مدل های کسب و کار و استراتژیهای سازمانی
رسیدن به تعاریف روشنی برای استراتژی های کسب و کار می تواند راهنمای سازمان در جهت بهره برداری از فناوری های الکترونیکی و تغییر مدل های کسب و کار باشد.
زنجیره ارزش: چگونه می توان در وب و اینترنت زنجیره ارزش را پایه ریزی کرد و برای مشتری خلق ارزش نمود؟
تقسیم بندی بازار و ارزش پیشنهادی: چه سیاست هایی برای تقسیم بندی و تمرکز در بازار باید پیش گرفت؟
سازمان: ساختار سازمان چه تغییراتی خواهد کرد؟
رقبا و شرکا از چه استراتژی هایی بهره می برند و روشهای رقابتی و همکاری با آنها چیست؟
درآمد و هزینه: مدل درآمدزایی و فعالیت اقتصادی سازمان چه تغییراتی خواهد کرد و برای هزینه های اجرایی و توسعه ای چه برنامه ریزی ای باید انجام داد؟
محصولات و خدمات از نظر کمیت و کیفیت دچار چه تغییراتی خواهند شد؟
نکته نهایی
با بهره گیری از مزیت های رقابتی مختلف یک مدل کسب و کار جدید می تواند باعث پرش و جهش قابل توجهی در رقابت های اقتصادی باشد.
قابلیت های بهره برداری از فناوری اطلاعات به صورت کلی و بهره برداری از اینترنت به صورت خاص نشان می دهد که رقابت های تجاری فارغ از زمان و مکان صورت می پذیرد. در شرایط حاضر و با توسعه سیستم های اطلاعاتی و ارتباطی تنها سازمان های سنتی هستند که بر موقعیت های خود و عدم تغییر تاکید می ورزند.
Derek F Abell, “Defining the Business: The starting point of Strategic Planning,” Prentice Hall,1980.
Clayton M Christensen, “Why Great Companies Lose Their Way,” Across the Board, October 1998, pp. 36-41.
N Venkataraman and John C Henderson, “Real strategies for virtual organizing,” Sloan Management Review, Fall 1998.
“Innovation in Industry,” The Economist – A Survey, February 20, 1999.
Ranjay Gulati and Jason Garino, “Mix of clicks and bricks”, Harvard Business Review, May- June 2000, pp. 107-114
Constantinos, C Markides, “All the Right Moves – A guide to crafting break through strategy,” Harvard Business School Press, 2000.
Business model,From Wikipedia, the free encyclopedia
Gary Hamel, “Leading the Revolution,” Harvard Business School Press, 2000.
Aaron Goldberg, “Killer business models,” Upside Today, September 12, 2000,
http://www.upside.com/
Michael E Porter, “Strategy and the Internet,” Harvard Business Review, March 2001, pp. 62-89.
Joan Magretta, “Why Business Models Matter?” Harvard Business Review, May 2002, pp. 86-93.
David Rosenblum, Doug Tomlinson and Larry Scott, “Bottom-Feeding for Blockbuster
Business”, Harvard Business Review, March 2003, pp.4-11.
Patrick Stahler’s website, www. business-model-innovation.com
Jane C Linder and Susan Cantrell, “Lessons in Business Models,” www. accenture.com
نویسنده: فرنود حسنی
پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و کسب و کار __
منبع :
نقش فناوری اطلاعات در بهینه سازی مدل های کسب و کار
بنگاه های تجاری برای هماهنگ سازی خود با ابزارهای فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی و ارائه سرویس های بهتر و سریعتر به مشتریان خود باید مطالعات گسترده ای برای شناخت این ابزارها و ظرفیتهای قابل بهره برداری آنها در جهت سرویس دهی بهتر به مشتریان انجام دهند و سپس ساختار کسب و کار خود و مدل آن را بر اساس این ابزارها طراحی مجدد کنند. برای این کار باید در فاز مطالعاتی سازمان برای پرسش های زیر پاسخ های مناسبی بیابد.
