وقف و وصيت در ارامنه و نمونه‏هايي از اسناد آن 3

  • ساعت ارسال پست : 3:54 PM ،


وقف ‏نامه‏اي مربوط به سال 1667م
 

لازم به تحرير است که ما فرزندان و نوه‏ها و عروس‏هاي خواجه مليک‏آقا که او پدر و/ پدربزرگ و پدرشوهر ما بود و يادگارهايي معنوي از خود باقي گذاشته که عبارت از يک کتاب / مقدس تورات و نيز چهار جلد کتاب ديگر/ يعني يک کتاب استفتاءات و يک کتاب دادخواهي و يک کتاب تاريخ و فرهنگ با هم و يک کتاب ميخائيل 12)است و اين پنج کتاب چهارتاي آنها از کاغذ / و کتاب مقدس روي پوست و يک جعبه طلايي کار استانبول را با اين پنج کتاب / که يادبود روحي پدر ما بود با ميل و رضا و رغبت خود هديه نموديم / به دير شفادهندگان همگان جلفا که وقف و يادبود باشد و روحانيون در دير با ميل بخوانند / جهت عشق حضرت مسيح [ع] و به روح پدران ما درود بفرستند مثل صدقه شبنم / حضرت مسيح [ع] بر روي قبر والدين ما بپاشد 13) و همچنين فرزندان و دختران آنها که از اين دنيا رخت بربسته‏اند / يعني خواجه مليک آقا و زوجه ناشخون و فرزندانش ميکاييل/ آقاخاچيک و سينان و باغوم و خواهر آنان سلطانپاشه و دو نفر مليک نازنام / حال اين‏جانب خاچيک‏آقا که به کوچک‏آقا شهرت دارم به ميل خود و ديگر وارثين / اين پنج جلد کتاب را هديه و وقف نموديم به دير شفادهندگان همگان در تاريخ کوچک 1116 14) [1667م ] 28 ماه جولاي من خاچيک‏آقا فرزند مليک‏آقا که مشهور به کوچک آقا / مي‏باشم و داراي فرزند نيستم با ميل خود / پنج جلد کتاب که ذکر شد را وقف و يادگار نمودم به دير مقدس شفادهندگان همگان و مهر نمودم با استشهادکنندگان/
اين وقف‏نامه داراي مهر خاچيک و چندين امضا و گواهي گواهان ديگر به اين شرح مي‏باشد:

من مريم زوجه سينان من سلطانپاشه فرزند سينان و من اسرائيلي فرزند سينان اين پنج کتاب را به ميل خود به دير شفادهندگان همگان وقف نموديم.
من ناشخول فرزند باعوم به ميل خود اين پنج کتاب را به دير مقدس شفادهندگان همگان وقف نمودم. به يادبود والدينم مخصوصا براي روح برادرم مانوک که راهبان بخوانند و بر روح آنها درود بفرستند.
 
وصيت‏ نامه‏اي مربوط به سال 1709م
 

وصيت‏نامه‏اي مربوط به سال 1709م 15)
لازم به تحرير است چون که مرحوم خواجه گريگور/ ايرواني فرزند سرکيس (از محله جلفاي اصفهان) در چيني پاتان 16) به خدا پيوسته است و مرحوم قبل از فوت وصيت نموده و قول داده بود / که به اچميادزين 17) مقدس پنجاه و پنج تومان بدهند، اين مبلغ بدون کسر و کاست توسط / پيشواي مذهبي ارامنه جلفا خليفه »موسس« به من کاتاليکوس الکساندر رسيد / و در عوض هزار / بار در مقابل به پاداش او خدا اجر دهد در روز قيامت / در بهشت.
نوشته شده در تاريخ 1158 [1709م] در 20 ماه ژوئن.

