موقوفه‏ي منصوريه‏ي بهبهان - 6

  • ساعت ارسال پست : 1:31 AM ،


صورت فرمان فتحعلي شاه بر معافيت موقوفه‏ي منصوريه از ماليات ديواني
10- عنوان مهر فتحعلي شاه:
(العزة لله)
قرار در کف شاه زمانه فتحعلي
گرفت خاتم شاهي ز قدرت ازلي
1217
(صورت طغرا)

1. الملک لله تعالي حکم همايون شد که فروزان اختر آسمان خلافت و شهرياري و تابان‏گوهر عمان سلطنت و تاجداري خجسته فرزند ارجمند مسعود نامدار حسينعلي ميرزا فرمانفرماي مملکت فارس.
2. بفواضل اعطاف خاطر مهر الطاف شاهانه قرين مفاخرت بيکرانه بوده بداند که چون آن فرزند از قرار نوشته‏ي مشروحه‏ي خود که ملحوظ امناي دولت قاهره افتاده قريه‏ي قنات آب مسمي بمنصوريه من محال کوهگيلويه.
3. که جديد الاحداث عاليجاه و رفيع جايگاه و عزت و فخامت همراه سيادت و سعادت اکتناه اخلاص و ارادت آگاه زبدة الساداة و الخوانين العظام ميرزا منصورخان نايب کوه گيلويه و يکدانگ آن را بر روضه مقدسه‏ي حضرت.
4. اباعبدالله الحسين، عليه آلاف الثناء و التحيه، و پنج دانگ را بر اولاد خود وقف نموده و از قرار تصديق عاليجاه ميرزا محمد علي مستوفي آن فرزند و غيره جمع 11- ديواني از قديم و جديد بر قريه‏ي مزبوره قرار نشده و جمعي ندارد.
5. و لهذا بعيد العشب بوده و از ماليات 12- و صادريات و ساير وجوه و حوالجات معاف و مسلم داشته است بنابر کمال مرحمت و عنايتي که نسبت به عاليجاه مشاراليه مبذول و منظور است اين فرمان مبارک به امضاي نوشته‏ي مزبوره صادر
6. و مقرر مي‏شود که در هذه السنة قوي‏ئيل خجسته دليل و ما بعدها آن فرزند از همين قرار معمول، و موافق همان نوشته قريه‏ي مزبور را سيحا بخسا 13- مخصوص مشاراليه دانسته قدغن نمايد که احدي از هيچ بابت تعرض و اهانتي نرساند.
7. و جمعي بر آن بسته نشود ابدا از جمله عوارض معاف و مسلم بوده از هر بابت قدم و قلم کشيده و کوتاه 14- دارند مقرر آنکه عاليجاهان رفيع جايگاهان عزت و جلالت دستگاهان مقربي 15-خاقان مستوفيان عظام.
8. ديوان قضا نظام شرح فرمان مبارک را در دفاتر خلود و دوام ثبت، و از شوائب تغيير و تبديل مصون و محروس دانند و در عهده شناسند تحريرا في شهر رمضان المبارک سنه‏ي 1235.
 
وقف ‏نامه‏ي بازخواني شده‏ي موقوفه‏ي منصوريه‏ي بهبهان
 

جناب آقاي ميرزا حبيب الله منصوري طباطبائي، حفيد واقف، در به دست آوردن اسامي قراء و قصبات موقوفه که در قباله ناخوانا بود کمال لطف را فرمودند خدايش حفظ کناد.
بسم الله الرحمن الرحيم و به ثقتي و اعتمادي
الملک لله تعالي جل جلاله و عظم سلطانه و علا مکانه
حمد تو گويم که تويي ذوالجلال
مالک بي‏شائبه‏ي انتقال
1. بهترين کلامي که وزراء عظام و محاسبان کرام از عهده‏ي تحرير آن به اعتراف «لا طاقة لنا» متکلم شد بيرون نتواند آمد واقف الاسراري را سزا (است).
2. که نظام دين و انتظام دولت و فتح ابواب خيرات و مبرات در قبضه‏ي فرقه‏ي زکيه‏ي المتصدقين و المتصدقات نهاد و به اين وسيله ابواب رحمت جاويد بر چهره‏ي اين زمره‏ي رفيعه گشاد.
3. و بذور صدقات و ابواب فتوحات عينيه و فيوضات لاريبيه را در مزارع قلوب ارباب خيرات به آب خلوص نيات تربيت فرمود تا «يوم يقوم الحساب» به مقتضاي کريمه‏ي.
4. (کمثل حبة انبتت سبع سنابل في کل سنبلة مائة حبة و الله يضاعف لمن يشاء) به نيل مثوبات جزيله فايز گردند و صلوات ناميات ساميات و تحف تحيات با برکات نثار و ايثار مرقد.
5. منور و مشهد مطهر صاحب سر «لي مع الله» عالي قدر (من يطع الرسول فقد أطاع الله) سلطان سرير رسالت برهان طريق هدايت مخاطب به خطاب «لولاک لما خلقت الأفلاک».
6. مخصوص به تشريف شريف (أنا أرسلناک) منصوص به نص کريم (و انک لعلي خلق عظيم) سيد و سرور و غياث دين و اشرف و بهتر نسل مبارک حضرت ابراهيم متکلم به کلام اعجاز انجام «کنت نبيا
7. «و آدم بين الماء و الطين» مشرف به تشريف (ما کان محمد أبا أحد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبيين) صدر صفه‏ي اصفيا بدر آسمان اصطفاء ابوالقاسم محمد المصطفي.
8. و بر آل ابرار و عترت اطهار اخيار آن حضرت سيما ابن عم رسول الله و غياث دينيه 16- و قاضي دينه اخ الرسول و بعل البتول الذي ردت له الشمس بعد الافول.
 

