22. شرح وظايف و حدود اختيارات منشي (که سمت ناظر و محقق دوم را نيز دارد):
منشي موظف است دفتر و دبيرخانهاي براي خود تشکيل دهد و خلاصهي تمام صورت جلسات و ساير اسناد مربوط به موقوفات را - براي مدت سه سال - بايگاني نمايد. بديهي است اسناد و مدارک نبايد در اختيار غير مسؤولان قرار گيرد. علاوه بر اين منشي بايد نامههاي رسيده را به مجمع عمومي ارجاع و جواب آن را تهيه و به فرد ذينفع اعلام کند.
23. شرح وظايف کميتهي انضباطي:
قصور يا تقصيرات هر يک از اعضاء هيأت رئيسه يا موقوف عليهم در کميتهي انضباطي مجمع عمومي مطرح و تصميم کميتهي انضباطي با اکثريت دوسوم آرا در خصوص قاصر يا مقصر - مبني بر تعويض و يا جبران خسارت، با تعيين اجارهبها و اجرت المثل و... - لازمالاجراست. رسيدگي به تخلف اعضا اگر از طريق کميتهي انضباطي حل نشد، از طريق مراجع قانوني کشور اقدام گردد.
24. چگونگي تشکيل جلسات مجمع عمومي:
براي تشکيل جلسات مجمع عمومي (عادي يا فوقالعاده)، رئيس مجمع عمومي يا متولي و يا هر کس ديگر را که آن مجمع تعيين کرده باشد، به طور کتبي - از کليهي موقوفات عليهم بالغ و عاقل ذکورا و اناثا - دعوت به عمل ميآورد. (دعوتنامه بايد حداقل ده روز قبل از تاريخ تشکيل جلسه به رؤيت آنان برسد.)
در صورتي که بر مبناي دعوت نخست به علت به حد نصاب نرسيدن (دوسوم موقوف عليهم با محاسبهي وکالت دهندگان) حاضران در جلسه - يا به هر علت ديگر - جلسه رسميت نيابد، لازم است حداکثر به فاصلهي 15 روز، از کليهي اعضاء دعوت مجدد به عمل آيد، در اين صورت با هر تعداد شرکت کننده، جلسه رسمي و مصوبات آن - با اکثريت دوسوم آرا حاضران درجلسه - قابل اجرا است.
تبصرهي 1: افرادي از موقوف عليهم که - به هر علت - نتوانند در مجمع عمومي شرکت نمايند، ميتوانند حق رأي خود را با وکالت کتبي به فرد ديگري از موقوف عليهم که داراي حق رأي باشد واگذار نمايند. هر فرد ميتواند فقط از يک نفر ديگر وکالت داشته و داراي حداکثر 2 رأي باشد، تا در نتيجه، جلسات با پنجاه درصد کل موقوف عليهم تشکيل شود. لازم است
صورت اسامي تعداد حاضران در جلسهي مجمع عمومي و وکالت دهندگان و وکيل شوندگان در صورت جلسه درج گردد.
تبصرهي 2: هر يک از موقوف عليهم که بدون عذر موجه سه جلسهي متوالي در جلسات مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور شرکت نکند و به موقوف عليهم واجد شرط ديگر هم وکالت ندهد، پروندهي امر، به کميتهي انضباطي بنياد تبار دانشپور ارجاع و حکم داوران کميتهي انضباطي در خصوص وي لازمالاجرا است. تشخيص موجه يا غير موجه بودن غيبت به عهدهي کميتهي انضباطي است.
تبصرهي 3: تشکيل جلسهي عادي مجمع عمومي در هر سال حداقل يک مرتبه - به منظور رسيدگي به درآمد سال قبل، بررسي هزينهها و اعلام بيان کار و برنامهريزي براي سال بعد - الزامي است. جلسات فوق العاده برحسب ضرورت با تقاضاي حداقل يکسوم از موقوف عليهم يا شخص متولي تشکيل ميشود. هر جلسهي مجمع عمومي داراي صورت جلسهي مفيد و مختصر - مبني بر مصوبات و شماره و تاريخ جلسه - خواهد بود که حداقل در دو نسخه تنظيم و پس از امضاي کليهي حاضران در جلسه در دوجاي مختلف بايگاني ميشود.
