وقف نامة حاج آقا سيد جواد
تاريخ وقف اين سند 1332 هجري قمري است و واقف حاج اقا سيد جواد از بزرگان قاين املاک متعددي را بر مصارف مختلف وقف مي نمايد.از جمله موارد وقف تعدادي اسباب و اثاثيه و نيز کتب عربي و فارسي است که با شرايط خاصي بر اولاد خود وقف مي نمايد.
«و ايضاً يک قبضه شمشير و يک قبضه تفنگ و جميع کتب عربي و فارسي و کلام الله و کتب ادعيه و جمع اسباب و يراق اسب و استر بر جناب نتيجه العلماء آقا سيد محمد حسين ابن مرحوم خلد آشيان آقا سيد حسن جوانمرگ و بر اولاد ذکوري که انشاء الله از صلب خود سرکار واقف معظم له به ظهور بيايد و بر ذکور از اولاد ذکور نسلاً بعد نسل و طبقه بعد طبقه به اين معني که هر طبقه مقدم خواهد بود بر طبقه بعد از خود و چنان چه خداي نکرده ذکور از اولاد ذکور منقرض شد بر اولاد اناث ذکوراً و اناثاً و بودن اولاد ذکور از ذکور از صلب سرکار واقف اولاد اناث ذکورا و اناثا حق نخواهند داشت ولو انقرضوا». (28)
وقف نامه آقا سيد عبدالکريم حسب الصلح کربلائي بلقيس بيگم
در سنه 1326 هجري قمري مرحومه کربلائي بلقيس بيگم از زنان مومنه شهر قاين املاکي را به آقا سيد عبدالکريم مصالحه و سپس ايشان اين املاک را در راستاي نظر و نيت واقف،وقف مي نمايند.بخشي از موارد وقف کتبي بوده است که واقفه با شرايط خاصي وقف نموده،از جمله در وقف نامه بيان شده «و کتب هم مع کلام اله وقف است بر اولاد صبيه ناقله و اگر اين ها قابل نباشند وقف است بر اولاد آقاي واقف معظم و اگر اين ها قابل نباشند وقف بر طلاب مدرسه جعفريه».
دور انديشي واقفه در جهت حفظ و نگهداري کتب وقفي نيز در خور تامل و توجه است و براي آن چاره جويي نموده است«و کتب اگر محتاج به تعمير شود بايد از منافع سه بل آب شاهيک تعمير شود».
واقفه شرطي را هم براي شخص استفاده کننده از کتب قرار داده است و آن اين که «بايد هر کس که اين کتب را مطالعه نمايد قبل از شروع ومطالعه يک سوره فاتحه الکتاب به جهت ارواح مرحوم حاجي سيد مرتضي بخواند و بعد شروع در مطالعه نمايد».
در ادامه سند و در سجلات آن بيان شده که بخشي از کتب مفقود شده است،چون چندين مرتبه به دست ناهل افتاده است، لکن آن چه موجود است به موجب تفصيل ذيل است:قوانين جلدي.قرآن جلدي. شرح لمعه جلدي. سيوطي خطي جلدي. حاشيه آقا جمال بر شرح لمعه جلدي. مجمع در لغت جلدي.مغني جلدي.مظاهر جلدي. مشتوي جلدي. تهذيب جلدي. مسالک جلدي. صحيفه کامله جلدي. جنات الخلود جلدي. مجالس المتقين جلدي. مطول جلدي. چاپي حاشيه بر مطول جلدي. ماتمکده جلدي. کنز المصائب جلدي. حاشيه ميرزا ابوطالب شرح نظام.تحفه الزائرين جلدي. جامع الشواهد جلدي. (28)
اين سند که مجموع يک وقف نامه با يک وصيت نامه است واقف و موصي املاکي را در مصارف مختلف وقف و وصيت مي نمايد.در بخشي از وصيت نامه هم کتب خود را وقف بر اولاد مي نمايد«و کل کتب خود را نيز هبه موهولب له معزي اليه نمودند و صيغه هبه به عربي و فارسي جريان يافت و واهب معظم اليه اشياء موهوبه را از تحت تصرف خود خارج نمودند و در ثاني ولايتاً از موهوب له تصرف نمودند».
