برنامه مالی - 1 (Financial Plan)

  • ساعت ارسال پست : 9:31 PM ،


۲- برنامه مالی (Financial Plan)
 
۲-۱- مقدمه:
 
برنامه مالی برای موفقیت برنامه کسب و کار شما ضروری است خصوصا اگر با هدف دریافت وام بانکی باشد. پیش‌بینی جریان نقدی(Cash flow Forecasting) قطعا مهمترین قسمت این برنامه است اما سایر اسنادی که در این بخش معرفی می‌شوند نیز از دیدگاه برنامه‌ریزی اهمیت دارند.
 
۲-۲-تحلیل نقطه سر به سر(Break-even Point):
 
نقطه سر به سر نقطه‌ای است که درآمد فروش با کل هزینه‌ها و مخارج برابر می‌شود، پس در این نقطه نه سود می‌کنید نه ضرر. با محاسبه این نقطه می‌فهمید که برای فروش چگونه عمل کنید تا در رقابت باقی بمانید. این نقطه شاخصی مناسب از تداوم یک کسب و کار است. این نقطه همچنین می‌تواند برای ارزیابی نحوه و زمان توسعه کسب و کار و برآورد هر گونه مخارج اضافی بکار رود. برا ی تعیین نقطه سر به سر برخی تعاریف کلیدی عبارتند از:
 
هزینه‌های ثابت یا سربار(Fixed Cost Or Overhead):
هزینه‌هایی هستند که رابطه مستقیم با فروش ندارند. حقوق و دستمزد، تبلیغات، ملزومات اداری و تلفن برخی از این هزینه‌ها هستند که لزوما در ماههای مختلف مساوی نیستند. چیزی که مهم است اینکه شما بدون توجه به میزان فروش، این هزینه‌ها را متحمل می‌شوید.
 
هزینه‌های متغیر(هزینه کالاها)(Variable Cost):
هزینه‌های واقعی ایجاد محصولات یا تامین خدمات هستند که می‌تواند شامل هزینه مواد، توزیع و نیروی کار تولیدی(خدماتی) باشد.
 
ظرفیت(Capacity):
مقدار خروجی محصول یا خدمت شما را تحت کنترل دارد و می‌تواند با تعداد تولید، ‌ساعت کار یا حجم فروش اندازه‌گیری شود. فرمول ذیل برای محاسبه نقطه سر به سر بر حسب تعداد تولید بکار می‌رود:
 
نقطه سر به سر بر حسب تعداد تولید= هزینه‌های ثابت تقسیم بر (هزینه متغیر واحد – قیمت واحد)
 
Break-Even in Units= Fixed Costs Divided by (Unit Price-Variable Cost)
 
تذکر: کل سرمایه بصورت وام(اصل و فرع) را بعنوان هزینه ثابت در نظر بگیرید.
 
مثال:
جان یک سفالگری خانگی دارد که ظروف سفالین مورد سفارش مشتریان را می‌سازد. حداکثر ظرفیت، ۱۵ عدد در هفته است. هزینه متغیر واحد شامل خاک رس مورد نیاز، لعاب و بسته‌بندی حدود ۵۰ دلار برآورد شده است. حقوق جان بعنوان مسوول این کسب و کار ۳۰۰۰ دلار در هفته است(هزینه ثابت). مشخصا قیمت هر واحد بر اساس نقطه سر به سر، برای مقادیر تولید مختلف متغیر است. جدول ذیل را ببینید. محاسبات این جدول بر اساس رابطه نقطه سر به سر بر حسب تعداد تولید، انجام شده است.
مشخصا مشاهده می‌شود که سر به سر یک نقطه نیست بلکه مقدار آن برای هر قیمت فروش فرق می‌کند. اگر قیمت هر واحد ۴۲۵ دلار باشد بایستی قادر به تولید ۸ قطعه در هفته باشیم تا ضرر نکنیم. این مساله در گراف ذیل نمایش داده شده است. منطقه بالای منحنی معرف سود و پایین منحنی معرف ضرر می‌باشد.
 

ادامه دارد ...
 