تبصرهي 4: کليهي اسناد و مدارک مربوط به موقوفه، زيرنظر مجمع عمومي يا هيأت امنا در دفاتر مخصوص ثبت و در محل مخصوص بايگاني ميشود. درآمد و هزينههاي موقوفات بنياد تبار دانشپور در دفاتر مخصوص بنياد ثبت ميشود و کليهي نقل و انتقالات درآمدها و هزينهها به وسيلهي بانک انجام ميشود، و مازاد درآمدها در حساب پسانداز بانکي (کوتاه مدت يا بلندمدت شرعي مضاربهاي) نگهداري ميشود.
کليهي اسناد و اوراق بهادار و تعهدآور و چک و سفته و غيره با امضاي حداقل دو نفر (که مجمع عمومي تعيين ميکند) و درج مهر موقوفات بنياد تبار دانشپور معتبر خواهد بود. مکاتبات رسمي - با تصويب مجمع عمومي - به امضاي رئيس مجمع عمومي يا هر کس ديگر که مجمع عمومي صلاح بداند، و با درج مهر و موقوفات بنياد تبار دانشپور معتبر خواهد بود.
25. هيأت امناي بنياد تبار دانشپور:
در صورتي که - به هر علت - تشکيل جلسات متعدد به نحوي که در بالا گفته شد براي مجمع عمومي مشکل باشد، مجمع عمومي ميتواند چند نفر از موقوف عليهم را به عنوان هيأت امناي با حداقل دوسوم آراي انتخاب کند، تا کليه يا بخشي از وظايف مربوط به مجمع عمومي را انجام دهند. ولي در هر سال حداقل يک مرتبه تشکيل جلسهي مجمع عمومي الزامي است. شرح وظايف هيأت امناء را با توجه به اصول و اهداف وقفنامه، مجمع عمومي تدوين و به تصويب حداقل دوسوم اعضا ميرساند.
ادامه دارد ...
منبع :
توليت موقوفه (کليشهها) به آقاي ميرزاحسن دردشتي تفويض و نظارت موقوفه مادامالحيات به دو مصحّح کتاب که در واقع واقفين کليشهها نيز بودند و پس از ايشان به اتقي و اعلم مدرسين اصفهان واگذار ميشود.
وقفنامه اين وقف در تاريخ 16 شوّال 1375هـ.ق برابر با خرداد 1335هـ.ش تنظيم و به امضاي واقفين رسيده و پس از آن توسط مرحوم آيتاللّه العظمي گلپايگاني به عنوان وکالت در اجراي صيغه وقف و نيز مرحوم آيتاللّه العظمي حاج شيخ مرتضي حائري به عنوان شاهد بر وقف تأييد گرديده است.
اکنون چنانکه پيشتر نيز يادآور شديم سرگذشتي کوتاه و گذرا از احوال واقفين و وکيل مجري صيغه و شاهد وقف را از باب تبرّک و تکميل تقديم ميداريم:
در 3 شعبان 1319هـ.ق در اصفهان در يکي از بيوت سيادت، علم و تقوي زاده شد. نواده آيتاللّه العظمي آقا سيّد صدرالدين صدر بود. سالياني را در اصفهان از محضر بزرگان آن سامان همچون آياتاللّه آخوند ملاعبدالکريم گزي، حاج ميرسيّدعلي نجفآبادي، آقا سيّدمحمد نجفآبادي کسب فيض نمود. سپس به نجف اشرف عزيمت و از محضر عالمان برجستهاي چون مرحومان ميرزاي نائيني، آقاضياء عراقي، آقا سيّدابوالحسن اصفهاني و آقا سيّدابوتراب خوانساري استفاده نمود. کلام و ملل و نحل را از محضر مرحوم آيتاللّه شيخ محمدجواد بلاغي فراگرفت. در 26سالگي به قوّه قدسيّه اجتهاد دست يافت. با اخذ اجازه اجتهاد به اصفهان بازگشت و تا پايان عمر لحظهاي از انجام وظايف علمي و اجتهادي و ديني خود غفلت ننمود. نزديک به 35 سال در حوزه اصفهان فقه و اصول تدريس نمود و به تفسير قرآن کريم و اصول عقايد و رجال نيز توجه شاياني داشت.
در پيروزي انقلاب اسلامي در اصفهان نقش اساسي داشت. مورد اعتماد تامّ رهبر انقلاب حضرت امامخميني، قدس سرّه، بود. از سوي مردم اصفهان به نمايندگي خبرگان قانون اساسي برگزيده شد.