در بخشي ديگر از وصيت نامه آمده است«و کتب حقير سواي چند جلدي که وقف اولاد مرحوم ملا حامد است نسخ کتب مرحوم آقا وقف اولاد شد که از صلب مرحوم آقا مي باشد خلاصه کلام آنچه از حقير مي باشد در حيات مصالحه به اولاد مرحوم شد».بتاريخ چهارم شهر شوال المکرم 1270. (29)
ادامه دارد ...
منبع :
وقف نامه آقا محمد علي مجتهد درخشي
آقا محمد علي مجتهد درخشي فرزند عالم جليل القدر آقا زين العابدين مجتهد درخشي از علماي برجسته دوره قاجار مي باشد که در دوره حکومت ناصر الدين شاه و در دوره اي که ميرزا علي نايب الحکومه درخش بوده،به ارشاد و تدريس در حوزه علميه درخش مشغول بوده است.دوره زندگي و حيات اجتماعي وي مصادف است با زماني که در درخش علماي برجسته اي همچون ميرزا مهدي صدر العلماء و ميرزا باقر درخشي نيز حضور داشته اند.
وي در درخش از آبادي هاي مهم بيرجند سکونت داشته و در مدرسه علميه آنجا مشغول تدريس و ارشاد خلق بوده است.اين عالم بزرگوار جميع املاک خودش را اعم از منزل و اسباب و اثاثيه در دو سند جداگانه در سال 1288 هجري قمري بر مصارف مشخص و معين وقف نموده است. در يک سند واقف يک باب منزل مشهور به منزل جلودار به همراه يک سهم از مزرعه فضل آباد، يک سهم از مزرعه اسنان،بيست فنجان از مزرعه آسيابان و بيست فنجان مزرعه شاهرنجان را به آخوند ملا محمد ابن ملا علي اصغر درخشي مصالحه و سپس ايشان رقبات فوق را با شرايطي که در وقف نامه ذکر شده بر عزاداري حضرت اباعبدالله الحسين(ع) وقف مي نمايد.در همين سند علاوه بر املاک فوق اشياء و اسباب و کتبي نيز وقف مي گردد.در بين کتاب هاي وقفي کتابي تحت عنوان مناسک حج نيز به چشم مي خورد که از تاليفات خود مرحوم آقا محمد علي مي باشد.
در مقدمه اين سند که به خط زيباي مرحوم آقا مسيح مجتهد مي باشد آمده«بعد الحمد و التصليه داعي بر تحرير آنکه صلح فرمودند اعلي جناب مستطاب فضايل مآب، قدوه الفقهاء الابرار و زبده الفضلاء الاخيار، رکن الاسلام و المسلمين و الحجه القاطعه علي من في عصره اجمعين، آقاي شريعت مدار آقا محمد علي نجل زکي اعلي جناب مرحمت مآب، سعادت اياب، سلطان المجتهدين مولانا آقا زين العابدين درخشي اعلي الله في الخلد مقامه ونور الله مرقده و مضجعه با جناب تقوي آداب، سلمان العصري آخوند ملا محمد ابن ملا علي اصغر درخشي همگي و تمامي يک درب واقعه در قريه درخش را که مشهور است به جلودار و متصل است به دار نشيمن ورثه جنت مکان آقا حسين ابن خلد آشيان ميرزا احمد خان مع جميع ملحقات از ممر و مدخل و فضا و صحن و جداران و در و زنجير و غيرها در عوض مقدار يک من قند جوهر بوزن محل و صيغه جاري و قبض بالنسبه ما بعوضين بين المصطلحين بعمل آمد ثم جناب مصالح له تمام دار مزبوره مصالح عنها را وقف موبد و حبس مخلد نمودند بر اعلي جناب مصالح له معظم ثم بر ذکور از اولاد ايشان ثم بر ذکور از ذکور اولاد ايشان ثم بر ذکور از اولاد اناث ايشان ثم بر اناث از اولاد ايشان خواه بواسطه باشند وخواه بلا واسطه ثم بر اقارب ابي ايشان ثم بر اقارب امي ايشان ثم بر فرقه ناجيه اثنا عشريه که در درخش ساکن باشند».
