29. شرايط ضمن العقد:
واقف موارد زير را ضمنالعقد شرط کرد:
الف. تبديل به احسن: در صورتي که - به هر جهت - براي مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور ثابت شد که نگهداري عرصه و اعيان موقوفات يا ساير اشياي متعلق به موقوفات (مثلا فرش، يخچال و..) به مصلحت و در جهت اهداف واقف نيست، مجمع عمومي ميتواند با تصويب بيش از دوسوم اعضا آنها را بفروشد و بلافاصله به جاي آن ملک، ملک ديگر و بجاي آن شيء، شيء ديگري خريداري نمايد؛ به طوري که واقعا تبديل به احسن شود. در صورت امکان، فروش ملک يا شيء موقوفه و خريد جانشين، دريک جلسه و همزمان به تصويب اعضاي مجمع عمومي برسد.
تبصره: درموقع تبديل احسن در صورتي که مبلغ موجود در صندوق توسعه، به مبلغ حاصل از فروش املاک يا اشيا، اضافه شود و ملک يا شيء ديگري خريداري شود، بلامانع است. اما فروش املاک يا اشياي موقوفه و مصرف آن - بدون خريد جايگزين - جايز نيست. در هر صورت موقوف عليهم موظف هستند نسبت به املاک موقوفه چنان عمل نمايند که حفظ اصل موقوفه و عمران و آبادي و ازدياد درآمد حاصل از آن مقدم بر هر چيزي باشد.
ب. امور خيريه و حمايت از عموم نيازمندان: در بند 14 همين وقفنامه - در مورد انقراض تبار دانشپور - مطلبي به اين مضمون آمده است: در صورت انقراض تبار دانشپور وقف خاص تبديل به وقف عام ميشود. (2) ثلث درآمد موقوفات، هزينهي بقا و توسعه و تکامل، و دو ثلث ديگر آن در جهت حمايت از عموم مردم نيازمند شناخته شده و امور خيريه مصرف ميشود. بنابراين مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور با تصويب حداقل دوسوم آراء ميتواند در زمان وجود تبار دانشپور - نيز از محل درآمد موقوفات در امور خيريه و حمايت از آن دسته از تبار دانشپور، که جزء موقوف عليهم نيستند و ساير نيازمندان تبار دانشپور - به صورت قرضالحسنه يا بلاعوض - به شرحي که دربارهي تبار نيازمند (مادي و معنوي) آمده است، استفاده نمايند.
ج. همسر واقف (خانم صديقهي قرائتي) مادامالعمر از سکونت ملک مورد وقف و کليهي اثاث و لوازم موجود در آن استفاده ميکند و از محل درآمد خود (حقوق بازنشستگي همسر و درآمد اجازهي ملک خود) طبق مصبوبهي مجمع عمومي يا کميتهي انضباطي به صندوق موقوفات اجاره ميپردازد، ولي حداکثر اجاره پرداختي او نبايد از بيست درصد کل درآمد او بيشتر باشد.
د. خروج افراد تبار دانشپور از جمع موقوف عليهم: هر يک از افراد تبار دانشپور که معتاد به مواد مخدر شود - به طوري که عرف جامعه و مجمع عمومي او را معتاد بداند - و نيز هر يک از افراد تبار دانشپور که رفتار اجتماعي او باعث سرشکستگي ساير افراد تبار شود، حق موقوف عليهم بودن از او سلب شده و استفاده از مزاياي مادي و معنوي اين بنياد براي او حرام است.
تبصرهي 1: تشخيص اعتياد و ناهنجاريهاي رفتاري فرد، با داوران کميتهي انضباطي مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور است.
تبصرهي 2: به منظور رفع هر گونه ابهام، متعاقب اين وقفنامه يک وصيتنامه نيز نوشته شده و در دفترخانه شماره 194 تهران به ثبت رسيده است، لازم است به آن وصيتنامه يا وصيتنامهاي که بعدا خواهم نوشت و نيز وقفنامههاي متعاقب مراجعه شود.
