معمولا در وقف نامه شرايطي براي حفظ وقف پيش بيني شده است معمولا در وقف نامه شرايطي براي حفظ وقف پيش بيني شده است.گاه اين شرايط قوي و پايدار و گاه شرايطي است که في حد نفسه نميتواند استمرار داشته باشد. بايد توجه داشت که در گذشته، موقوفات مهم از اين جهت، شرايط پايداري داشته، اما به هر دليل، از آنجا که برخي از متوليان سلطهي تام داشته و ناظري بر کار آنها در کار نبوده، به تدريج وقف را به ملکيت خود درميآوردند. اينجا نياز به کنترل يک نيروي دولتي مانند سازمان اوقاف است. همه کساني که وقف ميکنند، بايد به نوعي پاي حکومت را هم در آن بکشانند تا دست کم، وقف از اين سو محفوظ باشد، گرچه در شرايطي، گاه همين مسأله مشکل آفرين ميشود.
بايد توجه داشت که در دورهي صفوي ترکيبي از يک قدرت ديني و سياسي به نام صدر کار نظارت بر اوقاف را داشته است. بعدها که در نيمهي دوم دولت قاجاري، ميان مجتهد و حکومت اختلاف ايجاد شد، هنوز نظارت از آن فقها بود، فقهايي که روابطشان با دولت حسنه بود. با حذف نظارت علما و مجتهدان که به نوعي در سيستم دولتي بايد فعاليت کنند، دشواريهايي در ادامهي حفظ موقوفات، پس از مرگ آنان پديد ميآمد. اگر آن مجتهد، فرزند لايق مجتهدي داشت اوضاع تا اندازهاي حفظ ميشد، اما در صورتي که نسل روحاني در آن خاندان قطع ميشد، مشکل نظارت و حتي سرپرستي جدي ميشد و کار به آنجا ميرسيد که رقبات وقفي، حتي به ملکيت برخي از آقازادههاي متجدد درميآمد. بسا شده که زمينهاي وقفي که سرپرستي آن را مجتهدي در اختيار داشته، به بهانههاي واهي ميان وارثان وي تقسيم شده است. اين مشکل به طور عمده در دورهي رضاخان پديد آمد که نسل روحاني در بسياري از خاندانهاي اصيل روحاني تحت فشار رژيم منقطع گرديد.
از مسائلي که خاص وقف است
بياحترامي به موقوفات است که به شکلهاي مختلف صورت ميگيرد. اولا از بين رفتن موقوفات به دليل بياعتنايي متوليان به اموال وقفي، سبب ناپايداري بيشتر وقف ميشود. ثانيا بر هم زدن شرايط موقوفه به بهانههاي واهي، دليل ديگري است بر بياعتباري مال وقف شده. زماني که متولي يا حاکم به بهانهاي مورد مصرف وقف را عوض کرد، بهانه به دست ديگران ميافتد تا شرايط را بر هم ميزنند و به طور طبيعي وضع اوقاف گرفتار انحراف و زوال ميشود.
از امام خميني - قدس سره - دربارهي موقوفاتي که براي حرم امام حسين و امام علي و مثلا ايجاد روشنايي بر آنجا بوده، سؤال کردند که در حال حاضر که راه بسته است، آيا ميتوانيم درآمد آنها را براي جنگ مصرف کنيم؟ ايشان فرمودند:بايد در حساب خاصي نگهداري شود تا بعدها در جاي خود مصرف شود.
اصولا گذاشتن شرايط در داخل وقفنامه براي حفظ وقف، از مسائل تخصصي است و لازم است تا واقف از مراجع حقوقي و متخصصان کاملا پرسش کند که در چه صورتي مال وقف به بهترين صورت باقي ميماند.