کتاب جوهري المسماه به طوفان البکاء جلد.کتاب جلاء العيون جلد.کتاب مهيج الاحزان جلد.کتاب مخزن جلد.مجالس المتقين جلد.کتاب تحفه المنازل جلد.مناسک حج از مولفات خود معظم له است جلد.تحفه المجالس وقفي حاجي محمد جعفر است جلد.لسان الواعظين جلد.تحفه السکينه و تحفه الرضويه دو جلد.
نکته در خور توجه در اين سند آن است که عالمي تمام مايملک خود را در راستاي ترويج فرهنگ معنوي که به آن معتقد مي باشد وقف مي نمايد.مسلماً وقف کتاب از ناحيه علماء و بزرگان دو جنبه اصلي داشته است.جنبه نخست آن اين بوده که از گنجينه مکتوب آنها در طول زمان ديگران نيز بي نصيب نمانند و جنبه ديگر آن تشويق ديگران به اين امر خداپسندانه بوده است که اگر در زمان ما اين مهم مورد توجه و عنايت قرار گيرد قطعاً بخشي از مشکلات آموزشي و پژوهشي ما در زمينه تهيه منابع براي دانش پژوهان مرتفع خواهد شد.
از جمله موقوفات مهم و قابل توجه شهر قاين مي باشد که داراي رقبات متعددي مي باشد. واقف در مقدمه وقف نامه سي و چهار صفحه اي خود هدف از انجام اين عمل خير را اين گونه بيان مي دارد:«پدرم همواره مايل بودند که نيم يا لااقل ثلث دارائي خود را وقف ولي نبودن اين جانب در محل و پيدا شدن دزدان مال و آبرو و حيثيت نگذاشت که منظور خود را عملي نمايند، بعد از ايشان هم ورثه که اين جانب و يک برادر ودو خواهر هستيم هيچ گاه حاضر نبوديم که ثلث اصل ترکه را وقف نموده بقيه را تقسيم کنيم. لذا اين جانب براي شادي ارواح والدين و عمه (حاجيه سيد بيگم) که تقريبا ثلث کل اموال متعلق به او بوده، به وجه شرعي قربه الي الله و طلبا لمرضاته نسبت به سهميه خودم از کل ترکه که ثلث ترکه است به شرحي که مسطور مي شود اقدام مي نمايم. و قبل از شروع لازم است اين آيه را که در تفال و تمسک به قرآن راه نمايم گرديد ذکر نمايم سوره المومن آيه 42: و قال الذي امن يا قوم اتبعون اهدکم سبيل الرشاد يا قوم انما هذه الحيوه الدنيا متاع و ان الاخره هي دار القرار من عمل سيئه فلا يجري الاّ مثلها و من عمل صالحا من ذکر او انثي و هو مومن فاولئک يدخلون الجنه يرزقون فيها بغير حساب.
مورد وقف:عبارت از ثلث جميع ماترک غير منقول والدين از قنوات و مجاري المياه:
1)شاهيک2)جعفر آباد 3) کهناب 4) خير آباد 5) ابوالخيري 6) دستجرد 7) فيروز آباد 8) و شير مرغ واقعات در قاين و حومه و با جميع اراضي تابعه آن ها از مزروعي و بائر و باغات و اشجار آن ها و منزل مي باشد (صورت ريز آن ها در ذيل داده مي شود).
مصرف: بر جهات خيريه و بريه که عبارت است از اقامه روضه و تعزيه حضرات ائمه هدي صلوات الله و سلامه عليهم و کمک به طلاب مدرسه جعفريه قاين، و تهيه ونگه دار ي کتب ديني و نظم و انضباط کتابخانه مدرسه مذکور که چگونگي مصرف و وضع تقسيم منافع موقوفه مسطوره بدين قرار مقرر است:
1)آن چه در سال از منافع موقوفه عايد شود يک عشر حق التوليه و حق النظاره اخراج گردد که بالمناصفه بين متولي و ناظر تقسيم گردد و براي واقف در زمان توليتش حقي در عائدي موقوفه نمي باشد و در زمان خود واقف و توليت او ناظري هم معين نشده و امر با خود او مي باشد
2) چون عين موقوفه بايستي هميشه دائر و آباد باشد تعميرات لازمه و مخارجي که براي لايروبي قنوات و نگهداري و بهتر بهره برداري از آن ها لازم باشد و پيش آمد نمايد بر باقي مصارف مقدم است.