30. اجراي صيغهي شرعي وقف و قبض موارد وقف توسط نمايندهي موقوف عليهم: واقف در کمال صحت و سلامت عقل و شعور و شمول توفيقات و تأييدات الهي، و بدون اکراه و اجبار و با نيت قربة الي الله متن وقفنامه را در سه اصل و سي ماده و بيست و يک تبصره و چهل بند (الف. ب. ج و...) و ده بند عددي (1 و 2 و...) تدوين و صيغهي شرعي وقف بر آن جاري نمود. - پس از امضاي سند وقفنامه، موارد وقف، به عنوان موقوفه، توسط متولي فعلي - که همان واقف است - به عنوان نمايندهي موقوف عليهم قبض گرديد.
(فمن بدله بعد ما سمعه فانما ائمه علي الذين يبدلونه ان الله سميع عليم) (بقره: 181)
(و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل. ربنا تقبل منا انک انت السميع العليم)
(ربنا و اجعلنا مسلمين لک و من ذريتنا امة مسلمة لک و ارنا منا سکنا و تب علينا انک انت التواب الرحيم)
(ربنا و ابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم آياتک و يعلمهم الکتاب و الحکمة و يزکيهم انک انت العزيز الحکيم) (بقره: 129 - 127).
تاريخ ثبت وقفنامه: اين وقفنامه در تاريخ سيزدهم بهمن سال يک هزار و سيصد و هفتاد و نه هجري شمسي، برابر
با هفتم ذيقعدة الحرام سال يک هزار و چهارصد و بيست و يک هجري قمري و برابر با اول فوريه سال دو هزار و يک ميلادي به ثبت رسيد.
[محل امضاء واقف]
1-همان طور که در بند 5 (انگيزهي تأسيس) آمده است، واقف ملک ديگري را طي وقفنامهي شمارهي / 27 / 12 / 59 / 84353 / وقف عام (آموزش و پرورش) کرده هم اکنون در تهران منطقهي 14 آموزش و پرورش واقع در مجيديه تهران خيابان کرمان شمالي به نام «مجتمع فرهنگي دکتر س. ع دانشپور» مورد استفاده قرار گرفته است. منظور واقف از اينکه وقف خاص - با شرايطي - تبديل به وقف عام گردد، نيز وقف آموزش و پرورش (دبستان، راهنمايي و دبيرستان) بوده است که توضيح آن از قلم افتاده است. (واقف).
2-اصلاح شده، به «وقف آموزش و پرورش».
پایان
منبع :
بخش دوم: اين بخش مبتني است بر اصل و هدف دوم (تشکل تبار محوري)، و آن عبارت است از ثلث دوم درآمد (پس از کسر هزينههاي ضروري)، و آن سهم کليهي موقوف عليهم است که در طبقهي اول و دوم بين ذکور و اناث به طورمساوي از طبقهي سوم به بعد منحصرا بين اولاد ذکور نيازمند و غير نيازمند تقسيم ميشود. ممکن است سهم هر يک از موقوف عليهم فعلا مبلغ ناچيزي باشد، ولي اميد است تبار دانشپور اين مبلغ ناچيز را - به عنوان برکت کيسه - قبول نمايند. (چه کند بينوا ندارد بيش). هر يک از موقوف عليهم که مايل نبود از سهم خود استفاده کند، ميتواند آن مبلغ را به نام خود به «صندوق بقا و توسعه» واريز نمايد. (وافعلوا الخيرات لعلکم تفلحون) (حج: 77). اميد و انتظار پدر از فرزندان اين است که مبالغ بيشتري به صندوق بقا و توسععه واريز نمايند و موقوفات را توسعه دهند، که آيندگان بهرهي بيشتري ببرند.
بخش سوم: اين بخش مبتني است بر اصل و هدف سوم (حمايت از تبار نيازمند)، و آن عبارت است از ثلث سوم درآمد (پس از کسر هزينههاي ضروري) که سهم تبار نيازمند است. منظور از نيازمندي، هم نياز مادي (از قبيل هزينهي بيماري، دارو، غذا، مسکن، جهيزيه، هزينهي شرعي ازدواج و...) و هم نياز فرهنگي (از قبيل اهداي جايزه، اعطاي بورسيه، هزينهي کلاسهاي فوق العاده، مطالعات و تحقيقات، کمک به محققين نيازمند، هزينهي تحصيلات دانشگاهي و مدرسهاي، چاپ و نشر کتب مفيد و...)
تبصرهي 1: تشخيص نيازمندي و تعيين اولويت با مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور است.