يکي از وظائف سازمان اوقاف، آگاه کردن کساني است که قصد وقف اموالي را دارند. انتشار قوانين و مسائل حقوقي و نشان دادن راههاي جلوگيري از تصاحب اين اموال و حفظ آنها ميتواند کمک شايستهاي به حفظ موقوفات باشد. با دقت در شرايطي که در متن وقفنامههاي بزرگ قديمي رعايت ميشده، ميتوان انواع بهانههايي که براي نابودي وقف و به ملکيت درآوردن آن بکار ميرفته را شناخت. به عنوان مثال، قيد ميشده که زمينها يا مغازههاي وقفي، با اجارهنامههاي بلند مدت به کسي واگذار نشود. يا آن که حق قابل توجهي براي توليت آن در نظر گرفته ميشده تا براي حفظ منافع خود هم شده و به آبادي وقف بپردازد. به نظر ميرسد که فهرستي از اين شرايط و مسائل بايد تهيه شده و در اختيار واقفان جديد قرار داده شود. تنظيم متنهاي از پيش آمده شده براي وقف با ذکر شرايط ضروري و لازم قدم مهمي براي رفتن به سوي پايداري وقف و حفظ موقوفات از زوال است.
مهمترين استناد قرآني براي جلوگيري از بر هم زدن شرايط وقف که در بيشتر وقفنامهها آمده آيهي فمن بدله من بعد ما سمعه، فانما اثمه علي الذين يبدلونه است.
1- تاريخ يميني، (به اهتمام دکتر جعفر شعار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1357)، ص 475. .
2- راحة الصدور، ص 210.
3- نزهة القلوب، ص 67.
4- در اين باره به کتاب تدوام و تحول در تاريخ ميانهي ايران از لمبتون ص 162 به بعد مراجعه کنيد.. .
5- منشآت ميبدي، تهران، 1376، ص 173
6- عالم آراي سفوي، ج 2 ص 610.
7- سياست و اقتصاد عصر صفوي، ص 74. .
8- عالم آراي عباسي، ج 2، ص 762.
9- تاريخ اصفهان و ري، ص 35.
10- متن اين وقفنامه در دفتر نخست ميراث اسلامي ايران به کوشش اينجانب منتشر شده است.
11- ديوان شفيعاي شيرازي، ص 180 - 179 تهران، برگ، 1372.
12- علل برافتادن صفويان، ص 123.
دورهي نادري
13- نصف جهان في تعريف الاصفهان، محمد مهدي اصفهاني، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، اميرکبير، 1368، ص 257.
14- صص 39 - 38.
15- همان. .
16- تاريخچه اوقاف اصفهان، ص 125.
17- همان، ص 50.
18- اراضي وقفي در قوانين زمين، محمد ثابتي، ش 6 ميراث جاويدان، ص 35 - 30
نويسنده: رسول جعفريان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
منبع :
مدرنيسم و مشکل جديد وقف
از سوي ديگر، يکي از مشکلات جديد در کشوري مانند کشور ما، قوت گرفتن دولت و جايگزيني آن بجاي بسياري از نهادهاي عام المنفعه عومي است که در دوران پيش از اين، به دست خود مردم و متوليان اداره ميشد. اين مسأله، کار وقف را گرفتار مشکل کرده است. در اصل، مثل همهي موارد ديگر، عوض آن که دولت نظارت کند، خود به صورت مستقيم وارد عمل شده، درآمدها رابه جيب خود وارد و همهي مخارج را خود متقبل ميشود. کمترين نتيجهي آن اين است که در چنين شرايطي، احساس مردم آن است که انجام اين قبيل کارها بر عهدهي دولت است و آنان به طور مستقل نبايد تلاشي در اين باره داشته باشند.
مشکل ديگر دربارهي مدارس ديني و هزينهي زندگي طالبان اين علوم بود. از اواخر دورهي قاجاري به اين سو، شهريههاي طلبگي - به تناسب دولتي شدن آموزش و دانشگاهها - از پول سهم امام پرداخت ميشد. اين مسأله نيز تا اندازهاي به کار وقف آسيب زد. توضيح آن که، مردم احساس ميکردند که از طريقي غير وقف، زندگي طلبهها تأمين ميشود و نيازي به وقف اموالي براي مدارس که بخش عمدهي آنها براي تأمين
هزينههاي جاري زندگي آنها بود وجود ندارد.