ادامه دارد ...
 
__ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • بررسي وقف زنان و کارکردهاي اجتماعي فرهنگي آن - 4

    • ساعت ارسال پست : 1:30 AM ،


    اشاره اي مختصر به پيشينه وقف و نهادهاي وقفي زنان در ايران
     

    وقف در ايران با پيشينه‌اي بسيار طولاني از دوران باستان تاکنون رواج داشته و نذورات و وقف اموال به آتشگاه‌ها و معابد همواره رايج بوده است. وقف در ايران پيش از اسلام، پيشينه‌اي روشن دارد زيرا براي نگهداري مهرآوه‌ها، آتشکده‌ها، آتشگاه‌ها و برپاداشتن آتش «زرتشت»و آسايش زندگي مغان، موبدان، هيربدان... از درآمد زمين، خانه و باغ‌هاي وقف شده بهره مي‌گرفتند. (سالک،1372: 42)
    اگر دوره هاي تاريخي حقوق زن را به سه دوره متمايز يعني دوره وحشي گري،بربريت و بت پرستي به عنوان دوره نخست،دوره تمدن هاي يونان مصر و روم و ايران دوره دوم و دوره پس از ظهور اسلام تقسيم نمائيم تنها در دوره اسلامي است که در پرتو تعاليم عاليه اسلام نه تنها زن از آن وضعيت فجيع دوره هاي قبل نجات يافت، بلکه براي زن شخصيت حقوقي مستقل نيز ايجاد شد. (صدر،2535: صص50-49) از اين دوره به بعد است که تعداد زيادي از زنان با پيدا کردن شخصيت حقوقي مستقل اقدام به وقف نمودند.
    در سايه تعاليم قرآن وقف به عنوان يک سنت حسنه با اشکال و عناوين مختلف مورد تاکيد قرار گرفت. هر چنددر قرآن نامي از وقف برده نشده اما در هر قسمتي از کتاب مقدس که «صدقه جاريه»آمده، منظور وقف است، يعني صدقه اي که اصل آن بر جاي مانده و عوايد آن به طور مستمر قابل بهره برداري باشد.روايات بسياري نيز از ائمه معصومين درخصوص به جاي آوردن سنت وقف برجاي مانده است که همين روايات نشانگر اهتمام ائمه معصومين (ع) به اين سنت حسنه است.

    به استناد برخي کتب تاريخي نخستين صدقه موقوفه در اسلام زمينهاي مخيريق است. مخيريق آنها را با وصيت در اختيار پيامبر (ص)گذاشت و پيامبر (ص)آنها را وقف کرد. (واقد،405:262)
    مخيريق مردي يهودي بود که در جنگ احد مسلمان شد و در جنگ نيز شرکت کرد. وي در آن جنگ به شهادت رسيد. بنابراين املاک وي از همان زمان به پيامبر (ص)تعلق گرفت.
    در کتاب فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت به نقل از جلد دوم تاريخ سمهودي آمده است که: پيامبر در سال هفتم هجري اين بستانها را مخصوص حضرت فاطمه زهرا قرار داد.حضرت صديقه طاهره اين هفت بستان را وقف بني هاشم و بني عبدالمطلب فرموده و نظارت و سرپرستي آنها را به عهده مولا علي (ع) نهادند. (قزويني، سال....:صص622-621)
    به همين استناد مي توان حضرت فاطمه زهرا(ع) را نخستين زن واقفه در اسلام دانست.
    وقف در دوره اسلامي با تحولات و فرازو نشيب هايي ادامه داشته است. نخستين موقوفات شناخته شده در دوران اسلامي به حکومت آل بويه و تاسيس مراکزي چون بيمارستان عضدي بغداد بوده است. عضدالدوله ديلمي اين بيمارستان را در سال 358 ه‍.ق بنا نهاد. (شهابي، 1343: 107)

