نگاهي به عوامل ناپايداري وقف در ايران - 8

  • ساعت ارسال پست : 11:23 PM ،


معمولا در وقف نامه شرايطي براي حفظ وقف پيش بيني شده است معمولا در وقف نامه شرايطي براي حفظ وقف پيش بيني شده است.گاه اين شرايط قوي و پايدار و گاه شرايطي است که في حد نفسه نمي‏تواند استمرار داشته باشد. بايد توجه داشت که در گذشته، موقوفات مهم از اين جهت، شرايط پايداري داشته، اما به هر دليل، از آنجا که برخي از متوليان سلطه‏ي تام داشته و ناظري بر کار آنها در کار نبوده، به تدريج وقف را به ملکيت خود درمي‏آوردند. اينجا نياز به کنترل يک نيروي دولتي مانند سازمان اوقاف است. همه کساني که وقف مي‏کنند، بايد به نوعي پاي حکومت را هم در آن بکشانند تا دست کم، وقف از اين سو محفوظ باشد، گرچه در شرايطي، گاه همين مسأله مشکل آفرين مي‏شود.

بايد توجه داشت که در دوره‏ي صفوي ترکيبي از يک قدرت ديني و سياسي به نام صدر کار نظارت بر اوقاف را داشته است. بعدها که در نيمه‏ي دوم دولت قاجاري، ميان مجتهد و حکومت اختلاف ايجاد شد، هنوز نظارت از آن فقها بود، فقهايي که روابطشان با دولت حسنه بود. با حذف نظارت علما و مجتهدان که به نوعي در سيستم دولتي بايد فعاليت کنند، دشواري‏هايي در ادامه‏ي حفظ موقوفات، پس از مرگ آنان پديد مي‏آمد. اگر آن مجتهد، فرزند لايق مجتهدي داشت اوضاع تا اندازه‏اي حفظ مي‏شد، اما در صورتي که نسل روحاني در آن خاندان قطع مي‏شد، مشکل نظارت و حتي سرپرستي جدي مي‏شد و کار به آنجا مي‏رسيد که رقبات وقفي، حتي به ملکيت برخي از آقازاده‏هاي متجدد درمي‏آمد. بسا شده که زمينهاي وقفي که سرپرستي آن را مجتهدي در اختيار داشته، به بهانه‏هاي واهي ميان وارثان وي تقسيم شده است. اين مشکل به طور عمده در دوره‏ي رضاخان پديد آمد که نسل روحاني در بسياري از خاندانهاي اصيل روحاني تحت فشار رژيم منقطع گرديد.
از مسائلي که خاص وقف است
بي‏احترامي به موقوفات است که به شکلهاي مختلف صورت مي‏گيرد. اولا از بين رفتن موقوفات به دليل بي‏اعتنايي متوليان به اموال وقفي، سبب ناپايداري بيشتر وقف مي‏شود. ثانيا بر هم زدن شرايط موقوفه به بهانه‏هاي واهي، دليل ديگري است بر بي‏اعتباري مال وقف شده. زماني که متولي يا حاکم به بهانه‏اي مورد مصرف وقف را عوض کرد، بهانه به دست ديگران مي‏افتد تا شرايط را بر هم مي‏زنند و به طور طبيعي وضع اوقاف گرفتار انحراف و زوال مي‏شود.
از امام خميني - قدس سره - درباره‏ي موقوفاتي که براي حرم امام حسين و امام علي و مثلا ايجاد روشنايي بر آنجا بوده، سؤال کردند که در حال حاضر که راه بسته است، آيا مي‏توانيم درآمد آنها را براي جنگ مصرف کنيم؟ ايشان فرمودند:بايد در حساب خاصي نگهداري شود تا بعدها در جاي خود مصرف شود.