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و کسب و کار __
 
--------
منبع :
 
هفته نامه بازار کار

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • اوقاف ايران و مشکل پژوهش درباره‏ي آن - 6

    • ساعت ارسال پست : 8:12 PM ،


    وقف‏نامه‏ي اصلي اين موقوفات در دست نيست اما رشيدالدين فضل‏الله وزير در کتاب تاريخي که به فرمان غازان خان تهيه کرده، نه تنها به طور کامل و دقيق فهرست جزئيات همه‏ي موقوفات از نظر ايلخان را عنوان کرده است. دو چيز الهام‏بخش وي در پديد آوردن اين مجموعه بوده است: آرامگاه تاريخي حکمران سلجوقي، سلطان سنجر در مرو و شهرهاي مقدس مختلف به خصوص آرامگاه‏هاي مقدس شيعه در مشهد و نجف. غازان گفته بود که هر کس در چنين آرامگاه‏هايي به خاک سپرده شود، از مردگان نخواهد بود بلکه زنده‏تر از برخي از زندگان خواهد زيست. اگرچه خود ايلخان از افراد مقدس مذهبي نبود، اما تمايل داشت تا آنجا که مقدور بود از مقدسين پيروي کند.28-

    غازان هدف خود را با پشتکاري عظيم دنبال کرد و برنامه‏هايش را به کار گماردن هزاران کارگر به پيش برد. هنگامي که داربست ساختماني گنبد بزرگ فروريخت و تعداد زيادي از کارگران و حيوانات بارکش را در زير خود مدفون ساخت، غازان ديگر زنده نبود، بلکه در محلي که قبلا در نظر گرفته بود، به خاک سپرده شده بود. اينکه آرامگاه وي از اين واقعه‏ي ناگوار کاملا در امان ماند، به سرعت به عنوان يک معجزه تعبير شد،چيزي که فقط مقدسين مذهبي قادر به انجام آن بودند. 29- وي براي رفاه حال زايراني که در آن زمان قصد زيارت مقبره‏ي او را داشتند عايداتي از موقوفات را براي بيتوته و ديگر هزينه‏هاي آنها اختصاص داد 30-اآن گونه که سفرنامه‏هايي از دوره‏هاي بعدي نشان مي‏دهند، آرامگاه وي بدون زاير نمانده است و اين زايران تحت تأثير عظمت و شکوه بنا قرار گرفته بودند. به اين ترتيب غازان به اهداف خود، که قسمت اعظم آن به خاک سپرده شدن در يک بناي مهم و کسب شهرت و جاودانگي بود رسيد 31- مسافران بعدي از تخريب دايمي و رو به تزايد بناها حکايت مي‏کنند که البته به عنوان يک بناي مخروبه هنوز هم در آن زمان با شکوه و جلال به نظر مي‏رسيده است. بالاخره در قرن هفدهم ميلادي، بقاياي اين بناها براي هميشه تخريب مي‏شود. 32- حکمرانان بعدي سعي کردند که از غازان پيروي کنند و حتي سعي بر اين داشتند که از او فراتر روند، همان‏گونه که وي در زمان خود تلاش کرد تا[با ساخت بناهاي معظم‏تر]بناي آرامگاه سلطان سنجر را از جلوه بياندازد و آن را به دست فراموشي بسپار. رشيدالدين فضل‏الله، وزير و متولي موقوفات وي، اولين مقلد او بود. 33- وي در تبريز مجموعه‏ي موقوفاتي را به وجود آورد که به بزرگي يک محله‏ي شهر بود. اسناد موقوفات که بر روي 191 صفحه‏ي بزرگ نوشته شده و مربط به سال 1309 م هستند- به خط خود او - تاکنون باقي مانده‏اند و نگارنده در حال تحقيق بر روي آنهاست. 34- از »ربع رشيدي«، آن گونه که مجموعه‏ي موقوفات به نام واقف آن ناميده مي‏شده است، امروزه تقريبا هيچ چيز باقي نمانده است.35-از وجوه تشابه غازان و وزيرش اين است که آنها هر دو، در سنين بالا به اسلام گرويده‏اند. موقوفات عظيم هر دو، وسيله‏ي مناسبي بوده است که ايمان مذهبي و علاقه‏ي آنها را به اسلام نشان دهد.
    مجمعه‏ي موقوفاتي با همان عظمت، در طي قرن پانزدهم ميلادي در تبريز توسط جهان شاه قراقوينلو و نيز توسط دشمن و جانشين او اوزون حسن آق‏قوينلو به وجود آمد. نام اين موقوفات از بخش‏هايي از نام واقفان آنها گرفته شده است: مظفريه (به نام ابومظفر - جهان شاه) و نصريه (به نام ابونصر - اوزون حسن). امروزه از مظفريه يک سند وقف غني و جالب توجه باقي مانده است. از مجموعه‏ي بناها در حال حاضر فقط بقاياي مخروبه‏ي مسجد کبود جهان شاه باقي است. در اين مکان ما با مجموعه‏اي از بناهاي وقفي قابل مقايسه با يکديگر سر و کار داريم که همه در محدوده‏ي آرامگاه وقف کننده به صورت يک مجموعه در آمده‏اند و همه آشکارا شبيه آرامگاه‏هاي مذهبي ساخته شده‏اند البته بدون آنکه پايداري موقوفات آرامگاه‏هاي مذهبي در طي زمان، در مورد آنها نيز صدق کند.
     