تبصرهي 2: تبار نيازمند، سهم تباري خود را همانند ديگران ميبرد، و سهم نيازمندي خود را به طور رايگان يا به صورت قرض الحسنه و به طور قطعي با تصويب مجمع عمومي دريافت ميکند. و آن ربطي به سهم تباري ندارد، و علاوه بر سهم تباري ميباشد.
تبصرهي 3: در صورتي که در يک يا چند سال نيازمند واجد شرايطي از تبار دانشپور وجود نداشته باشد، سهم اين بخش در حساب بانکي مدت شرعي مضاربهاي، مخصوص حمايت ازنيازمندان نگهداري ميشود، تا نيازمند واجد شرايط پيدا شود. ضمنا از محل اين درآمد - با نظر مجمع عمومي - در حمايت از نيازمندان تبار دانشپور غير موقوف عليهم و يا غير تبار دانشپور - که همان شرايط را داشته باشند - نيز ميتوان صرف نمود، به همان گونه که در مادهي 14 پس از انقراض تبار دانشپور پيش بيني شده است.
تبصرهي 4: چگونگي تنظيم اعتبارات - اعم از هزينههاي ضروري و سه بخش اصلي - را مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور با توجه به اصول و اهداف وقفنامه تدوين و به تصويب حداقل دوسوم اعضا ميرساند.
28. الزامات: موقوف عليهم بنياد تبار دانشپور ملزمند مراتب زير را رعايت نمايند:
الف. اهداف و اصول سه گانهي موقوفات در رأس امور بنياد است، و انجام هيچ عملي برخلاف آن سه هدف جايز نيست.
ب. رؤسا، متوليان، نواب، نظار و همهي موقوف عليهم ملزمند در حفظ و نگهداري عين موقوفات منقول و غير منقول کمال مراقبت را نموده، به طوري که موقوفات هر سال نسبت به سال قبل توسعهي بيشتر يافته باشد. عرصه و اعيان موقوفات بايد به صورت داير و قابل استفاده باقي بماند، بر اين اساس انجام تعميرات و نوسازي و بازسازي مقدم بر ساير جهات است.
ج. بيع، تفکيک، افراز و تقسيم اعيان موقوفات (منقول و غير منقول) جايز نيست، مگر آنکه به صورت غير قابل انتفاع و غير قابل عمران و نوسازي و بازسازي درآيد، در اين صورت لازم است با شرايطي که در اين وقف نامه آمده، فروخته و تبديل به احسن شود.
د. ادارهي امور موقوفات و چگونگي نگهداري مهر وساير اسناد مربوط به موقوفات به عهدهي رئيس مجمع عمومي يا قائم مقام او است.
ادامه دارد ...
منبع :
اين عالم محقق در آخرين روز تابستان 1375 دار فاني را وداع نمود و در زادگاه خود به خاک سپرده شد.
وکيل اجراي صيغه وقف: مرحوم آيت الله العظمي آقا سيد محمد رضا گلپايگاني
در 8 ذيالقعده 1316هـ.ق زاده شد. در ايامي که مرحوم آيتاللّه حاج شيخ عبدالکريم حائري در اراک به سر ميبردند از گلپايگان به اراک هجرت نمود. با هجرت تاريخي حاج شيخ به قم و تأسيس حوزه علميه قم، به استاد خود پيوست. از همان ابتدا مورد عنايت ويژه حاج شيخ قرار گرفت و در زمره خواصّ آن مرحوم درآمد. پس از وفات آيتاللّه بروجردي، به عنوان يکي از
چند مرجع اصلي مطرح گرديد و از موفقترين مراجع بود. 32 سال مرجع تقيد، نزديک به 70 سال مدرّس حوزه و نزديک به 85 سال سرگرم فرا گرفتن و آموختن علوم آلمحمد، عليهمالسلام، بود. اوّلين مدرسه علوم ديني به سبک جديد را در قم تأسيس نمود. اوّلين مؤسسه بزرگ قرآني را در قم بنيان نهاد. نخستين دائرةالمعارف فقهي و حديثي را با استفاده از علوم جديد بشري پديد آورد. هزاران شاگرد از حلقه درسي او بهرهمند شدند. تأليفات ارجمندي از خود به جاي گذاشت که از آن جمله حاشيه بر عروة، حاشيه بر رسائل و مناسک حج را ميتوان نام برد. عمر بابرکت او در 18 آذرماه 1372 پايان پذيرفت و در جوار حضرت فاطمه معصومه، عليهاالسلام، به خاک سپرده شد.