اصولا گذاشتن شرايط در داخل وقفنامه براي حفظ وقف، از مسائل تخصصي است و لازم است تا واقف از مراجع حقوقي و متخصصان کاملا پرسش کند که در چه صورتي مال وقف به بهترين صورت باقي مي‏ماند.
يکي از وظائف سازمان اوقاف، آگاه کردن کساني است که قصد وقف اموالي را دارند. انتشار قوانين و مسائل حقوقي و نشان دادن راههاي جلوگيري از تصاحب اين اموال و حفظ آنها مي‏تواند کمک شايسته‏اي به حفظ موقوفات باشد. با دقت در شرايطي که در متن وقفنامه‏هاي بزرگ قديمي رعايت مي‏شده، مي‏توان انواع بهانه‏هايي که براي نابودي وقف و به ملکيت درآوردن آن بکار مي‏رفته را شناخت. به عنوان مثال، قيد مي‏شده که زمين‏ها يا مغازه‏هاي وقفي، با اجاره‏نامه‏هاي بلند مدت به کسي واگذار نشود. يا آن که حق قابل توجهي براي توليت آن در نظر گرفته مي‏شده تا براي حفظ منافع خود هم شده و به آبادي وقف بپردازد. به نظر مي‏رسد که فهرستي از اين شرايط و مسائل بايد تهيه شده و در اختيار واقفان جديد قرار داده شود. تنظيم متن‏هاي از پيش آمده شده براي وقف با ذکر شرايط ضروري و لازم قدم مهمي براي رفتن به سوي پايداري وقف و حفظ موقوفات از زوال است.
مهمترين استناد قرآني براي جلوگيري از بر هم زدن شرايط وقف که در بيشتر وقفنامه‏ها آمده آيه‏ي فمن بدله من بعد ما سمعه، فانما اثمه علي الذين يبدلونه است.
 
پي نوشت :

1- تاريخ يميني، (به اهتمام دکتر جعفر شعار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1357)، ص 475. .
2- راحة الصدور، ص 210.
3- نزهة القلوب، ص 67.
4- در اين باره به کتاب تدوام و تحول در تاريخ ميانه‏ي ايران از لمبتون ص 162 به بعد مراجعه کنيد.. .
5- منشآت ميبدي، تهران، 1376، ص 173
6- عالم آراي سفوي، ج 2 ص 610.
7- سياست و اقتصاد عصر صفوي، ص 74. .
8- عالم آراي عباسي، ج 2، ص 762.
9- تاريخ اصفهان و ري، ص 35.
10- متن اين وقفنامه در دفتر نخست ميراث اسلامي ايران به کوشش اينجانب منتشر شده است.
11- ديوان شفيعاي شيرازي، ص 180 - 179 تهران، برگ، 1372.
12- علل برافتادن صفويان، ص 123.
دوره‏ي نادري
13- نصف جهان في تعريف الاصفهان، محمد مهدي اصفهاني، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، اميرکبير، 1368، ص 257.
14- صص 39 - 38.
15- همان. .
16- تاريخچه اوقاف اصفهان، ص 125.
17- همان، ص 50.
18- اراضي وقفي در قوانين زمين، محمد ثابتي، ش 6 ميراث جاويدان، ص 35 - 30
 