بسيار شوخطبع و خوشمحضر و زيرک بود. هنوز در بين مردم باذوق اصفهان حکايات و نکات شيرين و شنيدنـي بسيـاري از وي بر سـر زبانهاست. تأليفات متعدّدي از وي برجا مانده اسـت کـه عبارتنـد از: 1. تقريرات فقه مرحوم نائيني؛ 2. تقريرات اصول؛ 3. حاشيـه بر طهـارت و صلوة مرحوم حاج آقارضا همداني؛ 4. رسالهاي در لباس مشکوک تا قواطع صلوة، 5. رسالهاي در عدم شمول حقالارث زوجه بر غير منقول؛ 6. حواشي بر کتب اصول؛ 7. رهبر سعادت يا دين محمد(ص).
عمر بابرکت اين عالم فرزانه در 20 اسفند 1363 به پايان رسيد و پيکر پاک او در جوار بارگاه ملکوتي حضرت رضا، عليهالسلام، به خاک آرميد.
آيت الله حاج شيخ مرتضي اردکـاني
واقف ديگر کليشهها مرحوم آيتاللّه اردکاني است که در 17 ربيعالمولود 1326هـ.ق در اردکان يزد در بيت علم و روحانيت زاده شد. پدر او، مرحوم آقا ميرزا محمد، خود از اهل علم و صاحب تأليفات بود. مقدمات علوم را در اردکان و يزد به پايان رسانيد. براي تکميل مدارج علمي به حوزه علميه اصفهان مهاجرت نمود. دروس سطح را از محضر عالمان و مدرسان نامدار، مرحومان حاج شيخ علي مدرس يزدي، آقا ميرزا احمد مدرس اصفهاني و حاج شيخ محمود مفيد استفاده نمود. سالها به درس خارج فقه و اصول آيات عظام آقا سيّدمحمد نجفآبادي، آقا ميرسيّدعلي نجفآبادي و شيخ محمدرضا نجفي مسجدشاهي حاضر شد. علم هيأت و خلاصةالحساب را نزد مرحوم آيتاللّه حاج آقارحيم ارباب فراگرفت. سالها در حوزه اصفهان به تدريس خارج فقه و اصول مشغول بود. اواخر عمر را به تهران رفت و در آنجا نيز به تأليف و تدريس ادامه داد. 27 تأليف از وي به يادگار مانده که بعضي به طبع رسيده است. بعضي از اين آثار به قرار زير است:
1. غنيةالطالب )تعليقه بر مکاسب در 5 جلد)؛ 2. کتاب القضاء والشهادات؛ 3. رساله در اجتهاد و تقليد؛ 4. کتابالديات؛ 5. کتابالصوم؛ 6. رساله در عدم تماميت قاعده تسامح در ادله سنن؛ 7. رساله قول فصل در رد سي فصل حاج کريمخان رئيس طائفه شيخيه به فارسي؛ 8. حاشيه بر عروةالوثقي؛ 9. رساله در قاعده لاضرر.
ادامه دارد ...
منبع :
ب. مراجعه به دادگاهها و انجام تشريفات قانوني و تقديم هر گونه دادخواست به محاکم دادگستري اعم از بدوي، پژوهشي، فرجامي، حقوقي، کيفري و...، تعقيب عمليات قضائي، ثبتي، مالياتي، شهرداري و... در کليهي مراحل قانوني تا مرحله نهايي، تقاضاي صدور اجرائيه و اجراي احکام و...، صلح و سازش با اصحاب دعوي، رجوع به کارشناس و داور، اعتراض به نظر کارشناس و داور و يا تغيير آنان، تجديد جلسهي دادگاه، تقديم دادخواست به منظور وصول اجرتالمثل محل اجاره، تعديل مالالاجاره و يا تجديد اجاره، تخليهي ملک موقوفه، خلع يد از متصرفين، و مطالبهي ساير حقوق متعلق به موقوفات، پرداخت دستمزد کارشناس، تمبر، حق الوکاله و...؛
ج. اجاره دادن املاک موقوفه به هر کس و به هر مبلغ و به هر مدت و تعيين شرايط لازم طبق ضوابط و مقررات قانوني، رهن و فک رهن، تجديد اجاره و رهن، احداث بنا و ساختمان اعم از بازسازي و نوسازي و انجام هر گونه تغييرات که جهت بقا و توسعهي موقوفات لازم باشد و تأديهي هزينهها طبق جعل واقف؛
د. ثبت ريز اموال موقوفه (اعم از منقول و غير منقول) با مشخصات دقيق و کامل در دفاتر مخصوص، تعيين انباردار مورد اعتماد (با گرفتن ضامن معتبر) و سپردن اموال به او، حفظ و حراست اموال موقوفه (اعم از منقول و غيرمنقول)؛
ه. تهيهي طرح توسعهي موقوفه و برنامهريزي براي تعميرات اساسي و بازسازي و خريد و فروش املاک و اموال (در صورت لزوم) و ارائه طرحهاي خود به مجمع عمومي جهت تصويب و اجراي طرحهاي مصوب و...