فناوری اطلاعات چه امکانات و ظرفیتهایی را برای برنامه های بازاریابی و تبلیغات و تولید فراهم می آورد؟
فناوری اطلاعات چه کمکی در بهینه سازی یا ایجاد زنجیره تامین سازمان می کند؟
آیا فناوری اطلاعات می تواند کمکی برای بهینه سازی فرآیند توزیع محصولات بکند؟
نقش فناوری اطلاعات در افزایش وفاداری مشتریان به سازمان چگونه است؟
آیا فناوری اطلاعات می تواند زنجیره ارزش را بهینه سازی کند؟
آیا فناوری اطلاعات می تواند روش های تولید و سرعت آن را دچار دگرگونی کند؟
...
ادامه دارد ...
منبع :
شرکت دل
با این مدل کسب و کار اگر شرکت های رقیب دل می خواستند به صورت مستقیم اقدام به فروش محصولات خود کنند بسیاری از کانال های فروش خود وهمچنین فروشندگان خود را از دست می دادند.
سابقه: عوامل خارجی و توانایی های داخلی که باید مورد استفاده قرار گیرند چیست؟
اهمیت نوآوری: چگونه می توان ابعاد یک کسب و کار را پایه ریزی کرد- چگونه خدمات رسانی کنیم؟ چه چیزی ارائه دهیم و چگونه زمینه را برای خلق و افزایش ارزش بیشتر فراهم سازیم؟
توانایی مقاومت: مدل کسب و کار موجود تا چه حد برای رقبا غیرقابل تقلید است؟
در این صورت تازه وارد ها به راحتی با استفاده از مدل های کسب و کار مناسب از موقعیت های موجود بهره می برند و قوانین بازی را به نفع خود عوض می کنند. در این بخش ما چند دلیل را برای شکست برخی مدل های کسب و کار ارائه می کنیم.
عموماً مدل های کسب و کار به علت ضعف اهداف و مقصود های ارزشی شکست می خورند.این موضوع ممکن است زمانی اتفاق بی افتد که شرکت ها درک درستی جایگاه ارزش در زنجیره ارزش نداشته باشند.
سیاست باز سازی IBM تحت رهبری لئو گرستنر در سال 1990 مثال خوبی است. گستنر دقیقاً فهمیده بود که در بازارهای آن روز خدمات می تواند نقش بسیار مهمی را بازی کند. سرویس های جهانی IBM نقش محوری مهمی در بازگشت IBM به اوج داشتند.
ناتوانی در برقراری تعادل بین آنچه باید با استفاده از توانایی های داخلی انجام شود و انچه باید برونسپاری شود دلیل اصلی ردشدن یک مدل کسب و کار است. امروزه ادغام های عمودی در بسیاری از سازمان ها دلیلی عمده شکست مدل های کسب و کار است.
با توجه به اینکه فرآیند و توانایی های خاص ممکن است کمک بزرگی برای استراتژی های جاری باشد برونسپاری آن ها ممکن است باعث شکل گیری یک اشتباه بزرگ شود. همه ما به خوبی می دانیم زمانی که IBM به جای توسعه سیستم عامل تصمیم گرفت از مایرکوسافت کمک بگیرد چه اتفاقی افتاد.
مدل های کسب و کار زیادی بر پایه اولین جایگاه به دست آمده در بازار و اهرم قراردادن آن برای دستیابی به سود بنا می شوند. اما گاهی اوقات شرکت ها از مدل کسب و کار دو مرحله ای استفاده می کنند که باعث رسیدن به تعادل در فاز اول می شود. اما با این وجود نباید از ریسک موجود در هر یک از دو مرحله غافل شوند.
دات کام های بسیاری تمرکز زیادی برای بالابردن ترافیک وب سایت خود کرده اند با این امید که این موضوع خود به خود باعث افزایش آگهی ها و درآمدهای تجاری می شود. اما این درحالی بود کهدر بیشتر مواقع ترافیک افزایش می یافت اما خبری از افزایش درآمد اقتصادی نبود. کریستینسن و راینور تاکید می کنند که کسب و کارها باید بی صبرانه به دنبال سو باشند و صبورانه به دنبال رشد. به عبارت دیگر یک مدل کسب و کار باید در ابتدا چند مشتری خاص را جذب کند که قادربه ایجاد سود هر چند کم، برای شرکت باشد. این حالت ترجیح بیشتری بر کسب و کارهایی دارد که خطر زیادی را می پذیرند به این امید که در آینده صاحب سود کلان شوند.
