواج مصمم است ولى نسبت به موارد آن تصميمى نگرفته است، و مى خواهد موارد مختلف را بررسى كند، اگر كسى را داراى شرائط يافت تصميم قطعى مى گيرد كه با او ازدواج كند.
4 - كسى كه فعلاً اراده ازدواج ندارد، اما احتمال مى دهد كه با نگاه كردن به شخص خاصى او را بپسندد و به فكر ازدواج بيفتد.
سؤال: چرا روايت سه مورد اول را شامل نشود؟ روايت مى فرمايد «يريد أن يتزوج المرأة» و كافى است كه اصل ازدواج مورد اراده شخص باشد هر چند نسبت به موارد خاصه تصميمى نداشته باشد و در اين موارد تصميم به اصل ازدواج دارد.

پاسخ استاد مد ظله:

لازمه اين كلام استخدام است، و اين خلاف ظاهر روايت است، چون روشن است كه ضمير در «يجوز ان ينظر اليها» نمى تواند كلى باشد، به اين معنى كه بگوييم كسى كه قصد ازدواج دارد مى تواند به هر زنى نگاه كند و اگر شخصى باشد بايد كلمه «المرأة» در صدر روايت نيز مشخص باشد.
(يعنى تصيمى دارد با شخص معينى
ازدواج كند. ) و الا استخدام لازم مى آيد و به عبارت ديگر از روايت استفاده مى شود كه متعلق اراده و متعلق نظر واحد است، چون متعلق نظر شخص خاص است متعلق اراده نيز فرد خاص مى باشد.
سؤال: مرحوم آقاى حاج شيخ فرموده اند: مردى كه موردى را در نظر دارد و تحقيقات لازمه را انجام داده است فقط چنان چه از نظر ظاهرى نيز او را بپسندد تصميم به ازدواج مى گيرد، در چنين مواردى نيز «يريد» صدق مى كند، چون اراده قريب به فعليت عرفاً اراده فعلى محسوب مى شود، پس در مورد اول از اين چهار صورت نيز «يريد ان يتزوج المرأة» صدق ميكند.
چنان كه كسى كه بالقوة القريبة من
الفعلية عالم باشد، او را عالم مى دانند و ادله «هو لا يعلم» از چنين مواردى منصرف است.
(كتاب النكاح - تأليف مرحوم آشتيانى - ص 7)

پاسخ استاد مد ظله:



ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 2 اردیبهشت 1390 9:49 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


وَلاَ تَنکِحُواْ الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَلأَمَهٌ مُّؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکَهٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ ؛ با زنان مشرک ازدواج نکنید، مگر ا ین که ایمان آورند. همانا کنیزکی با ایمان از زن آزاد مشرک بهتر است، هر چند [زیبایی] او، شما را به شگفتی آورد.[8]

این آیه، یکی از شرایط ازدواج، یعنی همتایی دینی همسر را بیان می‌کند. زن مشرک همتای مرد مسلمان نیست. بنابراین، شایستگی ازدواج با یک مؤمن را ندارد و بر عکس، این آیه نشان می‌دهد که ایمان از معیارهای بسیار مهم در همسر گزینی است.

 

خوش رفتاری با همسر

خداوند می‌فرماید: عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا ؛ در زندگی با زنان خود، با انصاف و خوش رفتار باشید و چنان که زن دلپسند شما نباشد، چه بسا بسیار چیزها ناپسند شما است و حال آن که خدا در آن، خیر بسیار برای شما مقدر فرموده است.[9]

به گفته‌ی علامه طباطبایی، این آیه یک اصل آسمانی قرآن برای زندگی اجتماعی زن می‌باشد.[10]

حتما می دانید؛ در برخی اقوام و ملت‌ها، مردان حق داشتند زنان خود را به راحتی بکشند و با او مانند حیوان رفتار می‌کردند. در این جا می‌بینیم که قرآن با منطق بسیار زیبا، زن را لازمه مرد و مکمل او معرفی می‌کند. از این رو، به او دستور می‌دهد که با همسر خود با انصاف و کرداری خوش، رفتار کند و از ستم کاری در حق او بپرهیزد. حتی گوشزد می‌کند که اگر خوش تان نیامد، او را مانند کالایی به بیرون پرتاب نکنید، بلکه تا آن جا که ممکن است اندیشه جدایی و طلاق را به خود راه ندهید. این بدان دلیل است که انسان همواره دچار حب و بغض‌هایی می‌شود. شاید اگر بردبار باشید و بر اساس رفتار اسلامی با او رفتار کنید، حقایق آشکار شود و به اشتباه خود پی ببرید. در این جا نیز می‌بینیم که دیدگاه قرآن درباره ازدواج و گزینش همسر، دیدگاهی مهربانانه و همراه با رحمت و محبت است و ازدواج را تنها خرید یک کالا نمی‌داند که هرگاه شوهر نخواست، بتواند آن را پس بدهد.

