نظامنامه‏ي موقوفات بنياد تبار دانشپور - 10

  • ساعت ارسال پست : 5:32 PM ،


29. شرايط ضمن العقد:

واقف موارد زير را ضمن‏العقد شرط کرد:

الف. تبديل به احسن: در صورتي که - به هر جهت - براي مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور ثابت شد که نگهداري عرصه و اعيان موقوفات يا ساير اشياي متعلق به موقوفات (مثلا فرش، يخچال و..) به مصلحت و در جهت اهداف واقف نيست، مجمع عمومي مي‏تواند با تصويب بيش از دوسوم اعضا آنها را بفروشد و بلافاصله به جاي آن ملک، ملک ديگر و بجاي آن شي‏ء، شي‏ء ديگري خريداري نمايد؛ به طوري که واقعا تبديل به احسن شود. در صورت امکان، فروش ملک يا شي‏ء موقوفه و خريد جانشين، دريک جلسه و همزمان به تصويب اعضاي مجمع عمومي برسد.
تبصره: درموقع تبديل احسن در صورتي که مبلغ موجود در صندوق توسعه، به مبلغ حاصل از فروش املاک يا اشيا، اضافه شود و ملک يا شي‏ء ديگري خريداري شود، بلامانع است. اما فروش املاک يا اشياي موقوفه و مصرف آن - بدون خريد جايگزين - جايز نيست. در هر صورت موقوف عليهم موظف هستند نسبت به املاک موقوفه چنان عمل نمايند که حفظ اصل موقوفه و عمران و آبادي و ازدياد درآمد حاصل از آن مقدم بر هر چيزي باشد.

ب. امور خيريه و حمايت از عموم نيازمندان: در بند 14 همين وقفنامه - در مورد انقراض تبار دانشپور - مطلبي به اين مضمون آمده است: در صورت انقراض تبار دانشپور وقف خاص تبديل به وقف عام مي‏شود. (2) ثلث درآمد موقوفات، هزينه‏ي بقا و توسعه و تکامل، و دو ثلث ديگر آن در جهت حمايت از عموم مردم نيازمند شناخته شده و امور خيريه مصرف مي‏شود. بنابراين مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور با تصويب حداقل دوسوم آراء مي‏تواند در زمان وجود تبار دانشپور - نيز از محل درآمد موقوفات در امور خيريه و حمايت از آن دسته از تبار دانشپور، که جزء موقوف عليهم نيستند و ساير نيازمندان تبار دانشپور - به صورت قرض‏الحسنه يا بلاعوض - به شرحي که درباره‏ي تبار نيازمند (مادي و معنوي) آمده است، استفاده نمايند.

ج. همسر واقف (خانم صديقه‏ي قرائتي) مادام‏العمر از سکونت ملک مورد وقف و کليه‏ي اثاث و لوازم موجود در آن استفاده مي‏کند و از محل درآمد خود (حقوق بازنشستگي همسر و درآمد اجازه‏ي ملک خود) طبق مصبوبه‏ي مجمع عمومي يا کميته‏ي انضباطي به صندوق موقوفات اجاره مي‏پردازد، ولي حداکثر اجاره پرداختي او نبايد از بيست درصد کل درآمد او بيشتر باشد.