    اين سنت مرضيه در کشور ما در دوره هاي مختلف تاريخي سلجوقيان، مغولان، صفويه، قاجاريه، پهلوي و نيز تا زمان ما به صورت‌هاي گوناگون ادامه داشته و دارد، اما دوره صفوي به عنوان نقطه عطفي در تاريخ موقوفات ايران محسوب مي شود.تاورنيه که در سال هاي 1632تا 1668 ميلادي از ايران بازديد مي نمايد موقوفات ايران را به دو دسته سلطنتي و متفرقه تقسيم مي نمايد و بيان مي دارد که رئيس موقوفات سلطنتي ملقب به صدر الخاص است و رئيس موقوفات متفرقه ملقب به صدر الموقوفات مي باشد. (تاورنيه،1336: 588)
    کمپفر آلماني نيز که تقريباً در همين دوره زماني به ايران مسافرت مي نمايد از تشکيلات مهم وقفي همچون صدر، مستوفي موقوفات،متصدي موقوفات و وزير موقوفات نام مي برد که نشان دهنده رونق و اهميت وقف در اين دوره است. (کمپفر، 1363: 122-121)

    در دوره قاجاريه نيز موقوفات رو به فزوني بوده و اروپائياني که در اين دوره از ايران ديدن کرده‌اند از املاک فراوان موقوفه سخن گفته‌اند از جمله هانري رنه دالماني که در اواخر دوره سلطنت ناصرالدين شاه به ايران مسافرت نموده مي‌نويسد: املاک بسيار وقف مساجد و مدارس و بقاع متبرکه شده است «عايدات املاک وقفي زياد است مخصوصاً عايدات موقوفات حضرت رضا(ع)... بسيار مهم مي‌باشد»وي درآمد موقوفات امام رضا(ع) را در سراسر کشور 000/60 تومان نقد و 10000 خروار غله ذکر مي‌کند با وجود اين که املاک موقوفه از دادن ماليات معاف بودند، شاه به عنوان حق‌التوليه سالي هزار تومان از مشهد دريافت مي‌کرد. (دالماني، 1378:73)
    پولاک پزشک و سياح آلماني نيز در سفرنامه اش تحت عنوان ايران و ايرانيان از بناهاي عام المنفعه که به کمک موقوفات اداره مي شود ياد مي نمايد «حمام هاي عمومي به اثر موقوفات ديني ايجاد مي شود و مخارج نگاهداري آن نيز از همان محل است«. در جايي ديگر از سفرنامه اش آورده است:«در بسياري از ميدان هاي عمومي شهر تکيه وجود دارد که بر اثر موقوفات مذهبي ايجاد و نگهداري مي شود«. (پولاک،1368: 265-234)
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • بررسي وقف زنان و کارکردهاي اجتماعي فرهنگي آن - 3

    • ساعت ارسال پست : 1:29 AM ،


    نگاهي گذرا به وقف و موقوفات زنان در خراسان جنوبي
     

    همان طور که در مقدمه اشاره شد،وقف در خراسان جنوبي داراي پيشينه کهن و اين فرهنگ حسنه ريشه در حيات اقتصادي،اجتماعي وفرهنگي اين ديار دارد که تعدد موقوفات و رقبات خود تاييدي بر اين امر است.در محدوده خراسان جنوبي،حدود 4396 موقوفه و نزديک به 10000 رقبه وقفي وجود دارد.بيشترين تعداد موقوفات و رقبات در خراسان جنوبي متعلق به شهرستان بيرجند و سربيشه و کمترين تعداد آن مربوط به بخش سرايان مي شود. (شاطري،در دست چاپ:5)
    از مجموع 1000 سند بازخواني شده مربوط به شهرستان هاي بيرجند سربيشه و درميان بخش مهمي از اسناد مربوط به زنان واقفه است و به جرات مي توان گفت که تعدد موقوفات زنان در خراسان جنوبي يک استثناء در کشور محسوب مي شود.آمار ميزان مشارکت زنان در امر وقف در محدوده مورد مطالعه بر اساس جدول ذيل نشان مي دهد که 491 سند از مجموع 1000 سند مربوط به زنان واقفه مي شود که 1/49 درصد از کل اسناد را شامل مي شود بنا بر اين مي توان گفت که زنان پا به پاي مردان در اين سنت حسنه مشارکت داشته اند.
    از مجموع تعداد کل موقوفات تعداد 1520 موقوفه داراي مدرک و سند اعم از وقف نامه،صلح نامه،حبس نامه،وصيت نامه،اقرار نامه و... مي باشدو بقيه بر اساس سيره جاريه و نظريات تحقيق عمل مي شود. از مجموع 1520 سند بدون احتساب اسناد سرايان حدود 1391 سند مورد بازخواني و بازنويسي رايانه اي قرار گرفته و مجموعه حاضر نيز که شامل 207 سند وقفي خاص زنان مي باشد، از بين همين اسناد انتخاب شده است.
     