3)پس از وضع عشر و بعد از مصارف تعميرات لازمه متولي بايستي براي ازدياد منافع موقوفه آن قسمت از اراضي موقوفه را که به واسطه توسعه شهر قابليت کشت و زرع را از دست داده بايد هر عائدي از موقوفات مسطوره و احياناً به کمک اداره اوقاف و موسسات ارشاد تبديل به مستغلات مناسب هر قطعه نمايد بر وجهي که رضاي حضرت باري جل شانه و تعالي علوه در آن باشد و در حد امکان موجب رفاه طلاب علوم دينيه گردد.
4)بعد از مصارف لازمه و ضروري مذکور آن چه از عايدي و درآمد موقوفات باقي مي ماند و به دست آيد بايد سه سهم مساوي شود:
-يک سهم صرف مطلق تعزيه به هر قسم که متولي و ناظر صلاح دانند در هر زمان و هر مکان و هر قسم که به نظر خوش آيد و اقرب به ثواب و رضاي خداوند متعال دانند و مصلحت اقتضاء کند و بودجه کفاف دهد بشود يعني اين يک سهم به هر مقدار از مخارج تعزيه و ايام آن کافي و وافي باشد تمام و کمال به مصرف تعزيه برسد و اولا اقامه تعزيه بايد به قدر ممکن در دهه عاشورا باشد و پس از آن شبهاي قدر در ماه رمضان سپس ساير ايام عزاداري به قدر کفاف و استطاعت.
يک سهم ديگر بايستي به صورت جايزه و به منظور تشويق طلاب علوم دينيه به طلاب کوشا و ساعي در تحصيل فقه و اصول که در مدرسه جعفريه بيتوته دارند و در تمام سال بيش از دو ماه از مدرسه غيبت نداشته باشند و هم چنين اساتيد آن ها که مرتبا فقه و اصول براي آن ها تدريس مي نموده باشند با تحقيق و تشخيص متولي و ناظر اهداء و بين آن هاتقسيم گردد.
سهم سوم بايد براي خريدن کتب علميه و تهيه ونگه داري کتب دينيه و کتابخانه مدرسه مذکور و حق کتاب دار مصرف شود و تشخيص نحوه مصرف و تقدم و تاخر هر يک حسب مقتضيات بسته به نظر متولي و ناظر وقف مي باشد.
توليت موقوفه در زمان حيات با خود واقف و پس از آن با بانو فاطمه مظلوم زاده عيال واقف مي باشد و در زمان توليت واقف و زوجه اش ناظري مقرر نشده و حق التوليه نيز مقرر نمي باشد و بعد از ايشان توليت وقف مزبور با اعلم و اورع اولاد حاج مير عبد الله مير اسحق خواهد بود و چنان چه در بين اولاد حاج مير عبدالله عالمي نباشد توليت با اعلم و اتقي و اورع از اولاد سلسله جليله مير اسحق خواهد بود و نظارت آن با مجتهد جامع الشرايط مقيم قاين با مراعات اعلم و اورع مفوض است و در صورت تساوي شرائط آن که اوقات شريف را بيشتر به تدريس طلاب مدرسه مذکور مي گذرانده مقدم است.
ادامه دارد ...