د. خروج افراد تبار دانشپور از جمع موقوف عليهم: هر يک از افراد تبار دانشپور که معتاد به مواد مخدر شود - به طوري که عرف جامعه و مجمع عمومي او را معتاد بداند - و نيز هر يک از افراد تبار دانشپور که رفتار اجتماعي او باعث سرشکستگي ساير افراد تبار شود، حق موقوف عليهم بودن از او سلب شده و استفاده از مزاياي مادي و معنوي اين بنياد براي او حرام است.
تبصره‏ي 1: تشخيص اعتياد و ناهنجاريهاي رفتاري فرد، با داوران کميته‏ي انضباطي مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور است.
تبصره‏ي 2: به منظور رفع هر گونه ابهام، متعاقب اين وقف‏نامه يک وصيت‏نامه نيز نوشته شده و در دفترخانه شماره 194 تهران به ثبت رسيده است، لازم است به آن وصيت‏نامه يا وصيت‏نامه‏اي که بعدا خواهم نوشت و نيز وقف‏نامه‏هاي متعاقب مراجعه شود.
30. اجراي صيغه‏ي شرعي وقف و قبض موارد وقف توسط نماينده‏ي موقوف عليهم: واقف در کمال صحت و سلامت عقل و شعور و شمول توفيقات و تأييدات الهي، و بدون اکراه و اجبار و با نيت قربة الي الله متن وقف‏نامه را در سه اصل و سي ماده و بيست و يک تبصره و چهل بند (الف. ب. ج و...) و ده بند عددي (1 و 2 و...) تدوين و صيغه‏ي شرعي وقف بر آن جاري نمود. - پس از امضاي سند وقف‏نامه، موارد وقف، به عنوان موقوفه، توسط متولي فعلي - که همان واقف است - به عنوان نماينده‏ي موقوف عليهم قبض گرديد.
(فمن بدله بعد ما سمعه فانما ائمه علي الذين يبدلونه ان الله سميع عليم) (بقره: 181)
(و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل. ربنا تقبل منا انک انت السميع العليم)
(ربنا و اجعلنا مسلمين لک و من ذريتنا امة مسلمة لک و ارنا منا سکنا و تب علينا انک انت التواب الرحيم)
(ربنا و ابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم آياتک و يعلمهم الکتاب و الحکمة و يزکيهم انک انت العزيز الحکيم) (بقره: 129 - 127).

تاريخ ثبت وقف‏نامه: اين وقف‏نامه در تاريخ سيزدهم بهمن سال يک هزار و سيصد و هفتاد و نه هجري شمسي، برابر
با هفتم ذيقعدة الحرام سال يک هزار و چهارصد و بيست و يک هجري قمري و برابر با اول فوريه سال دو هزار و يک ميلادي به ثبت رسيد.
[محل امضاء واقف]
 
پي نوشت :

1-همان طور که در بند 5 (انگيزه‏ي تأسيس) آمده است، واقف ملک ديگري را طي وقف‏نامه‏ي شماره‏ي / 27 / 12 / 59 / 84353 / وقف عام (آموزش و پرورش) کرده هم اکنون در تهران منطقه‏ي 14 آموزش و پرورش واقع در مجيديه تهران خيابان کرمان شمالي به نام «مجتمع فرهنگي دکتر س. ع دانشپور» مورد استفاده قرار گرفته است. منظور واقف از اينکه وقف خاص - با شرايطي - تبديل به وقف عام گردد، نيز وقف آموزش و پرورش (دبستان، راهنمايي و دبيرستان) بوده است که توضيح آن از قلم افتاده است. (واقف).
2-اصلاح شده، به «وقف آموزش و پرورش».
 

پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نظامنامه‏ي موقوفات بنياد تبار دانشپور - 9

    • ساعت ارسال پست : 5:31 PM ،


    بخش دوم: اين بخش مبتني است بر اصل و هدف دوم (تشکل تبار محوري)، و آن عبارت است از ثلث دوم درآمد (پس از کسر هزينه‏هاي ضروري)، و آن سهم کليه‏ي موقوف عليهم است که در طبقه‏ي اول و دوم بين ذکور و اناث به طورمساوي از طبقه‏ي سوم به بعد منحصرا بين اولاد ذکور نيازمند و غير نيازمند تقسيم مي‏شود. ممکن است سهم هر يک از موقوف عليهم فعلا مبلغ ناچيزي باشد، ولي اميد است تبار دانشپور اين مبلغ ناچيز را - به عنوان برکت کيسه - قبول نمايند. (چه کند بينوا ندارد بيش). هر يک از موقوف عليهم که مايل نبود از سهم خود استفاده کند، مي‏تواند آن مبلغ را به نام خود به «صندوق بقا و توسعه» واريز نمايد. (وافعلوا الخيرات لعلکم تفلحون) (حج: 77). اميد و انتظار پدر از فرزندان اين است که مبالغ بيشتري به صندوق بقا و توسععه واريز نمايند و موقوفات را توسعه دهند، که آيندگان بهره‏ي بيشتري ببرند.