نويسنده: رسول جعفريان
 
 
پایان

__ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نگاهي به عوامل ناپايداري وقف در ايران - 7

    • ساعت ارسال پست : 11:21 PM ،


    مدرنيسم و مشکل جديد وقف
     
    جامعه‏ي ما در جريان مدرنيسم، بسياري از سنت‏هاي گذشته خود را دستخوش تغيير و تحول کرد. زماني سيستم آموزشي و دانشگاهي ما بر اساس موقوفات اداره مي‏شد، جز آن که بسياري از امور ديني و مراسم مذهبي هم بر اساس وقف مي‏گذشت؛ اما يکباره در دوره‏ي رضا شاه، زماني که متجدد شديم، و اکنون هم، گمانمان آن است که تمام آنچه داشته‏ايم بايد از بين ببريم. حتي توجه نداريم، در همين زمان، در غرب، وقف نقش مهمي در بخش آموزشي و دانشگاهي دارد. آنان موفق شدند تا به نوعي مسأله وقف را با سيستم جديد تطبيق داده و حتي بر دامنه‏ي آن بيفزايند.
    از سوي ديگر، يکي از مشکلات جديد در کشوري مانند کشور ما، قوت گرفتن دولت و جايگزيني آن بجاي بسياري از نهادهاي عام المنفعه عومي است که در دوران پيش از اين، به دست خود مردم و متوليان اداره مي‏شد. اين مسأله، کار وقف را گرفتار مشکل کرده است. در اصل، مثل همه‏ي موارد ديگر، عوض آن که دولت نظارت کند، خود به صورت مستقيم وارد عمل شده، درآمدها رابه جيب خود وارد و همه‏ي مخارج را خود متقبل مي‏شود. کمترين نتيجه‏ي آن اين است که در چنين شرايطي، احساس مردم آن است که انجام اين قبيل کارها بر عهده‏ي دولت است و آنان به طور مستقل نبايد تلاشي در اين باره داشته باشند.

    مشکل ديگر درباره‏ي مدارس ديني و هزينه‏ي زندگي طالبان اين علوم بود. از اواخر دوره‏ي قاجاري به اين سو، شهريه‏هاي طلبگي - به تناسب دولتي شدن آموزش و دانشگاهها - از پول سهم امام پرداخت مي‏شد. اين مسأله نيز تا اندازه‏اي به کار وقف آسيب زد. توضيح آن که، مردم احساس مي‏کردند که از طريقي غير وقف، زندگي طلبه‏ها تأمين مي‏شود و نيازي به وقف اموالي براي مدارس که بخش عمده‏ي آنها براي تأمين
    هزينه‏هاي جاري زندگي آنها بود وجود ندارد.
    بايد توجه داشت که اساسا پديده‏ي وقف در حفظ سنن اهميت دارد و نظام‏هايي که مدعي تغييرات مهم مذهبي و سياسي هستند به طور طبيعي با موقوفات برخورد مي‏کنند. زماني که در يک جامعه، وقف بر پايه حفظ برخي سنتها و آداب و رسوم بنا شده، حفظ موقوفات، به حفظ سنتها مي‏انجامد. اين امر به ويژه از لحاظ حفظ آداب و رسوم مذهبي و حتي نوع آموزشهايي که در مدارس علمي مراد بوده بسيار حائز اهميت است. آنان که در دوره‏ي تجدد مخالف آن آداب و رسوم مذهبي مانند تعزيه و زيارت و روضه‏خواني و غيره بوده‏اند، بهترين راه را براي از بين بردن اين آداب، ضربه زدن به منابع مالي آنها، يعني وقف مي‏دانستند.
    چند يادآوري درباره‏ي زمينه‏هاي پايداري وقف
     
    محترم شمردن مالکيت
     
    مسأله‏ي حفظ حق مالکيت، يکي از مسائل اساسي در حفظ ثبات اقتصادي در جامعه است. به رغم آن که مبحث حلال و حرام جايگاه والايي در دين جايگاه والايي، گاه چنان اصول اوليه آن دستخوش زوال و بي‏اعتنايي مي‏شود که عامه‏ي مردم به حرام خواري مبتلا شده و دقتي در حرام و حلال نمي‏کنند. آنها دست به خوردن اموال عمومي مي‏زنند و تصاحب اموال عمومي و ندادن حقوق عمومي را يک پيروزي براي خود تلقي مي‏کنند.

    نياز جامعه‏ي ما و نياز تاريخ ما به تقدس مالکيت در همه‏ي موارد مهم است. هم بايد از حيث ديني به اين مسأله توجه کرد و هم از حيث قانوني. انقلاب و دگرگوني نبايد به معناي تقدس زدائي از ارزشها و احکام اصيل ديني باشد، بويژه انقلاب اسلامي که اساسا مدعي حفظ حدود حلال و حرام است. به هر روي يکي از اصول مهم فقه اسلامي، محترم شمردن مالکيت افراد است. بايد ضوابط را در جامعه به گونه‏اي ترتيب داد که مفاهيمي که حيات اجتماعي يکي جامعه بر روي آن استوار است ثابت بماند. ممکن است به طور موقت يک تغيير در وضع مالکيت بخشي از مردم را راضي کند، اما وقتي مالکيت به طور عمومي لگدمال شد، مخصوصا مالکيت اموال عمومي که از روي مصالح غير واقعي به اشخاص واگذار مي‏شود، ترديدي فراگير در جامعه ايجاد مي‏کند.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نگاهي به عوامل ناپايداري وقف در ايران - 6

