انگيزه‏ها و آثار رواني و تربيتي وقف - 8

  • ساعت ارسال پست : 12:31 AM ،


فردي که به اين مرحله از تکامل در حيات خود رسيده است، ديگر انگيزه‏هاي ابتدايي، شخصيت وي را تحت‏الشعاع قرار نمي‏هد. وي به بينش و ادراکي قوي از موقعيت خود در رابطه با جهان و خالق آن رسيده است. در اين مرحله همه‏چيز يکسره پوچ و بيهوده مي‏نمايد و فقط دستيابي به نيکي امري مهم و ارزشمند است. کمال آدمي در نيکي نمودن به خويشاوندان و جامعه ـ از جمله از طريق وقف ـ است. قرآن مي‏فرمايد:
«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتي تُنْفِقُوا مِما تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا
مِنْ شَي‏ءٍ فَاِنَ‏اللّه‏ بِه عليم»
(آل‏عمران، 92)
(هرگز به مقام نيکي نمي‏رسيد مگر از آنچه دوست مي‏داريد انفاق کنيد. پس به راستي خدا بسي بدان دانا است.)
کلمه «نيکي» نشاندهنده دستيابي آدمي به کمال و ارضاي نياز تحقق خويشتن است. مرحوم آيت‏اللّه‏ طالقاني (ره) در تفسير گرانقدر پرتوي از قرآن در توضيح و تفسير اين آيه مي‏گويد:
مفهوم انفاق ـ با نظر به ريشه لغوي آن ـ از دلبستگي به خود و علائق خود بازشدن و راه نهايي ـ نفق ـ به‏سوي ديگران گشودن است. براي انسان آگاه، در هر انفاقي اين رهايي و اوجگيري و وسعت‏يابي مشهود است و هرچه بيشتر موردنياز باشد و کار و کوشش بيشتري براي فراآوردنش شده باشد دلبستگي و محبوبيت بيشتري دارد و هرچه محبوبتر باشد انفاق آن تکان‏دهنده‏تر و رهاکننده‏تر است. پس آن‏که محبوب و دلبستگي و کوشش و محبوب قابل انفاق ندارد و آن که يکسره مجذوب رشته‏هاي مالي و محکوم علاقه‏هاي آن است جاذبه و انگيزه تکاملي ندارد.
وي همچنين معتقد است که جاذبه و انگيزه تکاملي انسان از طريق انفاق ـ و يکي از مصاديق بارز آن يعني وقف ـ است که انسان را به «مقام» خلافت در زمين و مالکيت الهي و حقيقتي مي‏رساند(15).
با توجه به سخنان آيت‏اللّه‏ طالقاني، اولاً يک انسان آگاه ـواقف ـ با وقف اموال خود به يک رهايي و وسعت نظر و انديشه دست مي‏يابد. ثانيا، هرچه فرد بيشتر اموال و دارايي خود را که مايه دلگرمي و دلبستگي اوست وقف نمايد اين وقف تکان‏دهنده‏تر است و انسان را بيشتر به کمال مي‏رساند، ثالثا، آن که کمتر به انفاق (وقف) مال و دارايي مي‏پردازد؛ در حالي‏که استطاعت و قدرت اين انفاق را دارد فاقد انگيزه تکاملي و تحقق شخصيت خود است.
در نتيجه وقف اموال و دارايي يکي از بهترين طرق ارضاي انگيزه خوديابي است؛ چرا که
1ـ نيازهاي عالي انسان رشد و نموّي است که در واپسين مراحل کمال قرار دارد و در نتيجه واقف کسي است که از لحاظ نيازها به عاليترين مرحله شخصيت وجودي خود دست يافته است.
2ـ اشباع نيازهاي عالي آثاري را در انسان پديد مي‏آورد که به افزايش نيک‏بختي عميق او منجر مي‏شود؛ همچون احساس قرب به خداوند و محبت به او و فنا در او.
3ـ سرانجام، اشباع نيازهاي عالي براي ايجاد شخصيت والاي انسان مناسبتر است و بهترين وسيله اشباع اين نيازها وقف اموال و دارايي است.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • انگيزه‏ها و آثار رواني و تربيتي وقف - 7