    پي نوشت ها:

    1- درباره‏ي مقدماتي از اصول حقوقي، آغاز و گسترش تاريخي ساختار وقف به اين منابع مراجعه شود:
    Krcsmarik Johann Das Wakfrecht vom Standpunkte des Sariat-rechts hach der hanefitischen Schule Ein Beitrag zum studium des islamitischen Rechtes Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft 45. 1891، pp. 511-576; Heffening، J.، Wakf Enzyklopaedia des Islam Leiden-Leipzig، 1913، 1927-36، s.v.; Koprulu Fuad، LInstitution de Vakf et limportance historique de documents de Vakf، Vakflar Dergisi، l. 1938، partie Francaise pp. 3-9; Koprulu Fuad، LInstitution de Vakouf Sa nature juristique et Son evolution historique Vakflar Dergisi، 2. 1942، Partie Francaise pp. 3-48; Schacht Joseph Early Doctrins on Waqf Fuad Koprulu Armagani / Melanges Fuad Koprulu Istanbul 1953; CAHEN، Claude Reflexions surle waqfancien Studia Islamica 14، 1961، pp. 37-56.
    2-نگاه کنيد به سوره‏ي 2 آيات 38، 771، 081، 512، 162f و 273، سوره‏ي 4 آيات 8 و 36، سوره‏ي 16 آيه‏ي 90، سوره‏ي 17 آيه‏ي 22، سوره‏ي 24 آيه‏ي 22، سوره‏ي 30 آيه‏ي 38، سوره‏ي 42 آيه‏ي 23، و سوره‏ي 70 آيه‏ي 42f.
    براي توضيح بيشتر درباره‏ي امور خيريه نگاه کنيد به:
    Stillman، A.، Charity and Social Service in Medeval Islam Societas 5. 1975، pp. 105-115.
    3-يک توصيف دقيق از قوانين اسلامي ارث در اين منبع وجود دارد:
    Coulson، N.J.، Succession in the Muslim Family Cambridage 1971
    4-نگاه کنيد به:
    petrushevsky I. P.، The Socio Economic Condition of Iran under the Ilkhans The Cambridge History of Iran Bd. 5، Cambridge ua 1968، p 517; Fragner BertG.، Social and Internal Economic Affairs The Cambridge History of Iran Bd. 6، Cambridge ua 1986، pp. 518-521.
    5- Istanbul Vakiflari tahrir defteri 953 (1546) tarihli edd Omer Lutfi Barkan und Ekrem Hakki Ayverdi Istanbul 1970; Barkan Omer Lutfi، Daftar-i Khakani Encyclopaedia of Islam 2
    s.v
    6- رک:
    Crecelius Daniel The Organization of Waqf Documents in Cairo International Journal of Middle East Studies، 2. 1971، pp. 266-277.
    7- اطلاعاتي درباره اوقاف ايران در اين منابع وجود دارد:
    Lambton Ann K. S.، Landlord and Peasant in persia London 1953; Petrushevsky، I. P.، The SocioEconomic Condition of Iran under The Ilkhans The Cambridge History of Iran، Bd. 5، Cambridge ua. 1968، pp. 483-537; Fragner Bert G. Social and Internal Economic Affairs The Cambridge History of Iran Bd. 5، cambridge pp. 519-520. به خصوص u.a. 1968، pp.419-567،@
    8-رک:
    Morgan، David، Medieval Persia 1040-1797، London New York. 1988; Roemer Hans Robert Persien auf dem Weg in die Neuzeit Iranische Geschichte 1350-1750. Beirut 1989 The Cambridge History of Iran Bdd 4،5،6; Fragner Bert.، G. Historische Wurzeln neuzeitlicher iranischer Identitat zur Geschichte des politischen Begriffs Iran im spaten Mittelalter und in der Neuzeit Studia Semitica necnon iranica Rudolpho Macuch Septuagenario ab amicis et discipulis dedicata edd. M. Macuch، Ch. MullerKessler، B. Fragner Wiesbaden، 1989، pp. 79-100
    9-اين نکته مثلا در تعداد نسبتا ناچيز اسناد حکمرانان که باقي مانده و منتشر شده نمود مي‏يابد. براي دوره‏ي زماني از حدود 1200 تا 1848 ميلادي فقط 868 سند باقي مانده‏اند. نگاه کنيد به:
    Fragner Bert، G. Repertorium Persischer Herrscherurkunden Publizierte Originalurkunden bis 1848 Freiburg 1980; Afshar Iraj Neuere Archivstudien in Iran Ubersicht und Bibliogra phie Die islamische welt zwischen Mittelalter und Neuzeit Festschrift fur Hans Robert Roemer zum 65. Festschrift fur Hans Roberter Roemerzum 65. Geburtstag، edd. peter Bachmann und Ulrich haarmann Beirut 1979 =Beiruter Texte und Studien، 22، pp. 20-34
    10-در فتح شهر اصفهان، پايتخت صفويان توسط افغانان در سال 1722، فهرست‏هايي که در آنها اسناد وقفي درج شده بود طعمه‏ي آتش شدند. نگاه کنيد به: Lambton Ann K.S. Landlord and peasant in persia London 1953، p. 132
    11-در زمان حکومت محمود افغان (1725-1722 ميلادي) به اسناد مالياتي موجود در ديوانها به زاينده‏رود که در وسط اصفهان جاري است ريخته مي‏شد. نادرشاه، کليه‏ي موقوفات را به نفع خويش مصارده کرد.
    به اين ترتيب فهرست‏هاي اوقاف قديمي ديگر اعتبار نداشتند.
    نگاه کنيد به:
    Lambton AnnKS The Tribal Resurgence and The Decline of Bureaucracy in the Eighteenth century Studies in Eighteenth Century Islamic History edd Thomas Naff and Roger Owen Carbondale Edwardsville 1977، p. 111 f. sowie 127.
    يکي از حکام قاجاري اصفهان در آغاز قرن 19 ميلادي مقدار زيادي از مواد و اسناد آرشيوي را براي برافروختن يک آتش بازي مصرف کرده است. نگاه کنيد به: Hoffmann Birgitt persische Geschichte 1694-1832 erlebt erinnert und erfunden Dus Rustam attawarih in deutscher Bearbeitung Berlin، 1985، p. 43. f.
    12-در اينجا مثلا سند اوقاف حکمران ترکمن، جهان شاه قراقوينلو (متوفاي 1467 م) در 363 صفحه‏ي ضخيم به وزن 6 کيلوگرم با تزينات باشکوه در مسجد کبود تبريز که به دستور او ساخته شده، نگهداري مي‏شد، اين سند تاکنون فقط نقل قول‏هايي شده است. نگاه کنيد به: مشکور، محمدجواد، »تاريخ تبريز تا پايان قرن نهم هجري«، تبريز 1353 ه ش، ص 677-653،
    13- مقايسه کنيد با اطلاعات داده شده توسط حسين مدرسي طباطبايي درباره‏ي موقوفات متعلق به بقعه‏ي مقدس حضرت فاطمه (س) در قم، تربت پاکان، 2 جلد، قم 1355 ه ش، در اينجا به جلد اول، زيرنويس ص 126.
    14- در مجله‏ي فرهنگ ايران زمين تاکنون تعداد زيادي اسناد وقف به چاپ رسيده است مثلا:»جامع الخيرات«، به تصحيح محمدتقي دانش پژوه و ايرج افشار، فرهنگ ايران زمين، ش 1340، 9 ه ش، صص 277-68؛ »کتابچه‏ي موقوفات يزد«، به تصحيح ايرج افشار، فرهنگ ايران زمين، ش 10 (1341 ه ش) و نيز در شماره‏هاي سال‏هاي 19، 11، 5، 4. محمدتقي دانش‏پژوه تعداد زيادي وقف‏نامه در مجله‏ي معارف اسلامي (شماره‏هاي 13، 10، 8، 4، 1) و نامه‏ي آستان قدس (سال‏هاي 8 و 9) منتشر کرده است. در اينجا براي احتراز از طولاني شدن مطلب فقط تعداد کمي از آنها ذکر شده‏اند. با استفاده از کتاب‏نامه‏ها مي‏توان تا حدودي ديد کاملي در اين باره دست آورد.
    مثلا فهرست مقالات فارسي، به کوشش ايرج افشار، ج 1 و 2، تهران 1340 ه ش، ج 3، تهران 1358 ه ش و نيز، Iranica Abstracta
    Tehran 1978 ff
    15-سپنتا، عبدالحسين، تاريخچه اوقاف اصفهان، اصفهان 1346 ه ش
    16-گنجينه‏ي آثار تاريخي اصفهان، اصفهان 1344 ه ش
    17-از آستارا تا استرآباد، تهران، 1354 ه ش، ج 6، صص 421-259 و ج 7، صص 562-487
    18- تاريخ تبريز تا پايان قرن نهم هجري، تهران، 1352 ه ش
    19- افشار، ايرج، يادگارهاي يزد، 2 جلد، تهران، ج 1348، 1 ه ش، ج 1354، 2 ه ش؛ جعفري، جعفر بن محمد بن حسن، تاريخ يزد، تهران 1344 ه ش؛ الکاتب، احمد بن حسين بن علي، تاريخ جديد يزد، تهران 1345 ه ش؛ الکاتب، احمد بن حسين بن علي، تاريخ جديد يزد، تهران 1345 ه ش؛ مفيد، محمد، جامع مفيدي، تهران 1342 ه ش؛ باستاني پاريزي، محمد ابراهيم، گنج‏علي خان، تهران 1362 ه ش؛ تاريخ شاهي قراختاييان، تهران، 1355 ه ش.