    بخش سوم: اين بخش مبتني است بر اصل و هدف سوم (حمايت از تبار نيازمند)، و آن عبارت است از ثلث سوم درآمد (پس از کسر هزينه‏هاي ضروري) که سهم تبار نيازمند است. منظور از نيازمندي، هم نياز مادي (از قبيل هزينه‏ي بيماري، دارو، غذا، مسکن، جهيزيه، هزينه‏ي شرعي ازدواج و...) و هم نياز فرهنگي (از قبيل اهداي جايزه، اعطاي بورسيه، هزينه‏ي کلاس‏هاي فوق العاده، مطالعات و تحقيقات، کمک به محققين نيازمند، هزينه‏ي تحصيلات دانشگاهي و مدرسه‏اي، چاپ و نشر کتب مفيد و...)
    تبصره‏ي 1: تشخيص نيازمندي و تعيين اولويت با مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور است.

    تبصره‏ي 2: تبار نيازمند، سهم تباري خود را همانند ديگران مي‏برد، و سهم نيازمندي خود را به طور رايگان يا به صورت قرض الحسنه و به طور قطعي با تصويب مجمع عمومي دريافت مي‏کند. و آن ربطي به سهم تباري ندارد، و علاوه بر سهم تباري مي‏باشد.
    تبصره‏ي 3: در صورتي که در يک يا چند سال نيازمند واجد شرايطي از تبار دانشپور وجود نداشته باشد، سهم اين بخش در حساب بانکي مدت شرعي مضاربه‏اي، مخصوص حمايت ازنيازمندان نگهداري مي‏شود، تا نيازمند واجد شرايط پيدا شود. ضمنا از محل اين درآمد - با نظر مجمع عمومي - در حمايت از نيازمندان تبار دانشپور غير موقوف عليهم و يا غير تبار دانشپور - که همان شرايط را داشته باشند - نيز مي‏توان صرف نمود، به همان گونه که در ماده‏ي 14 پس از انقراض تبار دانشپور پيش بيني شده است.
    تبصره‏ي 4: چگونگي تنظيم اعتبارات - اعم از هزينه‏هاي ضروري و سه بخش اصلي - را مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور با توجه به اصول و اهداف وقف‏نامه تدوين و به تصويب حداقل دوسوم اعضا مي‏رساند.
    28. الزامات: موقوف عليهم بنياد تبار دانشپور ملزمند مراتب زير را رعايت نمايند:
    الف. اهداف و اصول سه گانه‏ي موقوفات در رأس امور بنياد است، و انجام هيچ عملي برخلاف آن سه هدف جايز نيست.
    ب. رؤسا، متوليان، نواب، نظار و همه‏ي موقوف عليهم ملزمند در حفظ و نگهداري عين موقوفات منقول و غير منقول کمال مراقبت را نموده، به طوري که موقوفات هر سال نسبت به سال قبل توسعه‏ي بيشتر يافته باشد. عرصه و اعيان موقوفات بايد به صورت داير و قابل استفاده باقي بماند، بر اين اساس انجام تعميرات و نوسازي و بازسازي مقدم بر ساير جهات است.
    ج. بيع، تفکيک، افراز و تقسيم اعيان موقوفات (منقول و غير منقول) جايز نيست، مگر آنکه به صورت غير قابل انتفاع و غير قابل عمران و نوسازي و بازسازي درآيد، در اين صورت لازم است با شرايطي که در اين وقف نامه آمده، فروخته و تبديل به احسن شود.
    د. اداره‏ي امور موقوفات و چگونگي نگهداري مهر وساير اسناد مربوط به موقوفات به عهده‏ي رئيس مجمع عمومي يا قائم مقام او است.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف کليشه - 3

    • ساعت ارسال پست : 5:26 PM ،


    اين عالم محقق در آخرين روز تابستان 1375 دار فاني را وداع نمود و در زادگاه خود به خاک سپرده شد.
    وکيل اجراي صيغه وقف: مرحوم آيت الله العظمي آقا سيد محمد رضا گلپايگاني
    در 8 ذي‏القعده 1316هـ.ق زاده شد. در ايامي که مرحوم آيت‏اللّه‏ حاج شيخ عبدالکريم حائري در اراک به سر مي‏بردند از گلپايگان به اراک هجرت نمود. با هجرت تاريخي حاج شيخ به قم و تأسيس حوزه علميه قم، به استاد خود پيوست. از همان ابتدا مورد عنايت ويژه حاج شيخ قرار گرفت و در زمره خواصّ آن مرحوم درآمد. پس از وفات آيت‏اللّه‏ بروجردي، به عنوان يکي از

    چند مرجع اصلي مطرح گرديد و از موفقترين مراجع بود. 32 سال مرجع تقيد، نزديک به 70 سال مدرّس حوزه و نزديک به 85 سال سرگرم فرا گرفتن و آموختن علوم آل‏محمد، عليهم‏السلام، بود. اوّلين مدرسه علوم ديني به سبک جديد را در قم تأسيس نمود. اوّلين مؤسسه بزرگ قرآني را در قم بنيان نهاد. نخستين دائرة‏المعارف فقهي و حديثي را با استفاده از علوم جديد بشري پديد آورد. هزاران شاگرد از حلقه درسي او بهره‏مند شدند. تأليفات ارجمندي از خود به جاي گذاشت که از آن جمله حاشيه بر عروة، حاشيه بر رسائل و مناسک حج را مي‏توان نام برد. عمر بابرکت او در 18 آذرماه 1372 پايان پذيرفت و در جوار حضرت فاطمه معصومه، عليهاالسلام، به خاک سپرده شد.
    شاهد وقف: مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ مرتضي حائري
    در ذي‏الحجة‏الحرام 1334هـ.ق در اراک ديده به دنيا باز کرد. خلف صالح مرحوم آيت‏اللّه‏ العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري، مؤسس حوزه قم و از فقيهان و اصوليان نامدار روزگار ما بود. مقدمات و علوم ادبي را از مرحومين آقا ميرزا محمدعلي اديب تهراني و آقا شيخ ابوالقاسم نحوي قرار گرفت. مقداري از سطح را در خدمت مرحوم آيت‏اللّه‏ العظمي مرعشي نجفي و مرحوم آيت‏اللّه‏ صالحي کرماني تحصيل کرد. چندي نيز از محضر والد ماجد خود بهره‏مند شد. نزديک به 15 سال به درس خارج فقه و اصول آيات عظام حجت، خوانساري و بروجردي حاضر شد و به تکميل علوم خويش پرداخت. پس از تکميل تحصيلات سالها به تدريس سطوح عاليه و خارج فقه و اصول پرداخت و شاگردان نام‏آوري را تربيت کرد. چندين کتاب و رساله از ايشان بر جاي مانده است که بعضي از آنها عبارتند از: 1. رساله‏اي در حديث رفع؛ 2. رساله‏اي در مسأله تعاقب ايادي؛ 3. کتاب ابتغاء الفضيلة؛ 4. شرح ناتمام بر عروة‏الوثقي؛ 5. مباني الاحکام في اصول شرايع الاسلام؛ 6. حاشيه بر کفاية؛ 7. حاشيه بر مکاسب.
     
    وقف ‏نامه
     
    حسب‏الاجازه حضرت مستطاب رئيس‏الشّيعة و محيي‏الشّريعة، آيت‏اللّه‏ آقاي حاجي آقاحسين بروجردي، مدّظلّه العالي، آقاي حاجي ميرزاحسن دردشتي، وصيّ مرحوم مغفور آقاي حاجي ميرزامحمود پاکتي دردشتي، غفرلهما، از محلّ ثلث و وجوه بريّه آن مرحوم کتاب رسائل، معروف به فرائدالاصول مرحوم علاّمه آيت‏اللّه‏ آقاي حاجي شيخ مرتضي انصاري، قدّس سرّه، به انضمام حاشيه مرحوم آيت‏اللّه‏ آقاي حاجي آقارضا همداني، رحمة‏اللّه‏ عليه، را کليشه و طبع نموده‏اند. اکنون عين کليشه‏هاي آن که بالغ بر 793 صفحه است به جنابان حجّتي‏الاسلام آقاي حاجي آقاحسين خادمي و آقاي حاجي شيخ مرتضي اردکاني، دامت برکاتهما، بابت مبرّات آن مرحوم واگذار نموده و مشاراليهما آن کليشه‏ها را بر طلاّب علوم دينيّه وقف نمودند، با شرايط ذيل که هر کس در آتيه بخواهد از آن کليشه‏ها کتاب فرائد و حاشيه را طبع نمايد، اوّلاً معادل بيست‏هزار تومان نقدي يا سپرده مالي نزد متولّي وقت به عنوان وديعه سپرده تا کليشه‏ها را تمام و کمال بدون عيب و نقص مسترد نمايد و سپرده خود را دريافت و در صورت نقصان، جبران و تکميل نمايد. ثانيا مقداري از کتاب طبع‏شده با جلد تمام که حدّاقل کمتر از پنجاه جلد نباشد و زياده با نظر متولي و ناظر وقت بابت اجازه کليشه‏ها در اختيار متولّي و ناظر گذارد، که مشاراليهما با نظر و دستور مجتهد مرجع تقليد وقت در حوزه‏هاي علميّه توزيع نمايند و اين شرط اعمّ از آن است که طبع‏کننده براي فروش يا وقف يا نحو ديگري عمل نموده باشد شرط مزبور بايد عمل شود. ثالثا عين اين وقف‏نامه در صفحه ضميمه آن کتاب طبع گردد. رابعا توليت آنها به آقاي حاجي ميرزاحسن دردشتي مرقوم مفوّض و پس از ايشان به اصلح اولاد ذکور معزّي‏اليه، نسلاً بعد نسل در صورت انقراض يا عدم صلاحيّت با مجتهد مرجع تقليد وقت مي‏باشد و نظارت آن مادام‏الحيات با دو نفر آقايان واقفين و پس از ايشان با يک نفر اعلم و اتقي از مدرّسين اصفهان قرار دادند و صيغه وقف طبق مرقومات در فوق جاري گرديد. في 16 شوّال‏المکرم سنة 1375 مطابق با 6/ 3 /1335. تمّت بالخير
    خادم‏الشريعة حسين الموسوي الخادمي
    الاحقر مرتضي الاردکاني
    الحاج ميرزاحسن دردشتي
    بسم‏اللّه‏ الرحمن الرحيم
    قد اجريت صيغة الوقف المبارک لدي الحقر مرتضي بن عبدالکريم الحائري، عفي‏اللّه‏ عنهما، في التاريخ المحررّه.
    بسم‏اللّه‏ الرحمن الرحيم
    قد اجريت صيغة الوقف وکالةً عن حجتي الاسلام، دامت برکاتهما، علي ما في الورقة من المصرف والمتولّي والشروط في السادس من ذي‏القعدة‏الحرام 1375
    محمدرضا الموسوي الگلپايگانيآ.
     