 

حرمت ازدواج با محارم



ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 فروردین 1390 11:57 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


ازدواج از دیدگاه قرآن

ازدواج

قرآن، کتاب هدایت و سعادت بشری و منبع شایسته‌ای برای درک مفاهیم و مسایل ازدواج است. بر خلاف دیگر کتاب‌های مقدس که رهبانیت و تجرد را مقدس می‌‌شمارند یا آزادی و بی‌بند و باری در اخلاق جنسی را پیشنهاد می‌کنند، قرآن راه میانه را برگزیده است. خداوند متعال می‌فرماید:

وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَلَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ ؛ و به آنچه خدایت داده است، برای آخرت را بجوی و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و هم چنان که خدا به تو نیکی کرده است، نیکی کن و در زمین فساد مجوی، زیرا خدا، فسادگران را دوست نمی‌دارد.[1]

بر اساس همان قاعده‌ کلی ـ وابستگی دیدگاه هر دین و ملتی درباره ازدواج به دیدگاه آن درباره‌ی زن ـ هرگاه در جامعه‌ای زن جایگاه حقیقی خود را به دست آورده، ازدواج نیز از اهمیت فراوانی برخوردار شده است. بر عکس، هرگاه در جامعه‌ای، انسانیتی برای زن فرض نشود و تنها مانند کالای قابل خرید و فروش بدان بنگرند، می‌توان حدس زد که جایگاه ازدواج در آن جامعه چگونه خواهد بود.

بنابراین، در آغاز بحث، دیدگاه قرآن و اسلام را نسبت به زن بررسی می‌کنیم.

1ـ خداوند هیچ گاه در قرآن میان زن و مرد، تفاوت نگذاشته و تنها به مردان خطاب نکرده است، بلکه با جمله‌ی یا ایها الناس با آدمی سخن گفته است. هم چنین اگر در دایره محدودتر، به مؤمنان ندا داده است که: یا ایهاالذین آمنوا باز منظور، زن و مرد مؤمن بوده است نه تنها مرد، البته تاریخ نشان داده است که گاهی این زنان بوده‌اند که زودتر از مردان به این ندای الهی، پاسخ مثبت داده‌اند. برای نمونه، حضرت خدیجه نخستین زن مسلمان تاریخ است.

2ـ سخن در این است که: مرد و زن از یک مبدأ آفریده شده‌اند یا از دو مبدأ گوناگون؟ آیا زن به تبع مرد ـ و نه به دلیل اصل وجودی‌اش ـ آفریده شده است؟ قرآن به این پرسش چنین پاسخ می‌دهد:

یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیرًا وَنِسَاء ؛ ای مردم! از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، پروا دارید.[2]


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 فروردین 1390 11:51 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


دكتر رحمت الله خالقى

چكيده

خانواده اولين واحد تشكيل دهنده اجتماع است. خداوند اولين انسان سميع و بصير را، كه به عنوان پيامبر و پدر همه انسان ها در زمين تمكّن داد، برايش همسرى تعيين كرد. آن ها نخستين هسته اصلى خانواده را به وجود آوردند و به تدريج زمين را آباد ساختند و مردان و زنان بسيارى در زمين پراكنده شده، كارها را تقسيم كردند. خانواده اصالت پيدا كرد و هر فرد براى بقاى خود و نوع، وظايف خاصى عهده دار گرديد. هرقدر جمعيت كره زمين زيادتر شد، شكل زندگى و خانواده تغييرات عميق ترى پيدا كرد و نيازهاى انسان بيش تر و متنوع تر شد. نياز غريزى و گرايش به سوى جنس مخالف هميشه و در تمام موجودات وجود داشته است. اما اديان الهى و در نهايت، اسلام به اين نياز تقدّس بخشيدند. انسان علاوه بر بيمارى هاى جسمى، ناراحتى هاى روانى هم دارد. يكى از راه هاى يافتن آرامش و سلامت بهتر روان، اقدام به يافتن همسر و تشكيل خانواده است.

خانواده

ساده ترين، كوچك ترين و قديمى ترين شكل جامعه انسانى «خانواده» است. 1 خانواده كوچك ترين واحد بنيادى جامعه نوين است. 2 «خانواده» در لغت از دو جزء «خان» به معناى منزل و سرا و «واده» به معناى اهل منزل تشكيل شده است. پس در جمع، همه كسانى كه در خانه هستند، عضو خانواده مى باشند. در تعريفى ديگر، مى گويند: خانواده عبارت از روابط جنسى معيّن و بادوامى است كه توليد اطفال و پرورش آن ها را به عهده دارد. بحث در اين زمينه گسترده است، اما آنچه مسلّم است اين كه خانواده از مجموعه اى افراد تشكيل مى شود و قسمتى از شبكه بزرگ تر به نام جامعه است. 3

خانواده از ابتداى پيدايش حيات انسان در زمين تا امروز تحولاتى عميق يافته و عوامل گوناگون دينى، اقتصادى، سياسى و زيست محيطى موجب اين تغييرات و دگرگونى ها شده اند. هدف ما در اين مقاله تجزيه و تحليل و كنجكاوى در اين تحولاتنيست، كه اين مقوله نياز به تحقيق عميق جامعه شناسى دارد، بلكه هدف ما از اين مطالعه درباره خانواده، بيان ارزش و اهميت آن، خانواده در اديان الهى به ويژه اسلام، مشكلات و نابسامانى هاى خانواده در جهان امروز، ازدواج نخستين سنگ بناى ايجاد خانواده، و تأثير ازدواج بر رفع ناهنجارى هاى روانى و كمك مؤثر در بهداشت جسمى و روانى است.

ارزش و اهميت خانواده



ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 فروردین 1390 10:11 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


هزاران سال كره زمين زيستگاه جانداران بسيار بود و شايد جاندارانى شبيه انسان در زمين بودند كه حياتشان چندان تفاوتى با ساير جانداران زمين نداشت، تا اين كه خداوند مخلوقى به نام آدم در زمين مستقر ساخت و براى رفع تنهايى و آسايش و آرامش او، همسرى به او داد و از ازدواج اين دو موجود انسان هاى بسيارى در زمين پراكنده شدند. 4 جامعه شناختى و زيست شناختى و تشريح مقايسه اى (تطبيقى) و پيوستگى انواع و خلقت تدريجى و نظرات موافق و مخالف و كلام درباره كينونيّة الانسان الاولى 5 فرصتى ديگر مى طلبد و هر نظريه اى درباره خلقت انسان و تداوم آن تا به امروز اثبات شود، موجوديت بحث حاضر را دچار مخاطره نمى كند و ارزش و اهميت آن را تغيير نمى دهد.