    20- Landed preperty and its Administraton idrarat and auqaf Continuity and Change in Medieval Persia Albany 1988 Columbia Lectures on Iranian Studies، 2; Awqafin Persia: 7th / 13th to 8th / 14th Centuries (زير چاپ).
    21-نگاه کنيد به اشعار شمس‏الدين کاشاني درباره‏ي موقوفات ايلخان غازان در تبريز، که در آنها حتي به تاريخ بنا نيز مي‏پردازد و اشعار، اوحدي مراغه‏اي و کمال خجندي درباره‏ي »ربع رشيدي« در همان جا؛ مشکور، محمدجواد، همان، صص 478-476 و 562-561
    22-اين اشعار متعلق به مثنوي »پوري بهاجامي« شاعر هستند. تصحيح، ترجمه و تفسير از بيرگيت هوفمان نگاه کنيد به:
    Hoffmann، Birgit Von falschen Asketen und unfrommen stiftrungen Proceedings of the first European Conference Conference of Iranian Studies Turin 1987 (زير چاپ)
    23- Robert D Mc Chesney
    24-آرامگاه هشتمين امام شيعيان دوازده امامي،[حضرت]علي[بن موسي]الرضا (ع) نيز سرنوشت مشابهي دارد. مشهد در خراسان در شمال شرقي ايران، در نزديکي توس، به سرعت مهم‏تر از توس شد (مشهد يا در واقع مشهد توس به معناي محل شهادت، در نزديکي توس است)، و با حمايت و پشتيباني سلاطين صفوي (حک: 1722-1501) و نادرشاه (متوفاي 1447 م) به يکي از بزرگترين مراکز مذهبي و زيارتي در ايران مبدل شد
    25- Waqf at Balkh، Unpublished phD dissertion Princetona 1973.
    همچنين يک سخنراني منتشر نشده در اين باره از همان نويسنده وجود دارد تحت عنوان: Waqf and The Economy and Administration of The Shrine Ali b. Abi Talib at Mszari sharif in the Late 19th Century،
    26-تربت پاکان، 2 جلد، قم 1357 ه ش؛ »فرمان‏هاي امراي ترکمان در تفويض توليت آستانه‏ي قم«، فرهنگ ايران زمين، ش 1352، 19 ه ش، صص 135-118
    27-Waqf and public Policy: The Waqfs of Shah Abbas 1011-1023/ 1602-1614، Asian and African Studies 15، 1981 pp. 165-190
    28- Geschichte Gazan Han aus dem Tarih-i-mubaraki Gazani des Rasid al-Din Fadlallah b Imad al-Daula AbulHair ed Karl Jahn Londonde 1940، pp. 207-217 ed. Bahman Karimi Teheran 1367s/pp. 997-1000.
    29-مشکور، محمدجواد، همان، ص 472 و 475.
    30-مشکور، محمدجواد، همان، ص 479
    31-ابن‏بطوطه از آرامگاه غازان در 1326 ميلادي ديدن کرده است. حمدالله مستوفي اين بنا را منحصر به فرد براي کل ايران دانسته است. اوليا چلبي اين بنا را با گالاتا مقايسه مي‏کند، براي غازان دعا مي‏کند و از خرابي‏هاي اين بنا که در زلزله به وجود آمده اظهار نارضايتي مي‏کند. وي همچنين گزارش مي‏دهد که آرامگاه مورد احترام فراوان است و زايران زيادي دارد. در اين باره نگاه کنيد به: مشکور، همان، صص 489-487
    32-مشکور، همان، صص 491-489.
    33-درباره‏ي شرح حال او نگاه کنيد به: Van Ess josef Der Wesir und Seine Gelehrten Wiesbaden 1981 Abhandlungen fur die kunde des Morgenlandes 45، pp. 1-11
    34-فضل‏الله، رشيدالدين، »وقفيه‏ي ربع رشيدي«، به تصحيح ايرج افشار و مجتبي مينوي[عکس نسخه‏ي خطي به خط واقف]، تهران 1350؛ وقف‏نامه‏ي ربع رشيدي، به تصحيح ايرج فشار و مجتبي مينوي تهران 1356؛ براي شرح و متن اسناد نگاه کنيد به:
    Fragner Bert G.، Zu einem Autograph des mongolenwesirs Rasid ad-Din Fazlallah der stiftungsurkunde fur das Tabrizer Gelehrtenviertel Rab-i Rashidi Festgabe deutscher Iranisten zur 2500- Jahrfeier Iran Stuttgart 1971
    35- Blair sheila S.، Ilkhanid Architectur and Society An Analysis of the Endowment Deed of the Rab-i Rashidi Iran 221984، pp. 67-90
     