    پي نوشت ها:
     
    1-خاتم الفقهاء والمجتهدين حاج شيخ مرتضي بن محمد امين انصاري دزفولي به سال 1214هـ.ق در دزفول به دنيا آمد. تأليفات ارجمند او نقطه اوج تحقيقات فقهي و اصولي است و در ميان آنها مکاسب و رسائل موقعيت ممتازي دارد، ابتکارات و تأسيسات او آفاق تازه‏اي را در علم اصول گشود و اصول را وارد مرحله جديدي کرد. کتاب رسائل او بهترين نمونه اين تکامل و ناسخ کتب پيش از خود شد. صدها شرح و حاشيه و تعليقه بر رسائل و مکاسب نگاشته شد که حاشيه مرحوم آخوند خراساني و حاج آقارضا همداني و شرح مرحوم ميرزاي آشتياني و مرحوم ميرزا موسي تبريزي بر رسائل از نمونه‏هاي خوب آنها محسوب مي‏شود. شيخ انصاري، قدس سرّه، در سال 1281هـ.ق در نجف اشرف وفات يافت و در جوار اميرالمؤمنين، عليه‏السلام، به خاک سپرده شد
    2-سيّدحسين فرزند سيّدعلي در صفر 1292هـ.ق در بروجرد زاده شد. پس از تحصيل مقدمات در بروجرد به حوزه اصفهان آمد و علوم نقلي را از مرحومان آيت‏اللّه‏ ميرزا ابوالمعالي کلباسي، آيت‏اللّه‏ سيّد محمدباقر درچه‏اي و آيت‏اللّه‏ سيّد محمدتقي مدرّس و علوم عقلي را از دو استاد مسلّم اين علوم، يعني مرحومان آخوند کاشي و جهانگيرخان قشقايي، فراگرفت. او سپس به نجف عزيمت نمود و به درس بزرگاني چون مرحومان آخوند خراساني و آقا سيّد محمدکاظم يزدي و شيخ‏الشريعه اصفهاني حاضر شد و بعد از آن به بروجرد بازگشت و بيش از سي سال در آنجا به تحقيق و تدريس سرگرم بود. سيّدحسين به دعوت زعماي حوزه قم به
    اين ديار هجرت نمود و زعامت حوزه مقدسه قم را به دست گرفت. وي مرجع مطلق شيعه در عصر خود بود. او شاگردان بسياري تربيت کرد و تأليفات بسياري از خود به جاي گذاشت که از مهمترين آنها کتاب جامع احاديث شيعه )حدود 20 جلد) است. در سال 1340هـ.ش به جوار رحمت حق واصل و در مدخل مسجد اعظم قم مدفون گرديد،
    3-آخوند ملامحمدکاظم هروي خراساني از بزرگترين فقيهان و اصوليان متأخر است. کتاب کفاية‏الاصول او پس از رسائل شيخ متداولترين و معتبرترين کتاب اصولي است و همچون رسائل مدار بحث و تحقيق و شرح و تعليق در حوزه‏هاي علميه است. به لحاظ درک محضر حکيمان ارجمندي چون مرحوم ملاهادي سبزواري، مرحوم حکيم جلوه و مرحوم ملاّحسين خوئي از علم معقول نيز حظّي وافر داشت و بيش از اسلاف خود مطالب معقول را در اصول داخل نمود. در فقه و اصول از محضر شيخ انصاري، آقا سيدعلي شوشتري، علاّمه شيخ راضي و ميرزاي شيرازي، رضوان‏اللّه‏ عليهم، استفاده نمود. حلقه درس او بزرگترين و پرنشاط‏ترين درس نجف بود. تعداد شاگردان او را تا سه‏هزار نفر نيز نوشته‏اند. برخلاف بسياري از اقران خود در امور سياسي نيز دخالت مي‏نمود و بالاخره نيز به‏طور مشکوکي در سحر روزي که قرار بود به قصد دفاع از مرزهاي اسلام و جنگ با نظاميان روس عازم ايران شود، وفات نمود. پس از کتاب کفايه او، حواشي او بر رسائل و مکاسب شيخ از مشهورترين تأليفات اوست