مشکل بعدی در مدل های کسب و کار سوءمدیریت وتدبیر در شبکه ارزشی است. مدیریت شبکه ارزش می تواند به یک عامل مهم در موفقیت تبدیل شود.
ادامه دارد ...
منبع :
شبکه ارزش
تامین کنندگان: ارتباط عمیق با تامین کنندگان می تواند به عنوان یک امتیاز مهم در تهیه یک مدل کسب و کار به شمار آید.
شریکان تجاری: شرکای تجاری نقش مهمی در تکمیل محصولات و یا راه حل دارند.
همکاران تجاری: ممکن است شرکت برای همکاری با دیگر رقبای همفکر خود به توافق برسد. این در حالی صورت می گیرد که ریسک فعالیت ها بالاست و شرکت ها ضمن اتحاد با یکدیگر بر سر ریسک ها و درآمدهای موجود شراکت می کنند.
پاتریک استالر بر چهار عامل اساسی در مدل های کسب وکار تاکید دارد: اهداف و مقاصد ارزشی، محصولات و خدمات، معماری ارزش و مدل درآمد.
اهداف ومقاصد ارزشی شامل دو بخش عمده به نام های مشتریان و شرکا و تشریح منافعی که هر یک از آنها از مدل کسب و کار به دست می آورند می شود. تعریف اهداف و مقاصد ارزشی به طور خودکار آنچه را که شرکت قرار نیست به مشتری ارائه کند معرفی خواهد کرد. یک مدل کسب و کار همچنین باید اهداف و مقاصد ارشمندی برای شرکای تجاری به همراه داشته باشد.
این اهداف بایدبه اندازه کافی قوی و مناسب باشند تا باعث تحریک شرکا به شرکت در فرآیند خلق ارزش بشود.
عامل ارتباط بین شرکت با مشتریان بر اساس محصولات و خدمات پایه ریزی می شود. این کار باعث اجرایی شدن اهداف ارزشی و خلق سود تضمین شده برای مشتریان می شود.
سومین عامل یک مدل کسب وکار معماری خلق ارزش است. شرکت باید تصمیم بگیرد در چه بازاری قصد خدمات رسانی دارد. بازار ها می توانند بر اساس جغرافیا، آمار جمعیتی، ویژگی های فیزیولوژیکی و...تقسیم بندی شوند. تصمیم گیری در مورد حضور و عدم حضور در یک بازار نیز در این بخش صورت می گیرد. معماری ارزش شامل منابعی است که شرکت می تواند به واسطه آنها طرح ها و فعالیت های خاصی را برنامه ریزی و هماهنگ سازی کند. همچنین نوع معماری می تواند نمایانگر درجه دوام و مقاومت مدل کسب و کار باشد. همچنین تعیین کننده فعالیت هایی است که می تواند با امکانات درونی و یابا برون سپاری انجام شود.
مدل درآمدی شامل توصیف روش هایی است که شرکت برای تحصیل درآمد مورد استفاده قرار می دهد. کسب و کار می تواند منابع درآمدی مختلفی داشته باشد. روش درآمدی مختلط باید با دقت گزینش شود و موجب تداوم فروش و حفظ روند رشد شود.
وال مارت به اهمیت متفاوت بودن با سایر رقبا پی برده بود بنابراین تلاش کرد خدمات خود را به گروه متفاوتی از مشتریان در بخش های متفاوتی از بازار ارائه دهد. بزرگترین تخفیف دهنده تمرکز خود را بر مناطق پر جمعیتی همچون شهر نیو یورک معطوف ساخت. وال مارت تصمیم گرفت فروشگاههای خود را در شهرهای کوچکی که به فراموشی سپرده شده بودند قرار دهد.
ادامه دارد ...
منبع :