    • ساعت ارسال پست : 11:19 PM ،


    پس از آن، سالها به درازا کشيد تا دولت قاجاري تثبيت شد. در اواخر دوره‏ي نادري و تا روي کار آمدن قاجاريه وضعيت ايران به شدت آسيب‏پذير و بي‏ثبات بود. علي قلي پس از نادر دستور ضبط موقوفات را که نادر صادر کرده بود لغو کرد و قرار شد تا به شکل سابق عمل شود؛ اما متأسفانه بسياري از موقوفات پايمال شده و تصاحب شده بود.
    در دوره‏ي قاجاري به دليل ثبات نسبي و تقليد عمومي از دوره‏ي صفوي و قوت سنتهاي برجاي مانده از آن دوران، وقف رواج بيشتري يافت. در اين دوره، بخش عمده‏ي مخارج مدارس، مساجد، حسينيه‏ها، کاروانسرها، آب انبارها و غسالخانه‏ها از اموال وقفي تأمين مي‏شد.

    در تمام اين دوره، دست‏هاي زور، از کدخداي محل بگير با بيگلربيگي و غيره، وقفنامه را از بين برده و زمين‏ها را تصاحب مي‏کردند. در مواردي، خود متوليان يا فرزندان آنها نيز در اين کار شريک بودند. دو حکايت و نقل قابل توجه است.

    آقاي مهريار مي‏گفت: با پدرم که روحاني بود به روستايي در ناحيه‏ي لنجان رفتيم. شخصي از اعيان آن ناحيه، زميني وقفي را خريده بود. پدرم از روي نصيحت به وي گفت که اين کار صلاح نيست و عواقب بدي دارد. آن شخص تصور کرد که مقصود پدرم اين است که ممکن است دولت يا شخص ديگري مزاحم شود. به همين دليل جواب داد: نه خير، هيچ مشکلي ندارد. اصل وقفنامه را هم از طرف خريدم و گرفتم!
    نقل ديگر درباره‏ي يک وقفنامه‏ي بسيار زيبا از شاه سلطان حسين صفوي است که عبدالحسين سپنتا در کتاب تاريخچه‏ي اوقاف اصفهان چاپ کرده است. تمام وقفنامه سالم است مگر اسم روستاي وقفي که از متن وقفنامه قيچي شده است (16)
    نقل ديگر آن که ادعا شده که روي سنگي در مسجد شاه اصفهان که تنها بسم الله الرحمن الرحيم آن باقي مانده، نام رقبات وقفي بوده که از بين رفته است (17)
     
    دوره‏ي پهلوي
     
    از زمان پهلوي نخست، به دليل آن که بسياري از متوليان وقف علما بودند، براي محدود کردن قدرت سياسي آنها، به گونه‏اي عمل شد که اين اموال و طبعا اين قدرت اقتصادي از دست آنها خارج شود. بعدها هم در جريان اصلاحات اراضي، بسياري از زمين‏هاي وقفي به ملکيت افراد درآمد که البته پس از انقلاب با تأکيد حضرت امام بر بازگرداندن آنها به حالت وقفي و مصوبه‏ي مجلس، بسياري از اين زمين‏ها مجددا حالت وقفي خود را به
    دست آورد. البته اين مصوبات، مشکلاتي هم داشته که در مقاله‏اي مورد بحث قرار گرفته است. (18) به هر روي اصل مصوبه که در ابطال اسناد مالکيت زمين‏هاي وقفي غير موات بود، سبب شد تا با پشتکار اداره‏ي اوقاف بسياري از اين زمينها به حالت وقفي خود برگردد.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نگاهي به عوامل ناپايداري وقف در ايران - 5

