ساختار یک مدل کسب و کار
ماموریت: این بخش دربرگیرنده آنچه که شرکت هدف قرار داده و قصد انجام آن را دارد می باشد.
راهکار: هر شرکتی باید راه کارهای رقابتی خود را در مورد واژه های مشتریان، فواصل جغرافیایی و محصولات مختلف تعریف کنند. این کار گاهی اوقات سبب رسیدن به ایده ها و ابتکارات تازه ای در کسب و کار خواهد شد.
تفاوت های اساسی: چه تفاوت هایی در کارها و برنامه های شرکت باعث برتری آنها در برابر رقبا می شود؟
ویژگی های اصلی: این مورد شامل مهارت ها و توانمندی های خاص یک شرکت می شود.
دارایی های اصلی: دارایی های اصلی شامل این موارد است؛ نام تجاری، حق مالکیت انحصاری ایده ها و اختراعات، زیرساختها و امکانات، استانداردهای شخصی، اطلاعات مشتریان و هر چیزی که محدود و با ارزش باشد.
فرآیند های اصلی: این بخش شامل متدولوژی ها و فعالیت های روزمره برای تبدیل ورودی ها به خروجی مناسب است. در واقع فعالیت هایی هستند که دارایی های موجود و سایر ورودی ها را برای مشتریان به ارزش تبدیل می کند.
هماهنگ سازی منابع استراتژیک یک فاکتور حیاتی در ایجاد یک مدل کسب و کار است. با هماهنگ سازی می توان رابطه مناسبی بین ویژگی ها، دارایی ها و فرآیند ها به وجود آورد و یک مدل خوب کسب و کار را تهیه کرد.
اجرا و پشتیبانی: این بخش بیانگر نحوه رسیدن به مشتری است کانال های مورد استفاده، شیوه های پشتیبانی مشتریان و خدمات قابل ارائه به سطوح مختلف از جمله موضوعات قابل توجه در این بخش هستند.
مدیریت اطلاعات: این بخش در مورد نحوه جمع آوری اطلاعات و شیوه استفاده از آنها برای خدمت رسانی به مشتریان است. همچنین بیانگر توانایی شرکت برای به کار بردن اطلاعات با هدف بهینه سازی ارزش های مورد نظر مشتریان است.
مدیریت ارتباطات: روش طبیعی میانکنش های بین تولید کننده و مشتری چیست؟ آیا یک ارتباط رو در رو است یا رابطه ای غیر مستقیم وجود دارد؟ یک رابطه مداوم است یا به صورت گاه و بی گاه اتفاق می افتد؟ کدام شیوه ارتباطی برای مشتری آسان تر است؟ میزان وفاداری مشتریان چگونه است؟
قیمت گذاری: مشتری می تواند به روش های مختلفی همچون مستقیم ، غیر مستقیم و شیوه های دیگر مورد حمایت قرار گیرد.
می توان قیمت ثابت یا نوسانی متاثر از بازار را در نظر گرفت که هر یک از این شیوه ها می تواند راه کارهای کسب و کار را دچار تغییر کند.
ادامه دارد ...
منبع :
مدل جدید کسب و کار
همانطور که در تصویر مشاهده می کنید مدل کسب وکار تبدیل کننده نوآوری به ارزش اقتصادی معرفی شده است و برای تبدیل شدن یک ایده و طرح نو به مدل کسب و کار باید به شاخه ها و موضوعات شش گانه زیر توجه کرد:
۲- استراتژی رقابتی
۳- مدل درآمدزایی
۴- ساختار زنجیره ارزش
۵- بخش های بازار
۶- اهداف و مقاصد ارزشی
ادامه دارد ...
منبع :
هامل در کتاب پر فروش خود تحت عنوان" رهبری انقلاب" آورده است یک مدل کسب و کار در واقع یک نظریه و راهکار کسب و کار محسوب می شود که در بوته عمل و آزمایش قرار گرفته است. یک راهکار ونظریه کسب و کار دارای چهار بخش اصلی است:
۲- منابع استراتژیک
۳- ارتباط مشتریان
۴- شبکه ارزش
مدل کسب و کار توضیحی بر چگونگی اقدامات یک سازمان به صورت الگوی عمومی است که به فعالیت های اصلی تقسیم می شود. مدل کسب و کار معرف مشتریان شرکت و محصولات و خدماتی است که به آنها ارائه می شود.
