1. حفظ نسب:
در اسلام، حفظ نسب*، پایه احكام و حقوقِ فراوانى است. بعضى از احكام فقهى، بر شناخت رابطه فرزند* با پدر و مادر یا بر شناخت نسبتهاى فامیلى دیگر، مبتنى است. تبعیّت فرزند از پدر و مادر در كفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگى و حریّت، جواز ربا بین پدر و فرزند، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضدّ پدر، وجوبِ قضاى نمازهاى میّت بر پسر بزرگتر، مسائل ارث، حبوه (اموالى از تركه میت كه اختصاص به پسر بزرگتر دارد مانند قرآن، انگشتر، شمشیر و لباس)،[80] نظر به محارم و ازدواج با آنان، دیه قتل خطایى كه بر عاقله (خویشان پدرى قاتل، مانند برادران، عموها و فرزندان آنها)[81] واجب است، ولایت پدر و جدّ، حقوق طرفینى مانند حقّ حضانت و نفقات، عقوق والدین و اطاعت از آنها و مسائل اخلاقى مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقیقه فرزند و مسائل فراوان دیگرى، بر حفظ انساب متوقّف است.[82] عدّه زن بین دو ازدواج و انتظار براى ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدّت 4 ماه و 10 روز (بقره/2، 234)، عدّه زن به مدّت سه دوره پاكى پس از طلاق (بقره/2، 228) و انتظار زن باردار براى ازدواج مجدّد تا هنگام وضع حمل (طلاق/65، 4)، همه این مقرّرات گویاى اهمّیّت حفظ نسب است. حرمت ازدواج با زن شوهردار (نساء/4، 24)، و حرمت زنا (اسراء/17،32) نیز بر پایه حكمت حفظ نسب قرار داده شده است.[83] (=>احصان; زنا)
2. برخوردارى از سكون و آرامش:
نیاز روح به آرامش، با اهمّیّتتر از نیاز جنسى است. همسر شایسته در پیشآمدهاى زندگى، راه وصول به آرامش* و سعادت را نزدیك مىكند: «ومِن ءایتِهِ اَن خَلَقَ لَكُم مِن اَنفُسِكُم اَزوجًا لِتَسكُنوا اِلیها...» (روم/30، 21)، «...وجَعَل مِنها زَوجَها لِیَسكُنَ اِلیها...». (اعراف/7، 189) برخى مفسّران،[84] مقصود از لباس را در آیه187 بقره/2، سكون و آرامش دانستهاند; همانگونه كه خدا، شب را لباس (مایه آرامش و سكون) دانسته:«وجَعَلنا الَّیلَ لِباسًا» (نبأ/78، 10); بنابراین، آیه187 بقره/2 (هُنَّ لِباسٌ لَكُم و اَنتُم لِباسٌ لَهُنّ) نیز به سكون و آرامشى كه با همسر حاصل مىشود، اشاره خواهد داشت.
3. حفظ نوع بشر:




