غلط است اگر گمان كنيم اگر در 13 روز نوروز در گوشه چپ يا راست تلويزيون بنويسيم "اصلاح الگوي مصرف " و از روز چهاردهم هم در بر همان پاشنه بگردد و در همين ايام نوروز زير آرم "اصلاح الگوي مصرف " صدها آگهي تبليغاتي مصرفي پخش كنيم كار فرهنگي كرده‌ايم.

چند سال پيش در پايتخت كشوري اروپايي و ثروتمند، در هتلي اقامت داشتم. هوا سرد بود و سرما خورده بودم. هرچه كليد دستگاه گرماساز اتاق را چرخاندم روشن نشد. به مسئول هتل مراجعه كردم و گفتم سيستم گرمايش اتاق من خراب است. لطفاً درستش كنيد. پاسخ داد نه، خراب نيست. اين سيستم تنها زماني كه دماي اتاق كمتر از 18 درجه باشد فعال مي‌شود تا انرژي بيهوده هدر نرود. گفتم اما من سردم است. گفت البته در اتاق پتو هست!‌

همان سال در تهران، زمستان برف مي‌باريد. دماي هوا زير صفر درجه بود. در يك سازمان دولتي بودم. از پنجره بارش برف را تماشا مي‌كردم. با چشم‌هاي خودم ديدم كولرهاي گازي روشن است. پرسيدم چرا؟ گفتند سيستم گرمايش مركزي اينجا خيلي قوي است. آنقدر گرم مي‌كند كه حالمان بَد مي‌شود. كولرها را روشن مي‌كنيم تا بخشي از گرما را خنثي كند!

به نظرم همين يك مثال كافيست تا نشان دهد كه وضع مصرف در ايران تا چه حد غمبار و تكان دهنده است. اما موضوع فقط اين نيست. مصرف انرژي در ايران، براساس سرانه جمعيت، با هيچ جاي دنيا، حتي مترف‌ترين و مسرف‌ترين كشور جهان -- آمريكا-- قابل قياس نيست.

در اسراف و تبذير منابع مثالهاي فراواني مي‌توان گفت. طي سالهاي اخير ميانگين توليد گندم در ايران، بدون لحاظ نوسانات برخي سالها، در حدود 12 ميليون تن است و ميزان واردات كم و بيش در حدود 5 ميليون تن. ميزان ضايعات نان طبق آمارهاي اعلام شده حداقل 30 درصد است كه مي‌شود همان 5 ميليون تن. معناي اين سخن آن است كه ما هر ساله 5 ميليون تن گندم را از كشورهاي دور دست به بهاي گزاف خريداري مي‌كنيم و پس از وارد كردن به كشور و حمل و نقل و ذخيره كردن و آرد كردن و تحويل نانوا دادن و نان پختن دور مي‌ريزيم!

واقعاً چه اسرافي از اين بدتراست و كدام كشور با منابع خود چنين مي‌كند كه ما مي‌كنيم؟

سالهايي بس دراز است كه آمارهاي ضايعات وحشتناك نان منتشر مي شود و همگان، كارشناسان و مردم و مسئولان، اظهار تأسف مي‌كنند اما هيچ كار عملي و اجرايي جدي انجام نشده و هرچه بوده حرف بوده است و حرف و افتتاح نمادين يك واحد نانوايي صنعتي!

رفتار مسرفانه و نابود كردن منابع گرانقدر سالهاست كه چنان در تار و پود جامعه ايران رسوخ و نسوج يافته است كه مقام رهبري را برآن داشت كه خود وارد عرصه شوند و نسبت به تداوم آن هشدار دهند.

اينك ديگر بايد صادقانه بپذيريم كه نه دولت فعلي و نه دولتهاي پيشين، نه رسانه ملي و نه ساير رسانه‌ها، نه آموزش و پرورش و نه آموزش عالي، نه روشنفكران و نه واعظان طي اين سالها نتوانستند در زمينه اصلاح الگوي مصرف و جلوگيري از اسراف و تبذير فعاليت مؤثر و مثمري داشته باشند.

اصلاح الگوي مصرف با شعار ميسر نيست. ملتي، به هر دليل، طي پنج شش دهه گذشته نوعي فرهنگ مصرف آمريكايي توام با توليد جهان سومي به خود گرفته و اينك نيز با درآمد نفتي به ظاهر ناتمام مواجه شده است. در كنار اين امر، بي‌برنامگي مسئولان باعث شيوع فرهنگ تبليغ و مصرف از نوع سرمايه‌داري شده و نهايتاً ميزان مصرف به عنوان ملاك و نماد فخر و مكنت و غرور رسميت يافته است و نيك كه بنگريم، مي‌بينيم كه هيچ برنامه جامع، مشخص و مدوني براي خروج از اين وضع اسفبار تهيه و تدوين نشده است و آنچه بوده شعار بوده و حرف.

اگر از واقعيت نگريزيم بايد بپذيريم كه اسراف و زياده‌روي در مصرف در ايران امروز از شكل يك ناهنجاري خارج شده و در قالب يك <رفتار اجتماعي> درآمده است. اصلاً اينطور نيست كه گمان كنيم فقط ثروتمندان و متمكنان مصرف بي‌رويه مي‌كنند (اسراف) يا منابع را به هدر مي‌دهند (تبذير) بلكه فقيرترين اقشار جامعه نيز ناخواسته، در حد خود، چنين مي‌كنند. ‌

همه ما مي‌شناسيم خانواده‌هاي فقيري كه چند سرعائله دارند و هر سال چندين گوني نان خشك تحويل نان خشكي محله مي‌دهند! لامپ‌ خانه‌شان را روشن مي‌گذارند تا دزد نيايد! يك فرش كهنه مندرس بي‌ارزش را با 2 هزار ليتر آب مي‌شويند. بخاري‌شان روشن است و پنجره نيمه‌باز! و...‌

اين وضع از نظر جامعه‌شناختي كاملاً نشان‌دهنده تبديل يك <ناهنجاري> به يك <رفتار اجتماعي> است. رفتاري كه عمومي شده، عرف شده و هرگز ديگر كار ناپسندي به نظر نمي‌آيد. بلكه خلاف آن، غيرطبيعي مي‌نمايد! در اين وضع اصطلاحاً مي‌گويند، اين رفتار به شكل يك فرهنگ درآمده است. البته يك رفتار به خودي خود، فرهنگ محسوب نمي‌شود بلكه به صورت جزئي از يك فرهنگ (خرده فرهنگ‌(
Sub Culture درمي‌آيد. تغيير اين فرهنگ كار بسيار دشواري است. نيازمند علم و عمل توامان است. كار فرهنگي كردن يعني، مجموعه‌اي از روش‌هاي علمي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را با تمام ظرفيت به خدمت گرفتن و لاينقطع و برنامه‌ريزي شده همه روش‌ها را همپاي هم پيش بردن براي تغيير يك فرهنگ غلط و جايگزين كردن فرهنگ درست. غلط است اگر بپنداريم كار فرهنگي اين است كه روزي 100 مرتبه در تلويزيون بگوئيم <مصرف بي رويه، كار خيلي بديه> و خوشحال باشيم كه كار فرهنگي كرده‌ايم غافل از اينكه تكرار بي‌برنامه يك شعار، پس از مدت كوتاهي آن را از حالت يك <معنا> خارج مي‌كند به شكل يك <صوت> در‌مي‌آيد و گوش نسبت به آن حساسيتش را از دست مي‌دهد. ضمن اينكه تا زماني كه افراد بدانند كه مصرف برايشان هزينه سنگيني ندارد و نبايد جوابگو باشند، لذت مصرف كردن را به خاطر منافعي بلند مدت و دوردست، از دست نمي‌دهند.

غلط است اگر گمان كنيم اگر در 13 روز نوروز در گوشه چپ يا راست تلويزيون بنويسيم <اصلاح الگوي مصرف> و از روز چهاردهم هم در بر همان پاشنه بگردد و در همين ايام نوروز زير آرم <اصلاح الگوي مصرف> صدها آگهي تبليغاتي مصرفي پخش كنيم كار فرهنگي كرده‌ايم.

كار فرهنگي فرايندي پيچيده است و ماهيتي كاملاً متفاوت و متمايز از شعار و ديوارنويسي دارد. كار فرهنگي يعني مجموعه عملياتي كه ابتدا توسط متفكران تهيه و نگاشته شود و آنگاه توسط همه نهادهاي اجرايي، فرهنگي، آموزشي و قضايي كشور در دوره زماني مشخص و تعريف شده‌اي اجرا شود به طوري كه پس از آن هر فرد، با همه وجود حس كند كه ضايع كردن منابع و دور ريختن آن، بواقع عملي به غايت زشت و شرم‌آور است در غير اين صورت تا زماني كه هزينه شستشوي خودرو يا فرش با آب تصفيه‌شده، ارزان تر از هزينه كارواش و قاليشويي درآيد و فرهنگي هم ساخته نشده باشد، در بر همين پاشنه خواهد چرخيد. فردا در اين باره بيشتر سخن خواهيم گفت.‌



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 8:30 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

* كساني كه زياد خرج مي‌كنند؛ نمي‌شود وقتي درآمد كم است، مثل وقتي كه درآمد زياد است خرج كنند؛ خطاب من در درجه اول به متمكنين است كه مي‌توانند مواد غذايي، امكانات زندگي و اقسام وسايل برقي و ماشين گرانقيمت تهيه كنند؛ اينجا دخل شخصي ملاك نيست؛ دخل كشور ملاك است. وقتي كه يك ملت درآمدش كم مي‌شود، بايد ملاحظه كنند

* بعضي از مردم قالي را براي تفاخر مي‌خواهند؛ اين تفاخر غلطي است كه ما بياييم يك كار هنري برجسته را كه بايد جلوي چشم باشد، بعنوان يك وسيله اعياني و اشرافي بكار ببريم  

اسراف در مصرف نان

* طبق بعضي از آمارها مقدار ضايعات نان ما برابر است با مقدار گندمي كه از خارج وارد كشور مي‌كنيم! همه اينها منكرات است. اميرالمؤمنين نهي از اينها را يكي از محورهاي اصلي توصيه‌هاي خود قرار داده است.

* زياده روي، زمان به زمان تفاوت مي‌كند؛ در امر لباس، در امر مسائل زندگي، در اتومبيل‌هاي گرانقيمت. چقدر مواد غذايي دور ريخته مي‌شود! خطاب اول ما به كساني است كه متمكنند؛ به آنها عرض مي‌كنيم كه كمتر خرج كنيد؛ اسراف نكنيد.

* منكراتي كه در سطح جامع وجود دارد بايد از آنها نهي كرد، از جمله: اتلاف منابع عمومي و حياتي، اتلاف برق و وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايي، آب و نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر ديني و منكر اقتصادي و اجتماعي است؛ نهي از اين منكر لازم است؛ هر كسي به هر طريقي كه مي‌تواند.

* در كشور ما، اسراف زياد مي‌شود! اسراف در نان، در آب و برق و مصالح ساختماني، اسراف در انواع كالاها، در اسباب بازي بچه و وسايل تجملاتي!

* ما وظيفه داريم كه زندگي خود را بر طبق دين و عقل سليم، تنظيم كنيم. اسراف در مواد غذايي و آب و نان، وسايل زندگي، زياد خريدن، زياد مصرف كردن و دور ريختن چيزهايي كه قابل استفاده است، تضييع نعمت خداست.

 

اسراف در لباس

* چقدر نان و غذاي طبخ شده و ميوه مصرف نشده ضايع مي‌شود؛ چقدر لباس چند برابر اندازه لازم خريداري مي‌شود و در صندوقها مي‌ماند، براي اينكه يك بار در مراسمي پوشيده شود! اينها اسراف است.

 

اسراف در مصرف دارو

* چقدر مواد دارويي غير لازم خريده شده، بدون مصرف باقي مي‌ماند! مواد اوليه و يا خود دارو را بايد از خارج بخرند، يا در داخل درست كنند؛ اينها سرمايه كشور است و از دست مي‌رود.

 

اسراف در تفريح

* كساني كه حتي در كارهاي تفنني و تفريحي خود اسراف مي‌كنند؛ خانواده‌اي كه مايلند مسافرتي بكنند؛ چرا به خارج از كشور مي‌روند؟! در اين كشور خيلي‌ها تفريح هم نمي‌توانند بكنند. بعضي تا دستشان به دهانشان مي‌رسد، براي تفريح به فلان كشور خارجي ـ كه نمي‌خواهم اسم بياورم ـ مي‌روند. اين همان اسرافي است كه حرام است.

 

اسراف در مصرف بنزين

ما در بنزين اسراف مي‌كنيم؛ كشوري كه توليد كننده نفت است، وارد كننده بنزين است! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين يا چيزهاي ديگر وارد كنيم؛ براي اينكه بخشي از ملت ما مي‌خواهند ريخت و پاش كنند؟!

 

اسراف در مصرف آب

* كنار گذاشتن اسراف در چيزهايي كه به نظر كوچك مي‌آيد؛ ضروري است، مثل اسراف در مصرف آب، امسال بارندگي كمتر بوده؛ اقتضا مي‌كند صرفه جويي بيشتر شود.

* يكي از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آب مصرف شرب در خانه‌ها بلكه آبياري كشاورزي ما هم از نوع مسرفانه است و آب را هدر مي‌دهيم.

* ايران كشور كم آبي است؛ در مصرف آب اسراف نكنيم؛ اما اگر با عقل و تدبير و روحيه‌ي خستگي ناپذير پيش برويم، با كار علمي و مدبرانه مي‌شود آبها را كه هرز مي‌رود، مهار كنيم و از آب موجود استفاده بهينه كرد.

* يكي از چيزهايي كه نتوانستيم اصلاح كنيم، مسئله اسراف است و يكي از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ كشور ما جزو مناطقي است كه از لحاظ آب غني نيست.

* در صورتي كه اسراف نكنيم و روش كار عاقلانه و درستي در پيش بگيريم، با همين آب موجود مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. اين وظيفه همه مردم ايران است.

 

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 9:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

* مصرف گرايي به صورت اسراف يكي از بيماريهاي خطرناك هر ملتي است. ما يك خرده به مصرف‌گرايي افراطي دچار هستيم.

* ما ملت ايران بايد اين جامه زشت و ناساز با اندام را از تنمان بيرون بياوريم. ما خيلي مصرف‌زده هستيم؛ مردم دست بدست دهند و اين قضيه را حل كنند. صدا و سيما هم نقش دارد.

* روش اسلامي تبيين است؛ تبيين‌ها موجب شد كه انقلاب اسلامي بر بسياري از پيش زمينه‌هاي تاريخي و تربيتهاي غلط فائق بيايد؛ البته بر بعضي هنوز فائق نيامديم. مثل مصرف‌گرايي و اسراف كه جزو ميراثهاي گذشته است. (كه آن انگيزه‌هاي ديگري دارد)

* اينكه مردم براي مسابقه اشرافيگري و تجمل پرستي، دلشان لك بزند؛ اين چيزي در درون ما و بسيار نامطلوب است.

* امروز مصرف گرايي و مسابقه تجمل پرستي و تلاش براي پول، طبقه جديدي درست كرده



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 9:32 PM
نظرات 4 | لینک مطلب



 
 




يکي از بخشهايي که در کشور ما سهم وسيعي از انرژي اتلافي را به خود اختصاص داده است ، بخش مصارف خانگي و تجاري است. همچنان که اشاره مي شود بيشترين سهم اتلاف انرژي در اين بخش به عدم آگاهي و رعايت نکردن نکات و موارد ساده اي است که متاسفانه عموم مردم هم بسادگي از کنار آن مي گذرند، در صورتي که مي توان به آساني و با رعايت و به کار بستن موارد مشروحه ذيل علاوه بر کمک به سبد اقتصادي خانواده ، سهم بسزايي نيز در کمک به اقتصاد ملي ايفا کنيم.اهم پيشنهادها و راهکارهاي علمي و عملي پيشنهادي براي اصلاح امور و بهينه سازي مصرف انرژي در اين بخش بدين شرح است :استفاده از ديوارهاي دوجداره به منظور جلوگيري از شارش گرما در ساختمان سازي - عايق بندي سقف و شيرواني ها به وسيله پوششهاي ضخيم متناسب - عايق بندي پلي استر در زير کف ساختمان ها- استفاده از پوکه هاي ساختماني و بتون هاي متخلخل - استفاده از مصالح ساختماني استاندارد- استفاده از نماي مناسب در ساختمان ها (به عنوان يک عايق حرارتي و برودتي مناسب نقش ايفا مي کند)- رنگ آميزي ساختمان با رنگهاي روشن - هماهنگي و همساز بودن طراحي و ساخت و سازها با شرايط اقليمي - بستن دريچه ها و کانال هاي کولر در زمستان (حدود 30 درصد از گرماي منازل از طريق کانال هاي کولر هدر مي روند)- استفاده از پنجره هاي دوجداره (بيشترين ميزان اتلاف انرژي در ساختمان ها از طريق پنجره هاست) پوشاندن منافذ و درزهاي در و پنجره ها به وسيله نوارها و درزگيرهاي سليکوني نصب فنر در بالاي درهايي که رو به فضاي آزاد باز مي شوند- استفاده از قابهاي پي.وي.سي و آلومينيومي مخصوص به جاي قابهاي معمولي آلومينيومي و آهني - نصب پرده هاي ضخيم و پرچين براي پنجره ها- ايجاد سايه بان براي پنجره هاي غربي و شرقي ساختمان ها- کاشتن درختان سايه دار در مناطق گرمسير- استفاده از عايقهاي حرارتي از قبيل پشم شيشه و پشم و سنگ به دور مخازن و لوله کشي ها- نصب ترموستات روي وسايل سرمايشي و گرمايشي به منظور تامين دماي مطلوب و مورد نياز-انتخاب شعله متناسب با اندازه ظروف به هنگام آشپزي - استفاده از شعله پخش کن روي شعله چراغ گاز به منظور پخش وسيع گرما و جلوگيري از متمرکز شدن آن - بستن در پوش ظروف به هنگام پخت وپز- استفاده از قابلمه هايي که ترجيحا جنس آنها از آلومينيوم ، مس ، آهن يا ترکيبات اين چنيني است (به علت رسانايي زياد اين مواد)- استفاده از وسايل و تجهيزات دارنده برچسب مصرف انرژي - چک کردن سيم کشي داخلي ساختمان ها به صورت دوره اي (حداقل سالي دوبار)- جايگزين کردن لامپهاي کم مصرف به جاي لامپهاي معمولي - خاموش کردن لامپهاي اضافي و وسايل برقي پر مصرف در ساعات اوج مصرف - عدم روشنايي تجملي و فضاهاي بيهوده - تميز کردن حباب لامپها و شيشه هاي منعکس کننده نور- استفاده از پوششهاي شيشه اي مناسب (مثل پوشش شيشه اي تخت به جاي مشجر)- استفاده از نور طبيعي ، زماني که به نور زياد نياز نداريم - جلوگيري از آلودگي هاي نوري - بهره مندي وسايل خنک کننده و برودتي از فضا و فاصله مناسب در اطراف خود- قرار دادن يخچال و فريزرها در مکاني مناسب ، سايه دار و بدون تابش خورشيد- تنظيم ترموستات يخچال و فريزرها روي دماي مناسب - پاک کردن يخ و برفک يخچال ها - جلوگيري از باز و بسته کردن بي رويه در يخچال ها - اطلاع از سالم بودن درزگيرهاي فريزر و يخچال ها- کامل بودن ظرفيت مخزن لباس ، هنگام کار با ماشين لباسشويي - استفاده از نور معمولي به جاي خشک کردن لباس يا توسط خشک کن لباسشويي - پوشيدن لباسهاي ضخيم در زمستان و لباسهاي نازک در تابستان



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 5:59 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

 

نقش زمان و عرف را  در تعیین مصادیق اسراف نباید از نظر دور داشت. به عبارت دیگر، اوضاع و احوال اقتصادی زمان، عنصر تعیین‌کننده‌ای در ترسیم اسراف و تبیین حد و مرز آن با ضرورت‌های زندگی است. مثلاً در زمان امام علی(ع) چه بسا نوع خاصی از پوشش، اسراف به حساب می‌آمد، در حالی که همان پوشش در زمان امام صادق(ع) نه تنها اسراف قلمداد نمی‌گردید؛ بلکه از حد عرف افراد معمولی نیز پایین‌تر بود. در این زمینه نیز سطح زندگی عموم افراد جامعه میزان و شاخص تعیین‌کننده‌ای است. حکایت زیر، گویای همین نکته است:

در زمان رسول خدا(ص) و امام علی(ع) عموم مردم در فقر و بی‌نوایی زندگی می‌کردند، در حالی که از زمان امام سجاد(ع) به بعد، اوضاع اقتصادی مسلمانان رونق قابل ملاحظه‌ای یافت. به اقتضای این پیشرفت اقتصادی، تغییری در نحوة زندگی و خوراک و پوشاک ائمه(ع) نیز پیش آمد. لذا برخی افراد ظاهربین از این بزرگواران سؤال می‌کردند که چرا لباس‌های فاخر پوشیده‌اند، در حالی که اجدادشان چنین لباس‌هایی نمی‌پوشیدند. جواب آن‌ها این بود که در زمان رسول اکرم(ص) و امام علی(ع) فقر و بی‌نوایی عمومیت داشت و پوشش مناسب زمان آنان، همان بود که آن‌ها می‌پوشیدند، در حالی که در شرایط فعلی، وضع اقتصادی عموم جامعه در سطحی است که هرگاه لباس‌هایی هم‌چون لباس‌ اجدادمان بپوشیم، چه بسا مورد اهانت قرار بگیریم.

براین اساس، نمی‌توان شرایط زمانی و سطح عرف و معمول جامعه را به عنوان شاخصی برای تعیین حد و مرز اسراف نادیده انگاشت. این شاخص در مرکب،‌ خانه و سایر لوازم نیز تعیین‌ کننده است؛ اما بایستی متوجه بود که در مورد این شاخص، یعنی سطح اقتصادی عموم جامعه، مصادرة‌ به مطلوب و تفسیر به رأی صورت نگیرد؛ زیرا در این صورت به جای آنکه سطح اقتصادی متوسط افراد جامعه در نظر گرفته شود، یکی‌دو پله بالاتر می‌رویم. در این صورت غلتیدن در اسراف آن هم ناخواسته و البته براساس سهل‌انگاری دور از دسترس نیست.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 6 اسفند 1388  ساعت 10:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

* اگر دلهاي حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و خودرأيي و استكبار، جزو لوازم حتمي زمامداري آنها محسوب نمي‌شود.

* خوب بودن معناي پيچيده‌يي ندارد؛ بايد با تقوا باشيم، دروغ نگوييم، غيبت نكنيم، به مال دنيا حرص نزنيم و اهل تجمل و تشريفات و اسراف و بدخواهي نباشيم.

* ما اگر شعار مي‌دهيم كه جامعه بايد مصرف گرايي را كنار بگذارد و خود را از چيزهايي كه در فرهنگ غربي ترويج مي‌شود، رها كند، عمل به آن، متوقف به عمل ماست؛ مگر مي‌شود خود ما دچار انواع تشريفات و تجملات باشيم، اما از مردم توقع داشته باشيم كه تجملاتي نباشد؟

* سنتهاي طاغوتي و رغبت به احياي آنها و بي‌اعتنايي به ارزشهاي اسلامي و انقلابي، دل را مي‌ميراند.

* مسئولان نظام، مراقب باشند كه از عوارض بيماري همه‌گير كارگزاران در نظامهاي طاغوتي (بيماري‌هاي رفاه‌زدگي، عشرت‌طلبي، فساد مالي و اداري، تكبر و دوري از مردم) خود را با وسواس دور نگهدارند؛ ابتلاي به آن، مانند موريانه پايه‌هاي نظام را سست مي‌كند.

* اميرالمؤمنين مي‌گويد زندگي بايد به سمت زهد برود؛ ما بايد به سمت زهد برويم؛ نمي‌گوييم زهدهاي آنچناني كه متعلق به اولياء الله است؛ نه. مسئولان درجه يك و درجه دو و درجات بعد هم بايد در حد خود زهد داشته باشند؛ بعد هم عامه مردم. در جمهوري اسلامي، اگر زندگي به سمت اشرافيگري برود، بلاشك اين انحراف است.

* اگر مسئولي در امر بيت المال اسراف بورزد، يا آن را در مصارف شخصي و يا براي دوستان و نزديكان خود مصرف كند، اين، تخلف از «عدل» است.

* بيت المال بايد در مصارف عمومي و در همان طريق و بخشهايي كه قانوناً معين شده، مصرف شود؛ اين، راه تقسيم عادلانه بيت المال است.

* نمايندگي مجلس در جمهوري اسلامي بايد به چشم يك وظيفه محض تلقي شود نه اينكه فرصتي براي تهيه لوازم رفاه شخصي، ‌تشريفات، اسرافها و تجملات، تلقي كنيم.

* همه چيز بايد از روي حقّ، از روي حساب و با روحيه بي‌اعتنايي به زخارف دنيا باشد. اگر چنين شد؛ حركت را آسان خواهد كرد.

* كساني كه اموال عمومي را مصرف مي‌كنند؛ مانند كساني كه اموال خود را بي‌حساب و كتاب خرج مي‌كنند؛ نبايد زيادي مصرف كنند.

* من از مسئولين مي‌خواهم، جداً در زمينه مصرف اموال عمومي؛

1. در جاهايي كه اولويت ندارد؛ (ولو مورد نياز باشد، اما نياز درجه يك نيست) خودداري كنند.

2. آنجايي كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بي‌اولويت، خودداري كنيد.

3. آنجايي كه حاجت نيست، حتماً مصرف نشود.

4. آنجايي كه حاجت هست، اما حاجت بالاتري نيز هست؛ آنجا هم مصرف نشود.

(و اين امكان مالي در حاجت بالاتر مصرف گردد).

* شما مسئولان درجه يك كشور، جزو قشرهاي متوسط مردميد و خوي و خصلت اشرافي و دوري از مردم نداريد. اين نعمت بزرگي است كه بايد آن را حفظ كنيد.

* اميدوارم مسئولين كشور نسبت به اين قضيه اهتمام ورزند؛ مسئولين فرهنگي، اهتمام فرهنگي و مسئولين اقتصادي و اداري و دولتي و اجرايي، اهتمام اجرايي ورزند.

* برادران و خواهران نماينده را توصيه مي‌كنم به رعايت تقوا و روي آوردن به عبادت و معنويت و بي‌اعتنايي به زخارف دنيا، و حذب كردن از تكبر و غفلت و اسراف و انحراف.

* اسراف مسئولان دولتي، از اسراف مردم عادي مضرتر است؛ زيرا اين اسراف در «بيت المال» است.

* اشرافيگري براي يك كشور آفت است و اشرافيگري مسئولان، آفت مضاعف؛ بخاطر اينكه اشراف، از مال خودشان اشرافيگري مي‌كنند؛ اما اگر مسئولان اشرافيگري كنند، از مال مردم خرج مي‌كنند.

* دوري از اسراف و تجمل در سطح زمامداران ارزش است. البته تجمل و اسراف در همه جا بد است؛ نظام اسلامي بر اساس اين ارزش بوجود آمد كه چنين چيزي نباشد.

* وظيفه آقايان است كه براي گردآوري، نگهداري و هزينه كردن بجا و مناسب اموال (ستاد اجرايي فرمان امام) تدبير لازم را طبق شرح وظايفي كه در اساسنامه تصريح شده بينديشند؛ بطوريكه بيت المال مورد اهمال يا اسراف قرار نگيرد.

* كشور ما، كشور ثروتمندي است و مي‌تواند به غير از زمان حال، زمان آينده را هم تأمين نمايد؛ مشروط بر اينكه «اسراف» نشود.

* من همه (مسئولان و آحاد مردم) را به رعايت منابع مالي كشور توصيه مي‌كنم.

1. توصيه اول من، مبارزه با اسراف در اموال عمومي و اموال شخصي است؛ چون اموال شخصي هم، به نحوي به اموال عمومي برمي‌گردد.

2. مسئولان دولتي بايد براي مبارزه با اسراف برنامه‌ريزي انجام دهند.

3. «موارد ثروت» به شكل صحيح مورد ملاحظه قرار گيرد.

4. اسراف از نظر شرعي، گناه و حرام محسوب مي‌شود. از نظر عقلاني و اداره كشور هم، يك كار ممنوع است.

5. اسراف در ثروت عمومي، منابع طبيعي و نيروي انساني كشور و در آنچه كه با زحمت بدست مي‌آيد؛ اسراف در نان و آب و انرژي، بد است. اسراف، نقطه مقابل «انضباط» است. (1/1/75)

6. مسئولان كشور، راه صرفه جويي و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند. (1/1/76)

7. مسئولين فهرستي از موارد صرفه جويي و اسراف درست كنند و به مردم تعليم دهند كه چگونه صرفه‌جويي كنند و توقع داريم كه مردم، توجه و دنبال كنند.

* امروز هزينه كردن پول و اعتبارات كشور در جاهاي غير لازم و تشريفاتي حرام است؛ پرداختن به كارهايي كه به جنبه‌هاي عملي زندگي مردم ارتباط ندارد؛ يك كار مسرفانه است. (11/2/81)

* بنده اصرار ندارم به كساني كه با ما كار مي‌كنند بگويم بايد حتماً در وضع زاهدانه‌اي زندگي كنيد؛ نه، زندگي معمولي، اما اگر تشريفاتي زندگي كنند، به آنها تذكر مي‌دهيم. بين زاهدانه و تشريفاتي زندگي كردن فاصله است و حد وسطي وجود دارد. (22/2/82)

* پيوند حقيقي با مردم، مستلزم حضور در ميان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگي است. ساده زيستي و پرهيز از اسراف و پرهيز از هزينه كردن بيت المال در امور شخصي و غير ضروري، شرط لازم براي حفظ اين پيوند است. (6/3/83)

* ترويج فرهنگ اشرافيگري و تجمل و سفرهاي پرهزينه و بيهوده‌ي خارجي از كيسه مردم، دور از شأن نمايندگي و عامل گسيخته شدن پيوند نماينده با مردم است. (6/3/83)

* توقع نداريم كه نمايندگان مجلس زهد به خرج دهند؛ ما مي‌گوييم زياده‌روي و اسراف نشود و كارهاي بي‌قاعده و خرجهاي بي‌خود انجام نگيرد. (27/3/83)

* اجتناب از اسراف و ريخت و پاش جزو برنامه‌هاي بسيار خوب شماهاست. (6/6/85)

* امروز موج ضد ارزش كردن اشرافيگري، وجود دارد و دولت و مسئولين دولتي ساده زيستند. (24/9/87)

* تجمل و اشرافيگري و «اسراف» بلاي بزرگي است؛ ريشه كن كردن آن از جامعه، با حرف نمي‌شود. (2/6/87)

* «ساده زيستي» آقاي رئيس جمهور برجسته و با ارزش است. (2/6/87)

* نمود اشرافيگري در مسئولان بالاي كشور از جمله چيزهايي است كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مي‌كند؛ از اين اجتناب كنيد. (5/6/80)

* جمهوري اسلامي، امانت تاريخي انبياي عظام الهي است. اين را بايد حفظ كنيد؛ اين ميسر نيست مگر با حفظ نفس. ثروت و تجمل و متاع دنيا خيلي بي ارزش‌تر از آن است كه انسان به خاطر آنها بنيه معنوي خود را ضعيف كند و حمل اين بار را به خطر بيندازد. (15/10/73)

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در یک شنبه 2 اسفند 1388  ساعت 10:25 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




 



مصرف‌گرايي را يكي از عواقب و نتايج توسعه است. اگر توسعه و شرايط نظام‌هاي توسعه يافته را بپذيريم، مصرف‌گرايي هم جزيي از آن است و نمي‌توان آن را انكار كرد. البته انتظار مي‌رود رسانه‌ها نسبت به عواقب مصرف‌گرايي آگاه باشند و براي جلوگيري از عواقب سوء آن تلاش كنند.
نمي‌توان اهميت تبليغات را براي رسانه‌هاي داخلي ناديده گرفت. به هر حال آگهي‌هاي تجاري منبع درآمد خوبي براي رسانه‌ها هستند كه با حذف آنها عملكرد و قدرت رسانه‌ها در ساير حوزه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و...نيز كاهش مي‌يابد. از سوي ديگر نبايد فراموش كرد كه آگهي‌هاي تجاري ممكن است به نوعي مروج مصرف‌گرايي باشند. بنابراين حذف آگهي‌ها براي رسانه نتايج خوبي در بر ندارد و فقط بايد با راهكارهايي پخش آنها را نظارت كرد يا با برنامه‌هاي جداگانه و خاص ديگر اثرات منفي تبليغات را خنثي كرد. به‌نظر مي‌رسد مدتي است در برنامه‌هاي صدا و سيما تلاش‌هايي در زمينه كاهش اثرات منفي آگهي‌ها انجام مي‌شود و سمت و سويي در جهت كاهش مصرف‌گرايي صورت گرفته كه به‌زودي نتايج آن را خواهيم ديد.
ارزش‌هايي همخوان با مصرف گرايي
دكتر عبدالله‌گيويان، استاد دانشكده صدا و سيما درباره ترويج مصرف‌گرايي در برنامه‌ها و آگهي‌هاي تلويزيوني معتقد است: نمي‌توان انكار كرد كه رسانه تلويزيون در حال حاضر مصرف بيشتر را تبليغ مي‌كند. اما بايد اين موضوع را با توجه به شرايط اجتماعي در نظر گرفت. در حقيقت بايد ديد كه چه عواملي در منظومه‌اي از ارزش‌هاي فرهنگي وجود دارد كه باعث ترويج مصرف‌گرايي مي‌شود؟
وي معتقد است كه تلويزيون آنچه در جامعه وجود دارد را بازنمايي مي‌كند. وي مي‌افزايد: رسانه‌هاي ملي و كارمندان آن از مريخ نيامده‌اند. آنها نيز همچون ساير افراد جامعه زندگي كرده و با ارزش‌هاي حاكم آشنا هستند. برنامه‌هاي اين افراد بازتاب شرايط موجود در جامعه است. واقعيت اين است كه در جامعه ما مصرف‌گرايي رواج يافته و تلويزيون هم دانسته يا نادانسته آن را به مردم برمي‌گرداند.
گيويان با بيان اينكه گاه رسانه‌ها برخي ارزش‌ها را به شكل خاص ترويج مي‌دهند، درباره اصلاح اين روش ترويج مي‌گويد: ممكن است رسانه‌ها بدون برنامه‌ريزي و تنها آنچه را كه در جامعه وجود دارد بازتاب دهند اما گاه مي‌بينيم كه رسانه‌ها و به‌ويژه تلويزيون ارزش يا ارزش‌هاي خاصي را بيش از بقيه مورد توجه قرار داده و برنامه‌هايي را براساس آنها مي‌سازد كه اين ارزش‌ها در اغلب موارد با مصرف‌گرايي همخواني دارند.
وي پيشنهاد مي‌دهد: بايد ببينيم كه آيا مي‌توانيم از نظر فرهنگي به يك وفاق برسيم و الگوي صحيح مصرف را پيدا كنيم؟ اين امر بدون حمايت رسانه‌ها و به‌ويژه رسانه پرمخاطب تلويزيون امكانپذير نيست؛ چون در شكل آرماني رسانه‌ها مشوق مصرف نيستند و صرفا اطلاع‌رساني مي‌كنند. اما واقعيت اين است كه از اين شكل آرماني فاصله گرفته‌ايم.
گيويان درباره آگهي‌هاي بازرگاني نيز معتقد است: حضور تبليغات بخشي از مصرف‌گرايي است. به اين معنا كه آگهي‌ها سعي دارند كالا يا خدمتي را براي مخاطب مهم جلوه دهند اما به روشني نمي‌توان گفت كه آيا بايد اين فضاي تبليغي صرف را نيز با توجه به الگوهاي درست مصرف تلطيف كرد يا خير؟ چون آگهي‌دهنده براي معرفي محصول خود ناچار است از ابزاري استفاده كند كه مخاطب به خريد كالا يا استفاده از آن ترغيب شود و نمي‌توان او را از اين كار منع كرد.
وي در ادامه به مسئوليت رسانه‌ها اشاره كرده و مي‌گويد: در شرايط موجود مسئوليت رسانه بيشتر است. رسانه بايد در كنار پخش آگهي‌ها فعاليت‌هاي فرهنگي داشته باشد كه با كمك آنها در مخاطب يك سري ارزش و فضيلت اخلاقي دروني شود؛ ارزش‌ها و فضايلي كه در مقابل پيام‌ها بازرگاني باشد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 9:54 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 



 محدود كردن بيش از حدّ مصرف يا سخت گيرى در هزينه زندگى و مخارج است كه از نظر قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام)مورد نكوهش است; زيرا اسراف افراط، ولى سخت گيرى تفريط در بهره بردارى از نعمت ها و امكانات محسوب گشته، هر دو انحراف از روش منطقى و معقول (اعتدال در مصرف و هزينه ها) مى باشد. سخت گيرى گاهى نسبت به خود افراد خانواده اِعمال مى گردد كه مى توان آن را ناشى از بخل شديد و حرص و طمع زياد بر جمع مال و ثروت دانست و نشانه كوته نظرى و پستى يك فرد است كه استفاده از نعمت ها و امكانات الهى را نسبت به خود و يا خانواده اش دريغ داشته باشد و يا بر آن ها سخت گيرى كند.

سخن ارزشمند هشتمين پيشواى معصوم، حضرت رضا(عليه السلام)، ناظر به اين قسم از سخت گيرى و اِعمال محدوديت است; آن جا كه مى فرمايد: "شايسته است كه مرد در زندگى خود توسعه و گشايش ايجاد كند (در مقابل سخت گيرى) تا آرزوى مرگ او را نكنند. "60

نوع دوم از سخت گيرى و اعمال محدوديت آن است كه فرد با داشتن امكانات و نعمت هاى فراوان، فقط به فكر خود و افراد خانواده اش باشد و زمينه استفاده از نعمت ها و برخوردارى از مصارف ضرورى و حياتى را براى فقرا و محرومان جامعه فراهم نكند و روشن است كسى كه در هزينه هاى زندگى خود سخت گيرى كند، نسبت به افراد بى بضاعت و محروم در جامعه نيز بى اعتنا خواهد بود.


سپاس گزارى

از ويژگى هاى انسان، سپاس گزارى در مقابل احسان به نيكى و محبت ديگران است، به گونه اى كه فطرت سالم يك انسان عاقل اقتضا دارد كه حتى در مقابل لطف و محبت زبانى ديگران نيز خاضع گشته و در مقابل، سپاس گزارى كند و اگر در توان داشته باشد، بهتر و برتر از طرف مقابل آن را جبران كند.

با اين مقدّمه، اگر انسان توجه كند كه هر چه را از انواع نعمت هاى مادى و معنوى بهره مند است، خداوند قادر و حكيم و توانا به او عنايت كرده و لطف و رأفت او بر همه انسان ها، حتى افراد بى ايمان و پست و شرور در اين جهان، نيز جارى است، در مقابل، او تا چه حد بايد شاكر و سپاسگزار باشد. روشن است كه شكر و سپاس به درگاه الهى، كه بى نياز از همه مخلوقات بوده و سرچشمه همه كمالات و فيوضات است، با تشكر از ديگران تفاوت دارد; زيرا ما نمى توانيم الطاف الهى را با جبران محبت همانند تشكر زبانى و عملى كه در مقابل اشخاص داريم جبران كنيم، بلكه بهترين راه آن است كه طريق شكرگزارى را از وحى و سخنان اولياى الهى و امامان معصوم(عليهم السلام) بياموزيم.

امام صادق(عليه السلام) در روايتى مى فرمايد: "شكر نعمت، خوددارى از گناهان و معاصى است و شكر كامل (يا تكميل شكر) به اين است كه فرد "الحمدلله رب العالمين " بگويد. "61

پس لازمه شكر الهى استفاده نكردن از نعمت ها در راه نافرمانى حق تعالى است. در نتيجه، از مصرف بى مورد (اسراف و تبذير) مى توان به عنوان كفران ناسپاسى نعمت ياد كرد. روشن است كه قسمت اول روايت بيانگر مرتبه شكر عملى (استفاده صحيح از نعمت هاى الهى) است و ما با انجام عباداتى كه در اسلام به عنوان تكاليف واجب بر هر مسلمانى فرض گرديده، موظّف به انجام مرتبه اى ديگر از شكر (شكر زبانى) نيز هستيم كه در ذيل روايت مزبور اين مرتبه از شكر نيز بيان گرديد.

برخى از آيات قرآن كريم مقتضاى ايمان به خدا و بندگى او را شكر به درگاه الهى مى دانند.62 برخى ديگر با بيان هاى گوناگون به شكر و سپاس گزارى در مقابل آفريننده نعمت ها توصيه و تشويق مى نمايند.63

مرحوم علامه طباطبائى درباره حقيقت شكر و انواع آن مى نويسد: حقيقت شكر اظهار نعمت است، و اظهار نعمت به اين است كه انسان نعمت را در جايى كه آفريننده و عطاكننده نعمت اراده فرموده (رضايت دارد) به كار گيرد و مرتبه ديگرى از شكر اين است كه به زبان از دهنده نعمت ياد كند كه در اصطلاح، آن را "ثنا " مى نامند و به اين است كه انسان همواره در دل به يادِ دهنده نعمت باشد و به هنگام استفاده از نعمت، با ياد او از مواضعى كه منعم تعيين كرده است، تجاوز نكند.64

بنابراين، مى توان گفت: استفاده معقول و بهينه از نعمت هاى الهى و مصرف آن ها با رعايت اعتدال و دورى از اسراف و تبذير و رعايت حدودى كه خداوند متعال تعيين نموده، همه از لوازم شكر به درگاه خداوند متعال هستند. از اين رو، برخى از آيات پس از برشمردن برخى نعمت ها مى فرمايند: "افلا يشكرون " و يا انسان را به دليل ناسپاسى كردن و كفران نعمت هاى الهى و تجاوز از حدود و مقررات، مورد سرزنش قرار داده، عواقب آن را متذكر مى گردند.65

