خواستن توانستن است موضوع:ازدواج
ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند.
موضوعات
کدهای کاربر
تماس با ما

 ..

كدهای جاوا وبلاگ




كدهای جاوا وبلاگ





سوء استفاده‌های نامشروع
خودداری از ازدواج زمینه را برای روابط جنسی نامشروع و غیر قانونی فراهم می‌كند كه نمونه‌های آن در كشورهایی كه برای خود آمار و حسابی دارند می‌بینیم. بدیهی است كودكی كه به دور از ازدواج و یا بدون خواسته والدین در اثر یك ازدواج اجباری پدید آید موجب تنفر اجتماع می‌شود و این كه آینده چنین كودكانی چه خواهد شد، به خوبی معلوم نیست. خودداری از ازدواج موجب بیماری‌های وخیمی چون امراض روحی و روانی و خود ارضایی می‌شود.
خودداری از ازدواج موجب از دست دادن گرمی و نشاط زندگی است. هر كس در دوران جوانی به ازدواج تن ندهد در دوران پیری با رنج‌ تنهایی مواجه خواهد شد. خودداری از ازدواج موجب توسعه و گسترش فساد و فحشا و بی بند و باری می‌شود. زمانی كه زنان و مردان در اثر عواملی تحریك گردیده و نسبت به هم عشق و جاذبه جنسی پیدا كرده‌اند قهرا به سوی فساد و انحراف گام بر می‌دارند. عوامل خطرناك آن را باید از فیلم‌های نامناسب و عكس‌های مبتذل و شرم آور، تبلیغات گسترده دشمنان و كتاب‌ها و مجلات نامناسب و منحرف كننده آنها، اختلاط زنان با مردان در مجالس مختلف و گردشگاه‌ها از یك طرف و نارسایی تبلیغات اسلامی و نداشتن پناهگاه مناسب و جذاب و هزینه سرسام آور زندگی و مخارج ازدواج، توام با بیكاری و تورم موجود از طرف دیگر جستجو كرد.
اگر مسئولین امر و افراد متعهد با نفوذ عشق و علاقه‌ای به اصلاح كشور و جوانان داشته باشند باید در ریشه‌كن كردن عوامل فصاد و ایجاد كار و كوشش و تسهیل امور زندگی ازدواج و مبارزه با استعمار فكری دشمنان و اجانب گام‌های موثر و پرتلاشی بردارند. (بابازاده، 1368، 155)
مشكل مالی و اقتصادی
قسمت عمده این مشكل از معضلات ساختگی جامعه ماست و حقیقتا جزء مشكلات ازدواج نیست. اگر ازدواج ما بر مبنای اسلام و فطرت انسانی استوار بود این مشكل وجود خارجی نداشت یا بسیار اندك بود و كمتر جوانی پیدا می‌شد كه نتواند ازدواج كند.
كار و استقلال
مهمترین مسئله كاهش ازدواج در جوانان ایران مسئله كار آنها می‌باشد. هجوم به ادارت دولتی مسئله لب‌ریزی ظرفیت استخدامی را پیش آورده است. اینك مدتی است كه ظرفیت استخدامی دولت كم و بیش به انتها رسیده است. متاسفانه منع استخدام به جز در مواردی استثنایی به ویژه برای افراد لیسانسیه تنها راه چاره‌ای است كه توانسته‌اند برای جلوگیری از انفجار تراكم استخدامی بیندیشند و زمینه كارهای تولیدی مترقی هم به مراتب كمتر از تعداد تقاضای موجود است. در این صورت جوانان برای تامین نیازهای خود تا حدود زیادی به والدین وابسته‌اند و تا زمانی كه وابستگی وجود دارد نیازی به انتخاب همسر احساس نمی‌گردد. او می‌بیند كه سنش رو به افزایش است و باید مستقل گردد و خود تامین كننده نیازهایش باشد، ولی با این هزینه‌های سنگین زندگی و بدون شغل چگونه می‌تواند امیدی قاطع به امنیت اقتصادی آینده خود داشته باشد (فرهنگ قومس، سال دوم، شماره 8)
مسئله مسكن

تامین مسكن رویایی است كه تحققش به سهولت امكان‌پذیر نیست. زناشویی و تشكیل خانواده ناچار به تامین مسكن نیازمند است و با توسعه اطلاعات بهداشتی رشد سلیقه‌های شخصی، تجمل دوستی، استقلال‌جویی فردی و تهیه مسكن مناسب یكی از مهمترین تاملات و مشكلات جوانان ماست كه در تشكیل عائله با آن روبرو می‌شوند.
تا كنون با مسائل جوانان را آن چنان كه یافته‌ایم از دید خود مطرح ساختیم. مسائل جوانان را به طور كلی می‌توان به دو دسته اساسی تقسیم كرد، بدهكاری‌ها و طلبكاری‌ها. جوانان غالبا كمتر به بدهكاری‌های خویش به اجتماع می‌اندیشند. جوان زیاده طلب است و طلبكار، وی به مسائل خود معمولا از دریچه دید یك طلبكار می‌نگرد. بدین ترتیب از آنچه كه تا كنون از نامه‌ها، پرسشنامه‌ها، مصاحبه‌ها و درد دلهایی كه در صفحات و ستون‌های مربوط به جراید و غیر آن بر می‌آید جوانان ما سه مسئله زیرین را مسائل و مشكلات اساسی خود در ازدواج می‌پندارند و از رنج آنها شكوه می‌كنند (نشریه فر هنگ قومس، سال دوم، شماره 8)
جهیزیه سنگین
جهیزیه گاهامانعی بر سر راه ازدواج دو جوان فر اهم می‌سازد. وقتی از دختری علت تاخیر ازدواج پرسیده می‌شود در جواب می‌گوید: هنوز جهیزیه لازم را تهیه نكرده‌ام. به قول آیه الله مكارم كه در كتاب مشكلات جنسی می‌فرماید خدا از سر اجتماع ما نگذرد كه این همه قید و بندها پایبند شوند و ازدواج‌ها را به تاخیر اندازند. این طور نیست كه در آغاز جوانی همه اراد خانه و زندگی و همه امكانات زندگی‌شان فراهم بوده باشد، به خصوص پسرهای جوان كه در ابتدای راه هستند باید بدانند كه خودشان از همه جهت بی‌نیاز نیستند و نباید توقع جهیزیه سنگین از دختر را داشته باشند. جهیزیه در حدی كه دو جوان بتوانند در اول زندگی مشترك نیازهای اولیه‌شان را بر طرف نمایند، برای ادامه زندگی باید دست به دست همدیگر داده و نیازهای زندگی را فراهم سازند.
آن چه در ازدواج اصالت دارد مساله وجود انسان است كه یكدیگر را درك كنند و به مفهوم صحیح زندگی عشق بورزند و اگر دو ركن اصلی یعنی دو انسان به آن درك صحیح داشته باشند بقیه هیچ است و اگر هم درك وجود نداشته باشد مسلما بقیه چیزها هرگز خوشبختی نمی‌آفریند، به همین دلیل دستورات عالی مذهب ما برای انجام یك ازدواج صحیح هیچ چیز را به اندازه وجود دو انسان عاقل كه خواهان زندگی مشترك زناشویی می‌باشد اهمیت نمی‌دهد و بارها و بارها سفارش كرده است كه ازدواج را آسان و ساده بگیرید تا جوان برای اقدام نمودن به آن بر سر راه خود مانعی مشاهده نكند و قدم در این راه بگذارد. (مظاهری، علی اكبر، 1381، 49)
تشریفات زیاد در مراسم عقد و عروسی