شاهد وقف: مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ مرتضي حائري
در ذيالحجةالحرام 1334هـ.ق در اراک ديده به دنيا باز کرد. خلف صالح مرحوم آيتاللّه العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري، مؤسس حوزه قم و از فقيهان و اصوليان نامدار روزگار ما بود. مقدمات و علوم ادبي را از مرحومين آقا ميرزا محمدعلي اديب تهراني و آقا شيخ ابوالقاسم نحوي قرار گرفت. مقداري از سطح را در خدمت مرحوم آيتاللّه العظمي مرعشي نجفي و مرحوم آيتاللّه صالحي کرماني تحصيل کرد. چندي نيز از محضر والد ماجد خود بهرهمند شد. نزديک به 15 سال به درس خارج فقه و اصول آيات عظام حجت، خوانساري و بروجردي حاضر شد و به تکميل علوم خويش پرداخت. پس از تکميل تحصيلات سالها به تدريس سطوح عاليه و خارج فقه و اصول پرداخت و شاگردان نامآوري را تربيت کرد. چندين کتاب و رساله از ايشان بر جاي مانده است که بعضي از آنها عبارتند از: 1. رسالهاي در حديث رفع؛ 2. رسالهاي در مسأله تعاقب ايادي؛ 3. کتاب ابتغاء الفضيلة؛ 4. شرح ناتمام بر عروةالوثقي؛ 5. مباني الاحکام في اصول شرايع الاسلام؛ 6. حاشيه بر کفاية؛ 7. حاشيه بر مکاسب.
خادمالشريعة حسين الموسوي الخادمي
الاحقر مرتضي الاردکاني
الحاج ميرزاحسن دردشتي
بسماللّه الرحمن الرحيم
قد اجريت صيغة الوقف المبارک لدي الحقر مرتضي بن عبدالکريم الحائري، عفياللّه عنهما، في التاريخ المحررّه.
بسماللّه الرحمن الرحيم
قد اجريت صيغة الوقف وکالةً عن حجتي الاسلام، دامت برکاتهما، علي ما في الورقة من المصرف والمتولّي والشروط في السادس من ذيالقعدةالحرام 1375
محمدرضا الموسوي الگلپايگانيآ.
2-سيّدحسين فرزند سيّدعلي در صفر 1292هـ.ق در بروجرد زاده شد. پس از تحصيل مقدمات در بروجرد به حوزه اصفهان آمد و علوم نقلي را از مرحومان آيتاللّه ميرزا ابوالمعالي کلباسي، آيتاللّه سيّد محمدباقر درچهاي و آيتاللّه سيّد محمدتقي مدرّس و علوم عقلي را از دو استاد مسلّم اين علوم، يعني مرحومان آخوند کاشي و جهانگيرخان قشقايي، فراگرفت. او سپس به نجف عزيمت نمود و به درس بزرگاني چون مرحومان آخوند خراساني و آقا سيّد محمدکاظم يزدي و شيخالشريعه اصفهاني حاضر شد و بعد از آن به بروجرد بازگشت و بيش از سي سال در آنجا به تحقيق و تدريس سرگرم بود. سيّدحسين به دعوت زعماي حوزه قم به
اين ديار هجرت نمود و زعامت حوزه مقدسه قم را به دست گرفت. وي مرجع مطلق شيعه در عصر خود بود. او شاگردان بسياري تربيت کرد و تأليفات بسياري از خود به جاي گذاشت که از مهمترين آنها کتاب جامع احاديث شيعه )حدود 20 جلد) است. در سال 1340هـ.ش به جوار رحمت حق واصل و در مدخل مسجد اعظم قم مدفون گرديد،
3-آخوند ملامحمدکاظم هروي خراساني از بزرگترين فقيهان و اصوليان متأخر است. کتاب کفايةالاصول او پس از رسائل شيخ متداولترين و معتبرترين کتاب اصولي است و همچون رسائل مدار بحث و تحقيق و شرح و تعليق در حوزههاي علميه است. به لحاظ درک محضر حکيمان ارجمندي چون مرحوم ملاهادي سبزواري، مرحوم حکيم جلوه و مرحوم ملاّحسين خوئي از علم معقول نيز حظّي وافر داشت و بيش از اسلاف خود مطالب معقول را در اصول داخل نمود. در فقه و اصول از محضر شيخ انصاري، آقا سيدعلي شوشتري، علاّمه شيخ راضي و ميرزاي شيرازي، رضواناللّه عليهم، استفاده نمود. حلقه درس او بزرگترين و پرنشاطترين درس نجف بود. تعداد شاگردان او را تا سههزار نفر نيز نوشتهاند. برخلاف بسياري از اقران خود در امور سياسي نيز دخالت مينمود و بالاخره نيز بهطور مشکوکي در سحر روزي که قرار بود به قصد دفاع از مرزهاي اسلام و جنگ با نظاميان روس عازم ايران شود، وفات نمود. پس از کتاب کفايه او، حواشي او بر رسائل و مکاسب شيخ از مشهورترين تأليفات اوست