از مجموع آياتى كه انسان را به شكر و سپاس گزارى به درگاه الهى تشويق و توصيه مى نمايند، مى توان استفاده كرد كه مصرف كل جامعه اسلامى بايد جهت خاص خود را پيدا كند; به اين معنا كه هدف صرفاً رفع نيازهاى مادى نباشد، بلكه در جهت رسيدن به اين هدف، حدود الهى نيز رعايت گردند، به گونه اى كه افراد جامعه با استفاده بجا و صحيح از نعمت هاى الهى، در عمل، به درگاه خداوند متعال شاكر بوده و بر شكر و سپاس زبانى، كه خود بخشى از عبادت و بندگى حق تعالى است، قدرت و توفيق يابند. البته اين كه انسان توجه به منعم حقيقى (خداوند متعال) داشته باشد و بداند نعمت از اوست مرتبه اى از شكر مى باشد كه در برخى از روايات معصومان(عليهم السلام)نيز بيان گرديده،66 ولى بحث حاضر ناظر به مرتبه شكر عملى است.



ديگرگرايى و رعايت ارزش ها

يكى ديگر از ويژگى هاى الگوى مطلوب براى مصرف از نظر اسلام، اين است كه مصرف كننده مسلمان تنها به فكر تأمين نيازهاى خود و خانواده اش نباشد، بلكه همراه با تعقيب هدف مذكور، تا حد توان در فكر محرومان و افراد بى بضاعت جامعه نيز باشد; زيرا در غير اين صورت، فرد مذكور روحيه خودخواهى و كبر و غرور پيدا مى كند و از سوى ديگر، حرص و بخل به او اجازه نمى دهند مازاد نياز خود را در راه رفع احتياجات ضرورى و حياتى ديگر افراد جامعه به كار گيرد و با اين كار، روحيه ايثار و فداكارى و ديگر كمالات انسانى را در خود پرورش دهد و خود را از دايره تنگ ماديات برهاند و به سوى عالم معنا و قرب و نزديكى به حق تعالى حركت كند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:19 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 



مصرف گرايي، اسطوره اي است كه فرد را با مصرف كردن خشنود مي كند و حس يكپارچه بودن با ديگران را به او مي بخشد. جملات تبليغي به شكلي جذاب، جانشين ايده آل هاي مصرف كننده براي تجربه هاي هنري، مذهبي و خانوادگي مي شود و پيچ و تاب هاي دست كاري شده توسط رسانه ها در نقاب اجتماعي را جايگزين ارزش هاي معنوي مي كند.

در طليعه ظهور قرن بيستم، كم كم توليدكنندگان و شركت ها و امپراطوري هاي تجاري كه گستره خود را به كشورهاي ديگر نيز كشانده بودند، به اين نتيجه رسيدند كه براي بهره برداري بيشتر و مناسب تر از توان فراوان سازمان هايشان كه روزبه روز به آن افزوده مي شد، راهي جز مصرف انبوه وجود ندارد. دنيا، دنياي مبارزه بر سر تصاحب بازارها است و بايد براي سود بيشتر به بازارهاي سرزمين هاي دور روي آورد.
چنان كه تاريخ نشان مي دهد، در ابتدا اين كار با نيروي نظامي و فتح سرزمين هاي غرب و شرق كره زمين صورت مي گرفت ولي در شرايط كنوني، حملات نظامي تا حدودي محدود شده و غربي ها راه چاره را افزايش مصرف عمومي و فراهم كردن رفاه براي همه دانسته اند و برآنند تا به طور روزافزون، روش هايي را بيابند كه ضمن استفاده عموم از مصرف زياد در تمام زمينه ها، چرخ سودآوري ماشين هاي صنعتي از كار نيافتد و همواره به گردش خود به گونه اي فزاينده ادامه دهد.
در اين ميان تبليغ كالاهاي تجاري به يكي از ساده ترين و سريع ترين روش ها در اكثر شركت هاي بزرگ دنيا تبديل شده است. تلويزيون و رسانه را نيز مي توان مهم ترين ابزار اين روش دانست. تنها اين وسيله است كه مي تواند پيام صاحبان شركت هاي توليدي را به طور گسترده به درون خانه هاي مردم در سراسر جهان ببرد. اين رسانه در حقيقت به عنوان فرد سوم اين خانواده ها در نقش ميهماني ناخوانده كم كم رأي اعضاي خانواده را از روي پدر خانواده برمي گرداند و به سوي افكار منتشر شده از سوي خود جلب مي كند.
مصرف گرايي، اسطوره اي است كه فرد را با مصرف كردن خشنود مي كند و حس يكپارچه بودن با ديگران را به او مي بخشد. جملات تبليغي به شكلي جذاب، جانشين ايده آل هاي مصرف كننده براي تجربه هاي هنري، مذهبي و خانوادگي مي شود و پيچ و تاب هاي دست كاري شده توسط رسانه ها در نقاب اجتماعي را جايگزين ارزش هاي معنوي مي كند. تلويزيون نه براي سرگرم كردن ما كه براي فروش كالاها به ماست كه به وجود آمده و كار بيشتر كساني كه در شبكه هاي تلويزيوني كار مي كنند، جلب توجه مردم است و البته تداوم اين جلب توجه تا جايي كه بتوانند كالايي را تبليغ كنند.
روزگاري تبليغات چي ها كودكان را به عنوان يك گروه جمعيتي، ناديده مي گرفتند اما امروزه كودكان و نوجوانان نيز يكي از گروه هاي هدف اين رسانه ها هستند؛ چراكه آن ها قدرت خرج كردن دارند. درآمدهاي قابل خرج آن ها بسيار هنگفت است. آن ها در بزرگسالي در زمره مصرف كنندگان درخواهند آمد و هزينه هايي كه صرف برنامه ريزي ذهن و نگرش آن ها مي شود، بعدها جواب مي دهد! آن ها بر تصميمات والدين خود براي خريد كالاها تأثير مي گذارند، زيرا براي واداشتن يا ترغيب والدينشان به خريد كالاها و خدماتي خاص، شگردهاي بسياري دارند. كودكان در ازاي هر پنج ساعت تماشاي برنامه تلويزيون هاي تجاري، يك ساعت آگهي تجاري تماشا مي كنند. درواقع ما كودكان مان را به دست شركت هاي تبليغاتي سپرده ايم تا آن ها را متقاعد كنند كه گرسنه، خسته، زشت و نامحبوب هستند و براي تغيير اين وضع، بايد پول خرج كنند.
آمريكا با افراشتن آنتن هاي متعدد راديويي و تلويزيوني بدون هيچ نيازي به مداخله نظامي مي تواند در جامعه كمونيستي اروپاي شرقي نفوذ كند و كوكاكولا را درحالي سر ميزهاي خانواده هاي آلماني اي مهمان كند كه شايد چند سال پيش فرزندان و شوهران خود را در جنگ جهاني دوم در جنگ با متفقين ازدست داده اند. اين پيشروي تا آن جا ادامه يافت كه پس از گذشت دو سه دهه، در اواخر دهه هفتاد ميلادي در مسكو نيزشعبه هايي از مك دونالد و مرغ كنتاكي تأسيس شد و مشتريان در آن جا با ولع به دنبال صرف غذا همراه با نوشيدني هايي چون كوكاكولا بودند. امروز شايد اطلاعات، گران بهاترين چيز براي همه باشد. با اطلاعات و كنترل آن مي توان به همه چيز دست يافت. برخي نظريه پردازان ارتباطات بيان كرده اند: امروز جهان در دست كسي است كه رسانه ها را در اختيار دارد. به اعتقاد گردانندگان اصلي صنعت رسانه ها، چند مؤسسه بزرگ، نه تنها رسانه هاي مهم همگاني آمريكا، بلكه جهان را تحت كنترل خود درخواهند آورد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:11 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