بايد توجه داشت که اساسا پديدهي وقف در حفظ سنن اهميت دارد و نظامهايي که مدعي تغييرات مهم مذهبي و سياسي هستند به طور طبيعي با موقوفات برخورد ميکنند. زماني که در يک جامعه، وقف بر پايه حفظ برخي سنتها و آداب و رسوم بنا شده، حفظ موقوفات، به حفظ سنتها ميانجامد. اين امر به ويژه از لحاظ حفظ آداب و رسوم مذهبي و حتي نوع آموزشهايي که در مدارس علمي مراد بوده بسيار حائز اهميت است. آنان که در دورهي تجدد مخالف آن آداب و رسوم مذهبي مانند تعزيه و زيارت و روضهخواني و غيره بودهاند، بهترين راه را براي از بين بردن اين آداب، ضربه زدن به منابع مالي آنها، يعني وقف ميدانستند.
چند يادآوري دربارهي زمينههاي پايداري وقف
نياز جامعهي ما و نياز تاريخ ما به تقدس مالکيت در همهي موارد مهم است. هم بايد از حيث ديني به اين مسأله توجه کرد و هم از حيث قانوني. انقلاب و دگرگوني نبايد به معناي تقدس زدائي از ارزشها و احکام اصيل ديني باشد، بويژه انقلاب اسلامي که اساسا مدعي حفظ حدود حلال و حرام است. به هر روي يکي از اصول مهم فقه اسلامي، محترم شمردن مالکيت افراد است. بايد ضوابط را در جامعه به گونهاي ترتيب داد که مفاهيمي که حيات اجتماعي يکي جامعه بر روي آن استوار است ثابت بماند. ممکن است به طور موقت يک تغيير در وضع مالکيت بخشي از مردم را راضي کند، اما وقتي مالکيت به طور عمومي لگدمال شد، مخصوصا مالکيت اموال عمومي که از روي مصالح غير واقعي به اشخاص واگذار ميشود، ترديدي فراگير در جامعه ايجاد ميکند.
ادامه دارد ...
منبع :
پس از آن، سالها به درازا کشيد تا دولت قاجاري تثبيت شد. در اواخر دورهي نادري و تا روي کار آمدن قاجاريه وضعيت ايران به شدت آسيبپذير و بيثبات بود. علي قلي پس از نادر دستور ضبط موقوفات را که نادر صادر کرده بود لغو کرد و قرار شد تا به شکل سابق عمل شود؛ اما متأسفانه بسياري از موقوفات پايمال شده و تصاحب شده بود.
در دورهي قاجاري به دليل ثبات نسبي و تقليد عمومي از دورهي صفوي و قوت سنتهاي برجاي مانده از آن دوران، وقف رواج بيشتري يافت. در اين دوره، بخش عمدهي مخارج مدارس، مساجد، حسينيهها، کاروانسرها، آب انبارها و غسالخانهها از اموال وقفي تأمين ميشد.
در تمام اين دوره، دستهاي زور، از کدخداي محل بگير با بيگلربيگي و غيره، وقفنامه را از بين برده و زمينها را تصاحب ميکردند. در مواردي، خود متوليان يا فرزندان آنها نيز در اين کار شريک بودند. دو حکايت و نقل قابل توجه است.
آقاي مهريار ميگفت: با پدرم که روحاني بود به روستايي در ناحيهي لنجان رفتيم. شخصي از اعيان آن ناحيه، زميني وقفي را خريده بود. پدرم از روي نصيحت به وي گفت که اين کار صلاح نيست و عواقب بدي دارد. آن شخص تصور کرد که مقصود پدرم اين است که ممکن است دولت يا شخص ديگري مزاحم شود. به همين دليل جواب داد: نه خير، هيچ مشکلي ندارد. اصل وقفنامه را هم از طرف خريدم و گرفتم!
نقل ديگر دربارهي يک وقفنامهي بسيار زيبا از شاه سلطان حسين صفوي است که عبدالحسين سپنتا در کتاب تاريخچهي اوقاف اصفهان چاپ کرده است. تمام وقفنامه سالم است مگر اسم روستاي وقفي که از متن وقفنامه قيچي شده است (16)
نقل ديگر آن که ادعا شده که روي سنگي در مسجد شاه اصفهان که تنها بسم الله الرحمن الرحيم آن باقي مانده، نام رقبات وقفي بوده که از بين رفته است (17)
دست آورد. البته اين مصوبات، مشکلاتي هم داشته که در مقالهاي مورد بحث قرار گرفته است. (18) به هر روي اصل مصوبه که در ابطال اسناد مالکيت زمينهاي وقفي غير موات بود، سبب شد تا با پشتکار ادارهي اوقاف بسياري از اين زمينها به حالت وقفي خود برگردد.