    • ساعت ارسال پست : 12:30 AM ،


    خداوند در قرآن براي کسب وجهه و احترام اجتماعي انسانها را اندرز مي‏دهد و مي‏فرمايد:
    «اَلْمالُ والْبَنُونَ زينَةُ الحَيوة الدُّنيا والباقِياتُ الصالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِکَ ثَوابا وَ خَيرٌ اَمَلاً»
    (کهف، 46)
    (مال و فرزندان زينت زندگي دنيا هستند و ليکن اعمال صالح که تا قيامت باقي است نزد پروردگار بسي بهتر و عاقبت آن نيکوتر است.)
    قرآن از مال و فرزندان صالح به عنوان زينتهاي حلال نام‏مي‏برد، ولي آنچه شايسته يک مؤمن واقعي است بهره‏برداري‏از اين زينتها در جهت عمل صالح ـ مثل وقف ـ براي دستيابي به سعادت آن جهان و رضايت خداوند است:
    «امِنوُا بِاللّه‏ وَ رَسُولِه وَاَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَکُمْ مَسْتَخلَفينَ فيهِ فَاّلَذينَ امَنوُا مِنْکُم وَاَنْفقُوا لَهُمْ اَجرٌ کَبيرٌ»
    (حديد، 7)
    (اي بندگان به خدا و رسول او ايمان آريد و از آنچه شما را در آن وارث گذشتگان گردانيد به راه خدا انفاق کنيد پس براي کساني از شما که ايمان آورده و انفاق کردند پاداشي بزرگ خواهد بود.)
    بدين‏لحاظ مي‏توان عنوان نمود که وقف ـ به عنوان يک عمل صالح ـ بهترين راه کسب احترام و محبت اجتماعي است؛ چرا که
    اولاً واقف به آرامش روحي مي‏رسد؛ زيرا مي‏داند که با وقف کردن مال خود ثوابي را کسب کرده و از گناهي اجتناب نموده است.
    ثانيا، واقف دين خود را به اجتماع ادا کرده و به نداي بزرگان دين و استغاثه نيازمندان پاسخ مثبت داده است.
    ثالثا، نيازهاي عاطفي خود را برطرف نموده و آينده روشن و ثابتي را براي فرزندان خود پي‏ريزي کرده است.
    رابعا، از طريق وقف، محبت مردم را ـ چه قبل و چه بعد از فوت ـ به سوي خود جلب کرده و خود را از درد تنهايي و غربت نجات داده است(14).
     
    انگيزه خوديابي يا تحقق خويشتن
     

    يکي از مهمترين و اساسي‏ترين انگيزه‏هاي آدمي که در رأس هِرَم نيازهاي «مزلو» قرار دارد، و نياز انسان به تعالي و ترقي، حقيقت‏جويي و کمال و گرايش به خير و زيبايي است. زماني که همه نيازهاي آدمي به نحوي برآورده گرديد، نياز به کمال بار ديگر او را به تکاپو و فعاليت وا مي‏دارد. گويا آدمي هميشه در جستجوي مرحله و مرتبه‏اي بالاتر است تا به حدّ اقناع برسد. اين نياز گاهي باعث مي‏گردد که ساير نيازها ناديده گرفته شده و تحت‏الشعاع قرار گيرند. مولانا درباره سير تکامل حيات آدمي مي‏سرايد:
    از جمادي مُردم و نامي شدم
    وز نما مردم ز حيوان سر زدم
    مردم از حيواني و آدم شدم
    پس چه ترسم کي ز مردن کم شدم
    جمله ديگر بميرم از بشر
    با ملائک پس در آرم بال و پر
    بار ديگر از ملک پرّان شوم
    آنچه اندر وهم نايد آن شوم
    پس عدم گردم عدم چون ارغنون
    گويد آن کانّا اليه راجعون
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • انگيزه‏ها و آثار رواني و تربيتي وقف - 6

    • ساعت ارسال پست : 12:29 AM ،


    (از وقفنامه مدرسه سلطاني اصفهان)
     