منبع :
ترکان خاتون بر رباط خضرآباد کوبنات نيز موقوفاتي مقرر کرد و بر رباط کهتاب نيز مجموع سهام قريهي راور را وقف گردانيد.(16)
آخرين موقوفهي ترکان خاتون که در تاريخ شاهي قراختاييان ذکر شده مربوط به رباطي است موسوم به رباط کنار خندق. اين رباط که در کنار خندق دروازهي خبيص شهر گواشير و بر طريق محله شاهيجان واقع بود سهامي از ديه جنابه بدان وقف شد تا صرف معيشت شيخ ساکن در آن و امام و مؤذن و ديگر خدم آنجا شود و از صادر و وارد ابناي سبيل پذيرايي گردد. تاريخ اين موقوفه سال 65 ه ق بوده است.(17)
در سال 673 ه ق ترکان خاتون موقوفاتي براي تأمين امنيت راهها برقرار ساخت بدين معني که تمامي ديه کرمانشاهان بر راه کرمان به يزد و قسمتي از سهام ديه کاتوک رودان و نيز ديه صوفيان از همان ناحيه را وقف بر به کارگيري يک نفر سپاهي با سي نفر زيردست جهت تأمين راه قافلهها کرد. در وقفنامهاي که براي اين منظور تنظيم شد مقرر گرديد توليت با پادشاه کرمان باشد و سر کردهي سي نفر سپاهي سالانه پنج هزار من غله به عنوان مواجب دريافت کند وبه هر يک از مستحفظان سي گانه دو هزار من گندم داده شود. (18)
از موقوفات قابل توجه ترکان خاتون وقف درآمد بعضي از املاک بر غلامان و کنيزان خويش بوده است. در سال 669 ه ق حدود نيمي از ديه فهروج و تمامي ديه عصمتآباد را بر حدود 29 نفر از غلامان و حدود 35 نفر از کنيزان وقف نمود و مقرر داشت سالانه به هر يک از غلامان هفتصد و بيست من گندم و پانزده دينار زر و به هر يک از کنيزان سالانه پانصد و چهل من گندم و ده دينار زر بدهند. به علاوه طبق وقفنامهاي که تنظيم شد، مسجل گرديد اين مقرري پس از مرگ ايشان به فرزندانشان پرداخت شود.(19)
در سال 676 ه ق ترکان خاتون سه ديه آمش و بهر سليماني و صعبوجه را که از توابع رودبار و جيرفت بودند وقف بر زنان بيوه و افراد يتيم و معلمان قرآن کرد و توليت آنرا به پادشاه خاتون دختر خويش که به همسري اباقاخان درآمده بود تفويض کرد (20) ترکان خاتون بر مشايخ بزرگ صوفيه نيز موقوفاتي مقرر کرد. چنانکه در سال 673 ه ق ديه شهرآباد عصمتي را به طور کامل بر سيفالدين باخرزي (متوفاي 629 ه ق) و ديه ترکان آباد را بر شيخ محقق صلاحالدين حسن بلغاري وقف کرد تا مادام که در حيات باشد صرف معيشت وي شود. سيفالدين باخرزي از مشايخ معتبر صوفيه و از طريقهي کبرويه بود که در بخارا دفن شد و طرفداران بسيار داشت. شخ حسن بلغاري نيز در عصر ترکان خاتون به کرمان آمد و مردمان سخت به وي روي آوردند.(21)
از ديگر موقوفات ترکان خاتون که از آن مطلع هستيم آسياب بهرامجرد است. ترکان خاتون اين آسياب و آب آن را از صاحبانش خريد تا درآمد آن براي امام جماعت، مؤذن، مسافران و ميهمانان به صورت موقوفه صرف شود.
از آنجا که متن کتاب تاريخ شاهي قراختاييان به عنوان مهمترين منبع ذکر اخبار موقوفات ترکان خاتون، ناقص به دست ما رسيده بدون شک ميتوان گفت که او موقوفات ديگري هم داشته است که از آن اطلاعي نداريم.
پس از مرگ ترکان خاتون در سال 681 ه ق اوضاع کرمان سخت آشفته شد. تا آنکه دخترش پادشاه خاتون براي مدتي به حکومت کرمان رسيد. اين زن نيز در برپايي موقوفات اقداماتي انجام داده است. اما مهمترين اقدامات او را توليت موقوفات ترکان خاتون و حل مشکلات ادارهي آنها بايد دانست. زيرا پس از مرگ ترکان خاتون مولانا شهابالدين که از مدرسان مدرسهي عصمتيه بود طي فتوايي کليهي موقوفات ترکان خاتون را باطل اعلام کرد و از جمله فرمان تخريب مسجد درب نو را صادر کرد. پادشاه خاتون بلافاصله با عزل شهابالدين و نصب برهانالدين برهان شاه به مقام مدرسي مدرسهي عصمتيه مانع از اقدامات وي شد.(22)
ادامه دارد ...