    روش تحقيق
     

    روش مطالعه ترکيبي از مطالعه ميداني و اسنادي مي باشد که تاکيد عمده بر روش اسنادي بوده و مراحل انجام آن به شرح ذيل است:
    1) نگارنده که خود بازخواني و بازنويسي اسناد وقفي در خراسان جنوبي را بر عهده دارد از بين 1000 سند وقفي بازخواني شده مربوط به شهرستانهاي بيرجند،سربيشه و درميان،اسناد وقفي مربوط به زنان را استخراج و در بخش هاي ذيل تنظيم نموده است:
    الف) اسنادي که واقفين آن يک مرد و همسرش بوده اند
    ب)اسنادي که زنان ملکي را به شخص مورد وثوقشان مصالحه و سپس آن شخص ملک را بر مبناي نيت شخص مصالح وقف نموده است.
    ج)اسنادي که مردان ملکي را به زنان مصالحه و سپس آن ملک توسط زن وقف گرديده است.
    د) اسنادي که در آن جمعي از ورثه که تعدادي از آن ممکن است زن باشند ملکي را وقف نموده اند.
    ه)اسناد وقفي خاص زنان که تعداد 207 سند را شامل مي شود و مبناي پژوهش ما در اين مقاله قرار گرفته که از مجموع 207 سند تعداد195 مورد آن داراي کلاسه پرونده و 12 مورد آن فاقد کلاسه پرونده مي باشد.
     
    هدف پژوهش
     

    با اين که زنان هميشه در کنار مردان در رشد و شکوفائي جوامع انساني –مستقم يا غير مستقيم نقش داشته اند، با اين وجود نقش حقيقي آنان در پيکره اجتماع شناخته نشده است. يکي از عرصه هايي که نقش زنان در آن بسيار پررنگ بوده و کمتر مورد توجه قرار گرفته عرصه وقف مي باشد.هدف اصلي ما در اين پژوهش کنکاش در اسناد وقفي و مشخص کردن سهم زنان و همچنين نگرشي به کارکرد هاي اجتماعي و فرهنگي موقوفات زنان در محدوده شهر ستان هاي بيرجند، سربيشه و درميان مي باشد.پاسخ به سوالات اصلي ذيل هدف اصلي ما در اين تحقيق است:
    - چه تعداد و درصد از اسناد وقفي در محدوده مورد مطالعه به زنان اختصاص دارد؟
    - موقوفات زنان در محدوده مورد مطالعه داراي چه ويژگي ها و کارکرد هاي اجتماعي فرهنگي مي باشد؟
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • موقوفه‏ي منصوريه‏ي بهبهان - 5