در این جا متاسفانه تحصیل كرده‌ها از بی سوادها بدتر و امروزی‌ها از قدیمی‌ها در این مبارزه ضعیف‌تر و ناتوان‌ترند. تحصیل كرده‌های ما فكر می‌كنند هر چه بیش‌تر در مراسم عقد و عروسی تشریفات باشد و خرج‌های اضافی زیادتر باشد به آن‌ها شخصیت و آبرو می‌دهد و فكر می‌كنند كه شخصیت انسان در پرتو این گونه خرج‌های اضافی می‌باشد و شاید هم بگویند كه انسان یك بار داماد یا عروس می‌شود ولی این را نمی‌دانند كه بسیاری از جوانان كه قدرت خرج كردن زیاد و تشریفات زیاد را ندارند، پیش‌ترین ناله‌ها و شكایت‌ها و داد و فریادها به خاطر همین سنگینی بار ازدواج در ایام عروسی و عقد می‌باشد و گر نه اصل و اساس این مسئله ساده‌تر و پاكیزه‌تر و مقدس‌تر از آن است كه این همه بدبختی و مانع و دردسر بر سر راه جوانان ایجاد كند و موجب شود كه جوانان از ازدواج وحشت داشته باشند. باید كمی تشریفات و خرج كردن‌های اضافی در عروسی‌ها و عقدها را كم نمود. چرا كه همین كاهش دادن تشریفات موجب آن می‌شود كه با ذخیره نمودن پول در عروسی به بسیاری از مشكلات بعد از عروسی برسند. شروع زندگی كه از روز عروسی آغاز می‌شود با سادگی باشد تا در آینده یك زندگی راحت و بی دردسر را داشته باشند. (كیهان‌نیا، 1377، 52)
ترس از فقر و نبودن افق روشن
زندگی اجتماعی امروز در بسیاری از قسمت‌ها، از صورت یك زندگی طبیعی و صحیح بیرون رفته كه یك نمونه از آن كاهش شدید ازدواج و روی آوردن جوانان به زندگی غیر طبیعی تجرد است. كاهش ازدواج در یك كشور و جامعه‌ای صورت نمی‌گیرد، مگر این كه یك سری مشكلات و موانعی بر سر راه جوانان قرار گیرد كه از جمله آن موانع، ترس از فقر می‌باشد. از امام صادق (ع) نقل شده: كسی كه از ترس فقر ازدواج نكند به تحقیق كه به خداوند سوء ظن برده است در صورتی كه خداوند فرموده است: به لطف خود آنان را بی‌نیاز خواهد فرمود.
بسیاری از جوانان به خاطر ترس از فقر از ازدواج منصرف شده و از این كه نتوانند زندگی خود و همسر و فرزندان را در آینده تامین نمایند در هراسند. خداوند بارها و بارها فرمود كه به افراد فقیر روزی و رحمت عنایت می‌فرماید پس نباید به خاطر فقر از ازدواج منصرف شد. (كیهان ‌نیا، 1377، 54)
ولی گاهی برای فقر بعضی‌ها از خانواده‌ها، خودشان مانع بر سر راه ازدواج ایجاد می‌كنند. فقر خودش نمی‌تواند مانع ازدواج باشد چرا كه اگر سیری در زندگی ائمه (ع) به خصوص در زندگی پیامبر اكرم (ص) داشته باشیم پیامبر یك جوان 23 – 24 ساله‌ای بود كه از مال دنیا چیزی نداشت و با همان حال به خواستگاری خدیجه رفت. اگر بین دو جوان علاقه و محبت وجود داشت نباید اجازه داد به خاطر فقر و مشكلات مادی نتوانند با هم وصلت نمایند. اسلام به خانواده‌ها هم سفارش فرموده، به پسران و دختران جوان همسر بدهید، اگر چه فقیر باشند و ما هم رحمت و روزی خود را شامل حال آن‌ها می‌گردانیم. ما باید دست جوانان، این امیدهای آینده و نسیم طراوت‌های زندگی را بگیریم و دست آنان را در دست همدیگر قرار دهیم تا با ازدواج و وصلت، یك زندگی آبرومند و سالمی را تشكیل دهند.
مشكل در انتخاب همسر
یكی از مشكلاتی كه بر سر راه نوجوانان و جوانان در مساله ازدواج قرار دارد مشكل در ((انتخاب همسر)) است. یعنی دختر و پسر نمی‌دانند چه كسی را با چه معیارها و صفات و خصوصیاتی به عنوان همسر خود انتخاب كنند. (علی اكبر مظاهری، 58، 1381)
سنگ‌اندازی و اشكال‌تراشی بزرگ‌ترها و اطرافیان