ادامه دارد ...
منبع :
يک نمونه از اين موقوفات که دهها از آنها را ميتوان نشان داد، وقفنامهي مدرسهي سلطان حسينيه است که دهها روستا و مغازه با تمام لواحق وقف آنها بوده و امروز نه از مدرسه مزبور در اصفهان خبري هست و نه از رقبات وقفي آن (10)
البته در همين دوره هم، مثل هميشه و بيشتر جاها، حيف و ميل وقف به صورت موردي فراوان بوده است. شفيعاي شيرازي در هجو ميرزا نجف خان صدر که مسؤول امور اوقاف اين دوره بوده ميسرايد:
اکنون که خان وقف به تاراج ميرود
اي خادمان سفرهي مولا مدد کنيد...
صدي که در خرابي اوقاف عازم است
استاد کي به کشتن او وقف لازم است
و در بندي ديگر ميسرايد:
شبهاي تار همچو گدايان به عهد آن
مسجد چراغ ميطلبد دايم از خدا
گرديد خرج سرمه و شد صرف در حرم
وقفي که روشنايي از آن بود مدعا (11)
شاعر ديگري هم از اواخر دورهي صفوي بر از بين رفتن موقوفات چنين سروده است:
وجوهي که ميبود وقف نجف
تمامي به اتلاف شد برطرف
بکردند سادات و اهل دعا
ز واحسرتا شور در کربلا
ز مشهد نذورات شد منقطع
شد از سينهها نالهها مرتفع
ز اوقاف نواب گيتي ستان
ندادند فلسي به بيچارگان (12)
نادرشاه افشار، افاغنه را از کشور بيرون راند و با عثمانيها و روسها درگير شد. تازه هوس فتح هند را نيز کرد. براي رفع اين تجاوزات و تأمين مخارج اين تهاجمات، نياز به پول داشت. موقوفات ثروت آمادهاي براي اين کار بود. نادر به علما گفت: چندين مال بيکران را که شما يعني اهل علم و طلاب گرفته و ميبريد سبب چيست و بکدام استحقاق صرف ميکنيد. صدر جواب داد: به جهت آن که ما دعاگوي دولت پادشاه ميباشيم و بقاي دين و دولت بسته به دعاي ماست. نادر گفت: دعاي شما اصلا مستجاب نيست، چه اگر دعاي شما را اثري بود، رفع غائله اعداي دين را از دولت و ملت ميکرد و افاغنه و غير ايشان بر شما مسلط نميگشته بلکه رفع اعادي منوط به ضرب شمشير غازيان است و از ايشان امور دين و دولت به نظام ميباشد. پس اين وجوه را بکار ايشان بردن و خرج ترتيب و تربيت لشگريان کردن اولي است (13)
براي از ميان بردن موقوفات توسط نادر، به دلايل مذهبي نيز بايد توجه داشت. اصولا نادرشاه نميتوانست اين همه موقوفاتي را که براي روضه خواني درست شده بود بپذيرد، زيرا او تمايلي به اين قبيل کارها نداشت. بيشتر اطلاعات مربوط به ويراني موقوفات و اصولا وقف ستيزي در دورهي نادري را، ميرزا حسن خان جابري انصاري در تاريخ ري و اصفهان به دست داده است (14) از جمله نوشته است: دفتري ابتر، از رقبهي افغاني و وقفي به نام رقبهي نادري نوشتند. صدر الممالک و متولي موفوفات و برادر امام جمعه را که به فلک سرفرود نميآوردند، پا بر فلک نهاده از ضرب چوب بکشتند و در اين باب به حدي به جد بود که روزي در مسجد شاه به پا ايستاده و فرمود کتيبهي موقوفاتش را حک نمودند(15)
ادامه دارد ...
منبع :