وي همچنين از طرف خود و برادر خود، آقاي ميکاغوس، فرزند هاروتون، را وصي خود قرار داده که مبلغي را به ديرها و کليساها و اقوام و فقرا بپردازند، که ما فهرست قسمتي از اين هديه‏ها را مي‏آوريم:
به دير مقدس اچميادزين 55 تومان
به دير مقدس سرکيس 18) 10 تومان
به دير مقدس هريپسيمه 5 تومان
به دير مقدس کاتارينيان 5 تومان
به 17 کليساي جلفا 50 تومان
به خليفه هووهان19)10 تومان
و...
 

ادامه دارد ...
 
__ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف و وصيت در ارامنه و نمونه‏هايي از اسناد آن 2

    • ساعت ارسال پست : 3:53 PM ،


    براي آشنايي خوانندگان علاقه‏مند، در ذيل چند نمونه از وقف‏نامه‏ها يا وصيت‏نامه‏هايي که ضمن آن موصي اموالـي را نيـز وقف نموده و نيز اعانه نامه‏هايي را مي‏آوريم:
     
    وقف ‏نامه‏اي مربوط به سال 1697م
     

    با اراده متعال عيساي مسيح و بر اساس آنچه رسول حضرت بغوس2)مي‏گويد:»وصيت بعد از مرگ معتبر است« من سلطان‏پور نزد خدا/
    و نزد کشيش اعتراف نمودم و اين‏طور وصيت مي‏نمايم که راهبه دير طاليطا / سه تومان به دير شفادهندگان بدهد، يک تومان به دختر برادرم سامبار/ بدهد، يک تومان به کليساي استپانوس3) بدهد، پنج‏هزار دينار به دختر ما آخسابر/ بدهد و سه‏هزار دينار به مستأجر ما خاتايي بدهد و سه‏هزار دينار به کشيش استپانوس بدهد، يک تومان زوجه کشيش/ هونان بدهکار است با بهره امسال دختر او سو/ قوم بدون بهره آورد قبول نکردم، اگر با بهره گرفتم هر چه به دست / آيد بدهند به کليساي حضرت استپانوس جهت چهلمين روز4)من سلطان‏پور پانزده/تومان دارم که نزد هاروتون فرزند عابد 5)مي‏باشد. همه اين وصيت به عهده / طاليطا مي‏باشد و مابقي را براي شادي روح من بدهند به جناب هاروتون / دو سال قبل پولي به طاليطا دادم که يک ملک دير بخرد / اين پول را هم به آن اضافه نماييد و جهت شادي روح من / خرج کنيد. از اين طلب من آقاي عابد و هاروتون باخبر هستند، باغ پدري / را که به من ارث رسيده، يک سال است به دير کاتارينيان 6) داده و وقف / کرده‏ام، کليدش را هم به آنها داده‏ام. ديگر به هيچ‏کس قرض و طلب ندارم. اين است وصيت من که انجام شد در تاريخ کوچک 7) 82 [1692م] ماه تيرا 8) تمام شد/.
    اين سند با کاغذي زردرنگ به اندازه 30ضربدر21 سانتي‏متر داراي پنج امضا و مهر خليفه وقت ارامنه و هفت مهر و چندين امضاي ديگر به شرح زير مي‏باشد:
    1. من خليفه ميکائيلي به اقرار سلطان‏پور اصل و سواد را مهر نمودم.
    2. همچنين من خليفه داويد گواهم و اصل و سواد آن را مهر نمودم.
    3. و من خليفه موسس گواهم و هم اصل و هم سواد را مهر نمودم.
    ديگر امضاکنندگان عبارتند از:
    1. من کشيش استپانوس به اقرار سلطان‏پور نوشتم و مهر نمودم.
    2. من ماهدسي 9) اوديس فرزند کاراپت حاضر بودم و موقع نوشتن وصيت‏نامه سلطان‏پور شاهدم.
    3. من کشيش قازا 10)گواهم.
    4. من کشيش مارديروس گواهم.
    5. من کشيش رونانس گواهم.
    6. من کشيش گريگور گواهم.
    7. من کشيش مارديروس گواهم 11)
    8. من سيمون فرزند کشيش سرکيس گواهم.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نقش کتاب و کتابخانه هاي وقفي در توسعه فرهنگي مناطق - 5