    نويسنده: بيرگيت هوفمان - فرانک بحرالعلومي
     
     
    پایان

    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • اوقاف ايران و مشکل پژوهش درباره‏ي آن - 5

    • ساعت ارسال پست : 8:08 PM ،


    از جمله مسائلي که مورد بررسي قرار گرفته است بايد به تحولات به وجود آمده در رابطه با حفظ استقلال اداره‏ي امور اين مکان مذهبي از ديوان‏هاي دولتي و حکومتي از نقطه‏نظر روابط سياسي متغير، (و نيز سياست فردي) متوليان و ديگراداره کنندگان امور اوقاف و تغييرات و جابه‏جايي‏ها در روابط مالکيت که خود را در گسترش يا کاهش رقبات وقفي نشان مي‏دهد 25- اشاره کرد.

    حسين مدرسي طباطبايي برخي از تحقيقات خود را به تاريخ مجموعه‏ي موقوفات قم، مکاني که[حضرت]فاطمه‏ي[معصومه]، خواهر امام هشتم شيعيان دوازده امامي،[حضرت]علي بن موسي‏الرضا (ع) به خاک سپره شده، اختصاص داده است. حتي اگر بسياري از اسناد مربوطه بويژه در مالکيت خصوصي خاندان‏هاي قديمي هستند هنوز منتشر نشده باشند، با اين همه وي اسناد بسياري، که در بين آنها تعداد زيادي فرمان‏هاي حکمرانان نيز وجود دارد، منتشر کرده است. اين تحقيقات که همراه با تصحيح متن اسناد به بازسازي تاريخ شهر قم پرداخته‏اند، به شکل مؤثر اعتلاي شهر قم و تبديل دومين شهر مذهبي با اهميت ايران است - نشان مي‏دهند 26- در اين فاصله همچنين اسنادي مربوط به ديگر مراکز مذهبي مانند آرامگاه شيخ صفي، جد پادشاهان سلسله‏ي صفوي در اردبيل يا آرامگاه شاه عبدالعظيم در ري در نزديکي تهران منتشر شده‏اند که اطلاعاتي درباره‏ي نحوه‏ي اداره‏ي اوقاف و روابط مالي و دارايي آنها به دست مي‏دهند.
    علاقه‏ي شديد اکثر سلاطين و حکمرانان، از ايلخانان مسلمان شده (از زمان غازان خان؛ حک: 1304-1295 م) تا زمان قاجاريه (1925-1797 م) به حمايت از مکان‏هاي مقدس، نمود خود را در سفرهاي زيارتي به آرامگاه‏ها، کمک‏هاي نقدي، سخاوتمندانه، تأييد حقوق قانوني مکان‏هاي مذهبي، بخشش‏هاي مالياتي و ايجاد موقوفات جديد نشان مي‏دهد. همه‏ي اينها، نه تنها اعمال منفرد خيريه و مذهبي بوده‏اند بلکه حرکاتي نمادين با نمودهاي ظاهري حساب شده نيز محسوب مي‏شوند. بين قم، مشهد و شاه از زمان به قدرت رسيدن صفويان (1501 م)، رابطه‏اي تنگاتنگ وجود داشت، نکته‏اي که باعث به رسميت شناخته شدن شيعه‏ي دوازده امامي به عنوان مذهب رسمي کشور شد. سفرهاي زيارتي به مکان‏هاي مقدس و موقوفات آنها واقع در بقاع متبرکه‏ي امامان شيعه، موقعيت‏هاي خوبي بودند تا اعتقاد به مذهب جديد و طرفداري از آن را به شکلي شديدا چشمگير و جالب توجه استحکام بخشند.