انسان موجودى است اجتماعى، در بهترين قوام آفريده شده (تين: 14)، خليفه خدا در زمين (بقره: 30)، مسجود ملائكه (اعراف: 11)، مخلوق برتر (بقره: 30ـ33)، مشرّف به تشريف روح الهى (حجر: 29)، واجد عقل، فكر، استعداد، هوش، عواطف، احساسات، ادراك، حافظه، تخيّل و ده ها امتياز ديگر و در نهايت، اراده و قدرت اخذ تصميم و نيز قوّه نطق و بيان به او عنايت شده (الرحمن: 3) و از مسؤوليت هاى مهم او اقدام به عمران و آبادى زمين است. (هود: 61) مخلوقى به اين عظمت بيهوده رها نشده و براى هدايت و ارشاد او، افرادى مأموريت يافته اند كه آنان را «نبى» و «رسول» ناميده اند. اين مأموران الهى وظايف گوناگونى داشته اند. تعداد كمى با كتاب و كلام وحى و سلاح اعجاز، مأمور هدايت گروه هاى بزرگ از مردم بودند و شمار كثيرى مأمور ناحيه يا بخش يا گروهى كوچك بودند و نام معدودى از آنان در كتاب هاى مقدّس و از جمله قرآن كريم ذكر شده است. همه انبيا بشر را به تشكيل خانواده و انتخاب همسر راهنمايى كرده اند. در جاى جاى كتاب مقدّس ( تورات و انجيل ) ، عناوين احترام به ازدواج توسط والدين، ازدواج فاميلى، تأسيس ازدواج، ترغيب به ازدواج، جشن ازدواج، جشن عروسى و عناوينى مانند اين در فصل هايى مانند رساله اول تيموتائوس، امثال سليمان، رساله به عبرانيان و رساله اول به قرنتيان و ده ها مورد ديگر درباره عفّت زنان و موارد اخلاقى ديگر اشاره شده است. 6

در آثار باقى مانده از زرتشت درباره پاك دامنى و درباره زنان پير و جوان سخن گفته شده و خانواده و عفّت و شرافت به بزرگى ياد شده است. 7


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 فروردین 1390 10:07 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


ازدواج امرى فطرى است. در اين مختصر، به فوايد ازدواج از ديد اجتماعى، اقتصادى و موارد مشابه اشاره مى شود و فايده ازدواج از ديد روانى و بهداشت روانى مستقلا ذكر خواهد شد.

علّامه طباطبائى در زمينه حقوق زن در ملل گوناگون و از جمله تمدن غرب، بحث مفصّلى در جلد چهارم تفسير شريف الميزان (دوره چهل جلدى) دارند كه به اختصار به آن اشاره مى شود:

عمل ازدواج از اصول كارهاى اجتماعى است و ازدواج از بدو پيدايش بشر بوده و هريك از دو انسان (مرد وزن) مجهّز به دستگاه هاى خاص خلقت براى ازدواج هستند و تمام احكام مربوط به حقوق مرد و زن و ارث و مهريه و طلاق بر اساس همين اصول است. 11

اديان و حكومت ها و در نهايت، سازمان ملل اساس ازدواج را بر تشريك مساعى زن و مرد قرار داده اند. اگرچه همه اديان الهى اصول اخلاقى را محترم شمرده اند، اما آنچه را اسلام بيش از همه تأكيد نموده، فراموش كرده اند. فطرت انسان مايل به ازدواج است. اصول انسانى و مسلّم ازدواج نزد همه ملت ها محترم است. ازدواج موجب جلوگيرى از زنا و فحشا مى شود. مسأله ازدواج و تشكيل خانواده آن قدر اهميت دارد كه علماى مذاهب، جامعه شناسان، حقوقدانان، روان شناسان و علماى تعليم و تربيت، زيست شناسان و كسانى كه در زمينه فرهنگ جهانى و فرهنگ قومى و ملّى و قبيله اى و علوم اقتصادى و سياسى مطالعه و تحقيق مى كنند، بخش مهمى از مطالعات و تحقيقاتشان، مستقيم يا غيرمستقيم، به امور ازدواج و جوانان اختصاص دارد. اكنون جهان شاهد بروز و ظهور بيمارى مهلك و كشنده و نابودكننده نسل و حرث آدميان، به نام «ايدز» است و پزشكان به شدت مشغول مطالعه راه هاى مبارزه با بيمارى هاى ناشى از مقاربت هاى غيرصحيح جنسى و فحشا هستند و هنوز نتوانسته اند آثار شوم سوزاك و سفليس را برطرف كنند. اين بيمارى بدون آن كه مرز و تمدن بشناسد بشريت و خانواده ها را به مخاطره افكنده اند. همه خيرخواهان انسان و پزشكان متفق القول اند كه غرق شدن در منجلاب بى عفّتى و آزادى هاى جنسى موجب پيدايش اين بيمارى ها شده است. اگر وضع ارتباطات جنسى به ويژه آميختن با مواد مخدر و پشتوانه ملى جنايت كاران مافيايى همچنان ادامه پيدا كند، نتيجه اى جز نابودى در انتظارمان نخواهد بود.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 فروردین 1390 10:04 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