    2ـ «... صرف صلحا و علماء سکان آنجا و خدمت از اماکن شريفه شود...» (از وقفنامه مدرسه نوزيه اصفهان)
    3ـ «.. و دو ثلث، صرف مصيبت حضرت ابي‏عبداللّه‏ و يک ثلث ديگر صرف خيرات مطلقه..» (از وقفنامه حاج‏رضا گوگدي در گلپايگان)
    4ـ در قريه مجومرد يزد جزو مصارف وقف «پاپوش براي زوّار» و آش و نان فقرا و تعمير پل و ايجاد راه و مخارج مکتب اطفال فقير و دستمزد معلم آنان معين شده است(12).
    بدين‏لحاظ پديده وقف به عنوان يک سنت و سيره نبوي داراي حيطه وسيعي از فعاليت و اقدام مي‏باشد تا جايي که اگر به درستي در جامعه عمل و اجرا شود، هيچ‏گاه در جامعه اسلامي با کمبودهاي اقتصادي، اجتماعي و آموزشي، فرهنگي روبه‏رو نخواهيم شد. با وجود اين پديده وقف در زمينه انگيزه اجتماعي اولاً توانسته است عواطف و نيازهاي اجتماعي واقفين را برآورده سازد، ثانيا وسيله‏اي دائمي براي تعديل امتيازهاي طبقاتي فراهم نمايد و ثالثا پديده زيانبار فقر را تا حد ممکن در جامعه ريشه‏کن نمايد.
     
    انگيزه احترام و جلب محبت
     

    يکي از انگيزه هايي که باعث مي‏شود فرد نحوه خاصي از رفتار را بروز دهد، انگيزه جلب احترام و محبت ديگران است. وجهه و احترام نوعي سلوک و رفتار است که انتظار مي‏رود ديگران در حضور شخص نشان دهند؛ از قبيل حرمت يا بي‏حرمتي، رسميت يا صميميت، مدارا يا
    صراحت(13).مردم در سراسر زندگي خود طالب و جوياي وجهه اجتماعي هستند و از طرق گونه‏گون همچون کسب و شغل پُر درآمد، حسن رفتار و اخلاق در برخورد با مردم، کسب مدارج بالاي تحصيلي و غيره در جهت ارضاي اين انگيزه مي‏کوشند. پديده وقف را نيز مي‏توان با همين ديد توجيه و تبيين نمود. واقف با اين عمل خود در عين اينکه وجهه و احترام اجتماعي دنيوي کسب مي‏کند، به سعادتي اخروي نيز دست مي‏يابد. به ديگر سخن، وقف نمودن مال يا دارايي يکي از بهترين طرق کسب وجهه و احترام اجتماعي است.
    نکته مهمي که باعث ارزشمندي وقف مي‏گردد انتخاب طريقه صحيح ارضاي نياز احترام و جلب محبت ديگران است. قرآن در مورد کساني که براي کسب احترام و اثبات برتري خود به رفتارهاي بيهوده دست مي‏زنند مي‏فرمايد: «الهيکم‏التکاثر حتي زرتم‏المقابر» (بسياري اموال و فرزندان شما را غافل داشته است تا آنجا که به ملاقات قبور رويد) و بدين‏سان در پي جلب احترام اجتماعي، به بسياري مال و فرزندان خود فخر مي‏نمايند تا جائي که يهوديان مي‏گفتند:
    «ان‏اللّه‏ فقير و نحن اغنياء»
    (آل‏عمران، 181)
    خداوند در جايي ديگر مي‏فرمايد:
    «اِعْلَموْا اَنَّما الْحَيوة الدُّنيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينة وَ تَفاخُرٌ بَيْنکُمْ و تکاثُرٌ فيِ‏الْاَموالِ وَالْاَوْلادِ...»
    (حديد، آيه 20)
    (بدانيد که زندگاني دنيا در حقيقت بازيچه است و لهو و عياشي و آرايش و تفاخر و خودستايي با يکديگر و حرص و زياد کردن مال و فرزندان و...)
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • انگيزه‏ها و آثار رواني و تربيتي وقف - 5