منبع :
وقف نامه پرويز رحيمي خراشاد
از جمله وقف نامه هاي دوره اخير است که با نگرش وقف در خدمت آموزش و پرورش واقف املاکي را وقف نموده است. مصرف وقف جالب توجه و در راستاي نياز مناطق روستايي مي باشد.
واقف: آقاي پرويز رحيمي خراشاد فرزند علي اکبر دارنده شناسنامه شماره 854 صادره خراشاد حوزه سه بيرجند متولد 1313 ساکن بيرجند.
مورد وقف: ششدانگ يک قطعه زمين که بصورت يک درب مغازه درآمده به مساحت نود و دو متر و هفتاد و پنج سانتي متر
مصرف:درآمد ساليانه ملک بالا پس از وضع ماليات و هزينه هاي دولتي و هزينه تعميرات جزئي يا اساسي و بنياني بقيه جهت خريد لوازم التحرير جهت دانش آموزان بي بضاعت مدارس قريه خراشاد که توسط مديران و مسئولان مدارس مذکور معرفي خواهند شد به مصرف برسانند. (24)
اين سند وقفي از جمله اسناد درخور توجه و تامل از جنبه هاي گوناگون است.واقف آن امير عبدالعلي خان فرزند رضا قلي خان از حاکمان محلي بيرجند که در سال 1320 هجري قمري املاک متعددي را به مرحوم آيت الله شيخ محمدهادي هادوي مصالحه و سپس ايشان اين املاک را بر مصارف مختلف وقف مي نمايند.آيت الله هادوي از جمله علماي صاحب نامي است که دوره علوم مقدماتي و سطوح را در بيرجند در مدرسه معصوميه و مشهد گذراند و رموز اجتهاد را در نجف اشرف،کربلا و سامرا نزد اساتيد فرا گرفت. در سال 1316 هجري قمري بر حسب دعوت امير اسماعيل خان شوکت الملک به بيرجند بازگشت و توليت اوقاف عامه را تقبل نمود. (25) در اغلب اسناد وقفي شهرستان بيرجند مهر و توشيح اين عالم بزرگ مشاهده مي شود.
در بخش ابتداي مقدمه اين گونه آمده است«در حال صحت نفس وکمال عقل و جواز تصرفات شرعيه مصالحه صحيحه شرعيه فرمودند با سرکار شريعتمدار وخلايق افتخار، عمده العلماء و زبده الفقهاء الاخيار، هادي الفروع والاصول جامع المعقول و منقول معين الاسلام و المسلمين مروج شريعت سيد المرسلين فخر الحاج والمعتمرين الحاج شيخ محمد هادي دام ضله العالي خلف مرحمت مآب المستغرق في بحار رحمت ملک الوهاب الحاج ملا حسين بيرجندي اعلي اله مقامه همگي و تمامي املاک مفصله مرقومه در ذيل را که تفصيل داده مي شود.
رقبات وقفي اين موقوفه متعدد و مصارف متنوع و گوناگوني نيز دارد که تقريباً 23 مورد از مصارف آن مي باشد.
يکي از مصارف اين موقوفه خريد کتاب مي باشد که در متن وقف نامه قيد گرديده است«جهت خريد کتاب که همه ساله خريده شود و وقف شود و به کتب موجود افزوده شود و در دفتر ناظر و متولي ثبت شودسي تومان رايج. (26)
اين سند که مربوط به سنه 1227 هجري قمري مي باشد موصي بنا به وصيت خود بخشي از کتب و قرآن مجيد خود را وقف شخص خاصي مي نمايد که در متن اشاره شده است.
«ويک زوج قالي و زوج باهو را وقف مسجد جامع بلده نمايند و يک کلام الله ويک جلد صحيفه کامله ويک جلد السنه وبياض دعا و باقي کتاب ها تعلق به عالي جناب فضائل و معارف اکتساب خلاصه السادات العظام مير سيد محمد ه.ق خواهد داشت». (27)
ادامه دارد ...
منبع :