هريك از افراد جامعه شؤون و وظايفى دارند; در جامعه اى كه زندگى مى كنند داراى حقوقى هستند كه بايد محترم شمرده شوند و متقابلا مسؤوليت هايى (فردى و اجتماعى) به عهده دارند. يكى از اهداف مهم انبياى الهى آشنا كردن افراد به وظايف و مسؤوليت هاى خودشان بوده است. مردم امّت واحدى بودند، خداوند انبيا را برانگيخت با بشارت و انذار، و همراه آنان كتاب (مجموعه قوانين) نازل نمود تا در ميان مردم به حق قيام كنند. (بقره: 213)

اسلام در تمام شؤون اجتماعى، به زن و مرد حقوق برابر داده است. هرگاه مرد يا زن عمل صالح همراه با ايمان انجام دهند به حيات طيبّه مى رسند. (نحل: 97) و خداوند انسان را از دو جنس زن و مرد آفريده و آنان را به شعوب و قبايل تقسيم كرده است تا از يكديگر باز شناخته شوند. (حجرات: 13) كلام الهى قريب 240 مرتبه در قرآن كلمه «ناس» را به كار برده كه در تمام موارد، زنان و مردان را شامل است.

در قضيه «مباهله» با نصاراى نجران، مقرّر شد زنى از مسلمانان به همراه بچه هايش و مردى كه به منزله نفس رسول الله باشد به همراه رسول خدا و در مقابل نيز همين تركيب از نصارا يكديگر را نفرين كنند كه قضيه به نفع مسلمانان پايان يافت (آل عمران: 61) و روحانى مسيحى حقّانيت رسول الله(صلى الله عليه وآله)را پذيرفت.

خداوند به وسيله يك زن و يك مرد انسان هاى بسيارى در زمين پراكند. (نساء: 1)

كسانى كه در زمينه ارث انتقاد مى كنند، متأسفانه عميقاً مسأله را بررسى و مطالعه نكرده اند. به قول علّامه طباطبائى مهم استفاده از ارث است كه پسر و دختر برابر استفاده مى كنند. ملاك برترى مرد يا زن تقواست. خداوند عمل هيچ عاملى را، چه مرد باشد و چه زن، ضايع نخواهد كرد. (آل عمران: 195)

اسلام لباس زواج را براى بندگان لباس افتخار دانسته، تصريح دارد كه كانون گرم خانوادگى موجب آسايش و زدودن غبار اندوه از سيماى زندگى است. 13


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 فروردین 1390 10:02 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


ابتدا آيات قرآن: اول. احياى حقوق فطرى زنان با توجه به آياتى كه ذكر شد، ارث، عمل صالح، يافتن حيات طيبّه، آزادى در استفاده از اموال شخصى حتى مهريه، مشخص ساختن حقوق، وظايف و مسؤوليت هاى هر كدام از زن و مرد; (نساء: 124 / مؤمن: 40 / آل عمران: 195)

دوم. جلوگيرى از قتل، خفّت، خوارى و تحقير زنان (نساء: 32)، سرزنش از خوار شمردن دختران (نحل: 59) زن مانند مرد عضوى است از خانواده كه فرزند مى آورد. (نساء: 1)

سوم. زن باعث روشن شدن خانه و آوردن فرزند مى شود. (بقره: 222)

چهارم. زن كالاى خريد و فروش نيست، اين مرد است كه به خواستگارى مى رود و مهريه مى پردازد و معيشت و مسكن زن را تأمين مى كند و زن حق دخالت در آنچه را به دست آورده است، دارد. (نساء: 32)

پنجم. حرمت ساختمان وجودى زن رعايت شده; در ايام عادت ناراحت است و نبايد اذيت شود. اگر همسرش بميرد، پس از ايام عده مى تواند ازدواج كند. در همه حال، بايد فطرت رعايت شود.

ششم. زن در شؤون زندگى فردى و اجتماعى، مانند مرد داراى حرمت و استقلال است، 15 با اين تفاوت كه غالباً اسلام امور عاطفى و پرورشى و تربيتى را به زنان، و جنگ و جهاد و قضاوت را به مردان واگذار كرده است.

هفتم. به رعايت حقوق زنان، به ويژه در رابطه با عفّت و پوشش و پرهيزگارى سفارش شده است; زيرا مصالح اجتماع ايجاب مى كند كه زنان پوشيده باشند. در غير اين صورت، زشتى ها و فساد فراوان مى شوند. قرآن «حجاب» را به صراحت سفارش كرده 16 و حتى در مواردى مردان را نيز به پوشش توصيه كرده است.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 فروردین 1390 9:59 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


انسان تركيبى از جسم و روان است. جسم بيمار مى شود و براى بهبود آن همواره دانشمندان به مطالعه و تحقيق پرداخته اند، حتى براى اجزاى بدن، مانند گوش و دندان و بينى و حلق، افرادى متخصص و فوق تخصص هستند. بيمارى جسم ترحّم آور است; به محض اين كه كسى آسيب ببيند، غالباً همه افراد تلاش مى كنند تا او را به مركز درمانى منتقل كنند، اما بيمارى روان تمسخرآور است و افراد نامطلع اين بيماران را «ديوانه» مى نامند و حركات و رفتارشان را مى نگرند و مى خندند. علاوه بر اين، در سوابق فرد هم منعكس مى شود و در امورى مانند اشتغال، ازدواج و موارد ديگر تأثير مى گذارد، در حالى كه بايد به بهداشت و سلامت روان توجه بيش تر كرد.