 

همه ساله هنگام تحويل سال نو، ملت ايران اسلامي پاي سفره هاي هفت سين بي صبرانه منتظر شنيدن پيام هاي دلنشين محبوب دلشان، رهبر عزيز انقلاب اسلامي هستند، تا سال نو را با شنيدن پيام نو ايشان آغاز كنند، و چراغ فروزاني را كه رهبر آگاه و بيدارشان فرا راه آنان روشن نموده، و آنچه را كه بايد در سال جديد مدنظر قرار دهند، بشنوند و بكار بندند. مقام عظماي ولايت باتوجه به اشراف و اطلاع گسترده و عميق شان نسبت به امور جامعه، اعم از مسائل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و امور جاري بين المللي، توصيه هاي لازم را به مسئولين و مردم بيان مي فرمايند؛ به نقاط ضعف و قوت جامعه اشاره فرموده، نقشه هاي دشمنان داخلي و خارجي را گوشزد نموده، و راههاي برون رفت از بحران ها و مشكلات را مشخص مي كنند، و آن سال جديد را به عنوان الگوي رفتاري و شعار عملي جامعه به نامي و شعاري موسوم مي نمايند، تا همه ي آحاد جامعه، اعم از مسئولين و مردم، آن را سرلوحه رفتارها و برنامه هاي خود قرار دهند، از سردرگمي و ندانم كاري پرهيز نموده و به سوي عزت و استقلال و رفاه عمومي پيش روند. اين سنت حسنأ پيام هاي نوروزي از زمان امام راحل در زمان حيات شريفشان در طول يازده سال رهبري انقلاب اسلامي بوده و پس از ايشان، در طول بيست سال تاكنون توسط خلف صالح ايشان و نائب بر حق امام زمان(عج) ادامه يافته و ان شاءالله تا ظهور منجي عالم بشريت حضرت مهدي(عج) ادامه خواهد داشت، به اميد روزي كه پيام هاي نوروزي را از زبان مبارك آن حضرت و آن گل بهاري عالم وجود، بشنويم و ببينيم. اين مجموعه نوشتاري حاضر، به بهانه سال 1388 كه از طرف رهبر عزيزمان، سال «اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها» نام گرفته، بر آن شدم كه در ميان پيام هاي نوروزي آن رهبر فرزانه آنچه را كه درباره اين موضوع بسيار مهم، تذكر داده اند، جمع آوري نموده، تا معلوم شود كه چقدر اين موضوع براي ايشان حائز اهميت بوده است و بتوانيم يك قدمي در راه عملي شدن اين توصيه مهم، برداريم. مضافاً بر اين كه ايشان در فرمايشات و سخنراني هاي ديگر (غير از پيام هاي نوروزي) به مسئله پرهيز از اسراف و توجه به قناعت (نه رياضت) بارها تأكيد فرموده اند، كه ما آنها را در اين نوشتار نياورديم. و صد البته واضح و روشن است كه شعار و نام هر سال، مختص به همان سال نيست، بلكه بايد همه ساله به آنها توجه كرد. لكن در آن سال مورد نظر، توجه مضاعف را مي طلبد، تا از حالت غفلت و بي اعتنايي نسبت به آن موضوع، بيرون آمده و برنامه ها و رفتارهاي خود را براساس آن پايه ريزي كنيم. اميدواريم كه بتوانيم در راه اطاعت از فرامين مقام عظماي ولايت، براي دستيابي بيشتر به عزت و اقتدار و سربلندي ايران اسلامي، نهايت تلاش و توان خود را بكار بنديم.
بطور كلي اصلاح الگوي مصرف در پيام هاي نوروزي مقام معظم رهبري در سال هاي 1371، 1374، 1375، 1376، 1377 و 1388 به خوبي مشاهده مي شود كه به چند نمونه از آن مي پردازيم.

سال 1371 جلوگيري از اسراف
« من به خصوص توصيه مي كنم كه مردم از اسراف، چه در ايام عيد و چه در طول سال آينده، و به ويژه در مراسمي كه معمولا در آنها دچار اسراف مي شوند، خودداري كنند. مصرف بي رويه و زياد، قاعدتاً از سوي قشرهاي مرفه انجام مي گيرد. چون قشرهاي ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفي كه از سوي يك قشر انجام مي گيرد به زيان كشور است، يعني هم زيان اقتصادي، هم زيان اجتماعي و هم زيان رواني و اخلاقي دارد. من مكرر عرض كرده ام، باز هم مي گويم و خواهش مي كنم كه مصرف گرايي را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حد اسراف و زياده روي. اين اندازه در هر زمان متفاوت است. امروز بسياري از قشرهاي مردم و خانواده ها دچار مشكل و زحمت اند و هنوز اثرات و ثمرات بازسازي كشور، خودش را به طور كامل نشان نداده و خيرات و بركاتش به همه نرسيده است. اندازه، عبارت است از اين كه انسان خودش را هرچه مي تواند به اين قشرها نزديك كند. مسئولين عزيز كشور، اعم از دولتي و قضايي و سايرين، به خصوص بايد اين اصل را بيش از ديگران رعايت كنند.»

سال 1374 سال انضباط اقتصادي و مالي
مقام معظم رهبري ضمن تأكيد بر لزوم پيگيري مجدانه وجدان كاري و انضباط اجتماعي به عنوان دو اصل ضروري براي تحقق آباداني و سازندگي در كشور از مردم و مسئولين خواستند تا با رعايت انضباط اقتصادي و مالي از ريخت و پاش، اسراف و زياده روي در مصرف به طور جدي جلوگيري كنند. ايشان با اشاره به اهميت مسئلأ انضباط اقتصادي و مالي در جامعه فرمودند. «انضباط اقتصادي و مالي به مفهوم مقابله با ريخت و پاش مالي و زياده روي و اسراف در مصرف است.
كساني كه بيخود خرج مي كنند و مصرف آنها زياده از حد است، موجودي جامعه را به لحاظ امكانات اقتصادي رعايت نمي كنند، آنها بي انضباط اقتصادي و مالي هستند و اين جانب از آحاد ملت، مسئولين كشور و مامورين دولت مي خواهم كه انضباط اقتصادي و مالي را جدي بگيرند و تمامي افراد جامعه به ويژه كساني كه اموال عمومي را مصرف مي كنند، تنها بايد به قدر رفع نياز و حاجت خرج كنند.»

.

.

.


 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 9:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :3
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  

POWERED BY RASEKHOON.NET