    مک چسني موقوفات معروف شاه عباس را از نقطه‏نظر اهداف واقعي سياسي و اعتقادي وي بررسي کرده و بسته به اينکه مثلا مسجد شاه وي در اصفهان يا آرامگاه جدش شيخ صفي در اردبيل يا مکان‏هاي مقدس در اردبيل مورد حمايت و پشتيباني قرار گرفته باشند، به نتايج کاملا متفاوتي دست يافته است خاندان صفوي نه تنها اموال فراواني را وقف مشهد کرده‏اند، بلکه آنان همچنين در آن مکان به خاک سپرده شده‏اند. به اين ترتيب آنا رسومي را زير پا گذاشته‏اند که قرن‏ها قبل به وجود آمده بود و در نمونه‏ي تبريز مي‏توان آن را مشاهده کرد.

    تبريز به عنوان پايتخت سلسله‏هاي متعدد (ايلخانان، قراقوينلوها، آق‏قوينلوها، و صفويان تا نيمه‏ي قرن شانزدهم ميلادي) محل پرهياهو و باشکوه موقوفاتي بود که رقبات آنها، حتي تا حدودي در کل شهر پراکنده بودند.
    نقطه‏ي اوج همه‏ي اين مجموعه‏هاي موقوفات - مانند همه‏ي مکان‏هاي مذهبي - آرامگاهي بود که نه فردي مذهبي و مقدس، بلکه يکي از قدرت‏هاي دنيوي در آن به خاک سپرده شده بود. ايلخان غازان (سلطنت 1304-1295 م)، اولين حکمران مغول بود که به اسلام گرويد و رسم مغولي به خاک سپرده شدن در محلي مجهول را، زير پا گذاشت، به جاي آن سنت مغولي، وي مجموعه‏ي موقوفاتي را، که براي آن زمان رقبات، يک مسجد جامع، 2 مدرسه‏ي مذهبي، يک بيمارستان، يک رصدخانه، يک کتابخانه، يک آب‏انبار، حمام‏ها و محلي براي وقف اقامت سادات 27- را نيز دربر مي‏گرفت.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • اوقاف ايران و مشکل پژوهش درباره‏ي آن - 4

    • ساعت ارسال پست : 8:05 PM ،


    در دفاتر اداره‏ي موقوفات يا در ضمايم آنها و نيز در مجموعه‏هاي نمونه‏ي اسناد (کتب انشا)، که براي تربيت منشيان ديوان‏هاي قضا مورد استفاده قرار مي‏گرفته‏اند، مکررا از موقوفات سخن گفته شده است، اغلب در رابطه با نمايندگان دولتي، مسائل فني مالياتي و ديگر سؤالات مربوط به اداره‏ي امور. کتب مزبور نشان‏دهنده‏ي چگونگي روابط بين مقامات دولتي و اوقاف هستند يا اينکه حداقل نشان مي‏دهند که اين روابط در شرايط مطلوب چگونه بايد مي‏بود. نمونه‏هاي نوشتاري ذکر شده در کتب انشا نه تنها مبين روند اداري مسائل وقفي هستند بلکه اطلاعاتي درباره‏ي شيوه‏ي نوشتار آنها به دست مي‏دهند. آن لمبتون، از اين آثار و نيز از نوشته‏هاي تاريخي به مقدار معتنابهي جزئيات درباره‏ي مسائل وقف استخراج کرده و سعي در مرتبط کردن آنها داشته است. 20- منابع ادبي نيز تا حدودي به مسائل وقف مي‏پردازند. اين آثار يا بخشي از آنها اغلب به اشعار مدحي و ستايش‏هاي رسمي پرداخته‏اند و در آنها شاعر، نيات خيرخواهانه‏ي واقفي را که اغلب حامي اصلي يا پشتيبان شاعر بوده‏اند مدح مي‏کند يا به ستايش عظمت موقوفات مورد بحث مي‏پردازد 21-يک مورد استثنايي، طبق اطلاعات نگارنده يک هجونامه‏ي چهارصد بيتي از قرن سيزدهم ميلادي است که در آن اوقاف به عنوان امري ناسازگار با قوانين مذهبي و اختراع قضات مطرح است... و استفاده کنندگان از عوايد اوقاف به عنوان افرادي نالايق، ناسزاوار و نکوهيده، مورد انتقاد قرار گرفته‏اند. مطمئنا در اين اشعار، برخي از جزئيات ناهنجار از مجموعه‏ي پايه‏ي اشعار هجويه‏ي سنتي وقيحانه اقتباس شده است که بايد به آنها بيشتر به چشم جزئياتي که هميشه در اين نوع اشعار ذکر مي‏شد نگريست تا به عنوان واقعيات موجود. البته در کنار آن، وجود سوء استفاه از عايدات وقفي و ديگر اعمال فريبکارانه و خلاف، و دخل و تصرف‏هاي غير قانوني نيز 22-[در اين اشعار بازتاب يافته‏اند].