تبصره: حدود اختيارات رئيس مجمع عمومي - به استثناي فروش املاک و اموال موقوفه و تبديل به احسن (که بايد به تصويب مجمع عمومي برسد) -، تمام اختياراتي است که واقف شرعا و قانونا و عرفا داشته، و امضاي رئيس مجمع عمومي (متولي) به منزلهي امضاي واقف است. رئيس مجمع عمومي با تصويب مجمع عمومي ميتواند تمام يا قسمتي از اختيارات خود را به ديگري واگذار کند.
19. شرح وظايف و حدود اختيارات نايب رئيس مجمع عمومي (که سمت نايب التوليه را نيز دارد):
در زماني که رئيس مجمع عمومي (متولي) تعيين نشده، يا تعيين شده ولي غايب است، يا درمواردي که رئيس مجممع عمومي (متولي) تمام يا قسمتي از اختيارات خود را به نايب رئيس (نايب التوليه) محول نموده است، نايب رئيس (نايب التوليه) قائم مقام رئيس مجمع عمومي بوده و کليهي وظايف مربوط به رئيس (متولي) را انجام ميدهد و امضاي او به منزلهي امضاي رئيس
مجمع عمومي است.
20. شرح وظايف و حدود اختيارات خزانهدار و حسابدار (که سمت ناظر و محقق اول را نيز دارد):
خزانهدار، حسابدار وحسابرس بنياد تبار دانشپور موظف است دفاتر مخصوص پلمپ شده براي ثبت کليهي درآمدها و هزينهها داشته باشد و تمام درآمدها و هزينهها - اعم از پول آب، برق، گاز، تلفن، ماليات و عوارض، دستمزد کارشناس، هزينهي دادرسي و تمبر، حقالوکاله، حقالتوليه، حقالنظاره و هزينهي تعميرات و... - را در آن دفاتر ثبت نموده و در آخر سال مالي طي ترازنامهاي به مجمع عمومي اعلام و به تصويب برساند و مدارک آن را براي مدت سه سال بايگاني نمايد.
21. شرح وظايف و حدود اختيارات ناظران و بازرسان:
ناظران و بازرسان موظفند تمام عمليات انجام شده و صورت جلسات و حسابها را بررسي نموده و درستي و نادرستي و مطابقت يا عدم مطابقت آنها با مفاد وقفنامه را تعيين کرده و کتبا به مجمع عمومي بنياد اعلام نمايند. لازم است گزارش ناظران و بازرسان، در مجمع عمومي مطرح و مورد رسيدگي قرار گيرد. همهي مسؤولان بنياد موظفند اسناد لازم را در اختيار ناظران و بازرسان قرار دهند.
ادامه دارد ...
منبع :
مقدمه
شريعت جاويد محمدي، صلياللّه عليه و آله، نهاد وقف را ضامن جاودانگي و ماندگاري انديشههاي نيک قرار داده است. اين »خير ماندگار« و »نيکي پايدار« بر حسب اقتضاي روزگار شکل و شيوهاي مناسب و تازهاي به خود گرفته است. واقفين، روزگاري با وقف درخت خرما و زماني با وقف کارخانهاي پيشرفته، شيريني احسان جاودان را به ذائقه جان چشاندهاند.
گذشته از قدمت يا تجدد و سنتي يا صنعتي بودن موقوفات، بخش عظيمي از وقفها موضوعي فرهنگي و فرامادي را دنبال کردهاند؛ هرچند همه وقفها در غايت قربت پروردگار مشترکند. وقف پوست آهوي مکتوب، کتاب، کتابخانه و مدارس علميه از نمونههاي موقوفات فرهنگي به شمار ميروند.