بر نوجوانان و جوانان دختر و پسر واجب است كه به خیرخواهی و دلسوزی و صلاحدید و نظرات والدین، توجه كنند و از تجربیاتشان استفاده ببرند. ممكن است آنچه را پدر و مادر عاقل و فهمیده در خشت می‌بینند، فرزندان نوجوان در ((آینه)) نبینند. اما بعضی از موارد ـ متاسفانه ـ پدر و مادرانی و بزرگ‌ترها و اطرافیانی یافت می‌شوند كه یا از روی خودخواهی و هوای نقس، و یا از روی جهل و نادانی، تیشه به ریشه فرزندانشان و نوجوانان می‌زنند و با كج سلیقگی و بهانه‌های خلاف عقل و شرع و اعمال نظرهای غلط و دخالت‌های بیجا بر سر راه آنان ((سنگ‌اندازی)) می‌كنند و باعث بدبختی و تباهی‌شان می‌شوند.
وجود برادران و خواهران بزرگ‌تر
بعضی خانواده‌ها به خاطر داشتن این عقیده كه با وجود داشتن خواهر و برادر بزرگ‌تر در خانواده افراد كوچك‌تر باید منتظر بمانند تا بعد از ازدواج فرزندان بزرگ‌تر خانواده ازدواج كنند ازدواج جوانانشان را به تاخیر می‌اندازند. (علی اكبر مظاهری، 1381، 58)
بی تفاوتی والدین ازدواج و حقوق اعضای خانواده
یکی از دستورات حیاتبخش اسلام مسأله مشورت و تبادل نظر است. این امر حیاتی انسانها را از گرفتار شدن به ضررهای مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی ... مانع شده و راه کمال‌یابی و پیشرفت را به صاحبان خود باز می‌کند و لذا می‌بینیم برای دستیابی به پیروزیها و زندگی بهتر و جلوگیری از ضررها و مشکلات اجتماعی و غیره در سطوح مختلف جهانی و کشوری و اداری افراد صاحبنظر دور هم جمع می‌شوند و به تبادل نظر می‌پردازند.
بنابراین جوانان عزیز اسلام باید بدانند که موضوع ازدواج در شخصیت و افکار و سرنوشت آنان فوق العاده اثر می‌گذارد و از این مسأله نباید بی‌توجهی بگذرند بلکه لازم است در اینگونه موارد از افکار پخته والدین و تجربه‌های پرارزش آنان استفاده نموده تا علاوه بر پیش‌گیری از گرفتار شدن و تحمل ضررهای مختلف از شخصیت والدین نیز با طرح مشورت و نظرخواهی تجلیل کرده باشیم.
دین مقدس اسلام علاوه بر دعوت به مشورت در امور مهم اجتماعی و غیره اجازه و نظر پدر و پدرپدر را در ازدواج دختران و دوشیزگان شرط دانسته و بدون اطلاع و رضایت آنان عقد را نیز صحیح نمی‌داند.
پدران و مادران زحمات فراوانی را در مورد فرزندان خود متحمل شده‌اند و لذا بر فرزندان لازم است در اینگونه موارد آنچنان باشند که والدین آنان زحمتها را فراموش کرده و عاشق اولاد خود باشند اما اگر والدین از آتش درونی فرزندان خود غفلت نمایند و شعله‌های فروزان غریزه جنسی آنان را نادیده بگیرند به موقع با ازدواج آنان موافقت ننمایند و در تهیه مقدمات این امر مقدس بی تفاوت باشند در این صورت ولایت و اجازه آنان از نظر شرعی و عرفی ساقط می‌گردد و جوانان باید در این صورت در مورد ازدواج خود تصمیم بگیرند زیرا هر گونه درنگ کردن در اینگونه موارد باعث گرفتاری و سرکوفتگی و مبتلا شده به گناه و انحراف اخلاقی و جنسی خواهد بود و پدر و مادر نیز شریک جرم می‌باشند. (مجمع البیان ج7 ص140)
