تبصرهي 2. حق التوليه، حق نايب التوليه، حق النظاره و حق الوکاله و... را مجمع عمومي يا کميتهي انضباطي با تصويب حداقل دوسوم آرا - بر مبناي اجرتالمثل - تعيين ميکند.
16. نايب التوليه: واقف با علم به اين که بايد متوليان بعد از خود را تعيين نمايد، تعيين متولي را به عهدهي مجمع عمومي قرار داده، که خود آنان هر کدام از موقوف عليهم را که اصلح و اقدر و اقدم بدانند به عنوان رئيس مجمع و متولي انتخاب کنند و حق داشته باشند براي سالهاي بعد مجددا آن شخص يا شخص ديگر را به عنوان متولي انتخاب نمايند.
اما نواب توليت را به ترتيب و بدون فرق بين ذکور و اناث بدان جهت تعيين کردم که اولا: پس از مرگ واقف - تا زمان تعيين متولي از طرف مجمع عمومي - موقوفات بدون متولي و نايب التوليه نباشد، ثانيا: براي تعيين توليت الگو باشد، بر اين اساس نواب توليت به ترتيب عبارتند از:
خانم صديقه قرائتي، خانم مليحه دانشپور، آقاي سيد جواد دانشپور، خانم منيژه دانشپور، و خانم مريمالسادات دانشپور، با مشخصاتي که در بخش موقوف عليهم آمده است. در هر حال مجمع عمومي ميتواند با اکثريت دوسوم آرا آنان را نيز تغيير دهد.
17. شرح وظايف و حدود اختيارات مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور:
الف. تعيين خط مشي کلي و کلان بنياد تبار دانشپور و حق تفسير مواد وقفنامه و تطبيق آن با زمان و قوانين جاري؛
ب. انتخاب رئيس مجمع عمومي (متولي)، نايب رئيس (نايب التوليه)، ناظر، خزانهدار و حسابدار، منشي و...
ج.استماع گزارش و پيشنهادات رئيس (متولي)، نايب رئيس (نايب التوليه)، ناظران و ساير موقوف عليهم، و رسيدگي به گزارشات، بحث و گفتگو و ارائهي راه حل براي موارد پيشنهادي؛
د. تنظيم بودجهي سالانه (رسيدگي به درآمدها و هزينهها) و تصويب ترازنامه و بيلان و بودجه و...؛
ه. رسيدگي به وضع اعضاي جديد موقوف عليهم که به جاي اعضاي قبلي معرفي ميشوند و تشکيل پرونده براي هر يک از آنان، تدوين آييننامهي انضباطي و «تشکيل کميتهي انضباطي» و تعيين يا تغيير داوران جهت رسيدگي به تخلفات اعضاء؛
و. تعيين روزنامهي کثيرالانتشار که اکثر موقوف عليهم ميخوانند، جهت درج آگهيهاي بنياد؛
ز. تعيين يا تغيير وکيل، مشاور، کارشناس و... براي بنياد و تنظيم قرارداد با آنان؛
ح. بررسي پيشنهاد فروش اموال منقول و غيرمنقول و نقل و انتقال موقوفات و خريد جايگزين آنها و چگونگي تبديل به احسن و تصويب يا رد آن، طبق ضوابط مندرج در همين وقف نامه؛
ط. رسيدگي به پيشنهادها: تخريب، بازسازي، احداث بنا و يا انجام تعميرات اساسي که جهت بقاء و آباداني و توسعه موارد وقف لازم باشد، و تصويب يا رد يا تعديل هزينههاي مربوط به آن؛
ي. اعلام انقراض هر يک از تيرههاي موقوف عليهم (در صورت انقراض)، و ثبت در پروندهي آنان.
تبصره: حدود اختيارات مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور - بطور کلي - تمام اختياراتي است که واقف شرعا و قانونا و عرفا داشته است. تصميم و مصوبات مجمع عمومي در راستاي اهداف سه گانهي موقوفات به منزلهي نظر واقف است. آييننامه داخلي مجمع عمومي را، خود مجمع عمومي با تصويب حداقل دوسوم آرا تدوين ميکند. مجمع عمومي ميتواند تمام يا قسمتي ازاختيارات خود را براي مدت معين به رئيس مجمع (متولي) يا هر شخص ديگر با تصويق بيش از دوسوم آرا واگذار نمايد. «جعل الواقف کنص الشارع».