    4-اصولي متبحّر و مجتهد مقتدر عصر ناصري، حاج ميرزا محمدحسن آشتياني در 1243 يا 1248هـ.ق در آشتيان به دنيا آمد. عمده تحصيلات خود را در نجف اشرف انجام داد و از محضر شيخ انصاري بهره فراوان برد. پس از رسيدن به اجتهاد به تهران آمد و حوزه درس تشکيل داد. در ماجراي جنبش تنباکو رهبري نهضت در تهران و بلکه ايران را عهده‏دار بود. معروفترين اثر او بحرالفوائد است که در شرح رسائل استاد خود شيخ انصاري نگاشته است. در سال 1319هـ.ق در تهران وفات يافت و در نجف اشرف در مقبره مرحوم شيخ جعفر شوشتري دفن گرديد
    5- ميرزا موسي فرزند ميرزاجعفر و او فرزند ميرزا احمد همگي از عالمان نامدار ديار خود بودند. پس از تحصيل مقدمات در تبريز به نجف اشرف رهسپار شد و از محضر مرحوم شيخ انصاري و مرحوم آيت‏اللّه‏ سيّدحسين کوه‏کمري استفاده نمود. پس از اجتهاد به زادگاه خود مراجعت کرد و در آنجا زعامت و مرجعيت يافت. چند اثر ارزشمند تأليف نمود که مشهورتر از همه کتاب اوثق‏الوسائل است که شرحي است بر کتاب رسائل شيخ. اين عالم جليل در سال 1305 يا 1307هـ.ق در تبريز وفات يافت
    6-فقيه، اصولي و حکيم متألّه مرحوم حاج شيخ عبدالحسين رشتي در سال 1292هـ.ق در کربلاي معلّي به دنيا آمد. سالها در تهران از محضر ميرزاي آشتياني بهره‏مند بود. پس از مهاجرت به نجف به حلقه درس مرحومان آخوند خراساني و آقاسيد محمدکاظم يزدي و شيخ‏الشريعه اصفهاني پيوست. شرح وي بر کفاية‏الاصول از بهترين آثار علمي اوست. او در سال 1373 چشم از جهان فرو بست و در وادي‏السلام مدفون شد
    7-از بزرگان فقها و اصولين در عصر خود و از شاگردان خاص مرحوم ميرزاي شيرازي و مرحوم ميرزاي آشتياني بود. تأليفات متعددش حکايت از مقام علمي ارجمند او دارد. کتاب مصباح‏الفقيه او از کتب درسي استدلالي، و مرجع استفاده عالمان پس از اوست. از وي حاشيه‏اي بر مکاسب و حاشيه‏اي بر رسائل به نام الفوائد الرضويه علي الفرايد المرتضويه نيز به يادگار مانده است. وفات اين فقيه بزرگ در سال 1322هـ.ق اتفاق افتاد و در سامرّا، در رواق عسکريين، عليهماالسلام، دفن گرديد
    8-در سال 1230هـ.ش در شهر دزفول ديده به جهان گشود. ساليان متمادي در اصفهان متوطن و در مدرسه جدّه کوچک به تدريس دروس سطح اشتغال داشت. در ادبيات عرب بسيار متبحّر بود. در مدت 88 سال عمر بابرکت خود علاوه بر تدريس و تحقيق بجز تعليقه يادشده بر »قطع« رسائل، کتاب نورالانوار را در منطق و کتاب کشّاف الغاية در حاشيه بر تهذيب‏المنطق به رشته تحرير درآورد. او در سال 1318هـ.ش چشم از جهان فروبست و در تکيه سيّدالعراقين تخت پولاد اصفهان به خاک سپرده شد
     