    • ساعت ارسال پست : 3:29 PM ،


    نقش وقف در توسعه فرهنگي منطقه
     

    وقف در خراسان جنوبي داراي پيشينه کهن و اين فرهنگ حسنه ريشه در حيات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي اين ديار دارد که تعدد موقوفات و رقبات در اين خطه خود تاييدي بر اين امر است. در محدوده خراسان جنوبي، حدود 4396 موقوفه و نزديک به 10000 رقبه وقفي وجود دارد. بيشترين تعداد موقوفات و رقبات در خراسان جنوبي متعلق به شهرستان بيرجند و سربيشه و کمترين تعداد آن مربوط به بخش سرايان مي شود. لازم به ذکر است چون شهرستان فردوس اخيراً به خراسان جنوبي الحاق گرديده، آمار دقيقي از موقوفات و اسناد وقفي آن در اختيار نبوده و لذا آمار بدون احتساب موقوفات و اسناد وقفي شهرستان فردوس مي باشد.

    از مجموع تعداد کل موقوفات تعداد 1520 موقوفه داراي مدرک و سند اعم از وقف نامه، صلح نامه، حبس نامه، وصيت نامه، اقرار نامه و... مي باشد و بقيه بر اساس سيره جاريه و نظريات تحقيق عمل مي شود. از مجموع 1520 سند بدون احتساب اسناد سرايان حدود 1391 سند مورد بازخواني و بازنويسي رايانه اي قرار گرفته است و مجموعه حاضر نيز از بين همين اسناد انتخاب شده است.جدول زير مشخصات کلي موقوفات در استان خراسان جنوبي را به تفکيک براي واحدهاي تابعه اداره کل اوقاف و امور خيريه نشان مي دهد. (15)

    از دوره قاجار تاکنون حوزه هاي علميه مهم در اين شهرستان ها شامل مدرسه علميه معصوميه بيرجند، مدرسه جعفريه قاين، مدرسه علميه درخش و مدرسه علميه زهان به کمک کتب وقفي موجود توانسته اند نقش مهمي در ارتقاي سطح علم و آگاهي عموم مردم داشته باشند و از همين مدارس نيز علماي برجسته و صاحب نامي به ساير مدارس معتبر راه يافته اند. به عنوان مثال در بيرجند حوزه علميه معصوميه در سال 1161 هجري قمري توسط امير معصوم خزيمه يکي از دو فرزند اميراسماعيل خان خزيمه از محل موقوفات اميرعلم خان اول ايجاد شد اين مدرسه محل تربيت طلاب علوم ديني بود که در حجره هاي آن سکونت اختيار کرده و از محل موقوفات اوليه و کمک هاي مردمي زندگي مي کردند. (16)

    ميرزا خانلرخان اعتصام الملک که در دوره ناصر الدين شاه از منطقه بازديد داشته در سفرنامه اش در باره مدارس علمي آن دوره اين گونه بيان مي دارد:«در منطقه قاينات سه مدرسه علميه وجود دارد، يکي در شهر قاين، يکي در بيرجند و ديگري در بلوک درخش. مدرسه قاين و بيرجند را از نزديک ديده ام و اوضاع مدرسه درخش را نيز از آقا محمد علي مجتهد درخشي که به ديدن من آمده پرسيده ام. به هر يک از اين مدارس سالي هفتصد تومان از محصول املاک خودش وظيفه طلاب مي دهند». (17)