18. شرح وظايف و حدود اختيارات رئيس مجمع عمومي (که سمت توليت را نيز دارد):
الف. مراجعه به کليهي ادارات و سازمانها و نهادهاي دولتي يا وابسته به دولت، نهادهاي انقلابي و حقوقي و شرکتهاي دولتي و غير دولتي و اخذ هر گونه مجوز و استعلام، مراجعه به ادارهي ثبت اسناد و املاک و دريافت اسناد مالکيت ذيربط، مراجعه به شهرداري و اخذ مفاصا حساب و پروانهي ساختمان، مراجعه به ادارات مالياتي و اخذ مفاصا حساب مالياتي، مراجعه به گمرک و ترخيص کالا، مراجعه به دفاتر اسناد رسمي جهت امضاي قرارداد، اسناد، اوراق و دفاتر مربوطه، مراجعه به بانکها جهت افتتاح حساب و يا بستن حساب، وصول چک و سفته به حساب موقوفات و صدور چک و سفته و ساير اسناد از طرف بنياد و...؛
ادامه دارد ...
منبع :
11. تداخل طبقاتي: عليرغم اينکه وقف ترتيب خاص خود را دارد، اما در تمام طبقات امکان تداخل طبقاتي وجود دارد. واين امر بلامانع است. بطور مثال اگر فرزند طبقهي چندم، پدر يا مادر خود را (کسي که وسيلهي تقرب به واقف بوده) از دست بدهد - چون حاجب و مانع او از بين رفته - بجاي پدر و يا بجاي مادر خود مينشيند و با طبقهي قبل هم طبقه ميشود و از مزاياي موقوف عليهم بودن استفاده ميکند، اعم از اينکه کبير باشد يا صغير. ولي شرط شرکت در رأي مجمع عمومي بلوغ
قانوني است (پسر و دختر 18 سال تمام).
12. تيرههاي موجود موقوف عليهم...
13. تيرههاي غير موجود موقوف عليهم:...
14. انقراض تبار دانشپور: در صورتي که هر يک از تيرههاي پنجگانهي وتيرههاي پيشبيني شده در مادهي 13 تبار دانشپور منقرض شوند، بقيهي تيرهها به کار خود ادامه ميدهند، اما اگر (به فرض) همهي تيرهها پيش آيد، واقف ضمنالعقد شرط مينمايد که هدف اول جعل وقف، (بقا و توسعه)، به حال خود باقي بماند، و هزينهي اهداف دوم و سوم به حمايت از نيازمندان تبار دانشپور که مشمول موقوف عليهم نيستند (مثلا تبار اناث از طبقهي سوم به بعد) يا غير تبار دانشپور به طريقي که در وقفنامه آمده است، اختصاص يابد، و موقوفات بنياد تبار دانشپور، با همان نام و همان اهداف به کار خود ادامه دهد؛ و به اصطلاح وقف خاص تبديل به وقف عام گردد (1) و زير نظر ادارهي اوقاف و هيأت امنا اداره شود. در اين صورت شيوهي تقسيم درآمد و هزينه کردن آن بدين نحو خواهد بود که (پس از کسر کليهي هزينههاي ضروري)، يک سوم درآمد آن، هزينه بقا و توسعهي موقوفات بنياد تبار دانشپور، و دو سوم درآمد آن، زيرنظر هيأت امنا در جهت حمايت از (آموزش و پرورش) (نيازمندان) - به هر طريقي که در اين وقفنامه ميآيد - هزينه شود.
تبصره: متولي مربوط - يا هر شخص ديگري را که مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور تعيين کند - مسؤوليت هماهنگي و نظارت ادارهي اوقاف را نيز به عهده خواهد داشت. هرگونه دخالت و نظارت ادارهي اوقاف در موقوفات بنياد تبار دانشپور، فقط در صورت انقراض کليهي تيرههاي پنجگانهي تبار دانشپور ممکن خواهد شد.
15. توليت و نظارت و مجمع عمومي: توليت و نظارت مادامالعمر با واقف است. پس از فوت واقف، جعل توليت و نظارت با مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور است. اميد است واقف زنده بماند و توفيق يابد، تا اولين جلسهي مجمع عمومي موقوفات بنياد تبار دانشپور را - در زمان حيات خود - تشکيل دهد. در صورت فوت واقف، موقوف عليهم بالغ و عاقل موظفند در اسرع وقت اولين جلسهي مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور را تشکيل دهند، و از بين خود يک نفر را که اصلح و اقدر و اقدم ميدانند، به عنوان رئيس مجمع عمومي (که سمت توليت را نيز دارد) و يک نفر را به عنوان نائب رئيس (که سمت نايب التوليه را نيز دارد) و يک نفر را به عنوان خزانهدار و حسابدار (که سمت ناظر و محقق اول را نيز دارد) و يک نفر را به عنوان منشي جلسه (که سمت ناظر و محقق دوم را نيز دارد) به منظور تعيين هيأت رئيسه، يا هيأت امناي موقوفات بنياد تبار دانشپور، با اکثريت دوسوم آرا براي مدت يکسال يا بيشتر انتخاب کنند. براي انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان، ذکور يا اناث بودن شرط نيست، بلکه
ملاک کسب اکثريت آرا است. اين انتخاب فقط براي مدت يکسال يا هر چند سال که به تصويب مجمع عمومي رسيده باشد معتبر است. در سال يا سالهاي بعد، مجمع عمومي در ابقا يا تعويض متولي و ناظر و... مختار است. انتخاب شدگان براي دفعات بعد نيز ميتوانند مجددا انتخاب شوند.
تبصرهي 1: همسران موقوف عليهم (ذکورا و اناثا و در تمام طبقات) - مادام همسري - جزء موقوف عليهم بوده و انتخاب آنان نيز به سمتهاي ياد شده بلامانع است. آن دسته از موقوف عليهم که به حد بلوغ قانوني نرسيدهاند يا جزء موقوف عليهم طبقهي بعد باشند (بدون داشتن حق رأي) ميتوانند در جلسات مجمع عمومي شرکت نمايند. حق رأي داشتن - درمجمع عمومي - دو شرط دارد: 1. جزء موقوف عليهم بودن؛ 2. رسيدن به حد بلوغ قانوني (پسر و دختر 18 سال تمام.)
ادامه دارد ...
منبع :
ب. کليهي اشيا و اثاث خانه مسکوني مورد وقف، و کليهي اشياي وابسته به آن از کم ارزشترين تا با ارزشترين آنها (از قبيل فرش، يخچال، فريزر، کتابها و...) و بطور خلاصه کليهي اشيائي که حق مالکيت بر آنها صادق و متعلق به اينجانب است، جزء اموال موقوفه و جزء بخش بقاء و توسعه موقوفات بنياد تبار دانشپور است که براي هميشه بايد موقوف عليهم در همين محل از آنها استفاده نموده، يا در صورت لزوم تبديل به احسن نمايند. صيغهي وقف بر آنها خوانده شده است، با توجه به اعتمادي که به همسر و فرزندانم داشتهام، ريز آنها در وقفنامه نيامده است. اميد است در فرصت مناسب ريز آنها با مشخصات کامل در دفاتر موقوفات ثبت گردد.
ج. ساير موارد - که ان شاء الله - متعاقبا در وقفنامههاي ديگر خواهد آمد و در وصيتنامه به آنها اشاره شده است.
9. نوع وقف: به اعتبار موقوف عليهم: وقف خاص اولاد و تبار موجود و غير موجود دانشپور. به اعتبار بهرهبري: وقف انتفاع و منفعت. و به اعتبار شمول: ترتيبي، به طريق الاقرب فالاقرب، به شرحي که در بخش موقوف عليهم به تفصيل آمده است.
10. موقوف عليهم: نظر به اينکه نوع وقف ترتيبي و به طريق الاقرب فالاقرب است، موقوف عليهم به طور کلي به سه طبقه - و افراد محدود در هر زمان - و با تداخل طبقات به شرح زير تقسيم ميشوند:
الف. موقوف عليهم طبقهي اول: اين طبقه به دو دسته تقسيم ميشود: موقوف عليهم موجود و موقوف عليهم غير موجود.
موقوف عليهم موجود طبقهي اول عبارتند از:
1. خانم صديقهي قرائتي، فرزند عباسعلي، همسر واقف؛
2. خانم مليحهي دانشپور، فرزند سيد علي، فرزند واقف؛
3. آقاي سيدجواد دانشپور، فرزند واقف؛
4. خانم منيژهي دانشپور، فرزند واقف؛
5. خانم مريم السادات دانشپور، فرزند واقف.
تبصره: همسران فرزندان و تبار واقف ذکورا و اناثا مادام همسري - اعم از همسر دائم يا موقت - نيز جزء موقوف عليهم
همان طبقهاي که همسرشان قرار دارد، محسوب ميشوند و از مزاياي موقوف عليهم استفاده ميکنند.
موقوف عليهم غير موجود طبقهي اول عبارتند از: فرزندان ذکور و اناث احتمالي واقف.
ب. موقوف عليهم طبقهي دوم: اين طبقه نيز به دو دسته تقسيم ميشود: موجود و غير موجود.
موقوف عليهم موجود طبقهي دوم عبارتند از:
1. آقاي محمدعلي مدرس نيا، فرزند مليحهي دانشپور؛
2. آقاي اميرحسين مدرسنيا، فرزند مليحهي دانشپور؛
3. خانم هدي پورحسن زنوز، فرزند منيژهي دانشپور؛
4. خانم هانيهي هدايتي، فرزند مريم السادات دانشپور؛
5. خانم ندا حسن پور زنوز، فرزند منيژهي دانشپور.
موقوف عليهم غير موجود طبقهي دوم عبارتند از: فرزندان ذکور و اناث احتمالي آقاي سيد جواد دانشپور، و فرزندان ذکور و اناث احتمالي خانمها: مليحه، منيژه و مريم السادات دانشپور، (اعم از فرزندان همسر دائم يا موقت)
ج. موقوف عليهم طبقهي سوم: اين طبقه و طبقات بعد از آن - که در طبقهي سوم مندرج ميباشند - منحصرا عبارت خواهند بود از: اولاد ذکور طبقهي دوم (موجود و غير موجود فعلي) نسلا بعد نسل الي غير النهايه به ترتيب الاقرب فالاقرب.
تبصرهي 1: تأکيد ميشود، موقوف عليهم طبقهي سوم عبارتند از اولاد ذکور طبقهي دوم، و موقوف عليهم طبقهي چهارم عبارتند از: اولاد ذکور طبقهي سوم و... نسلا بعد نسل الي غير النهايه. بر اين اساس از طبقهي سوم به بعد اولاد اناث جزء موقوف عليهم نيستند.
تبصرهي 2: فرزندان موقوف عليهم - مادام که پدر يا مادر آنها (کسي که وسيلهي تقرب به واقف بوده) زنده باشد - جزء موقوف عليهم با حق رأي محسوب نميشوند، اما در ملاک نيازمندي جزء عائله موقوف عليهم منظور ميشوند. بعد از فوت واسطه و رسيدن به حد بلوغ، داراي رأي نيز خواهند شد.
ادامه دارد ...
منبع :
6. اهداف و اصول کلي: اهداف مهم جعل وقف تحت عنوان سه اصل آورده شده، و درآمد موقوفات نيز بر اساس همين سه اصل - به طوري که در وقفنامه آمده است - تقسيم ميشود:
الف - اصل بقا و توسعه: بر طبق اين اصل هدف از تأسيس اين بنياد آن است که اولا، اين موقوفات براي تبار آيندهي دانشپور باقي بماند و ثانيا، توسعه پيدا کند. بر اين اساس، انتظار دارم تبار دانشپور به هر شکل ممکن براي نگهداري و توسعه اين بنياد کمک کنند. بدان معني که هر يک، قسمتي از اموال مازاد بر نياز خود را وقف اين بنياد کنند، تا به مرور زمان اين بنياد بتواند به افراد نيازمند از تبار و غير تبار به طريقي که در وقفنامه آمده است کمک مادي و معنوي نمايد.
ب - اصل تشکل «تبار محوري»: در فرهنگ و تمدن جهاني زمان ما، هر چند انسانها به ظاهر دسته جمعي زندگي ميکنند و آيينهاي مدنيت را مراعات ميکنند، اما ميبينيم بعضي از آنان مانند مورچگان حريص، به هر طرف ميدوند؛ و در پيلههاي شغلي خود کرم گونه ميلولند. انسانهاي امروز - همانند مردم روز قيامت - از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندان خود فرار ميکنند: (يوم يفر المرء من اخيه و امه و ابيه. و صاحبته و بنيه. لکل امري منهم يومئذ شان يغنيه) (عبس: 34 -37).