4-اصولي متبحّر و مجتهد مقتدر عصر ناصري، حاج ميرزا محمدحسن آشتياني در 1243 يا 1248هـ.ق در آشتيان به دنيا آمد. عمده تحصيلات خود را در نجف اشرف انجام داد و از محضر شيخ انصاري بهره فراوان برد. پس از رسيدن به اجتهاد به تهران آمد و حوزه درس تشکيل داد. در ماجراي جنبش تنباکو رهبري نهضت در تهران و بلکه ايران را عهدهدار بود. معروفترين اثر او بحرالفوائد است که در شرح رسائل استاد خود شيخ انصاري نگاشته است. در سال 1319هـ.ق در تهران وفات يافت و در نجف اشرف در مقبره مرحوم شيخ جعفر شوشتري دفن گرديد
5- ميرزا موسي فرزند ميرزاجعفر و او فرزند ميرزا احمد همگي از عالمان نامدار ديار خود بودند. پس از تحصيل مقدمات در تبريز به نجف اشرف رهسپار شد و از محضر مرحوم شيخ انصاري و مرحوم آيتاللّه سيّدحسين کوهکمري استفاده نمود. پس از اجتهاد به زادگاه خود مراجعت کرد و در آنجا زعامت و مرجعيت يافت. چند اثر ارزشمند تأليف نمود که مشهورتر از همه کتاب اوثقالوسائل است که شرحي است بر کتاب رسائل شيخ. اين عالم جليل در سال 1305 يا 1307هـ.ق در تبريز وفات يافت
6-فقيه، اصولي و حکيم متألّه مرحوم حاج شيخ عبدالحسين رشتي در سال 1292هـ.ق در کربلاي معلّي به دنيا آمد. سالها در تهران از محضر ميرزاي آشتياني بهرهمند بود. پس از مهاجرت به نجف به حلقه درس مرحومان آخوند خراساني و آقاسيد محمدکاظم يزدي و شيخالشريعه اصفهاني پيوست. شرح وي بر کفايةالاصول از بهترين آثار علمي اوست. او در سال 1373 چشم از جهان فرو بست و در واديالسلام مدفون شد
7-از بزرگان فقها و اصولين در عصر خود و از شاگردان خاص مرحوم ميرزاي شيرازي و مرحوم ميرزاي آشتياني بود. تأليفات متعددش حکايت از مقام علمي ارجمند او دارد. کتاب مصباحالفقيه او از کتب درسي استدلالي، و مرجع استفاده عالمان پس از اوست. از وي حاشيهاي بر مکاسب و حاشيهاي بر رسائل به نام الفوائد الرضويه علي الفرايد المرتضويه نيز به يادگار مانده است. وفات اين فقيه بزرگ در سال 1322هـ.ق اتفاق افتاد و در سامرّا، در رواق عسکريين، عليهماالسلام، دفن گرديد
8-در سال 1230هـ.ش در شهر دزفول ديده به جهان گشود. ساليان متمادي در اصفهان متوطن و در مدرسه جدّه کوچک به تدريس دروس سطح اشتغال داشت. در ادبيات عرب بسيار متبحّر بود. در مدت 88 سال عمر بابرکت خود علاوه بر تدريس و تحقيق بجز تعليقه يادشده بر »قطع« رسائل، کتاب نورالانوار را در منطق و کتاب کشّاف الغاية در حاشيه بر تهذيبالمنطق به رشته تحرير درآورد. او در سال 1318هـ.ش چشم از جهان فروبست و در تکيه سيّدالعراقين تخت پولاد اصفهان به خاک سپرده شد
نويسنده: محمد مهدي الشريف
پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
منبع :
26. سال مالي و بودجه:
مصوبات مجمع عمومي فقط براي مدت يکسال مالي اعتبار دارد، و مجمع عمومي سال بعد در ابقا، ابطال و يا تغيير مصوبات مجمع عمومي سال قبل مختار است. ابتدا و انتهاي سال مالي را مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور تعيين ميکند. بودجهي ساليانهي موقوفات بنياد، همه ساله در دو ماه آخر سال (يا تاريخي که مجمع عمومي تعيين ميکند) تنظيم ميگردد.