    در قاين نيز حوزه علميه جعفريه داراي سابقه نسبتاً کهني است هر چند تاريخ دقيق آن مشخص نيست، لکن به استناد متون وقف نامه از قرن دوازدهم يک مرکز علمي فعال بوده و سهامي از قنوات شاهيک، کهناب، جعفرآباد، اسفشاد، پهنائي، جوباريک، بزن آباد و غيره بر اين مدرسه در سنه 1122 ه.ق وقف شده است. اين مدرسه داراي کتب متعدد وقفي نيز مي باشد که بر ديباچه تعدادي از آنها، نام واقف ذکر گرديده است. (18)
    در دوره آموزش هاي نوين نيز با تاسيس مدارس شوکتي در منطقه که بخش عمده اي از هزينه هاي آن از محل عوايد موقوفات پرداخت مي شد، نقش موقوفات بسيار پررنگ بوده است. در ادامه اين بخش ضمن معرفي اسناد وقفي مربوط به کتاب و کتابخانه به تاثيرات مثبت فرهنگي آن و نيز شرايط خاص هر کدام پرداخته مي شود.
     
    اسناد مورد بررسي
     

    در مجموعه اسناد بازخواني شده مربوط به شهرستان هاي بيرجند و قاينات که حدوداً 1300 سند وقفي شامل وقف نامه،صلح نامه،اقرار نامه،اجاره نامه و... بود،تعداد 13 سند مربوط به وقف کتاب و کتابخانه بود که از اين تعداد فقط يک مورد به تاسيس کتابخانه و بقيه مربوط به وقف کتاب مي شد.قديمي ترين سند مربوط به سال 1197 هجري قمري است که مربوط به موقوفه کربلائي محمد علي مي باشد و جديدترين سند وقفي نيز مربوط به سال 1369 شمسي و واقف آن آقاي پرويز رحيمي خراشاد است که يک باب مغازه بر خريد لوازم التحرير و کتاب دانش آموزان بي بضاعت روستاي خراشاد وقف نموده است.

    از لحاظ اسناد رسمي و عادي،تنها يک سند رسمي در بين اسناد وجود دارد و 12 سند ديگر از نوع عادي مي باشد و در دفتر اسناد رسمي به ثبت نرسيده است.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نقش کتاب و کتابخانه هاي وقفي در توسعه فرهنگي مناطق - 4

    • ساعت ارسال پست : 3:14 PM ،


    از اوايل سده چهارم هجري نهادهاي علمي ديگري با عنوان دارالعلم به وجود آمد. از جمله قديمي ترين دارالعلم ها، دارالعلم ابوالقاسم جعفر بن محمد موصلي (... ه.ق) از اديبان و فقيهان بنام شافعي در موصل است. اين فقيه موقوفات متعددي بر اين دارالعلم وقف کرد که هر دانشجويي مي توانست با استفاده از نوشت افزار و کمک هزينه نقدي در آنجا مقيم شود و از امکانات آن استفاده کند.از اين تاريخ به بعد کتابخانه هاي وقفي در کشورهاي اسلامي رواج فراوان يافت به گونه اي که کمتر شهري يافت مي شد که خالي از کتابخانه هاي وقفي باشد. ياقوت حموي درباره گنجينه هاي کتب وقفي يکي از شهرهايي که از آن بازديد کرده (مرو شاهجان) چنين مي نويسد:

    دسترسي به کتب آنها آسان بود و اقامتگاه من هيچگاه از حدود دويست جلد از اين کتب که بيشتر آنها را بدون سپردن وثيقه دريافت کرده بودم، خالي نبود. از قرن چهارم به بعد کمتر شهري يافت مي شد که کتابخانه هاي وقفي نداشته باشد تعداد اين کتابخانه ها در اندلس به حدي رسيده بود که ابوحيان نحوي برخريدار کتاب عيب مي گرفت و مي گفت:«خداوند به تو عقل معاش بدهد [چرا کتاب مي خري؟!] من هر کتابي را مي خواهم از کتابخانه وقفي به امانت مي گيرم. (10)علاوه بر نظاميه ها، دارالعلم و کتابخانه هاي بزرگ و متعددي در کشورهاي اسلامي از محل اوقاف به وجود آمده بود که تماماً وظيفه نشر و گسترش علوم را به عهده داشتند. همين فرهنگ حسنه موجب پيدايش مدرسه هاي عظيم و کتابخانه هاي غني و مساجد و حسينيه ها در ممالک اسلامي گرديد. (11)