ازدواج امرى است كه فوق العاده بر بهداشت جسم و روان تأثير مى گذارد. اگرچه مطالعات و تحقيقات روان درمانى و بهداشت روانى موارد متعددى را بيان مى كند، اما در اين جا فقط به آنچه در قرآن و احاديث ذكر شده است بسنده مى شود:

1. تأمين محبت : عدم تأمين اين نيازها در رفتار اختلال ايجاد مى كنند كه از جمله آن ها نيازها محبت است. محبت نمودن و مورد محبت واقع شدن (تحابّ) يكديگر را دوست داشتن است. مُحابّه هم كسى را به دوستى گرفتن است. محبت سه وجه دارد:

الف.خرسند شدن و لذت بردن; مثل محبت مرد نسبت به زن;

ب. بهره مندى معنوى;

ج. محبت براى فضيلت و بزرگى.

خداوند مى فرمايد: «و مِن آياته اَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ انفُسكم ازواجاً لِتَسكنوا اليها وَ جَعَل بينكُم موّدةً و رحمة انَّ فى ذلك لآيات لقوم يتفكرون.» (روم: 21); از نمونه آيات پروردگار آن است كه براى شما از جنس خودتان (از نفوس خودتان) همسرانى آفريد تا آرامش بيابيد و بين شما مودّت و رحمت قرار داد. براى افرادى كه صاحب انديشه اند در اين امر نشانه هايى است.

پيش از شرح كلمه «ودّ» و تسكين و رحمت به يكى دو حديث اشاره مى شود:

«قولُ الّرَجل للمراءَ انّى اُحبكَ لا يذهب مِن قلبها ابداً.» 25

در فصل مستقلى از وسايل الشيعه تحت عنوان «استحباب حب النساء» دوازده حديث آمده كه ترجمه آزاد بعضى از آن ها ذكر مى شود: ازدياد ايمان مؤمن، علاقه او به زنان (خود) است. از اخلاق انبيا، دوست داشتن زنان بود. رسول الله(صلى الله عليه وآله) فرمود: از دنياى شما بوى خوش و زنان را مى خواهم. نور چشم من در نماز و دوست داشتن همسرانم است. امام صادق(عليه السلام) فرمود: هرقدر زنان (همسر و محرم) را بيش تر دوست بدارى، در ازدياد ايمان كوشيده اى. البته اسراف و افراط در محبت هم ناپسند است.

«وُدّ» به معناى تمنّا، آرزو داشتن، دوستى از روى عشق و محبت از صفات پروردگار ودود است.

خداوند پاداش عمل صالح همراه با ايمان را «وُدّ» قرار داده است. (مريم: 96) محبّت و مودّت آن قدر مهم است كه خداوند فرمود: «بگو مزد رسالت از شما نمى خواهم، مگر اين كه نسبت به اهل بيت مودّت داشته باشيد.» (شورى: 23)

«سكن» هم آرامش يافتن است; مانند آن كه درباره نماز فرمود: «اِنَّ صلاتَك سَكن لهم.» (نحل: 80) شب را هم براى تسكين و آرامش آفريد. سكينه، كه آرامش قلب و دل است، در قرآن آمده و نياز به بحث مستقل دارد.

«رحمت» نرمى و نرم خويى و نيكى كردن به طرف مقابل است. 26 احسان و نيكى معانى بيش ترى دارند و به قدرى مهم هستند كه خداوند هم «رحمن» (براى همه مخلوقات در دنيا) و هم «رحيم» (در آخرت) است. توجه عميق به اين سه مفهوم در زندگى خانوادگى عظمت «آيه» بودن آن براى افراد صاحب فكر و انديشمندان را روشن مى سازد. كافى است در همين يك آيه دقت كنيم و به عظمت بهداشت روانى و ازدواج پى ببريم. محبت منشأ عفاف و پاك دامنى هم هست و موجب ثبات خانواده و اجتماع مى شود.

2. توسعه اقتصادى : معمولا بخشى از پريشانى ها و ناراحتى ها به سبب فقر و نداشتن امكانات مادى هستند. خداوند مى فرمايد: «انْ يكونوا فُقراءَ يُغنِهِم اللّهُ مِن فضلِه.» (نور: 32) حسن تدبير در اداره منزل، صرفه جويى و جلوگيرى از اسراف و تبذير موجب اعتدال در امور زندگى و در نهايت، ايجاد سازگارى و تعادل شخصيت است.

3. تأمين بهداشت تن : نياز به ازدواج امرى تكوينى است. هر دختر و پسر بالغ نياز به ازدواج دارد. احاديث در اين باب بسيارند. سركوبى غرايز و يا اطفاى آن، بخصوص غريزه جنسى از راه هاى غير مشروع از قبيل زنا، لواط و استمنا، موجب بروز انواع بيمارى هاى جسمى و روانى و فساد در اجتماع مى شود. هرگاه آز و حرص و شهوت و تمايل به هوس آدمى را گرفتار سازد، به شخصيتى نامتعادل و ناموزون و ناهماهنگ مبتلا مى گردد.


  • بوى كبر و بوى حرص و بوى آز

  • در سخن گفتن بيايد چون پياز

(مولوى)

اين وضعيت را اسلام با كلماتى مانند فاسق، تبه كار، منحرف، مجرم، بدخواه و بدكار نام برده و اسلام براى اصلاح روانى اين چنين ناسالم، توبه و اصلاح رفتار ناسازگار را پيشنهاد كرده و «وقايه» در برابر شحّ نفس را سفارش مى كند. «وَمَن يوق شحَّ نفسه فاولئك هُمُ المفلحون» (تغابن: 16). مُسكّن اين دردها و عقده ها و راه مبارزه با تمايلات هوسناك «ازدواج» است.