    • ساعت ارسال پست : 11:18 PM ،


    يک نمونه از اين موقوفات که دهها از آنها را مي‏توان نشان داد، وقفنامه‏ي مدرسه‏ي سلطان حسينيه است که دهها روستا و مغازه با تمام لواحق وقف آنها بوده و امروز نه از مدرسه مزبور در اصفهان خبري هست و نه از رقبات وقفي آن (10)

    البته در همين دوره هم، مثل هميشه و بيشتر جاها، حيف و ميل وقف به صورت موردي فراوان بوده است. شفيعاي شيرازي در هجو ميرزا نجف خان صدر که مسؤول امور اوقاف اين دوره بوده مي‏سرايد:
    اکنون که خان وقف به تاراج مي‏رود
    اي خادمان سفره‏ي مولا مدد کنيد...
    صدي که در خرابي اوقاف عازم است
    استاد کي به کشتن او وقف لازم است‏
    و در بندي ديگر مي‏سرايد:
    شبهاي تار همچو گدايان به عهد آن
    مسجد چراغ مي‏طلبد دايم از خدا
    گرديد خرج سرمه و شد صرف در حرم
    وقفي که روشنايي از آن بود مدعا (11)
    شاعر ديگري هم از اواخر دوره‏ي صفوي بر از بين رفتن موقوفات چنين سروده است:
    وجوهي که مي‏بود وقف نجف
    تمامي به اتلاف شد برطرف‏
    بکردند سادات و اهل دعا
    ز واحسرتا شور در کربلا
    ز مشهد نذورات شد منقطع
    شد از سينه‏ها ناله‏ها مرتفع‏
    ز اوقاف نواب گيتي ستان
    ندادند فلسي به بيچارگان (12)

    نادرشاه افشار، افاغنه را از کشور بيرون راند و با عثمانيها و روسها درگير شد. تازه هوس فتح هند را نيز کرد. براي رفع اين تجاوزات و تأمين مخارج اين تهاجمات، نياز به پول داشت. موقوفات ثروت آماده‏اي براي اين کار بود. نادر به علما گفت: چندين مال بيکران را که شما يعني اهل علم و طلاب گرفته و مي‏بريد سبب چيست و بکدام استحقاق صرف مي‏کنيد. صدر جواب داد: به جهت آن که ما دعاگوي دولت پادشاه مي‏باشيم و بقاي دين و دولت بسته به دعاي ماست. نادر گفت: دعاي شما اصلا مستجاب نيست، چه اگر دعاي شما را اثري بود، رفع غائله اعداي دين را از دولت و ملت مي‏کرد و افاغنه و غير ايشان بر شما مسلط نمي‏گشته بلکه رفع اعادي منوط به ضرب شمشير غازيان است و از ايشان امور دين و دولت به نظام مي‏باشد. پس اين وجوه را بکار ايشان بردن و خرج ترتيب و تربيت لشگريان کردن اولي است (13)

    براي از ميان بردن موقوفات توسط نادر، به دلايل مذهبي نيز بايد توجه داشت. اصولا نادرشاه نمي‏توانست اين همه موقوفاتي را که براي روضه خواني درست شده بود بپذيرد، زيرا او تمايلي به اين قبيل کارها نداشت. بيشتر اطلاعات مربوط به ويراني موقوفات و اصولا وقف ستيزي در دوره‏ي نادري را، ميرزا حسن خان جابري انصاري در تاريخ ري و اصفهان به دست داده است (14) از جمله نوشته است: دفتري ابتر، از رقبه‏ي افغاني و وقفي به نام رقبه‏ي نادري نوشتند. صدر الممالک و متولي موفوفات و برادر امام جمعه را که به فلک سرفرود نمي‏آوردند، پا بر فلک نهاده از ضرب چوب بکشتند و در اين باب به حدي به جد بود که روزي در مسجد شاه به پا ايستاده و فرمود کتيبه‏ي موقوفاتش را حک نمودند(15)
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)