    ابن سينا که از کتابخانه بزرگ سامانيان، در بخارا، به هنگام فرمانروايي نوج بن منصور متوفي 387 ه. بهره گرفته است، چنين گزارش مي دهد:«به سرايي درآمدم که اتاقهاي بسيار داشت، در هر اتاقي جعبه هايي از کتاب... در يک کتاب اتاق کتاب هاي تازه و شعر وجود داشتند و در ديگر اتاق کتاب هاي فقهي و بدين سان در هر اتاقي کتاب هايي در يکي از رشته هاي علمي قرار داشت. (12)

    مشهورترين مدارس وقفي مربوط به قرن پنجم هجري مدارس «نظاميه» خواجه نظام الملک است نظاميه هاي نيشابور، بغداد، اصفهان، آمل، طبرستان، بلخ، بصره، هرات داراي موقوفات متعددي بودند که درآمد آنها صرف مخارج نظاميه ها مي شد علاوه برآن دارالعلم ها و کتابخانه هاي بزرگ از محل اوقاف بوجود آمدند که وظيفه نشر علوم را برعهده داشتند. (14)
     
    نقش وقف در توسعه فرهنگي
     

    در ميان ابعاد و اهداف وقف، يک از مهم ترين آن ها هم به لحاظ کيفي و هم به لحاظ کمي، کارکردهاي فرهنگي وقف است و بخش عظيمي از موقوفات به مراکز علمي و فرهنگي که نشانه رويکرد فرهنگي اين نهاد فرهنگ ساز است، اختصاص دارد.

    مهمترين جنبه و اساسي ترين بعد در بحث وقف و نقش وقف در توسعه فرهنگ و تمدن اسلامي، نقش وقف در تکامل و توسعه ارزش هاي الهي و معنوي است. فرهنگ و تمدن بر مبناي ارزش هاي مادي و معنوي استوار است. فرهنگ به مجموعه اي از دستاوردهاي مادي و معنوي يک جامعه اطلاق مي شود.ملاحظه مي شود که رشد ارزش هاي مادي و معنوي در يک جامعه به مثابه رشد، توسعه فرهنگ آن جامعه تلقي مي شود و زوال ارزش هاي مادي و معنوي در يک جامعه به مثابه زوال فرهنگ و تمدن آن جامعه، ارزيابي مي گردد. مهمترين نقشي که وقف در توسعه فرهنگ و تمدن ايفاء مي کند. توسعه اي معنوي جامعه است. توسعه ي معنوي جامعه بدين مفهوم است که جامعه در بعد الهي، ديني و ارزش هاي معنوي خويش بيشتر از ابعاد مادي رشد مي کند؛ زيرا اگر وقف را از ديدگاه انساني و معنوي آن نگاه کنيم، وقف، عبارت است از به خدمت گرفتن ارزش ها و امکانات مادي به نفع ارزش هاي معنوي، به عبارت ديگر جامعه زماني از لحاظ معنوي بيشتر رشد مي کند که ارزش هاي مادي و امکانات مادي اش در خدمت امکانات و ارزش هاي معنوي اش باشد. (14)

    در راستاي تقويت بنيان هاي معنوي جامعه کتاب و کتابخانه به عنوان مهم ترين ابزارهاي مورد نياز از طرف واقفين مورد توجه قرار مي گيرد. در منطقه مورد مطالعه ما نيز که شامل شهر ستان هاي بيرجند و قاينات واقع در استان خراسان جنوبي مي شود، اين مهم مورد توجه و عنايت قرار گرفته و در طول دوره تاريخي مورد بررسي يعني از اوايل دوره صفوي تا عصر حاضر تعدادي کتب وقفي و کتابخانه با تکيه بر عنصر وقف شکل گرفته است.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)