4. تأمين بهداشت روان : روان شناسان ثابت كرده اند كه اختلالات روانى و روان نژندى ها همه اختلال در جنبه هاى گوناگون شخصيت هستند. امام على(عليه السلام)رفتارها را به كفر، نفاق و ايمان تقسيم مى كنند، سپس كفر را بر چهار پايه (اربعة دعائم) و هر يك از پايه ها را نيز تقسيم مى نمايند. 27 امام صادق(عليه السلام)نيز 75 رفتار بهنجار را در مقابل رفتارهاى مرضى نام برده اند. 28 و هنگامى كه روان شناسان اسلامى از راه هاى تنظيم رفتار بهنجار صحبت مى كنند، پاسخ آن را در داشتن همسر و فرزند و خانواده با محبت مى يابند. اگر تبادل محبت نباشد، انسان غريب است. امام على(عليه السلام) مى فرمايند: «فقدَ المحبّة غُربه.» 29

5. مبارزه با تمنيات نفس امّاره : ازدواج اولين مرحله خروج از فردگرايى است. احاديث فراوانى در زمينه نهى از عزوبت (بدون دليل شرعى) وارد شده اند; از جمله آن كه دو ركعت نماز متأهّل از هفتاد ركعت عزب افضل است و در حديث ديگرى، دو ركعت نماز متأهّل از نماز خواندن عزب در شب و روزه دارى در روز برتر دانسته شده است. 30 مفهوم مخالف آن اين است كه تجرّد و تنها زيستن پسنديده نيست.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 فروردین 1390 9:55 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

بررسى مسأله 1 عروه « لايلحق بالتزويج فى العدّة وطى ء المعتدّه شبهة من غير عقد و لا زنا الّا اذا كانت العدّة رجعيه» پرداخته و در اين جلسه، ابتدا توضيح مختصرى درباره حرمت ابد داده مى شود كه منظور از تحريم چيست؟ سپس به بررسى اين مسأله پرداخته مى شود كه، آيا تزويج در عدّه مربوط به تزويجى است كه لولاالعدّه صحيح بوده است يا اعم از صحيح و فاسد مى باشد و نهايتاً بعد از ذكر آراء فقهاء و مناقشه در آن، مختار خود را با ذكر دليل بيان خواهيم نمود.

الف ) توضيحى، نسبت به بحث، جلسات گذشته :

در جلسات گذشته، گفته شد كه ازدواج در عدّه علاوه بر بطلان عقد موجب حرمت ابد نيز مى شود.
ممكن است سؤال شود كه، چه چيزى حرام ابدى
مى گردد؟ آيا تنها ازدواج حرام ابدى مى شود؟ يا مطلق تمتعات حرام مى گردد؟ يا زن، حكم اجنبيه را پيدا مى كند كه نظر كردن - غير شهوى بغير وجه و كفين - به او نيز حرام است؟ يا حتى به وجه و كفين او نيز نمى توان نگاه كرد؟ به نظر مى رسد اگر فعلى از افعال متعلق حرمت قرار بگيرد، مثلاً بگويند «بيع الخمر حرام» روشن است كه فقط حرمت خريد و فروش از آن استفاده مى شود، نه اوسع از آن.
ولى اگر حرمت را به ذوات اضافه كردند، فعلى كه حرام مى شود به
تناسب موضوعات مختلف، متفاوت مى گردد.
مثلاً اگر گفتند «حرمت عليكم الميتة»
يعنى اكل ميته حرام است.
«شطرنج حرام است» يعنى بازى با آن، «حرمت عليكم
امهاتكم» يعنى ازدواج و تمتع و بهره ورى جنسى از آنها حرام است.
و در ما نحن فيه، كه گفته شده «المرأة لايحلّ له ابداً» يعنى ازدواج در عدّه باعث مى گردد كه ازدواج و مطلق استمتاعات از او حرام گردد.
پس حرام، مطلق تمتعات است.
ولى نگاه غير شهوى - اگر ذاتاً جايز باشد - حرام
نمى شود.
براى توضيح مطلب به امثله ذيل توجه شود.
مثال اول : اگر مالك با كنيز مزوجه خود كه طلاق گرفته و هنوز عدّه او تمام نشده است، ازدواج كند اين كنيز براى او حرام ابد مى شود - در فرض دخول يا علم - يعنى مالك نمى تواند از او استمتاع كند.
ولى نگاه كردن عادى به او حرام نمى گردد.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 فروردین 1390 11:00 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

«و من آیاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا الیها و جعل بینكم مودة و رحمة ان فی ذلك‏لآیات‏لقوم‏یتفكرون.»(روم:21)

ازدواج نخستین سنگ بناى تشكیل‏خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است و میزان اندیشه و تدبر در آن در میزان پیشرفت‏یا انحطاط و صعود یا سقوط جامعه تاثیر دارد. ازدواج داراى آثار و نتایج‏بسیارى است; از جمله: ارضاى غریزه جنسى، تولید و بقاى نسل، تكمیل و تكامل انسان، آرامش و سكون، پاك‏دامنى و عفاف و نتایج متعدد دیگر.

از این‏رو، اسلام - به عنوان یك مكتب آسمانى - آن را نه تنها كارى محبوب و مقدس دانسته، بلكه جوانان را مؤكدا بدان توصیه كرده است. هر ازدواجى داراى اهداف خاص خود است، ولى در این میان، برخى از اهداف كم ارج و كم اهمیت و در نتیجه، ناپایدارند و نمى‏توانند براى همیشه و یا حتى مدتى دراز خوشبختى زوجین را تضمین‏كنند. برخى نیز ارجمند، مهم و در نتیجه پایدارند. بنابراین، شایسته است ازدواج با توجه به این اهداف در نظر گرفته شود.