درآمد: موقوفات بنياد تبار دانشپور فعلا درآمدي ندارد مگر آنکه تمام يا قسمتي از ساختمان ملک موقوفه به اجاره واگذار شود، يا پولي در بانک (با بهرهي شرعي مضاربهاي کوتاه مدت يا بلندمدت) داشته باشد.
هزينه: هزينههاي جاري و معمول به قرار زير است:
الف. هزينههاي مربوط به حفظ و حراست عين بقاي موقوفات از قبيل: تعميرات، نقاشي و...؛
ب. هزينهي آب، برق، تلفن، گاز، عوارض نوسازي، بيمه و عوارض اتومبيلها، مالياتها، بيمه ساختمانها و...؛
ج. حقوق متولي، نايب التوليه، ناظر، وکيل، کارمندان و هزينههاي دادرسي و...؛
د. ساير هزينههاي پيش بيني نشده.
27. چگونگي تقسيم منافع موقوفات و هزينه کردن آن: پس از کسر کليه هزينههاي ضروري (از قبيل: هزينه آب، برق، تلفن، گاز، تعميرات کلي وجزئي ساختماني، حقوق متولي، نايب التوليه، ناظر، وکيل، کارمندان و...) با بررسي و تصويب مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور، درآمد موقوفات برحسب سه هدف ياد شده، به سه بخش ذيل تقسيم ميشود:
بخش اول: اين بخش مبتني بر اصل اول (بقا و توسعه) بوده و بر اساس آن لازم است يک ثلث از درآمد باقيمانده (پس از کسر هزينههاي ضروري) به صندوق توسعه و بقاي موقوفات بنياد تبار دانشپور (که در بانک و در حساب کوتاه مدت يا بلندمدت با بهرهي شرعي مضاربهاي نگهداري ميشود)، تخصيص يابد. آنگاه از محل اين درآمد، با تصويب مجمع عمومي بنياد تبار دانشپور، محل جديدي خريداري يا ساختمان جديدي براي موقوفه احداث گردد؛ و يا تعميرات اساسي و تعميرات ساختماني صورت گيرد. در صورتي که سهم يک سال براي خريد يا بناي ساختمان جديد کافي نباشد سهم اين بخش همچنان در بانک (با بهرهي بلندمدت شرعي مضاربهاي) نگهداري ميشود تا به اندازهي خريد يک محل جديد برسد، يا ساختمان جديدي از محل آن بنا شود.
تبصرهي 1. در صورت ضرورت، با تصويب مجمع عمومي، ميتوان از وجوه اين بخش براي بخش حمايت تبار نيازمند، و يا از بخش حمايت تبار نيازمند براي اين بخش به عنوان قرض الحسنه برداشت کرد، و رد اولين فرصت اصل مبلغ را به حساب اصلي برگرداند.
تبصرهي 2: چون نوع وقف، هم وقف انتفاع و هم وقف منفعت است، در صورتي که همه يا بعضي از موقوف عليهم جهت سکونت از محل موقوفات استفاده کنند، ساکن يا ساکنان بايد مالالاجارهي عرفي محل سکونت خود را - که توسط کميتهي انضباطي مجمع عمومي تعيين ميگردد - به صندوق کل موقوفات واريز نمايند. (اجارهي تعيين شده، نبايد از بيست درصد کل درآمد موقوف عليهم بيشتر باشد) از محل درآمد حاصله، اول هزينههاي ضروري و بعد يکسوم سهم بقا و توسعه و يکسوم سهم تبار نيازمند به حسابهاي مربوطه واريز گردد، آنگاه موقوف عليهم سهم خود را دريافت نمايند. بديهي است هر آنچه موارد وقف توسعه پيدا کرد به همين منوال خواهد بود. «جعل الواقف کنص الشارع».
ادامه دارد ...
منبع :