یک مدل همچنین اطلاعاتی درباره چگونگی سازمان دهی یک شرکت و نحوه درآمدزایی و تحصیل سود در اختیار می گذارد.
مدل های کسب و کار برای هدایت تصمیمات اصلی و مهم شرکت با استراتژی ها ترکیب می شوند. همچنین یک مدل توصیف کننده محصولات، خدمات، مشتری، بازار و فرآیند کسب و کار است.
به طور متداول بیشتر مدل های کسب و کار وابسته به فناوری هستند. شرکت های پیشگام در اینترنت نیز مدل های جدید کسب و کار خود را کاملاً بر پایه فناوری های موجود و آینده قرار دادند.
با استفاده از فناوری کسب و کار ها می توانند تعداد زیادی مشتری را با کمترین هزینه ها به دست آورند.
با گذشت سال ها، مدل های کسب و کار به طرز قابل توجهی پیشرفته تر و حرفه ای تر شده اند.
انواع مدل های کسب و کار موفق در 50 سال گذشته عبارتند ار:
شرکت
سال
مک دونالد
۱۹۵۰
تویوتا
۱۹۵۰
وال مارت و هایپرمارکت
۱۹۶۰
فدرال اکسپرس و تویز
۱۹۷۰
Blockbuster
Intel
Dell Computer
Home Depot ۱۹۸۰
Southwest Airlines
eBay
Amazon.com
Starbucks ۱۹۹۰
Google، Yahoo
۲۰۰۰
ابداع هر یک از این مدل های کسب و کار می تواند مزیت رقابتی پایداری را برای شرکت به همراه داشته باشد اما زمان در حال تغییر است و شرکت ها نیز باید مدام در فکر تغییر مدل کسب و کار خود باشند. با توجه به سیر رشد زمانی به خوبی می توان تاثیرات فناوری اطلاعات را در بهینه شدن مدل های کسب و کار درک کرد همچنین گرایش سازمان ها به بهره برداری از مدل های مبتنی بر وب و اینترنت بیشتر بوده است.
سرانجام اینکه موفقیت یا شکست یک شرکت در درجه اول به میزان هماهنگی مدل کسب و کار با اولویت ها و نیازهای مشتریان بستگی دارد.
منبع :
چشم انداز تاریخی
واژه مرتبط نزدیک به مدل کسب و کار، معماری سیستم اطلاعاتی بود این معماری تشریح کننده نقشه و طرح کلی بک سیستم اطلاعاتی با همه اجزا و ارتباط ما بین این اجزاست.
اریکسون و پنکر(2000) فهرستی از اهداف تهیه مدل های کسب و کار ارائه کرده اند:
۲- برای انجام تغییرات و بهینه سازی اساسی ساختار فعلی کسب و کار و فعالیت های آن
۳- برای نمایش ساختار یک کسب و کار جدید
۴- برای تجربه یک شیوه جدید در کسب و کار و با برای کپی و مطالعه شیوه های مورد استفاه توسط رقیب ها
۵- برای شناسایی موقعیت های برونسپاری
ونکاترامان و اندرسون(1998) مدل کسب و کار را در ساختاری سه بعدی تعریف می کند: فعل و انفعال مشتری، ترکیب و آرایش سرمایه گذاری ها و نفوذ دانش. آنها بر روی سازمانهای مجازی که به سختی بر به برون سپاری وابسته هستند متمرکز هستند.
بر اساس نظریه سلز(1999) مدل کسب و کار ساختاری برای محصولات، خدماتو جریان اطلاعات شرکت است و شامل توضیحاتی در باره عوامل اقتصادی و نقش هر یک می باشد. همچنین مدل کسب و کار توصیف کننده منافع عامل های مختلف و ارائه دهنده تعریفی از جریان بالقوه درآمد و سود است.
آمیت و زوت(2000) مدل کسب و کار را ترکیب و هماهنگ سازی عوامل موثر در داد و ستد برای بهره برداری از موقعیت های تجاری معرفی کرده اند. هماهنگ سازی ساختاری تشریح کننده رابطه عوامل موثر در داد و ستد و ترتیب آنها می باشد.
ماگرتا(2002) مدل کسب و کار خوب را دارای دو ویژگی مهم می داند:
۲- مدل کسب و کار باید زمینه ساز تولید سود برای شرکت باشد.
ادامه دارد ...
منبع :