ازدواج از این نظر كه عاملى براى نجات از آلودگى، موجبى براى نجات از تنهایى و سببى براى بقاى نسل است، خوددارى از آن همیشه سبب ایجاد بى تعادلى، نابهنجارى رفتارى و زمانى هم فساد شخصیت و حتى بیمارى جسمى مى‏گردد. بنابراین، بهترین و بالاترین نعمت‏ها براى هر زن و مرد از نظر اسلام تشكیل خانواده است.

گمان نمى‏رود از بین مكاتب و مذاهب، هیچ مذهبى به اندازه اسلام درباره ازدواج بحث كرده باشد. ازدواج از نظر اسلام امرى مستحب، مورد تاكید و از سنن انبیا علیهم السلام معرفى شده و جوانى كه بدان تن دهد در حقیقت، همگام با آفرینش و سعادتمند است.

ازدواج از نظر اسلام پیمان مقدسى است كه برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات، سنن و قوانین خاصى صورت مى‏گیرد.

معمولا مى‏گویند كه خانواده مسؤول بسیارى از عیوب و بدبختى‏هاى جامعه است. این مطلب قابل قبول است، ولى در عبارتى گویاتر و رساتر مى‏گوییم: در واقع، عدم خانواده به معناى واقعى - كلمه است كه مسؤول عیوب و بدبختى‏هاست و این اغلب بدان دلیل است كه در تشكیل آن فكر و هدف ارزیابى شده وجود نداشته است.

بسیارى از جوانان با افكار از پیش ساخته و اندیشه‏هاى رؤیایى وارد زندگى زناشویى مى‏شوند و مى‏خواهند از راه تصادف و شانس، زمینه را براى داشتن یك كانون سالم پدید آورند، در حالى كه تن دادن به ازدواج بدون هدف و روش سنجیده همانند قرار دادن اساس ساختمان بر روى زمینى سست و لرزان است كه محلى براى زندگى اطمینان‏بخش نخواهد بود.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 25 فروردین 1390 2:28 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

محرميّت و ممنوعيّت.

در نظام خانوادگى، قاعده اوليه اين است كه زن و مرد براي يكديگر آفريده شده اند و بنابراين، از راه زناشويى، يكديگر را مي يابند و دو بيگانه بالفعل و يگانه بالقوه، يگانه بالفعل مي شوند و آن استعداد مودت و رحمتي كه خداوند در نهاد آنها به وديعت نهاده بود، مي شكفد و كانوني از دلبستگي و صفا و صميميت، به وجود مي آيد؛ اما اين قاعده كلى، به تدريج در جهت مصالح خانواده و سعادت زن و مرد و فرزندان آنها، محدوديت پيدا مي كند و به اصطلاح، تخصيص مي خورد.

قرآن، كليّت و عموميّت قاعده را به اين صورت بيان مي كند:.

وَمِنْ ءاياتِهِ أنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أنْفُسِكُمْ أزْواجاً لِتَسْكُنُوا إلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً؛ (1).

از نشانه هاي قدرت خدا اين است كه براي شما از خودتان جفت هايي آفريد كه به آنها آرام بگيريد و ميان شما دوستي و رحمت قرار داد.

يا اين كه مي فرمايد:.

وَاللّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أنْفُسِكُمْ أزْواجاً وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ اَزْواجِكُمْ بَنينَ وَحَفَدَةً؛ (2).

خداوند، براي شما از خودتان، جفت ها و از جفت هاي شما براي شما فرزندان و نواده هايي قرار داد.

طبق اين بيان، زن براي مرد و مرد براي زن و فرزند و نوه براي هر دو آنهاست. در حقيقت قرآن مي خواهد اصل را بر (غيرخواهى) بگذارد و (خودخواهى) را رد كند. اگر چه با يك لطف و بيان خاصي كه از ويژگي ها و بلكه از زيبايي هاي روح انگيز خود اين كتاب است، چنان (غير خواهى) را با (خودخواهى) و (خودخواهى) را با (غيرخواهى) در آميخته، كه انسان به دشواري مي تواند آنها را از يكديگر تفكيك كند.

نخستين محدوديتي كه قاعده فوق پيدا مي كند اين است كه: آن غيري كه در نهاد خويش خواهان آن هستيد، نبايد بي قيد و شرط باشد، بلكه بايد به صفت بارز و عمده پاكي متصف و از خبائث و پليدي و ناپاكي منزه باشد.

قرآن كريم در اين باره مي فرمايد:.

فَانْكِحُوْا ما طِابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ؛ (3).

زناني كه براي شما پاكند، به همسري خود درآوريد.

يا اين كه مي فرمايد:.

الخَبيثاتُ لِلخَبيثينَ وَالخَبيثُونَ للخَبيثاتِ وَالطَّيِّبِاتُ لِلطَّيِّبينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ؛ (4).

زنان پليد براي مردان پليد و مردان پليد؛ براي زنان پليد است و زنان پاك براي مردان پاك و مردان پاك براي زنان پاك.

با اين آيه شريفه مشخص مي شود كه: هر كسي نيز طالب پاكي نيست، بلكه اين بستگي به وضع خودش دارد. كسي كه پاك است، طالب آن غيري است كه به صفت پاكي آراسته است و كسي كه ناپاك است، طالب آن غيري است كه همچون خودش به صفت ناپاكي متصف است.