    نويسنده: محمد مهدي الشريف
     

    پایان

    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نظامنامه‏ي موقوفات بنياد تبار دانشپور - 8

    • ساعت ارسال پست : 4:29 PM ،


    26. سال مالي و بودجه:

    مصوبات مجمع عمومي فقط براي مدت يکسال مالي اعتبار دارد، و مجمع عمومي سال بعد در ابقا، ابطال و يا تغيير مصوبات مجمع عمومي سال قبل مختار است. ابتدا و انتهاي سال مالي را مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور تعيين مي‏کند. بودجه‏ي ساليانه‏ي موقوفات بنياد، همه ساله در دو ماه آخر سال (يا تاريخي که مجمع عمومي تعيين مي‏کند) تنظيم مي‏گردد.
    درآمد: موقوفات بنياد تبار دانشپور فعلا درآمدي ندارد مگر آنکه تمام يا قسمتي از ساختمان ملک موقوفه به اجاره واگذار شود، يا پولي در بانک (با بهره‏ي شرعي مضاربه‏اي کوتاه مدت يا بلندمدت) داشته باشد.
    هزينه: هزينه‏هاي جاري و معمول به قرار زير است:
    الف. هزينه‏هاي مربوط به حفظ و حراست عين بقاي موقوفات از قبيل: تعميرات، نقاشي و...؛
    ب. هزينه‏ي آب، برق، تلفن، گاز، عوارض نوسازي، بيمه و عوارض اتومبيل‏ها، ماليات‏ها، بيمه ساختمان‏ها و...؛
    ج. حقوق متولي، نايب التوليه، ناظر، وکيل، کارمندان و هزينه‏هاي دادرسي و...؛
    د. ساير هزينه‏هاي پيش بيني نشده.

    27. چگونگي تقسيم منافع موقوفات و هزينه کردن آن: پس از کسر کليه هزينه‏هاي ضروري (از قبيل: هزينه آب، برق، تلفن، گاز، تعميرات کلي وجزئي ساختماني، حقوق متولي، نايب التوليه، ناظر، وکيل، کارمندان و...) با بررسي و تصويب مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور، درآمد موقوفات برحسب سه هدف ياد شده، به سه بخش ذيل تقسيم مي‏شود:
    بخش اول: اين بخش مبتني بر اصل اول (بقا و توسعه) بوده و بر اساس آن لازم است يک ثلث از درآمد باقيمانده (پس از کسر هزينه‏هاي ضروري) به صندوق توسعه و بقاي موقوفات بنياد تبار دانشپور (که در بانک و در حساب کوتاه مدت يا بلندمدت با بهره‏ي شرعي مضاربه‏اي نگهداري مي‏شود)، تخصيص يابد. آنگاه از محل اين درآمد، با تصويب مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور، محل جديدي خريداري يا ساختمان جديدي براي موقوفه احداث گردد؛ و يا تعميرات اساسي و تعميرات ساختماني صورت گيرد. در صورتي که سهم يک سال براي خريد يا بناي ساختمان جديد کافي نباشد سهم اين بخش همچنان در بانک (با بهره‏ي بلندمدت شرعي مضاربه‏اي) نگهداري مي‏شود تا به اندازه‏ي خريد يک محل جديد برسد، يا ساختمان جديدي از محل آن بنا شود.
    تبصره‏ي 1. در صورت ضرورت، با تصويب مجمع عمومي، مي‏توان از وجوه اين بخش براي بخش حمايت تبار نيازمند، و يا از بخش حمايت تبار نيازمند براي اين بخش به عنوان قرض الحسنه برداشت کرد، و رد اولين فرصت اصل مبلغ را به حساب اصلي برگرداند.

    تبصره‏ي 2: چون نوع وقف، هم وقف انتفاع و هم وقف منفعت است، در صورتي که همه يا بعضي از موقوف عليهم جهت سکونت از محل موقوفات استفاده کنند، ساکن يا ساکنان بايد مال‏الاجاره‏ي عرفي محل سکونت خود را - که توسط کميته‏ي انضباطي مجمع عمومي تعيين مي‏گردد - به صندوق کل موقوفات واريز نمايند. (اجاره‏ي تعيين شده، نبايد از بيست درصد کل درآمد موقوف عليهم بيشتر باشد) از محل درآمد حاصله، اول هزينه‏هاي ضروري و بعد يک‏سوم سهم بقا و توسعه و يک‏سوم سهم تبار نيازمند به حساب‏هاي مربوطه واريز گردد، آنگاه موقوف عليهم سهم خود را دريافت نمايند. بديهي است هر آنچه موارد وقف توسعه پيدا کرد به همين منوال خواهد بود. «جعل الواقف کنص الشارع».
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1389 
  • نظرات (0)