چه بسیارند پدران و مادرانی که کوچکترین توجهی به غریزه جنسی فرزندان خود نمی‌کنند و نیازمندی آنان را به زناشویی نادیده می‌گیردند و در صورت اظهار فرزندان آنان را ملامت و سرزنش می‌کنند گویا به نظر آنان سرزنش و بی‌تفاوتی درمان غریزه جنسی است اینگونه والدین باید دواران جوانی خود را متذکر باشند که چگونه با این غریزه حیاتی دست و پنجه نرم می‌کردند و بدانند که هم‌اکنون بچه‌های آنان نیز همینطورند. نتیجه اینکه اگر والدین مانع ازدواج فرزندان خود شدند در اینصورت نظر آنان محترم نمی‌باشد. (علی اکبر بابا زاده- مرکز تحقیقات و انتشارات بدر) (بابازاده، 1368، 158) چاپ اول
ادامه تحصیلات علمی انتخاب همسر
عامل دیگری تأخیر ازدواج می‌شود ادامه تحصیلات دبیرستانی یا پیش‌دانشگاهی است. متأسفانه در جامعه ما این عمل خوب و پسندیده مسائل ناپسند و زیانبار و گاهی فاجعه آمیزی را به دنبال خود آورده است و این به خاطر اصل موضوع یعنی ادامه تحصیلات نیست بلکه ناشی از اشتباهات و کج‌سلیقگی‌های خود ماست اصل مشکل این است که دختران و پسران تحصیل کردن را با ازدواج و پذیرفتن مسئولیت زندگی مشترک مغایر و غیر عملی می‌دانند باید به این نکته توجه داشته باشند که با عقب انداختن ازدواج ممکن است دچار ناراحتیهای روحی و جسمی شوند و پس از گذراندن آن مراحل دیگر سلامتی و شادابی و حوصله نداشته باشند که زندگی سعادتمندانه‌ای تشکیل دهند و از آن لذت ببرند. دختر تصور می‌کند که ازوداج مانع درس خواندن می‌باشد زیرا بعد از ازدواج باید همسرداری کند و فرصت برای درس خواندن نخواهد داشت خانواده دختر و پسر نیز همین عقیده را دارند در نتیجه اوضاع چنین شده که سنین ازدواج بالا رفته، پسران و دختران بر خلاف میل طبیعی ملزم می‌داند که ازدواج را تاپایان دوره تحصیلات به تأخیر بیندازد و مخصوصا در شهرهای بزرگ.
با اینکه تحت شدیدترین فشارهای نیروی غریزه جنسی قرار می‌گیرند چون ادامه تحصیل را برای آینده خود سرنوشت ساز می‌دانند ناچارند فشارهای غریزه جنسی را تحمل کنند. به هر حال غریزه جنسی یک واقعیت است اگر از طریق مشروع ارضاء نشد بیم آن می‌رود از طریق غیر مجاز خود را آشکار سازد. نابهنجاریها و طغیانها، مفاسد اخلاقی انحرافات جنسی، ولگردیها، چشم‌چرانی‌ها، بعضی بیماریهای جسمانی و روانی در بین جوانان دیده می‌شود معلول تأخیر ازدواج و عدم دسترسی به ارضاء مشروع است. مشکلات اخلاقی و اجتماعی جوانان بر اندیشمندان پوشیده نیست و مسئولین را به وحشت انداخته و در پی چاره‌جویی هستند، توصیه می‌کنند برای جوانان تفریحگاه سالم، کتابخانه، پارک و ... تهیه کنید و به این وسیله اوقات فراغت آنها را سرگرم سازید و اشغال کنید تا به انحراف و گناه کشیده نشوند با این اقدامات تا حدی می‌توان جلو مفاسد اخلاقی را گرفت لیکن هیچکدام اینها نمی‌تواند پاسخگوی نیاز طبیعی و خواسته غریزه جنسی باشد و با سرگرمی و بهانه نمی‌شود آن را از مسیر طبیعی منحرف ساخت چنانکه گرسنگی و تشنگی را بوسیله سرگرمی نمی‌توان بر طرف ساخت.
دختر و پسر دانشجو یا دانش‌آموز می‌توانند با مقدمات ساده و کم خرج و بدون تشریفات نامزد شوند و عقد شرعی و قانونی کنند و رسما همسر یکدیگر شوند اما عروسی عرفی را به تأخیر بیندازد و به تحصیلات ادامه دهند تا در فرصتی مناسب ازدواج کنند در این صورت از انحرافات و زیانهای مجرد بودن در امان خواهند ماند و از آرامش و فایده‌های همسرداری بهره‌مند خواهند شد.