در داستان توفان نوح، فرزندخواهي نيز محدوديت پيدا مي كند و در آن جا به نوح كه نگران غرق شدن فرزند خودبود، فرمود:.

إنَّهُ لَيْسَ مِنْ أهْلِكَ إنَّهُ عَمَل غَيْرُ صالِحٍ؛ (5).

او از خانواده تو نيست، زيرا او داراي عملي ناشايسته است.

در حقيقت، آنچه از اين آيات بر مي آيد، اين است كه: آن استعداد غير خواهي به استعداد پاك خواهي تفسير و تقييد مي شود.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 25 فروردین 1390 1:35 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

می خواهم ازدواج كنم اما ...

 

 


 

" وَ مِن آیاتِه اَن خَلَقَ لَكُم مِن اَنفُسِكُم اَزواجاً لِـتـَسكنوا اِلیَها و جَعـَل بَـینَـكـُم مَودَّة وَ رَحمَـةً اِن فِی ذلِكَ لِآیات لِقومٍ یـَتـَفـَكَّرونَ"

" یكی از آیات و نشانه های لطف الهی آن است كه برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید كه در كنار او آرامش یافته و میان شما انس و دوستی و رحمت برقرار نمود كه این نیز برای مردمان متفكر و آگاه از نشانه ها ی علم و حكمت آشكاراست ". ( سوره روم / 21)

ازدواج  و تشكیل خانواده سنگ بنای هرجامعه ی بزرگ انسانی است كه در انجام  وظایف فردی و روابط اجتماعی آنها نقش اساسی و بنیادین دارد و یكی از مهم ترین و زیباترین سنن اجتماعی انسان ها در طول تاریخ است كه ریشه در فطرت  و آفرینش ویژه ی آدمی دارد و تأمین كننده و تعدیل كننده ی بسیاری از نیازهای روانی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی ، اعتقادی و حتی اقتصادی انسان می باشد كه در اسلام بسیار مورد تأكید قرار گرفته است.

اما باید اذعان نمود ازدواج این امر الهی ، اجتماعی و پدیده ی جهانی كه همه ی جوامع سالم بشری و ادیان آسمانی بر آن تأكید داشته و خود نیز ، موضوعی ساده و مقدس است ، در عین حال یك پدیده ی فرهنگی هست كه نزد هر ملتی رنگ خاصی به خود گرفته است . در كشور ما با وجود عقاید، الگوها و سنت های  اصیل و ساده ی اسلامی برای  ازدواج ، متأسفانه در حال حاضر این ارزش متعالی و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط  و ضد ارزش ها  گرفتار شده است و در طول زمان دستورات ساده ی اسلام و سنن حسنه ی پیامبر گرامی  و ائمه اطهار از روی عدم آگاهی ، مطابق تمایلات و سلیقه افراد مختلف  جهت داده  و چیزی به آن اضافه شده است . بدان گونه كه امروز ازدواج جوانان در میهن اسلامی ما بیش از آن كه بُعد مادی و اقتصادی داشته باشد ، ریشه در ابعاد فرهنگی و فكری دارد كه تار و پود آن به صورت دامی از ملا ك ها و آداب و رسوم غلط ، تشریفات و توقعات بیجا و بعضاً خرافی است كه غالباً محصول چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ، تقلیدهای كوركورانه ، مسخ هویت و كرامت انسانی است.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 فروردین 1390 9:20 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

شرایط همسر شایسته و اهمیت آن

بهترین زنان شما زنی است که وقتی همسرش او را می نگرد، شاد و مسرورش گرداند . رسول خدا (ص)

در مورد انتخاب همسر به منظور ایجاد و تولید نسل سالم و صالح ، احادیث و روایات فراوانی وجود دارد که بسیاری از آنها حاکی از اهمیت قانون وراثت و ثأثیر عامل محیط است. پیامبر اسلام برای تولید نسل بهتر، دقیق ترین نکات را در امر انتخاب همسر گوشزد فرموده است که، به برخی از آنها اشاره می کنیم :

 پیامبر فرموده:با خویشاوندان نزدیک ازدواج نکنید زیرا فرزندی [که از آن به ثمر می رسد] نحیف و ضعیف خواهد بود. چون دانستن سلامتی اجداد غیر ممکن است باید ازدواج میان خویشاوندان نزدیک ، ممنوع گردد، زیرا بعضی از بیماری های مخفی در افراد وجود دارد؛ که در شرایط خاصی ظاهر می شود.

شرایط همسر شایسته

1- متدین بودن :


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 22 فروردین 1390 1:14 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 2 1 2
درباره وبلاگ

پاک و پاکيزه ماندن يک جوان ازدواج نکرده از فساد و افساد، امري غير ممکن به نظر مى رسد.ازدواج، اين حقيقت الهى و طبيعى، آسان کننده پاره اى از مشکلات و عاملى براى تداوم پاکى جوانان، و حفظ عفت و تقواى آنان است دراین وبلاگ سعی برشناخت ازدواج وآشنایی جوانان جهت چگونگی تنظیم اقتصادمالی وبررسی مشگلات جوانان پایه گذاری شده است امیدواریم بازدیدکننده گان محترم بامنعکس نمودن نظرات خودماراارشادفرمایند باتشکر
آمار و بازدید ها
کل بازدید:298026

تعداد کل مطالب : 417

تعداد کل نظرات : 29

تاریخ آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 14 تیر 1396 

تاریخ ایجاد بلاگ : یک شنبه 21 فروردین 1390