    • ساعت ارسال پست : 12:28 AM ،


    دريدبن حمة گويد:
    و هل انا الاّ من غزية اِنْ غوتْ
    غَوَيتُ و انْ تَرشدُ غرية اَرشدُ
    (من اهل قبيله «غريه»ام که اگر گمراه و بدبخت و سرگردان شود من نيز به اين بلايا گرفتار آيم و اگر به رشد و کمال و خوشبختي رسد گويي من نيز بدانها دست يافته‏ام(10).) و
    مقنع کندي گويد:
    و انّ‏الذي بيني و بين بني أبي و بين بني عمّي لمختلف جدّا فان اکلوا لحمي وَ فرتُ لحومهم و ان هدموا مجدي بنيتُ لهم مجدا و ان ضيّعوا غيبي حفظتُ غيوبهم و ان هم هووا غيّي هويتُ لهم رشدا
    بين من و فرزندان پدرم و پسرعموهايم اختلاف شديد است. اگر مرا تکه‏تکه کنند و بخورند من گوشت بدن آنها را زيادت کنم و اگر مقام و مجد مرا ويران کنند من براي آنان مجد و بزرگي فراهم کنم و اگر غيبت من نموده و ناسزا گويند من حفظ‏الغيب آنان کنم و اگر آنان هلاکت و سقوط مرا بخواهند من هدايت و سعادت آنها را مي‏خواهم(11).)
    اين انگيزه‏ها باعث ايجاد دو دسته خصايص «روابط اجتماعي» و «روابط خانوادگي» در افراد مي‏گردد. تجلّي خصوصيات مربوط به روابط اجتماعي در افراد عبارت است از رفتار خوب با مردم، جود و احسان، تعاون و همکاري، اتحاد و همبستگي، امر به معروف و نهي از منکر، عفو و ايثار و... تجلي خصوصيات مربوط به روابط خانوادگي در افراد عبارت است از نيکي به والدين و خويشاوندان، حُسن معاشرت همسران با يکديگر، سرپرستي خانواده و پرداخت نفقه به آنها و...
    وقف به عنوان يک پديده اجتماعي در حقيقت بر هر دو دسته روابط اجتماعي و روابط خانوادگيِ واقف تأثير مثبت مي‏گذارد.
    خداوند با بذل توجه به انگيزه اجتماعي، مردم را به زندگي براساس تعاون در راه خير عام دعوت مي‏نمايد و مي‏فرمايد: «و تعاونوا علي‏البرّ والتقوي و لاتعاونوا علي‏الاثم والعدوان» و ترتيب اين تعاون جمعي را به حسب ترتيب اقوام و بستگان قرار داده است تا اينکه بر بهترين پايه‏ها استوار باشد «و وصّينا الانسان بوالديه احسانا حملته امّه کرها و وضعته کرها» سپس دايره عواطف اجتماعي را گسترش و وسعت داده و مؤمنان را به توجه به ناتوانان و ايتام و مساکين و همسايگان و غيره دعوت کرده، همه اين امور را عبادت دانسته مي‏فرمايد:
    «وَاعْبُدُوااللّه‏َ وَ لاتشرکُوا به شيْئا وَ بِالوالِدَيْنِ اِحسانا وَ بِذيِ الْقُربي وَاليَتامي وَالْمَساکينِ وَالْجار ذِي‏الْقربي وَالْجارِالجُنبِ وَالصّاحِبِ بِالجَنْبِ وَ ابْنِ‏السّبيل وَ ما مَلَکَتْ اَيمانُکُم اَنَ‏اللّه‏َ لايُحبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُورا.»
    (نساء،36)
    خداي يکتا را بپرستيد و چيزي را بر او شريک قرار ندهيد و نسبت به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران و همسايه بيگانه و دوستان موافق و رهگذران و بندگان و کساني که زيردست شمايند، در حق همه نيکي و مهرباني کنيد که خداوند مردم خودپسند و متکبّر را دوست ندارد)
    و اين انگيزه تا جايي گسترش مي‏يابد که مي‏فرمايد «انّما المؤمنون اخوه» و حتي شامل مهرباني با حيوانات نيز مي‏شود.
    عيني‏ترين مصداق عمل به اين آيه و ساير آيات مشابه را مي‏توان در «وقف» مشاهده نمود. تاکنون هيچ وقفنامه‏اي يافت نشده که به نحوي از انحا يکي از موارد مطروحه در آيه ياد شده را جهت کمک و احسان تعيين ننموده باشد. اين وقفنامه‏ها علاوه بر اينکه خود مدارکي دال بر حقانيت دين مبين اسلام ـ به عنوان عالي‏ترين انديشه ـ در خدمت رفاه و خوشبختي انسانهايند، سندي جامع بر واقع‏نگري اسلام در درک فطرت و نياز بشري به‏شمار مي‏آيند. بد نيست به اختصار نگاهي به پاره‏اي از اين وقفنامه‏ها بيفکنيم:
    1ـ «... در هر شب نقدا تسليم شصت نفر از شيعيان اثني‏عشريه ظاهرالاحتياج سواي چهل‏ويک نفر مقرّري هر شب نمايند که از آن وجه افطار کنند...»
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 23 خرداد 1389 
  • نظرات (0)