در چنين روزگاري تأسيس اين بنياد باعث خواهد شد که براي افراد تبار دانشپور يک گرفتاري ديگر (البته يک گرفتاري مطبوع و خوشايند) بر گرفتاريهاشان اضافه شود، و عليرغم گرفتاريهاي روزمرهاي که دارند، پدر، مادر، برادر، خواهر و ساير بستگان خود را نيز فراموش نکنند. با هر شخصيتي (شغلي، کاري، اجتماعي، اقتصادي و...) که دارند و در هر کجاي جهان که هستند، حداقل سالي يکبار به بهانهي رسيدگي به موقوفات «بنياد تبار دانشپور» دور هم جمع شوند، تا از قبل آن يکديگر را بشناسند، از حال و روز يکديگر باخبر شوند، در غم و شادي يار و غمخوار هم باشند، و براي رفع گرفتاريها با هم مشورت کنند، از فکر يکديگر استفاده کنند و به يکديگر کمک مادي و معنوي و فرهنگي و عاطفي برسانند. اميد است تأسيس اين بنياد يک نوع توفيق اجباري باشد براي دور هم جمع شدن تبار دانشپور و عدم گسستگي آنان و تشکل تبارمحوري، تفاهم با يکديگر و...
ج. اصل حمايت از تبار نيازمند: هر چند فرزندان و تبار موجود دانشپور، در حال حاضر بحمدالله نيازمند نيستند؛ و از خداوند متعال ميخواهم که هرگز نيازمند نشوند، اما چرخ روزگار هميشه بر يک مدار نميچرخد و ممکن است - خداي نخواسته - در آينده بعضي از فرزندانشان نيازمند شوند.
در همين جا يادآور ميشوم: از آنجايي که ريشه تمام نيازمنديهاي مادي بشر در جهل و ناداني و نيازمندي فرهنگي او است، لذا رفع نيازمنديهاي فرهنگي بشر از رفع نيازمنديهاي ماديش مهمتر است. بدون ترديد باورهاي فرهنگي خرافي و غير عقلاني و جاهلانه است که انسان را به نيازمندي مادي دچار ميکند. منظور اصلي از آمدن پيامبران هم همين بوده که ضمن برقرار کردن قسط و عدالت اجتماعي، جهل و خرافات و باورهاي نادرست را از ذهن و انديشهي مردم بيرون کنند -
يعني نيازهاي فرهنگي را برطرف کنند - تا نيازمنديهاي مادي خودبخود مرتفع شود. منظور از شکستن بت، [علاوه بر شکستن بتهاي مجسمهاي] شکستن همان باورهاي ذهني، خرافاتي غير وحياني و غير عقلاني است.
7. واقف: سيدعلي دانشپور، فرزند مرحوم سيد ابراهيم، فرزند مرحوم سيد احمد، فرزند مرحوم سيد اسماعيل، فرزند... به شماره شناسنامهي 575، صادره از حوزهي 5 سبزوار، متولد 13 بهمن 1306 ه. ش، محل تولد روستاي مغيثه واقع در جنوب غرب سبزوار، ساکن تهران، جماران، خيابان شهيد محسن چراغي، کوي شميرا، پلاک 7، (محل مورد وقف).
8. موارد وقف
الف. عرصه واعيان سه دانگ مشاع از شش دانگ يک باب منزل مسکوني، به شرح مندرج در سند و پايان کار شهرداري به مساحت 10 / 990 مترمربع به پلاک فرعي 243 از پلاک ثبتي 8 اصلي، صفحه 452 دفتر املاک 2 / 29 واقع در بخش 11 تهران. شماره چاپي سند 116877 / 2 صادره به نام واقف با جميع توابع شرعيه، و با تمامي متعلقات و منضمات و تأسيسات مربوطه از جمله:
سه انشعاب برق، و سه خط تلفن، و سه انشعاب گاز و آب لولهکشي تهران و چاه آب و پمپ و ساير متعلقات.
ادامه دارد ...
منبع :