مسئولین کشور و مراکز آموزشی نیز می‌توانند به دانش‌آموزان و دانشجویان وام ازدواج بدهند و خوابگاه و سایر امکانات را بر ایشان فراهم سازند مرکز خیریه نیز می‌توانند به صورت وام ازدواج یا بلاعوض وجوهی را در اختیار اینگونه افراد قرار دهند و خانواده دختر و پسر تفاهم کرده زندگی ساده و باصفایی را بر ایشان تنظیم نمایند در خاتمه به جوانان توصیه می‌شود که خود را در این راه پیشقدم شوند و نیاز طبیعی خویش را بدون خجالت با خانواده شان در میان بگذارند و از آنان بخواهند که وسیله ازدواج ساده را بر ایشان فراهم سازند. (علی اکبر بابا زاده – موانع ازدواج)
تحلیل روان‌شناختی افزایش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقی جوانان
نیاز جنسی، بخش جدایی ناپذیر ماهیت زیستی، روانی و اجتماعی آدمی را تشکیل می‌دهد و روشن است که کیفیت ارضای این نقش بسیار مهمی در سلامت و بهداشت روانی فرد و جامعه دارد بر اساس آموزه‌های دینی، اگر این نیاز به صورت شرعی و معقول (ازدواج) و در زمان مناسب ارضا شود، باعث آرامش خاطر، رشد شخصیت و نیز استمرار حیات بشر می‌شود، و اگر امکان ارضای صحیح آن فراهم نیاید به صورت انحرافات جنسی و بی‌بند و باری‌های اخلاقی نمودار خواهد شد.
در سال اخیر، آمارها منحنی‌های روبه‌رشد و مشابهی را در زمینه انحرافات و بی‌بند و باری‌های اخلاقی در میان جوانان نشان می‌دهند. این رشد غیر طبیعی و هماهنگ می‌تواند حاکی از عوامل ساختاری همانند باشد. به طور قطع نمی‌توان یک عامل را علت انحرافات اخلاقی و بی‌بندو باری جنسی جوانان دانست؛ در بیشتر موارد، ترکیبی از چند عامل وجود دارند. با این وجود، برخی مطالعات عوامل خاصی را به عنوان عوامل مؤثر در میزان بروز بی‌بندوباری جنسی جوانان شناسایی کرده‌اند. در این مقاله سعی شده است این ایده توضیح داده شود که بی‌بندوباری‌های جنسی و انحرافات اخلاقی جوانان تا حد زیادی ناشی از فراهم نبودن شرایط ازدواج برای جوانان یا به تعبیر دقیق‌تر، افزایش سن ازدواج است.

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=444171&Keyword=+


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 27 فروردین 1390 4:15 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

درباره وبلاگ

پاک و پاکيزه ماندن يک جوان ازدواج نکرده از فساد و افساد، امري غير ممکن به نظر مى رسد.ازدواج، اين حقيقت الهى و طبيعى، آسان کننده پاره اى از مشکلات و عاملى براى تداوم پاکى جوانان، و حفظ عفت و تقواى آنان است دراین وبلاگ سعی برشناخت ازدواج وآشنایی جوانان جهت چگونگی تنظیم اقتصادمالی وبررسی مشگلات جوانان پایه گذاری شده است امیدواریم بازدیدکننده گان محترم بامنعکس نمودن نظرات خودماراارشادفرمایند باتشکر
آمار و بازدید ها
کل بازدید:298081

تعداد کل مطالب : 417

تعداد کل نظرات : 29

تاریخ آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 14 تیر 1396 

تاریخ ایجاد بلاگ : یک شنبه 21 فروردین 1390