    • ساعت ارسال پست : 1:29 AM ،


    تقسيمات موقوفه
     

    موقوفه‏ي مذکور، ترکيبي از وقف عام و خاص است و واقف، کل اراضي نامبرده را شش دانگ قرار داده و نحوه‏ي تقسيم آن به اين شکل است:
    1. يک دانگ به جهت مصرف حضرتي ابي‏عبدالله الحسين و علي بن موسي الرضا، عليهماالسلام، اعم از مصارف عزاداري و کمک به زايرين آن حضرت؛
    2. يک دانگ به جهت مخارج مهمانخانه‏ي ارشد اولاد واقف که بعد از وي متولي موقوفه خواهند بود و منافع آن بالاخص بايد به مصرف متکديان و در راه‏ماندگان برسد؛
    3. سه دانگ از کليه‏ي املاک به جهت اولاد مذکور واقف سلفا عن سلف؛
    4. يک دانگ از کليه‏ي املاک به جهت اولاد اناث واقف سلفا عن سلف. البته سؤالي در مورد چهارم پيش آمد که جوابي بر آن نيافتم، و آن اينکه طبق تحقيق به عمل آمده، بهره‏ي زنان بعد از مرگ قطع مي‏شود و بهره‏اي به اولاد ايشان
    نخواهد رسيد، ولي بهره‏ي پسران لا ينقطع است؛ يعني بعد از مرگ، فرزندان آنان را نيز شامل مي‏شود و حال آنکه قيد «سلفا عن سلف» براي دختران و پسران در وقف‏نامه يکسان آمده است!
    مطلب مهم ديگري که نبايد مسکوت بماند اينکه، واقف اولويت مصرف درآمد و عايدي موقوفه را چنين قرار مي‏دهد که بايد در وهله‏ي اول صرف تعمير قنوات و زراعت و آباداني رقبات موقوفه گردد و مابقي را طبق تقسيم‏بندي مذکور پخش کنند.
     
    محدوديت‏هاي وقف ‏نامه
     

    محرر وقف‏نامه، بعد از تصريح به وقفيت مؤبد و مخلد، علاوه بر خريد و فروش، اين موارد را ممنوع اعلام مي‏کند: 1. رهن دادن 2. تبديل؛ 3. تغيير قواعد؛ 4. اجاره دادن به هر نحو، چه در عقد واحد چه در عقود متعدده؛ 5. ميراث گذاشتن مصالحه‏ي محصولات رقبات موقوفه و منافع آن با غير؛ 6. عقد صلح بر رقبات و هرجات موقوفه.
     
    توليت موقوفه
     

    واقف، عليه الرحمه، توليت املاک را مادام حياتش به خود محول گردانيده و بعد از خود به ارشد اولاد ذکور خويش نسلا بعد نسل. البته شرط ارشديت توأم با شرط بذل همت در عمل به شرايط وقف است. در صورت انقراض اولاد ذکور، توليت به عهده‏ي اولاد اناث است و در غير اين صورت توليت از آن فرزندان همسر واقف (از غير واقف) است به شرطي که قابليت ضبط موقوفه و حفظ شورط را داشته باشند، و اگر انقراض ايشان را نيز دربرگرفت، لايق‏ترين و نزديک‏ترين افراد به واقف بايد متولي امر توليت باشد، و بر فرض عدم همه‏ي موارد مذکور، توليت با فضلا صلحاست.

    و مخفي نماند که بعد از درگذشت واقف، رسم چنين بوده که ارشديت مي‏بايست به تأييد حاکم شرع مي‏رسيد تا ارشد، شرعا متولي شناخته شود. آنچه واقف در وقف‏نامه از متوليان بعد از خود خواسته، هم چنان که گذشت، اين است که در وهله‏ي اول عوايد موقوفه خرج آباداني و زراعت موقوفه گردد و در وهله‏ي بعد به مخارج معين شده، و ديگر اينکه متولي در تکثير عمارت و تحصيل محصول، سعي بليغ نمايد و اگر محلي از محال معهود باير و ضايع ماند. معمور گرداند و سعي موفور به جاي آورد.
    متوليان بعد از واقف تا اصلاحات ارضي، همگي از اولاد ذکور وي بودند که هر يک در حيات خويش قائم به وظايف توليت بوده‏اند. ترتيب آنان بعد از واقف چنين است:

    بعد از واقف، ارشد اولادش ميرزا سلطان محمدخان و پس از وي، ارشد اولادش ميرزا مهدي خان توليت را به عهده گرفت و چون از عهده برنيامد، اين وظيفه به برادر کهترش ميرزا عليرضاخان بهادر ديوان تفويض شد. پس از او ارشد اولاد بهادر مرحوم سردار امجد منصوري طباطبائي. پس از وي ارشد اولادش مرحوم نجف‏خان منصوري طباطبائي عهده‏دار توليت بودند، که شخص اخير تا اصلاحات ارضي متولي اراضي بود.
    واقف در انتهاي وقف‏نامه بعد از ذکر آيه‏ي شريفه‏ي (فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه علي الذين يبدلونه ان الله سميع عليم) هر که را در تغيير قواعد و شرايط وقف‏نامه و تقليل منافع و مداخل موقوفه سعي نمايد، مورد لعن پروردگار و ملائکه و جميع خلق خدا قرار مي‏دهد و اقرار به اخراج املاک مذکور از مالکيت خود مي‏کند و اينکه من بعد تصرفش در آنها از بابت توليت است.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)