يکي از نمونههاي جالب و شايد نادر اينگونه از وقفها، »وقف کليشههاي کتاب رسائل« است. اين وقف از جهاتي چند واجد اهميت و شايان عنايت است: نخست از جهت نوع مال موقوف، زيرا »وقف کليشه« بخلاف وقف خود کتاب، امري کممانند و شايد بيمانند باشد. دوم از حيث تأثير تمدن جديد و شرائط روزگار در ايجاد گونههاي تازه از وقف. سومين ويژگي که اين وقف را ممتاز ميسازد نقش شماري از اعاظم روزگار ماست که به عناوين مختلف چون واقف، شاهد و وکيل در اجراي صيغه وقف در اين وقف نقشي را ايفا نمودهاند.
ما ضمن بيان سرگذشت و معرفي اجمالي اين نمونه جالب از وقف، از باب تيمّن و تتميم، فايده يادکردي اشارتگونه از بزرگاني که اين وقف را به وجود آوردهاند خواهيم داشت.
داستان وقف کليشهها از اين قرار است که به لحاظ نياز غالب طالبان علوم آل محمد، عليهمالسّلام، به چاپ مطلوب و مصحّحي از کتاب فرائدالاصول شيخ اعظم انصاري1)، قدس سرّه، معروف به رسائل که از کتب درسي حوزههاي علمي شيعه و مدار تدريس و تحقيق دانشپژوهان علوم ديني است، دو تن از عالمان محقق، يعني مرحوم آيتاللّه حاج آقاحسين خادمي و مرحوم آيتاللّه حاج شيخ مرتضي اردکاني با اجازه مرجع بزرگ زمان مرحوم آيتاللّهالعظمي بروجردي2)قدساللّه نفسه، به تهيه نسخه مصحّح و مرغوبي از رسائل همت ميگمارند. و براي اين کار نسخهاي را که توسط عبدالخالق، فرزند حاجي ميرزارضا لنجاني، در تاريخ ذيالحجة الحرام 1315 کتابت شده و به چاپ سنگي رسيده بود و علاوه بر متن رسائل، حواشي مرحوم آخوند خراساني 3)و شرح مرحوم ميرزا محمدحسن آشتياني 4)به نام بحرالفوائد و بخشهايي از شرح مرحوم حاج ميرزاموسي تبريزي5)به نام اوثقالوسائل را نيز به همراه داشت به عنوان اصل برميگزينند. اين دو بزرگوار نسخه يادشده را با مراجعه به چند نسخه ديگر و نيز نسخه مرحوم آيتاللّه شيخ عبدالحسين رشتي 6)تصحيح مينمايند. چاپ سنگي يادشده گرچه پس از وفات مرحوم شيخ انصاري کتابت و طبع و نشر شده، ولي در زمان تحرير و چاپ آن، مرحوم آخوند خراساني و مرحوم ميرزاي آشتياني و مرحوم ميرزاموسي تبريزي در قيد حيات بودهاند و در بسياري از حواشي پس از ذکر نام مرحوم آخوند و مرحوم آشتياني عبارت »مدظلّه علي رؤوس الانام« يا »مدّظلّه علي رؤوس الاعالي و الاداني« و نظاير آن به چشم ميخورد و اين امر بر ارزش و اعتبار نسخه يادشده ميافزايد.
به هر روي اين نسخه مصحّح با الحاق حاشيهاي از مرحوم آيتاللّه حاج آقارضا همداني 7) و نيز تعليقهاي از مرحوم آيتاللّه شيخ محمدعلي فتحي دزفولي8) بر پارهاي از مباحث »قطع« به تصدّي يکي از تاجران نيکنهاد اصفهاني به نام حاج ميرزاحسن دردشتي، وصيّ مرحوم حاج ميرزامحمود پاکتي دردشتي، از محلّ ثلث آن مرحوم کليشه شده و به زيور طبع آراسته ميشود. پس از چاپ کتاب، عين کليشهها که بالغ بر 793 قطعه است از سوي تاجر پيشگفته بابت مبرّات مرحوم پاکتي دردشتي به دو مصحّح کتاب واگذار ميشود. اين دو بزرگوار نيز با شرائطي از جمله اينکه »هر کس بخواهد با استفاده از اين کليشهها کتاب رسائل را چاپ نمايد بايد دستکم 50 جلد از آن را بابـت اجاره کليشـهها در اختيـار متولّي و ناظر گذارده و ايشان نيز با نظر و دستور مرجع تقليد وقت در حوزههـاي علميـه توزيع نمايد« کليشهها را وقف مينمايند.
ادامه دارد ...
منبع :