    تصويري که پس از در کنار هم قرار دادن اطلاعات پراکنده‏ي منابع مختلف، مانند قطعات يک کاشي معرق به دست مي‏آيد البته داراي ابهامات بسياري است. تاکنون به زحمت تصوير دقيقي از اهميت جايگاه موقوفات در زندگي سياسي، اقتصادي و معنوي دوره‏هاي مختلف به دست آمده است. حتي مثلا تخمين تقريبي نسبت رقبات وقفي به ديگر شکل‏هاي مالکيت زمين در ايران در يک دوره‏ي معين يا تعيين اينکه املاک دولتي مورد استفاده‏ي کسبه تا چند حد وقفي بوده‏اند، امکان‏پذير نبوده است. نه رابطه‏ي متقابل وقف عام و وقف خاص به طور دقيق معلوم است و نه حدود علاقه‏ي افراد در هر دوره‏ي معين به وقف دارايي و املاکشان.

    به نظر مي‏رسد تحقيق درباره‏ي پديده‏هاي مربوط به وقف که، در منابع به شکل قابل قبولي عرضه شده‏اند، نتايج بهتري به بار آورد. تحقيق درباره‏ي آرامگاه‏هاي مقدس که هزينه‏هاي آنها، در کنار درآمدي که از زايران به دست مي‏آمده، عمدتا از طريق موقوفات تأمين مي‏شده، از اين دست هستند. اين مکان‏هاي مقدس، با همه‏ي تأسيسات جانبي آنها (مساجد، مدارس مذهبي، محل‏هاي بيتوته براي زايران يا سادات)، طي قرون متمادي برپا باقي مانده‏اند. همچنين مناصب متولي، در دوره‏هاي طولاني در يک فاميل به صورت موروثي باقي مانده‏اند. به اين ترتيب مي‏توان تغييرات به وجود آمده در طي زمان را مشاهده و بررسي کرد.
    يک کار تحقيقي بسيار جالب و آموزنده درباره‏ي تاريخ يک چنين مکان مقدسي و موقوفات آن را روبرت د. مک چسني 23-، در پايان‏نامه‏ي دکتراي خود درباره‏ي حرم[حضرت]علي (ع) در مزار شريف انجام داده است، اين مکان در نزديکي شهر قديمي بلخ در ترکستان - افغاني امروزه واقع شده است. اولين گزارشات درباره‏ي انتقال پيکر[حضرت]علي (ع) از نجف در جنوب بغداد به شمال افغانستان، مربوط به قرن دوزادهم ميلادي است. ولي پس از مطرح شدن دوباره‏ي آن در قرن 15 ميلادي، اين محل به يکي از مراکز مهم زيارتي تبديل شد، حاکم تيموري هرات، حسين بايقري، موقوفات متعددي را به مزار شريف اختصاص داد. نام مزار شريف در دوره‏هاي بعدي ابتدا به آباديي که در اين محل به وجود آمد اطلاق شد و اين محل به سرعت به يکي از مهم‏ترين مناطق آن محدوده شد. بعدها کل منطقه، مزار شريف ناميده شد 24- اثر مک چسني با جزئيات دقيق نشان مي‏دهد چگونه تاريخ پانصد ساله‏ي اين محل مقدس و سيستم اداري آن با پيشرفت‏هاي سياسي - اقتصادي و اجتماعي در کل آن منطقه، در ارتباط تنگاتنگ بوده است.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)